قرآن

فارسی

این کتاب در مالکیت عمومی می باشد.

۲۰۱۵


فهرست

١. حمد
٢. بقره
٣. آل‌عمران
٤. نساء
٥. مائده
٦. انعام
٧. اعراف
٨. انفال
٩. توبه
١٠. یونس
١١. هود
١٢. یوسف
١٣. رعد
١٤. ابراهیم
١٥. حجر
١٦. نحل
١٧. اسراء
١٨. کهف
١٩. مریم
٢٠. طه
٢١. انبیاء
٢٢. حج
٢٣. مؤمنون
٢٤. نور
٢٥. فرقان
٢٦. شعراء
٢٧. نمل
٢٨. قصص
٢٩. عنکبوت
٣٠. روم
٣١. لقمان
٣٢. سجده
٣٣. احزاب
٣٤. سبأ
٣٥. فاطر
٣٦. یس
٣٧. صافات
٣٨. ص
٣٩. زمر
٤٠. غافر
٤١. فصلت
٤٢. شورا
٤٣. زخرف
٤٤. دخان
٤٥. جاثیه
٤٦. احقاف
٤٧. محمد
٤٨. فتح
٤٩. حجرات
٥٠. ق
٥١. ذاریات
٥٢. طور
٥٣. نجم
٥٤. قمر
٥٥. رحمن
٥٦. واقعه
٥٧. حدید
٥٨. مجادله
٥٩. حشر
٦٠. ممتحنه
٦١. صف
٦٢. جمعه
٦٣. منافقون
٦٤. تغابن
٦٥. طلاق
٦٦. تحریم
٦٧. ملک
٦٨. قلم
٦٩. حاقه
٧٠. معارج
٧١. نوح
٧٢. جن
٧٣. مزمل
٧٤. مدثر
٧٥. قیامه
٧٦. انسان
٧٧. مرسلات
٧٨. نبأ
٧٩. نازعات
٨٠. عبس
٨١. تکویر
٨٢. انفطار
٨٣. مطففین
٨٤. انشقاق
٨٥. بروج
٨٦. طارق
٨٧. اعلی
٨٨. غاشیه
٨٩. فجر
٩٠. بلد
٩١. شمس
٩٢. لیل
٩٣. ضحی
٩٤. شرح
٩٥. تین
٩٦. علق
٩٧. قدر
٩٨. بینه
٩٩. زلزله
١٠٠. عادیات
١٠١. قارعه
١٠٢. تکاثر
١٠٣. عصر
١٠٤. همزه
١٠٥. فیل
١٠٦. قریش
١٠٧. ماعون
١٠٨. کوثر
١٠٩. کافرون
١١٠. نصر
١١١. مسد
١١٢. اخلا‌ص
١١٣. فلق
١١٤. ناس

فصل ١.  حمد

  1. به نام خداوند رحمتگر مهربان
  2. ستایش خدایی را که پروردگار جهانیان است
  3. رحمتگر مهربان
  4. (و) خداوند روز جزاست
  5. (بار الها) تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم
  6. ما را به راه راست هدایت فرما
  7. راه آنان که گرامی‌شان داشته‌ای نه (راه) مغضوبین و نه (راه) گمراهان

فصل ٢.  بقره

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم
  2. این است کتابى که در (حقانیت) آن هیچ تردیدى نیست (و) مایه هدایت تقواپیشگان است
  3. آنان که به غیب ایمان مى‌آورند و نماز را بر پا مى‌دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند
  4. و آنان که بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان مى آورند و آنانند که به آخرت یقین دارند
  5. آنان برخوردار از هدایتى از سوى پروردگار خویشند و آنان همان رستگارانند
  6. در حقیقت کسانى که کفر ورزیدند چه بیمشان دهى چه بیمشان ندهى بر ایشان یکسان است (آنها) نخواهند گروید
  7. خداوند بر دلهاى آنان و بر شنوایى ایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‌اى است و آنان را عذابى دردنا‌ک است
  8. و برخى از مردم مى‌گویند ما به خدا و روز بازپسین ایمان آورده‌ایم ولى گروندگان (راستین) نیستند
  9. با خدا و مؤمنان نیرنگ مى‌بازند ولى جز بر خویشتن نیرنگ نمى‌زنند و نمى‌فهمند
  10. در دلهایشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به (سزاى) آنچه به دروغ مى گفتند عذابى دردنا‌ک (در پیش) خواهند داشت
  11. و چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید مى‌گویند ما خود اصلاحگریم
  12. بهوش باشید که آنان فسادگرانند لیکن نمى‌فهمند
  13. و چون به آنان گفته شود همان گونه که مردم ایمان آوردند شما هم ایمان بیاورید مى‌گویند آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده‌اند ایمان بیاوریم هشدار که آنان همان کم‌خردانند ولى نمى‌دانند
  14. و چون با کسانى که ایمان آورده‌اند برخورد کنند مى‌گویند ایمان آوردیم و چون با شیطانهاى خود خلوت کنند مى‌گویند در حقیقت ما با شماییم ما فقط (آنان را) ریشخند مى‌کنیم
  15. خدا (است که) ریشخندشان مى‌کند و آنان را در طغیانشان فرو مى‌گذارد تا سرگردان شوند
  16. همین کسانند که گمراهى را به (بهاى) هدایت‌خریدند در نتیجه داد و ستدشان سود(ى به بار) نیاورد و هدایت‌یافته نبودند
  17. مثل آنان همچون مثل کسانى است که آتشى افروختند و چون پیرامون آنان را روشنایى داد خدا نورشان را برد و در میان تاریکیهایى که نمى‌بینند رهایشان کرد
  18. کرند لالند کورند بنابراین به راه نمى‌آیند
  19. یا چون (کسانى که در معرض) رگبارى از آسمان که در آن تاریکیها و رعد و برقى است (قرار گرفته‌اند) از (نهیب) آذرخش (و) بیم مر‌گ سر انگشتان خود را در گوشهایشان نهند ولى خدا بر کافران احاطه دارد
  20. نزدیک است که برق چشمانشان را برباید هر گاه که بر آنان روشنى بخشد در آن گام زنند و چون راهشان را تاریک کند (بر جاى خود) بایستند و اگر خدا مى‌خواست‌شنوایى و بینایى‌شان را برمى‌گرفت که خدا بر همه چیز تواناست
  21. اى مردم پروردگارتان را که شما و کسانى را که پیش از شما بوده‌اند آفریده است پرستش کنید باشد که به تقوا گرایید
  22. همان (خدایى) که زمین را براى شما فرشى (گسترده) و آسمان را بنایى (افراشته) قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از میوه‌ها رزقى براى شما بیرون آورد پس براى خدا همتایانى قرار ندهید در حالى که خود مى‌دانید
  23. و اگر در آنچه بر بنده خود نازل کرده‌ایم شک دارید پس اگر راست مى‌گویید سوره‌اى مانند آن بیاورید و گواهان خود را غیر خدا فرا خوانید
  24. پس اگر نکردید و هرگز نمى‌توانید کرد از آن آتشى که سوختش مردمان و سنگها هستند و براى کافران آماده شده بپرهیزید
  25. و کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته انجام داده‌اند مژده ده که ایشان را باغهایى خواهد بود که از زیر (درختان) آنها جویها روان است هر گاه میوه‌اى از آن روزى ایشان شود مى‌گویند این همان است که پیش از این (نیز) روزى ما بوده و مانند آن (نعمتها) به ایشان داده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند
  26. خداى را از اینکه به پشه‌اى یا فروتر (یا فراتر) از آن مثل زند شرم نیاید پس کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌دانند که آن (مثل) از جانب پروردگارشان بجاست ولى کسانى که به کفر گراییده‌اند مى‌گویند خدا از این مثل چه قصد داشته است (خدا) بسیارى را با آن گمراه و بسیارى را با آن راهنمایى مى‌کند و(لى) جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‌کند
  27. کسانی که پیمان خدا را پس از بستن آن مى‌شکنند و آنچه را خداوند به پیوستنش امر فرموده مى‌گسلند و در زمین به فساد مى‌پردازند آنانند که زیانکارانند
  28. چگونه خدا را منکرید با آنکه مردگانى بودید و شما را زنده کرد باز شما را مى میراند (و) باز زنده مى‌کند (و) آنگاه به سوى او بازگردانده مى‌شوید
  29. اوست آن کسى که آنچه در زمین است همه را براى شما آفرید سپس به (آفرینش) آسمان پرداخت و هفت آسمان را استوار کرد و او به هر چیزى داناست
  30. و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمین جانشینى خواهم گماشت (فرشتگان) گفتند آیا در آن کسى را مى‌گمارى که در آن فساد انگیزد و خونها بریزد و حال آنکه ما با ستایش تو (تو را) تنزیه مى‌کنیم و به تقدیست مى‌پردازیم فرمود من چیزى مى‌دانم که شما نمى‌دانید
  31. و (خدا) همه (معانى) نامها را به آدم آموخت‌سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‌گویید از اسامى اینها به من خبر دهید
  32. گفتند منزهى تو ما را جز آنچه (خود) به ما آموخته‌اى هیچ دانشى نیست تویى داناى حکیم
  33. فرمود اى آدم ایشان را از اسامى آنان خبر ده و چون (آدم) ایشان را از اسماءشان خبر داد فرمود آیا به شما نگفتم که من نهفته آسمانها و زمین را مى‌دانم و آنچه را آشکار مى‌کنید و آنچه را پنهان مى‌داشتید مى‌دانم
  34. و چون فرشتگان را فرمودیم براى آدم سجده کنید پس بجز ابلیس که سر باز زد و کبر ورزید و از کافران شد (همه) به سجده درافتادند
  35. و گفتیم اى آدم خود و همسرت در این باغ سکونت گیر(ید) و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید و(لى) به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود
  36. پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد و فرمودیم فرود آیید شما دشمن همدیگرید و براى شما در زمین قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود
  37. سپس آدم از پروردگارش کلماتى را دریافت نمود و (خدا) بر او ببخشود آرى او(ست که) توبه‌پذیر مهربان است
  38. فرمودیم جملگى از آن فرود آیید پس اگر از جانب من شما را هدایتى رسد آنان که هدایتم را پیروى کنند بر ایشان بیمى نیست و غمگین نخواهند شد
  39. و(لى) کسانى که کفر ورزیدند و نشانه‌هاى ما را دروغ انگاشتند آنانند که اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود
  40. اى فرزندان اسرائیل نعمتهایم را که بر شما ارزانى داشتم به یاد آرید و به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم و تنها از من بترسید
  41. و بدانچه نازل کرده‌ام که مؤید همان چیزى است که با شماست ایمان آرید و نخستین منکر آن نباشید و آیات مرا به بهایى ناچیز نفروشید و تنها از من پروا کنید
  42. و حق را به باطل درنیامیزید و حقیقت را با آنکه خود مى‌دانید کتمان نکنید
  43. و نماز را بر پا دارید و زکات را بدهید و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید
  44. آیا مردم را به نیکى فرمان مى‌دهید و خود را فراموش مى‌کنید با اینکه شما کتاب (خدا) را مى‌خوانید آیا (هیچ) نمى‌اندیشید
  45. از شکیبایى و نماز یارى جویید و به راستى این (کار) گران است مگر بر فروتنان
  46. همان کسانى که مى‌دانند با پروردگار خود دیدار خواهند کرد و به سوى او باز خواهند گشت
  47. اى فرزندان اسرائیل از نعمتهایم که بر شما ارزانى داشتم و (از) اینکه من شما را بر جهانیان برترى دادم یاد کنید
  48. و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى (از عذاب خدا) را از کسى دفع نمى کند و نه از او شفاعتى پذیرفته و نه به جاى وى بدلى گرفته می‌شود و نه یارى خواهند شد
  49. و (به یاد آرید) آنگاه که شما را از (چنگ) فرعونیان رهانیدیم (آنان) شما را سخت‌شکنجه مى‌کردند پسران شما را سر مى‌بریدند و زنهایتان را زنده مى‌گذاشتند و در آن (امر بلا و) آزمایش بزرگى از جانب پروردگارتان بود
  50. و هنگامى که دریا را براى شما شکافتیم و شما را نجات بخشیدیم و فرعونیان را در حالى که شما نظاره مى‌کردید غرق کردیم
  51. و آنگاه که با موسى چهل شب قرار گذاشتیم آنگاه در غیاب وى شما گوساله را (به پرستش) گرفتید در حالى که ستمکار بودید
  52. پس از آن بر شما بخشودیم باشد که شکرگزارى کنید
  53. و آنگاه که موسى را کتاب و فرقان (=جداکننده حق از باطل) دادیم شاید هدایت‌یابید
  54. و چون موسى به قوم خود گفت اى قوم من شما با (به پرستش) گرفتن گوساله برخود ستم کردید پس به درگاه آفریننده خود توبه کنید و (خطاکاران) خودتان را به قتل برسانید که این (کار) نزد آفریدگارتان براى شما بهتر است پس (خدا) توبه شما را پذیرفت که او توبه‌پذیر مهربان است
  55. و چون گفتید اى موسى تا خدا را آشکارا نبینیم هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد پس در حالى که مى‌نگریستید صاعقه شما را فرو گرفت
  56. سپس شما را پس از مر‌گتان برانگیختیم باشد که شکرگزارى کنید
  57. و بر شما ابر را سایه‌گستر کردیم و بر شما گزانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم (و گفتیم) از خوراکیهاى پاکیزه‌اى که به شما روزى داده‌ایم بخورید و(لى آنان) بر ما ستم نکردند بلکه بر خویشتن ستم روا مى‌داشتند
  58. و (نیز به یادآرید) هنگامى را که گفتیم بدین شهر درآیید و از (نعمتهاى) آن هر گونه خواستید فراوان بخورید و سجده‌کنان از در (بزرگ) درآیید و بگویید (خداوندا) گناهان ما را بریز تا خطاهاى شما را ببخشاییم و (پاداش) نیکوکاران را خواهیم افزود
  59. اما کسانى که ستم کرده بودند (آن سخن را) به سخن دیگرى غیر از آنچه به ایشان گفته شده بود تبدیل کردند و ما (نیز) بر آنان که ستم کردند به سزاى اینکه نافرمانى پیشه کرده بودند عذابى از آسمان فرو فرستادیم
  60. و هنگامى که موسى براى قوم خود در پى آب برآمد گفتیم با عصایت بر آن تخته‌سنگ بزن پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت (به گونه‌اى که) هر قبیله‌اى آبشخور خود را مى‌دانست (و گفتیم) از روزى خدا بخورید و بیاشامید و(لى) در زمین سر به فساد برمدارید
  61. و چون گفتید اى موسى هرگز بر یک (نوع) خوراک تاب نیاوریم از خداى خود براى ما بخواه تا از آنچه زمین مى‌رویاند از (قبیل) سبزى و خیار و سیر و عدس و پیاز براى ما برویاند (موسى) گفت آیا به جاى چیز بهتر خواهان چیز پست‌ترید پس به شهر فرود آیید که آنچه را خواسته‌اید براى شما (در آنجا مهیا)ست و (داغ) خوارى و نادارى بر (پیشانى) آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار آمدند چرا که آنان به نشانه‌هاى خدا کفر ورزیده بودند و پیامبران را بناحق مى‌کشتند این از آن روى بود که سرکشى نموده و از حد گذشته بودند
  62. در حقیقت کسانى که (به اسلام) ایمان آورده و کسانى که یهودى شده‌اند و ترسایان و صابئان هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهنا‌ک خواهند شد
  63. و چون از شما پیمان محکم گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز شما افراشتیم (و فرمودیم) آنچه را به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید و آنچه را در آن است به خاطر داشته باشید باشد که به تقوا گرایید
  64. سپس شما بعد از آن (پیمان) رویگردان شدید و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلماً از زیانکاران بودید
  65. و کسانى از شما را که در روز شنبه (از فرمان خدا) تجاوز کردند نیک شناختید پس ایشان را گفتیم بوزینگانى طردشده باشید
  66. و ما آن (عقوبت) را براى حاضران و (نسلهاى) پس از آن عبرتى و براى پرهیزگاران پندى قرار دادیم
  67. و هنگامى که موسى به قوم خود گفت‌خدا به شما فرمان مى‌دهد که ماده گاوى را سر ببرید گفتند آیا ما را به ریشخند مى‌گیرى گفت پناه مى‌برم به خدا که (مبادا) از جاهلان باشم
  68. گفتند پروردگارت را براى ما بخوان تا بر ما روشن سازد که آن چگونه (گاوى) است گفت وى مى‌فرماید آن ماده گاوى است نه پیر و نه خردسال (بلکه) میانسالى است بین این دو پس آنچه را (بدان) مامورید به جاى آرید
  69. گفتند از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن کند که رنگش چگونه است گفت وى مى‌فرماید آن ماده گاوى است زرد یکدست و خالص که رنگش بینندگان را شاد مى‌کند
  70. گفتند از پروردگارت بخواه تا بر ما روشن گرداند که آن چگونه (گاوى) باشد زیرا (چگونگى) این ماده گاو بر ما مشتبه شده و(لى با توضیحات بیشتر تو) ما انشاء الله حتما هدایت‌ خواهیم شد
  71. گفت وى مى‌فرماید در حقیقت آن ماده گاوى است که نه رام است تا زمین را شخم زند و نه کشتزار را آبیارى کند بى‌نقص است و هیچ لکه‌اى در آن نیست گفتند اینک سخن درست آوردى پس آن را سر بریدند و چیزى نمانده بود که نکنند
  72. و چون شخصى را کشتید و در باره او با یکدیگر به ستیزه برخاستید و حال آنکه خدا آنچه را کتمان مى‌کردید آشکار گردانید
  73. پس فرمودیم پاره‌اى از آن (گاو سر بریده را) به آن (مقتول) بزنید (تا زنده شود) این گونه خدا مردگان را زنده مى‌کند و آیات خود را به شما مى‌نمایاند باشد که بیندیشید
  74. سپس دلهاى شما بعد از این (واقعه) سخت گردید همانند سنگ یا سخت‌تر از آن چرا که از برخى سنگها جویهایى بیرون مى‌زند و پاره‌اى از آنها مى‌شکافد و آب از آن خارج مى‌شود و برخى از آنها از بیم خدا فرو مى‌ریزد و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست
  75. آیا طمع دارید که (اینان) به شما ایمان بیاورند با آنکه گروهى از آنان سخنان خدا را مى‌شنیدند سپس آن را بعد از فهمیدنش تحریف مى‌کردند و خودشان هم مى‌دانستند
  76. و (همین یهودیان) چون با کسانى که ایمان آورده‌اند برخورد کنند مى‌گویند ما ایمان آورده‌ایم و وقتى با همدیگر خلوت مى‌کنند مى‌گویند چرا از آنچه خداوند بر شما گشوده است براى آنان حکایت مى‌کنید تا آنان به (استناد) آن پیش پروردگارتان بر ضد شما استدلال کنند آیا فکر نمى‌کنید
  77. آیا نمى‌دانند که خداوند آنچه را پوشیده مى‌دارند و آنچه را آشکار مى‌کنند مى‌داند
  78. و (بعضى) از آنان بى‌سوادانى هستند که کتاب (خدا) را جز خیالات خامى نمى‌دانند و فقط گمان مى‌برند
  79. پس واى بر کسانى که کتاب (تحریف‌شده‌اى) با دستهاى خود مى‌نویسند سپس مى‌گویند این از جانب خداست تا بدان بهاى ناچیزى به دست آرند پس واى بر ایشان از آنچه دستهایشان نوشته و واى بر ایشان از آنچه (از این راه) به دست مى‌آورند
  80. و گفتند جز روزهایى چند هرگز آتش به ما نخواهد رسید بگو مگر پیمانى از خدا گرفته‌اید که خدا پیمان خود را هرگز خلاف نخواهد کرد یا آنچه را نمى‌دانید به دروغ به خدا نسبت مى‌دهید
  81. آرى کسى که بدى به دست آورد و گناهش او را در بر گیرد پس چنین کسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود
  82. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند آنان اهل بهشتند و در آن جاودان خواهند ماند
  83. و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید و با مردم (به زبان) خوش سخن بگویید و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید آنگاه جز اندکى از شما (همگى) به حالت اعراض روى برتافتید
  84. و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که خون همدیگر را مریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید سپس (به این پیمان) اقرار کردید و خود گواهید
  85. (ولى) باز همین شما هستید که یکدیگر را مى‌کشید و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مى‌رانید و به گناه و تجاوز بر ضد آنان به یکدیگر کمک مى‌کنید و اگر به اسارت پیش شما آیند به (دادن) فدیه آنان را آزاد مى‌کنید با آنکه (نه تنها کشتن بلکه) بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است آیا شما به پاره‌اى از کتاب (تورات) ایمان مى‌آورید و به پاره‌اى کفر مى‌ورزید پس جزاى هر کس از شما که چنین کند جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود و روز رستاخیز ایشان را به سخت‌ترین عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى‌کنید غافل نیست
  86. همین کسانند که زندگى دنیا را به (بهاى) جهان دیگر خریدند پس نه عذاب آنان سبک گردد و نه ایشان یارى شوند
  87. و همانا به موسى کتاب (تورات) را دادیم و پس از او پیامبرانى را پشت‌سر هم فرستادیم و عیسى پسر مریم را معجزه‌هاى آشکار بخشیدیم و او را با روح القدس تایید کردیم پس چرا هر گاه پیامبرى چیزى را که خوشایند شما نبود برایتان آورد کبر ورزیدید گروهى را دروغگو خواندید و گروهى را کشتید
  88. و گفتند دلهاى ما در غلاف است (نه چنین نیست) بلکه خدا به سزاى کفرشان لعنتشان کرده است پس آنان که ایمان مى‌آورند چه اند‌ک شماره‌اند
  89. و هنگامى که از جانب خداوند کتابى که مؤید آنچه نزد آنان است برایشان آمد و از دیرباز (در انتظارش) بر کسانى که کافر شده بودند پیروزى مى‌جستند ولى همین که آنچه (اوصافش) را مى‌شناختند برایشان آمد انکارش کردند پس لعنت‌ خدا بر کافران باد
  90. وه که به چه بد بهایى خود را فروختند که به آنچه خدا نازل کرده بود از سر رشک انکار آوردند، چرا که خداوند از فضل خویش بر هر کس از بندگانش که بخواهد (آیاتى) فرو مى‌فرستد پس به خشمى بر خشم دیگر گرفتار آمدند و براى کافران عذابى خفت‌آور است
  91. و چون به آنان گفته شود به آنچه خدا نازل کرده ایمان آورید مى‌گویند ما به آنچه بر (پیامبر) خودمان نازل شده ایمان مى‌آوریم و غیر آن را با آنکه (کاملا) حق و مؤید همان چیزى است که با آنان است انکار مى‌کنند بگو اگر مؤمن بودید پس چرا پیش از این پیامبران خدا را مى‌کشتید
  92. و قطعاً موسى براى شما معجزات آشکارى آورد سپس آن گوساله را در غیاب وى (به خدایى) گرفتید و ستمکار شدید
  93. و آنگاه که از شما پیمان محکم گرفتیم و (کوه) طور را بر فراز شما برافراشتیم (و گفتیم) آنچه را به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید و (به دستورهاى آن) گوش فرا دهید گفتند شنیدیم و نافرمانى کردیم و بر اثر کفرشان (مهر) گوساله در دلشان سرشته شد بگو اگر مؤمنید (بدانید که) ایمانتان شما را به بد چیزى وامى‌دارد
  94. بگو اگر در نزد خدا سراى بازپسین یکسره به شما اختصاص دارد نه دیگران، مردم پس اگر راست مى‌گویید آرزوى مر‌گ کنید
  95. ولى به سبب کارهایى که از پیش کرده‌اند هرگز آن را آرزو نخواهند کرد و خدا به (حال) ستمگران داناست
  96. و آنان را مسلماً آزمندترین مردم به زندگى و (حتى حریص‌تر) از کسانى که شر‌ک مى‌ورزند خواهى یافت هر یک از ایشان آرزو دارد که کاش هزار سال عمر کند با آنکه اگر چنین عمرى هم به او داده شود وى را از عذاب دور نتواند داشت و خدا بر آنچه مى‌کنند بیناست
  97. بگو کسى که دشمن جبرئیل است (در واقع دشمن خداست) چرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلبت نازل کرده است در حالى که مؤید (کتابهاى آسمانى) پیش از آن و هدایت و بشارتى براى مؤمنان است
  98. هر که دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل است (بداند که) خدا یقینا دشمن کافران است
  99. و همانا بر تو آیاتى روشن فرو فرستادیم و جز فاسقان (کسى) آنها را انکار نمى‌کند
  100. و مگر نه این بود که (یهود) هر گاه پیمانى بستند گروهى از ایشان آن را دور افکندند بلکه (حقیقت این است که) بیشترشان ایمان نمى‌آورند
  101. و آنگاه که فرستاده‌اى از جانب خداوند برایشان آمد که آنچه را با آنان بود تصدیق مى‌داشت گروهى از اهل کتاب، کتاب خدا را پشت‌سر افکندند چنانکه گویى (از آن هیچ) نمى‌دانند
  102. و آنچه را که شیطان(صفت)ها در سلطنت‌سلیمان خوانده (و درس گرفته) بودند پیروى کردند و سلیمان کفر نورزید لیکن آن شیطان(صفت)ها به کفر گراییدند که به مردم سحر مى‌آموختند و (نیز از) آنچه بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود (پیروى کردند) با اینکه آن دو (فرشته) هیچ کس را تعلیم (سحر) نمى‌کردند مگر آنکه (قبلا به او) مى‌گفتند ما (وسیله) آزمایشى (براى شما) هستیم پس زنهار کافر نشوى و(لى) آنها از آن دو (فرشته) چیزهایى مى‌آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند هر چند بدون فرمان خدا نمى‌توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند و (خلاصه) چیزى مى‌آموختند که برایشان زیان داشت و سودى بدیشان نمى‌رسانید و قطعاً (یهودیان) دریافته بودند که هر کس خریدار این (متاع) باشد در آخرت بهره‌اى ندارد وه که چه بد بود آنچه به جان خریدنداگر مى‌دانستند
  103. اگر آنها گرویده و پرهیزگارى کرده بودند قطعاً پاداشى (که) از جانب خدا (مى‌یافتند) بهتر بود اگر مى‌دانستند
  104. اى کسانى که ایمان آورده‌اید نگویید راعنا و بگویید انظرنا و (این توصیه را) بشنوید و (گر نه) کافران را عذابى دردنا‌ک است
  105. نه کسانى که از اهل کتاب کافر شده‌اند و نه مشرکان (هیچ کدام) دوست نمى‌دارند خیرى از جانب پروردگارتان بر شما فرود آید با آنکه خدا هر که را خواهد به رحمت‌خود اختصاص دهد و خدا داراى فزون‌بخشى عظیم است
  106. هر حکمى را نسخ کنیم یا آن را به (دست) فراموشى بسپاریم بهتر از آن یا مانندش را مى‌آوریم مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست
  107. مگر ندانستى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و شما جز خدا سرور و یاورى ندارید
  108. آیا مى‌خواهید از پیامبر خود همان را بخواهید که قبلا از موسى خواسته شد و هر کس کفر را با ایمان عوض کند مسلماً از راه درست گمراه شده است
  109. بسیارى از اهل کتاب پس از اینکه حق برایشان آشکار شد از روى حسدى که در وجودشان بود آرزو مى‌کردند که شما را بعد از ایمانتان کافر گردانند پس عفو کنید و درگذرید تا خدا فرمان خویش را بیاورد که خدا بر هر کارى تواناست
  110. و نماز را به پا دارید و زکات را بدهید و هر گونه نیکى که براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا باز خواهید یافت آرى خدا به آنچه مى‌کنید بیناست
  111. و گفتند هرگز کسى به بهشت درنیاید مگر آنکه یهودى یا ترسا باشد این آرزوهاى (واهى) ایشان است بگو اگر راست مى‌گویید دلیل خود را بیاورید
  112. آرى هر کس که خود را با تمام وجود به خدا تسلیم کند و نیکوکار باشد پس مزد وى پیش پروردگار اوست و بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد
  113. و یهودیان گفتند ترسایان بر حق نیستند و ترسایان گفتند یهودیان بر حق نیستند با آنکه آنان کتاب (آسمانى) را مى‌خوانند افراد نادان نیز (سخنى) همانند گفته ایشان گفتند پس خداوند روز رستاخیز در آنچه با هم اختلاف مى‌کردند میان آنان داورى خواهد کرد
  114. و کیست بیدادگرتر از آن کس که نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ویرانى آنها بکوشد آنان حق ندارند جز ترسان‌لرزان در آن (مسجد)ها درآیند در این دنیا ایشان را خوارى و در آخرت عذابى بزرگ است
  115. و مشرق و مغرب از آن خداست پس به هر سو رو کنید آنجا روى (به) خداست آرى خدا گشایشگر داناست
  116. و گفتند خداوند فرزندى براى خود اختیار کرده است او منزه است بلکه هر چه در آسمانها و زمین است از آن اوست (و) همه فرمانپذیر اویند
  117. (او) پدید آورنده آسمانها و زمین (است) و چون به کارى اراده فرماید فقط مى‌گوید (موجود) باش پس (فورا موجود) مى‌شود
  118. افراد نادان گفتند چرا خدا با ما سخن نمى‌گوید یا براى ما معجزه‌اى نمى‌آید کسانى که پیش از اینان بودند (نیز) مثل همین گفته ایشان را مى‌گفتند دلها (و افکار)شان به هم مى‌ماند ما نشانه‌ها(ى خود) را براى گروهى که یقین دارند نیک روشن گردانیده‌ایم
  119. ما تو را بحق فرستادیم تا بشارتگر و بیم‌دهنده باشى و (لى) درباره‌ی دوزخیان از تو پرسشى نخواهد شد
  120. و هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‌شوند مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى بگو در حقیقت تنها هدایت‌خداست که هدایت (واقعى) است و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد باز از هوسهاى آنان پیروى کنى در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت
  121. کسانى که کتاب (آسمانى) به آنان داده‌ایم (و) آن را چنانکه باید مى‌خوانند ایشانند که بدان ایمان دارند و(لى) کسانى که بدان کفر ورزند همانانند که زیانکارانند
  122. اى فرزندان اسرائیل نعمتم را که بر شما ارزانى داشتم و اینکه شما را بر جهانیان برترى دادم یاد کنید
  123. و بترسید از روزى که هیچ کس چیزى (از عذاب خدا) را از کسى دفع نمى‌کند و نه بدل و بلاگردانى از وى پذیرفته شود و نه او را میانجیگرى سودمند افتد و نه یارى شوند
  124. و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود و وى آن همه را به انجام رسانید (خدا به او) فرمود من تو را پیشواى مردم قرار دادم (ابراهیم) پرسید از دودمانم (چطور) فرمود پیمان من به بیدادگران نمى‌رسد
  125. و چون خانه (کعبه) را براى مردم محل اجتماع و (جاى) امنى قرار دادیم (و فرمودیم) در مقام ابراهیم نمازگاهى براى خود اختیار کنید و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که خانه مرا براى طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید
  126. و چون ابراهیم گفت، پروردگارا این (سرزمین) را شهرى امن گردان و مردمش را هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد از فرآورده‌ها روزى بخش فرمود و(لى) هر کس کفر بورزد اندکى برخوردارش مى‌کنم سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش (دوزخ) مى‌کشانم و چه بد سرانجامى است
  127. و هنگامى که ابراهیم و اسماعیل پایه‌هاى خانه (کعبه) را بالا مى‌بردند (مى‌گفتند) اى پروردگار ما از ما بپذیر که در حقیقت تو شنواى دانایى
  128. پروردگارا ما را تسلیم (فرمان) خود قرار ده و از نسل ما امتى فرمانبردار خود (پدید آر) و آداب دینى ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى که تویى توبه‌پذیر مهربان
  129. پروردگارا در میان آنان فرستاده‌اى از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و پاکیزه‌شان کند زیرا که تو خود شکست‌ناپذیر حکیمى
  130. و چه کسى جز آنکه به سبک‌مغزى گراید از آیین ابراهیم روى برمى‌تابد و ما او را در این دنیا برگزیدیم و البته در آخرت (نیز) از شایستگان خواهد بود
  131. هنگامى که پروردگارش به او فرمود تسلیم شو، گفت به پروردگار جهانیان تسلیم شدم
  132. و ابراهیم و یعقوب پسران خود را به همان (آیین) سفارش کردند (و هر دو در وصیتشان چنین گفتند) اى پسران من خداوند براى شما این دین را برگزید پس البته نباید جز مسلمان بمیرید
  133. آیا وقتى که یعقوب را مر‌گ فرا رسید حاضر بودید هنگامى که به پسران خود گفت پس از من چه را خواهید پرستید گفتند معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق معبودى یگانه را مى‌پرستیم و در برابر او تسلیم هستیم
  134. آن جماعت را روزگار به سر آمد دستاورد آنان براى آنان و دستاورد شما براى شماست و از آنچه آنان مى‌کرده‌اند شما بازخواست نخواهید شد
  135. و (اهل کتاب) گفتند یهودى یا مسیحى باشید تا هدایت‌یابید بگو نه بلکه (بر) آیین ابراهیم حق‌گرا (هستم) و وى از مشرکان نبود
  136. بگویید ما به خدا و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهیم و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده و به آنچه به موسى و عیسى داده شده و به آنچه به همه پیامبران از سوى پروردگارشان داده شده ایمان آورده‌ایم میان هیچ یک از ایشان فرق نمى‌گذاریم و در برابر او تسلیم هستیم
  137. پس اگر آنان (هم) به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید ایمان آوردند قطعاً هدایت‌شده‌اند ولى اگر روى برتافتند جز این نیست که سر ستیز (و جدایى ) دارند و به زودى خداوند (شر) آنان را از تو کفایت‌خواهد کرد که او شنواى داناست
  138. این است نگارگرى الهى و کیست‌خوش‌نگارتر از خدا و ما او را پرستندگانیم
  139. بگو آیا درباره خدا با ما بحث و گفتگو مى‌کنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شماست و ما براى او اخلاص مى‌ورزیم
  140. یا مى‌گویید ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط (دوازده‌گانه) یهودى یا نصرانى بوده‌اند بگو آیا شما بهتر مى‌دانید یا خدا و کیست‌ستمکارتر از آن کس که شهادتى از خدا را در نزد خویش پوشیده دارد و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست
  141. آن جماعت را روزگار سپرى شد براى ایشان است آنچه به دست آورده‌اند و براى شماست آنچه به دست آورده‌اید و از آنچه آنان مى‌کرده‌اند شما بازخواست نخواهید شد
  142. به زودى مردم کم خرد خواهند گفت چه چیز آنان را از قبله‌اى که بر آن بودند رویگردان کرد. بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر که را خواهد به راه راست هدایت مى‌کند
  143. و بدین گونه شما را امتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد و قبله‌اى را که (چندى) بر آن بودى مقرر نکردیم جز اینکه کسى را که از پیامبر پیروى مى‌کند از آن کس که از عقیده خود برمى‌گردد بازشناسیم هر چند (این کار) جز بر کسانى که خدا هدایت(شان) کرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند زیرا خدا (نسبت) به مردم دلسوز و مهربان است
  144. ما (به هر سو) گردانیدن رویت در آسمان را نیک مى‌بینیم پس (باش تا) تو را به قبله‌اى که بدان خشنود شوى برگردانیم پس روى خود را به سوى مسجدالحرام کن و هر جا بودید روى خود را به سوى آن بگردانید در حقیقت اهل کتاب نیک مى‌دانند که این (تغییر قبله) از جانب پروردگارشان (بجا و) درست است و خدا از آنچه مى‌کنند غافل نیست
  145. و اگر هر گونه معجزه‌اى براى اهل کتاب بیاورى (باز) قبله‌ی تو را پیروى نمى‌کنند و تو (نیز) پیرو قبله آنان نیستى و خود آنان پیرو قبله یکدیگر نیستند و پس از علمى که تو را (حاصل) آمده اگر از هوسهاى ایشان پیروى کنى در آن صورت جدا از ستمکاران خواهى بود
  146. کسانى که به ایشان کتاب (آسمانى) داده‌ایم همان گونه که پسران خود را مى‌شناسند او (=محمد) را مى‌شناسند و مسلماً گروهى از ایشان حقیقت را نهفته مى‌دارند و خودشان (هم) مى‌دانند
  147. حق از جانب پروردگار توست پس مبادا از تردیدکنندگان باشى
  148. و براى هر کسى قبله‌اى است که وى روى خود را به آن (سوى) مى‌گرداند پس در کارهاى نیک بر یکدیگر پیشى گیرید هر کجا که باشید خداوند همگى شما را (به سوى خود باز) مى‌آورد در حقیقت‌خدا بر همه چیز تواناست
  149. و از هر کجا بیرون آمدى روى خود را به سوى مسجدالحرام بگردان و البته این (فرمان) حق است و از جانب پروردگار تو است و خداوند از آنچه مى‌کنید غافل نیست
  150. و از هر کجا بیرون آمدى (به هنگام نماز) روى خود را به سمت مسجدالحرام بگردان و هر کجا بودید رویهاى خود را به سوى آن بگردانید تا براى مردم غیر از ستمگرانشان بر شما حجتى نباشد پس از آنان نترسید و از من بترسید تا نعمت‌خود را بر شما کامل گردانم و باشد که هدایت‌شوید
  151. همان طور که در میان شما فرستاده‌اى از خودتان روانه کردیم (که) آیات ما را بر شما مى‌خواند و شما را پا‌ک مى‌گرداند و به شما کتاب و حکمت مى‌آموزد و آنچه را نمى‌دانستید به شما یاد مى‌دهد
  152. پس مرا یاد کنید (تا) شما را یاد کنم و شکرانه‌ام را به جاى آرید و با من ناسپاسى نکنید
  153. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از شکیبایى و نماز یارى جویید زیرا خدا با شکیبایان است
  154. و کسانى را که در راه خدا کشته مى‌شوند مرده نخوانید بلکه زنده‌اند ولى شما نمى‌دانید
  155. و قطعاً شما را به چیزى از (قبیل) ترس و گرسنگى و کاهشى در اموال و جانها و محصولات مى‌آزماییم و مژده ده شکیبایان را
  156. (همان) کسانى که چون مصیبتى به آنان برسد مى‌گویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مى‌گردیم
  157. بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان (باد) و راه‌یافتگان (هم) خود ایشانند
  158. در حقیقت صفا و مروه از شعایر خداست (که یادآور اوست) پس هر که خانه (خدا) را حج کند یا عمره گزارد بر او گناهى نیست که میان آن دو سعى به جاى آورد و هر که افزون بر فریضه کار نیکى کند خدا حق شناس و داناست
  159. کسانى که نشانه‌هاى روشن و رهنمودى را که فرو فرستاده‌ایم، بعد از آنچه آن را براى مردم در کتاب توضیح داده‌ایم نهفته مى‌دارند، آنان را خدا لعنت مى‌کند و لعنت‌کنندگان لعنتشان مى‌کنند
  160. مگر کسانى که توبه کردند و (خود را) اصلاح نمودند و (حقیقت را) آشکار کردند پس بر آنان خواهم بخشود و من توبه‌پذیر مهربانم
  161. کسانى که کافر شدند و در حال کفر مردند لعنت‌خدا و فرشتگان و تمام مردم بر آنان باد
  162. در آن (لعنت) جاودانه بمانند نه عذابشان کاسته گردد و نه مهلت‌یابند
  163. و معبود شما معبود یگانه‌اى است که جز او هیچ معبودى نیست (و اوست) بخشایشگر مهربان
  164. راستى که در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز و کشتیهایى که در دریا روانند با آنچه به مردم سود مى‌رساند و (همچنین) آبى که خدا از آسمان فرو فرستاده و با آن زمین را پس از مردنش زنده گردانیده و در آن هر گونه جنبنده‌اى پراکنده کرده و (نیز در) گردانیدن بادها و ابرى که میان آسمان و زمین آرمیده است براى گروهى که مى‌اندیشند واقعا نشانه‌هایى (گویا) وجود دارد
  165. و برخى از مردم در برابر خدا همانندهایى (براى او) برمى‌گزینند و آنها را چون دوستى خدا دوست مى‌دارند ولى کسانى که ایمان آورده‌اند به خدا محبت بیشترى دارند کسانى که (با برگزیدن بت‌ها به خود) ستم نموده‌اند اگر مى‌دانستند هنگامى که عذاب را مشاهده کنند تمام نیرو(ها) از آن خداست و خدا سخت‌کیفر است
  166. آنگاه که پیشوایان از پیروان بیزارى جویند و عذاب را مشاهده کنند و میانشان پیوندها بریده گردد
  167. و پیروان مى‌گویند کاش براى ما بازگشتى بود تا همان گونه که (آنان) از ما بیزارى جستند (ما نیز) از آنان بیزارى مى‌جستیم این گونه خداوند کارهایشان را که بر آنان مایه حسرتهاست به ایشان مى‌نمایاند و از آتش بیرون‌آمدنى نیستند
  168. اى مردم از آنچه در زمین است‌حلال و پاکیزه را بخورید و از گامهاى شیطان پیروى مکنید که او دشمن آشکار شماست
  169. (او) شما را فقط به بدى و زشتى فرمان مى‌دهد و (وامى‌دارد) تا بر خدا چیزى را که نمى‌دانید بربندید
  170. و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا نازل کرده است پیروى کنید مى‌گویند نه بلکه از چیزى که پدران خود را بر آن یافته‌ایم پیروى مى‌کنیم آیا هر چند پدرانشان چیزى را درک نمى‌کرده و به راه صواب نمى‌رفته‌اند (باز هم در خور پیروى هستند)
  171. و مثل (دعوت‌کننده) کافران چون مثل کسى است که حیوانى را که جز صدا و ندایى (مبهم چیزى) نمى‌شنود بانگ مى‌زند (آرى) کرند لالند کورند (و) درنمى‌یابند
  172. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از نعمتهاى پاکیزه‌اى که روزى شما کرده‌ایم بخورید و اگر تنها او را مى‌پرستید خدا را شکر کنید
  173. (خداوند) تنها مردار و خون و گوشت خو‌ک و آنچه را که (هنگام سر بریدن) نام غیر خدا بر آن برده شده بر شما حرام گردانیده است (ولى) کسى که (براى حفظ جان خود به خوردن آنها) ناچار شود در صورتى که ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نیست زیرا خدا آمرزنده و مهربان است
  174. کسانى که آنچه را خداوند از کتاب نازل کرده پنهان مى‌دارند و بدان بهاى ناچیزى به دست مى‌آورند آنان جز آتش در شکمهاى خویش فرو نبرند و خدا روز قیامت با ایشان سخن نخواهد گفت و پاکشان نخواهد کرد و عذابى دردنا‌ک خواهند داشت
  175. آنان همان کسانى هستند که گمراهى را به (بهاى) هدایت و عذاب را به (ازاى) آمرزش خریدند پس به راستى چه اندازه باید بر آتش شکیبا باشند
  176. چرا که خداوند کتاب (تورات) را به حق نازل کرده است و کسانى که در باره کتاب (خدا) با یکدیگر به اختلاف پرداختند در ستیزه‌اى دور و درازند
  177. نیکوکارى آن نیست که روى خود را به سوى مشرق و (یا) مغرب بگردانید بلکه نیکى آن است که کسى به خدا و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانى) و پیامبران ایمان آورد و مال (خود) را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان و گدایان و در (راه آزاد کردن) بندگان بدهد و نماز را برپاى دارد و زکات را بدهد و آنان که چون عهد بندند به عهد خود وفادارانند و در سختى و زیان و به هنگام جنگ شکیبایانند. آنانند کسانى که راست گفته‌اند و آنان همان پرهیزگارانند
  178. اى کسانى که ایمان آورده‌اید در باره کشتگان بر شما (حق) قصاص مقرر شده آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر کس که از جانب برادر (دینى)اش (یعنى ولى مقتول) چیزى (از حق قصاص) به او گذشت‌شود (باید از گذشت ولى مقتول) به طور پسندیده پیروى کند و با (رعایت) احسان (خونبها را) به او بپردازد این (حکم) تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر کس بعد از آن از اندازه درگذرد وى را عذابى دردنا‌ک است
  179. و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است باشد که به تقوا گرایید
  180. بر شما مقرر شده است که چون یکى از شما را مر‌گ فرا رسد اگر مالى بر جاى گذارد براى پدر و مادر و خویشاوندان (خود) به طور پسندیده وصیت کند (این کار) حقى است بر پرهیزگاران
  181. پس هر کس آن (وصیت) را بعد از شنیدنش تغییر دهد گناهش تنها بر (گردن) کسانى است که آن را تغییر مى‌دهند آرى خدا شنواى داناست
  182. ولى کسى که از انحراف (و تمایل بیجاى) وصیت‌کننده‌اى (نسبت به ورثه‌اش) یا از گناه او (در وصیت به کار خلاف) بیم داشته باشد و میانشان را سازش دهد بر او گناهى نیست که خدا آمرزنده مهربان است
  183. اى کسانى که ایمان آورده‌اید روزه بر شما مقرر شده است همان گونه که بر کسانى که پیش از شما (بودند) مقرر شده بود باشد که پرهیزگارى کنید
  184. (روزه در) روزهاى معدودى (بر شما مقرر شده است) (ولى) هر کس از شما بیمار یا در سفر باشد (به همان شماره) تعدادى از روزهاى دیگر (را روزه بدارد) و بر کسانى که (روزه) طاقت‌فرساست کفاره‌اى است که خوراک دادن به بینوایى است و هر کس به میل خود بیشتر نیکى کند پس آن براى او بهتر است و اگر بدانید روزه گرفتن براى شما بهتر است
  185. ماه رمضان (همان ماه) است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است (کتابى ) که مردم را راهبر و (متضمن) دلایل آشکار هدایت و (میزان) تشخیص حق از باطل است پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد و کسى که بیمار یا در سفر است (باید به شماره آن) تعدادى از روزهاى دیگر (را روزه بدارد) خدا براى شما آسانى مى‌خواهد و براى شما دشوارى نمى‌خواهد تا شماره (مقرر) را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمون‌تان کرده است به بزرگى بستایید و باشد که شکرگزارى کنید
  186. و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند (بگو) من نزدیکم و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مى‌کنم پس (آنان) باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند
  187. در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گردیده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستید خدا مى‌دانست که شما با خودتان ناراستى مى‌کردید پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت پس اکنون (در شبهاى ماه رمضان مى‌توانید) با آنان همخوابگى کنید و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب کنید و بخورید و بیاشامید تا رشته سپید بامداد از رشته سیاه (شب) بر شما نمودار شود سپس روزه را تا (فرا رسیدن) شب به اتمام رسانید و در حالى که در مساجد معتکف هستید (با زنان) درنیامیزید این است‌حدود احکام الهى پس (زنهار به قصد گناه) بدان نزدیک نشوید این گونه خداوند آیات خود را براى مردم بیان مى‌کند باشد که پروا پیشه کنند
  188. و اموالتان را میان خودتان به ناروا مخورید و (به عنوان رشوه قسمتى از) آن را به قضات مدهید تا بخشى از اموال مردم را به گناه بخورید در حالى که خودتان (هم خوب) مى‌دانید
  189. در باره (حکمت) هلالها(ى ماه) از تو مى‌پرسند بگو آنها (شاخص) گاه‌شمارى براى مردم و (موسم) حج‌اند و نیکى آن نیست که از پشت‌خانه‌ها درآیید بلکه نیکى آن است که کسى تقوا پیشه کند و به خانه‌ها از در (ورودى) آنها درآیید و از خدا بترسید باشد که رستگار گردید
  190. و در راه خدا با کسانى که با شما مى‌جنگند بجنگید ولى از اندازه درنگذرید زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمى‌دارد
  191. و هر کجا بر ایشان دست‌یافتید آنان را بکشید و همان گونه که شما را بیرون راندند آنان را بیرون برانید (چرا که) فتنه (=شر‌ک) از قتل بدتر است (با این همه) در کنار مسجد الحرام با آنان جنگ مکنید مگر آنکه با شما در آن جا به جنگ درآیند پس اگر با شما جنگیدند آنان را بکشید که کیفر کافران چنین است
  192. و اگر بازایستادند البته خدا آمرزنده مهربان است
  193. با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‌اى نباشد و دین مخصوص خدا شود پس اگر دست برداشتند تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست
  194. این ماه حرام در برابر آن ماه حرام است و (هتک) حرمتها قصاص دارد پس هر کس بر شما تعدى کرد همان گونه که بر شما تعدى کرده بر او تعدى کنید و از خدا پروا بدارید و بدانید که خدا با تقواپیشگان است
  195. و در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست‌خود به هلاکت میفکنید و نیکى کنید که خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد
  196. و براى خدا حج و عمره را به پایان رسانید و اگر (به علت موانعى) بازداشته شدید آنچه از قربانى میسر است (قربانى کنید) و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را متراشید و هر کس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد (و ناچار شود در احرام سر بتراشد) به کفاره (آن باید) روزه‌اى بدارد یا صدقه‌اى دهد یا قربانیى بکند و چون ایمنى یافتید پس هر کس از (اعمال) عمره به حج پرداخت (باید) آنچه از قربانى میسر است (قربانى کند) و آن کس که (قربانى) نیافت (باید) در هنگام حج‌سه روز روزه (بدارد) و چون برگشتید هفت (روز دیگر روزه بدارید) این ده (روز) تمام است این (حج تمتع) براى کسى است که اهل مسجد الحرام (=مکه) نباشد و از خدا بترسید و بدانید که خدا سخت‌کیفر است
  197. حج در ماههاى معینى است پس هر کس در این (ماه)ها حج را (برخود) واجب گرداند (بداند که) در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال (روا) نیست و هر کار نیکى انجام مى‌دهید خدا آن را مى‌داند و براى خود توشه برگیرید که در حقیقت بهترین توشه پرهیزگارى است و اى خردمندان از من پروا کنید
  198. بر شما گناهى نیست که (در سفر حج) از فضل پروردگارتان (روزى خویش) بجویید پس چون از عرفات کو‌چ نمودید خدا را در مشعر الحرام یاد کنید و یادش کنید که شما را که پیشتر از بیراهان بودید فرا راه آورد
  199. پس از همان جا که (انبوه) مردم روانه مى‌شوند شما نیز روانه شوید و از خداوند آمرزش خواهید که خدا آمرزنده مهربان است
  200. و چون آداب ویژه حج‌خود را به جاى آوردید همان گونه که پدران خود را به یاد مى‌آورید یا با یادکردنى بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم کسى است که مى‌گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست
  201. و برخى از آنان مى‌گویند پروردگارا در این دنیا به ما نیکى و در آخرت (نیز) نیکى عطا کن و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار
  202. آنانند که از دستاوردشان بهره‌اى خواهند داشت و خدا زودشمار است
  203. و خدا را در روزهایى معین یاد کنید پس هر کس شتاب کند (و اعمال را) در دو روز (انجام دهد) گناهى بر او نیست و هر که تاخیر کند (و اعمال را در سه روز انجام دهد) گناهى بر او نیست (این اختیار) براى کسى است که (از محرمات) پرهیز کرده باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که شما را به سوى او گرد خواهد آورد
  204. و از میان مردم کسى است که در زندگى این دنیا سخنش تو را به تعجب وامى‌دارد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‌گیرد و حال آنکه او سخت‌ترین دشمنان است
  205. و چون برگردد (یا ریاستى یابد) کوشش مى‌کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکارى را دوست ندارد
  206. و چون به او گفته شود از خدا پروا کن نخوت وى را به گناه کشاند پس جهنم براى او بس است و چه بد بسترى است
  207. و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‌فروشد و خدا نسبت به (این) بندگان مهربان است
  208. اى کسانى که ایمان آورده‌اید همگى به اطاعت (خدا) درآیید و گامهاى شیطان را دنبال مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است
  209. و اگر پس از آنکه براى شما دلایل آشکار آمد دستخوش لغزش شدید بدانید که خداوند تواناى حکیم است
  210. مگر انتظار آنان غیر از این است که خدا و فرشتگان در (زیر) سایبانهایى از ابر سپید به سوى آنان بیایند و کار (داورى) یکسره شود و کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود
  211. از فرزندان اسرائیل بپرس چه بسیار نشانه‌هاى روشنى به آنان دادیم و هر کس نعمت‌خدا را پس از آنکه براى او آمد (به کفران) بدل کند خدا سخت‌کیفر است
  212. زندگى دنیا در چشم کافران آراسته شده است و مؤمنان را ریشخند مى‌کنند و (حال آنکه) کسانى که تقواپیشه بوده‌اند در روز رستاخیز از آنان برترند و خدا به هر که بخواهد بى‌شمار روزى مى‌دهد
  213. مردم امتى یگانه بودند پس خداوند پیامبران را نویدآور و بیم‌دهنده برانگیخت و با آنان کتاب (خود) را بحق فرو فرستاد تا میان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى کند و جز کسانى که (کتاب) به آنان داده شد پس از آنکه دلایل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم (و حسدى) که میانشان بود (هیچ کس) در آن اختلاف نکرد پس خداوند آنان را که ایمان آورده بودند به توفیق خویش به حقیقت آنچه که در آن اختلاف داشتند هدایت کرد و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند
  214. آیا پنداشتید که داخل بهشت مى‌شوید و حال آنکه هنوز مانند آنچه بر (سر) پیشینیان شما آمد بر (سر) شما نیامده است آنان دچار سختى و زیان شدند و به (هول و) تکان درآمدند تا جایى که پیامبر (خدا) و کسانى که با وى ایمان آورده بودند گفتند پیروزى خدا کى خواهد بود هشدار که پیروزى خدا نزدیک است
  215. از تو مى‌پرسند چه چیزى انفاق کنند (و به چه کسى بدهند) بگو هر مالى انفاق کنید به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مسکینان و به در راه‌مانده تعلق دارد و هر گونه نیکى کنید البته خدا به آن داناست
  216. بر شما کارزار واجب شده است در حالى که براى شما ناگوار است و بسا چیزى را خوش نمى‌دارید و آن براى شما خوب است و بسا چیزى را دوست مى‌دارید و آن براى شما بد است و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید
  217. از تو در باره ماهى که کارزار در آن حرام است مى‌پرسند بگو کارزار در آن گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و باز داشتن از مسجدالحرام (=حج) و بیرون راندن اهل آن از آنجا نزد خدا (گناهى) بزرگتر و فتنه (=شر‌ک) از کشتار بزرگتر است و آنان پیوسته با شما مى‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند و کسانى از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه مى‌شود و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود
  218. آنان که ایمان آورده و کسانى که هجرت کرده و راه خدا جهاد نموده‌اند آنان به رحمت‌خدا امیدوارند خداوند آمرزنده مهربان است
  219. در باره شراب و قمار از تو مى‌پرسند بگو در آن دوگناهى بزرک و سودهایى براى مردم است و(لى) گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‌پرسند چه چیزى انفاق کنند بگو مازاد (بر نیازمندى خود) را این گونه خداوند آیات (خود را) براى شما روشن مى‌گرداند باشد که در (کار) دنیا و آخرت بیندیشید
  220. و در باره یتیمان از تو مى‌پرسند بگو به صلاح آنان کار کردن بهتر است و اگر با آنان همزیستى کنید برادران (دینى) شما هستند و خدا تباهکار را از درستکار بازمى‌شناسد و اگر خدا مى‌خواست (در این باره) شما را به دشوارى مى‌انداخت آرى خداوند توانا و حکیم است
  221. و با زنان مشر‌ک ازدواج مکنید تا ایمان بیاورند قطعاً کنیز با ایمان بهتر از زن مشر‌ک است هر چند (زیبایى) او شما را به شگفت آورد و به مردان مشر‌ک زن مدهید تا ایمان بیاورند قطعاً برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشر‌ک است هر چند شما را به شگفت آورد آنان (شما را) به سوى آتش فرا مى‌خوانند و خدا به فرمان خود (شما را) به سوى بهشت و آمرزش مى‌خواند و آیات خود را براى مردم روشن مى‌گرداند باشد که متذکر شوند
  222. از تو در باره عادت ماهانه (زنان) مى‌پرسند بگو آن رنجى است پس هنگام عادت ماهانه از (آمیزش با) زنان کناره گیرى کنید و به آنان نزدیک نشوید تا پا‌ک شوند پس چون پا‌ک شدند از همان جا که خدا به شما فرمان داده است با آنان آمیزش کنید خداوند توبه‌کاران و پاکیزگان را دوست مى‌دارد
  223. زنان شما کشتزار شما هستند پس از هر جا (و هر گونه) که خواهید به کشتزار خود (در)آیید و آنها را براى خودتان مقدم دارید و از خدا پروا کنید و بدانید که او را دیدار خواهید کرد و مؤمنان را (به این دیدار) مژده ده
  224. و خدا را دستاویز سوگندهاى خود قرار مدهید تا (بدین بهانه) از نیکوکارى و پرهیزگارى و سازش‌دادن میان مردم (باز ایستید) و خدا شنواى داناست
  225. خداوند شما را به سوگندهاى لغوتان مؤاخذه نمى‌کند ولى شما را بدانچه دلهایتان (از روى عمد) فراهم آورده است مؤاخذه مى‌کند و خدا آمرزنده بردبار است
  226. براى کسانى که به تر‌ک همخوابگى با زنان خود سوگند مى‌خورند (=ایلاء) چهار ماه انتظار (و مهلت) است پس اگر (به آشتى) بازآمدند خداوند آمرزنده مهربان است
  227. و اگر آهنگ طلاق کردند در حقیقت‌خدا شنواى داناست
  228. و زنان طلاق داده شده باید مدت سه پاکى انتظار کشند و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارند براى آنان روا نیست که آنچه را خداوند در رحم آنان آفریده پوشیده دارند و شوهرانشان اگر سر آشتى دارند به بازآوردن آنان در این (مدت) سزاوارترند و مانند همان (وظایفى) که بر عهده زنان است به طور شایسته به نفع آنان (بر عهده مردان) است و مردان بر آنان درجه برترى دارند و خداوند توانا و حکیم است
  229. طلاق (رجعى) دو بار است پس از آن یا (باید زن را) بخوبى نگاه داشتن یا بشایستگى آزاد کردن و براى شما روا نیست که از آنچه به آنان داده‌اید چیزى بازستانید مگر آنکه (طرفین) در به پا داشتن حدود خدا بیمناک باشند پس اگر بیم دارید که آن دو حدود خدا را برپاى نمى‌دارند در آنچه که (زن براى آزاد کردن خود) فدیه دهد گناهى بر ایشان نیست این ست‌حدود احکام الهى پس از آن تجاوز مکنید و کسانى که از حدود احکام الهى تجاوز کنند آنان همان ستمکارانند
  230. و اگر (شوهر براى بار سوم) او را طلاق گفت پس از آن دیگر (آن زن) براى او حلال نیست تا اینکه با شوهرى غیر از او ازدواج کند (و با او همخوابگى نماید) پس اگر (شوهر دوم) وى را طلاق گفت اگر آن دو (همسر سابق) پندارند که حدود خدا را برپا مى‌دارند گناهى بر آن دو نیست که به یکدیگر بازگردند و اینها حدود احکام الهى است که آن را براى قومى که مى‌دانند بیان مى‌کند
  231. و چون آنان را طلاق گفتید و به پایان عده خویش رسیدند پس بخوبى نگاهشان دارید یا بخوبى آزادشان کنید و(لى) آنان را براى (آزار و) زیان رساندن (به ایشان) نگاه مدارید تا (به حقوقشان) تعدى کنید و هر کس چنین کند قطعاً بر خود ستم نموده است و آیات خدا را به ریشخند مگیرید و نعمت‌خدا را بر خود و آنچه را که از کتاب و حکمت بر شما نازل کرده و به (وسیله) آن به شما اندرز مى‌دهد به یاد آورید و از خدا پروا داشته باشید و بدانید که خدا به هر چیزى داناست
  232. و چون زنان را طلاق گفتید و عده خود را به پایان رساندند آنان را از ازدواج با همسران (سابق) خود چنانچه بخوبى با یکدیگر تراضى نمایند جلوگیرى مکنید هر کس از شما به خدا و روز بازپسین ایمان دارد به این (دستورها) پند داده مى‌شود (مراعات) این امر براى شما پربرکت‌تر و پاکیزه‌تر است و خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید
  233. و مادران (باید) فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند (این حکم) براى کسى است که بخواهد دوران شیرخوارگى را تکمیل کند و خوراک و پوشا‌ک آنان (=مادران) به طور شایسته بر عهده پدر است هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمى‌شود هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدرى (نیز) نباید به خاطر فرزندش (ضرر ببیند) و مانند همین (احکام) بر عهده وارث (نیز) هست پس اگر (پدر و مادر) بخواهند با رضایت و صواب دید یکدیگر کودک را (زودتر) از شیر بازگیرند گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهى نیست به شرط آنکه چیزى را که پرداخت آن را به عهده گرفته‌اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام مى‌دهید بیناست
  234. و کسانى از شما که مى‌میرند و همسرانى بر جاى مى‌گذارند (همسران) چهار ماه و ده روز انتظار مى‌برند پس هرگاه عده خود را به پایان رساندند در آنچه آنان به نحو پسندیده درباره خود انجام دهند گناهى بر شما نیست و خداوند به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  235. و در باره آنچه شما به طور سربسته از آنان (در عده وفات) خواستگارى کرده یا (آن را) در دل پوشیده داشته‌اید بر شما گناهى نیست‌خدا مى‌دانست که (شما) به زودى به یاد آنان خواهید افتاد ولى با آنان قول و قرار پنهانى مگذارید مگر آنکه سخنى پسندیده بگویید و به عقد زناشویى تصمیم مگیرید تا زمان مقرر به سرآید و بدانید که خداوند آنچه را در دل دارید مى‌داند پس از (مخالفت) او بترسید و بدانید که خداوند آمرزنده و بردبار است
  236. اگر زنان را مادامى که با آنان نزدیکى نکرده و بر ایشان مهرى (نیز) معین نکرده‌اید طلاق گویید بر شما گناهى نیست و آنان را به طور پسندیده به نوعى بهره‌مند کنید توانگر به اندازه (توان) خود و تنگدست به اندازه (وسع) خود (این کارى است) شایسته نیکوکاران
  237. و اگر پیش از آنکه با آنان نزدیکى کنید طلاقشان گفتید در حالى که براى آنان مهرى معین کرده‌اید پس نصف آنچه را تعیین نموده‌اید (به آنان بدهید) مگر اینکه آنان خود ببخشند یا کسى که پیوند نکاح به دست اوست ببخشد و گذشت کردن شما به تقوا نزدیکتر است و در میان یکدیگر بزرگوارى را فراموش مکنید زیرا خداوند به آنچه انجام مى‌دهید بیناست
  238. بر نمازها و نماز میانه مواظبت کنید و خاضعانه براى خدا به پا خیزید
  239. پس اگر بیم داشتید پیاده یا سواره (نماز کنید) و چون ایمن شدید خدا را یاد کنید که آنچه نمى‌دانستید به شما آموخت
  240. و کسانى از شما که مر‌گشان فرا مى‌رسد و همسرانى بر جاى مى‌گذارند (باید) براى همسران خویش وصیت کنند که آنان را تا یک سال بهره‌مند سازند و (از خانه شوهر) بیرون نکنند پس اگر بیرون بروند در آنچه آنان به طور پسندیده در باره خود انجام دهند گناهى بر شما نیست و خداوند توانا و حکیم است
  241. و فرض است بر مردان پرهیزگار که زنان طلاق داده شده را بشایستگى چیزى دهند
  242. بدین گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند باشد که بیندیشید
  243. آیا از (حال) کسانى که از بیم مر‌گ از خانه‌هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نیافتى پس خداوند به آنان گفت تن به مر‌گ بسپارید آنگاه آنان را زنده ساخت آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى‌کنند
  244. و در راه خدا کارزار کنید و بدانید که خداوند شنواى داناست
  245. کیست آن کس که به (بندگان) خدا وام نیکویى دهد تا (خدا) آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست که (در معیشت بندگان) تنگى و گشایش پدید مى‌آورد و به سوى او بازگردانده مى‌شوید
  246. آیا از (حال) سران بنى اسرائیل پس از موسى خبر نیافتى آنگاه که به پیامبرى از خود گفتند پادشاهى براى ما بگمار تا در راه خدا پیکار کنیم (آن پیامبر) گفت اگر جنگیدن بر شما مقرر گردد چه بسا پیکار نکنید گفتند چرا در راه خدا نجنگیم با آنکه ما از دیارمان و از (نزد) فرزندانمان بیرون رانده شده‌ایم پس هنگامى که جنگ بر آنان مقرر شد جز شمارى اند‌ک از آنان (همگى) پشت کردند و خداوند به (حال) ستمکاران داناست
  247. و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقت‌خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنکه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت‌خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و (نیروى) بدنى بر شما برترى بخشیده است و خداوند پادشاهى خود را به هر کس که بخواهد مى‌دهد و خدا گشایشگر داناست
  248. و پیامبرشان بدیشان گفت در حقیقت نشانه پادشاهى او این است که آن صندوق (عهد) که در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان و بازمانده‌اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون (در آن) بر جاى نهاده‌اند در حالى که فرشتگان آن را حمل مى‌کنند به سوى شما خواهد آمد مسلماً اگر مؤمن باشید براى شما در این (رویداد) نشانه‌اى است
  249. و چون طالوت با لشکریان (خود) بیرون شد گفت‌ خداوند شما را به وسیله رودخانه‌اى خواهد آزمود پس هر کس از آن بنوشد از (پیروان) من نیست و هر کس از آن نخورد قطعاً او از (پیروان) من است مگر کسى که با دستش کفى برگیرد پس (همگى) جز اندکى از آنها از آن نوشیدند و هنگامى که (طالوت ) با کسانى که همراه وى ایمان آورده بودند از آن (نهر) گذشتند گفتند امروز ما را یاراى (مقابله با) جالوت و سپاهیانش نیست کسانى که به دیدار خداوند یقین داشتند گفتند بسا گروهى اند‌ک که بر گروهى بسیار به اذن خدا پیروز شدند و خداوند با شکیبایان است
  250. و هنگامى که با جالوت و سپاهیانش روبرو شدند گفتند پروردگارا بر (دلهاى) ما شکیبایى فرو ریز و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز فرماى
  251. پس آنان را به اذن خدا شکست دادند و داوود جالوت را کشت و خداوند به او پادشاهى و حکمت ارزانى داشت و از آنچه مى‌خواست به او آموخت و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمى‌کرد قطعاً زمین تباه مى‌گردید ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضل دارد
  252. این(ها) آیات خداست که ما آن را بحق بر تو مى‌خوانیم و به راستى تو از جمله پیامبرانى
  253. برخى از آن پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم از آنان کسى بود که خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عیسى پسر مریم دلایل آشکار دادیم و او را به وسیله روح القدس تایید کردیم و اگر خدا مى‌خواست کسانى که پس از آنان بودند بعد از آن (همه) دلایل روشن که برایشان آمد به کشتار یکدیگر نمى‌پرداختند ولى با هم اختلاف کردند پس بعضى از آنان کسانى بودند که ایمان آوردند و بعضى از آنان کسانى بودند که کفر ورزیدند و اگر خدا مى‌خواست با یکدیگر جنگ نمى‌کردند ولى خداوند آنچه را مى‌خواهد انجام مى‌دهد
  254. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از آنچه به شما روزى داده‌ایم انفاق کنید پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى و کافران خود ستمکارانند
  255. خداست که معبودى جز او نیست. زنده و برپادارنده است نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت‌سرشان است مى‌داند و به چیزى از علم او جز به آنچه بخواهد احاطه نمى‌یابند کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست و اوست والاى بزرگ
  256. در دین هیچ اجبارى نیست و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزى استوار که آن را گسستن نیست چنگ زده است و خداوند شنواى داناست
  257. خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده‌اند آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى مى‌برد و(لى) کسانى که کفر ورزیده‌اند سرورانشان (همان عصیانگران=) طاغوتند که آنان را از روشنایى به سوى تاریکیها مى‌برند آنان اهل آتشند که خود در آن جاودانند
  258. آیا از ‫(‬حالِ‫)‬ آن کس که چون خدا به او پادشاهی داده بود ‫(‬و بدان مینازید، و‫)‬ با ابراهیم درباره پروردگارش مجادله ‫(‬می‫)‬ کرد، خبر نیافتی‌؟ آنگاه که ابراهیم گفت: «پروردگار من همان کسی است که زنده میکند و میمیراند» گفت: «من ‫(‬هم‫)‬ زنده میکنم و (هم) میمیرانم» ابراهیم گفت: « خدا (ی من) خورشید را از خاور بر میآورد، تو آن را از باختر برآور» پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت ماند و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمیکند
  259. یا چون آن کس که به شهر‌ی که بامهایش یکسر فرو ریخته بود، عبور کرد؛ (با خود می) گفت: «چگونه خداوند، (اهل) این (ویرانکده) را پس از مر‌گشان زنده میکند؟» پس خداوند، او را (به مدت) صد سال میمیراند. آنگاه او را برانگیخت، (و به او) گفت: «چقدر درنگ کردی‌؟» گفت: «یک روز یا پاره‌ای از روز را درنگ کردم» گفت: « (نه) بلکه صد سال درنگ کردی، به خوراک و نوشیدنی خود بنگر (که طعم و رنگ آن‫)‬ تغییر نکرده است، و به درازگوش خود نگاه کن که چگونه متلاشی شده است. این ماجرا برای آن است که هم به تو پاسخ گوییم( و هم تو را )در مورد معاد‫ نشانه‌ای برای مردم قرار دهیم. و به ‫(‬این) استخوان‌ها بنگر، چگونه آنها را برداشته به هم پیوند میدهیم‌؛ سپس گوشت بر آن می‌پوشانیم» پس هنگامی که ‫(‬چگونگیِ زنده ساختن مرده) برای او آشکار شد، گفت: « (اکنون) میدانم که خداوند بر هر چیز‌ی تواناست»
  260. و (یاد کن) آنگاه که ابراهیم گفت: «پروردگارا، به من نشان ده‌؛ چگونه مردگان را زنده میکنی‌؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای‌؟» گفت: «چرا، ولی تا دلم آرامش یابد» فرمود: «پس، چهار پرنده برگیر؛ و آنها را پیش خود، ریز ریز گردان‌؛ سپس بر هر کوهی پاره‌ای از آنها را قرار ده‌؛ آنگاه آنها را فراخوان، شتابان به سو‌ی تو می‌آیند، و بدان که خداوند توانا و حکیم است»
  261. مَثَل (صدقاتِ) کسانی که اموالِ خود را در راه خدا انفاق می‌کنند همانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه‌ای صد دانه باشد؛ و خداوند برای هر کس که بخواهد (آن را) چند برابر میکند، و خداوند گشایشگر داناست
  262. کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، سپس در پی آنچه انفاق کرده‌اند، منت و آزاری روا نمی‌دارند، پاداش آنان برایشان نزد پروردگارشان ‫(‬محفوظ‫)‬ است، و بیمی بر آنان نیست و اندوهگین نمی‌شوند
  263. گفتاری پسندیده ‫(‬در برابر نیازمندان‫)‬ و گذشت ‫(‬از اصرار و تند‌یِ آنان‫)‬ بهتر از صدقه‌ای است که آزاری به دنبال آن باشد، و خداوند بی‌نیاز بردبار است
  264. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌ها‌ی خود را با منت و آزار، باطل مکنید، مانند کسی که مالش را برای خودنمایی به مردم، انفاق میکند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند. پس مَثَلِ او همچون مَثَلِ سنگ خارایی است که بر روی آن، خاکی ‪)‬نشسته‪(‬ است، و رگباری به آن رسیده و آن ‪)‬سنگ‪(‬ را سخت و صاف بر جا‌ی نهاده است. آنان ‪)‬=ریاکاران‪(‬ نیز از آنچه به دست آورده‌اند، بهره‌ای نمی‌برند؛ و خداوند، گروه کافران را هدایت نمی‌کند
  265. و مَثَل ‪)‬صدقات‪(‬ کسانی که اموال خویش را برای طلب خشنودی خدا و استواری روحشان انفاق می‌کنند، همچون مَثَلِ باغی است که بر فراز پشته‌ای قرار دارد ‪)‬که اگر‪(‬ رگباری بر آن برسد، دوچندان محصول برآورد، و اگر رگباری هم بر آن نرسد، باران ریز‌ی ‪)‬برای آن بس است‪(‬، و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست
  266. آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر آنها نهرها روان است، و برای او در آن ‪)‬باغ‪(‬ از هر گونه میوه‌ای ‪)‬فراهم‪(‬ باشد، و در حالی که او را پیر‌ی رسیده و فرزندانی خردسال دارد ‪)‬ناگهان‪(‬ گردباد آتشین بر آن ‪)‬باغ‪(‬ زند و ‪)‬باغ یکسر‪(‬ بسوزد؟ این گونه، خداوند آیات ‪)‬خود‪(‬ را برای شما روشن میگرداند، باشد که شما بیندیشید
  267. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از چیزها‌ی پاکیزه‌ای که به دست آورده‌اید، و از آنچه برای شما از زمین برآورده‌ایم، انفاق کنید، و در پی ناپا‌کِ آن نروید که (از آن) انفاق نمایید، در حالی که آن را (اگر به خودتان می‌دادند) جز با چشم پوشی (و بی‌میلی) نسبت به آن، نمی‌گرفتید، و بدانید که خداوند بی‌نیاز ستوده (صفات) است
  268. شیطان شما را از تهیدستی بیم میدهد و شما را به زشتی وا میدارد؛ و‪)‬لی‪(‬ خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش میدهد، و خداوند گشایشگر داناست
  269. ‎‪)‬خدا) به هر کس که بخواهد حکمت میبخشد، و به هر کس حکمت داده شود، به یقین خیر فراوان داده شده است‌؛ و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد
  270. و هر نفقه‌ای را که انفاق، یا نذری را که عهد کرده‌اید، قطعاً خداوند آن را میداند، و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست
  271. اگر صدقه‌ها را آشکار کنید، این کارِ خوبی است، و اگر آن را پنهان دارید و به مستمندان بدهید، این برای شما بهتراست‌؛ و بخشی از گناهانتان را می‌زداید، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است
  272. هدایت آنان بر عهده تو نیست، بلکه خدا هر که را بخواهد هدایت میکند، و هر مالی که انفاق کنید، به سود خود شماست، و‪)‬لی‪(‬ جز برای طلب خشنودیِ خدا انفاق مکنید، و هر مالی را که انفاق کنید ‪)‬پاداشِ آن‪(‬ به طور کامل به شما داده خواهد شد و ستمی بر شما نخواهد رفت
  273. ‎‪)‬این صدقات) برای آن ‫(‬دسته از‫)‬ نیازمندانی است که در راه خدا فرومانده‌اند، و نمیتوانند ‫(‬برای تأمین هزینه زندگی‫)‬ در زمین سفر کنند. از شدّت خویشتنداری فرد بی اطلاع، آنان را توانگر می‌پندارد. آنها را از سیمایشان میشناسی. با اصرار، ‫(‬چیز‌ی‫)‬ از مردم نمی‌خواهند. و هر مالی ‫(‬به آنان‫)‬ انفاق کنید، قطعاً خدا از آن آگاه است
  274. کسانی که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا، انفاق میکنند پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند
  275. کسانی که ربا میخورند ‪)‬از گور‪(‬ بر نمیخیزند مگر مانند برخاستنِ کسی که شیطان بر اثر تماس،آشفته سَرَش کرده است. این بدان سبب است که آنان گفتند:«داد و ستد صرفاً مانند رباست» و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانیده است. پس هر کس اندرزی از جانب پروردگارش بدو رسید، و ‪)‬از ربا خواری‪(‬ باز ایستاد آنچه گذشته، از آنِ اوست، و کارش به خدا واگذار میشود، و کسانی که ‪)‬به ربا خواری‪(‬ باز گردند، آنان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود
  276. خدا از ‪)‬برکتِ‪(‬ ربا میکاهد، و بر صدقات می‌افزاید، و خداوند هیچ ناسپاسِ گناهکاری را دوست نمی‌دارد
  277. کسانی که ایمان آورده و کارها‌ی شایسته کرده و نماز بر پا داشته و زکات داده‌اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود؛ و نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می‌شوند
  278. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا کنید؛ و اگر مؤمنید، آنچه از ربا باقی مانده است واگذارید
  279. و اگر ‪)‬چنین‪(‬ نکردید، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده وی، برخاسته‌اید؛ و اگر توبه کنید، سرمایه‌ها‌ی شما از خودتان است نه ستم میکنید و نه ستم میبینید
  280. و اگر ‪)‬بدهکارتان‪(‬ تنگدست باشد، پس تا ‪)‬هنگام‪(‬ گشایش، مهلتی ‪)‬به او دهید‪(‬؛ و ‪)‬اگر به راستی قدرت پرداخت ندارد‪(‬ بخشیدن آن برای شما بهتر است ـ اگر بدانید
  281. و بترسید از روزی که در آن به سو‌ی خدا بازگردانده میشوید، سپس به هر کسی ‪)‬پاداش‪(‬ آنچه به دست آورده، تمام داده شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمیگیرند
  282. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه به وامی تا سررسید معیّن، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‌ای ‪)‬صورت معامله را‪(‬ بر اساس عدالت میان شما بنویسد، و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن خودداری کند؛ همانگونه ‪)‬و به شکرانه) آن که خدا او را آموزش داده است. و کسی که بدهکار است باید املا کند، و او ‪)‬= نویسنده‪(‬ بنویسد. و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید، و از آن چیز‌ی نکاهد. پس اگر کسی که حق بر ذمه اوست سفیه یا ناتوان است، یا خود نمیتواند إملا کند، پس ولی او باید با ‪)‬رعایت‪(‬ عدالت، املا نماید. و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن از میان گواهانی که ‪)‬به عدالت آنان‪(‬ رضایت دارید ‪)‬گواه بگیرید‪(‬ تا ‪)‬اگر‪(‬ یکی از آن دو ‪)‬زن‪(‬ فراموش کرد، ‪)‬زنِ‪(‬ دیگر، وی را یادآوری کند. و چون گواهان احضار شوند، نباید خودداری ورزند. و از نوشتنِ ‪)‬بدهی‪(‬ چه خرد باشد یا بزرگ، ملول نشوید، تا سررسیدش ‪)‬فرارسد‪(‬. این ‪)‬نوشتن‪(‬ شما، نزد خدا عادلانه‌تر، و برای شهادت استوارتر، و برای اینکه دچار شک نشوید ‪)‬به احتیاط‪(‬ نزدیکتر است، مگر آنکه دادوستد نقد‌ی باشد که آن را میان خود ‪)‬دست به دست‪(‬ برگزار میکنید؛ در این صورت، بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید. و ‪)‬در هر حال‪(‬ هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید. و هیچ نویسنده و گواهی نباید زیان ببیند، و اگر چنین کنید، از نافرمانی شما خواهد بود. و از خدا پروا کنید، و خدا ‪)‬بدین گونه‪(‬ به شما آموزش میدهد، و خدا به هر چیز‌ی داناست
  283. و اگر در سفر بودید و نویسنده‌ای نیافتید وثیقه‌ای بگیرید‌؛ و اگر برخی از شما برخی دیگر را امین دانست، پس آن کس که امین شمرده شده، باید سپرده وی را باز پس دهد؛ و باید از خداوند که پروردگار اوست، پروا کند. و شهادت را کتمان مکنید و هر که آن را کتمان کند قلبش گناهکار است، و خداوند به آنچه انجام میدهید داناست
  284. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آنِ خداست. و اگر آنچه در دلها‌ی خود دارید، آشکار یا پنهان کنید خداوند شما را به آن محاسبه میکند؛ آنگاه هر که بخواهد میبخشد، و هر که بخواهد عذاب میکند، و خداوند بر هر چیز‌ی تواناست
  285. پیامبر ‪)‬خدا‪(‬ بدان چه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است ایمان آورده است، و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگان و کتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند ‪)‬و گفتند:‪(‬ «میان هیچ یک از فرستادگانش فرق نمی‌گذاریم» و گفتند:«شنیدیم و گردن نهادیم، پروردگارا، آمرزش تو را ‪)‬خواستاریم‪(‬ و فرجام به سو‌ی تو است»
  286. خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی‌اش تکلیف نمیکند. آنچه ‪)‬از خوبی‪(‬ به دست آورده به سود او، و آنچه ‪)‬از بد‌ی) به دست آورده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم بر ما مگیر، پروردگارا، هیچ بار گرانی بر دوش ما مگذار؛ همچنان که بر ‪)‬دوش‪(‬ کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، و آنچه تاب آن را نداریم بر ما تحمیل مکن‌؛ و از ما درگذر؛ و ما را ببخشا‌ی و بر ما رحمت آور؛ سرور ما تویی‌؛ پس ما را بر گروه کافران پیروز کن

فصل ٣.  آل‌عمران

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم
  2. خداست که هیچ معبود (بحقى) جز او نیست و زنده (پاینده) است
  3. این کتاب را در حالى که مؤید آنچه (از کتابهاى آسمانى) پیش از خود مى‌باشد به حق (و به تدریج) بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را
  4. پیش از آن براى رهنمود مردم فرو فرستاد و فرقان (=جداکننده حق از باطل) را نازل کرد کسانى که به آیات خدا کفر ورزیدند بى‌تردید عذابى سخت‌خواهند داشت و خداوند شکست‌ناپذیر و صاحب‌انتقام است
  5. در حقیقت هیچ چیز (نه) در زمین و نه در آسمان بر خدا پوشیده نمى‌ماند
  6. اوست کسى که شما را آن گونه که مى‌خواهد در رحمها صورتگرى مى‌کند هیچ معبودى جز آن تواناى حکیم نیست
  7. اوست کسى که این کتاب (=قرآن) را بر تو فرو فرستاد پاره‌اى از آن آیات محکم (=صریح و روشن) است آنها اساس کتابند و (پاره‌اى) دیگر متشابهاتند (که تاویل‌پذیرند) اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‌جویى و طلب تاویل آن (به دلخواه خود) از متشابه آن پیروى مى‌کنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشه‌داران در دانش کسى نمى‌داند (آنان که) مى‌گویند ما بدان ایمان آوردیم همه (چه محکم و چه متشابه) از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسى متذکر نمى‌شود
  8. (مى‌گویند) پروردگارا پس از آنکه ما را هدایت کردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار که تو خود بخشایشگرى
  9. پروردگارا به یقین تو در روزى که هیچ تردیدى در آن نیست گردآورنده (جمله) مردمانى قطعاً خداوند در وعده (خود) خلاف نمى‌کند
  10. در حقیقت کسانى که کفر ورزیدند اموال و اولادشان چیزى (از عذاب خدا) را از آنان دور نخواهد کرد و آنان خود هیزم دوزخند
  11. (آنان) به شیوه فرعونیان و کسانى که پیش از آنان بودند آیات ما را دروغ شمردند پس خداوند به (سزاى) گناهانشان (گریبان) آنان را گرفت و خدا سخت‌کیفر است
  12. به کسانى که کفر ورزیدند بگو به زودى مغلوب خواهید شد و (در روز رستاخیز) در دوزخ محشور مى‌شوید و چه بد بسترى است
  13. قطعاً در برخورد میان دو گروه براى شما نشانه‌اى (و درس عبرتى) بود گروهى در راه خدا مى‌جنگیدند و دیگر (گروه) کافر بودند که آنان (=مؤمنان) را به چشم دو برابر خود مى‌دیدند و خدا هر که را بخواهد به یارى خود تایید مى‌کند یقینا در این (ماجرا) براى صاحبان بینش عبرتى است
  14. دوستى خواستنیها(ى گوناگون) از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‌هاى نشاندار و دامها و کشتزار(ها) براى مردم آراسته شده (لیکن) این جمله مایه تمتع زندگى دنیاست و (حال آنکه) فرجام نیکو نزد خداست
  15. بگو آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم براى کسانى که تقوا پیشه کرده‌اند نزد پروردگارشان باغهایى است که از زیر (درختان) آنها نهرها روان است در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاکیزه و (نیز) خشنودى خدا (را دارند) و خداوند به (امور) بندگان (خود) بیناست
  16. همان کسانى که مى‌گویند پروردگارا ما ایمان آوردیم پس گناهان ما را بر ما ببخش و ما را از عذاب آتش نگاه دار
  17. (اینانند) شکیبایان و راستگویان و فرمانبرداران و انفاق‌کنندگان و آمرزش‌خواهان در سحرگاهان
  18. خدا که همواره به عدل قیام دارد گواهى مى‌دهد که جز او هیچ معبودى نیست و فرشتگان (او) و دانشوران (نیز گواهى مى‌دهند که) جز او که توانا و حکیم است هیچ معبودى نیست
  19. در حقیقت دین نزد خدا همان اسلام است و کسانى که کتاب (آسمانى) به آنان داده شده با یکدیگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان (حاصل) آمد آن هم به سابقه حسدى که میان آنان وجود داشت و هر کس به آیات خدا کفر ورزد پس (بداند) که خدا زودشمار است
  20. پس اگر با تو به مجادله برخاستند بگو من خود را تسلیم خدا نموده‌ام و هر که مرا پیروى کرده (نیز خود را تسلیم خدا نموده است) و به کسانى که اهل کتابند و به مشرکان بگو آیا اسلام آورده‌اید پس اگر اسلام آوردند قطعاً هدایت‌یافته‌اند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پیام بر عهده توست و خداوند به (امور) بندگان بیناست
  21. کسانى که به آیات خدا کفر مى‌ورزند و پیامبران را بناحق مى‌کشند و دادگستران را به قتل مى‌رسانند آنان را از عذابى دردنا‌ک خبر ده
  22. آنان کسانى‌اند که در (این) دنیا و (در سراى) آخرت اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هیچ یاورى نیست
  23. آیا داستان کسانى را که بهره‌اى از کتاب (تورات) یافته‌اند ندانسته‌اى که چون به سوى کتاب خدا فرا خوانده مى‌شوند تا میانشان حکم کند آنگه گروهى از آنان به حال اعراض روى برمى‌تابند
  24. این بدان سبب بود که آنان (به پندار خود) گفتند هرگز آتش جز چند روزى به ما نخواهد رسید و برساخته‌هایشان آنان را در دینشان فریفته کرده است
  25. پس چگونه خواهد بود (حالشان) آنگاه که آنان را در روزى که هیچ شکى در آن نیست گرد آوریم و به هر کس (پاداش) دستاوردش به تمام (و کمال) داده شود و به آنان ستم نرسد
  26. بگو بار خدایا تویى که فرمانفرمایى هر آن کس را که خواهى فرمانروایى بخشى و از هر که خواهى فرمانروایى را باز ستانى و هر که را خواهى عزت بخشى و هر که را خواهى خوار گردانى همه خوبیها به دست توست و تو بر هر چیز توانایى
  27. شب را به روز در مى‌آورى و روز را به شب در مى‌آورى و زنده را از مرده بیرون مى آورى و مرده را از زنده خارج مى‌سازى و هر که را خواهى بى‌حساب روزى مى‌دهى
  28. مؤمنان نباید کافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگیرند و هر که چنین کند در هیچ چیز (او را) از (دوستى) خدا (بهره‌اى) نیست مگر اینکه از آنان به نوعى تقیه کند و خداوند شما را از (عقوبت) خود مى‌ترساند و بازگشت (همه) به سوى خداست
  29. بگو اگر آنچه در سینه‌هاى شماست نهان دارید یا آشکارش کنید خدا آن را مى داند و (نیز) آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‌داند و خداوند بر هر چیزى تواناست
  30. روزى که هر کسى آنچه کار نیک به جاى آورده و آنچه بدى مرتکب شده حاضر شده مى یابد و آرزو مى‌کند کاش میان او و آن (کارهاى بد) فاصله‌اى دور بود و خداوند شما را از (کیفر) خود مى‌ترساند و (در عین حال) خدا به بندگان (خود) مهربان است
  31. بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروى کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید و خداوند آمرزنده مهربان است
  32. بگو خدا و پیامبر (او) را اطاعت کنید پس اگر رویگردان شدند قطعاً خداوند کافران را دوست ندارد
  33. به یقین خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است
  34. فرزندانى که برخی از آنان از (نسل) بعضى دیگرند و خداوند شنواى داناست
  35. چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده (از مشاغل دنیا و پرستشگر تو) باشد پس از من بپذیر که تو خود شنواى دانایى
  36. پس چون فرزندش را بزاد گفت پروردگارا من دختر زاده‌ام و خدا به آنچه او زایید داناتر بود و پسر چون دختر نیست و من نامش را مریم نهادم و او و فرزندانش را از شیطان رانده‌شده به تو پناه مى‌دهم
  37. پس پروردگارش وى (=مریم) را به نیکویی پذیرا شد و او را نیکو بار آورد و زکریا را سرپرست وى قرار داد زکریا هر بار که در محراب بر او وارد مى‌شد نزد او (نوعى) خوراکى مى‌یافت (مى)گفت اى مریم این از کجا براى تو (آمده است او در پاسخ مى)گفت این از جانب خداست که خدا به هر کس بخواهد بى شمار روزى مى‌دهد
  38. آنجا (بود که) زکریا پروردگارش را خواند (و) گفت پروردگارا از جانب خود فرزندى پا‌ک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایى
  39. پس در حالى که وى ایستاده (و) در محراب (خود) دعا مى‌کرد فرشتگان او را ندا دردادند که خداوند تو را به (ولادت) یحیى که تصدیق کننده (حقانیت) کلمة الله (=عیسى) است و بزرگوار و خویشتندار (=پرهیزنده از آنان) و پیامبرى از شایستگان است مژده مى‌دهد
  40. گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى که پیرى من بالا گرفته است و زنم نازا است (فرشته) گفت (کار پروردگار) چنین است‌خدا هر چه بخواهد مى‌کند
  41. گفت پروردگارا براى من نشانه‌اى قرار ده فرمود نشانه‌ات این است که سه روز با مردم جز به اشاره سخن نگویى و پروردگارت را بسیار یاد کن و شبانگاه و بامدادان (او را) تسبیح گوى
  42. و (یاد کن) هنگامى را که فرشتگان گفتند اى مریم خداوند تو را برگزیده و پا‌ک ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است
  43. اى مریم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده کن و با رکوع‌کنندگان رکوع نما
  44. این (جمله) از اخبار غیب است که به تو وحى مى‌کنیم و (گرنه) وقتى که آنان قلمهاى خود را (براى قرعه‌کشى به آب) مى‌افکندند تا کدام یک سرپرستى مریم را به عهده گیرد نزد آنان نبودى و (نیز) وقتى با یکدیگر کشمکش مى‌کردند نزدشان نبودى
  45. (یاد کن) هنگامى (را) که فرشتگان گفتند اى مریم خداوند تو را به کلمه‌اى از جانب خود که نامش مسیح عیسى‌بن‌مریم است مژده مى‌دهد در حالى که (او) در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (درگاه خدا) است
  46. و در گهواره (به اعجاز) و در میانسالى (به وحى) با مردم سخن مى‌گوید و از شایستگان است
  47. (مریم) گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود با آنکه بشرى به من دست نزده است گفت چنین است (کار) پروردگار خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند چون به کارى فرمان دهد فقط به آن مى‌گوید باش پس مى‌باشد
  48. و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل مى‌آموزد
  49. و (او را به عنوان) پیامبرى به سوى بنى اسرائیل (مى‌فرستد که او به آنان مى‌گوید) در حقیقت من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‌اى آورده‌ام من از گل براى شما (چیزى) به شکل پرنده مى‌سازم آنگاه در آن مى‌دمم پس به اذن خدا پرنده‌اى مى شود و به اذن خدا نابیناى مادرزاد و پیس را بهبود مى‌بخشم و مردگان را زنده مى‌گردانم و شما را از آنچه مى‌خورید و در خانه هایتان ذخیره مى‌کنید خبر مى‌دهم مسلماً در این (معجزات) براى شما اگر مؤمن باشید عبرت است
  50. و (مى‌گوید آمده‌ام تا) تورات را که پیش از من (نازل شده) است تصدیق کننده باشم و تا پاره‌اى از آنچه را که بر شما حرام گردیده براى شما حلال کنم و از جانب پروردگارتان براى شما نشانه‌اى آورده‌ام پس از خدا پروا دارید و مرا اطاعت کنید
  51. در حقیقت‌خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید (که ) راه راست این است
  52. چون عیسى از آنان احساس کفر کرد گفت‌یاران من در راه خدا چه کسانند حواریون گفتند ما یاران (دین) خداییم به خدا ایمان آورده‌ایم و گواه باش که ما تسلیم (او) هستیم
  53. پروردگارا به آنچه نازل کردى گرویدیم و فرستاده(ات) را پیروى کردیم پس ما را در زمره گواهان بنویس
  54. و (دشمنان) مکر ورزیدند و خدا (در پاسخشان) مکر در میان آورد و خداوند بهترین مکر کنندگان است
  55. (یاد کن) هنگامى را که خدا گفت اى عیسى من تو را برگرفته و به سوى خویش بالا مى‌برم و تو را از (آلایش) کسانى که کفر ورزیده‌اند پا‌ک مى‌گردانم و تا روز رستاخیز کسانى را که از تو پیروى کرده‌اند فوق کسانى که کافر شده‌اند قرار خواهم داد آنگاه فرجام شما به سوى من است پس در آنچه بر سر آن اختلاف مى‌کردید میان شما داورى خواهم کرد
  56. اما کسانى که کفر ورزیدند در دنیا و آخرت به سختى عذابشان کنم و یاورانى نخواهند داشت
  57. و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند (خداوند) مزدشان را به تمامى به آنان مى‌دهد و خداوند بیدادگران را دوست نمى‌دارد
  58. اینهاست که ما آن را از آیات و قرآن حکمت‌آمیز بر تو مى‌خوانیم
  59. در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل (خلقت) آدم است (که) او را از خا‌ک آفرید سپس بدو گفت باش پس وجود یافت
  60. (آنچه درباره عیسى گفته شد) حق (و) از جانب پروردگار تو است پس از تردیدکنندگان مباش
  61. پس هر که در این (باره) پس از دانشى که تو را (حاصل) آمده با تو مجادله کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‌خدا را بر دروغگویان قرار دهیم
  62. آرى داستان درست (مسیح) همین است و معبودى جز خدا نیست و خداست که در واقع همان شکست‌ناپذیر حکیم است
  63. پس اگر رویگردان شدند همانا خداوند به (حال) مفسدان داناست
  64. بگو اى اهل کتاب بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر را به جاى خدا به خدایى نگیرد پس اگر (از این پیشنهاد) اعراض کردند بگویید شاهد باشید که ما مسلمانیم (نه شما)
  65. اى اهل کتاب چرا درباره ابراهیم مجادله مى‌کنید با آنکه تورات و انجیل بعد از او نازل شده است آیا تعقل نمى‌کنید
  66. هان شما (اهل کتاب) همانان هستید که در باره آنچه نسبت به آن دانشى داشتید مجادله کردید پس چرا در مورد چیزى که بدان دانشى ندارید مجادله مى‌کنید با آنکه خدا مى‌داند و شما نمى‌دانید
  67. ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى بلکه حق گرایى فرمانبردار بود و از مشرکان نبود
  68. در حقیقت نزدیکترین مردم به ابراهیم همان کسانى هستند که او را پیروى کرده‌اند و (نیز) این پیامبر و کسانى که (به آیین او) ایمان آورده‌اند و خدا سرور مؤمنان است
  69. گروهى از اهل کتاب آرزو مى‌کنند کاش شما را گمراه مى‌کردند در صورتى که جز خودشان (کسى) را گمراه نمى‌کنند و نمى‌فهمند
  70. اى اهل کتاب چرا به آیات خدا کفر مى‌ورزید با آنکه خود (به درستى آن) گواهى مى‌دهید
  71. اى اهل کتاب چرا حق را به باطل درمى‌آمیزید و حقیقت را کتمان مى‌کنید با اینکه خود مى‌دانید
  72. و جماعتى از اهل کتاب گفتند در آغاز روز به آنچه بر مؤمنان نازل شد ایمان بیاورید و در پایان (روز) انکار کنید شاید آنان (از اسلام) برگردند
  73. و (گفتند) جز به کسى که دین شما را پیروى کند ایمان نیاورید بگو راه سعادت هدایت‌ خداست مبادا به کسى نظیر آنچه به شما داده شده داده شود یا در پیشگاه پروردگارتان با شما مجادله کنند بگو (این) تفضل به دست‌خداست آن را به هر کس که بخواهد مى‌دهد و خداوند گشایشگر داناست
  74. رحمت‌خود را به هر کس که بخواهد مخصوص مى‌گرداند و خداوند داراى بخشش بزرگ است
  75. و از اهل کتاب کسى است که اگر او را بر مال فراوانى امین شمرى آن را به تو برگرداند و از آنان کسى است که اگر او را بر دینارى امین شمرى آن را به تو نمى‌پردازد مگر آنکه دایما بر (سر) وى به پا ایستى این بدان سبب است که آنان (به پندار خود) گفتند در مورد کسانى که کتاب آسمانى ندارند بر زیان ما راهى نیست و بر خدا دروغ مى‌بندند با اینکه خودشان (هم) مى‌دانند
  76. آرى هر که به پیمان خود وفا کند و پرهیزگارى نماید بى‌تردید خداوند پرهیزگاران را دوست دارد
  77. کسانى که پیمان خدا و سوگندهاى خود را به بهاى ناچیزى مى‌فروشند آنان را در آخرت بهره‌اى نیست و خدا روز قیامت با آنان سخن نمى‌گوید و به ایشان نمى‌نگرد و پاکشان نمى‌گرداند و عذابى دردنا‌ک خواهند داشت
  78. و از میان آنان گروهى هستند که زبان خود را به (خواندن) کتاب (تحریف شده‌اى ) مى‌پیچانند تا آن (بربافته) را از (مطالب) کتاب (آسمانى) پندارید با اینکه آن از کتاب (آسمانى) نیست و مى‌گویند آن از جانب خداست در صورتى که از جانب خدا نیست و بر خدا دروغ مى‌بندند با اینکه خودشان (هم) مى‌دانند
  79. هیچ بشرى را نسزد که خدا به او کتاب و حکم و پیامبرى بدهد سپس او به مردم بگوید به جاى خدا بندگان من باشید بلکه (باید بگوید) به سبب آنکه کتاب (آسمانى) تعلیم مى‌دادید و از آن رو که درس مى‌خواندید علماى دین باشید
  80. و (نیز) شما را فرمان نخواهد داد که فرشتگان و پیامبران را به خدایى بگیرید آیا پس از آنکه سر به فرمان (خدا) نهاده‌اید (باز) شما را به کفر وامى‌دارد
  81. و (یاد کن) هنگامى را که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هر گاه به شما کتاب و حکمتى دادم سپس شما را فرستاده‌اى آمد که آنچه را با شماست تصدیق کرد البته به او ایمان بیاورید و حتما یاریش کنید آنگاه فرمود آیا اقرار کردید و در این باره پیمانم را پذیرفتید گفتند آرى اقرار کردیم فرمود پس گواه باشید و من با شما از گواهانم
  82. پس کسانى که بعد از این (پیمان) روى برتابند آنان خود نافرمانانند
  83. آیا جز دین خدا را مى‌جویند با آنکه هر که در آسمانها و زمین است‌خواه و ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید
  84. بگو به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده و آنچه به موسى و عیسى و انبیاى (دیگر) از جانب پروردگارشان داده شده گرویدیم و میان هیچ یک از آنان فرق نمى‌گذاریم و ما او را فرمانبرداریم
  85. و هر که جز اسلام دینى (دیگر) جوید هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانکاران است
  86. چگونه خداوند قومى را که بعد از ایمانشان کافر شدند هدایت مى‌کند با آنکه شهادت دادند که این رسول بر حق است و برایشان دلایل روشن آمد و خداوند قوم بیدادگر را هدایت نمى‌کند
  87. آنان سزایشان این است که لعنت‌خدا و فرشتگان و مردم همگى برایشان است
  88. در آن (لعنت) جاودانه بمانند نه عذاب از ایشان کاسته گردد و نه مهلت‌یابند
  89. مگر کسانى که پس از آن توبه کردند و درستکارى (پیشه) نمودند که خداوند آمرزنده مهربان است
  90. کسانى که پس از ایمان خود کافر شدند سپس بر کفر (خود) افزودند هرگز توبه آنان پذیرفته نخواهد شد و آنان خود گمراهانند
  91. در حقیقت کسانى که کافر شده و در حال کفر مرده‌اند اگر چه (فراخناى) زمین را پر از طلا کنند و آن را (براى خود) فدیه دهند هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نگردد آنان را عذابى دردنا‌ک خواهد بود و یاورانى نخواهند داشت
  92. هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید و از هر چه انفاق کنید قطعاً خدا بدان داناست
  93. همه خوراکیها بر فرزندان اسرائیل حلال بود جز آنچه پیش از نزول تورات اسرائیل (=یعقوب) بر خویشتن حرام ساخته بود بگو اگر (جز این است و) راست مى‌گویید تورات را بیاورید و آن را بخوانید
  94. پس کسانى که بعد از این بر خدا دروغ بندند آنان خود ستمکارانند
  95. بگو خدا راست گفت پس از آیین ابراهیم که حق‌گرا بود و از مشرکان نبود پیروى کنید
  96. در حقیقت نخستین خانه‌اى که براى (عبادت) مردم نهاده شده همان است که در مکه است و مبارک و براى جهانیان (مایه) هدایت است
  97. در آن نشانه‌هایى روشن است (از جمله) مقام ابراهیم است و هر که در آن درآید در امان است و براى خدا حج آن خانه بر عهده مردم است (البته بر) کسى که بتواند به سوى آن راه یابد و هر که کفر ورزد یقینا خداوند از جهانیان بى‌نیاز است
  98. بگو اى اهل کتاب چرا به آیات خدا کفر مى‌ورزید با آنکه خدا بر آنچه مى‌کنید گواه است
  99. بگو اى اهل کتاب چرا کسى را که ایمان آورده است از راه خدا بازمى‌دارید و آن (راه) را کج مى‌شمارید با آنکه خود (به راستى آن) گواهید و خدا از آنچه مى‌کنید غافل نیست
  100. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر از فرقه‌اى از اهل کتاب فرمان برید شما را پس از ایمانتان به حال کفر برمى‌گردانند
  101. و چگونه کفر مى‌ورزید با اینکه آیات خدا بر شما خوانده مى‌شود و پیامبر او میان شماست و هر کس به خدا تمسک جوید قطعاً به راه راست هدایت‌شده است
  102. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از خدا آن گونه که حق پرواکردن از اوست پروا کنید و زینهار جز مسلمان نمیرید
  103. و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت‌خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید پس میان دلهاى شما الفت انداخت تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید این گونه خداوند نشانه‌هاى خود را براى شما روشن مى‌کند باشد که شما هدایت شوید
  104. و باید از میان شما گروهى (مردم را) به نیکى دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند
  105. و چون کسانى مباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد پراکنده شدند و با هم اختلاف پیدا کردند و براى آنان عذابى سهمگین است
  106. (در آن) روزى که چهره‌هایى سپید و چهره‌هایى سیاه گردد اما سیاهرویان (به آنان گویند) آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید پس به سزاى آنکه کفر مى‌ورزیدید (این) عذاب را بچشید
  107. و اما سپیدرویان همواره در رحمت‌خداوند جاویدانند
  108. اینها آیات خداست که آن را به حق بر تو مى‌خوانیم و خداوند هیچ ستمى بر جهانیان نمى‌خواهد
  109. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست و (همه) کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود
  110. شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شده‌اید به کار پسندیده فرمان مى‌دهید و از کار ناپسند بازمى‌دارید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعاً برایشان بهتر بود برخى از آنان مؤمنند و(لى) بیشترشان نافرمانند
  111. جز آزارى (اند‌ک) هرگز به شما زیانى نخواهند رسانید و اگر با شما بجنگند به شما پشت نمایند سپس یارى نیابند
  112. هر کجا یافته شوند به خوارى دچار شده‌اند مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم (روند) و به خشمى از خدا گرفتار آمدند و (مهر) بینوایى بر آنان زده شد این بدان سبب بود که به آیات خدا کفر مى‌ورزیدند و پیامبران را بناحق مى‌کشتند (و نیز) این (عقوبت) به سزاى آن بود که نافرمانى کردند و از اندازه می‌گذشتند
  113. (ولى همه آنان) یکسان نیستند از میان اهل کتاب گروهى درست‌کردارند که آیات الهى را در دل شب مى‌خوانند و سر به سجده مى‌نهند
  114. به خدا و روز قیامت ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان مى‌دهند و از کار ناپسند باز مى‌دارند و در کارهاى نیک شتاب مى‌کنند و آنان از شایستگانند
  115. و هر کار نیکى انجام دهند هرگز در باره آن ناسپاسى نبینند و خداوند به (حال) تقواپیشگان داناست
  116. کسانى که کفر ورزیدند هرگز اموالشان و اولادشان چیزى (از عذاب خدا) را از آنان دفع نخواهد کرد و آنان اهل آتشند و در آن جاودانه خواهند بود
  117. مثل آنچه (آنان) در زندگى این دنیا (در راه دشمنى با پیامبر) خرج مى‌کنند همانند بادى است که در آن سرماى سختى است که به کشتزار قومى که بر خود ستم نموده‌اند بوزد و آن را تباه سازد و خدا به آنان ستم نکرده بلکه آنان خود بر خویشتن ستم کرده‌اند
  118. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از غیر خودتان (دوست و) همراز مگیرید (آنان) از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى‌ورزند آرزو دارند که در رنج بیفتید دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه سینه‌هایشان نهان مى‌دارد بزرگتر است در حقیقت ما نشانه‌ها(ى دشمنى آنان) را براى شما بیان کردیم اگر تعقل کنید
  119. هان شما کسانى هستید که آنان را دوست دارید و (حال آنکه) آنان شما را دوست ندارند و شما به همه کتابها(ى خدا) ایمان دارید و چون با شما برخورد کنند مى‌گویند ایمان آوردیم و چون (با هم) خلوت کنند از شدت خشم بر شما سر انگشتان خود را مى‌گزند بگو به خشم خود بمیرید که خداوند به راز درون سینه‌ها داناست
  120. اگر به شما خوشى رسد آنان را بدحال مى‌کند و اگر به شما گزندى رسد بدان شاد مى‌شوند و اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید نیرنگشان هیچ زیانى به شما نمى‌رساند یقینا خداوند به آنچه مى‌کنند احاطه دارد
  121. و (یاد کن) زمانى را که (در جنگ احد) بامدادان از پیش کسانت بیرون آمدى (تا) مؤمنان را براى جنگیدن در مواضع خود جاى دهى و خداوند شنواى داناست
  122. آن هنگام که دو گروه از شما بر آن شدند که سستى ورزند با آنکه خدا یاورشان بود و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
  123. و یقینا خدا شما را در (جنگ) بدر با آنکه ناتوان بودید یارى کرد پس از خدا پروا کنید باشد که سپاسگزارى نمایید
  124. آنگاه که به مؤمنان مى‌گفتى آیا شما را بس نیست که پروردگارتان سه هزار فرشته به یاریتان فرود فرستاد
  125. آرى اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید و با همین جوش (و خروش) بر شما بتازند همانگاه پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشاندار یارى خواهد کرد
  126. و خدا آن (وعده پیروزى) را جز مژده‌اى براى شما قرار نداد تا (بدین وسیله شادمان شوید و) دلهاى شما بدان آرامش یابد و پیروزى جز از جانب خداوند تواناى حکیم نیست
  127. تا برخى از کسانى را که کافر شده‌اند نابود کند یا آنان را خوار سازد تا نومید بازگردند
  128. هیچ یک از این کارها در اختیار تو نیست‌یا (خدا) بر آنان مى‌بخشاید یا عذابشان مى‌کند زیرا آنان ستمکارند
  129. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست هر که را بخواهد مى‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و خداوند آمرزنده مهربان است
  130. اى کسانى که ایمان آورده‌اید ربا را (با سود) چندین برابر مخورید و از خدا پروا کنید باشد که رستگار شوید
  131. و از آتشى که براى کافران آماده شده است بترسید
  132. خدا و رسول را فرمان برید، باشد که مشمول رحمت قرار گیرید
  133. و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى که پهنایش (به قدر) آسمانها و زمین است (و) براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید
  134. همانان که در فراخى و تنگى انفاق مى‌کنند و خشم خود را فرو مى‌برند و از مردم در مى‌گذرند و خداوند نکوکاران را دوست دارد
  135. و آنان که چون کار زشتى کنند یا بر خود ستم روا دارند خدا را به یاد مى‌آورند و براى گناهانشان آمرزش مى‌خواهند و چه کسى جز خدا گناهان را مى‌آمرزد و بر آنچه مرتکب شده‌اند با آنکه مى‌دانند (که گناه است) پافشارى نمى‌کنند
  136. آنان پاداششان آمرزشى از جانب پروردگارشان و بوستانهایى است که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است جاودانه در آن بمانند و پاداش اهل عمل چه نیکوست
  137. قطعاً پیش از شما سنتهایى (بوده و) سپرى شده است پس در زمین بگردید و بنگرید که فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است
  138. این (قرآن) براى مردم بیانى و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است
  139. و اگر مؤمنید سستى مکنید و غمگین مشوید که شما برترید
  140. اگر به شما آسیبى رسیده آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید و ما این روزها(ى شکست و پیروزى) را میان مردم به نوبت مى‌گردانیم (تا آنان پند گیرند) و خداوند کسانى را که (واقعا) ایمان آورده‌اند معلوم بدارد و از میان شما گواهانى بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمى‌دارد
  141. و تا خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند خالص گرداند و کافران را (به تدریج) نابود سازد
  142. آیا پنداشتید که داخل بهشت مى‌شوید بى‌آنکه خداوند جهادگران و شکیبایان شما را معلوم بدارد
  143. و شما مر‌گ را پیش از آنکه با آن روبرو شوید سخت آرزو مى‌کردید پس آن را دیدید و (همچنان) نگاه مى‌کردید
  144. و محمد جز فرستاده‌اى که پیش از او (هم) پیامبرانى (آمده و) درگذشتند نیست آیا اگر او بمیرد یا کشته شود از عقیده خود برمى‌گردید و هر کس از عقیده خود بازگردد هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‌رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‌دهد
  145. و هیچ نفسى جز به فرمان خدا نمیرد (خداوند مر‌گ را) به عنوان سرنوشتى معین (مقرر کرده است) و هر که پاداش این دنیا را بخواهد به او از آن مى‌دهیم و هر که پاداش آن سراى را بخواهد از آن به او مى‌دهیم و به زودى سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد
  146. و چه بسیار پیامبرانى که همراه او توده‌هاى انبوه کارزار کردند و در برابر آنچه در راه خدا بدیشان رسید سستى نورزیدند و ناتوان نشدند و تسلیم (دشمن) نگردیدند و خداوند شکیبایان را دوست دارد
  147. و سخن آنان جز این نبود که گفتند پروردگارا گناهان ما و زیاده‌روى ما در کارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران یارى ده
  148. پس خداوند پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد و خداوند نیکوکاران را دوست دارد
  149. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر از کسانى که کفر ورزیده‌اند اطاعت کنید شما را از عقیده‌تان بازمى‌گردانند و زیانکار خواهید گشت
  150. آرى خدا مولاى شماست و او بهترین یارى‌دهندگان است
  151. به زودى در دلهاى کسانى که کفر ورزیده‌اند بیم خواهیم افکند زیرا چیزى را با خدا شریک گردانیده‌اند که بر (حقانیت) آن (خدا) دلیلى نازل نکرده است و جایگاهشان آتش است و جایگاه ستمگران چه بد است
  152. و (در نبرد احد) قطعاً خدا وعده خود را با شما راست گردانید آنگاه که به فرمان او آنان را مى‌کشتید تا آنکه سست‌شدید و در کار (جنگ و بر سر تقسیم غنایم) با یکدیگر به نزاع پرداختید و پس از آنکه آنچه را دوست داشتید (یعنى غنایم را) به شما نشان داد نافرمانى نمودید برخى از شما دنیا را و برخى از شما آخرت را مى‌خواهد سپس براى آنکه شما را بیازماید از (تعقیب) آنان منصرفتان کرد و از شما درگذشت و خدا نسبت به مؤمنان با تفضل است
  153. (یاد کنید) هنگامى را که در حال گریز (از کوه) بالا مى‌رفتید و به هیچ کس توجه نمى‌کردید و پیامبر شما را از پشت‌سرتان فرا مى‌خواند پس (خداوند) به سزاى (این بى‌انضباطى) غمى بر غمتان (افزود) تا سرانجام بر آنچه از کف داده‌اید و براى آنچه به شما رسیده است اندوهگین نشوید و خداوند از آنچه مى‌کنید آگاه است
  154. سپس (خداوند) بعد از آن اندوه آرامشى (به صورت) خواب سبکى بر شما فرو فرستاد که گروهى از شما را فرا گرفت و گروهى (تنها) در فکر جان خود بودند و در باره خدا گمانهاى ناروا همچون گمانهاى (دوران) جاهلیت مى‌بردند مى‌گفتند آیا ما را در این کار اختیارى هست بگو سررشته کارها (شکست‌یا پیروزى) یکسر به دست‌خداست آنان چیزى را در دلهایشان پوشیده مى‌داشتند که براى تو آشکار نمى‌کردند مى‌گفتند اگر ما را در این کار اختیارى بود (و وعده پیامبر واقعیت داشت) در اینجا کشته نمى‌شدیم بگو اگر شما در خانه‌هاى خود هم بودید کسانى که کشته شدن بر آنان نوشته شده قطعاً (با پاى خود) به سوى قتلگاههاى خویش مى‌رفتند و (اینها ) براى این است که خداوند آنچه را در دلهاى شماست (در عمل) بیازماید و آنچه را در قلبهاى شماست پا‌ک گرداند و خدا به راز سینه‌ها آگاه است
  155. روزى که دو گروه (در احد) با هم رویاروى شدند کسانى که از میان شما (به دشمن) پشت کردند در حقیقت جز این نبود که به سبب پاره‌اى از آنچه (از گناه) حاصل کرده بودند شیطان آنان را بلغزانید و قطعاً خدا از ایشان درگذشت زیرا خدا آمرزگار بردبار است
  156. اى کسانى که ایمان آورده‌اید همچون کسانى نباشید که کفر ورزیدند و به برادرانشان هنگامى که به سفر رفته (و در سفر مردند) و یا جهادگر شدند (و کشته شدند) گفتند اگر نزد ما (مانده) بودند نمى‌مردند و کشته نمى‌شدند (شما چنین سخنانى مگویید) تا خدا آن را در دلهایشان حسرتى قرار دهد و خدا(ست که) زنده مى‌کند و مى‌میراند و خدا(ست که) به آنچه مى‌کنید بیناست
  157. و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از (همه) آنچه (آنان) جمع مى‌کنند بهتر است
  158. و اگر (در راه جهاد) بمیرید یا کشته شوید قطعاً به سوى خدا گردآورده خواهید شد
  159. پس به (برکت) رحمت الهى با آنان نرمخو (و پرمهر) شدى و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‌شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار(ها) با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‌کنندگان را دوست مى‌دارد
  160. اگر خدا شما را یارى کند هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یارى شما بردارد چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
  161. و هیچ پیامبرى را نسزد که خیانت ورزد و هر کس خیانت ورزد روز قیامت با آنچه در آن خیانت کرده بیاید آنگاه به هر کس (پاداش) آنچه کسب کرده به تمامى داده مى‌شود و بر آنان ستم نرود
  162. آیا کسى که خشنودى خدا را پیروى مى‌کند چون کسى است که به خشمى از خدا دچار گردیده و جایگاهش جهنم است و چه بد بازگشت‌گاهى است
  163. (هر یک از) ایشان را نزد خداوند درجاتى است و خدا به آنچه مى‌کنند بیناست
  164. به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد (که) پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند
  165. آیا چون به شما (در نبرد احد) مصیبتى رسید (با آنکه در نبرد بدر) دو برابرش را (به دشمنان خود) رساندید گفتید این (مصیبت) از کجا (به ما رسید) بگو آن از خود شما (و ناشى از بى‌انضباطى خودتان) است آرى خدا به هر چیزى تواناست
  166. و روزى که (در احد) آن دو گروه با هم برخورد کردند آنچه به شما رسید به اذن خدا بود (تا شما را بیازماید) و مؤمنان را معلوم بدارد
  167. همچنین کسانى را که دو رویى نمودند (نیز) معلوم بدارد و به ایشان گفته شد بیایید در راه خدا بجنگید یا دفاع کنید گفتند اگر جنگیدن مى‌دانستیم مسلماً از شما پیروى مى‌کردیم آن روز آنان به کفر نزدیکتر بودند تا به ایمان به زبان خویش چیزى مى‌گفتند که در دلهایشان نبود و خدا به آنچه مى‌نهفتند داناتر است
  168. همان کسانى که (خود در خانه) نشستند و در باره دوستان خود گفتند اگر از ما پیروى مى‌کردند کشته نمى‌شدند بگو اگر راست مى‌گویید مر‌گ را از خودتان دور کنید
  169. هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده‌اند مرده مپندار بلکه زنده‌اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى‌شوند
  170. به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است‌شادمانند و براى کسانى که از پى ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته‌اند شادى مى‌کنند که نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مى‌شوند
  171. بر نعمت و فضل خدا و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى‌گرداند شادى مى‌کنند
  172. کسانى که (در نبرد احد) پس از آنکه زخم برداشته بودند دعوت خدا و پیامبر (او) را اجابت کردند براى کسانى از آنان که نیکى و پرهیزگارى کردند پاداشى بزرگ است
  173. همان کسانى که (برخى از) مردم به ایشان گفتند مردمان براى (جنگ با) شما گرد آمده‌اند پس از آن بترسید و(لى این سخن) بر ایمانشان افزود و گفتند خدا ما را بس است و نیکو حمایتگرى است
  174. پس با نعمت و بخششى از جانب خدا (از میدان نبرد) بازگشتند در حالى که هیچ آسیبى به آنان نرسیده بود و همچنان خشنودى خدا را پیروى کردند و خداوند داراى بخششى عظیم است
  175. در واقع این شیطان است که دوستانش را مى‌ترساند پس اگر مؤمنید از آنان مترسید و از من بترسید
  176. و کسانى که در کفر مى‌کوشند تو را اندوهگین نسازند که آنان هرگز به خدا هیچ زیانى نمى‌رسانند خداوند مى‌خواهد در آخرت براى آنان بهره‌اى قرار ندهد و براى ایشان عذابى بزرگ است
  177. در حقیقت کسانى که کفر را به (بهاى) ایمان خریدند هرگز به خداوند هیچ زیانى نخواهند رسانید و براى آنان عذابى دردنا‌ک است
  178. و البته نباید کسانى که کافر شده‌اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى‌دهیم براى آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت مى‌دهیم تا بر گناه (خود) بیفزایند و (آنگاه) عذابى خفت‌آور خواهند داشت
  179. خدا بر آن نیست که مؤمنان را به این (حالى) که شما بر آن هستید واگذارد تا آنکه پلید را از پا‌ک جدا کند و خدا بر آن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند ولى خدا از میان فرستادگانش هر که را بخواهد برمى‌گزیند پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزگارى کنید براى شما پاداشى بزرگ خواهد بود
  180. و کسانى که به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا کرده بخل مى‌ورزند هرگز تصور نکنند که آن (بخل) براى آنان خوب است بلکه برایشان بد است به زودى آنچه که به آن بخل ورزیده‌اند روز قیامت طوق گردنشان مى‌شود میراث آسمانها و زمین از آن خداست و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  181. مسلماً خداوند سخن کسانى را که گفتند «خدا نیازمند است و ما توانگریم» شنید. به زودى آنچه را گفتند و نیز بناحق کشتن پیامبران را خواهیم نوشت و خواهیم گفت بچشید عذاب سوزان را
  182. این (عقوبت) به خاطر کار و کردار پیشین شماست (و گر نه) خداوند هرگز نسبت به بندگان (خود) بیدادگر نیست
  183. همانان که گفتند خدا با ما پیمان بسته که به هیچ پیامبرى ایمان نیاوریم تا براى ما قربانیى بیاورد که آتش (آسمانى) آن را (به نشانه قبول) بسوزاند بگو قطعاً پیش از من پیامبرانى بودند که دلایل آشکار را با آنچه گفتید براى شما آوردند اگر راست مى گویید پس چرا آنان را کشتید
  184. پس اگر تو را تکذیب کردند بدان که پیامبرانى (هم) که پیش از تو دلایل روشن و نوشته‌ها و کتاب روشن آورده بودند تکذیب شدند
  185. هر جاندارى چشنده (طعم) مر‌گ است و همانا روز رستاخیز پاداشهایتان به طور کامل به شما داده مى‌شود پس هر که را از آتش به دور دارند و در بهشت درآورند قطعاً کامیاب شده است و زندگى دنیا جز مایه فریب نیست
  186. قطعاً در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد و از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و (نیز) از کسانى که به شر‌ک گراییده‌اند (سخنان دل)آزار بسیارى خواهید شنید و(لى) اگر صبر کنید و پرهیزگارى نمایید این (ایستادگى) حاکى از عزم استوار (شما) در کارهاست
  187. و (یاد کن) هنگامى را که خداوند از کسانى که به آنان کتاب داده شده پیمان گرفت که حتما باید آن را (به وضوح) براى مردم بیان نمایید و کتمانش مکنید پس آن (عهد) را پشت‌سر خود انداختند و در برابر آن بهایى ناچیز به دست آوردند و چه بد معامله‌اى کردند
  188. البته گمان مبر کسانى که بدانچه کرده‌اند شادمانى مى‌کنند و دوست دارند به آنچه نکرده‌اند مورد ستایش قرار گیرند قطعاً گمان مبر که براى آنان نجاتى از عذاب است (که) عذابى دردنا‌ک خواهند داشت
  189. و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و خداوند بر هر چیزى تواناست
  190. مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یکدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‌هایى (قانع کننده) است
  191. همانان که خدا را (در همه احوال) ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى‌کنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى‌اندیشند (که) پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‌اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار
  192. پروردگارا هر که را تو در آتش درآورى یقینا رسوایش کرده‌اى و براى ستمکاران یاورانى نیست
  193. پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را در زمره نیکان بمیران
  194. پروردگارا و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‌اى به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده‌ات را خلاف نمى‌کنى
  195. پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت کرد (و فرمود که) من عمل هیچ صاحب عملى از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرید تباه نمى‌کنم پس کسانى که هجرت کرده و از خانه‌هاى خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شده‌اند بدیهایشان را از آنان مى‌زدایم و آنان را در باغهایى که از زیر (درختان) آن نهرها روان است درمى‌آورم (این) پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست
  196. مبادا رفت و آمد (و جنب و جوش) کافران در شهرها تو را دستخوش فریب کند
  197. (این) کالاى ناچیز (و برخوردارى اندکى) است‌سپس جایگاهشان دوزخ است و چه بد قرارگاهى است
  198. ولى کسانى که پرواى پروردگارشان را پیشه ساخته‌اند باغهایى خواهند داشت که از زیر (درختان) آن نهرها روان است در آنجا جاودانه بمانند (این) پذیرایى از جانب خداست و آنچه نزد خداست براى نیکان بهتر است
  199. و البته از میان اهل کتاب کسانى هستند که به خدا و بدانچه به سوى شما نازل شده و به آنچه به سوى خودشان فرود آمده ایمان دارند در حالى که در برابر خدا خاشعند و آیات خدا را به بهاى ناچیزى نمى‌فروشند اینانند که نزد پروردگارشان پاداش خود را خواهند داشت آرى خدا زودشمار است
  200. اى کسانى که ایمان آورده‌اید صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است که رستگار شوید

فصل ٤.  نساء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحدى آفرید و جفتش را (نیز) از او آفرید و از آن دو مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایى که به (نام) او از همدیگر درخواست مى‌کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مبرید که خدا همواره بر شما نگهبان است
  2. و اموال یتیمان را به آنان (باز)دهید و (مال پا‌ک) و (مرغوب آنان ) را با (مال) ناپا‌ک (خود) عوض نکنید و اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید که این گناهى بزرگ است
  3. و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید هر چه از زنان (دیگر) که شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گیرید پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید به یک (زن آزاد) یا به آنچه (از کنیزان) مالک شده‌اید (اکتفا کنید) این (خوددارى) نزدیکتر است تا به ستم گرایید (و بیهوده عیال‌وار گردید)
  4. و مهر زنان را به عنوان هدیه‌اى از روى طیب خاطر به ایشان بدهید و اگر به میل خودشان چیزى از آن را به شما واگذاشتند آن را حلال و گوارا بخورید
  5. و اموال خود را که خداوند آن را وسیله قوام (زندگى) شما قرار داده به سفیهان مدهید و(لى) از (عواید) آن به ایشان بخورانید و آنان را پوشا‌ک دهید و با آنان سخنى پسندیده بگویید
  6. و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به (سن) زناشویى برسند پس اگر در ایشان رشد (فکرى) یافتید اموالشان را به آنان رد کنید و آن را (از بیم آنکه مبادا) بزرگ شوند به اسراف و شتاب مخورید و آن کس که توانگر است باید (از گرفتن اجرت سرپرستى) خوددارى ورزد و هر کس تهیدست است باید مطابق عرف (از آن) بخورد پس هر گاه اموالشان را به آنان رد کردید بر ایشان گواه بگیرید خداوند حسابرسى را کافى است
  7. براى مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (آنان) بر جاى گذاشته‌اند سهمى است و براى زنان (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان (آنان) بر جاى گذاشته‌اند سهمى (خواهد بود) خواه آن (مال) کم باشد یا زیاد نصیب هر کس مفروض شده است
  8. و هر گاه خویشاوندان یتیمان و مستمندان در تقسیم (ارث) حاضر شدند (چیزى) از آن را به ایشان ارزانى دارید و با آنان سخنى پسندیده گویید
  9. و آنان که اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند بر (آینده) آنان بیم دارند باید (از ستم بر یتیمان مردم نیز) بترسند پس باید از خدا پروا دارند و سخنى (بجا و) درست گویند
  10. در حقیقت کسانى که اموال یتیمان را به ستم مى‌خورند جز این نیست که آتشى در شکم خود فرو مى‌برند و به زودى در آتشى فروزان درآیند
  11. خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مى‌کند سهم پسر چون سهم دو دختر است و اگر (همه ورثه) دختر (و) از دو تن بیشتر باشند سهم آنان دو سوم ماتر‌ک است و اگر (دخترى که ارث مى‌برد) یکى باشد نیمى از میراث از آن اوست و براى هر یک از پدر و مادر وى (=متوفى) یک ششم از ماتر‌ک (مقرر شده) است این در صورتى است که (متوفى) فرزندى داشته باشد ولى اگر فرزندى نداشته باشد و (تنها) پدر و مادرش از او ارث برند براى مادرش یک سوم است (و بقیه را پدر مى‌برد) و اگر او برادرانى داشته باشد مادرش یک ششم مى‌برد (البته همه اینها) پس از انجام وصیتى است که او بدان سفارش کرده یا دینى (که باید استثنا شود) شما نمى دانید پدران و فرزندانتان کدام یک براى شما سودمندترند (این) فرضى است از جانب خدا زیرا خداوند داناى حکیم است
  12. و نیمى از میراث همسرانتان از آن شما (شوهران) است اگر آنان فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى داشته باشند یک چهارم ماتر‌ک آنان از آن شماست (البته) پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کرده‌اند یا دینى (که باید استثنا شود) و یک چهارم از میراث شما براى آنان است اگر شما فرزندى نداشته باشید و اگر فرزندى داشته باشید یک هشتم براى میراث شما از ایشان خواهد بود (البته) پس از انجام وصیتى که بدان سفارش کرده‌اید یا دینى (که باید استثنا شود) و اگر مرد یا زنى که از او ارث مى‌برند کلاله (=بى‌فرزند و بى‌پدر و مادر) باشد و براى او برادر یا خواهرى باشد پس براى هر یک از آن دو یک ششم (ماتر‌ک) است و اگر آنان بیش از این باشند در یک سوم (ماتر‌ک) مشارکت دارند (البته) پس از انجام وصیتى که بدان سفارش شده یا دینى که (باید استثنا شود به شرط آنکه از این طریق) زیانى (به ورثه) نرساند این است‌ سفارش خدا و خداست که داناى بردبار است
  13. اینها احکام الهى است و هر کس از خدا و پیامبر او اطاعت کند وى را به باغهایى درآورد که از زیر (درختان) آن نهرها روان است در آن جاودانه‌اند و این همان کامیابى بزرگ است
  14. و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانى کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفت‌آور است
  15. و از زنان شما کسانى که مرتکب زنا مى‌شوند چهار تن از میان خود ( مسلمانان) بر آنان گواه گیرید پس اگر شهادت دادند آنان (=زنان) را در خانه‌ها نگاه دارید تا مر‌گشان فرا رسد یا خدا راهى براى آنان قرار دهد
  16. و از میان شما آن دو تن را که مرتکب زشتکارى مى‌شوند آزارشان دهید پس اگر توبه کردند و درستکار شدند از آنان صرفنظر کنید زیرا خداوند توبه‌پذیر مهربان است
  17. توبه نزد خداوند تنها براى کسانى است که از روى نادانى مرتکب گناه مى‌شوند سپس به زودى توبه مى‌کنند اینانند که خدا توبه‌شان را مى‌پذیرد و خداوند داناى حکیم است
  18. و توبه کسانى که گناه مى‌کنند تا وقتى که مر‌گ یکى از ایشان دررسد مى‌گوید اکنون توبه کردم پذیرفته نیست و (نیز توبه) کسانى که در حال کفر مى‌میرند پذیرفته نخواهد بود آنانند که برایشان عذابى دردنا‌ک آماده کرده‌ایم
  19. اى کسانى که ایمان آورده‌اید براى شما حلال نیست که زنان را به اکراه ارث برید و آنان را زیر فشار مگذارید تا بخشى از آنچه را به آنان داده‌اید (از چنگشان به در) برید مگر آنکه مرتکب زشتکارى آشکارى شوند و با آنها بشایستگى رفتار کنید و اگر از آنان خوشتان نیامد پس چه بسا چیزى را خوش نمى‌دارید و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مى‌دهد
  20. و اگر خواستید همسرى (دیگر) به جاى همسر (پیشین خود) ستانید و به یکى از آنان مال فراوانى داده باشید چیزى از او پس مگیرید آیا مى‌خواهید آن (مال) را به بهتان و گناه آشکار بگیرید
  21. و چگونه آن (مهر) را مى‌ستانید با آنکه از یکدیگر کام گرفته‌اید و آنان از شما پیمانى استوار گرفته‌اند
  22. و با زنانى که پدرانتان به ازدواج خود درآورده‌اند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکارى و (مایه) دشمنى و بد راهى بوده است
  23. (نکاح اینان) بر شما حرام شده است مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‌هایتان و خاله هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهایتان که به شما شیر داده‌اند و خواهران رضاعى شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان که (آنها دختران) در دامان شما پرورش یافته‌اند و با آن همسران همبستر شده‌اید پس اگر با آنها همبستر نشده‌اید بر شما گناهى نیست (که با دخترانشان ازدواج کنید) و زنان پسرانتان که از پشت‌خودتان هستند و جمع دو خواهر با همدیگر مگر آنچه که در گذشته رخ داده باشد که خداوند آمرزنده مهربان است
  24. و زنان شوهردار (نیز بر شما حرام شده است) به استثناى زنانى که مالک آنان شده‌اید (این) فریضه الهى است که بر شما مقرر گردیده است و غیر از این (زنان نامبرده) براى شما حلال است که (زنان دیگر را) به وسیله اموال خود طلب کنید در صورتى که پاکدامن باشید و زناکار نباشید و زنانى را که از آنان بهره برده‌اید مهرشان را به عنوان فریضه‌اى به آنان بدهید و بر شما گناهى نیست که پس از (تعیین مبلغ) مقرر با یکدیگر توافق کنید (که مدت عقد یا مهر را کم یا زیاد کنید) مسلماً خداوند داناى حکیم است
  25. و هر کس از شما از نظر مالى نمى‌تواند زنان (آزاد) پاکدامن با ایمان را به همسرى (خود) درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید (ازدواج کند) و خدا به ایمان شما داناتر است (همه) از یکدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده‌شان به همسرى (خود) درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید (به شرط آنکه) پاکدامن باشند نه زناکار و دوست‌گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج (شما) درآمدند اگر مرتکب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب (=مجازات) زنان آزاد است این (پیشنهاد زناشویى با کنیزان) براى کسى از شماست که از آلایش گناه بیم دارد و صبر کردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است
  26. خدا مى‌خواهد براى شما توضیح دهد و راه (و رسم) کسانى را که پیش از شما بوده‌اند به شما بنمایاند و بر شما ببخشاید و خدا داناى حکیم است
  27. خدا مى‌خواهد تا بر شما ببخشاید و کسانى که از خواسته‌ها(ى نفسانى) پیروى مى‌کنند مى‌خواهند شما دستخوش انحرافى بزرگ شوید
  28. خدا مى‌خواهد تا بارتان را سبک گرداند و (مى‌داند که) انسان ناتوان آفریده شده است
  29. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اموال همدیگر را به ناروا مخورید مگر آنکه داد و ستدى با رضایت یکدیگر از شما (انجام گرفته) باشد و یکدیگر را مکشید زیرا خدا همواره با شما مهربان است
  30. و هر کس از روى تجاوز و ستم چنین کند به زودى وى را در آتشى درآوریم و این کار بر خدا آسان است
  31. اگر از گناهان بزرگى که از آن(ها) نهى شده‌اید دورى گزینید بدیهاى شما را از شما مى زداییم و شما را در جایگاهى ارجمند درمى‌آوریم
  32. و زنهار آنچه را خداوند به (سبب) آن بعضى از شما را بر بعضى (دیگر) برترى داده آرزو مکنید براى مردان از آنچه (به اختیار) کسب کرده‌اند بهره‌اى است و براى زنان (نیز) از آنچه (به اختیار) کسب کرده‌اند بهره‌اى است و از فضل خدا درخواست کنید که خدا به هر چیزى داناست
  33. و از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان و کسانى که شما (با آنان) پیمان بسته‌اید بر جاى گذاشته‌اند براى هر یک (از مردان و زنان) وارثانى قرار داده‌ایم پس نصیبشان را به ایشان بدهید زیرا خدا همواره بر هر چیزى گواه است
  34. مردان سرپرست زنانند به دلیل آنکه خدا برخى از ایشان را بر برخى برترى داده و (نیز) به دلیل آنکه از اموالشان خرج مى‌کنند پس زنان درستکار فرمانبردارند (و) به پاس آنچه خدا (براى آنان) حفظ کرده اسرار (شوهران خود) را حفظ مى‌کنند و زنانى را که از نافرمانى آنان بیم دارید (نخست) پندشان دهید و (بعد) در خوابگاه‌ها از ایشان دورى کنید و (اگر تاثیر نکرد) آنان را بزنید پس اگر شما را اطاعت کردند (دیگر) بر آنها هیچ راهى (براى سرزنش) مجویید که خدا والاى بزرگ است
  35. و اگر از جدایى میان آن دو ( زن و شوهر) بیم دارید پس داورى از خانواده آن (شوهر) و داورى از خانواده آن (زن) تعیین کنید اگر سر سازگارى دارند خدا میان آن دو سازگارى خواهد داد آرى خدا داناى آگاه است
  36. و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‌مانده و بردگان خود (نیکى کنید) که خدا کسى را که متکبر و فخرفروش است دوست نمى‌دارد
  37. همان کسانى که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل وامى‌دارند و آنچه را خداوند از فضل خویش بدانها ارزانى داشته پوشیده مى‌دارند و براى کافران عذابى خوارکننده آماده کرده‌ایم
  38. و کسانى که اموالشان را براى نشان‌دادن به مردم انفاق مى‌کنند و به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و هر کس شیطان یار او باشد چه بد همدمى است
  39. و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان مى‌آوردند و از آنچه خدا به آنان روزى داده انفاق مى‌کردند چه زیانى برایشان داشت و خدا به (کار) آنان داناست
  40. در حقیقت‌خدا هم‌وزن ذره‌اى ستم نمى‌کند و اگر (آن ذره کار) نیکى باشد دو چندانش مى‌کند و از نزد خویش پاداشى بزرگ مى‌بخشد
  41. پس چگونه است (حالشان) آنگاه که از هر امتى گواهى آوریم و تو را بر آنان گواه آوریم
  42. آن روز کسانى که کفر ورزیده‌اند و از پیامبر (خدا) نافرمانى کرده‌اند آرزو مى‌کنند که اى کاش با خا‌ک یکسان مى‌شدند و از خدا هیچ سخنى را پوشیده نمى‌توانند داشت
  43. اى کسانى که ایمان آورده‌اید در حال مستى به نماز نزدیک نشوید تا زمانى که بدانید چه مى‌گویید و (نیز) در حال جنابت (وارد نماز نشوید) مگر اینکه راهگذر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‌اید و آب نیافته‌اید پس بر خاکى پا‌ک تیمم کنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید که خدا بخشنده و آمرزنده است
  44. آیا به کسانى که بهره‌اى از کتاب یافته‌اند ننگریستى. گمراهى را مى‌خرند و مى‌خواهند شما (نیز) گمراه شوید
  45. و خدا به (حال) دشمنان شما داناتر است کافى است که خدا سرپرست (شما) باشد و کافى است که خدا یاور (شما) باشد
  46. برخى از آنان که یهودى‌اند کلمات را از جاهاى خود برمى‌گردانند و با پیچانیدن زبان خود و به قصد طعنه زدن در دین (اسلام با درآمیختن عبرى به عربى) مى‌گویند شنیدیم و نافرمانى کردیم و بشنو (که کاش) ناشنوا گردى و (نیز از روى استهزا مى‌گویند) راعنا (که در عربى یعنى به ما التفات کن ولى در عبرى یعنى خبیث ما) و اگر آنان مى‌گفتند شنیدیم و فرمان بردیم و بشنو و به ما بنگر قطعاً براى آنان بهتر و درست‌تر بود ولى خدا آنان را به علت کفرشان لعنت کرد در نتیجه جز (گروهى) اند‌ک ایمان نمى‌آورند
  47. اى کسانى که به شما کتاب داده شده است به آنچه فرو فرستادیم و تصدیق‌کننده همان چیزى است که با شماست ایمان بیاورید پیش از آنکه چهره‌هایى را محو کنیم و در نتیجه آنها را به قهقرا بازگردانیم یا همچنانکه اصحاب سبت را لعنت کردیم آنان را (نیز) لعنت کنیم و فرمان خدا همواره تحقق یافته است
  48. مسلماً خدا کسی‌ که به او شر‌ک ورزیده نمى‌بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‌بخشاید و هر کس به خدا شر‌ک ورزد به یقین گناهى بزرگ کرده است
  49. آیا به کسانى که خویشتن را پا‌ک مى‌شمارند ننگریسته‌اى (چنین نیست) بلکه خداست که هر که را بخواهد پا‌ک مى‌گرداند و به قدر نخ روى هسته خرمایى ستم نمى‌بینند
  50. ببین چگونه بر خدا دروغ مى‌بندند و بس است که این یک گناه آشکار باشد
  51. آیا کسانى را که از کتاب (آسمانى) نصیبى یافته‌اند ندیده‌اى که به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره کسانى که کفر ورزیده‌اند مى‌گویند اینان از کسانى که ایمان آورده‌اند راه‌یافته‌ترند
  52. اینانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت
  53. آیا آنان نصیبى از حکومت دارند (اگر هم داشتند) به قدر نقطه پشت هسته خرمایى (چیزى) به مردم نمى‌دادند
  54. بلکه به مردم براى آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک مى‌ورزند در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکى بزرگ بخشیدیم
  55. پس برخى از آنان به وى ایمان آوردند و برخى از ایشان از او روى برتافتند و (براى آنان) دوزخ پرشراره بس است
  56. به زودى کسانى را که به آیات ما کفر ورزیده‌اند در آتشى (سوزان) درآوریم که هر چه پوستشان بریان گردد پوستهاى دیگرى بر جایش نهیم تا عذاب را بچشند آرى خداوند تواناى حکیم است
  57. و به زودى کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهایى که از زیر (درختان) آن نهرها روان است درآوریم براى همیشه در آن جاودانند و در آنجا همسرانى پاکیزه دارند و آنان را در سایه‌اى پایدار درآوریم
  58. خدا به شما فرمان مى‌دهد که سپرده‌ها را به صاحبان آنها بازگردانید و چون میان مردم داورى مى‌کنید به عدالت داورى کنید در حقیقت نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‌دهد خدا شنواى بیناست
  59. اى کسانى که ایمان آورده‌اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را (نیز) اطاعت کنید پس هر گاه در امرى (دینى) اختلاف نظر یافتید اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید آن را به (کتاب) خدا و (سنت) پیامبر (او) عرضه بدارید این بهتر و نیک‌فرجام‌تر است
  60. آیا ندیده‌اى کسانى را که مى‌پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و (به) آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان آورده‌اند (با این همه) مى‌خواهند داورى میان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنکه قطعاً فرمان یافته‌اند که بدان کفر ورزند و(لى) شیطان مى‌خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد
  61. و چون به ایشان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر (او) بیایید منافقان را مى‌بینى که از تو سخت روى برمى‌تابند
  62. پس چگونه هنگامى که به (سزاى) کار و کردار پیشینشان مصیبتى به آنان مى‌رسد نزد تو مى‌آیند و به خدا سوگند مى‌خورند که ما جز نیکویى و موافقت قصدى نداشتیم
  63. اینان همان کسانند که خدا مى‌داند چه در دل دارند پس از آنان روى برتاب و(لى) پندشان ده و با آنها سخنى رسا که در دلشان (مؤثر) افتد بگوى
  64. و ما هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر آنکه به توفیق الهى از او اطاعت کنند و اگر آنان وقتى به خود ستم کرده بودند پیش تو مى‌آمدند و از خدا آمرزش مى‌خواستند و پیامبر (نیز) براى آنان طلب آمرزش مى‌کرد قطعاً خدا را توبه‌پذیر مهربان مى‌یافتند
  65. ولى چنین نیست به پروردگارت قسم که ایمان نمى‌آورند مگر آنکه تو را در مورد آنچه میان آنان مایه اختلاف است داور گردانند سپس از حکمى که کرده‌اى در دلهایشان احساس ناراحتى (و تردید) نکنند و کاملا سر تسلیم فرود آورند
  66. و اگر بر آنان مقرر مى‌کردیم که تن به کشتن دهید یا از خانه‌هاى خود به در آیید جز اندکى از ایشان آن را به کار نمى‌بستند و اگر آنان آنچه را بدان پند داده مى‌شوند به کار مى‌بستند قطعاً برایشان بهتر و در ثبات قدم ایشان مؤثرتر بود
  67. و در آن صورت (ما هم) از نزد خویش یقینا پاداشى بزرگ به آنان مى‌دادیم
  68. و قطعاً آنان را به راهى راست هدایت مى‌کردیم
  69. و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته (یعنى) با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند
  70. این تفضل از جانب خداست و خدا بس داناست
  71. اى کسانى که ایمان آورده‌اید (در برابر دشمن) آماده باشید (=اسلحه خود را برگیرید) و گروه گروه (به جهاد) بیرون روید یا به طور جمعى روانه شوید
  72. و قطعاً از میان شما کسى است که کندى به خرج دهد پس اگر آسیبى به شما رسد گوید راستى خدا بر من نعمت بخشید که با آنان حاضر نبودم
  73. و اگر غنیمتى از خدا به شما برسد چنانکه گویى میان شما و میان او (رابطه) دوستى نبوده خواهد گفت کاش من با آنان بودم و به غنیمت بزرگى مى‌رسیدم
  74. پس باید کسانى که زندگى دنیا را به آخرت می‌فروشند در راه خدا بجنگند و هر کس در راه خدا بجنگد و کشته یا پیروز شود به زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد
  75. و چرا شما در راه خدا (و در راه نجات) مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى‌جنگید همانان که مى‌گویند پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‌پیشه‌اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما
  76. کسانى که ایمان آورده‌اند در راه خدا کارزار مى‌کنند و کسانى که کافر شده‌اند در راه طاغوت مى‌جنگند پس با یاران شیطان بجنگید که نیرنگ شیطان (در نهایت) ضعیف است
  77. آیا ندیدى کسانى را که به آنان گفته شد (فعلا) دست (از جنگ) بدارید و نماز را برپا کنید و زکات بدهید و(لى) همین که کارزار بر آنان مقرر شد بناگاه گروهى از آنان از مردم (=مشرکان مکه) ترسیدند مانند ترس از خدا یا ترسى سخت‌تر و گفتند پروردگارا چرا بر ما کارزار مقرر داشتى چرا ما را تا مدتى کوتاه مهلت ندادى بگو برخوردارى (از این) دنیا اند‌ک و براى کسى که تقوا پیشه کرده آخرت بهتر است و (در آنجا) به قدر نخ هسته خرمایى بر شما ستم نخواهد رفت
  78. هر کجا باشید شما را مر‌گ درمى‌یابد هر چند در برجهاى استوار باشید و اگر (پیشامد) خوبى به آنان برسد مى‌گویند این از جانب خداست و چون صدمه‌اى به ایشان برسد مى‌گویند این از طرف توست بگو همه از جانب خداست (آخر) این قوم را چه شده است که نمى‌خواهند سخنى را (درست) دریابند
  79. هر چه از خوبیها به تو مى‌رسد از جانب خداست و آنچه از بدى به تو مى‌رسد از خود توست و تو را به پیامبرى براى مردم فرستادیم و گواه بودن خدا بس است
  80. هر کس از پیامبر فرمان برد در حقیقت‌خدا را فرمان برده و هر کس رویگردان شود ما تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‌ایم
  81. و مى‌گویند فرمانبرداریم ولى چون از نزد تو بیرون مى‌روند جمعى از آنان شبانه جز آنچه تو مى‌گویى تدبیر مى‌کنند و خدا آنچه را که شبانه در سر مى‌پرورند مى‌نگارد پس از ایشان روى برتاب و بر خدا توکل کن و خدا بس کارساز است
  82. آیا در (معانى) قرآن نمى‌اندیشند اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى مى‌یافتند
  83. و چون خبرى (حاکى) از ایمنى یا وحشت به آنان برسد انتشارش دهند و اگر آن را به پیامبر و اولیاى امر خود ارجاع کنند قطعاً از میان آنان کسانى‌اند که (مى‌توانند درست و نادرست) آن را دریابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلماً جز (شمار) اندکى از شیطان پیروى مى‌کردید
  84. پس در راه خدا پیکار کن جز عهده‌دار شخص خود نیستى و(لى) مؤمنان را (به مبارزه) برانگیز باشد که خداوند آسیب کسانى را که کفر ورزیده‌اند (از آنان) باز دارد و خداست که قدرتش بیشتر و کیفرش سخت‌تر است
  85. هر کس شفاعت پسندیده کند براى وى از آن نصیبى خواهد بود و هر کس شفاعت ناپسندیده‌اى کند براى او از آن (نیز) سهمى خواهد بود و خدا همواره به هر چیزى تواناست
  86. و چون به شما درود گفته شد شما به (صورتى) بهتر از آن درود گویید یا همان را (در پاسخ) برگردانید که خدا همواره به هر چیزى حسابرس است
  87. خداوند کسى است که هیچ معبودى جز او نیست به یقین در روز رستاخیز که هیچ شکى در آن نیست‌شما را گرد خواهد آورد و راستگوتر از خدا در سخن کیست
  88. شما را چه شده است که در باره منافقان دو دسته شده‌اید با اینکه خدا آنان را به (سزاى) آنچه انجام داده‌اند سرنگون کرده است آیا مى‌خواهید کسى را که خدا در گمراهى‌اش وانهاده است به راه آورید و حال آنکه هر که را خدا در گمراهى‌اش وانهد هرگز راهى براى (هدایت) او نخواهى یافت
  89. همان گونه که خودشان کافر شده‌اند آرزو دارند (که شما نیز) کافر شوید تا با هم برابر باشید پس زنهار از میان ایشان براى خود دوستانى اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند پس اگر روى برتافتند هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان و از ایشان یار و یاورى براى خود مگیرید
  90. مگر کسانى که با گروهى که میان شما و میان آنان پیمانى است پیوند داشته باشند یا نزد شما بیایند در حالى که سینه آنان از جنگیدن با شما یا جنگیدن با قوم خود به تنگ آمده باشد و اگر خدا مى‌خواست قطعاً آنان را بر شما چیره مى‌کرد و حتما با شما مى‌جنگیدند پس اگر از شما کناره‌گیرى کردند و با شما نجنگیدند و با شما طرح صلح افکندند (دیگر) خدا براى شما راهى (براى تجاوز) بر آنان قرار نداده است
  91. به زودى گروهى دیگر را خواهید یافت که مى‌خواهند از شما آسوده خاطر و از قوم خود (نیز) ایمن باشند هر بار که به فتنه بازگردانده شوند سر در آن فرو مى‌برند پس اگر از شما کناره‌گیرى نکردند و به شما پیشنهاد صلح نکردند و از شما دست برنداشتند هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان آنانند که ما براى شما علیه ایشان تسلطى آشکار قرار داده‌ایم
  92. و هیچ مؤمنى را نسزد که مؤمنى را جز به اشتباه بکشد و هر کس مؤمنى را به اشتباه کشت باید بنده مؤمنى را آزاد و به خانواده او خونبها پرداخت کند مگر اینکه آنان گذشت کنند و اگر (مقتول) از گروهى است که دشمنان شمایند و (خود) وى مؤمن است (قاتل) باید بنده مؤمنى را آزاد کند (و پرداخت‌خونبها لازم نیست) و اگر (مقتول) از گروهى است که میان شما و میان آنان پیمانى است باید به خانواده وى خونبها پرداخت نماید و بنده مؤمنى را آزاد کند و هر کس (بنده) نیافت باید دو ماه پیاپى به عنوان توبه‌اى از جانب خدا روزه بدارد و خدا همواره داناى حکیم است
  93. و هر کس عمدا مؤمنى را بکشد کیفرش دوزخ است که در آن ماندگار خواهد بود و خدا بر او خشم مى‌گیرد و لعنتش مى‌کند و عذابى بزرگ برایش آماده ساخته است
  94. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون در راه خدا سفر مى‌کنید (خوب) رسیدگى کنید و به کسى که نزد شما (اظهار) اسلام مى‌کند مگویید تو مؤمن نیستى (تا بدین بهانه) متاع زندگى دنیا را بجویید چرا که غنیمتهاى فراوان نزد خداست قبلا خودتان (نیز) همین گونه بودید و خدا بر شما منت نهاد پس خوب رسیدگى کنید که خدا همواره به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  95. مؤمنان خانه‌نشین که زیان‌دیده نیستند با آن مجاهدانى که با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‌کنند یکسان نمى‌باشند خداوند کسانى را که با مال و جان خود جهاد مى‌کنند به درجه‌اى بر خانه‌نشینان مزیت بخشیده و همه را خدا وعده (پاداش) نیکو داده و(لى) مجاهدان را بر خانه‌نشینان به پاداشى بزرگ برترى بخشیده است
  96. (پاداش بزرگى که) به عنوان درجات و آمرزش و رحمتى از جانب او (نصیب آنان مى‌شود) و خدا آمرزنده مهربان است
  97. کسانى که بر خویشتن ستمکار بوده‌اند (وقتى) فرشتگان جانشان را مى‌گیرند مى‌گویند در چه (حال) بودید پاسخ مى‌دهند ما در زمین از مستضعفان بودیم مى‌گویند مگر زمین خدا وسیع نبود تا در آن مهاجرت کنید پس آنان جایگاهشان دوزخ است و (دوزخ) بد سرانجامى است
  98. مگر آن مردان و زنان و کودکان فرودستى که چاره‌جویى نتوانند و راهى نیابند
  99. پس آنان (که فى الجمله عذرى دارند) باشد که خدا از ایشان درگذرد که خدا همواره خطابخش و آمرزنده است
  100. و هر که در راه خدا هجرت کند در زمین اقامتگاه‌هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر کس (به قصد) مهاجرت در راه خدا و پیامبر او از خانه‌اش به درآید سپس مر‌گش دررسد پاداش او قطعاً بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است
  101. و چون در زمین سفر کردید اگر بیم داشتید که آنان که کفر ورزیده‌اند به شما آزار برسانند گناهى بر شما نیست که نماز را کوتاه کنید چرا که کافران پیوسته براى شما دشمنى آشکارند
  102. و هر گاه در میان ایشان بودى و برایشان نماز برپا داشتى پس باید گروهى از آنان با تو (به نماز) ایستند و باید جنگ‌افزارهاى خود را برگیرند و چون به سجده رفتند (و نماز را تمام کردند) باید پشت‌سر شما قرار گیرند و گروه دیگرى که نماز بجا نیاورده‌اند باید بیایند و با تو نماز گزارند و البته جانب احتیاط را فرو نگذارند و جنگ‌افزارهاى خود را برگیرند (زیرا) کافران آرزو مى‌کنند که شما از جنگ‌افزارها و ساز و بر‌گ خود غافل شوید تا ناگهان بر شما یورش برند و اگر از باران در زحمتید یا بیمارید گناهى بر شما نیست که جنگ افزارهاى خود را بر زمین نهید ولى مواظب خود باشید بى‌گمان خدا براى کافران عذاب خفت‌آورى آماده کرده است
  103. و چون نماز را به جاى آوردید خدا را (در همه حال) ایستاده و نشسته و بر پهلوآرمیده یاد کنید پس چون آسوده‌خاطر شدید نماز را (به طور کامل) به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان در اوقات معین مقرر شده است
  104. و در تعقیب گروه (دشمنان) سستى نورزید اگر شما درد مى‌کشید آنان (نیز) همان گونه که شما درد مى‌کشید درد مى‌کشند و حال آنکه شما چیزهایى از خدا امید دارید که آنها امید ندارند و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است
  105. ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا میان مردم به (موجب) آنچه خدا به تو آموخته داورى کنى و زنهار جانبدار خیانتکاران مباش
  106. و از خدا آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است
  107. و از کسانى که به خویشتن خیانت مى‌کنند دفاع مکن که خداوند هر کس را که خیانتگر و گناه‌پیشه باشد دوست ندارد
  108. (کارهاى نارواى خود را) از مردم پنهان مى‌دارند و(لى نمى‌توانند) از خدا پنهان دارند و چون شبانگاه به چاره‌اندیشى مى‌پردازند و سخنانى مى‌گویند که وى (بدان) خشنود نیست او با آنان است و خدا به آنچه انجام مى‌دهند همواره احاطه دارد
  109. هان شما همانان هستید که در زندگى دنیا از ایشان جانبدارى کردید پس چه کسى روز رستاخیز از آنان در برابر خدا جانبدارى خواهد کرد یا چه کسى حمایتگر (و مدافع) آنان تواند بود
  110. و هر کس کار بدى کند یا بر خویشتن ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده مهربان خواهد یافت
  111. و هر کس گناهى مرتکب شود فقط آن را به زیان خود مرتکب شده و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است
  112. و هر کس خطا یا گناهى مرتکب شود سپس آن را به بى‌گناهى نسبت دهد قطعاً بهتان و گناه آشکارى بر دوش کشیده است
  113. و اگر فضل خدا و رحمت او بر تو نبود طایفه‌اى از ایشان آهنگ آن داشتند که تو را از راه به در کنند و(لى) جز خودشان (کسى) را گمراه نمى‌سازند و هیچ گونه زیانى به تو نمى‌رسانند و خدا کتاب و حکمت بر تو نازل کرد و آنچه را نمى‌دانستى به تو آموخت و تفضل خدا بر تو همواره بزرگ بود
  114. در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نیست مگر کسى که (بدین وسیله) به صدقه یا کار پسندیده یا سازشى میان مردم فرمان دهد و هر کس براى طلب خشنودى خدا چنین کند به زودى او را پاداش بزرگى خواهیم داد
  115. و هر کس پس از آنکه راه هدایت براى او آشکار شد با پیامبر به مخالفت برخیزد و (راهى) غیر راه مؤمنان در پیش گیرد وى را بدانچه روى خود را بدان سو کرده واگذاریم و به دوزخش کشانیم و چه بازگشت‌گاه بدى است
  116. خداوند این را که به او شر‌ک آورده شود نمى‌آمرزد و فروتر از آن را بر هر که بخواهد مى‌بخشاید و هر کس به خدا شر‌ک ورزد قطعاً دچار گمراهى دور و درازى شده است
  117. (مشرکان) به جاى او جز بتهاى مادینه را (به دعا) نمى‌خوانند و جز شیطان سرکش را نمى‌خوانند
  118. خدا لعنتش کند (وقتى که) گفت بى‌گمان از میان بندگانت نصیبى معین (براى خود) برخواهم گرفت
  119. و آنان را سخت گمراه و دچار آرزوهاى دور و دراز خواهم کرد و وادارشان مى‌کنم تا گوشهاى دامها را شکاف دهند و وادارشان مى‌کنم تا آفریده خدا را دگرگون سازند و(لى) هر کس به جاى خدا شیطان را دوست (خدا) گیرد قطعاً دستخوش زیان آشکارى شده است
  120. (آرى) شیطان به آنان وعده مى‌دهد و ایشان را در آرزوها مى‌افکند و جز فریب به آنان وعده نمى‌دهد
  121. آنان جایگاهشان جهنم است و از آن راه گریزى ندارند
  122. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به زودى آنان را در بوستانهایى که از زیر (درختان) آن نهرها روان است درآوریم همیشه در آن جاودانند وعده خدا راست است و چه کسى در سخن از خدا راستگوتر است
  123. (پاداش و کیفر) به دلخواه شما و به دلخواه اهل کتاب نیست هر کس بدى کند در برابر آن کیفر مى‌بیند و جز خدا براى خود یار و مددکارى نمى‌یابد
  124. و کسانى که کارهاى شایسته کنند چه مرد باشند یا آن در حالى که مؤمن باشند آنان داخل بهشت مى‌شوند و به قدر گودى پشت هسته خرمایى مورد ستم قرار نمى‌گیرند
  125. و دین چه کسى بهتر است از آن کس که خود را تسلیم خدا کرده و نیکوکار است و از آیین ابراهیم حق‌گرا پیروى نموده است و خدا ابراهیم را دوست گرفت
  126. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست و خدا همواره بر هر چیزى احاطه دارد
  127. و در باره آنان راى تو را مى‌پرسند بگو خدا در باره آنان به شما فتوا مى‌دهد و (نیز) در باره آنچه در قرآن بر شما تلاوت مى‌شود در مورد زنان یتیمى که حق مقرر آنان را به ایشان نمى‌دهید و تمایل به ازدواج با آنان دارید و (در باره) کودکان ناتوان و اینکه با یتیمان (چگونه) به داد رفتار کنید (پاسخگر شماست) و هر کار نیکى انجام دهید قطعاً خدا به آن داناست
  128. و اگر زنى از شوهر خویش بیم ناسازگارى یا رویگردانى داشته باشد بر آن دو گناهى نیست که از راه صلح با یکدیگر به آشتى گرایند که سازش بهتر است و(لى) بخل (و بى‌گذشت بودن) در نفوس حضور (و غلبه) دارد و اگر نیکى کنید و پرهیزگارى پیشه نمایید قطعاً خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  129. و شما هرگز نمى‌توانید میان زنان عدالت کنید هر چند (بر عدالت) حریص باشید پس به یک طرف یکسره تمایل نورزید تا آن (زن دیگر) را سرگشته (=بلا تکلیف) رها کنید و اگر سازش نمایید و پرهیزگارى کنید یقینا خدا آمرزنده مهربان است
  130. و اگر آن دو از یکدیگر جدا شوند خداوند هر یک را از گشایش خود بى‌نیاز گرداند و خدا همواره گشایشگر حکیم است
  131. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست و ما به کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و (نیز) به شما سفارش کردیم که از خدا پروا کنید و اگر کفر ورزید (چه با‌ک که) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست و خدا بى نیاز ستوده(صفات) است
  132. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن خداست و خدا بس کارساز است
  133. اى مردم اگر (خدا) بخواهد شما را (از میان) مى‌برد و دیگران را (پدید ) مى‌آورد و خدا بر این (کار) تواناست
  134. هر کس پاداش دنیا بخواهد پاداش دنیا و آخرت نزد خداست و خدا شنواى بیناست
  135. اى کسانى که ایمان آورده‌اید پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا (به زیان) پدر و مادر و خویشاوندان (شما) باشد اگر (یکى از دو طرف دعوا) توانگر یا نیازمند باشد باز خدا به آن دو (از شما) سزاوارتر است پس از پى هوس نروید که (درنتیجه از حق) عدول کنید و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید قطعاً خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  136. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر او و کتابى که بر پیامبرش فرو فرستاد و کتابهایى که قبلا نازل کرده بگروید و هر کس به خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز بازپسین کفر ورزد در حقیقت دچار گمراهى دور و درازى شده است
  137. کسانى که ایمان آوردند سپس کافر شدند و باز ایمان آوردند سپس کافر شدند آنگاه به کفر خود افزودند قطعاً خدا آنان را نخواهد بخشید و راهى به ایشان نخواهد نمود
  138. به منافقان خبر ده که عذابى دردنا‌ک (در پیش) خواهند داشت
  139. همانان که غیر از مؤمنان کافران را دوستان (خود) مى‌گیرند آیا سربلندى را نزد آنان مى‌جویند (این خیالى خام است) چرا که عزت همه از آن خداست
  140. و البته (خدا) در کتاب (قرآن) بر شما نازل کرده که هر گاه شنیدید آیات خدا مورد انکار و ریشخند قرار مى‌گیرد با آنان منشینید تا به سخنى غیر از آن درآیند چرا که در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود خداوند منافقان و کافران را همگى در دوزخ گرد خواهد آورد
  141. همانان که مترصد شمایند پس اگر از جانب خدا به شما فتحى برسد مى‌گویند مگر ما با شما نبودیم و اگر براى کافران نصیبى باشد مى‌گویند مگر ما بر شما تسلط نداشتیم و شما را از (ورود در جمع) مؤمنان باز نمى‌داشتیم پس خداوند روز قیامت میان شما داورى مى‌کند و خداوند هرگز بر (زیان) مؤمنان براى کافران راه (تسلطى) قرار نداده است
  142. منافقان با خدا نیرنگ مى‌کنند و حال آنکه او با آنان نیرنگ خواهد کرد و چون به نماز ایستند با کسالت برخیزند با مردم ریا مى‌کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى‌کنند
  143. میان آن (دو گروه) دو دلند نه با اینانند و نه با آنان و هر که را خدا گمراه کند هرگز راهى براى (نجات) او نخواهى یافت
  144. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به جاى مؤمنان کافران را به دوستى خود مگیرید آیا مى‌خواهید علیه خود حجتى روشن براى خدا قرار دهید
  145. آرى منافقان در فروترین درجات دوزخند و هرگز براى آنان یاورى نخواهى یافت
  146. مگر کسانى که توبه کردند و (عمل خود را) اصلاح نمودند و به خدا تمسک جستند و دین خود را براى خدا خالص گردانیدند که (در نتیجه) آنان با مؤمنان خواهند بود و به زودى خدا مؤمنان را پاداشى بزرگ خواهد بخشید
  147. اگر سپاس بدارید و ایمان آورید خدا مى‌خواهد با عذاب شما چه کند و خدا همواره سپاس‌پذیر (=حق‌شناس) داناست
  148. خداوند بانگ برداشتن به بدزبانى را دوست ندارد مگر (از) کسى که بر او ستم رفته باشد و خدا شنواى داناست
  149. اگر خیرى را آشکار کنید یا پنهانش دارید یا از بدیى درگذرید پس خدا درگذرنده تواناست
  150. کسانى که به خدا و پیامبرانش کفر مى‌ورزند و مى‌خواهند میان خدا و پیامبران او جدایى اندازند و مى‌گویند ما به بعضى ایمان داریم و بعضى را انکار مى‌کنیم و مى‌خواهند میان این (دو) راهى براى خود اختیار کنند
  151. آنان در حقیقت کافرند و ما براى کافران عذابى خفت‌آور آماده کرده‌ایم
  152. و کسانى که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده و میان هیچ کدام از آنان فرق نمى‌گذارند به زودى (خدا) پاداش آنان را عطا مى‌کند و خدا آمرزنده مهربان است
  153. اهل کتاب از تو مى‌خواهند که کتابى از آسمان (یکباره) بر آنان فرود آورى البته از موسى بزرگتر از این را خواستند و گفتند خدا را آشکارا به ما بنماى پس به سزاى ظلمشان صاعقه آنان را فرو گرفت‌سپس بعد از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد گوساله را (به پرستش) گرفتند و ما از آن هم درگذشتیم و به موسى برهانى روشن عطا کردیم
  154. و کوه طور را به یادبود پیمان (با) آنان بالاى سرشان افراشته داشتیم و به آنان گفتیم سجده‌کنان از در درآیید و (نیز) به آنان گفتیم در روز شنبه تجاوز مکنید و از ایشان پیمانى استوار گرفتیم
  155. پس به (سزاى) پیمان‌شکنى‌شان و انکارشان نسبت به آیات خدا و کشتار ناحق آنان (از) انبیا و گفتارشان که دلهاى ما در غلاف است (لعنتشان کردیم) بلکه خدا به خاطر کفرشان بر دلهایشان مهر زده و در نتیجه جز شمارى اند‌ک (از ایشان) ایمان نمى‌آورند
  156. و (نیز) به سزاى کفرشان و آن تهمت بزرگى که به مریم زدند
  157. و گفته ایشان که ما مسیح عیسى بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانى که در باره او اختلاف کردند قطعاً در مورد آن دچار شک شده‌اند و هیچ علمى بدان ندارند جز آنکه از گمان پیروى مى‌کنند و یقینا او را نکشتند
  158. بلکه خدا او را به سوى خود بالا برد و خدا توانا و حکیم است
  159. و از اهل کتاب کسى نیست مگر آنکه پیش از مر‌گ خود حتما به او ایمان مى‌آورد و روز قیامت (عیسى نیز) بر آنان شاهد خواهد بود
  160. پس به سزاى ستمى که از یهودیان سر زد و به سبب آنکه (مردم را) بسیار از راه خدا باز داشتند چیزهاى پاکیزه‌اى را که بر آنان حلال شده بود حرام گردانیدیم
  161. و (به سبب) رباگرفتنشان با آنکه از آن نهى شده بودند و به ناروا مال مردم خوردنشان و ما براى کافران آنان عذابى دردنا‌ک آماده کرده‌ایم
  162. لیکن راسخان آنان در دانش و مؤمنان به آنچه بر تو نازل شده و به آنچه پیش از تو نازل گردیده ایمان دارند و خوشا بر نمازگزاران و زکات‌دهندگان و ایمان‌آورندگان به خدا و روز بازپسین که به زودى به آنان پاداشى بزرگ خواهیم داد
  163. ما همچنانکه به نوح و پیامبران بعد از او وحى کردیم به تو (نیز) وحى کردیم و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسى و ایوب و یونس و هارون و سلیمان (نیز) وحى نمودیم و به داوود زبور بخشیدیم
  164. و پیامبرانى (را فرستادیم) که در حقیقت (ماجراى) آنان را قبلا بر تو حکایت نمودیم و پیامبرانى (را نیز برانگیخته‌ایم) که (سرگذشت) ایشان را بر تو بازگو نکرده‌ایم و خدا با موسى آشکارا سخن گفت
  165. پیامبرانى که بشارتگر و هشداردهنده بودند تا براى مردم پس از (فرستادن) پیامبران در مقابل خدا (بهانه و) حجتى نباشد و خدا توانا و حکیم است
  166. لیکن خدا به (حقانیت) آنچه بر تو نازل کرده است گواهى مى‌دهد (او) آن را به علم خویش نازل کرده است و فرشتگان (نیز) گواهى مى‌دهند و کافى است‌خدا گواه باشد
  167. بى‌تردید کسانى که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند به گمراهى دور و درازى افتاده‌اند
  168. کسانى که کفر ورزیدند و ستم کردند خدا بر آن نیست که آنان را بیامرزد و به راهى هدایت کند
  169. مگر راه جهنم که همیشه در آن جاودانند و این (کار) براى خدا آسان است
  170. اى مردم آن پیامبر (موعود) حقیقت را از سوى پروردگارتان براى شما آورده است پس ایمان بیاورید که براى شما بهتر است و اگر کافر شوید (بدانید که) آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست و خدا داناى حکیم است
  171. اى اهل کتاب در دین خود غلو مکنید و در باره خدا جز (سخن) درست مگویید مسیح عیسى بن مریم فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوى مریم افکنده و روحى از جانب اوست پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید (خدا) سه‌گانه است باز ایستید که براى شما بهتر است‌خدا فقط معبودى یگانه است منزه از آن است که براى او فرزندى باشد آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و خداوند بس کارساز است
  172. مسیح از اینکه بنده خدا باشد هرگز ابا نمى‌ورزد و فرشتگان مقرب (نیز ابا ندارند) و هر کس از پرستش او امتناع ورزد و بزرگى فروشد به زودى همه آنان را به سوى خود گرد مى‌آورد
  173. اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند پاداششان را به تمام (و کمال) خواهد داد و از فضل خود به ایشان افزونتر مى‌بخشد و اما کسانى که امتناع ورزیده و بزرگى فروخته‌اند آنان را به عذابى دردنا‌ک دچار مى‌سازد و در برابر خدا براى خود یار و یاورى نخواهند یافت
  174. اى مردم در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است و ما به سوى شما نورى تابنا‌ک فرو فرستاده‌ایم
  175. و اما کسانى که به خدا گرویدند و به او تمسک جستند به زودى (خدا) آنان را در جوار رحمت و فضلى از جانب خویش درآورد و ایشان را به سوى خود به راهى راست هدایت کند
  176. از تو (در باره کلاله) فتوا مى‌طلبند بگو خدا در باره کلاله فتوا مى‌دهد اگر مردى بمیرد و فرزندى نداشته باشد و خواهرى داشته باشد نصف میراث از آن اوست و آن (مرد نیز) از او ارث مى‌برد اگر براى او (=خواهر) فرزندى نباشد پس اگر (ورثه فقط) دو خواهر باشند دو سوم میراث براى آن دو است و اگر (چند) خواهر و برادرند پس نصیب مرد مانند نصیب دو زن است‌خدا براى شما توضیح مى‌دهد تا مبادا گمراه شوید و خداوند به هر چیزى داناست

فصل ٥.  مائده

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به قراردادها(ى خود) وفا کنید براى شما (گوشت) چارپایان حلال گردیده جز آنچه (حکمش) بر شما خوانده مى‌شود در حالى که نباید شکار را در حال احرام حلال بشمرید خدا هر چه بخواهد فرمان مى‌دهد
  2. اى کسانى که ایمان آورده‌اید حرمت‌ شعائر خدا و ماه حرام و قربانى بى‌نشان و قربانیهاى گردن‌بنددار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‌طلبند نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید (مى‌توانید) شکار کنید و البته نباید کینه‌توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت‌کیفر است
  3. بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت خو‌ک و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد و (حیوان حلال گوشت) خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را (که زنده دریافته و خود) سر ببرید و (همچنین) آنچه براى بتان سربریده شده و (نیز) قسمت کردن شما (چیزى را) به وسیله تیرهاى قرعه این (کارها همه) نافرمانى (خدا)ست امروز کسانى که کافر شده‌اند از (کارشکنى در) دین شما نومید گردیده‌اند پس از ایشان مترسید و از من بترسید امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‌خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما (به عنوان) آیینى برگزیدم و هر کس دچار گرسنگى شود بى‌آنکه به گناه متمایل باشد (اگر از آنچه منع شده است بخورد) بى تردید خدا آمرزنده مهربان است
  4. از تو مى‌پرسند چه چیزى براى آنان حلال شده است بگو چیزهاى پاکیزه براى شما حلال گردیده و (نیز صید) حیوانات شکارگر که شما بعنوان مربیان سگهاى شکارى از آنچه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده‌اید (براى شما حلال شده است) پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‌اند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پرواى خدا بدارید که خدا زودشمار است
  5. امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و (بر شما حلال است ازدواج با) زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب (آسمانى) به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست‌خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعاً عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است
  6. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون به (عزم) نماز برخیزید صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین (هر دو پا) مسح کنید و اگر جنب‌اید خود را پا‌ک کنید (=غسل نمایید) و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان نزدیکى کرده‌اید و آبى نیافتید پس با خا‌ک پا‌ک تیمم کنید و از آن به صورت و دستهایتان بکشید خدا نمى‌خواهد بر شما تنگ بگیرد لیکن مى‌خواهد شما را پا‌ک و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد که سپاس (او) بدارید
  7. و نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته و (نیز) پیمانى را که شما را به (انجام) آن متعهد گردانیده به یاد آورید آنگاه که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم و از خدا پروا دارید که خدا به راز دلها آگاه است
  8. اى کسانى که ایمان آورده‌اید براى خدا به داد برخیزید (و) به عدالت‌شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  9. خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است
  10. و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند آنان اهل دوزخند
  11. اى کسانى که ایمان آورده‌اید نعمت‌خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست‌یازند و (خدا) دستشان را از شما کوتاه داشت و از خدا پروا دارید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
  12. در حقیقت‌خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرکرده برانگیختیم و خدا فرمود من با شما هستم اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید و یاریشان کنید و وام نیکویى به خدا بدهید قطعاً گناهانتان را از شما مى‌زدایم و شما را به باغهایى که از زیر (درختان) آن نهرها روان است در مى‌آورم پس هر کس از شما بعد از این کفر ورزد در حقیقت از راه راست گمراه شده است
  13. پس به (سزاى) پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم (به طورى که) کلمات را از مواضع خود تحریف مى‌کنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى‌شوى مگر (شمارى) اند‌ک از ایشان (که خیانتکار نیستند) پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد
  14. و از کسانى که گفتند ما نصرانى هستیم از ایشان (نیز) پیمان گرفتیم و(لى) بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند و ما (هم) تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم و به زودى خدا آنان را از آنچه مى‌کرده‌اند (و مى‌ساخته‌اند) خبر مى‌دهد
  15. اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب (آسمانى خود) را که پوشیده مى‌داشتید براى شما بیان مى‌کند و از بسیارى (خطاهاى شما) درمى‌گذرد قطعاً براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است
  16. خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن (کتاب) به راه‌هاى سلامت رهنمون مى‌شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى‌برد و به راهى راست هدایتشان مى‌کند
  17. کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است مسلماً کافر شده‌اند بگو اگر (خدا) اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که را که در زمین است جملگى به هلاکت رساند چه کسى در مقابل خدا اختیارى دارد فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى‌آفریند و خدا بر هر چیزى تواناست
  18. و یهودان و ترسایان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به (کیفر) گناهانتان عذاب مى‌کند ‪)‬نه) بلکه شما (هم) بشرید از جمله کسانى که آفریده است هر که را بخواهد مى‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى‌باشد از آن خداست و بازگشت (همه) به سوى اوست
  19. اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده که در دوران فترت رسولان (حقایق را) براى شما بیان مى‌کند تا مبادا (روز قیامت) بگویید براى ما بشارتگر و هشداردهنده‌اى نیامد پس قطعاً براى شما بشارتگر و هشداردهنده‌اى آمده است و خدا بر هر چیزى تواناست
  20. و (یاد کن) زمانى را که موسى به قوم خود گفت اى قوم من نعمت‌خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد و شما را پادشاهانى ساخت و آنچه را که به هیچ کس از جهانیان نداده بود به شما داد
  21. اى قوم من به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید و به عقب بازنگردید که زیانکار خواهید شد
  22. گفتند اى موسى در آنجا مردمى زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى‌شویم پس اگر از آنجا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد
  23. دو مرد از (زمره) کسانى که (از خدا) مى‌ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند از آن دروازه بر ایشان (بتازید و) وارد شوید که اگر از آن درآمدید قطعاً پیروز خواهید شد و اگر مؤمنید به خدا توکل کنید
  24. گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن (شهر)ند ما هرگز پاى در آن ننهیم تو و پروردگارت برو(ید) و جنگ کنید که ما همین جا مى‌نشینیم
  25. (موسى) گفت پروردگارا من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایى بینداز
  26. (خدا به موسى) فرمود (ورود به) آن (سرزمین) چهل سال بر ایشان حرام شد (که) در بیابان سرگردان خواهند بود پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور
  27. و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان هنگامى که (هر یک از آن دو) قربانیى پیش داشتند پس از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد (قابیل) گفت‌حتما تو را خواهم کشت (هابیل) گفت‌خدا فقط از تقواپیشگان مى‌پذیرد
  28. اگر دست‌خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى من دستم را به سوى تو دراز نمى‌کنم تا تو را بکشم چرا که من از خداوند پروردگار جهانیان مى‌ترسم
  29. من مى‌خواهم تو با گناه من و گناه خودت (به سوى خدا) بازگردى و در نتیجه از اهل آتش باشى و این است‌سزاى ستمگران
  30. پس نفس (اماره)اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد و وى را کشت و از زیانکاران شد
  31. پس خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى‌کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند (قابیل) گفت واى بر من آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم پس از (زمره) پشیمانان گردید
  32. از این روى بر فرزندان اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس کسى را جز به قصاص قتل یا (به کیفر) فسادى در زمین بکشد چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد و هر کس کسى را زنده بدارد چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است و قطعاً پیامبران ما دلایل آشکار براى آنان آوردند (با این همه) پس از آن بسیارى از ایشان در زمین زیاده‌روى مى‌کنند
  33. سزاى کسانى که با (دوستداران) خدا و پیامبر او مى‌جنگند و در زمین به فساد مى‌کوشند جز این نیست که کشته شوند یا بر دار آویخته گردند یا دست و پایشان در خلاف جهت‌یکدیگر بریده شود یا از آن سرزمین تبعید گردند این رسوایى آنان در دنیاست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت
  34. مگر کسانى که پیش از آنکه بر ایشان دست‌یابید توبه کرده باشند پس بدانید که خدا آمرزنده مهربان است
  35. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و به او (توسل و) تقرب جویید و در راهش جهاد کنید باشد که رستگار شوید
  36. در حقیقت کسانى که کفر ورزیدند اگر تمام آنچه در زمین است براى آنان باشد و مثل آن را (نیز) با آن (داشته باشند) تا به وسیله آن خود را از عذاب روز قیامت بازخرند از ایشان پذیرفته نمى‌شود و عذابى پر درد خواهند داشت
  37. مى‌خواهند که از آتش بیرون آیند در حالى که از آن بیرون آمدنى نیستند و براى آنان عذابى پایدار خواهد بود
  38. و مرد و زن دزد را به سزاى آنچه کرده‌اند دستشان را به عنوان کیفرى از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است
  39. پس هر که بعد از ستم‌کردنش توبه کند و به صلاح آید خدا توبه او را مى‌پذیرد که خدا آمرزنده مهربان است
  40. مگر ندانسته‌اى که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و هر که را بخواهد مى‌بخشد و خدا بر هر چیزى تواناست
  41. اى پیامبر کسانى که در کفر شتاب مى‌ورزند تو را غمگین نسازند (چه) از آنانکه با زبان خود گفتند ایمان آوردیم و حال آنکه دلهایشان ایمان نیاورده بود و (چه) از یهودیان (آنان) که (به سخنان تو) گوش مى‌سپارند (تا بهانه‌اى) براى تکذیب (تو بیابند) و براى گروهى دیگر که (خود) نزد تو نیامده‌اند خبرچینى (=جاسوسى) مى‌کنند کلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‌کنند (و) مى‌گویند اگر این (حکم) به شما داده شد آن را بپذیرید و اگر آن به شما داده نشد پس دورى کنید و هر که را خدا بخواهد به فتنه درافکند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چیزى بر نمى‌آید اینانند که خدا نخواسته دلهایشان را پا‌ک گرداند در دنیا براى آنان رسوایى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود
  42. پذیرا و شنواى دروغ هستند (و) بسیار مال حرام مى‌خورند پس اگر نزد تو آمدند (یا) میان آنان داورى کن یا از ایشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زیانى به تو نخواهند رسانید و اگر داورى مى‌کنى پس به عدالت در میانشان حکم کن که خداوند دادگران را دوست مى‌دارد
  43. و چگونه تو را داور قرار مى‌دهند با آنکه تورات نزد آنان است که در آن حکم خدا (آمده) ست‌سپس آنان بعد از این (طلب داورى) پشت مى‌کنند و (واقعا) آنان مؤمن نیستند
  44. ما تورات را که در آن رهنمود و روشنایى بود نازل کردیم پیامبرانى که تسلیم (فرمان خدا) بودند به موجب آن براى یهود داورى مى‌کردند و (همچنین) خداشناسان و دانشمندان به سبب آنچه از کتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند پس از مردم نترسید و از من بترسید و آیات مرا به بهاى ناچیزى مفروشید و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‌اند آنان خود کافرانند
  45. و در (تورات) بر آنان مقرر کردیم که جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بینى در برابر بینى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان مى‌باشد و زخمها (نیز به همان ترتیب) قصاصى دارند و هر که از آن (قصاص)درگذرد پس آن کفاره (گناهان) او خواهد بود و کسانى که به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى نکرده‌اند آنان خود ستمگرانند
  46. و عیسى پسر مریم را به دنبال آنان (=پیامبران دیگر) درآوردیم در حالى که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت و به او انجیل را عطا کردیم که در آن هدایت و نورى است و تصدیق‌کننده تورات قبل از آن است و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است
  47. و اهل انجیل باید به آنچه خدا در آن نازل کرده داورى کنند و کسانى که به آنچه خدا نازل کرده حکم نکنند آنان خود نافرمانند
  48. و ما این کتاب (=قرآن) را به حق به سوى تو فرو فرستادیم در حالى که تصدیق‌کننده کتابهاى پیشین و حاکم بر آنهاست پس میان آنان بر وفق آنچه خدا نازل کرده حکم کن و از هواهایشان (با دور شدن) از حقى که به سوى تو آمده پیروى مکن براى هر یک از شما (امتها) شریعت و راه روشنى قرار داده‌ایم و اگر خدا مى‌خواست‌شما را یک امت قرار مى‌داد ولى (خواست) تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید پس در کارهاى نیک بر یکدیگر سبقت گیرید بازگشت (همه) شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف مى‌کردید آگاهتان خواهد کرد
  49. و میان آنان به موجب آنچه خدا نازل کرده داورى کن و از هواهایشان پیروى مکن و از آنان برحذر باش مبادا تو را در بخشى از آنچه خدا بر تو نازل کرده به فتنه دراندازند پس اگر پشت کردند بدان که خدا مى‌خواهد آنان را فقط به (سزاى) پاره‌اى از گناهانشان برساند و در حقیقت بسیارى از مردم نافرمانند
  50. آیا خواستار حکم جاهلیت‌اند و براى مردمى که یقین دارند داورى چه کسى از خدا بهتر است
  51. اى کسانى که ایمان آورده‌اید یهود و نصارى را دوستان (خود) مگیرید (که) بعضى از آنان دوستان بعضى دیگرند و هر کس از شما آنها را به دوستى گیرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را راه نمى‌نماید
  52. مى‌بینى کسانى که در دلهایشان بیمارى است در (دوستى) با آنان شتاب مى‌ورزند مى‌گویند مى‌ترسیم به ما حادثه ناگوارى برسد امید است‌خدا از جانب خود فتح (منظور) یا امر دیگرى را پیش آورد تا (در نتیجه آنان) از آنچه در دل خود نهفته داشته‌اند پشیمان گردند
  53. و کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند آیا اینان بودند که به خداوند سوگندهاى سخت مى‌خوردند که جدا با شما هستند اعمالشان تباه شد و زیانکار گردیدند
  54. اى کسانى که ایمان آورده‌اید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى (دیگر) را مى‌آورد که آنان را دوست مى‌دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند (اینان) با مؤمنان فروتن (و) بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‌ترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد مى‌دهد و خدا گشایشگر داناست
  55. یاور شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده‌اند همان کسانى که نماز برپا مى‌دارند و در حال رکوع زکات مى‌دهند
  56. و هر کس خدا و پیامبر او و کسانى را که ایمان آورده‌اند ولى خود بداند (پیروز است چرا که) حزب خدا همان پیروزمندانند
  57. اى کسانى که ایمان آورده‌اید کسانى را که دین شما را به ریشخند و بازى گرفته‌اند (چه) از کسانى که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و (چه از) کافران دوستان (خود) مگیرید و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید
  58. و هنگامى که (به وسیله اذان مردم را) به نماز مى‌خوانید آن را به مسخره و بازى مى‌گیرند زیرا آنان مردمى‌اند که نمى‌اندیشند
  59. بگو اى اهل کتاب آیا جز این بر ما عیب مى‌گیرید که ما به خدا و به آنچه به سوى ما نازل شده و به آنچه پیش از این فرود آمده است ایمان آورده‌ایم و اینکه بیشتر شما فاسقید
  60. بگو آیا شما را به بدتر از (صاحبان) این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‌اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‌ترند
  61. و چون نزد شما مى‌آیند مى‌گویند ایمان آوردیم در حالى که با کفر وارد شده و قطعاً با همان (کفر) بیرون رفته‌اند و خدا به آنچه پنهان مى‌داشتند داناتر است
  62. و بسیارى از آنان را مى‌بینى که در گناه و تعدى و حرامخوارى خود شتاب مى‌کنند واقعا چه اعمال بدى انجام مى‌دادند
  63. چرا خداشناسان و دانشمندان آنان را از گفتار گناه(آلود) و حرامخوارگى‌شان باز نمى‌دارند راستى چه بد است آنچه انجام مى‌دادند
  64. و یهود گفتند دست‌خدا بسته است دستهاى خودشان بسته باد و به (سزاى ) آنچه گفتند از رحمت‌خدا دور شوند بلکه هر دو دست او گشاده است هر گونه بخواهد مى‌بخشد و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده بر طغیان و کفر بسیارى از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم هر بار که آتشى براى پیکار برافروختند خدا آن را خاموش ساخت و در زمین براى فساد مى‌کوشند و خدا مفسدان را دوست نمى‌دارد
  65. و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگارى کرده بودند قطعاً گناهانشان را مى‌زدودیم و آنان را به بوستانهاى پر نعمت درمى‌آوردیم
  66. و اگر آنان به تورات و انجیل و آنچه از جانب پروردگارشان به سویشان نازل شده است عمل مى‌کردند قطعاً از بالاى سرشان (برکات آسمانى) و از زیر پاهایشان (برکات زمینى) برخوردار مى‌شدند از میان آنان گروهى میانه‌رو هستند و بسیارى از ایشان بد رفتار مى‌کنند
  67. اى پیامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ کن و اگر نکنى پیامش را نرسانده‌اى و خدا تو را از (گزند) مردم نگاه مى‌دارد آرى خدا گروه کافران را هدایت نمى‌کند
  68. بگو اى اهل کتاب تا (هنگامى که) به تورات و انجیل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نکرده‌اید بر هیچ (آیین بر حقى) نیستید و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده بر طغیان و کفر بسیارى از آنان خواهد افزود پس بر گروه کافران اندوه مخور
  69. کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى و صابئى و مسیحى‌اند هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند پس نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین خواهند شد
  70. ما از فرزندان اسرائیل سخت پیمان گرفتیم و به سویشان پیامبرانى روانه کردیم هر بار پیامبرى چیزى بر خلاف دلخواهشان برایشان آورد گروهى را تکذیب مى‌کردند و گروهى را مى‌کشتند
  71. و پنداشتند کیفرى در کار نیست پس کور و کر شدند سپس خدا توبه آنان را پذیرفت باز بسیارى از ایشان کور و کر شدند و خدا به آنچه انجام مى‌دهند بیناست
  72. کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعاً کافر شده‌اند و حال آنکه مسیح مى‌گفت اى فرزندان اسرائیل پروردگار من و پروردگار خودتان را بپرستید که هر کس به خدا شر‌ک آورد قطعاً خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و براى ستمکاران یاورانى نیست
  73. کسانى که (به تثلیث قائل شده و) گفتند خدا سومین (شخص از) سه (شخص یا سه اقنوم) است قطعاً کافر شده‌اند و حال آنکه هیچ معبودى جز خداى یکتا نیست و اگر از آنچه مى‌گویند باز نایستند به کافران ایشان عذابى دردنا‌ک خواهد رسید
  74. چرا به درگاه خدا توبه نمى‌کنند و از وى آمرزش نمى‌خواهند و خدا آمرزنده مهربان است
  75. مسیح پسر مریم جز پیامبرى نبود که پیش از او (نیز) پیامبرانى آمده بودند و مادرش زنى بسیار راستگو بود هر دو غذا مى‌خوردند بنگر چگونه آیات (خود) را براى آنان توضیح مى‌دهیم سپس ببین چگونه (از حقیقت) دور مى‌افتند
  76. بگو آیا غیر از خدا چیزى را که اختیار زیان و سود شما را ندارد مى‌پرستید و حال آنکه خداوند شنواى داناست
  77. بگو اى اهل کتاب در دین خود بناحق گزافه‌گویى نکنید و از پى هوسهاى گروهى که پیش از این گمراه گشتند و بسیارى (از مردم) را گمراه کردند و (خود) از راه راست منحرف شدند نروید
  78. از میان فرزندان اسرائیل آنان که کفر ورزیدند به زبان داوود و عیسى بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند این (کیفر) به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و (از فرمان خدا) تجاوز مى‌کردند
  79. (و) از کار زشتى که آن را مرتکب مى‌شدند یکدیگر را بازنمى‌داشتند راستى چه بد بود آنچه مى‌کردند
  80. بسیارى از آنان را مى‌بینى که با کسانى که کفر ورزیده‌اند دوستى مى‌کنند راستى چه زشت است آنچه براى خود پیش فرستادند که (در نتیجه) خدا بر ایشان خشم گرفت و پیوسته در عذاب مى‌مانند
  81. و اگر به خدا و پیامبر و آنچه که به سوى او فرود آمده ایمان مى‌آوردند آنان را به دوستى نمى‌گرفتند لیکن بسیارى از ایشان نافرمانند
  82. مسلماً یهودیان و کسانى را که شر‌ک ورزیده‌اند دشمن‌ترین مردم نسبت به مؤمنان خواهى یافت و قطعاً کسانى را که گفتند ما نصرانى هستیم نزدیکترین مردم در دوستى با مؤمنان خواهى یافت زیرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‌اند که تکبر نمى‌ورزند
  83. و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده بشنوند مى‌بینى بر اثر آن حقیقتى که شناخته‌اند اشک از چشمهایشان سرازیر مى‌شود مى‌گویند پروردگارا ما ایمان آورده‌ایم پس ما را در زمره گواهان بنویس
  84. و براى ما چه (عذرى) است که به خدا و آنچه از حق به ما رسیده ایمان نیاوریم و حال آنکه چشم داریم که پروردگارمان ما را با گروه شایستگان (به بهشت) درآورد
  85. پس به پاس آنچه گفتند خدا به آنان باغهایى پاداش داد که از زیر (درختان) آن نهرها جارى است در آن جاودانه مى‌مانند و این پاداش نیکوکاران است
  86. و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ پنداشتند آنان همدم آتشند
  87. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چیزهاى پاکیزه‌اى را که خدا براى (استفاده) شما حلال کرده حرام مشمارید و از حد مگذرید که خدا از حدگذرندگان را دوست نمى‌دارد
  88. و از آنچه خداوند روزى شما گردانیده حلال و پاکیزه را بخورید و از آن خدایى که بدو ایمان دارید پروا دارید
  89. خدا شما را به سوگندهاى بیهوده‌تان مؤاخذه نمى‌کند ولى به سوگندهایى که (از روى اراده) مى‌خورید (و مى‌شکنید) شما را مؤاخذه مى‌کند و کفاره‌اش خوراک دادن به ده بینواست از غذاهاى متوسطى که به کسان خود مى‌خورانید یا پوشانیدن آنان یا آزاد کردن بنده‌اى و کسى که (هیچ یک از اینها را) نیابد (باید) سه روز روزه بدارد این است کفاره سوگندهاى شما وقتى که سوگند خوردید و سوگندهاى خود را پاس دارید این گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى‌کند باشد که سپاسگزارى کنید
  90. اى کسانى که ایمان آورده‌اید شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه پلیدند (و) از عمل شیطانند پس از آنها دورى گزینید باشد که رستگار شوید
  91. همانا شیطان مى‌خواهد با شراب و قمار میان شما دشمنى و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد پس آیا شما دست برمى‌دارید
  92. و اطاعت‌خدا و اطاعت پیامبر کنید و (از گناهان) برحذر باشید پس اگر روى گرداندید بدانید که بر عهده پیامبر ما فقط رساندن (پیام) آشکار است
  93. بر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند گناهى در آنچه (قبلا) خورده‌اند نیست در صورتى که تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند و کارهاى شایسته کنند سپس تقوا پیشه کنند و ایمان بیاورند آنگاه تقوا پیشه کنند و احسان نمایند و خدا نیکوکاران را دوست مى‌دارد
  94. اى کسانى که ایمان آورده‌اید خدا شما را به چیزى از شکار که در دسترس شما و نیزه‌هاى شما باشد خواهد آزمود تا معلوم دارد چه کسى در نهان از او مى‌ترسد پس هر کس بعد از آن تجاوز کند براى او عذابى دردنا‌ک خواهد بود
  95. اى کسانى که ایمان آورده‌اید در حالى که محرمید شکار را مکشید و هر کس از شما عمدا آن را بکشد باید نظیر آنچه کشته است از چهارپایان کفاره‌اى بدهد که (نظیر بودن) آن را دو تن عادل از میان شما تصدیق کنند و به صورت قربانى به کعبه برسد یا به کفاره (آن) مستمندان را خوراک بدهد یا معادلش روزه بگیرد تا سزاى زشتکارى خود را بچشد خداوند از آنچه در گذشته واقع شده عفو کرده است و(لى) هر کس تکرار کند خدا از او انتقام مى‌گیرد و خداوند توانا و صاحب‌انتقام است
  96. صید دریا و ماکولات آن براى شما حلال شده است تا براى شما و مسافران بهره‌اى باشد و(لى) صید بیابان مادام که محرم مى‌باشید بر شما حرام گردیده است و از خدایى که نزد او محشور مى‌شوید پروا دارید
  97. خداوند (زیارت) کعبه بیت الحرام را وسیله به پا داشتن (مصالح) مردم قرار داده و ماه حرام و قربانیهاى بى‌نشان و قربانیهاى نشاندار را (نیز به همین منظور مقرر فرموده است) این (جمله) براى آن است تا بدانید که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‌داند و خداست که بر هر چیزى داناست
  98. بدانید که خدا سخت‌کیفر است و (بدانید) که خدا آمرزنده مهربان است
  99. بر پیامبر (خدا وظیفه‌اى) جز ابلاغ (رسالت) نیست و خداوند آنچه را آشکار و آنچه را پوشیده مى‌دارید مى‌داند
  100. بگو پلید و پا‌ک یکسان نیستند هر چند کثرت پلید(ها) تو را به شگفت آورد پس اى خردمندان از خدا پروا کنید باشد که رستگار شوید
  101. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از چیزهایى که اگر براى شما آشکار گردد شما را اندوهنا‌ک مى‌کند مپرسید و اگر هنگامى که قرآن نازل مى‌شود در باره آنها سؤال کنید براى شما روشن مى‌شود خدا از آن (پرسشهاى بیجا) گذشت و خداوند آمرزنده بردبار است
  102. گروهى پیش از شما (نیز) از این (گونه) پرسشها کردند آنگاه به سبب آن کافر شدند
  103. خدا (چیزهاى ممنوعى از قبیل) بحیره و سائبه و وصیله و حام قرار نداده است ولى کسانى که کفر ورزیدند بر خدا دروغ مى‌بندند و بیشترشان تعقل نمى‌کنند
  104. و چون به آنان گفته شود به سوى آنچه خدا نازل کرده و به سوى پیامبر(ش) بیایید مى‌گویند آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم ما را بس است آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى‌دانسته و هدایت نیافته بودند
  105. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به خودتان بپردازید هر گاه شما هدایت‌یافتید آن کس که گمراه شده است به شما زیانى نمى‌رساند بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه انجام مى‌دادید آگاه خواهد کرد
  106. اى کسانى که ایمان آورده‌اید هنگامى که یکى از شما را (نشانه‌هاى) مر‌گ دررسید باید از میان خود دو عادل را در موقع وصیت به شهادت میان خود فرا خوانید یا اگر در سفر بودید و مصیبت مر‌گ شما را فرا رسید (و شاهد مسلمان نبود) دو تن از غیر (همکیشان) خود را (به شهادت بطلبید) و اگر (در صداقت آنان) شک کردید پس از نماز آن دو را نگاه مى‌دارید پس به خدا سوگند یاد مى‌کنند که ما این (حق) را به هیچ قیمتى نمى‌فروشیم هر چند (پاى) خویشاوند (در کار) باشد و شهادت الهى را کتمان نمى‌کنیم که (اگر کتمان حق کنیم) در این صورت از گناهکاران خواهیم بود
  107. و اگر معلوم شد که آن دو دستخوش گناه شده‌اند دو تن دیگر از کسانى که بر آنان ستم رفته است و هر دو (به میت) نزدیکترند به جاى آن دو (شاهد قبلى) قیام کنند پس به خدا سوگند یاد مى‌کنند که گواهى ما قطعاً از گواهى آن دو درست‌تر است و (از حق) تجاوز نکرده‌ایم چرا که (اگر چنین کنیم) از ستمکاران خواهیم بود
  108. این (روش) براى اینکه شهادت را به صورت درست ادا کنند یا بترسند که بعد از سوگندخوردنشان سوگندهایى (به وارثان میت) برگردانده شود (به صواب) نزدیکتر است و از خدا پروا دارید و (این پندها را) بشنوید و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‌کند
  109. (یاد کن) روزى را که خدا پیامبران را گرد مى‌آورد پس مى‌فرماید چه پاسخى به شما داده شد مى‌گویند ما را هیچ دانشى نیست تویى که داناى رازهاى نهانى
  110. (یاد کن) هنگامى را که خدا فرمود اى عیسى پسر مریم نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور آنگاه که تو را به روح‌القدس تایید کردم که در گهواره (به اعجاز) و در میانسالى (به وحى) با مردم سخن گفتى و آنگاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و آنگاه که به اذن من از گل (چیزى) به شکل پرنده مى‌ساختى پس در آن مى‌دمیدى و به اذن من پرنده‌اى مى‌شد و کور مادرزاد و پیس را به اذن من شفا مى‌دادى و آنگاه که مردگان را به اذن من (زنده از قبر) بیرون مى‌آوردى و آنگاه که (آسیب) بنى‌اسرائیل را هنگامى که براى آنان حجتهاى آشکار آورده بودى از تو باز داشتم پس کسانى از آنان که کافر شده بودند گفتند این(ها چیزى) جز افسونى آشکار نیست
  111. و (یاد کن) هنگامى را که به حواریون وحى کردم که به من و فرستاده‌ام ایمان آورید گفتند ایمان آوردیم و گواه باش که ما مسلمانیم
  112. و (یاد کن) هنگامى را که حواریون گفتند اى عیسى پسر مریم آیا پروردگارت مى‌تواند از آسمان خوانى براى ما فرود آورد (عیسى) گفت اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید
  113. گفتند مى‌خواهیم از آن بخوریم و دلهاى ما آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته‌اى و با دیدن آن از گواهان باشیم
  114. عیسى پسر مریم گفت بار الها پروردگارا از آسمان خوانى بر ما فرو فرست تا عیدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‌اى از جانب تو و ما را روزى ده که تو بهترین روزى‌دهندگانى
  115. خدا فرمود من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد و(لى) هر کس از شما پس از آن انکار ورزد وى را (چنان) عذابى کنم که هیچ یک از جهانیان را (آن چنان) عذاب نکرده باشم
  116. و (یاد کن) هنگامى را که خدا فرمود اى عیسى پسر مریم آیا تو به مردم گفتى من و مادرم را همچون دو خدا به جاى خداوند بپرستید، گفت منزهى تو. مرا نزیبد که (درباره خویشتن) چیزى را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعاً آن را مى‌دانستى. آنچه در نفس من است تو مى‌دانى و آنچه در ذات توست من نمى‌دانم چرا که تو خود داناى رازهاى نهانى
  117. جز آنچه مرا بدان فرمان دادى (چیزى) به آنان نگفتم (گفته‌ام) که خدا پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید و تا وقتى در میانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى تو خود بر آنان نگهبان بودى و تو بر هر چیز گواهى
  118. اگر عذابشان کنى آنان بندگان تواند و اگر بر ایشان ببخشایى تو خود توانا و حکیمى
  119. خدا فرمود این روزى است که راستگویان را راستى‌شان سود بخشد براى آنان باغهایى است که از زیر (درختان) آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانند خدا از آنان خشنود است و آنان (نیز) از او خشنودند این است رستگارى بزرگ
  120. فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست از آن خداست و او بر هر چیزى تواناست

فصل ٦.  انعام

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ستایش خدایى را که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و روشنایى را پدید آورد با این همه کسانى که کفر ورزیده‌اند (غیر او را) با پروردگار خود برابر مى‌کنند
  2. اوست کسى که شما را از گل آفرید آنگاه مدتى را (براى شما عمر) مقرر داشت و اجل حتمى نزد اوست با این همه (بعضى از) شما (در قدرت او) تردید مى‌کنید
  3. و او در آسمانها و زمین خداست نهان و آشکار شما را مى‌داند و آنچه را به دست مى‌آورید (نیز) مى‌داند
  4. و هیچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان به سویشان نمى‌آمد مگر آنکه از آن روى بر مى‌تافتند
  5. آنان حق را هنگامى که به سویشان آمد تکذیب کردند پس به زودى (حقیقت) خبرهاى آنچه را که به ریشخند مى‌گرفتند به آنان خواهد رسید
  6. آیا ندیده‌اند که پیش از آنان چه بسیار امتها را هلا‌ک کردیم (امتهایى که) در زمین به آنان امکاناتى دادیم که براى شما آن امکانات را فراهم نکرده‌ایم و (بارانهاى) آسمان را پى در پى بر آنان فرو فرستادیم و رودبارها از زیر (شهرهاى) آنان روان ساختیم پس ایشان را به (سزاى) گناهانشان هلا‌ک کردیم و پس از آنان نسلهاى دیگرى پدید آوردیم
  7. و اگر مکتوبى نوشته بر کاغذ بر تو نازل مى‌کردیم و آنان آن را با دستهاى خود لمس مى‌کردند قطعاً کافران مى‌گفتند این (چیزى) جز سحر آشکار نیست
  8. و گفتند چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده است و اگر فرشته‌اى فرود مى‌آوردیم قطعاً کار تمام شده بود سپس مهلت نمى‌یافتند
  9. و اگر او را فرشته‌اى قرار مى‌دادیم حتما وى را (به صورت) مردى در مى‌آوردیم و امر را همچنان بر آنان مشتبه مى‌ساختیم
  10. و پیش از تو پیامبرانى به استهزا گرفته شدند پس آنچه را ریشخند مى‌کردند گریبانگیر ریشخندکنندگان ایشان گردید
  11. بگو در زمین بگردید آنگاه بنگرید که فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است
  12. بگو آنچه در آسمانها و زمین است از آن کیست بگو از آن خداست که رحمت را بر خویشتن واجب گردانیده است‌یقینا شما را در روز قیامت که در آن هیچ شکى نیست گرد خواهد آورد خودباختگان کسانى‌اند که ایمان نمى‌آورند
  13. و آنچه در شب و روز آرام (و تکاپو) دارد از آن اوست و او شنواى داناست
  14. بگو آیا غیر از خدا پدیدآورنده آسمانها و زمین سرپرستى برگزینم و اوست که خوراک مى‌دهد و خوراک داده نمى‌شود بگو من مامورم که نخستین کسى باشم که اسلام آورده است و (به من فرمان داده شده که) هرگز از مشرکان مباش
  15. بگو اگر به پروردگارم عصیان ورزم از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم
  16. آن روز کسى که (عذاب) از او برگردانده شود قطعاً (خدا) بر او رحمت آورده و این است همان رستگارى آشکار
  17. و اگر خدا به تو زیانى برساند کسى جز او برطرف کننده آن نیست و اگر خیرى به تو برساند پس او بر هر چیزى تواناست
  18. و اوست که بر بندگان خویش چیره است و اوست‌حکیم آگاه
  19. بگو گواهى چه کسى از همه برتر است بگو خدا میان من و شما گواه است و این قرآن به من وحى شده تا به وسیله آن شما و هر کس را (که این پیام به او) برسد هشدار دهم آیا واقعا شما گواهى مى‌دهید که در جنب خدا خدایان دیگرى است بگو من گواهى نمى‌دهم بگو او تنها معبودى یگانه است و بى‌تردید من از آنچه شریک (او) قرار مى‌دهید بیزارم
  20. کسانى که کتاب (آسمانى) به آنان داده‌ایم همان گونه که پسران خود را مى‌شناسد او (=پیامبر) را مى‌شناسد کسانى که به خود زیان زده‌اند ایمان نمى‌آورند
  21. و کیست‌ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بسته یا آیات او را تکذیب نموده بى تردید ستمکاران رستگار نمى‌شوند
  22. و (یاد کن) روزى را که همه آنان را محشور مى‌کنیم آنگاه به کسانى که شر‌ک آورده‌اند مى‌گوییم کجایند شریکان شما که (آنها را شریک خدا) مى‌پنداشتید
  23. آنگاه عذرشان جز این نیست که مى‌گویند به خدا پروردگارمان سوگند که ما مشر‌ک نبودیم
  24. ببین چگونه به خود دروغ مى‌گویند و آنچه به دروغ به خدا می بستند همه محو و نابود شد
  25. و برخى از آنان به تو گوش فرا مى‌دهند و(لى) ما بر دلهایشان پرده‌ها افکنده‌ایم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینى (قرار داده‌ایم) و اگر هر معجزه‌اى را ببینند به آن ایمان نمى‌آورند تا آنجا که وقتى نزد تو مى‌آیند و با تو جدال مى‌کنند کسانى که کفر ورزیدند مى‌گویند این (کتاب) چیزى جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست
  26. و آنان (مردم را) از آن باز مى‌دارند و (خود نیز) از آن دورى مى‌کنند و(لى) جز خویشتن را به هلاکت نمى‌افکنند و نمى‌دانند
  27. و اى کاش (منکران را) هنگامى که بر آتش عرضه مى‌شوند مى‌دیدى که مى‌گویند کاش بازگردانده مى‌شدیم و (دیگر) آیات پروردگارمان را تکذیب نمى‌کردیم و از مؤمنان مى‌شدیم
  28. (ولى چنین نیست) بلکه آنچه را پیش از این نهان مى‌داشتند براى آنان آشکار شده است و اگر هم بازگردانده شوند قطعاً به آنچه از آن منع شده بودند برمى‌گردند و آنان دروغگویند
  29. و گفتند جز زندگى دنیاى ما (زندگى دیگرى) نیست و برانگیخته نخواهیم شد
  30. و اگر بنگرى هنگامى را که در برابر پروردگارشان باز داشته مى‌شوند (خدا) مى‌فرماید آیا این حق نیست مى‌گویند چرا سوگند به پروردگارمان (که حق است) مى‌فرماید پس به (کیفر) آنکه کفر مى‌ورزیدید این عذاب را بچشید
  31. کسانى که لقاى الهى را دروغ انگاشتند قطعاً زیان دیدند تا آنگاه که قیامت بناگاه بر آنان دررسد مى‌گویند اى دریغ بر ما بر آنچه در باره آن کوتاهى کردیم و آنان بار سنگین گناهانشان را به دوش مى‌کشند چه بد است بارى که مى‌کشند
  32. و زندگى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست و قطعاً سراى بازپسین براى کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند بهتر است آیا نمى‌اندیشید
  33. به یقین مى‌دانیم که آنچه مى‌گویند تو را سخت غمگین مى‌کند در واقع آنان تو را تکذیب نمى‌کنند ولى ستمکاران آیات خدا را انکار مى‌کنند
  34. و پیش از تو نیز پیامبرانى تکذیب شدند ولى بر آنچه تکذیب شدند و آزار دیدند شکیبایى کردند تا یارى ما به آنان رسید و براى کلمات خدا هیچ تغییردهنده‌اى نیست و مسلماً اخبار پیامبران به تو رسیده است
  35. و اگر اعراض کردن آنان (از قرآن) بر تو گران است اگر مى‌توانى نقبى در زمین یا نردبانى در آسمان بجویى تا معجزه‌اى (دیگر) برایشان بیاورى (پس چنین کن) و اگر خدا مى‌خواست قطعاً آنان را بر هدایت گرد مى‌آورد پس زنهار از نادانان مباش
  36. تنها کسانى (دعوت تو را) اجابت مى‌کنند که گوش شنوا دارند و (اما) مردگان را خداوند (در قیامت) بر خواهد انگیخت‌ سپس به سوى او بازگردانیده مى‌شوند
  37. و گفتند چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش بر او نازل نشده است بگو بى‌تردید خدا قادر است که پدیده‌اى شگرف فرو فرستد لیکن بیشتر آنان نمى‌دانند
  38. و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌اى که با دو بال خود پرواز مى‌کند مگر آنکه آنها (نیز) گروه‌هایى مانند شما هستند ما هیچ چیزى را در کتاب (لوح محفوظ) فروگذار نکرده‌ایم سپس (همه) به سوى پروردگارشان محشور خواهند گردید
  39. و کسانى که آیات ما را دروغ پنداشتند در تاریکیها(ى کفر) کر و لالند هر که را خدا بخواهد گمراهش مى‌گذارد و هر که را بخواهد بر راه راست قرارش مى‌دهد
  40. بگو به نظر شما اگر عذاب خدا شما را دررسد یا رستاخیز شما را دریابد اگر راستگویید کسى غیر از خدا را مى‌خوانید
  41. (نه) بلکه تنها او را مى‌خوانید و اگر او بخواهد رنج و بلا را از شما دور مى‌گرداند و آنچه را شریک (او) مى‌گردانید فراموش مى‌کنید
  42. و به یقین ما به سوى امتهایى که پیش از تو بودند (پیامبرانى) فرستادیم و آنان را به تنگى معیشت و بیمارى دچار ساختیم تا درگاه خدا گریه و زاری کنند
  43. پس چرا هنگامى که عذاب ما به آنان رسید تضرع نکردند ولى (حقیقت این است که) دلهایشان سخت‌شده و شیطان آنچه را انجام مى‌دادند برایشان آراسته است
  44. پس چون آنچه را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند درهاى هر چیزى (از نعمتها) را بر آنان گشودیم تا هنگامى که به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند ناگهان (گریبان) آنان را گرفتیم و یکباره نومید شدند
  45. پس ریشه آن گروهى که ستم کردند برکنده شد و ستایش براى خداوند پروردگار جهانیان است
  46. بگو به نظر شما اگر خدا شنوایى شما و دیدگانتان را بگیرد و بر دلهایتان مهر نهد آیا غیر از خدا کدام معبودى است که آن را به شما بازپس دهد بنگر چگونه آیات (خود) را (گوناگون) بیان مى‌کنیم سپس آنان روى برمى‌تابند
  47. بگو به نظر شما اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا به شما برسد آیا جز گروه ستمگران (کسى) هلا‌ک خواهد شد
  48. و ما پیامبران (خود) را جز بشارتگر و هشداردهنده نمى‌فرستیم پس کسانى که ایمان آورند و نیکوکارى کنند بیمى بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد
  49. و کسانى که آیات ما را دروغ انگاشتند به (سزاى) آنکه نافرمانى مى‌کردند عذاب به آنان خواهد رسید
  50. بگو به شما نمى‌گویم گنجینه‌هاى خدا نزد من است و غیب نیز نمى‌دانم و به شما نمى‌گویم که من فرشته‌ام جز آنچه را که به سوى من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم بگو آیا نابینا و بینا یکسان است آیا تفکر نمى‌کنید
  51. و به وسیله این (قرآن) کسانى را که بیم دارند که به سوى پروردگارشان محشور شوند هشدار ده (چرا) که غیر او براى آنها یار و شفیعى نیست باشد که پروا کنند
  52. و کسانى را که پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مى‌خوانند در حالى که خشنودى او را مى‌خواهند مران از حساب آنان چیزى بر عهده تو نیست و از حساب تو (نیز) چیزى بر عهده آنان نیست تا ایشان را برانى و از ستمکاران باشى
  53. و بدین گونه ما برخى از آنان را به برخى دیگر آزمودیم تا بگویند آیا اینانند که از میان ما خدا بر ایشان منت نهاده است آیا خدا به (حال) سپاسگزاران داناتر نیست
  54. و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند بگو درود بر شما پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر کرده که هر کس از شما به نادانى کار بدى کند و آنگاه به توبه و صلاح آید پس وى آمرزنده مهربان است
  55. و این گونه آیات (خود) را به روشنى بیان مى‌کنیم تا راه و رسم گناهکاران روشن شود
  56. بگو من نهى شده‌ام که کسانى را که شما غیر از خدا مى‌خوانید بپرستم بگو من از هوسهاى شما پیروى نمى‌کنم و گر نه گمراه شوم و از راه‌یافتگان نباشم
  57. بگو من از جانب پروردگارم دلیل آشکارى (همراه) دارم و(لى) شما آن را دروغ پنداشتید (و) آنچه را به شتاب خواستار آنید در اختیار من نیست فرمان جز به دست‌خدا نیست که حق را بیان مى‌کند و او بهترین داوران است
  58. بگو اگر آنچه را با شتاب خواستار آنید نزد من بود قطعاً میان من و شما کار به انجام رسیده بود و خدا به (حال) ستمکاران داناتر است
  59. و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او (کسى) آن را نمى‌داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‌داند و هیچ برگى فرو نمى‌افتد مگر (اینکه) آن را مى‌داند و هیچ دانه‌اى در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن (ثبت) است
  60. و اوست کسى که شبانگاه روح شما را (به هنگام خواب) مى‌گیرد و آنچه را در روز به دست آورده‌اید مى‌داند سپس شما را در آن بیدار مى‌کند تا هنگامى معین به سر آید آنگاه ازگشت‌شما به سوى اوست‌ سپس شما را به آنچه انجام مى‌داده‌اید آگاه خواهد کرد
  61. و اوست که بر بندگانش قاهر (و غالب) است و نگهبانانى بر شما مى‌فرستد تا هنگامى که یکى از شما را مر‌گ فرا رسد فرشتگان ما جانش بستانند در حالى که کوتاهى نمى‌کنند
  62. آنگاه به سوى خداوند مولاى بحقشان برگردانیده شوند آگاه باشید که داورى از آن اوست و او سریعترین حسابرسان است
  63. بگو چه کسى شما را از تاریکیهاى خشکى و دریا مى‌رهاند در حالى که او را به زارى و در نهان مى‌خوانید که اگر ما را از این (مهلکه) برهاند البته از سپاسگزاران خواهیم بود
  64. بگو خداست که شما را از آن (تاریکیها) و از هر اندوهى مى‌رهاند باز شما شر‌ک مى‌ورزید
  65. بگو او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پاهایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را گروه گروه به هم اندازد (و دچار تفرقه سازد) و عذاب بعضى از شما را به بعضى (دیگر) بچشاند بنگر چگونه آیات (خود) را گوناگون بیان مى‌کنیم باشد که آنان بفهمند
  66. و قوم تو آن (=قرآن) را دروغ شمردند در حالى که آن بر حق است بگو من بر شما نگهبان نیستم
  67. براى هر خبرى هنگام (وقوع) است و به زودى خواهید دانست
  68. و چون ببینى کسانى (به قصد تخطئه) در آیات ما فرو مى‌روند از ایشان روى برتاب تا در سخنى غیر از آن درآیند و اگر شیطان تو را (در این باره) به فراموشى انداخت پس از توجه (دیگر) با قوم ستمکار منشین
  69. و چیزى از حساب آنان (=ستمکاران) بر عهده کسانى که پروا(ى خدا) دارند نیست لیکن تذکر دادن (لازم) است باشد که (از استهزا) پرهیز کنند
  70. و کسانى را که دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها کن و (مردم را) به وسیله این (قرآن) اندرز ده مبادا کسى به (کیفر) آنچه کسب کرده به هلاکت افتد در حالى که براى او در برابر خدا یارى و شفاعتگرى نباشد و اگر (براى رهایى خود) هر گونه فدیه‌اى دهد از او پذیرفته نگردد اینانند که به (سزاى) آنچه کسب کرده‌اند به هلاکت افتاده‌اند و به (کیفر) آنکه کفر مى‌ورزیدند شرابى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت
  71. بگو آیا به جاى خدا چیزى را بخوانیم که نه سودى به ما مى‌رساند و نه زیانى و آیا پس از اینکه خدا ما را هدایت کرده از عقیده خود بازگردیم مانند کسى که شیطانها او را در بیابان از راه به در برده‌اند و حیران (بر جاى مانده) است براى او یارانى است که وى را به سوى هدایت مى‌خوانند که به سوى ما بیا بگو هدایت‌خداست که هدایت (واقعى) است و دستور یافته‌ایم که تسلیم پروردگار جهانیان باشیم
  72. و اینکه نماز برپا دارید و از او بترسید و هم اوست که نزد وى محشور خواهید گردید
  73. و او کسى است که آسمانها و زمین را به حق آفرید و هر گاه که مى‌گوید باش بى‌درنگ موجود شود سخنش راست است و روزى که در صور دمیده شود فرمانروایى از آن اوست داننده غیب و شهود است و اوست‌حکیم آگاه
  74. و (یاد کن) هنگامى را که ابراهیم به پدر خود آزر گفت آیا بتان را خدایان (خود) مى‌گیرى من همانا تو و قوم تو را در گمراهى آشکارى مى‌بینم
  75. و این گونه ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین‌کنندگان باشد
  76. پس چون شب بر او پرده افکند ستاره‌اى دید گفت این پروردگار من است و آنگاه چون غروب کرد گفت غروب‌کنندگان را دوست ندارم
  77. و چون ماه را در حال طلوع دید گفت این پروردگار من است آنگاه چون ناپدید شد گفت اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود قطعاً از گروه گمراهان بودم
  78. پس چون خورشید را برآمده دید گفت این پروردگار من است این بزرگتر است و هنگامى که افول کرد گفت اى قوم من من از آنچه (براى خدا) شریک مى‌سازید بیزارم
  79. من از روى اخلاص پاکدلانه روى خود را به سوى کسى گردانیدم که آسمانها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم
  80. و قومش با او به ستیزه پرداختند گفت آیا با من در باره خدا مجادله مى‌کنید و حال آنکه او مرا راهنمایى کرده است و من از آنچه شریک او مى‌سازید بیمى ندارم مگر آنکه پروردگارم چیزى بخواهد علم پروردگارم به هر چیزى احاطه یافته است پس آیا متذکر نمى‌شوید
  81. و چگونه از آنچه شریک (خدا) مى‌گردانید بترسم با آنکه شما خود از اینکه چیزى را شریک خدا ساخته‌اید که (خدا) دلیلى در باره آن بر شما نازل نکرده است نمى‌هراسید پس اگر مى‌دانید کدام یک از (ما) دو دسته به ایمنى سزاوارتر است
  82. کسانى که ایمان آورده و ایمان خود را به شر‌ک نیالوده‌اند آنان راست ایمنى و ایشان راه‌یافتگانند
  83. و آن حجت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم درجات هر کس را که بخواهیم فرا مى‌بریم زیرا پروردگار تو حکیم داناست
  84. و به او اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را به راه راست درآوردیم و نوح را از پیش راه نمودیم و از نسل او داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون را (هدایت کردیم) و این گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم
  85. و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را که همه از شایستگان بودند
  86. و اسماعیل و یسع و یونس و لوط که جملگى را بر جهانیان برترى دادیم
  87. و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را (بر جهانیان برترى دادیم) و آنان را برگزیدیم و به راه راست راهنمایى کردیم
  88. این هدایت‌خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد بدان هدایت مى‌کند و اگر آنان شر‌ک ورزیده بودند قطعاً آن چه انجام مى‌دادند از دستشان مى‌رفت
  89. آنان کسانى بودند که کتاب و داورى و نبوت بدیشان دادیم و اگر اینان (=مشرکان) بدان کفر ورزند بى‌گمان گروهى (دیگر) را بر آن گماریم که بدان کافر نباشند
  90. اینان کسانى هستند که خدا هدایتشان کرده است پس به هدایت آنان اقتدا کن بگو من از شما هیچ مزدى بر این (رسالت) نمى‌طلبم این (قرآن) جز تذکرى براى جهانیان نیست
  91. و آنگاه که (یهودیان) گفتند خدا چیزى بر بشرى نازل نکرده بزرگى خدا را چنانکه باید نشناختند بگو چه کسى آن کتابى را که موسى آورده است نازل کرده (همان کتابى که) براى مردم روشنایى و رهنمود است (و) آن را به صورت طومارها درمى‌آورید (آنچه را) از آن (مى‌خواهید) آشکار و بسیارى را پنهان مى‌کنید در صورتى که چیزى که نه شما مى‌دانستید و نه پدرانتان (به وسیله آن) به شما آموخته شد بگو خدا (همه را فرستاده) آنگاه بگذار تا در ژرفاى (باطل) خود به بازى (سرگرم) شوند
  92. و این خجسته‌کتابى است که ما آن را فرو فرستادیم (و) کتابهایى را که پیش از آن آمده تصدیق مى‌کند و براى اینکه (مردم)ام‌القرى (=مکه) و کسانى را که پیرامون آنند هشدار دهى و کسانى که به آخرت ایمان مى‌آورند به آن (قرآن نیز) ایمان مى‌آورند و آنان بر نمازهاى خود مراقبت مى‌کنند
  93. و کیست‌ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ مى‌بندد یا مى‌گوید به من وحى شده در حالى که چیزى به او وحى نشده باشد و آن کس که مى‌گوید به زودى نظیر آنچه را خدا نازل کرده است نازل مى‌کنم و کاش ستمکاران را در گردابهاى مر‌گ مى‌دیدى که فرشتگان (به سوى آنان) دستهایشان را گشوده‌اند (و نهیب مى‌زنند) جانهایتان را بیرون دهید امروز به (سزاى) آنچه بناحق بر خدا دروغ مى‌بستید و در برابر آیات او تکبر مى‌کردید به عذاب خوارکننده کیفر مى‌یابید
  94. و همان گونه که شما را نخستین بار آفریدیم (اکنون نیز) تنها به سوى ما آمده‌اید و آنچه را به شما عطا کرده بودیم پشت‌سر خود نهاده‌اید و شفیعانى را که در (کار) خودتان شریکان (خدا) مى‌پنداشتید با شما نمى‌بینیم به یقین پیوند میان شما بریده شده و آنچه را که مى‌پنداشتید از دست‌شما رفته است
  95. خدا شکافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد چنین است خداى شما پس چگونه (از حق) منحرف مى‌شوید
  96. (هموست که) شکافنده صبح است و شب را براى آرامش و خورشید و ماه را وسیله حساب قرار داده این اندازه‌گیرى آن تواناى داناست
  97. و اوست کسى که ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسیله آنها در تاریکیهاى خشکى و دریا راه یابید به یقین ما دلایل (خود) را براى گروهى که مى‌دانند به روشنى بیان کرده‌ایم
  98. و او همان کسى است که شما را از یک تن پدید آورد پس (براى شما) قرارگاه و محل امانتى (مقرر کرد) بى‌تردید ما آیات (خود) را براى مردمى که مى‌فهمند به روشنى بیان کرده‌ایم
  99. و اوست کسى که از آسمان آبى فرود آورد پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم و از آن (گیاه) جوانه سبزى خارج ساختیم که از آن دانه‌هاى متراکمى برمى‌آوریم و از شکوفه رخت‌خرما خوشه‌هایى است نزدیک به هم و (نیز) باغهایى از انگور و زیتون و انار همانند و غیر همانند خارج نمودیم به میوه آن چون ثمر دهد و به (طرز) رسیدنش بنگرید قطعاً در اینها براى مردمى که ایمان مى‌آورند نشانه‌هاست
  100. و براى خدا شریکانى از جن قرار دادند با اینکه خدا آنها را خلق کرده است و براى او بى هیچ دانشى پسران و دخترانى تراشیدند او پا‌ک و برتر است از آنچه وصف مى‌کنند
  101. پدیدآورنده آسمانها و زمین است چگونه او را فرزندى باشد در صورتى که براى او همسرى نبوده و هر چیزى را آفریده و اوست که به هر چیزى داناست
  102. این است‌خدا پروردگار شما هیچ معبودى جز او نیست آفریننده هر چیزى است پس او را بپرستید و او بر هر چیزى نگهبان است
  103. چشمها او را درنمى‌یابند و اوست که دیدگان را درمى‌یابد و او لطیف آگاه است
  104. به راستى رهنمودهایى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر که به دیده بصیرت بنگرد به سود خود او و هر کس از سر بصیرت ننگرد به زیان خود اوست و من بر شما نگهبان نیستم
  105. و این گونه آیات (خود) را گوناگون بیان مى‌کنیم تا مبادا بگویند تو درس خوانده‌اى و تا اینکه آن را براى گروهى که مى‌دانند روشن سازیم
  106. از آنچه از پروردگارت به تو وحى شده پیروى کن هیچ معبودى جز او نیست و از مشرکان روى بگردان
  107. و اگر خدا مى‌خواست آنان شر‌ک نمى‌آوردند و ما تو را بر ایشان نگهبان نکرده‌ایم و تو وکیل آنان نیستى
  108. و آنهایى را که جز خدا مى‌خوانند دشنام مدهید که آنان از روى دشمنى (و) به نادانى خدا را دشنام خواهند داد این گونه براى هر امتى کردارشان را آراستیم آنگاه بازگشت آنان به سوى پروردگارشان خواهد بود و ایشان را از آنچه انجام مى‌دادند آگاه خواهد ساخت
  109. و با سخت‌ترین سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر معجزه‌اى براى آنان بیاید حتما بدان مى‌گروند بگو معجزات تنها در اختیار خداست و شما چه مى‌دانید که اگر (معجزه هم) بیاید باز ایمان نمى‌آورند
  110. و دلها و دیدگانشان را برمى‌گردانیم (در نتیجه به آیات ما ایمان نمى‌آورند) چنانکه نخستین بار به آن ایمان نیاوردند و آنان را رها مى‌کنیم تا در طغیانشان سرگردان بمانند
  111. و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‌فرستادیم و اگر مردگان با آنان به سخن مى‌آمدند و هر چیزى را دسته دسته در برابر آنان گرد مى‌آوردیم باز هم ایمان نمى‌آوردند جز اینکه خدا بخواهد ولى بیشترشان نادانى مى‌کنند
  112. و بدین گونه براى هر پیامبرى دشمنى از شیطانهاى انس و جن برگماشتیم بعضى از آنها به بعضى براى فریب (یکدیگر) سخنان آراسته القا مى‌کنند و اگر پروردگار تو مى‌خواست چنین نمى‌کردند پس آنان را با آنچه به دروغ مى‌سازند واگذار
  113. و (چنین مقرر شده است) تا دلهاى کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند به آن (سخن باطل) بگراید و آن را بپسندد و تا اینکه آنچه را باید به دست بیاورند به دست آورند
  114. پس آیا داورى جز خدا جویم با اینکه اوست که این کتاب را به تفصیل به سوى شما نازل کرده است و کسانى که کتاب (آسمانى) بدیشان داده‌ایم مى‌دانند که آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است پس تو از تردیدکنندگان مباش
  115. و سخن پروردگارت به راستى و داد سرانجام گرفته است و هیچ تغییردهنده‌اى براى کلمات او نیست و او شنواى داناست
  116. و اگر از بیشتر کسانى که در (این سر)زمین مى‌باشند پیروى کنى تو را از راه خدا گمراه مى‌کنند آنان جز از گمان (خود) پیروى نمى‌کنند و جز به حدس و تخمین نمى‌پردازند
  117. بارى پروردگار تو به (حال) کسى که از راه او منحرف مى‌شود داناتر است و او به (حال) راه‌یافتگان (نیز) داناتر است
  118. پس اگر به آیات او ایمان دارید از آنچه نام خدا (به هنگام ذبح) بر آن برده شده است بخورید
  119. و شما را چه شده است که از آنچه نام خدا بر آن برده شده است نمى‌خورید با اینکه (خدا) آنچه را بر شما حرام کرده جز آنچه بدان ناچار شده‌اید براى شما به تفصیل بیان نموده است و به راستى بسیارى (از مردم دیگران را) از روى نادانى با هوسهاى خود گمراه مى‌کنند آرى پروردگار تو به (حال) تجاوزکاران داناتر است
  120. و گناه آشکار و پنهان را رها کنید زیرا کسانى که مرتکب گناه مى‌شوند به زودى در برابر آنچه به دست مى‌آوردند کیفر خواهند یافت
  121. و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده است مخورید چرا که آن قطعاً نافرمانى است و در حقیقت‌ شیطانها به دوستان خود وسوسه مى‌کنند تا با شما ستیزه نمایند و اگر اطاعتشان کنید قطعاً شما هم مشرکید
  122. آیا کسى که مرده(دل) بود و زنده‌اش گردانیدیم و براى او نورى پدید آوردیم تا در پرتو آن در میان مردم راه برود چون کسى است که گویى گرفتار در تاریکیهاست و از آن بیرون‌آمدنى نیست این گونه براى کافران آنچه انجام مى‌دادند زینت داده شده است
  123. و بدین گونه در هر شهرى گناهکاران بزرگش را مى‌گماریم تا در آن به نیرنگ پردازند و(لى) آنان جز به خودشان نیرنگ نمى‌زنند و درک نمى‌کنند
  124. و چون آیتى برایشان بیاید مى‌گویند هرگز ایمان نمى‌آوریم تا اینکه نظیر آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما (نیز) داده شود خدا بهتر مى‌داند رسالتش را کجا قرار دهد به زودى کسانى را که مرتکب گناه شدند به (سزاى) آنکه نیرنگ مى‌کردند در پیشگاه خدا خوارى و شکنجه‌اى سخت‌خواهد رسید
  125. پس کسى را که خدا بخواهد هدایت نماید دلش را به پذیرش اسلام مى‌گشاید و هر که را بخواهد گمراه کند دلش را سخت تنگ مى‌گرداند چنانکه گویى به زحمت در آسمان بالا مى‌رود این گونه خدا پلیدى را بر کسانى که ایمان نمى‌آورند قرار مى‌دهد
  126. و راه راست پروردگارت همین است ما آیات (خود) را براى گروهى که پند مى‌گیرند به روشنى بیان نموده‌ایم
  127. براى آنان نزد پروردگارشان سراى عافیت است و به (پاداش) آنچه انجام مى‌دادند او یارشان خواهد بود
  128. و (یاد کن) روزى را که همه آنان را گرد مى‌آورد (و مى‌فرماید) اى گروه جنیان از آدمیان (پیروان) فراوان یافتید و هواخواهان آنها از (نوع) انسان مى‌گویند پروردگارا برخى از ما از برخى دیگر بهره بردارى کرد و به پایانى که براى ما معین کردى رسیدیم (خدا) مى‌فرماید جایگاه شما آتش است در آن ماندگار خواهید بود مگر آنچه را خدا بخواهد (که خود تخفیف دهد) آرى پروردگار تو حکیم داناست
  129. و این گونه برخى از ستمکاران را به (کیفر) آنچه به دست مى‌آوردند سرپرست برخى دیگر مى‌گردانیم
  130. اى گروه جن و انس آیا از میان شما فرستادگانى براى شما نیامدند که آیات مرا بر شما بخوانند و از دیدار این روزتان به شما هشدار دهند گفتند ما به زیان خود گواهى دهیم (که آرى آمدند) و زندگى دنیا فریبشان داد و بر ضد خود گواهى دادند که آنان کافر بوده‌اند
  131. این (اتمام حجت) بدان سبب است که پروردگار تو هیچ گاه شهرها را به ستم نابوده نکرده در حالى که مردم آن غافل باشند
  132. و براى هر یک (از این دو گروه) از آنچه انجام داده‌اند (در جزا) مراتبى خواهد بود و پروردگارت از آنچه مى‌کنند غافل نیست
  133. و پروردگار تو بى‌نیاز و رحمتگر است اگر بخواهد شما را مى‌برد و پس از شما هر که را بخواهد جانشین (شما) مى‌کند همچنانکه شما را از نسل گروهى دیگر پدید آورده است
  134. قطعاً آنچه به شما وعده داده مى‌شود آمدنى است و شما (بر قدرت خدا) غالب نیستید
  135. بگو اى قوم من هر چه مقدور شما هست انجام دهید من (هم) انجام مى‌دهم به زودى خواهید دانست که فرجام (نیکوى) آن سراى از آن کیست آرى ستمکاران رستگار نمى‌شوند
  136. و (مشرکان) براى خدا از آنچه از کشت و دامها که آفریده است‌سهمى گذاشتند و به پندار خودشان گفتند این ویژه خداست و این ویژه بتان ما پس آنچه خاص بتانشان بود به خدا نمى‌رسید و(لى) آنچه خاص خدا بود به بتانشان مى‌رسید چه بد داورى مى‌کنند
  137. و این گونه براى بسیارى از مشرکان بتانشان کشتن فرزندانشان را آراستند تا هلاکشان کنند و دینشان را بر آنان مشتبه سازند و اگر خدا مى‌خواست چنین نمى‌کردند پس ایشان را با آنچه به دروغ مى‌سازند رها کن
  138. و به زعم خودشان گفتند اینها دامها و کشتزار(هاى) ممنوع است که جز کسى که ما بخواهیم نباید از آن بخورد و دامهایى است که (سوار شدن بر) پشت آنها حرام شده است و دامهایى (داشتند) که (هنگام ذبح) نام خدا را بر آن(ها) نمى‌بردند به صرف افترا بر (خدا) به زودى (خدا) آنان را به خاطر آنچه افترا مى‌بستند جزا مى‌دهد
  139. و گفتند آنچه در شکم این دامهاست اختصاص به مردان ما دارد و بر همسران ما حرام شده است و اگر (آن جنین) مرده باشد همه آنان (از زن و مرد ) در آن شریکند به زودى (خدا) توصیف آنان را سزا خواهد داد زیرا او حکیم داناست
  140. کسانى که از روى بى‌خردى و نادانى فرزندان خود را کشته‌اند و آنچه را خدا روزیشان کرده بود از راه افترا به خدا حرام شمرده‌اند سخت زیان کردند آنان به راستى گمراه شده و هدایت نیافته‌اند
  141. و اوست کسى که باغهایى با داربست و بدون داربست و درختان خرما و کشتزار با میوه‌هاى گوناگون آن و زیتون و انار شبیه به یکدیگر و غیر شبیه پدید آورد از میوه آن چون ثمر داد بخورید و حق (بینوایان از) آن را روز بهره‌بردارى از آن بدهید و(لى) زیاده‌روى مکنید که او اسرافکاران را دوست ندارد
  142. و (نیز) از دامها حیوانات بارکش و حیوانات کر‌ک و پشم‌دهنده را (پدید آورد) از آنچه خدا روزیتان کرده است بخورید و از پى گامهاى شیطان مروید که او براى شما دشمنى آشکار است
  143. هشت فرد (آفرید و بر شما حلال کرد) از گوسفند دو تا و از بز دو تا بگو آیا (خدا) نرها(ى آنها) را حرام کرده یا ماده را یا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است اگر راست مى‌گویید از روى علم به من خبر دهید
  144. و از شتر دو و از گاو دو بگو آیا (خدا) نرها(ى آنها) را حرام کرده یا ماده‌ها را یا آنچه را که رحم آن دو ماده در بر گرفته است آیا وقتى خداوند شما را به این (تحریم) سفارش کرد حاضر بودید پس کیست‌ ستمکارتر از آنکس که بر خدا دروغ بندد تا از روى نادانى مردم را گمراه کند آرى خدا گروه ستمکاران را راهنمایى نمى‌کند
  145. بگو در آنچه به من وحى شده است بر خورنده‌اى که آن را مى‌خورد هیچ حرامى نمى‌یابم مگر آنکه مردار یا خون ریخته یا گوشت‌ خو‌ک باشد که اینها همه پلیدند یا (قربانیى که) از روى نافرمانى (به هنگام ذبح) نام غیر خدا بر آن برده شده باشد پس کسى که بدون سرکشى و زیاده‌خواهى (به خوردن آنها) ناچار گردد قطعاً پروردگار تو آمرزنده مهربان است
  146. و بر یهودیان هر (حیوان) چنگال‌دارى را حرام کردیم و از گاو و گوسفند پیه آن دو را بر آنان حرام کردیم به استثناى پیه‌هایى که بر پشت آن دو یا بر روده‌هاست‌یا آنچه با استخوان درآمیخته است این (تحریم) را به سزاى ستم‌کردنشان به آنان کیفر دادیم و ما البته راستگوییم
  147. (اى پیامبر) پس اگر تو را تکذیب کردند بگو پروردگار شما داراى رحمتى گسترده است و (با این حال) عذاب او از گروه مجرمان بازگردانده نخواهد شد
  148. کسانى که شر‌ک آوردند به زودى خواهند گفت اگر خدا مى‌خواست نه ما و نه پدرانمان شر‌ک نمى‌آوردیم و چیزى را (خودسرانه) تحریم نمى‌کردیم کسانى هم که پیش از آنان بودند همین گونه (پیامبران خود را) تکذیب کردند تا عقوبت ما را چشیدند بگو آیا نزد شما دانشى هست که آن را براى ما آشکار کنید شما جز از گمان پیروى نمى‌کنید و جز دروغ نمى‌گویید
  149. بگو برهان رسا ویژه خداست و اگر (خدا) مى‌خواست قطعاً همه شما را هدایت مى‌کرد
  150. بگو گواهان خود را که گواهى مى‌دهند به اینکه خدا اینها را حرام کرده بیاورید پس اگر هم شهادت دادند تو با آنان شهادت مده و هوسهاى کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند و کسانى که به آخرت ایمان نمى‌آورند و (معبودان دروغین را) با پروردگارشان همتا قرار مى‌دهند پیروى مکن
  151. بگو بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براى شما بخوانم چیزى را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید ما شما و آنان را روزى مى‌رسانیم و به کارهاى زشت چه علنى آن و چه پوشیده(اش) نزدیک مشوید و نفسى را که خدا حرام گردانیده جز بحق مکشید اینهاست که (خدا) شما را به (انجام دادن) آن سفارش کرده است باشد که بیندیشد
  152. و به مال یتیم جز به نحوى (هر چه نیکوتر) نزدیک مشوید تا به حد رشد خود برسد و پیمانه و ترازو را به عدالت تمام بپیمایید هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم و چون (به داورى یا شهادت) سخن گویید دادگرى کنید هر چند (در باره) خویشاوند (شما) باشد و به پیمان خدا وفا کنید اینهاست که (خدا) شما را به آن سفارش کرده است باشد که پند گیرید
  153. و (بدانید) این است راه راست من پس از آن پیروى کنید و از راه‌ها(ى دیگر) که شما را از راه وى پراکنده مى‌سازد پیروى مکنید اینهاست که (خدا) شما را به آن سفارش کرده است باشد که به تقوا گرایید
  154. آنگاه به موسى کتاب دادیم براى اینکه (نعمت را) بر کسى که نیکى کرده است تمام کنیم و براى اینکه هر چیزى را بیان نماییم و هدایت و رحمتى باشد امید که به لقاى پروردگارشان ایمان بیاورند
  155. و این خجسته کتابى است که ما آن را نازل کردیم پس از آن پیروى کنید و پرهیزگارى نمایید باشد که مورد رحمت قرار گیرید
  156. تا نگویید کتاب (آسمانى) تنها بر دو طایفه پیش از ما نازل شده و ما از آموختن آنان بى‌خبر بودیم
  157. یا نگویید اگر کتاب بر ما نازل مى‌شد قطعاً از آنان هدایت‌یافته‌تر بودیم اینک حجتى از جانب پروردگارتان براى شما آمده و رهنمود و رحمتى است پس کیست‌ستمکارتر از آن کس که آیات خدا را دروغ پندارد و از آنها روى گرداند به زودى کسانى را که از آیات ما روى مى‌گردانند به سبب (همین) اعراضشان به عذابى سخت مجازات خواهیم کرد
  158. آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سویشان بیایند یا پروردگارت بیاید یا پاره‌اى از نشانه‌هاى پروردگارت بیاید (اما) روزى که پاره‌اى از نشانه‌هاى پروردگارت (پدید) آید کسى که قبلا ایمان نیاورده یا خیرى در ایمان آوردن خود به دست نیاورده ایمان آوردنش سود نمى‌بخشد بگو منتظر باشید که ما (هم) منتظریم
  159. کسانى که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند تو هیچ گونه مسؤول ایشان نیستى کارشان فقط با خداست آنگاه به آنچه انجام مى‌دادند آگاهشان خواهد کرد
  160. هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن (پاداش) خواهد داشت و هر کس کار بدى بیاورد جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود
  161. بگو آرى پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است دینى پایدار آیین ابراهیم حق‌گراى و او از مشرکان نبود
  162. بگو در حقیقت نماز من و (سایر) عبادات من و زندگى و مر‌گ من براى خدا پروردگار جهانیان است
  163. (که) او را شریکى نیست و بر این (کار) دستور یافته‌ام و من نخستین مسلمانم
  164. بگو آیا جز خدا پروردگارى بجویم با اینکه او پروردگار هر چیزى است و هیچ کس جز بر زیان خود (گناهى) انجام نمى‌دهد و هیچ باربردارى بار (گناه) دیگرى را برنمى‌دارد آنگاه ازگشت‌شما به سوى پروردگارتان خواهد بود پس ما را به آنچه در آن اختلاف مى‌کردید آگاه خواهد کرد
  165. و اوست کسى که شما را در زمین جانشین (یکدیگر) قرار داد و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید آرى پروردگار تو زودکیفر است و (هم) او بس آمرزنده مهربان است

فصل ٧.  اعراف

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم صاد
  2. کتابى است که به سوى تو فرو فرستاده شده است پس نباید در سینه تو از ناحیه آن تنگى باشد تا به وسیله آن هشدار دهى و براى مؤمنان پندى باشد
  3. آنچه را از جانب پروردگارتان به سوى شما فرو فرستاده شده است پیروى کنید و جز او از معبودان (دیگر) پیروى مکنید چه اند‌ک پند مى‌گیرید
  4. و چه بسیار شهرها که (مردم) آن را به هلاکت رسانیدیم و در حالى که به خواب شبانگاهى رفته یا نیمروز غنوده بودند عذاب ما به آنها رسید
  5. و هنگامى که عذاب ما بر آنان آمد سخنشان جز این نبود که گفتند راستى که ما ستمکار بودیم
  6. پس قطعاً از کسانى که (پیامبران) به سوى آنان فرستاده شده‌اند خواهیم پرسید و قطعاً از (خود) فرستادگان (نیز) خواهیم پرسید
  7. و از روى دانش به آنان گزارش خواهیم داد و ما (از احوال آنان) غایب نبوده‌ایم
  8. و در آن روز سنجش (اعمال) درست است پس هر کس میزانهاى (عمل) او گران باشد آنان خود رستگارانند
  9. و هر کس میزانهاى (عمل) او سبک باشد پس آنانند که به خود زیان زده‌اند چرا که به آیات ما ستم کرده‌اند
  10. و قطعاً شما را در زمین قدرت عمل دادیم و براى شما در آن وسایل معیشت نهادیم (اما) چه کم سپاسگزارى مى‌کنید
  11. و در حقیقت‌شما را خلق کردیم سپس به صورتگرى شما پرداختیم آنگاه به فرشتگان گفتیم براى آدم سجده کنید پس (همه) سجده کردند جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود
  12. فرمود چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده کنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدى
  13. فرمود از آن (مقام) فرو شو تو را نرسد که در آن (جایگاه) تکبر نمایى پس بیرون شو که تو از خوارشدگانى
  14. گفت مرا تا روزى که (مردم) برانگیخته خواهند شد مهلت ده
  15. فرمود تو از مهلت‌یافتگانى
  16. گفت پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندى من هم براى (فریفتن) آنان حتما بر سر راه راست بندگان تو خواهم نشست
  17. آنگاه از پیش رو و از پشت‌سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‌تازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهى یافت
  18. فرمود نکوهیده و رانده از آن (مقام) بیرون شو که قطعاً هر کسی از تو پیروى کند جهنم را از همه شما پر خواهم کرد
  19. و اى آدم تو با جفت‌خویش در آن باغ سکونت گیر و از هر جا که خواهید بخورید و(لى) به این درخت نزدیک مشوید که از ستمکاران خواهید شد
  20. پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورتهایشان برایشان پوشیده مانده بود براى آنان نمایان گرداند و گفت پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد جز (براى) آنکه (مبادا) دو فرشته گردید یا از (زمره) جاودانان شوید
  21. و براى آن دو سوگند یاد کرد که من قطعاً از خیرخواهان شما هستم
  22. پس آن دو را با فریب به سقوط کشانید پس چون آن دو از (میوه) آن درخت (ممنوع) چشیدند برهنگى‌هایشان بر آنان آشکار شد و به چسبانیدن بر‌گ(هاى درختان) بهشت بر خود آغاز کردند و پروردگارشان بر آن دو بانگ بر زد مگر شما را از این درخت منع نکردم و به شما نگفتم که در حقیقت‌شیطان براى شما دشمنى آشکار است
  23. گفتند پروردگارا ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایى و به ما رحم نکنى مسلماً از زیانکاران خواهیم بود
  24. فرمود فرود آیید که بعضى از شما دشمن بعضى (دیگر)ید و براى شما در زمین تا هنگامى (معین) قرارگاه و برخوردارى است
  25. فرمود در آن زندگى مى‌کنید و در آن مى‌میرید و از آن برانگیخته خواهید شد
  26. اى فرزندان آدم در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورتهاى شما را پوشیده مى‌دارد و (براى شما) زینتى است و(لى) بهترین جامه (لباس) تقوا است این از نشانه‌هاى (قدرت) خداست باشد که متذکر شوند
  27. اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند در حقیقت او و قبیله‌اش شما را از آنجا که آنها را نمى‌بینید مى‌بینند ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‌آورند
  28. و چون کار زشتى کنند مى‌گویند پدران خود را بر آن یافتیم و خدا ما را بدان فرمان داده است بگو قطعاً خدا به کار زشت فرمان نمى‌دهد آیا چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت مى‌دهید
  29. بگو پروردگارم به دادگرى فرمان داده است و (اینکه) در هر مسجدى روى خود را مستقیم (به سوى قبله) کنید و در حالى که دین خود را براى او خالص گردانیده‌اید وى را بخوانید همان گونه که شما را پدید آورد (به سوى او) برمى‌گردید
  30. (در حالى که) گروهى را هدایت نموده و گروهى گمراهى بر آنان ثابت‌شده است زیرا آنان شیاطین را به جاى خدا دوستان (خود) گرفته‌اند و مى‌پندارند که راه‌یافتگانند
  31. اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگیرید و بخورید و بیاشامید و(لى) زیاده‌روى مکنید که او اسرافکاران را دوست نمى‌دارد
  32. (اى پیامبر) بگو زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و (نیز ) روزیهاى پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده بگو این (نعمتها) در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده‌اند و روز قیامت (نیز) خاص آنان مى‌باشد این گونه آیات (خود) را براى گروهى که مى‌دانند به روشنى بیان مى‌کنیم
  33. بگو پروردگار من فقط زشتکاریها را چه آشکارش (باشد) و چه پنهان و گناه و ستم ناحق را حرام گردانیده است و (نیز) اینکه چیزى را شریک خدا سازید که دلیلى بر (حقانیت) آن نازل نکرده و اینکه چیزى را که نمى‌دانید به خدا نسبت دهید
  34. و براى هر امتى اجلى است پس چون اجلشان فرا رسد نه (مى‌توانند) ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش
  35. اى فرزندان آدم چون پیامبرانى از خودتان براى شما بیایند و آیات مرا بر شما بخوانند پس هر کس به پرهیزگارى و صلاح گراید نه بیمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگین مى شوند
  36. و کسانى که آیات ما را دروغ انگاشتند و از (پذیرش) آنها تکبر ورزیدند آنان همدم آتشند (و) در آن جاودانند
  37. پس کیست‌ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند اینان کسانى هستند که نصیبشان از آنچه مقرر شده به ایشان خواهد رسید تا آنگاه که فرشتگان ما به سراغشان بیایند که جانشان بستانند مى‌گویند آنچه غیر از خدا مى‌خواندید کجاست مى‌گویند از (چشم) ما ناپدید شدند و علیه خود گواهى مى‌دهند که آنان کافر بودند
  38. مى‌فرماید در میان امتهایى از جن و انس که پیش از شما بوده‌اند داخل آتش شوید هر بار که امتى (در آتش) درآید همکیشان خود را لعنت کند تا وقتى که همگى در آن به هم پیوندند (آنگاه) پیروانشان در باره پیشوایانشان مى‌گویند پروردگارا اینان ما را گمراه کردند پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده (خدا) مى‌فرماید براى هر کدام (عذاب) دو چندان است ولى شما نمى‌دانید
  39. و پیشوایانشان به پیروانشان مى‌گویند شما را بر ما امتیازى نیست پس به سزاى آنچه به دست مى‌آوردید عذاب را بچشید
  40. در حقیقت کسانى که آیات ما را دروغ شمردند و از (پذیرفتن) آنها تکبر ورزیدند درهاى آسمان را برایشان نمى‌گشایند و در بهشت درنمى‌آیند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن داخل شود و بدینسان بزهکاران را کیفر مى‌دهیم
  41. براى آنان از جهنم بسترى و از بالایشان پوششهاست و این گونه بیدادگران را سزا مى‌دهیم
  42. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند هیچ کسى را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم آنان همدم بهشتند (که) در آن جاودانند
  43. و هر گونه کینه‌اى را از سینه‌هایشان مى‌زداییم از زیر (قصرهاى)شان نهرها جارى است و مى‌گویند ستایش خدایى را که ما را بدین (راه) هدایت نمود و اگر خدا ما را رهبرى نمى‌کرد ما خود هدایت نمى‌یافتیم در حقیقت فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند و به آنان ندا داده مى‌شود که این همان بهشتى است که آن را به (پاداش) آنچه انجام مى‌دادید میراث یافته‌اید
  44. و بهشتیان دوزخیان را آواز مى‌دهند که ما آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود درست‌ یافتیم آیا شما (نیز) آنچه را پروردگارتان وعده کرده بود راست و درست‌ یافتید مى‌گویند آرى پس آوازدهنده‌اى میان آنان آواز درمى‌دهد که لعنت‌ خدا بر ستمکاران باد
  45. همانان که (مردم را) از راه خدا باز مى‌دارند و آن را کج مى‌خواهند و آنها آخرت را منکرند
  46. و میان آن دو (گروه) حایلى است و بر اعراف مردانى هستند که هر یک (از آن دو دسته) را از سیمایشان مى‌شناسند و بهشتیان را که هنوز وارد آن نشده و(لى) (بدان) امید دارند آواز مى‌دهند که سلام بر شما
  47. و چون چشمانشان به سوى دوزخیان گردانیده شود مى‌گویند پروردگارا ما را در زمره گروه ستمکاران قرار مده
  48. و اهل اعراف مردانى را که آنان را از سیمایشان مى‌شناسند ندا مى دهند (و) مى‌گویند جمعیت‌شما و آن (همه) گردنکشى که مى‌کردید به حال شما سودى نداشت
  49. آیا اینان همان کسان نبودند که سوگند یاد مى‌کردید که خدا آنان را به رحمتى نخواهد رسانید (اینک) به بهشت درآیید نه بیمى بر شماست و نه اندوهگین مى‌شوید
  50. و دوزخیان بهشتیان را آواز مى‌دهند که از آن آب یا از آنچه خدا روزى شما کرده بر ما فرو ریزید مى‌گویند خدا آنها را بر کافران حرام کرده است
  51. همانان که دین خود را سرگرمى و بازى پنداشتند و زندگى دنیا مغرورشان کرد پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بردند و آیات ما را انکار مى‌کردند ما (هم) امروز آنان را از یاد مى‌بریم
  52. و در حقیقت ما براى آنان کتابى آوردیم که آن را از روى دانش روشن و شیوایش ساخته‌ایم و براى گروهى که ایمان مى‌آورند هدایت و رحمتى است
  53. آیا (آنان) جز در انتظار تاویل آنند روزى که تاویلش فرا رسد کسانى که آن را پیش از آن به فراموشى سپرده‌اند مى‌گویند به یقین فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند پس آیا (امروز) ما را شفاعتگرانى هست که براى ما شفاعت کنند یا (ممکن است به دنیا) بازگردانیده شویم تا غیر از آنچه انجام مى‌دادیم انجام دهیم به راستى که (آنان) به خویشتن زیان زدند و آنچه را به دروغ مى‌ساختند از کف دادند
  54. در حقیقت پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید سپس بر عرش (جهاندارى) استیلا یافت روز را به شب که شتابان آن را مى طلبد مى‌پوشاند و (نیز) خورشید و ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده‌اند (پدید آورد) آگاه باش که (عالم) خلق و امر از آن اوست فرخنده خدایى است پروردگار جهانیان
  55. پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او متجاوزان را دوست نمى‌دارد
  56. و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید و با بیم و امید او را بخوانید که رحمت‌خدا به نیکوکاران نزدیک است
  57. و اوست که بادها را پیشاپیش (باران) رحمتش مژده‌رسان مى‌فرستد تا آن گاه که ابرهاى گرانبار را بردارند آن را به سوى سرزمینى مرده برانیم و از آن باران فرود آوریم و از هر گونه میوه‌اى (از خا‌ک) برآوریم بدینسان مردگان را (نیز از قبرها) خارج مى‌سازیم باشد که شما متذکر شوید
  58. و زمین پا‌ک (و آماده) گیاهش به اذن پروردگارش برمى‌آید و آن (زمینى) که ناپا‌ک (و نامناسب) است (گیاهش) جز اند‌ک و بى‌فایده برنمى‌آید این گونه آیات (خود) را براى گروهى که شکر مى‌گزارند گونه‌گون بیان مى‌کنیم
  59. همانا نوح را به سوى قومش فرستادیم پس گفت اى قوم من خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست من از عذاب روزى ستر‌گ بر شما بیمناکم
  60. سران قومش گفتند واقعا ما تو را در گمراهى آشکارى مى‌بینیم
  61. گفت اى قوم من هیچ گونه گمراهى در من نیست بلکه من فرستاده‌اى از جانب پروردگار جهانیانم
  62. پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و اندرزتان مى‌دهم و چیزهایى از خدا مى‌دانم که (شما) نمى‌دانید
  63. آیا تعجب کردید که بر مردى از خودتان پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را بیم دهد و تا شما پرهیزگارى کنید و باشد که مورد رحمت قرار گیرید
  64. پس او را تکذیب کردند و ما او و کسانى را که با وى در کشتى بودند نجات دادیم و کسانى را که آیات ما را دروغ پنداشتند غرق کردیم زیرا آنان گروهى کور(دل) بودند
  65. و به سوى عاد برادرشان هود را (فرستادیم) گفت اى قوم من خدا را بپرستید که براى شما معبودى جز او نیست پس آیا پرهیزگارى نمى‌کنید
  66. سران قومش که کافر بودند گفتند در حقیقت ما تو را در (نوعى) سفاهت مى‌بینیم و براستی تو را از دروغگویان مى‌پنداریم
  67. گفت اى قوم من در من سفاهتى نیست ولى من فرستاده‌اى از جانب پروردگار جهانیانم
  68. پیامهاى پروردگارم را به شما مى‌رسانم و براى شما خیر خواهى امینم
  69. آیا تعجب کردید که بر مردى از خودتان پندى از جانب پروردگارتان براى شما آمده تا شما را هشدار دهد و به خاطر آورید زمانى را که (خداوند) شما را پس از قوم نوح جانشینان (آنان) قرار داد و در خلقت بر قوت شما افزود پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید باشد که رستگار شوید
  70. گفتند آیا به سوى ما آمده‌اى که تنها خدا را بپرستیم و آنچه را که پدرانمان مى پرستیدند رها کنیم اگر راست مى‌گویى آنچه را به ما وعده مى‌دهى براى ما بیاور
  71. گفت راستى که عذاب و خشمى (سخت) از پروردگارتان بر شما مقرر گردیده است آیا در باره نامهایى که خود و پدرانتان (براى بتها) نامگذارى کرده‌اید و خدا بر (حقانیت) آنها برهانى فرو نفرستاده با من مجادله مى‌کنید پس منتظر باشید که من (هم) با شما از منتظرانم
  72. پس او و کسانى را که با او بودند به رحمتى از خود رهانیدیم و کسانى را که آیات ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند ریشه‌کن کردیم
  73. و به سوى (قوم) ثمود صالح برادرشان را (فرستادیم) گفت اى قوم من خدا را بپرستید براى شما معبودى جز او نیست در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان دلیلى آشکار آمده است این ماده‌شتر خدا براى شماست که پدیده‌اى شگرف است پس آن را بگذارید تا در زمین خدا بخورد و گزندى به او نرسانید تا (مبادا) شما را عذابى دردنا‌ک فرو گیرد
  74. و به یاد آورید هنگامى را که شما را پس از (قوم) عاد جانشینان (آنان) گردانید و در زمین به شما جاى (مناسب) داد در دشتهاى آن (براى خود) کاخهایى اختیار مى کردید و از کوهها خانه‌هایى (زمستانى) مى‌تراشیدید پس نعمتهاى خدا را به یاد آورید و در زمین سر به فساد برمدارید
  75. سران قوم او که استکبار مى‌ورزیدند به مستضعفانى که ایمان آورده بودند گفتند آیا مى‌دانید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است گفتند بى‌تردید ما به آنچه وى بدان رسالت‌یافته است مؤمنیم
  76. کسانى که استکبار مى‌ورزیدند گفتند ما به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید کافریم
  77. پس آن ماده‌شتر را پى کردند و از فرمان پروردگار خود سرپیچیدند و گفتند اى صالح اگر از پیامبرانى آنچه را به ما وعده مى‌دهى براى ما بیاور
  78. آنگاه زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هایشان از پا درآمدند
  79. پس (صالح) از ایشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى من پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولى شما (خیرخواهان و نصیحتگران) را دوست نمى‌دارید
  80. و لوط را (فرستادیم) هنگامى که به قوم خود گفت آیا آن کار زشت(ى) را مرتکب مى‌شوید که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشى نگرفته است
  81. شما از روى شهوت به جاى زنان با مردان درمى‌آمیزید آرى شما گروهى تجاوزکارید
  82. ولى پاسخ قومش جز این نبود که گفتند آنان را از شهرتان بیرون کنید زیرا آنان کسانى‌اند که به پاکى تظاهر مى‌کنند
  83. پس او و خانواده‌اش را غیر از زنش که از زمره باقیماندگان (در خاکستر مواد گوگردى) بود نجات دادیم
  84. و بر سر آنان بارشى (از مواد گوگردى) بارانیدیم پس ببین فرجام گنهکاران چه‌سان بود
  85. و به سوى (مردم) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم) گفت اى قوم من خدا را بپرستید که براى شما هیچ معبودى جز او نیست در حقیقت‌شما را از جانب پروردگارتان برهانى روشن آمده است پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و اموال مردم را کم مدهید و در زمین پس از اصلاح آن فساد مکنید این (رهنمودها) اگر مؤمنید براى شما بهتر است
  86. و بر سر هر راهى منشینید که (مردم را) بترسانید و کسى را که ایمان به خدا آورده از راه خدا باز دارید و راه او را کج بخواهید و به یاد آورید هنگامى را که اند‌ک بودید پس شما را بسیار گردانید و بنگرید که فرجام فسادکاران چگونه بوده است
  87. و اگر گروهى از شما به آنچه من بدان فرستاده شده‌ام ایمان آورده و گروه دیگر ایمان نیاورده‌اند صبر کنید تا خدا میان ما داورى کند (که) او بهترین داوران است
  88. سران قومش که تکبر مى‌ورزیدند گفتند اى شعیب یا تو و کسانى را که با تو ایمان آورده‌اند از شهر خودمان بیرون خواهیم کرد یا به کیش ما برگردید گفت آیا هر چند کراهت داشته باشیم
  89. اگر بعد از آنکه خدا ما را از آن نجات بخشیده (باز) به کیش شما برگردیم در حقیقت به خدا دروغ بسته‌ایم و ما را سزاوار نیست که به آن بازگردیم مگر آنکه خدا پروردگار ما بخواهد (که) پروردگار ما از نظر دانش بر هر چیزى احاطه دارد بر خدا توکل کرده‌ایم بار پروردگارا میان ما و قوم ما به حق داورى کن که تو بهترین داورانى
  90. و سران قومش که کافر بودند گفتند اگر از شعیب پیروى کنید در این صورت قطعاً زیانکارید
  91. پس زمین‌لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه‌هایشان از پا درآمدند
  92. کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند گویى خود در آن (دیار) سکونت نداشتند کسانى که شعیب را تکذیب کرده بودند خود همان زیانکاران بودند
  93. پس (شعیب) از ایشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى که پیامهاى پروردگارم را به شما رسانیدم و پندتان دادم دیگر چگونه بر گروهى که کافرند دریغ بخورم
  94. و در هیچ شهرى پیامبرى نفرستادیم مگر آنکه مردمش را به سختى و رنج دچار کردیم تا مگر به زارى درآیند
  95. آنگاه به جاى بدى (=بلا) نیکى (=نعمت) قرار دادیم تا انبوه شدند و گفتند پدران ما را (هم مسلماً به حکم طبیعت) رنج و راحت مى‌رسیده است پس در حالى که بى خبر بودند بناگاه (گریبان) آنان را گرفتیم
  96. و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند قطعاً برکاتى از آسمان و زمین برایشان مى‌گشودیم ولى تکذیب کردند پس به (کیفر) دستاوردشان (گریبان) آنان را گرفتیم
  97. آیا ساکنان شهرها ایمن شده‌اند از اینکه عذاب ما شامگاهان در حالى که به خواب فرو رفته‌اند به آنان برسد
  98. و آیا ساکنان شهرها ایمن شده‌اند از اینکه عذاب ما نیمروز در حالى که به بازى سرگرمند به ایشان دررسد
  99. آیا از مکر خدا خود را ایمن دانستند (با آنکه) جز مردم زیانکار (کسى) خود را از مکر خدا ایمن نمى‌داند
  100. مگر براى کسانى که زمین را پس از ساکنان (پیشین) آن به ارث مى‌برند باز ننموده است که اگر مى‌خواستیم آنان را به (کیفر) گناهانشان مى‌رساندیم و بر دلهایشان مهر مى‌نهادیم تا دیگر نشنوند
  101. این شهرهاست که برخى از خبرهاى آن را بر تو حکایت مى‌کنیم در حقیقت پیامبرانشان دلایل روشن برایشان آوردند اما آنان به آنچه قبلا تکذیب کرده بودند (باز) ایمان نمى‌آوردند این گونه خدا بر دلهاى کافران مهر مى‌نهد
  102. و در بیشتر آنان عهدى (استوار) نیافتیم و بیشترشان را جدا نافرمان یافتیم
  103. آنگاه بعد از آنان موسى را با آیات خود به سوى فرعون و سران قومش فرستادیم ولى آنها به آن (آیات) کفر ورزیدند پس ببین فرجام مفسدان چگونه بود
  104. و موسى گفت اى فرعون بى‌تردید من پیامبرى از سوى پروردگار جهانیانم
  105. شایسته است که بر خدا جز (سخن) حق نگویم من در حقیقت دلیلى روشن از سوى پروردگارتان براى شما آورده‌ام پس فرزندان اسرائیل را همراه من بفرست
  106. (فرعون) گفت اگر معجزه‌اى آورده‌اى پس اگر راست مى‌گویى آن را ارائه بده
  107. پس (موسى) عصایش را افکند و بناگاه اژدهایى آشکار شد
  108. و دست‌خود را (از گریبان) بیرون کشید و ناگهان براى تماشاگران سپید (و درخشنده) بود
  109. سران قوم فرعون گفتند بى‌شک این (مرد) ساحرى داناست
  110. مى‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند پس چه دستور مى‌دهید
  111. گفتند او و برادرش را بازداشت کن و گردآورندگانى را به شهرها بفرست
  112. تا هر ساحر دانایى را نزد تو آرند
  113. و ساحران نزد فرعون آمدند (و) گفتند (آیا) اگر ما پیروز شویم براى ما پاداشى خواهد بود
  114. گفت آرى و مسلماً شما از مقربان (دربار من) خواهید بود
  115. گفتند اى موسى آیا تو مى‌افکنى و یا اینکه ما بیافکنیم
  116. گفت‌شما بیفکنید و چون افکندند دیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در میان آوردند
  117. و به موسى وحى کردیم که عصایت را بینداز پس (انداخت و اژدها شد) و ناگهان آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو بلعید
  118. پس حقیقت آشکار گردید و کارهایى که مى‌کردند باطل شد
  119. و در آنجا مغلوب و خوار گردیدند
  120. و ساحران به سجده درافتادند
  121. (و) گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم
  122. پروردگار موسى و هارون
  123. فرعون گفت آیا پیش از آنکه به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید قطعاً این نیرنگى است که در شهر به راه انداخته‌اید تا مردمش را از آن بیرون کنید پس به زودى خواهید دانست
  124. دستها و پاهایتان را یکى از چپ و یکى از راست‌خواهم برید سپس همه شما را به دار خواهم آویخت
  125. گفتند ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت
  126. و تو جز براى این ما را به کیفر نمى‌رسانى که ما به معجزات پروردگارمان وقتى براى ما آمد ایمان آوردیم پروردگارا بر ما شکیبایى فرو ریز و ما را مسلمان بمیران
  127. و سران قوم فرعون گفتند آیا موسى و قومش را رها مى‌کنى تا در این سرزمین فساد کنند و (موسى) تو و خدایانت را رها کند (فرعون) گفت بزودى پسرانشان را مى‌کشیم و زنانشان را زنده نگاه مى‌داریم و ما بر آنان مسلطیم
  128. موسى به قوم خود گفت از خدا یارى جویید و پایدارى ورزید که زمین از آن خداست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‌دهد و فرجام (نیک) براى پرهیزگاران است
  129. (قوم موسى) گفتند پیش از آنکه تو نزد ما بیایى و (حتى) بعد از آنکه به سوى ما آمدى مورد آزار قرار گرفتیم گفت امید است که پروردگارتان دشمن شما را هلا‌ک کند و شما را روى زمین جانشین (آنان) سازد آنگاه بنگرد تا چگونه عمل مى‌کنید
  130. و در حقیقت ما فرعونیان را به خشکسالى و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند
  131. پس هنگامى که نیکى (و نعمت) به آنان روى مى‌آورد مى‌گفتند این براى (شایستگى) خود ماست و چون گزندى به آنان مى‌رسید به موسى و همراهانش شگون بد مى‌زدند آگاه باشید که (سرچشمه) بدشگونى آنان تنها نزد خداست (که آنان را به بدى اعمالشان کیفر مى‌دهد) لیکن بیشترشان نمى‌دانستند
  132. و گفتند هر گونه پدیده شگرفى که به وسیله آن ما را افسون کنى براى ما بیاورى ما به تو ایمان نخواهیم آورد
  133. پس بر آنان طوفان و ملخ و کنه ریز و وزغ و خون را به صورت نشانه‌هایى آشکار فرستادیم و باز سرکشى کردند و گروهى بدکار بودند
  134. و هنگامى که عذاب بر آنان فرود آمد گفتند اى موسى پروردگارت را به عهدى که نزد تو دارد براى ما بخوان اگر این عذاب را از ما برطرف کنى حتما به تو ایمان خواهیم آورد و بنى‌اسرائیل را قطعاً با تو روانه خواهیم ساخت
  135. و چون عذاب را تا سررسیدى که آنان بدان رسیدند از آنها برداشتیم باز هم پیمان‌شکنى کردند
  136. سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان ساختیم چرا که آیات ما را تکذیب کردند و از آنها غافل بودند
  137. و به آن گروهى که پیوسته تضعیف مى‌شدند (بخشهاى) باختر و خاورى سرزمین (فلسطین) را که در آن برکت قرار داده بودیم به میراث عطا کردیم و به پاس آنکه صبر کردند وعده نیکوى پروردگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت و آنچه را که فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ویران کردیم
  138. و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم تا به قومى رسیدند که بر (پرستش) بتهاى خویش همت مى‌گماشتند گفتند اى موسى همان گونه که براى آنان خدایانى است براى ما (نیز) خدایى قرار ده گفت راستى شما نادانى مى‌کنید
  139. در حقیقت آنچه ایشان در آنند نابود (و زایل) و آنچه انجام مى‌دادند باطل است
  140. گفت آیا غیر از خدا معبودى براى شما بجویم با اینکه او شما را بر جهانیان برترى داده است
  141. و (یاد کن) هنگامى را که شما را از فرعونیان نجات دادیم که شما را سخت‌شکنجه مى‌کردند پسرانتان را مى‌کشتند و زنانتان را زنده باقى مى‌گذاشتند و در این براى شما آزمایش بزرگى از جانب پروردگارتان بود
  142. و با موسى سى شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم تا آنکه وقت معین پروردگارش در چهل شب به سر آمد و موسى (هنگام رفتن به کوه طور) به برادرش هارون گفت در میان قوم من جانشینم باش و (کار آنان را) اصلاح کن و راه فسادگران را پیروى مکن
  143. و چون موسى به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت عرض کرد پروردگارا خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم فرمود هرگز مرا نخواهى دید لیکن به کوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى دید پس چون پروردگارش به کوه جلوه نمود آن را ریز ریز ساخت و موسى بیهوش بر زمین افتاد و چون به خود آمد گفت تو منزهى به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنانم
  144. فرمود اى موسى تو را با رسالتها و با سخن گفتنم (با تو) بر مردم (روزگار) برگزیدم پس آنچه را به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش
  145. و در الواح (تورات) براى او در هر موردى پندى و براى هر چیزى تفصیلى نگاشتیم پس (فرمودیم) آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادار کن که بهترین آن را فرا گیرند به زودى سراى نافرمانان را به شما مى‌نمایانم
  146. به زودى کسانى را که در زمین بناحق تکبر مى‌ورزند از آیاتم رویگردان سازم (به طورى که) اگر هر نشانه‌اى را (از قدرت من) بنگرند بدان ایمان نیاورند و اگر راه صواب را ببینند آن را برنگزینند و اگر راه گمراهى را ببینند آن را راه خود قرار دهند این بدان سبب است که آنان آیات ما را دروغ انگاشته و غفلت ورزیدند
  147. و کسانى که آیات ما و دیدار آخرت را دروغ پنداشتند اعمالشان تباه شده است آیا جز در برابر آنچه مى‌کردند کیفر مى‌بینند
  148. و قوم موسى پس از (عزیمت) او از زیورهاى خود مجسمه گوساله‌اى براى خود ساختند که صداى گاو داشت آیا ندیدند که آن (گوساله) با ایشان سخن نمى‌گوید و راهى بدانها نمى‌نماید آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند
  149. و چون انگشت ندامت گزیدند و دانستند که واقعا گمراه شده‌اند گفتند اگر پروردگار ما به ما رحم نکند و ما را نبخشاید قطعاً از زیانکاران خواهیم بود
  150. و چون موسى خشمنا‌ک و اندوهگین به سوى قوم خود بازگشت گفت پس از من چه بد جانشینى براى من بودید آیا بر فرمان پروردگارتان پیشى گرفتید و الواح را افکند و (موى) سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید (هارون ) گفت اى فرزند مادرم این قوم مرا ناتوان یافتند و چیزى نمانده بود که مرا بکشند پس مرا دشمن‌شاد مکن و مرا در شمار گروه ستمکاران قرار مده
  151. (موسى) گفت پروردگارا من و برادرم را بیامرز و ما را در (پناه) رحمت‌خود درآور و تو مهربانترین مهربانانى
  152. آرى کسانى که گوساله را (به پرستش) گرفتند به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلتى در زندگى دنیا به ایشان خواهد رسید و ما این گونه دروغ‌پردازان را کیفر مى‌دهیم
  153. و(لى) کسانى که مرتکب گناهان شدند آنگاه توبه کردند و ایمان آوردند قطعاً پروردگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهد بود
  154. و چون خشم موسى فرو نشست الواح را برگرفت و در رونویس آن براى کسانى که از پروردگارشان بیمنا‌ک بودند هدایت و رحمتى بود
  155. و موسى از میان قوم خود هفتاد مرد براى میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت پروردگارا اگر مى‌خواستى آنان را و مرا پیش از این هلا‌ک مى‌ساختى آیا ما را به (سزاى) آنچه کم‌خردان ما کرده‌اند هلا‌ک مى‌کنى این جز آزمایش تو نیست هر که را بخواهى به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهى هدایت مى‌کنى تو سرور مایى پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانى
  156. و براى ما در این دنیا نیکى مقرر فرما و در آخرت (نیز) زیرا که ما به سوى تو بازگشته‌ایم فرمود عذاب خود را به هر کس بخواهم مى‌رسانم و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است و به زودى آن را براى کسانى که پرهیزگارى مى‌کنند و زکات مى‌دهند و آنان که به آیات ما ایمان مى‌آورند مقرر مى‌دارم
  157. همانان که از این فرستاده پیامبر درس نخوانده که (نام) او را نزد خود در تورات و انجیل نوشته مى‌یابند پیروى مى‌کنند (همان پیامبرى که) آنان را به کار پسندیده فرمان مى‌دهد و از کار ناپسند باز مى‌دارد و براى آنان چیزهاى پاکیزه را حلال و چیزهاى ناپا‌ک را بر ایشان حرام مى‌گرداند و از (دوش) آنان قید و بندهایى را که بر ایشان بوده است برمى‌دارد پس کسانى که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نورى را که با او نازل شده است پیروى کردند آنان همان رستگارانند
  158. بگو اى مردم من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان (خدایى) که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مى‌کند و مى‌میراند پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس‌نخوانده‌اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایت‌شوید
  159. و از میان قوم موسى جماعتى هستند که به حق راهنمایى مى‌کنند و به حق داورى مى‌نمایند
  160. و آنان را به دوازده عشیره که هر یک امتى بودند تقسیم کردیم و به موسى وقتى قومش از او آب خواستند وحى کردیم که با عصایت بر آن تخته سنگ بزن پس از آن دوازده چشمه جوشید هر گروهى آبشخور خود را بشناخت و ابر را بر فراز آنان سایبان کردیم و ترنجبین و بلدرچین بر ایشان فرو فرستادیم از چیزهاى پاکیزه‌اى که روزیتان کرده‌ایم بخورید و بر ما ستم نکردند لیکن بر خودشان ستم مى‌کردند
  161. و (یاد کن) هنگامى را که بدیشان گفته شد در این شهر سکونت گزینید و از آن هر جا که خواستید بخورید و بگویید (خداوندا) گناهان ما را فرو ریز و سجده‌کنان از دروازه (شهر) درآیید تا گناهان شما را بر شما ببخشاییم (و) به زودى بر (اجر) نیکوکاران بیفزاییم
  162. پس کسانى از آنان که ستم کردند سخنى را که به ایشان گفته شده بود به سخن دیگرى تبدیل کردند پس به سزاى آنکه ستم مى‌ورزیدند عذابى از آسمان بر آنان فرو فرستادیم
  163. و از اهالى آن شهرى که کنار دریا بود از ایشان جویا شو آنگاه که به (حکم) روز شنبه تجاوز مى‌کردند آنگاه که روز شنبه آنان ماهی‌هایشان روى آب مى‌آمدند و روزهاى غیر شنبه به سوى آنان نمى‌آمدند این گونه ما آنان را به سبب آنکه نافرمانى مى‌کردند مى‌آزمودیم
  164. و آنگاه که گروهى از ایشان گفتند براى چه قومى را که خدا هلا‌ک‌کننده ایشان است‌ یا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد کرد پند مى‌دهید گفتند تا معذرتى پیش پروردگارتان باشد و شاید که آنان پرهیزگارى کنند
  165. پس هنگامى که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند از یاد بردند کسانى را که از (کار) بد باز مى‌داشتند نجات دادیم و کسانى را که ستم کردند به سزاى آنکه نافرمانى مى‌کردند به عذابى شدید گرفتار کردیم
  166. و چون از آنچه از آن نهى شده بودند سرپیچى کردند به آنان گفتیم بوزینگانى رانده‌شده باشید
  167. و (یاد کن) هنگامى را که پروردگارت اعلام داشت که تا روز قیامت بر آنان (=یهودیان) کسانى را خواهد گماشت که بدیشان عذاب سخت بچشانند آرى پروردگار تو زودکیفر است و همو آمرزنده بسیار مهربان است
  168. و آنان را در زمین به صورت گروه‌هایى پراکنده ساختیم برخى از آنان درستکارند و برخى از آنان جز اینند و آنها را به خوشیها و ناخوشیها آزمودیم باشد که ایشان بازگردند
  169. آنگاه بعد از آنان جانشینانى وارث کتاب (آسمانى) شدند که متاع این دنیاى پست را مى‌گیرند و مى‌گویند بخشیده خواهیم شد و اگر متاعى مانند آن به ایشان برسد (باز) آن را مى‌ستانند آیا از آنان پیمان کتاب (آسمانى) گرفته نشده که جز به حق نسبت به خدا سخن نگویند با اینکه آنچه را که در آن (کتاب) است آموخته‌اند و سراى آخرت براى کسانى که پروا پیشه مى‌کنند بهتر است آیا باز تعقل نمى‌کنید
  170. و کسانى که به کتاب (آسمانى) چنگ درمى‌زنند و نماز برپا داشته‌اند (بدانند که) ما اجر درستکاران را تباه نخواهیم کرد
  171. و (یاد کن) هنگامى را که کوه (طور) را بر فرازشان سایبان‌آسا برافراشتیم و چنان پنداشتند که (کوه) بر سرشان فرو خواهد افتاد (و گفتیم) آنچه را که به شما داده‌ایم به جد و جهد بگیرید و آنچه را در آن است به یاد داشته باشید شاید که پرهیزگار شوید
  172. و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این (امر) غافل بودیم
  173. یا بگویید پدران ما پیش از این مشر‌ک بوده‌اند و ما فرزندانى پس از ایشان بودیم آیا ما را به خاطر آنچه باطل‌اندیشان انجام داده‌اند هلا‌ک مى‌کنى
  174. و اینگونه آیات (خود) را به تفصیل بیان مى‌کنیم و باشد که آنان (به سوى حق) بازگردند
  175. و خبر آن کس (بلعم باعور) را که آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان که از آن عارى گشت آنگاه شیطان او را دنبال کرد و از گمراهان شد
  176. و اگر مى‌خواستیم قدر او را به وسیله آن (آیات) بالا مى‌بردیم اما او به زمین (=دنیا) گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد از این رو داستانش چون داستان سگ است (که) اگر بر آن حمله‌ور شوى زبان از کام برآورد و اگر آن را رها کنى (باز هم) زبان از کام برآورد این مثل آن گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند پس این داستان را (براى آنان) حکایت کن شاید که آنان بیندیشند
  177. چه زشت است داستان گروهى که آیات ما را تکذیب و به خود ستم مى‌نمودند
  178. هر که را خدا هدایت کند او راه‌یافته است و کسانى را که گمراه نماید آنان خود زیانکارانند
  179. و در حقیقت بسیارى از جنیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‌ایم (چرا که) دلهایى دارند که با آن (حقایق را) دریافت نمى‌کنند و چشمانى دارند که با آنها نمى‌بینند و گوشهایى دارند که با آنها نمى‌شنوند آنان همانند چهارپایان بلکه گمراه‌ترند (آرى) آنها همان غافل‌‌اند
  180. و نامهاى نیکو به خدا اختصاص دارد پس او را با آنها بخوانید و کسانى را که در مورد نامهاى او به کژى مى‌گرایند رها کنید زودا که به (سزاى) آنچه انجام مى‌دادند کیفر خواهند یافت
  181. و از میان کسانى که آفریده‌ایم گروهى هستند که به حق هدایت مى‌کنند و به حق داورى مى‌نمایند
  182. و کسانى که آیات ما را تکذیب کردند به تدریج از جایى که نمى‌دانند گریبانشان را خواهیم گرفت
  183. و به آنان مهلت مى‌دهم که تدبیر من استوار است
  184. آیا نیندیشیده‌اند که همنشین آنان هیچ جنونى ندارد او جز هشداردهنده‌اى آشکار نیست
  185. آیا در ملکوت آسمانها و زمین و هر چیزى که خدا آفریده است ننگریسته‌اند و اینکه شاید هنگام مر‌گشان نزدیک شده باشد پس به کدام سخن بعد از قرآن ایمان مى‌آورند
  186. هر که را خداوند گمراه کند براى او هیچ رهبرى نیست و آنان را در طغیانشان سرگردان وا مى‌گذارد
  187. از تو در باره قیامت مى‌پرسند (که) وقوع آن چه وقت است بگو علم آن تنها نزد پروردگار من است جز او (هیچ کس) آن را به موقع خود آشکار نمى‌گرداند (این حادثه) بر آسمانها و زمین گران است جز ناگهان به شما نمى‌رسد (باز) از تو مى‌پرسند گویا تو از (زمان وقوع) آن آگاهى بگو علم آن تنها نزد خداست ولى بیشتر مردم نمى‌دانند
  188. بگو جز آنچه خدا بخواهد براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم و اگر غیب مى‌دانستم قطعاً خیر بیشترى مى‌اندوختم و هرگز به من آسیبى نمى‌رسید من جز بیم‌دهنده و بشارتگر براى گروهى که ایمان مى‌آورند نیستم
  189. اوست آن کس که شما را از نفس واحدى آفرید و جفت وى را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد پس چون (آدم) با او (حوا) درآمیخت باردار شد بارى سبک و (چندى) با آن (بار سبک) گذرانید و چون سنگین‌بار شد خدا پروردگار خود را خواندند که اگر به ما (فرزندى) شایسته عطا کنى قطعاً از سپاسگزاران خواهیم بود
  190. و چون به آن دو (فرزندى) شایسته داد در آنچه (خدا) به ایشان داده بود براى او شریکانى قرار دادند و خدا از آنچه (با او) شریک مى‌گردانند برتر است
  191. آیا موجوداتى را (با او) شریک مى‌گردانند که چیزى را نمى‌آفرینند و خودشان مخلوقند
  192. و نمى‌توانند آنان را یارى کنند و نه خویشتن را یارى دهند
  193. و اگر آنها را به (راه) هدایت فراخوانید از شما پیروى نمى‌کنند چه آنها را بخوانید یا خاموش بمانید براى شما یکسان است
  194. در حقیقت کسانى را که به جاى خدا مى‌خوانید بندگانى امثال شما هستند پس آنها را (در گرفتاری‌ها) بخوانید اگر راست مى‌گویید باید شما را اجابت کنند
  195. آیا آنها پاهایى دارند که با آن راه بروند یا دستهایى دارند که با آن کارى انجام دهند یا چشمهایى دارند که با آن بنگرند یا گوشهایى دارند که با آن بشنوند بگو شریکان خود را بخوانید سپس در باره من حیله به کار برید و مرا مهلت مدهید
  196. بى‌تردید سرور من آن خدایى است که قرآن را فرو فرستاده و همو دوستدار شایستگان است
  197. و کسانى را که به جاى او مى‌خوانید نمى‌توانند شما را یارى کنند و نه خویشتن را یارى دهند
  198. و اگر آنها را به (راه) هدایت فرا خوانید نمى‌شنوند و آنها را مى‌بینى که به سوى تو مى‌نگرند در حالى که نمى‌بینند
  199. گذشت پیشه کن و به (کار) پسندیده فرمان ده و از نادانان رخ برتاب
  200. و اگر از شیطان وسوسه‌اى به تو رسد به خدا پناه بر زیرا که او شنواى داناست
  201. در حقیقت کسانى که (از خدا) پروا دارند چون وسوسه‌اى از جانب شیطان بدیشان رسد (خدا را) به یاد آورند و بناگاه بینا شوند
  202. و یارانشان آنان را به گمراهى مى‌کشانند و کوتاهى نمى‌کنند
  203. و هر گاه براى آنان آیاتى نیاورى مى‌گویند چرا آن را خود برنگزیدى بگو من فقط آنچه را که از پروردگارم به من وحى مى‌شود پیروى مى‌کنم این (قرآن) رهنمودى است از جانب پروردگار شما و براى گروهى که ایمان مى‌آورند هدایت و رحمتى است
  204. و چون قرآن خوانده شود گوش بدان فرا دارید و خاموش مانید امید که بر شما رحمت آید
  205. و در دل خویش پروردگارت را بامدادان و شامگاهان با تضرع و ترس بى‌صداى بلند یاد کن و از غافلان مباش
  206. به یقین کسانى که نزد پروردگار تو هستند از پرستش او تکبر نمى‌ورزند و او را به پاکى مى‌ستایند و براى او سجده مى‌کنند

فصل ٨.  انفال

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. (اى پیامبر) از تو در باره غنایم جنگى مى‌پرسند بگو غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده (او) دارد پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید
  2. مؤمنان همان کسانى‌اند که چون خدا یاد شود دلهایشان بترسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگار خود توکل مى‌کنند
  3. همانان که نماز را به پا مى‌دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم انفاق مى‌کنند
  4. آنان هستند که براستی مؤمنند براى آنان نزد پروردگارشان درجات و آمرزش و روزى نیکو خواهد بود
  5. همان گونه که پروردگارت تو را از خانه‌ات به حق بیرون آورد و حال آنکه دسته‌اى از مؤمنان سخت کراهت داشتند
  6. با تو در باره حق بعد از آنکه روشن گردید مجادله مى‌کنند گویى که آنان را به سوى مر‌گ مى‌رانند و ایشان (بدان) مى‌نگرند
  7. و (به یاد آورید) هنگامى را که خدا یکى از دو دسته (کاروان تجارتى قریش یا سپاه ابوسفیان) را به شما وعده داد که از آن شما باشد و شما دوست داشتید که دسته بى‌سلاح براى شما باشد و(لى) خدا مى‌خواست‌حق (=اسلام) را با کلمات خود ثابت و کافران را ریشه‌کن کند
  8. تا حق را ثابت و باطل را نابود گرداند هر چند بزهکاران خوش نداشته باشند
  9. (به یاد آورید) زمانى را که پروردگار خود را به فریاد مى‌طلبیدید پس دعاى شما را اجابت کرد که من شما را با هزار فرشته پیاپى یارى خواهم کرد
  10. و این (وعده) را خداوند جز نویدى (براى شما) قرار نداد و تا آنکه دلهاى شما بدان اطمینان یابد و پیروزى جز از نزد خدا نیست که خدا شکست ناپذیر (و) حکیم است
  11. (به یاد آورید) هنگامى را که (خدا) خواب سبک آرامش‌بخشى که از جانب او بود بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرو ریزانید تا شما را با آن پا‌ک گرداند و وسوسه شیطان را از شما بزداید و دلهایتان را محکم سازد و گامهایتان را بدان استوار دارد
  12. هنگامى که پروردگارت به فرشتگان وحى مى‌کرد که من با شما هستم پس کسانى را که ایمان آورده‌اند ثابت‌قدم بدارید به زودى در دل کافران وحشت‌ خواهم افکند پس فراز گردنها را بزنید و همه سرانگشتانشان را قلم کنید
  13. این (کیفر) بدان سبب است که آنان با خدا و پیامبر او به مخالفت برخاستند و هر کس با خدا و پیامبر او به مخالفت برخیزد قطعاً خدا سخت‌کیفر است
  14. این (عذاب دنیا) را بچشید و (بدانید که) براى کافران عذاب آتش خواهد بود
  15. اى کسانى که ایمان آورده‌اید هر گاه (در میدان نبرد) به کافران برخورد کردید که (به سوى شما) روى مى‌آورند به آنان پشت مکنید
  16. و هر که در آن هنگام به آنان پشت کند مگر آنکه (هدفش) کناره‌گیرى براى نبردى (مجدد) یا پیوستن به جمعى (دیگر از همرزمانش) باشد قطعاً به خشم خدا گرفتار خواهد شد و جایگاهش دوزخ است و چه بد سرانجامى است
  17. و شما آنان را نکشتید بلکه خدا آنان را کشت و چون (ریگ به سوى آنان) افکندى تو نیفکندى بلکه خدا افکند (آرى خدا چنین کرد تا کافران را مغلوب کند) و بدین وسیله مؤمنان را به آزمایشى نیکو بیازماید قطعاً خدا شنواى داناست
  18. (ماجرا) این بود و (بدانید که) خدا نیرنگ کافران را سست مى‌گرداند
  19. (اى مشرکان) اگر شما پیروزى (حق) را مى‌طلبید اینک پیروزى به سراغ شما آمد (و اسلام پیروز شد) و اگر (از دشمنى) بازایستید آن براى شما بهتر است و اگر (به جنگ) برگردید ما هم بر مى‌گردیم و (بدانید) که گروه شما هر چند زیاد باشد هرگز از شما چیزى را دفع نتوانند کرد و خداست که با مؤمنان است
  20. اى کسانى که ایمان آورده‌اید خدا و فرستاده او را فرمان برید و از او روى برنتابید در حالى که (سخنان او را) مى‌شنوید
  21. و مانند کسانى مباشید که گفتند شنیدیم در حالى که نمى‌شنیدند
  22. قطعاً بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانى‌اند که نمى‌اندیشند
  23. و اگر خدا در آنان خیرى مى‌یافت قطعاً شنوایشان مى‌ساخت و اگر آنان را شنوا مى‌کرد حتما باز به حال اعراض روى برمى‌تافتند
  24. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون خدا و پیامبر شما را به چیزى فرا خواندند که به شما حیات مى‌بخشد آنان را اجابت کنید و بدانید که خدا میان آدمى و دلش حایل مى‌گردد و هم در نزد او محشور خواهید شد
  25. بترسید از بلایی که چون آید تنها مخصوص ستمکاران شما نباشد (بلکه همه را فرا می‌گیرد) و بدانید که خدا سخت‌کیفر است
  26. و به یاد آورید هنگامى را که شما در زمین گروهى اند‌ک و مستضعف بودید مى ترسیدید مردم شما را بربایند پس (خدا) به شما پناه داد و شما را به یارى خود نیرومند گردانید و از چیزهاى پا‌ک به شما روزى داد باشد که سپاسگزارى کنید
  27. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و (نیز) در امانتهاى خود خیانت نورزید و خود مى‌دانید (که نباید خیانت کرد)
  28. و بدانید که اموال و فرزندان شما (وسیله) آزمایش (شما) هستند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است
  29. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر از خدا پروا دارید براى شما (نیروى) تشخیص (حق از باطل) قرار مى‌دهد و گناهانتان را از شما مى‌زداید و شما را مى‌آمرزد و خدا داراى بخشش بزرگ است
  30. و (یاد کن) هنگامى را که کافران در باره تو نیرنگ مى‌کردند تا تو را به بند کشند یا بکشند یا (از مکه) اخراج کنند و نیرنگ مى‌زدند و خدا تدبیر مى‌کرد و خدا بهترین تدبیرکنندگان است
  31. و چون آیات ما بر آنان خوانده شود مى‌گویند به خوبى شنیدیم اگر مى‌خواستیم قطعاً ما نیز همانند این را مى‌گفتیم این جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست
  32. و (یاد کن) هنگامى را که گفتند خدایا اگر این (کتاب) همان حق از جانب توست پس بر ما از آسمان سنگهایى بباران یا عذابى دردنا‌ک بر سر ما بیاور
  33. و(لى) تا تو در میان آنان هستى خدا بر آن نیست که ایشان را عذاب کند و تا آنان طلب آمرزش مى‌کنند خدا عذاب‌کننده ایشان نخواهد بود
  34. چرا خدا (در آخرت) عذابشان نکند با اینکه آنان (مردم را) از (زیارت) مسجدالحرام باز مى‌دارند در حالى که ایشان سرپرست آن نباشند چرا که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند ولى بیشترشان نمى‌دانند
  35. و نمازشان در خانه (خدا) جز سوت کشیدن و کف زدن نبود پس به سزاى آنکه کفر مى‌ورزیدید این عذاب را بچشید
  36. بى‌گمان کسانى که کفر ورزیدند اموال خود را خرج مى‌کنند تا (مردم را) از راه خدا بازدارند پس به زودى (همه) آن را خرج مى‌کنند و آنگاه حسرتى بر آنان خواهد گشت‌سپس مغلوب مى‌شوند و کسانى که کفر ورزیدند به سوى دوزخ گردآورده خواهند شد
  37. تا خدا ناپا‌ک را از پا‌ک جدا کند و ناپاکها را روى یکدیگر نهد و همه را متراکم کند آنگاه در جهنم قرار دهد اینان همان زیانکارانند
  38. به کسانى که کفر ورزیده‌اند بگو اگر بازایستند آنچه گذشته است برایشان آمرزیده مى‌شود و اگر بازگردند به یقین سنت (خدا در مورد) پیشینیان گذشته است
  39. و با آنان بجنگید تا فتنه‌اى بر جاى نماند و دین یکسره از آن خدا گردد پس اگر (از کفر) بازایستند قطعاً خدا به آنچه انجام مى‌دهند بیناست
  40. و اگر روى برتافتند پس بدانید که خدا سرور شماست چه نیکو سرور و چه نیکو یاورى است
  41. و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان (او) و یتیمان و بینوایان و در راه‌ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى (حق از باطل) روزى که آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل کردیم ایمان آورده‌اید و خدا بر هر چیزى تواناست
  42. آنگاه که شما بر دامنه نزدیکتر (کوه) بودید و آنان در دامنه دورتر (کوه ) و سواران (دشمن) پایین‌تر از شما (موضع گرفته) بودند و اگر با یکدیگر وعده گذارده بودید قطعاً در وعده‌گاه خود اختلاف مى‌کردید ولى (چنین شد) تا خداوند کارى را که انجام‌شدنى بود به انجام رساند (و) تا کسى که (باید) هلا‌ک شود با دلیلى روشن هلا‌ک گردد و کسى که (باید) زنده شود با دلیلى واضح زنده بماند و خداست که در حقیقت‌ شنواى داناست
  43. (اى پیامبر یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان (=سپاه دشمن) را در خوابت به تو اند‌ک نشان داد و اگر ایشان را به تو بسیار نشان مى‌داد قطعاً سست مى‌شدید و حتما در کار (جهاد) منازعه مى‌کردید ولى خدا شما را به سلامت داشت چرا که او به راز دلها داناست
  44. و آنگاه که چون با هم برخورد کردید آنان را در دیدگان شما اند‌ک جلوه داد و شما را (نیز) در دیدگان آنان کم نمودار ساخت تا خداوند کارى را که انجام‌شدنى بود تحقق بخشد و کارها به سوى خدا بازگردانده مى‌شود
  45. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون با گروهى برخورد مى‌کنید پایدارى ورزید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که رستگار شوید
  46. و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست‌ شوید و قدرت شما از بین برود و صبر کنید که خدا با شکیبایان است
  47. و مانند کسانى مباشید که از خانه‌هایشان با حالت‌ سرمستى و به صرف نمایش به مردم خارج شدند و (مردم را) از راه خدا باز مى‌داشتند و خدا به آنچه مى‌کنند احاطه دارد
  48. و (یاد کن) هنگامى را که شیطان اعمال آنان را برایشان بیاراست و گفت امروز هیچ کس از مردم بر شما پیروز نخواهد شد و من پناه شما هستم پس هنگامى که دو گروه یکدیگر را دیدند (شیطان) به عقب برگشت و گفت من از شما بیزارم من چیزى را مى‌بینم که شما نمى‌بینید من از خدا بیمناکم و خدا سخت‌کیفر است
  49. آنگاه که منافقان و کسانى که در دلهایشان بیمارى بود مى‌گفتند اینان (=مؤمنان) را دینشان فریفته است و هر کس بر خدا توکل کند (بداند که) در حقیقت‌خدا شکست‌ناپذیر حکیم است
  50. و اگر ببینى آنگاه که فرشتگان جان کافران را مى‌ستانند بر چهره و پشت آنان مى‌زنند و (گویند) عذاب سوزان را بچشید
  51. این (کیفر) دستاوردهاى پیشین شماست و (گر نه) خدا بر بندگان (خود) ستمکار نیست
  52. (رفتارشان) مانند رفتار خاندان فرعون و کسانى است که پیش از آنان بودند به آیات خدا کفر ورزیدند پس خدا به (سزاى) گناهانشان گرفتارشان کرد آرى خدا نیرومند سخت‌کیفر است
  53. این (کیفر) بدان سبب است که خداوند نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند و خدا شنواى داناست
  54. (رفتارى) چون رفتار فرعونیان و کسانى که پیش از آنان بودند که آیات پروردگارشان را تکذیب کردند پس ما آنان را به (سزاى) گناهانشان هلا‌ک و فرعونیان را غرق کردیم و همه آنان ستمکار بودند
  55. بى‌تردید بدترین جنبندگان پیش خدا کسانى‌اند که کفر ورزیدند و ایمان نمى‌آورند
  56. همانان که از ایشان پیمان گرفتى ولى هر بار پیمان خود را مى‌شکنند و (از خدا) پروا نمى‌دارند
  57. پس اگر در جنگ بر آنان دست‌یافتى با (عقوبت) آنان کسانى را که در پى ایشانند تارومار کن باشد که عبرت گیرند
  58. و اگر از گروهى بیم خیانت دارى (پیمانشان را) به سویشان بینداز (تا طرفین) به طور یکسان (بدانند که پیمان گسسته است) زیرا خدا خائنان را دوست نمى‌دارد
  59. و زنهار کسانى که کافر شده‌اند گمان نکنند که پیشى جسته‌اند زیرا آنان نمى‌توانند (ما را) درمانده کنند
  60. و هر چه در توان دارید از نیرو و اسبهاى آماده بسیج کنید تا با این (تدارکات) دشمن خدا و دشمن خودتان و (دشمنان) دیگرى را جز ایشان که شما نمى‌شناسیدشان و خدا آنان را مى‌شناسد بترسانید و هر چیزى در راه خدا خرج کنید پاداشش به خود شما بازگردانیده مى‌شود و بر شما ستم نخواهد رفت
  61. و اگر به صلح گراییدند تو (نیز) بدان گراى و بر خدا توکل نما که او شنواى داناست
  62. و اگر بخواهند تو را بفریبند (یارى) خدا براى تو بس است همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید
  63. و میان دلهایشان الفت انداخت که اگر آنچه در روى زمین است همه را خرج مى‌کردى نمى‌توانستى میان دلهایشان الفت برقرار کنى ولى خدا بود که میان آنان الفت انداخت چرا که او تواناى حکیم است
  64. اى پیامبر خدا و کسانى از مؤمنان که پیرو تواند تو را بس است
  65. اى پیامبر مؤمنان را به جهاد برانگیز اگر از (میان) شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن چیره مى‌شوند و اگر از شما یکصد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز مى‌گردند چرا که آنان قومى‌اند که نمى‌فهمند
  66. اکنون خدا بر شما تخفیف داده و معلوم داشت که در شما ضعفى هست پس اگر از (میان) شما یکصد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز گردند و اگر از شما هزار تن باشند به توفیق الهى بر دو هزار تن غلبه کنند و خدا با شکیبایان است
  67. هیچ پیامبرى را سزاوار نیست که (براى اخذ سربها از دشمنان) اسیرانى بگیرد تا در زمین به طور کامل از آنان کشتار کند شما متاع دنیا را مى‌خواهید و خدا آخرت را مى‌خواهد و خدا شکست‌ناپذیر حکیم است
  68. اگر در آنچه گرفته‌اید از جانب خدا نوشته‌اى نبود قطعاً به شما عذابى بزرگ مى‌رسید
  69. پس از آنچه به غنیمت برده‌اید حلال و پاکیزه بخورید و از خدا پروا دارید که خدا آمرزنده مهربان است
  70. اى پیامبر به کسانى که در دست‌شما اسیرند بگو اگر خدا در دلهاى شما خیرى سراغ داشته باشد بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما عطا مى‌کند و بر شما مى‌بخشاید و خدا آمرزنده مهربان است
  71. و اگر بخواهند به تو خیانت کنند پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند (و خدا تو را) بر آنان مسلط ساخت و خدا داناى حکیم است
  72. کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده‌اند و در راه خدا با مال و جان خود جهاد نموده‌اند و کسانى که (مهاجران را) پناه داده‌اند و یارى کرده‌اند آنان یاران یکدیگرند و کسانى که ایمان آورده‌اند ولى مهاجرت نکرده‌اند هیچ گونه خویشاوندى (دینى) با شما ندارند مگر آنکه (در راه خدا) هجرت کنند و اگر در (کار) دین از شما یارى جویند یارى آنان بر شما (واجب) است مگر بر علیه گروهى باشد که میان شما و میان آنان پیمانى (منعقد شده) است و خدا به آنچه انجام مى‌دهید بیناست
  73. و کسانى که کفر ورزیدند یاران یکدیگرند اگر این (دستور) را به کار نبندید در زمین فتنه و فسادى بزرگ پدید خواهد آمد
  74. و کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا به جهاد پرداخته و کسانى که (مهاجران را) پناه داده و یارى کرده‌اند آنان همان مؤمنان واقعى‌اند براى آنان بخشایش و روزى شایسته‌اى خواهد بود
  75. و کسانى که بعدا ایمان آورده و هجرت نموده و همراه شما جهاد کرده‌اند اینان از زمره شمایند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر (از دیگران) در کتاب خدا سزاوارترند آرى خدا به هر چیزى داناست

فصل ٩.  توبه

  1. (این آیات) اعلام بیزارى (و عدم تعهد) است از طرف خدا و پیامبرش نسبت به آن مشرکانى که با ایشان پیمان بسته‌اید
  2. پس (اى مشرکان) چهار ماه (دیگر با امنیت کامل) در زمین بگردید و بدانید که شما نمى‌توانید خدا را به ستوه آورید و این خداست که رسواکننده کافران است
  3. و (این آیات) اعلامى است از جانب خدا و پیامبرش به مردم در روز حج اکبر که خدا و پیامبرش در برابر مشرکان تعهدى ندارند (با این حال) اگر (از کفر) توبه کنید آن براى شما بهتر است و اگر روى بگردانید پس بدانید که شما خدا را درمانده نخواهید کرد و کسانى را که کفر ورزیدند از عذابى دردنا‌ک خبر ده
  4. مگر آن مشرکانى که با آنان پیمان بسته‌اید و چیزى از (تعهدات خود نسبت به) شما فروگذار نکرده و کسى را بر ضد شما پشتیبانى ننموده‌اند پس پیمان اینان را تا (پایان) مدتشان تمام کنید چرا که خدا پرهیزگاران را دوست دارد
  5. پس چون ماه‌هاى حرام سپرى شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر کمینگاهى به کمین آنان بنشینید پس اگر توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات دادند راه برایشان گشاده گردانید زیرا خدا آمرزنده مهربان است
  6. و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان چرا که آنان قومى نادانند
  7. چگونه مشرکان را نزد خدا و نزد فرستاده او عهدى تواند بود مگر با کسانى که کنار مسجد الحرام پیمان بسته‌اید پس تا با شما (بر سر عهد) پایدارند با آنان پایدار باشید زیرا خدا پرهیزگاران را دوست مى‌دارد
  8. چگونه (براى آنان عهدى است) با اینکه اگر بر شما دست‌یابند در باره شما نه خویشاوندى را مراعات مى‌کنند و نه تعهدى را شما را با زبانشان راضى مى‌کنند و حال آنکه دلهایشان امتناع مى‌ورزد و بیشترشان منحرفند
  9. آیات خدا را به بهاى ناچیزى فروختند و (مردم را) از راه او باز داشتند به راستى آنان چه بد اعمالى انجام مى‌دادند
  10. در باره هیچ مؤمنى مراعات خویشاوندى و پیمانى را نمى‌کنند و ایشان همان تجاوزکارانند
  11. پس اگر توبه کنند و نماز برپا دارند و زکات دهند در این صورت برادران دینى شما مى‌باشند و ما آیات (خود) را براى گروهى که مى‌دانند به تفصیل بیان مى‌کنیم
  12. و اگر سوگندهاى خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند پس با پیشوایان کفر بجنگید چرا که آنان را هیچ پیمانى نیست باشد که (از پیمان‌شکنى) باز ایستند
  13. چرا با گروهى که سوگندهاى خود را شکستند و بر آن شدند که فرستاده (خدا) را بیرون کنند و آنان بودند که نخستین‌بار (جنگ را) با شما آغاز کردند نمى‌جنگید آیا از آنان مى‌ترسید با اینکه اگر مؤمنید خدا سزاوارتر است که از او بترسید
  14. با آنان بجنگید خدا آنان را به دست‌شما عذاب و رسوایشان مى‌کند و شما را بر ایشان پیروزى مى‌بخشد و دلهاى گروه مؤمنان را خنک مى‌گرداند
  15. و خشم دلهایشان را ببرد و خدا توبه هر که را بخواهد مى‌پذیرد و خدا داناى حکیم است
  16. آیا پنداشته‌اید که به خود (=بدون آزمایش) واگذار مى‌شوید و خداوند کسانى را که از میان شما جهاد کرده و غیر از خدا و فرستاده او و مؤمنان محرم اسرارى نگرفته‌اند معلوم نمى‌دارد و خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  17. مشرکان را نرسد که مساجد خدا را آباد کنند در حالى که به کفر خویش شهادت مى‌دهند آنانند که اعمالشان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند
  18. مساجد خدا را تنها کسانى آباد مى‌کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز برپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسیده‌اند پس امید است که اینان از راه‌یافتگان باشند
  19. آیا سیراب ساختن حاجیان و آباد کردن مسجد الحرام را همانند (کار) کسى پنداشته‌اید که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و در راه خدا جهاد مى‌کند (نه این دو) نزد خدا یکسان نیستند و خدا بیدادگران را هدایت نخواهد کرد
  20. کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند
  21. پروردگارشان آنان را از جانب خود به رحمت و خشنودى و باغهایى (در بهشت) که در آنها نعمتهایى پایدار دارند مژده مى‌دهد
  22. جاودانه در آنها خواهند بود در حقیقت‌خداست که نزد او پاداشى بزرگ است
  23. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند (آنان را) به دوستى مگیرید و هر کس از میان شما آنان را به دوستى گیرد آنان همان ستمکارانند
  24. بگو اگر پدران و پسران و برادران و زنان و خاندان شما و اموالى که گرد آورده‌اید و تجارتى که از کسادش بیمناکید و سراهایى را که خوش مى‌دارید نزد شما از خدا و پیامبرش و جهاد در راه وى دوست‌داشتنى‌تر است پس منتظر باشید تا خدا فرمانش را (به اجرا در)آورد و خداوند گروه فاسقان را راهنمایى نمى‌کند
  25. قطعاً خداوند شما را در مواضع بسیارى یارى کرده است و (نیز) در روز حنین آن هنگام که شمار زیادتان شما را به شگفت آورده بود ولى به هیچ وجه از شما دفع (خطر) نکرد و زمین با همه فراخى بر شما تنگ گردید سپس در حالى که پشت (به دشمن) کرده بودید برگشتید
  26. آنگاه خدا آرامش خود را بر فرستاده خود و بر مؤمنان فرود آورد و سپاهیانى فرو فرستاد که آنها را نمى‌دیدید و کسانى را که کفر ورزیدند عذاب کرد و سزاى کافران همین بود
  27. سپس خدا بعد از این (واقعه) توبه هر کس را بخواهد مى‌پذیرد و خدا آمرزنده مهربان است
  28. اى کسانى که ایمان آورده‌اید حقیقت این است که مشرکان ناپاکند پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر (در این قطع رابطه) از فقر بیمناکید پس به زودى خدا اگر بخواهد شما را به فضل خویش بى‌نیاز مى‌گرداند که خدا داناى حکیم است
  29. با کسانى از اهل کتاب که به خدا و روز بازپسین ایمان نمى‌آورند و آنچه را خدا و فرستاده‌اش حرام گردانیده‌اند حرام نمى‌دارند و متدین به دین حق نمى‌گردند کارزار کنید تا با (کمال) خوارى به دست‌خود جزیه دهند
  30. و یهود گفتند عز یر پسر خداست و نصارى گفتند مسیح پسر خداست این سخنى است (باطل) که به زبان مى‌آورند و به گفتار کسانى که پیش از این کافر شده‌اند شباهت دارد خدا آنان را بکشد چگونه (از حق) بازگردانده مى‌شوند
  31. اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جاى خدا به الوهیت گرفتند با آنکه مامور نبودند جز اینکه خدایى یگانه را بپرستند که هیچ معبودى جز او نیست منزه است او از آنچه (با وى) شریک مى‌گردانند
  32. مى‌خواهند نور خدا را با سخنان خویش خاموش کنند ولى خداوند نمى‌گذارد تا نور خود را کامل کند هر چند کافران را خوش نیاید
  33. او کسى است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند هر چند مشرکان خوش نداشته باشند
  34. اى کسانى که ایمان آورده‌اید بسیارى از دانشمندان یهود و راهبان اموال مردم را به ناروا مى‌خورند و (آنان را) از راه خدا باز مى‌دارند و کسانى که زر و سیم را گنجینه مى‌کنند و آن را در راه خدا هزینه نمى‌کنند ایشان را از عذابى دردنا‌ک خبر ده
  35. روزى که آن (گنجینه)ها را در آتش دوزخ بگدازند و پیشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند (و گویند) این است آنچه براى خود اندوختید پس (کیفر) آنچه را مى‌اندوختید بچشید
  36. در حقیقت‌شماره ماه‌ها نزد خدا از روزى که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب (علم) خدا دوازده ماه است از این (دوازده ماه) چهار ماه (ماه) حرام است این است آیین استوار پس در این (چهار ماه) بر خود ستم مکنید و همگى با مشرکان بجنگید چنانکه آنان همگى با شما مى‌جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است
  37. جز این نیست که جابجا کردن (ماههاى حرام) فزونى در کفر است که کافران به وسیله آن گمراه مى‌شوند آن را یکسال حلال مى‌شمارند و یکسال (دیگر) آن را حرام مى‌دانند تا با شماره ماههایى که خدا حرام کرده است موافق سازند و در نتیجه آنچه را خدا حرام کرده (بر خود) حلال گردانند زشتى اعمالشان برایشان آراسته شده است و خدا گروه کافران را هدایت نمى‌کند
  38. اى کسانى که ایمان آورده‌اید شما را چه شده است که چون به شما گفته مى‌شود در راه خدا بسیج‌شوید کندى به خرج مى‌دهید آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده‌اید متاع زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست
  39. اگر بسیج نشوید (خدا) شما را به عذابى دردنا‌ک عذاب مى‌کند و گروهى دیگر به جاى شما مى‌آورد و به او زیانى نخواهید رسانید و خدا بر هر چیزى تواناست
  40. اگر او (پیامبر) را یارى نکنید قطعاً خدا او را یارى کرد هنگامى که کسانى که کفر ورزیدند او را (از مکه) بیرون کردند و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه که در غار (ثور) بودند وقتى به همراه خود مى‌گفت اندوه مدار که خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانى که آنها را نمى‌دیدید تایید کرد و کلمه کسانى را که کفر ورزیدند پست‌تر گردانید و کلمه خداست که برتر است و خدا شکست‌ناپذیر حکیم است
  41. سبکبار و گرانبار بسیج‌شوید و با مال و جانتان در راه خدا جهاد کنید اگر بدانید این براى شما بهتر است
  42. اگر مالى در دسترس و سفرى (آسان و) کوتاه بود قطعاً از پى تو مى‌آمدند ولى آن راه پر مشقت بر آنان دور مى‌نماید و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد که اگر مى‌توانستیم حتما با شما بیرون مى‌آمدیم (با سوگند دروغ) خود را به هلاکت مى‌کشانند و خدا مى‌داند که آنان سخت دروغگویند
  43. خدایت ببخشاید چرا پیش از آنکه (حال) راستگویان بر تو روشن شود و دروغگویان را بازشناسى به آنان اجازه دادى
  44. کسانى که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند در جهاد با مال و جانشان از تو عذر و اجازه نمى‌خواهند و خدا به (حال) تقواپیشگان داناست
  45. تنها کسانى از تو اجازه مى‌خواهند (به جهاد نروند) که به خدا و روز بازپسین ایمان ندارند و دلهایشان به شک افتاده و در شک خود سرگردانند
  46. و اگر (به راستى) اراده بیرون رفتن داشتند قطعاً براى آن ساز و برگى تدارک مى‌دیدند ولى خداوند راه‌افتادن آنان را خوش نداشت پس ایشان را منصرف گردانید و (به آنان) گفته شد با ماندگان بمانید
  47. اگر با شما بیرون آمده بودند جز فساد براى شما نمى‌افزودند و به سرعت‌خود را میان شما مى‌انداختند و در حق شما فتنه‌جویى مى‌کردند و در میان شما جاسوسانى دارند (که) به نفع آنان (اقدام مى‌کنند) و خدا به (حال) ستمکاران داناست
  48. در حقیقت پیش از این (نیز) در صدد فتنه‌جویى برآمدند و کارها را بر تو وارونه ساختند تا حق آمد و امر خدا آشکار شد در حالى که آنان ناخشنود بودند
  49. و از آنان کسى است که مى‌گوید مرا (در ماندن) اجازه ده و به فتنه‌ام مینداز هش‌دار که آنان خود به فتنه افتاده‌اند و بى‌تردید جهنم بر کافران احاطه دارد
  50. اگر نیکى به تو رسد آنان را بدحال مى‌سازد و اگر پیشامد ناگوارى به تو رسد مى‌گویند ما پیش از این تصمیم خود را گرفته‌ایم و شادمان روى بر مى‌تابند
  51. بگو جز آنچه خدا براى ما مقرر داشته هرگز به ما نمى‌رسد او سرپرست ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
  52. بگو آیا براى ما جز یکى از این دو نیکى را انتظار مى‌برید در حالى که ما انتظار مى‌کشیم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابى به شما برساند پس انتظار بکشید که ما هم با شما در انتظاریم
  53. بگو چه به رغبت چه با بى‌میلى انفاق کنید هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد چرا که شما گروهى فاسق بوده‌اید
  54. و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن انفاقهاى آنان نشد جز اینکه به خدا و پیامبرش کفر ورزیدند و جز با (حال) کسالت نماز به جا نمى‌آورند و جز با کراهت انفاق نمى‌کنند
  55. اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نیاورد جز این نیست که خدا مى‌خواهد در زندگى دنیا به وسیله اینها عذابشان کند و جانشان در حال کفر بیرون رود
  56. و به خدا سوگند یاد مى‌کنند که آنان قطعاً از شمایند در حالى که از شما نیستند لیکن آنان گروهى هستند که مى‌ترسند
  57. اگر پناهگاه یا غارها یا سوراخى (براى فرار) مى‌یافتند شتابزده به سوى آن روى مى‌آوردند
  58. و برخى از آنان در (تقسیم) صدقات بر تو خرده مى‌گیرند پس اگر از آن (اموال) به ایشان داده شود خشنود مى‌گردند و اگر از آن به ایشان داده نشود بناگاه به خشم مى‌آیند
  59. و اگر آنان بدانچه خدا و پیامبرش به ایشان داده‌اند خشنود مى‌گشتند و مى‌گفتند خدا ما را بس است به زودى خدا و پیامبرش از کرم خود به ما مى‌دهند و ما به خدا مشتاقیم (قطعاً براى آنان بهتر بود)
  60. صدقات تنها به تهیدستان و بینوایان و متصدیان (گردآورى و پخش) آن و کسانى که دلشان به دست آورده مى‌شود و در (راه آزادى) بردگان و وامداران و در راه خدا و به در راه مانده اختصاص دارد (این) به عنوان فریضه از جانب خداست و خدا داناى حکیم است
  61. و از ایشان کسانى هستند که پیامبر را آزار مى‌دهند و مى‌گویند او زودباور است بگو گوش خوبى براى شماست به خدا ایمان دارد و (سخن) مؤمنان را باور مى‌کند و براى کسانى از شما که ایمان آورده‌اند رحمتى است و کسانى که پیامبر خدا را آزار مى‌رسانند عذابى پر درد (در پیش) خواهند داشت
  62. براى (اغفال) شما به خدا سوگند یاد مى‌کنند تا شما را خشنود گردانند در صورتى که اگر مؤمن باشند (بدانند) سزاوارتر است که خدا و فرستاده او را خشنود سازند
  63. آیا ندانسته‌اند که هر کس با خدا و پیامبر او درافتد براى او آتش جهنم است که در آن جاودانه خواهد بود این همان رسوایى بزرگ است
  64. منافقان بیم دارند از اینکه (مبادا) سوره‌اى در باره آنان نازل شود که ایشان را از آنچه در دلهایشان هست‌خبر دهد بگو ریشخند کنید بى‌تردید خدا آنچه را که (از آن) مى‌ترسید برملا خواهد کرد
  65. و اگر از ایشان بپرسى مسلماً خواهند گفت ما فقط شوخى و بازى مى‌کردیم بگو آیا خدا و آیات او و پیامبرش را ریشخند مى‌کردید
  66. عذر نیاورید شما بعد از ایمانتان کافر شده‌اید اگر از گروهى از شما درگذریم گروهى (دیگر) را عذاب خواهیم کرد چرا که آنان تبهکار بودند
  67. مردان و زنان دو چهره (همانند) یکدیگرند به کار ناپسند وامى‌دارند و از کار پسندیده باز مى‌دارند و دستهاى خود را (از انفاق) فرو مى‌بندند خدا را فراموش کردند پس (خدا هم) فراموششان کرد در حقیقت این منافقانند که فاسقند
  68. خدا به مردان و زنان دو چهره و کافران آتش جهنم را وعده داده است در آن جاودانه‌اند آن (آتش) براى ایشان کافى است و خدا لعنتشان کرده و براى آنان عذابى پایدار است
  69. (حال شما منافقان) چون کسانى است که پیش از شما بودند آنان از شما نیرومندتر و داراى اموال و فرزندان بیشتر بودند پس از نصیب خویش (در دنیا) برخوردار شدند و شما (هم) از نصیب خود برخوردار شدید همان گونه که آنان که پیش از شما بودند از نصیب خویش برخوردار شدند و شما (در باطل) فرو رفتید همان گونه که آنان فرو رفتند آنان اعمالشان در دنیا و آخرت به هدر رفت و آنان همان زیانکارانند
  70. آیا گزارش (حال) کسانى که پیش از آنان بودند قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهیم و اصحاب مدین و شهرهاى زیر و رو شده به ایشان نرسیده است پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند خدا بر آن نبود که به آنان ستم کند ولى آنان بر خود ستم روا مى‌داشتند
  71. و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهاى پسندیده وا مى‌دارند و از کارهاى ناپسند باز مى‌دارند و نماز را بر پا مى‌کنند و زکات مى‌دهند و از خدا و پیامبرش فرمان مى‌برند آنانند که خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد که خدا توانا و حکیم است
  72. خداوند به مردان و زنان با ایمان باغهایى وعده داده است که از زیر (درختان) آن نهرها جارى است در آن جاودانه خواهند بود و (نیز) سراهایى پاکیزه در بهشتهاى جاودان (به آنان وعده داده است) و خشنودى خدا بزرگتر است این است همان کامیابى بزرگ
  73. اى پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر و جایگاهشان دوزخ است و چه بد سرانجامى است
  74. به خدا سوگند مى‌خورند که (سخن ناروا) نگفته‌اند در حالى که قطعاً سخن کفر گفته و پس از اسلام آوردنشان کفر ورزیده‌اند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عیبجویى برنخاستند مگر (بعد از) آنکه خدا و پیامبرش از فضل خود آنان را بى‌نیاز گردانیدند پس اگر توبه کنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنیا و آخرت عذابى دردنا‌ک مى‌کند و در روى زمین یار و یاورى نخواهند داشت
  75. و از آنان کسانى‌اند که با خدا عهد کرده‌اند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند قطعاً صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد
  76. پس چون از فضل خویش به آنان بخشید بدان بخل ورزیدند و به حال اعراض روى برتافتند
  77. در نتیجه به سزاى آنکه با خدا خلف وعده کردند و از آن روى که دروغ مى‌گفتند در دلهایشان تا روزى که او را دیدار مى‌کنند پیامدهاى نفاق را باقى گذارد
  78. آیا ندانسته‌اند که خدا راز آنان و نجواى ایشان را مى‌داند و خدا داناى رازهاى نهانى است
  79. کسانى که بر مؤمنانى که (افزون بر صدقه واجب) از روى میل صدقات (مستحب نیز) مى‌دهند عیب مى‌گیرند و (همچنین) از کسانى که (در انفاق) جز به اندازه توانشان نمى‌یابند (عیبجویى مى‌کنند) و آنان را به ریشخند مى‌گیرند (بدانند که) خدا آنان را به ریشخند مى‌گیرد و براى ایشان عذابى پر درد خواهد بود
  80. چه براى آنان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى (یکسان است‌حتى) اگر هفتاد بار برایشان آمرزش طلب کنى هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید چرا که آنان به خدا و فرستاده‌اش کفر ورزیدند و خدا گروه فاسقان را هدایت نمى‌کند
  81. بر جاى‌ماندگان به (خانه) نشستن خود پس از رسول خدا شادمان شدند و از اینکه با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند کراهت داشتند و گفتند در این گرما بیرون نروید بگو اگر دریابند آتش جهنم سوزان‌تر است
  82. از این پس کم بخندند و به جزاى آنچه به دست مى‌آوردند بسیار بگریند
  83. و اگر خدا تو را به سوى طایفه‌اى از آنان بازگردانید و آنان براى بیرون آمدن (به جنگ دیگرى) از تو اجازه خواستند بگو شما هرگز با من خارج نخواهید شد و هرگز همراه من با هیچ دشمنى نبرد نخواهید کرد زیرا شما نخستین‌بار به نشستن تن دردادید پس (اکنون هم) با خانه‌نشینان بنشینید
  84. و هرگز بر هیچ مرده‌اى از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نایست چرا که آنان به خدا و پیامبر او کافر شدند و در حال فسق مردند
  85. و اموال و فرزندان آنان تو را به شگفت نیندازد جز این نیست که خدا مى‌خواهد ایشان را در دنیا به وسیله آن عذاب کند و جانشان در حال کفر بیرون رود
  86. و چون سوره‌اى نازل شود که به خدا ایمان آورید و همراه پیامبرش جهاد کنید ثروتمندانشان از تو عذر و اجازه خواهند و گویند بگذار که ما با خانه‌نشینان باشیم
  87. راضى شدند که با خانه‌نشینان باشند و بر دلهایشان مهر زده شده است در نتیجه قدرت درک ندارند
  88. ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‌اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته‌اند و اینانند که همه خوبیها براى آنان است اینان همان رستگارانند
  89. خدا براى آنان باغهایى آماده کرده است که از زیر (درختان) آن نهرها روان است و در آن جاودانه‌اند این همان رستگارى بزرگ است
  90. و عذرخواهان بادیه‌نشین (نزد تو) آمدند تا به آنان اجازه (تر‌ک جهاد) داده شود و کسانى که به خدا و فرستاده او دروغ گفتند نیز در خانه نشستند به زودى کسانى از آنان را که کفر ورزیدند عذابى دردنا‌ک خواهد رسید
  91. بر ناتوانان و بر بیماران و بر کسانى که چیزى نمى‌یابند (تا در راه جهاد ) خرج کنند در صورتى که براى خدا و پیامبرش خیرخواهى نمایند هیچ گناهى نیست (و نیز) بر نیکوکاران ایرادى نیست و خدا آمرزنده مهربان است
  92. و (نیز) گناهى نیست بر کسانى که چون پیش تو آمدند تا سوارشان کنى (و) گفتى چیزى پیدا نمى‌کنم تا بر آن سوارتان کنم برگشتند و در اثر اندوه از چشمانشان اشک فرو مى‌ریخت که (چرا) چیزى نمى‌یابند تا (در راه جهاد) خرج کنند
  93. ایراد فقط بر کسانى است که با اینکه توانگرند از تو اجازه (تر‌ک جهاد) مى‌خواهند (و به این) راضى شده‌اند که با خانه‌نشینان باشند و خدا بر دلهایشان مهر نهاد در نتیجه آنان نمى‌فهمند
  94. هنگامى که به سوى آنان بازگردید براى شما عذر مى‌آورند بگو عذر نیاورید هرگز شما را باور نخواهیم داشت‌خدا ما را از خبرهاى شما آگاه گردانیده و به زودى خدا و رسولش عمل شما را خواهند دید آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى‌شوید و از آنچه انجام مى‌دادید به شما خبر مى‌دهد
  95. وقتى به سوى آنان بازگشتید براى شما به خدا سوگند مى‌خورند تا از ایشان صرفنظر کنید پس از آنان روى برتابید چرا که آنان پلیدند و به (سزاى) آنچه به دست آورده‌اند جایگاهشان دوزخ خواهد بود
  96. براى شما سوگند یاد مى‌کنند تا از آنان خشنود گردید پس اگر شما هم از ایشان خشنود شوید قطعاً خدا از گروه فاسقان خشنود نخواهد شد
  97. بادیه‌نشینان عرب در کفر و نفاق (از دیگران) سخت‌تر و به اینکه حدود آنچه را که خدا بر فرستاده‌اش نازل کرده ندانند سزاوارترند و خدا داناى حکیم است
  98. و برخى از آن بادیه‌نشینان کسانى هستند که آنچه را (در راه خدا) هزینه مى‌کنند خسارتى (براى خود) مى‌دانند و براى شما پیشامدهاى بد انتظار مى‌برند پیشامد بد براى آنان خواهد بود و خدا شنواى داناست
  99. و برخى (دیگر) از بادیه‌نشینان کسانى‌اند که به خدا و روز بازپسین ایمان دارند و آنچه را انفاق مى‌کنند مایه تقرب نزد خدا و دعاهاى پیامبر مى‌دانند بدانید که این (انفاق) مایه تقرب آنان است به زودى خدا ایشان را در جوار رحمت‌خویش درآورد که خدا آمرزنده مهربان است
  100. و پیشگامان نخستین از مهاجران و انصار و کسانى که با نیکوکارى از آنان پیروى کردند خدا از ایشان خشنود و آنان (نیز) از او خشنودند و براى آنان باغهایى آماده کرده که از زیر (درختان) آن نهرها روان است همیشه در آن جاودانه‌اند این است همان کامیابى بزرگ
  101. و برخى از بادیه‌نشینانى که پیرامون شما هستند منافقند و از ساکنان مدینه (نیز عده‌اى) بر نفاق خو گرفته‌اند تو آنان را نمى‌شناسى ما آنان را مى‌شناسیم به زودى آنان را دو بار عذاب مى‌کنیم سپس به عذابى بزرگ بازگردانیده مى‌شوند
  102. و دیگرانى هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با (کارى) دیگر که بد است درآمیخته‌اند امید است‌خدا توبه آنان را بپذیرد که خدا آمرزنده مهربان است
  103. از اموال آنان صدقه‌اى بگیر تا به وسیله آن پا‌ک و پاکیزه‌شان سازى و برایشان دعا کن زیرا دعاى تو براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست
  104. آیا ندانسته‌اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را مى‌پذیرد و صدقات را مى‌گیرد و خداست که خود توبه‌پذیر مهربان است
  105. و بگو (هر کارى مى‌خواهید) بکنید که به زودى خدا و پیامبر او و مؤمنان در کردار شما خواهند نگریست و به زودى به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده مى‌شوید پس ما را به آنچه انجام مى‌دادید آگاه خواهد کرد
  106. و عده‌اى دیگر (کارشان) موقوف به فرمان خداست‌یا آنان را عذاب مى‌کند و یا توبه آنها را مى‌پذیرد و خدا داناى سنجیده‌کار است
  107. و آنهایى که مسجدى اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگى میان مؤمنان است و (نیز) کمینگاهى است براى کسى که قبلا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود و سخت‌سوگند یاد مى‌کنند که جز نیکى قصدى نداشتیم و(لى) خدا گواهى مى‌دهد که آنان قطعاً دروغگو هستند
  108. هرگز در آن جا به نماز نایست چرا که مسجدى که از روز نخستین بر پایه تقوا بنا شده سزاوارتر است که در آن (به نماز) ایستى (و) در آن مردانى‌اند که دوست دارند خود را پا‌ک سازند و خدا کسانى را که خواهان پاکى‌اند دوست مى‌دارد
  109. آیا کسى که بنیاد (کار) خود را بر پایه تقوا و خشنودى خدا نهاده بهتر است‌یا کسى که بناى خود را بر لب پرتگاهى مشرف به سقوط پى‌ریزى کرده و با آن در آتش دوزخ فرو مى‌افتد و خدا گروه بیدادگران را هدایت نمى‌کند
  110. همواره آن ساختمانى که بنا کرده‌اند در دلهایشان مایه شک (و نفاق) است تا آنکه دلهایشان پاره پاره شود و خدا داناى سنجیده‌کار است
  111. در حقیقت‌خدا از مؤمنان جان و مالشان را به (بهاى) اینکه بهشت براى آنان باشد خریده است همان کسانى که در راه خدا مى‌جنگند و مى‌کشند و کشته مى‌شوند (این) به عنوان وعده حقى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‌اى که با او کرده‌اید شادمان باشید و این همان کامیابى بزرگ است
  112. (آن مؤمنان) همان توبه‌کنندگان پرستندگان سپاسگزاران روزه‌داران رکوع‌کنندگان سجده‌کنندگان وادارندگان به کارهاى پسندیده بازدارندگان از کارهاى ناپسند و پاسداران مقررات خدایند و مؤمنان را بشارت ده
  113. بر پیامبر و کسانى که ایمان آورده‌اند سزاوار نیست که براى مشرکان پس از آنکه برایشان آشکار گردید که آنان اهل دوزخند طلب آمرزش کنند هر چند خویشاوند (آنان) باشند
  114. و طلب آمرزش ابراهیم براى پدرش جز براى وعده‌اى که به او داده بود نبود و(لى) هنگامى که براى او روشن شد که وى دشمن خداست از او بیزارى جست راستى ابراهیم دلسوزى بردبار بود
  115. و خدا بر آن نیست که گروهى را پس از آنکه هدایتشان نمود بى‌راه بگذارد مگر آنکه چیزى را که باید از آن پروا کنند برایشان بیان کرده باشد آرى خدا به هر چیزى داناست
  116. در حقیقت فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست زنده مى‌کند و مى‌میراند و براى شما جز خدا یار و یاورى نیست
  117. به یقین خدا بر پیامبر و مهاجران و انصار که در آن ساعت دشوار از او پیروى کردند ببخشود بعد از آنکه چیزى نمانده بود که دلهاى دسته‌اى از آنان منحرف شود باز برایشان ببخشود چرا که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است
  118. و (نیز) بر آن سه تن که بر جاى مانده بودند (و قبول توبه آنان به تعویق افتاد) تا آنجا که زمین با همه فراخى‌اش بر آنان تنگ گردید و از خود به تنگ آمدند و دانستند که پناهى از خدا جز به سوى او نیست پس (خدا) به آنان (توفیق) توبه داد تا توبه کنند بى تردید خدا همان توبه‌پذیر مهربان است
  119. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستان باشید
  120. مردم مدینه و بادیه‌نشینان پیرامونشان را نرسد که از (فرمان) پیامبر خدا سر باز زنند و جان خود را عزیزتر از جان او بدانند چرا که هیچ تشنگى و رنج و گرسنگی در راه خدا به آنان نمى‌رسد و در هیچ مکانى که کافران را به خشم مى‌آورد قدم نمى‌گذارند و از دشمنى غنیمتى به دست نمى‌آورند مگر اینکه به سبب آن عمل صالحى براى آنان (در کارنامه‌شان) نوشته مى‌شود زیرا خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمى‌کند
  121. و هیچ مال کوچک و بزرگى را انفاق نمى‌کنند و هیچ وادیى را نمى‌پیمایند مگر اینکه به حساب آنان نوشته مى‌شود تا خدا آنان را به بهتر از آنچه مى‌کردند پاداش دهد
  122. و شایسته نیست مؤمنان همگى (براى جهاد) کو‌چ کنند پس چرا از هر فرقه‌اى از آنان دسته‌اى کو‌چ نمى‌کنند تا (دسته‌اى بمانند و) در دین آگاهى پیدا کنند و قوم خود را وقتى به سوى آنان بازگشتند بیم دهند باشد که آنان (از کیفر الهى) بترسند
  123. اى کسانى که ایمان آورده‌اید با کافرانى که مجاور شما هستند کارزار کنید و آنان باید در شما خشونت بیابند و بدانید که خدا با تقواپیشگان است
  124. و چون سوره‌اى نازل شود از میان آنان کسى است که مى‌گوید این (سوره) ایمان کدام یک از شما را افزود اما کسانى که ایمان آورده‌اند بر ایمانشان مى‌افزاید و آنان شادمانى مى‌کنند
  125. اما کسانى که در دلهایشان بیمارى است پلیدى بر پلیدیشان افزود و در حال کفر درمى‌گذرند
  126. آیا نمى‌بینند که آنان در هر سال یک یا دو بار آزموده مى‌شوند باز هم توبه نمى‌کنند و عبرت نمى‌گیرند
  127. و چون سوره‌اى نازل شود بعضى از آنان به بعضى دیگر نگاه مى‌کنند (و مى‌گویند) آیا کسى شما را مى‌بیند سپس (مخفیانه از حضور پیامبر) بازمى‌گردند خدا دلهایشان را (از حق) برگرداند زیرا آنان گروهى هستند که نمى‌فهمند
  128. قطعاً براى شما پیامبرى از خودتان آمد که بر او دشوار است‌شما در رنج بیفتید به (هدایت) شما حریص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است
  129. پس اگر روى برتافتند بگو خدا مرا بس است هیچ معبودى جز او نیست بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است

فصل ١٠.  یونس

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام راء این است آیات کتاب حکمت‌آموز
  2. آیا براى مردم شگفت‌آور است که به مردى از خودشان وحى کردیم که مردم را بیم ده و به کسانى که ایمان آورده‌اند مژده ده که براى آنان نزد پروردگارشان سابقه نیک است کافران گفتند این (مرد) قطعاً افسونگرى آشکار است
  3. پروردگار شما آن خدایى است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید سپس بر عرش استیلا یافت کار (آفرینش) را تدبیر مى‌کند شفاعتگرى جز پس از اذن او نیست این است‌خدا پروردگار شما پس او را بپرستید آیا پند نمى‌گیرید
  4. بازگشت همه شما به سوى اوست وعده خدا حق است هموست که آفرینش را آغاز مى‌کند سپس آن را باز مى‌گرداند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به عدالت پاداش دهد و کسانى که کفر ورزیده‌اند به سزاى کفرشان شربتى از آب جوشان و عذابى پر درد خواهند داشت
  5. اوست کسى که خورشید را روشنایى بخشید و ماه را تابان کرد و براى آن منزلهایى معین کرد تا شماره سالها و حساب را بدانید خدا اینها را جز به حق نیافریده است نشانه‌ها(ى خود) را براى گروهى که مى‌دانند به روشنى بیان مى‌کند
  6. به راستى در آمد و رفت‌شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمین آفریده براى مردمى که پروا دارند دلایلى (آشکار) است
  7. کسانى که امید به دیدار ما ندارند و به زندگى دنیا دل خوش کرده و بدان اطمینان یافته‌اند و کسانى که از آیات ما غافلند
  8. آنان به (کیفر) آنچه به دست مى‌آوردند جایگاهشان آتش است
  9. کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند پروردگارشان به پاس ایمانشان آنان را هدایت مى‌کند به باغهاى (پر ناز و) نعمت که از زیر (پاى) آنان نهرها روان خواهد بود (در خواهند آمد)
  10. نیایش آنان در آنجا سبحانک اللهم (=خدایا تو پا‌ک و منزهى) و درودشان در آنجا سلام است و پایان نیایش آنان این است که الحمد لله رب العالمین (=ستایش ویژه پروردگار جهانیان است)
  11. و اگر خدا براى مردم به همان شتاب که آنان در کار خیر مى‌طلبند در رساندن بلا به آنها شتاب مى‌نمود قطعاً اجلشان فرا مى‌رسید پس کسانى را که به دیدار ما امید ندارند در طغیانشان رها مى‌کنیم تا سرگردان بمانند
  12. و چون انسان را آسیبى رسد ما را به پهلو خوابیده یا نشسته یا ایستاده مى‌خواند و چون گرفتاریش را برطرف کنیم چنان مى‌رود که گویى ما را براى گرفتاریى که به او رسیده نخوانده است این گونه براى اسرافکاران آنچه انجام مى‌دادند زینت داده شده است
  13. و قطعاً نسلهاى پیش از شما را هنگامى که ستم کردند به هلاکت رساندیم و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند و(لى) بر آن نبودند که ایمان بیاورند این گونه مردم بزهکار را جزا مى‌دهیم
  14. آنگاه شما را پس از آنان در زمین جانشین قرار دادیم تا بنگریم چگونه رفتار مى‌کنید
  15. و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود آنانکه به دیدار ما امید ندارند مى‌گویند قرآن دیگرى جز این بیاور یا آن را عوض کن بگو مرا نرسد که آن را از پیش خود عوض کنم جز آنچه را که به من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم اگر پروردگارم را نافرمانى کنم از عذاب روزى بزرگ مى‌ترسم
  16. بگو اگر خدا مى‌خواست آن را بر شما نمى‌خواندم و (خدا) شما را بدان آگاه نمى‌گردانید قطعاً پیش از (آوردن) آن روزگارى در میان شما به سر برده‌ام آیا فکر نمى‌کنید
  17. پس کیست‌ستمکارتر از آن کس که دروغى بر خداى بندد یا آیات او را تکذیب کند به راستى مجرمان رستگار نمى‌شوند
  18. و به جاى خدا چیزهایى را مى‌پرستند که نه به آنان زیان مى‌رساند و نه به آنان سود مى‌دهد و مى‌گویند اینها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آیا خدا را به چیزى که در آسمانها و در زمین نمى‌داند آگاه مى‌گردانید او پا‌ک و برتر است از آنچه (با وى) شریک مى‌سازند
  19. و مردم جز یک امت نبودند پس اختلاف پیدا کردند و اگر وعده‌اى از جانب پروردگارت مقرر نگشته بود قطعاً در آنچه بر سر آن با هم اختلاف مى‌کنند میانشان داورى مى‌شد
  20. و مى‌گویند چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش بر او نازل نمى‌شود بگو غیب فقط به خدا اختصاص دارد پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم
  21. و چون مردم را پس از آسیبى که به ایشان رسیده است رحمتى بچشانیم بناگاه آنان در محو آیات ما نیرنگ به کار می برند. بگو نیرنگ خدا سریع‌تر است در حقیقت فرستادگان (=فرشتگان) ما آنچه نیرنگ مى‌کنید مى‌نویسند
  22. او کسى است که شما را در خشکى و دریا مى‌گرداند تا وقتى که در کشتیها باشید و آنها با بادى خوش آنان را ببرند و ایشان بدان شاد شوند (بناگاه) بادى سخت بر آنها وزد و موج از هر طرف بر ایشان تازد و یقین کنند که در محاصره افتاده‌اند در آن حال خدا را پاکدلانه مى‌خوانند که اگر ما را از این (ورطه) بر هانى قطعاً از سپاسگزاران خواهیم شد
  23. پس چون آنان را رهانید ناگهان در زمین بناحق سرکشى مى‌کنند اى مردم سرکشى شما فقط به زیان خود شماست‌شما بهره زندگى دنیا را (مى‌طلبید) سپس بازگشت‌شما به سوى ما خواهد بود پس شما را از آنچه انجام مى‌دادید باخبر خواهیم کرد
  24. در حقیقت مثل زندگى دنیا بسان آبى است که آن را از آسمان فرو ریختیم پس گیاه زمین از آنچه مردم و دامها مى‌خورند با آن درآمیخت تا آنگاه که زمین پیرایه خود را برگرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند شبى یا روزى فرمان (ویرانى) ما آمد و آن را چنان خشک کردیم که گویى دیروز وجود نداشته است این گونه نشانه‌ها(ى خود) را براى مردمى که اندیشه مى‌کنند به روشنى بیان مى‌کنیم
  25. و خدا (شما را) به سراى سلامت فرا مى‌خواند و هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند
  26. براى کسانى که کار نیکو کرده‌اند نیکویى (بهشت) و زیاده (بر آن) است چهره‌هایشان را غبارى و ذلتى نمى‌پوشاند اینان اهل بهشتند (و) در آن جاودانه خواهند بود
  27. و کسانى که مرتکب بدیها شده‌اند (بدانند که) جزاى (هر) بدى مانند آن است و خوارى آنان را فرو مى‌گیرد در مقابل خدا هیچ حمایتگرى براى ایشان نیست گویى چهره‌هایشان با پاره‌اى از شب تار پوشیده شده است آنان همدم آتشند که در آن جاودانه خواهند بود
  28. و (یاد کن) روزى را که همه آنان را گرد مى‌آوریم آنگاه به کسانى که شر‌ک ورزیده‌اند مى‌گوییم شما و شریکانتان بر جاى خود باشید پس میان آنها جدایى مى‌افکنیم و شریکان آنان مى‌گویند در حقیقت‌شما ما را نمى‌پرستیدید
  29. و گواهى خدا میان ما و میان شما بس است به راستى ما از عبادت شما بى‌خبر بودیم
  30. آنجاست که هر کسى آنچه را از پیش فرستاده است مى‌آزماید و به سوى خدا مولاى حقیقى خود بازگردانیده مى‌شوند و آنچه به دروغ برمى‌ساخته‌اند از دستشان به در مى‌رود
  31. بگو کیست که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌بخشد یا کیست که حاکم بر گوشها و دیدگان است و کیست که زنده را از مرده بیرون مى‌آورد و مرده را از زنده خارج مى‌سازد و کیست که کارها را تدبیر مى‌کند خواهند گفت‌خدا پس بگو آیا پروا نمى‌کنید
  32. این است‌خدا پروردگار حقیقى شما و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست پس چگونه (از حق) بازگردانیده مى‌شوید
  33. این گونه سخن پروردگارت بر کسانى که نافرمانى کردند به حقیقت پیوست (چرا) که آنان ایمان نمى‌آورند
  34. بگو آیا از شریکان شما کسى هست که آفرینش را آغاز کند و سپس آن را برگرداند بگو خداست که آفرینش را آغاز مى‌کند و باز آن را برمى‌گرداند پس چگونه (از حق) بازگردانیده مى‌شوید
  35. بگو آیا از شریکان شما کسى هست که به سوى حق رهبرى کند بگو خداست که به سوى حق رهبرى مى‌کند پس آیا کسى که به سوى حق رهبرى مى‌کند سزاوارتر است مورد پیروى قرار گیرد یا کسى که خود هدایت نیابد مگر آنکه (خود) هدایت‌ شود شما را چه شده چگونه داورى مى‌کنید
  36. و بیشترشان جز از گمان پیروى نمى‌کنند (ولى) گمان به هیچ وجه (آدمى را) از حقیقت بى‌نیاز نمى‌گرداند آرى خدا به آنچه مى‌کنند داناست
  37. و چنان نیست که این قرآن از جانب غیر خدا (و) به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق (کننده) آنچه پیش از آن است مى‌باشد و توضیحى از آن کتاب است که در آن تردیدى نیست (و) از پروردگار جهانیان است
  38. یا مى‌گویند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‌گویید سوره‌اى مانند آن بیاورید و هر که را جز خدا مى‌توانید فرا خوانید
  39. بلکه چیزى را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاویل آن برایشان نیامده است کسانى (هم) که پیش از آنان بودند همین گونه (پیامبرانشان را) تکذیب کردند پس بنگر که فرجام ستمگران چگونه بوده است
  40. و از آنان کسى است که بدان ایمان مى‌آورد و از آنان کسى است که بدان ایمان نمى‌آورد و پروردگار تو به (حال) فسادگران داناتر است
  41. و اگر تو را تکذیب کردند بگو عمل من به من اختصاص دارد و عمل شما به شما اختصاص دارد شما از آنچه من انجام مى‌دهم غیر مسؤولید و من از آنچه شما انجام نمى‌دهید غیر مسؤولم
  42. و برخى از آنان کسانى‌اند که به تو گوش فرا مى‌دهند آیا تو کران را هر چند در نیابند شنوا خواهى کرد
  43. و از آنان کسى است که به سوى تو مى‌نگرد آیا تو نابینایان را هر چند نبینند هدایت توانى کرد
  44. خدا به هیچ وجه به مردم ستم نمى‌کند لیکن مردم خود بر خویشتن ستم مى‌کنند
  45. و روزى که آنان را گرد مى‌آورد گویى جز به اندازه ساعتى از روز درنگ نکرده‌اند با هم اظهار آشنایى مى‌کنند قطعاً کسانى که دیدار خدا را دروغ شمردند زیان کردند و (به حقیقت) راه نیافتند
  46. و اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنان وعده مى‌دهیم به تو بنمایانیم یا تو را بمیرانیم (در هر دو صورت) بازگشتشان به سوى ماست‌سپس خدا بر آنچه مى‌کنند گواه است
  47. و هر امتى را پیامبرى است پس چون پیامبرشان بیاید میانشان به عدالت داورى شود و بر آنان ستم نرود
  48. و مى‌گویند اگر راست مى‌گویید این وعده چه وقت است
  49. بگو براى خود زیان و سودى در اختیار ندارم مگر آنچه را که خدا بخواهد هر امتى را زمانى (محدود) است آنگاه که زمانشان به سر رسد پس نه ساعتى (از آن) تاخیر کنند و نه پیشى گیرند
  50. بگو به من خبر دهید اگر عذاب او شب یا روز به شما دررسد بزهکاران چه چیزى از آن به شتاب مى‌خواهند
  51. سپس آیا هنگامى که (عذاب بر شما) واقع شد اکنون به آن ایمان آوردید در حالى که به (آمدن) آن شتاب مى‌نمودید
  52. پس به کسانى که ستم ورزیدند گفته شود عذاب جاوید را بچشید آیا جز به (کیفر) آنچه به دست مى‌آوردید جزا داده مى‌شوید
  53. و از تو خبر مى‌گیرند آیا آن راست است بگو آرى سوگند به پروردگارم که آن قطعاً راست است و شما نمى‌توانید (خدا را) درمانده کنید
  54. و اگر براى هر کسى که ستم کرده است آنچه در زمین است مى‌بود قطعاً آن را براى (خلاصى و) بازخرید خود مى‌داد و چون عذاب را ببینند پشیمانى خود را پنهان دارند و میان آنان به عدالت داورى شود و بر ایشان ستم نرود
  55. بدانید که در حقیقت آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست بدانید که در حقیقت وعده خدا حق است ولى بیشتر آنان نمى‌دانند
  56. او زنده مى‌کند و مى‌میراند و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید
  57. اى مردم به یقین براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه‌هاست و رهنمود و رحمتى براى گروندگان (به خدا) آمده است
  58. بگو به فضل و رحمت‌خداست که (مؤمنان) باید شاد شوند و این از هر چه گرد مى‌آورند بهتر است
  59. بگو به من خبر دهید آنچه از روزى که خدا براى شما فرود آورده (چرا) بخشى از آن را حرام و (بخشى را) حلال گردانیده‌اید بگو آیا خدا به شما اجازه داده یا بر خدا دروغ مى‌بندید
  60. و کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند روز رستاخیز چه گمان دارند در حقیقت‌خدا بر مردم داراى بخشش است ولى بیشترشان سپاسگزارى نمى‌کنند
  61. و در هیچ کارى نباشى و از سوى او (=خدا) هیچ (آیه‌اى) از قرآن نخوانى و هیچ کارى نکنید مگر اینکه ما بر شما گواه باشیم آنگاه که بدان مبادرت مى‌ورزید و هم‌وزن ذره‌اى نه در زمین و نه در آسمان از پروردگار تو پنهان نیست و نه کوچکتر و نه بزرگتر از آن چیزى نیست مگر اینکه در کتابى روشن (درج شده) است
  62. آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‌شوند
  63. همانان که ایمان آورده و پرهیزگارى ورزیده‌اند
  64. در زندگى دنیا و در آخرت مژده براى آنان است وعده‌هاى خدا را تبدیلى نیست این همان کامیابى بزرگ است
  65. سخن آنان تو را غمگین نکند زیرا عزت همه از آن خداست او شنواى داناست
  66. آگاه باش که هر که (و هر چه) در آسمانها و هر که (و هر چه) در زمین است از آن خداست و کسانى که غیر از خدا شریکانى را مى‌خوانند (از آنها) پیروى نمى‌کنند اینان جز از گمان پیروى نمى‌کنند و جز گمان نمى‌برند
  67. اوست کسى که براى شما شب را قرار داد تا در آن بیارامید و روز را روشن (گردانید) بى گمان در این (امر) براى مردمى که مى‌شنوند نشانه‌هایى است
  68. گفتند خدا فرزندى براى خود اختیار کرده است منزه است او بى‌نیاز است آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست‌شما را بر این (ادعا) حجتى نیست آیا چیزى را که نمى‌دانید به دروغ بر خدا مى‌بندید
  69. بگو در حقیقت کسانى که بر خدا دروغ مى‌بندند رستگار نمى‌شوند
  70. بهره‌اى (اند‌ک) در دنیا (دارند) سپس بازگشتشان به سوى ماست آنگاه به (سزاى) آنکه کفر مى‌ورزیدند عذاب سخت به آنان مى‌چشانیم
  71. و خبر نوح را بر آنان بخوان آنگاه که به قوم خود گفت اى قوم من اگر ماندن من (در میان شما) و اندرز دادن من به آیات خدا بر شما گران آمده است (بدانید که من) بر خدا توکل کرده‌ام پس (در) کارتان با شریکان خود هم‌داستان شوید تا کارتان بر شما پوشیده نباشد سپس در باره من تصمیم بگیرید و مهلتم ندهید
  72. و اگر روى گردانیدید من مزدى از شما نمى‌طلبم پاداش من جز بر عهده خدا نیست و مامورم که از گردن‌نهندگان باشم
  73. پس او را تکذیب کردند آنگاه وى را با کسانى که در کشتى همراه او بودند نجات دادیم و آنان را جانشین (تبهکاران) ساختیم و کسانى را که آیات ما را تکذیب کردند غرق کردیم پس بنگر که فرجام بیم‌داده‌شدگان چگونه بود
  74. آنگاه پس از وى رسولانى را به سوى قومشان برانگیختیم و آنان دلایل آشکار برایشان آوردند ولى ایشان بر آن نبودند که به چیزى که قبلا آن را دروغ شمرده بودند ایمان بیاورند این گونه ما بر دلهاى تجاوزکاران مهر مى‌نهیم
  75. سپس بعد از آنان موسى و هارون را با آیات خود به سوى فرعون و سران (قوم) وى فرستادیم و(لى آنان) گردنکشى کردند و گروهى تبهکار بودند
  76. پس چون حق از نزد ما به سویشان آمد گفتند قطعاً این سحرى آشکار است
  77. موسى گفت آیا وقتى حق به سوى شما آمد مى‌گویید (این سحر است) آیا این سحر است و حال آنکه جادوگران رستگار نمى‌شوند
  78. گفتند آیا به سوى ما آمده‌اى تا ما را از شیوه‌اى که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم بازگردانى و بزرگى در این سرزمین براى شما دو تن باشد ما به شما دو تن ایمان نداریم
  79. و فرعون گفت هر جادوگر دانایى را پیش من آورید
  80. و چون جادوگران آمدند موسى به آنان گفت آنچه را مى‌اندازید بیندازید
  81. پس چون افکندند موسى گفت آنچه را شما به میان آوردید سحر است به زودى خدا آن را باطل خواهد کرد آرى خدا کار مفسدان را تایید نمى‌کند
  82. و خدا با کلمات خود حق را ثابت مى‌گرداند هر چند بزهکاران را خوش نیاید
  83. سرانجام کسى به موسى ایمان نیاورد مگر فرزندانى از قوم وى در حالى که بیم داشتند از آنکه مبادا فرعون و سران آنها ایشان را آزار رسانند و در حقیقت فرعون در آن سرزمین برترى‌جوى و از اسرافکاران بود
  84. و موسى گفت اى قوم من اگر به خدا ایمان آورده‌اید و اگر اهل تسلیمید بر او توکل کنید
  85. پس گفتند بر خدا توکل کردیم پروردگارا ما را براى قوم ستمگر (وسیله) آزمایش قرار مده
  86. و ما را به رحمت‌خویش از گروه کافران نجات ده
  87. و به موسى و برادرش وحى کردیم که شما دو تن براى قوم خود در مصر خانه‌هایى ترتیب دهید و سراهایتان را رو به روى هم قرار دهید و نماز برپا دارید و مؤمنان را مژده ده
  88. و موسى گفت پروردگارا تو به فرعون و اشرافش در زندگى دنیا زیور و اموال داده‌اى پروردگارا تا (خلق را) از راه تو گمراه کنند پروردگارا اموالشان را نابود کن و آنان را دل‌سخت گردان که ایمان نیاورند تا عذاب دردنا‌ک را ببینند
  89. فرمود دعاى هر دوى شما پذیرفته شد پس ایستادگى کنید و راه کسانى را که نمى‌دانند پیروى مکنید
  90. و فرزندان اسرائیل را از دریا گذراندیم پس فرعون و سپاهیانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال کردند تا وقتى که در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ایمان آوردم که هیچ معبودى جز آنکه فرزندان اسرائیل به او گرویده‌اند نیست و من از تسلیم‌شدگانم
  91. اکنون در حالى که پیش از این نافرمانى مى‌کردى و از تباهکاران بودى
  92. پس امروز تو را با زره (زرین) خودت به بلندى (ساحل) مى‌افکنیم تا براى کسانى که از پى تو مى‌آیند عبرتى باشد و بى‌گمان بسیارى از مردم از نشانه‌هاى ما غافلند
  93. به راستى ما فرزندان اسرائیل را در جایگاه(هاى) نیکو منزل دادیم و از چیزهاى پاکیزه به آنان روزى بخشیدیم پس به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنکه علم براى آنان حاصل شد همانا پروردگار تو در روز قیامت در باره آنچه بر سر آن اختلاف مى‌کردند میانشان داورى خواهد کرد
  94. و اگر از آنچه به سوى تو نازل کرده‌ایم در تردیدى، از کسانى که پیش از تو کتاب (آسمانى) مى‌خواندند بپرس قطعاً حق از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است پس زنهار از تردیدکنندگان مباش
  95. و از کسانى که آیات ما را دروغ پنداشتند مباش که از زیانکاران خواهى بود
  96. در حقیقت کسانى که سخن پروردگارت بر آنان تحقق یافته ایمان نمى‌آورند
  97. هر چند هر گونه آیتى برایشان بیاید تا وقتى که عذاب دردنا‌ک را ببینند
  98. چرا هیچ شهرى نبود که (اهل آن) ایمان بیاورد و ایمانش به حال آن سود بخشد مگر قوم یونس که وقتى (در آخرین لحظه) ایمان آوردند عذاب رسوایى را در زندگى دنیا از آنان برطرف کردیم و تا چندى آنان را برخوردار ساختیم
  99. و اگر پروردگار تو مى‌خواست قطعاً هر که در زمین است همه آنها یکسره ایمان مى‌آوردند پس آیا تو مردم را ناگزیر مى‌کنى که بگروند
  100. و هیچ کس را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد و (خدا) بر کسانى که نمى اندیشند پلیدى را قرار مى‌دهد
  101. بگو بنگرید که در آسمانها و زمین چیست و(لى) نشانه‌ها و هشدارها گروهى را که ایمان نمى‌آورند سود نمى‌بخشد
  102. پس آیا جز مانند روزهاى کسانى را که پیش از آنان درگذشتند انتظار مى‌برند بگو انتظار برید که من (نیز) با شما از منتظرانم
  103. سپس فرستادگان خود و کسانى را که گرویدند مى‌رهانیم زیرا بر ما فریضه است که مؤمنان را نجات دهیم
  104. بگو اى مردم اگر در دین من تردید دارید پس (بدانید که من) کسانى را که به جاى خدا مى‌پرستید نمى‌پرستم بلکه خدایى را مى‌پرستم که جان شما را مى‌ستاند و دستور یافته‌ام که از مؤمنان باشم
  105. و (به من دستور داده شده است) که به دین حنیف روى آور و زنهار از مشرکان مباش
  106. و به جاى خدا چیزى را که سود و زیانى به تو نمى‌رساند مخوان که اگر چنین کنى در آن صورت قطعاً از جمله ستمکارانى
  107. و اگر خدا به تو زیانى برساند آن را برطرف‌کننده‌اى جز او نیست و اگر براى تو خیرى بخواهد بخشش او را ردکننده‌اى نیست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى‌رساند و او آمرزنده مهربان است
  108. بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر که هدایت‌یابد به سود خویش هدایت مى‌یابد و هر که گمراه گردد به زیان خود گمراه مى‌شود و من بر شما نگهبان نیستم
  109. و از آنچه بر تو وحى مى‌شود پیروى کن و شکیبا باش تا خدا (میان تو و آنان) داورى کند و او بهترین داوران است

فصل ١١.  هود

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام راء کتابى است که آیات آن استحکام یافته سپس از جانب حکیمی آگاه به روشنى بیان شده است
  2. که جز خدا را نپرستید به راستى من از جانب او براى شما هشداردهنده و بشارتگرم
  3. و اینکه از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید (تا اینکه) شما را با بهره‌مندى نیکویى تا زمانى معین بهره‌مند سازد و به هر مستحق نعمتى از کرم خود عطا کند و اگر رویگردان شوید من از عذاب روزى بزرگ بر شما بیمناکم
  4. بازگشت‌شما به سوى خداست و او بر هر چیزى تواناست
  5. آگاه باشید که آنان دل می‌گردانند (و می‌کوشند) تا (راز خود را) از او نهفته دارند آگاه باشید آنگاه که آنان جامه‌هایشان را بر سر می‌کشند (خدا) آنچه را نهفته و آنچه را آشکار می‌دارند می‌داند زیرا او به اسرار سینه‌ها داناست
  6. و هیچ جنبنده‌اى در زمین نیست مگر (اینکه) روزیش بر عهده خداست و (او) قرارگاه و محل مردنش را می‌داند همه (اینها) در کتابى روشن (ثبت) است
  7. و اوست کسى که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود تا شما را بیازماید که کدام‌یک نیکوکارترید و اگر بگویى شما پس از مر‌گ برانگیخته خواهید شد قطعاً کسانى که کافر شده‌اند خواهند گفت این (ادعا) جز سحرى آشکار نیست
  8. و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تاخیر افکنیم حتما خواهند گفت چه چیز آن را باز می‌دارد آگاه باش روزى که (عذاب) به آنان برسد از ایشان بازگشتنى نیست و آنچه را که مسخره می‌کردند آنان را فرو خواهد گرفت
  9. و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانیم سپس آن را از وى سلب کنیم قطعاً نومید و ناسپاس خواهد بود
  10. و اگر پس از محنتى که به او رسیده نعمتى به او بچشانیم حتما خواهد گفت گرفتاریها از من دور شد بى‌گمان او شادمان و فخرفروش است
  11. مگر کسانى که شکیبایى ورزیده و کارهاى شایسته کرده‌اند (که) براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود
  12. و مبادا تو برخى از آنچه را که به سویت وحى می‌شود تر‌ک گویى و سینه‌ات بدان تنگ گردد که می‌گویند چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده یا فرشته‌اى با او نیامده است تو فقط هشداردهنده‌اى و خدا بر هر چیزى نگهبان است
  13. یا می‌گویند این (قرآن) را به دروغ ساخته است بگو اگر راست می‌گویید ده سوره برساخته‌شده مانند آن بیاورید و غیر از خدا هر که را می‌توانید فرا خوانید
  14. پس اگر شما را اجابت نکردند بدانید که آنچه نازل شده است به علم خداست و اینکه معبودى جز او نیست پس آیا شما گردن می‌نهید
  15. کسانى که زندگى دنیا و زیور آن را بخواهند (جزاى) کارهایشان را در آنجا به طور کامل به آنان می‌دهیم و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد
  16. اینان کسانى هستند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود و آنچه در آنجا کرده‌اند به هدر رفته و آنچه انجام می‌داده‌اند باطل گردیده است
  17. آیا کسى که از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از (خویشان) او پیرو آن است و پیش از وى (نیز) کتاب موسى راهبر و مایه رحمت بوده است (دروغ می‌بافد) آنان (که در جستجوى حقیقت‌اند) به آن می‌گروند و هر کس از گروه‌هاى (مخالف) به آن کفر ورزد آتش وعده‌گاه اوست پس در آن تردید مکن که آن حق است (و) از جانب پروردگارت (آمده است) ولى بیشتر مردم باور نمی‌کنند
  18. و چه کسى ستمکارتر از آن کس است که بر خدا دروغ بندد‪.‬ آنان بر پروردگارشان عرضه می‌شوند و گواهان خواهند گفت اینان بودند که بر پروردگارشان دروغ بستند هان لعنت‌ خدا بر ستمگران باد
  19. همانان که (مردم را) از راه خدا باز می‌دارند و آن را کج می‌شمارند و خود آخرت را باور ندارند
  20. آنان در زمین درمانده‌کنندگان (خدا) نیستند و جز خدا دوستانى براى آنان نیست عذاب براى آنان دو چندان می‌شود آنان توان شنیدن (حق را) نداشتند و (حق را) نمی‌دیدند
  21. اینانند که به خویشتن زیان زده و آنچه را به دروغ برساخته بودند از دست داده‌اند
  22. شک نیست که آنان در آخرت زیانکارترند
  23. بى‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و (با فروتنى) به سوى پروردگارشان آرام یافتند آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود
  24. مثل این دو گروه چون نابینا و کر (در مقایسه) با بینا و شنواست آیا در مثل یکسانند پس آیا پند نمی‌گیرید
  25. و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم (گفت) من براى شما هشداردهنده‌اى آشکارم
  26. که جز خدا را نپرستید زیرا من از عذاب روزى سهمگین بر شما بیمناکم
  27. پس سران قومش که کافر بودند گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمی‌بینیم و جز (جماعتى از) فرومایگان ما آن هم نسنجیده نمی‌بینیم کسى تو را پیروى کرده باشد و شما را بر ما امتیازى نیست بلکه شما را دروغگو می‌دانیم
  28. گفت اى قوم من به من بگویید اگر از طرف پروردگارم حجتى روشن داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتى بخشیده باشد که بر شما پوشیده است آیا ما (باید) شما را در حالى که بدان اکراه دارید به آن وادار کنیم
  29. و اى قوم من بر این (رسالت) مالى از شما درخواست نمی‌کنم مزد من جز بر عهده خدا نیست و کسانى را که ایمان آورده‌اند طرد نمی‌کنم قطعاً آنان پروردگارشان را دیدار خواهند کرد ولى شما را قومی می‌بینم که نادانى می‌کنید
  30. و اى قوم من اگر آنان را برانم چه کسى مرا در برابر خدا یارى خواهد کرد آیا عبرت نمی‌گیرید
  31. و به شما نمی‌گویم که گنجینه‌هاى خدا پیش من است و غیب نمی‌دانم و نمی‌گویم که من فرشته‌ام و در باره کسانى که دیدگان شما به خوارى در آنان می‌نگرد نمی‌گویم خدا هرگز خیرشان نمی‌دهد خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‌تر است (اگر جز این بگویم) من در آن صورت از ستمکاران خواهم بود
  32. گفتند اى نوح واقعا با ما جدال کردى و بسیار (هم) جدال کردى پس اگر از راستگویانى آنچه را (از عذاب خدا) به ما وعده می‌دهى براى ما بیاور
  33. گفت تنها خداست که اگر بخواهد آن را براى شما می‌آورد و شما عاجز کننده (او) نخواهید بود
  34. و اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى که خدا بخواهد شما را بیراه گذارد اندرز من شما را سودى نمی‌بخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانیده می‌شوید
  35. یا (در باره قرآن) می‌گویند آن را بربافته است بگو اگر آن را به دروغ سر هم کرده‌ام گناه من بر عهده خود من است و(لى) من از جرمی که به من نسبت می‌دهید برکنارم
  36. و به نوح وحى شد که از قوم تو جز کسانى که (تاکنون) ایمان آورده‌اند هرگز (کسى) ایمان نخواهد آورد پس از آنچه می‌کردند غمگین مباش
  37. و زیر نظر ما و (به) وحى ما کشتى را بساز و در باره کسانى که ستم کرده‌اند با من سخن مگوى چرا که آنان غرق شدنى‌اند
  38. و (نوح) کشتى را می‌ساخت و هر بار که اشرافى از قومش بر او می‌گذشتند او را مسخره می‌کردند می‌گفت اگر ما را مسخره می‌کنید ما (نیز) شما را همان گونه که مسخره می‌کنید مسخره خواهیم کرد
  39. به زودى خواهید دانست چه کسى را عذابى خوارکننده درمی‌رسد و بر او عذابى پایدار فرود می‌آید
  40. تا آنگاه که فرمان ما دررسید و تنور فوران کرد. فرمودیم در آن (کشتى) از هر حیوانى یک جفت با کسانت مگر کسى که قبلا در باره او سخن رفته است و کسانى که ایمان آورده‌اند حمل کن و با او جز (عده) اندکى ایمان نیاورده بودند
  41. و (نوح) گفت در آن سوار شوید به نام خداست روان‌شدنش و لنگرانداختنش بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است
  42. و آن (کشتى) ایشان را در میان موجى کوه‌آسا می‌برد و نوح پسرش را که در کنارى بود بانگ درداد اى پسر‌ک من با ما سوار شو و با کافران مباش
  43. گفت به زودى به کوهى پناه می‌جویم که مرا از آب در امان نگاه می‌دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هیچ نگاهدارنده‌اى نیست مگر کسى که (خدا بر او) رحم کند و موج میان آن دو حایل شد و (پسر) از غرق‌شدگان گردید
  44. و گفته شد اى زمین آب خود را فرو بر و اى آسمان (از باران) خوددارى کن و آب فرو کاست و فرمان گزارده شده و (کشتى) بر جودى قرار گرفت و گفته شد مر‌گ بر قوم ستمکار
  45. و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از کسان من است و قطعاً وعده تو راست است و تو بهترین داورانى
  46. فرمود اى نوح او در حقیقت از کسان تو نیست او (داراى) کردارى ناشایسته است پس چیزى را که بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز می‌دهم که مبادا از نادانان باشى
  47. گفت پروردگارا من به تو پناه می‌برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم و اگر مرا نیامرزى و به من رحم نکنى از زیانکاران باشم
  48. گفته شد اى نوح با درودى از ما و برکتهایى بر تو و بر گروههایى که با تواند فرود آى و گروههایى هستند که به زودى برخوردارشان می‌کنیم سپس از جانب ما عذابى دردنا‌ک به آنان می‌رسد
  49. این از خبرهاى غیب است که آن را به تو وحى می‌کنیم پیش از این نه تو آن را می‌دانستى و نه قوم تو پس شکیبا باش که فرجام (نیک) از آن تقواپیشگان است
  50. و به سوى (قوم) عاد برادرشان هود را (فرستادیم هود) گفت اى قوم من خدا را بپرستید جز او هیچ معبودى براى شما نیست‌شما فقط دروغ پردازید
  51. اى قوم من براى این (رسالت) پاداشى از شما درخواست نمی‌کنم پاداش من جز بر عهده کسى که مرا آفریده است نیست پس آیا نمی‌اندیشید
  52. و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید (تا) از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید و تبهکارانه روى بر مگردانید
  53. گفتند اى هود براى ما دلیل روشنى نیاوردى و ما براى سخن تو دست از خدایان خود برنمی‌داریم و تو را باور نداریم
  54. (چیزى) جز این نمی‌گوییم که بعضى از خدایان ما به تو آسیبى رسانده‌اند گفت من خدا را گواه می‌گیرم و شاهد باشید که من از آنچه جز او شریک وى می‌گیرید بیزارم
  55. پس همه شما در کار من نیرنگ کنید و مرا مهلت مدهید
  56. در حقیقت من بر خدا پروردگار خودم و پروردگار شما توکل کردم هیچ جنبنده‌اى نیست مگر اینکه او مهار هستى‌اش را در دست دارد به راستى پروردگار من بر راه راست است
  57. پس اگر روى بگردانید به یقین آنچه را که به منظور آن به سوى شما فرستاده شده بودم به شما رسانیدم و پروردگارم قومی جز شما را جانشین (شما) خواهد کرد و به او هیچ زیانى نمی‌رسانید در حقیقت پروردگارم بر هر چیزى نگاهبان است
  58. و چون فرمان ما دررسید هود و کسانى را که با او گرویده بودند به رحمتى از جانب خود نجات بخشیدیم و آنان را از عذابى سخت رهانیدیم
  59. و این (قوم) عاد بود که آیات پروردگارشان را انکار کردند و فرستادگانش را نافرمانى نمودند و به دنبال فرمان هر زورگوى ستیزه‌جوى رفتند
  60. و (سرانجام) در این دنیا و روز قیامت لعنت بدرقه (راه) آنان گردید آگاه باشید که عادیان به پروردگارشان کفر ورزیدند هان مر‌گ بر عادیان قوم هود
  61. و به سوى (قوم) ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت اى قوم من خدا را بپرستید براى شما هیچ معبودى جز او نیست او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را استقرار داد پس از او آمرزش بخواهید آنگاه به درگاه او توبه کنید که پروردگارم نزدیک (و) اجابت‌کننده است
  62. گفتند اى صالح به راستى تو پیش از این میان ما مایه امید بودى آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند باز می‌دارى و بى‌گمان ما از آنچه تو ما را بدان می‌خوانى سخت دچار شکیم
  63. گفت اى قوم من چه بینید اگر (در این دعوا) بر حجتى روشن از پروردگار خود باشم و از جانب خود رحمتى به من داده باشد پس اگر او را نافرمانى کنم چه کسى در برابر خدا مرا یارى می‌کند در نتیجه شما جز بر زیان من نمی‌افزایید
  64. و اى قوم من این ماده‌شتر خداست که براى شما پدیده‌اى شگرف است پس بگذارید او در زمین خدا بخورد و آسیبش مرسانید که شما را عذابى زودرس فرو می‌گیرد
  65. پس آن (ماده‌شتر) را پى کردند و (صالح) گفت‌سه روز در خانه‌هایتان برخوردار شوید این وعده‌اى بى‌دروغ است
  66. پس چون فرمان ما در رسید صالح و کسانى را که با او ایمان آورده بودند به رحمت‌خود رهانیدیم و از رسوایى آن روز (نجات دادیم) به یقین پروردگار تو همان نیرومند شکست‌ناپذیر است
  67. و کسانى را که ستم ورزیده بودند آن بانگ (مر‌گبار) فرا گرفت و در خانه‌هایشان از پا درآمدند
  68. گویا هرگز در آن (خانه‌ها) نبوده‌اند آگاه باشید که ثمودیان به پروردگارشان کفر ورزیدند هان مر‌گ بر ثمود
  69. و به راستى فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند سلام گفتند پاسخ داد سلام و دیرى نپایید که گوساله‌اى بریان آورد
  70. و چون دید دستهایشان به غذا دراز نمی‌شود آنان را ناشناس یافت و از ایشان ترسى بر دل گرفت گفتند مترس ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‌ایم
  71. و زن او ایستاده بود خندید پس وى را به اسحاق و از پى اسحاق به یعقوب مژده دادیم
  72. (همسر ابراهیم) گفت اى واى بر من آیا فرزند آورم با آنکه من پیرزنم و این شوهرم پیرمرد است واقعا این چیز بسیار عجیبى است
  73. گفتند آیا از کار خدا تعجب می‌کنى رحمت‌خدا و برکات او بر شما خاندان (رسالت) باد بى‌گمان او ستوده‌اى بزرگوار است
  74. پس وقتى ترس ابراهیم زایل شد و مژده (فرزنددار شدن) به او رسید در باره قوم لوط با ما (به قصد شفاعت) چون و چرا می‌کرد
  75. زیرا ابراهیم بردبار و نرمدل و بازگشت‌کننده (به سوى خدا) بود
  76. اى ابراهیم از این (چون و چرا) روى برتاب که فرمان پروردگارت آمده و براى آنان عذابى که بى‌بازگشت است‌ خواهد آمد
  77. و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به (آمدن) آنان ناراحت و دستش از حمایت ایشان کوتاه شد و گفت امروز روزى سخت است
  78. و قوم او شتابان به سویش آمدند و پیش از آن کارهاى زشت می‌کردند (لوط) گفت اى قوم من اینان دختران منند آنان براى شما پاکیزه‌ترند پس از خدا بترسید و مرا در کار مهمانانم رسوا مکنید آیا در میان شما آدمی عقل‌رس پیدا نمی‌شود
  79. گفتند تو خوب می‌دانى که ما را به دخترانت‌حاجتى نیست و تو خوب می‌دانى که ما چه می‌خواهیم
  80. (لوط) گفت کاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم یا به تکیه‌گاهى استوار پناه می‌جستم
  81. گفتند اى لوط ما فرستادگان پروردگار توییم آنان هرگز به تو دست نخواهند یافت پس پاسى از شب گذشته خانواده‌ات را حرکت ده و هیچ کس از شما نباید واپس بنگرد مگر زنت که آنچه به ایشان رسد به او (نیز) خواهد رسید بى‌گمان وعده‌گاه آنان صبح است مگر صبح نزدیک نیست
  82. پس چون فرمان ما آمد آن (شهر) را زیر و زبر کردیم و سنگ‌پاره‌هایى از (نوع) سنگ گلهاى لایه لایه بر آن فرو ریختیم
  83. (سنگهایى) که نزد پروردگارت نشان‌زده بود و (خرابه‌هاى) آن از ستمگران چندان دور نیست
  84. و به سوى (اهل) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم) گفت اى قوم من خدا را بپرستید براى شما جز او معبودى نیست و پیمانه و ترازو را کم مکنید به راستى شما را در نعمت می‌بینم و(لى) از عذاب روزى فراگیر بر شما بیمناکم
  85. و اى قوم من پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید و حقوق مردم را کم مدهید و در زمین به فساد سر برمدارید
  86. اگر مؤمن باشید باقیمانده (حلال) خدا براى شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نیستم
  87. گفتند اى شعیب آیا نماز تو به تو دستور می‌دهد که آنچه را پدران ما می‌پرستیده‌اند رها کنیم یا در اموال خود به میل خود تصرف نکنیم راستى که تو بردبار فرزانه‌اى
  88. گفت اى قوم من بیندیشید اگر از جانب پروردگارم دلیل روشنى داشته باشم و او از سوى خود روزى نیکویى به من داده باشد (آیا باز هم از پرستش او دست بردارم) من نمی‌خواهم در آنچه شما را از آن باز می‌دارم با شما مخالفت کنم (و خود مرتکب آن شوم) من قصدى جز اصلاح (جامعه) تا آنجا که بتوانم ندارم و توفیق من جز به (یارى) خدا نیست بر او توکل کرده‌ام و به سوى او بازمی‌گردم
  89. و اى قوم من زنهار تا مخالفت‌شما با من شما را بدانجا نکشاند که (بلایى) مانند آنچه به قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح رسید به شما (نیز) برسد و قوم لوط از شما چندان دور نیست
  90. و از پروردگار خود آمرزش بخواهید سپس به درگاه او توبه کنید که پروردگار من مهربان و دوستدار (بندگان) است
  91. گفتند اى شعیب بسیارى از آنچه را که می‌گویى نمی‌فهمیم و واقعا تو را در میان خود ضعیف می‌بینیم و اگر عشیره تو نبود قطعاً سنگسارت می‌کردیم و تو بر ما پیروز نیستى
  92. گفت اى قوم من آیا عشیره من پیش شما از خدا عزیزتر است که او را پشت‌سر خود گرفته‌اید (و فراموشش کرده‌اید) در حقیقت پروردگار من به آنچه انجام می‌دهید احاطه دارد
  93. و اى قوم من شما بر حسب امکانات خود عمل کنید من (نیز) عمل می‌کنم به زودى خواهید دانست که عذاب رسواکننده بر چه کسى فرود می‌آید و دروغگو کیست و انتظار برید که من (هم) با شما منتظرم
  94. و چون فرمان ما آمد شعیب و کسانى را که با او ایمان آورده بودند به رحمتى از جانب خویش نجات دادیم و کسانى را که ستم کرده بودند فریاد (مر‌گبار) فرو گرفت و در خانه‌هایشان از پا درآمدند
  95. گویى در آن (خانه‌ها) هرگز اقامت نداشته‌اند هان مر‌گ بر (مردم) مدین همان گونه که ثمود هلا‌ک شدند
  96. و به راستى موسى را با آیات خود و حجتى آشکار
  97. به سوى فرعون و سران (قوم) وى فرستادیم ولى (سران) از فرمان فرعون پیروى کردند و فرمان فرعون صواب نبود
  98. روز قیامت پیشاپیش قومش می‌رود و آنان را به آتش درمی‌آورد و (دوزخ) چه منزلگاه بدى براى واردان است
  99. و در این دنیا و روز قیامت به لعنت بدرقه شدند و چه بد عطایى نصیب آنان می‌شود
  100. این از خبرهاى آن شهرهاست که آن را بر تو حکایت می‌کنیم بعضى از آنها (هنوز) بر سر پا هستند و (بعضى) بر باد رفته‌اند
  101. و ما به آنان ستم نکردیم ولى آنان به خودشان ستم کردند پس چون فرمان پروردگارت آمد خدایانى که به جاى خدا(ى حقیقى) می‌خواندند هیچ به کارشان نیامد و جز بر هلاکت آنان نیفزود
  102. و این گونه بود مواخذه پروردگارت وقتى شهرها را در حالى که ستمگر بودند (به قهر) می‌گرفت آرى مواخذه او دردنا‌ک و سخت است
  103. قطعاً در این (یادآوریها) براى کسى که از عذاب آخرت می‌ترسد عبرتى است آن (روز) روزى است که مردم را براى آن گرد می‌آورند و آن (روز) روزى است که (جملگى در آن) حاضر می‌شوند
  104. و ما آن را جز تا زمان معینى به تاخیر نمی‌افکنیم
  105. روزى (است) که چون فرا رسد هیچ کس جز به اذن وى سخن نگوید آنگاه بعضى از آنان تیره‌بختند و (برخى) نیکبخت
  106. و اما کسانى که تیره‌بخت‌شده‌اند در آتش فریاد و ناله‌اى دارند
  107. تا آسمانها و زمین برجاست در آن ماندگار خواهند بود مگر آنچه پروردگارت بخواهد زیرا پروردگار تو همان کند که خواهد
  108. و اما کسانى که نیکبخت‌شده‌اند تا آسمانها و زمین برجاست در بهشت جاودانند مگر آنچه پروردگارت بخواهد (که این) بخششى است که بریدنى نیست
  109. پس در باره آنچه آنان (=مشرکان) می‌پرستند در تردید مباش. آنان جز همان گونه که قبلا پدرانشان می‌پرستیدند نمی‌پرستند و ما بهره ایشان را تمام و ناکاسته خواهیم داد
  110. و به حقیقت ما به موسى کتاب (آسمانى) دادیم پس در مورد آن اختلاف شد و اگر از جانب پروردگارت وعده‌اى پیشى نگرفته بود قطعاً میان آنها داورى شده بود و بى گمان آنان در باره آن در شکى بهتان‌آمیزند
  111. و قطعاً پروردگارت (نتیجه) اعمال هر یک را به تمام (و کمال) به آنان خواهد داد چرا که او به آنچه انجام می‌دهند آگاه است
  112. پس همان گونه که دستور یافته‌اى ایستادگى کن و هر که با تو توبه کرده (نیز چنین کند) و طغیان مکنید که او به آنچه انجام می‌دهید بیناست
  113. و به کسانى که ستم کرده‌اند متمایل مشوید که آتش (دوزخ) به شما می‌رسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام یارى نخواهید شد
  114. و در دو طرف روز (=اول و آخر آن) و نخستین ساعات شب نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان می‌برد این براى پندگیرندگان پندى است
  115. و شکیبا باش که خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌گرداند
  116. پس چرا از نسلهاى پیش از شما خردمندانى نبودند که (مردم را) از فساد در زمین باز دارند جز اندکى از کسانى که از میان آنان نجاتشان دادیم و کسانى که ستم کردند به دنبال ناز و نعمتى که در آن بودند رفتند و آنان بزهکار بودند
  117. و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است که شهرهایى را که مردمش اصلاحگرند به ستم هلا‌ک کند
  118. و اگر پروردگار تو می‌خواست قطعاً همه مردم را امت واحدى قرار می‌داد در حالى که پیوسته در اختلافند
  119. مگر کسانى که پروردگار تو به آنان رحم کرده و براى همین آنان را آفریده است و وعده پروردگارت (چنین) تحقق پذیرفته است (که) البته جهنم را از جن و انس یکسره پر خواهم کرد
  120. و هر یک از سرگذشتهاى پیامبران (خود) را که بر تو حکایت می‌کنیم چیزى است که دلت را بدان استوار می‌گردانیم و در اینها حقیقت براى تو آمده و براى مؤمنان اندرز و تذکرى است
  121. و به کسانى که ایمان نمی‌آورند بگو شما هر چه بتوانید به زشتکاری و معصیت خدا بپردازید که ما (هم) به کار طاعت مشغول خواهیم بود
  122. و منتظر باشید که ما (نیز) منتظر خواهیم بود
  123. و نهان آسمانها و زمین از آن خداست و تمام کارها به او بازگردانده می‌شود پس او را پرستش کن و بر او توکل نماى و پروردگار تو از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست

فصل ١٢.  یوسف

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام راء این است آیات کتاب روشنگر
  2. ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم باشد که بیندیشید
  3. ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم بر تو حکایت میکنیم و تو قطعاً پیش از آن از بیخبران بودى
  4. (یاد کن) زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من (در خواب) یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم دیدم (آنها) براى من سجده می‌کنند
  5. (یعقوب) گفت اى پسر‌ک من خوابت را براى برادرانت حکایت مکن که براى تو نیرنگى میاندیشند زیرا شیطان براى آدمی دشمنى آشکار است
  6. و این چنین پروردگارت تو را برمیگزیند و از تعبیر خوابها به تو میآموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام میکند همان گونه که قبلا بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد در حقیقت پروردگار تو داناى حکیم است
  7. به راستى در (سرگذشت) یوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرت‌هاست
  8. هنگامی که (برادران او) گفتند یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما که جمعى نیرومند هستیم دوستداشتنی ترند قطعاً پدر ما در گمراهى آشکارى است
  9. (یکى گفت) یوسف را بکشید یا او را به سرزمینى بیندازید تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمی شایسته باشید
  10. گویندهاى از میان آنان گفت یوسف را مکشید اگر کارى میکنید او را در نهانخانه چاه بیفکنید تا برخى از مسافران او را برگیرند
  11. گفتند اى پدر تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمیدانى در حالى که ما خیرخواه او هستیم
  12. فردا او را با ما بفرست تا (در چمن) بگردد و بازى کند و ما به خوبى نگهبان او خواهیم بود
  13. گفت اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین میکند و میترسم از او غافل شوید و گر‌گ او را بخورد
  14. گفتند اگر گر‌گ او را بخورد با اینکه ما گروهى نیرومند هستیم در آن صورت ما قطعاً (مردمی) بی‌مقدار خواهیم بود
  15. پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند (چنین کردند) و به او وحى کردیم که قطعاً آنان را از این کارشان در حالى که نمیدانند با خبر خواهى کرد
  16. و شامگاهان گریان نزد پدر خود (باز) آمدند
  17. گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم آنگاه گر‌گ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمی‌دارى
  18. و پیراهنش را (آغشته) به خونى دروغین آوردند (یعقوب) گفت (نه) بلکه نفس شما کارى (بد) را براى شما آراسته است اینک صبرى نیکو (براى من بهتر است) و بر آنچه توصیف میکنید خدا یاریده است
  19. و کاروانى آمد پس آب آور خود را فرستادند و دلوش را انداخت گفت مژده این یک پسر است و او را چون کالایى پنهان داشتند و خدا به آنچه میکردند دانا بود
  20. و او را به بهاى ناچیزى چند درهم فروختند و در آن بیرغبت بودند
  21. و آن کس که او را از مصر خریده بود به همسرش گفت نیکش بدار شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین مکانت بخشیدیم تا به او تاویل خوابها را بیاموزیم و خدا بر کار خویش چیره است ولى بیشتر مردم نمی‌دانند
  22. و چون به حد رشد رسید او را حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم
  23. و آن (بانو) که وى در خانهاش بود خواست از او کام گیرد و درها را (پیاپى) چفت کرد و گفت بیا که از آن توام (یوسف) گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعاً ستمکاران رستگار نمی‌شوند
  24. و در حقیقت (آن زن) آهنگ وى کرد و (یوسف نیز) اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او میکرد چنین (کردیم) تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود
  25. و آن دو به سوى در بر یکدیگر سبقت گرفتند و (آن زن) پیراهن او را از پشت بدرید و در آستانه در آقاى آن زن را یافتند، آن گفت کیفر کسى که قصد بد به خانواده تو کرده چیست جز اینکه زندانى یا (دچار) عذابى دردنا‌ک شود
  26. (یوسف) گفت او از من کام خواست و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد اگر پیراهن او از جلو چا‌ک خورده زن راست گفته و او از دروغگویان است
  27. و اگر پیراهن او از پشت دریده شده زن دروغ گفته و او از راستگویان است
  28. پس چون (شوهرش) دید پیراهن او از پشت چا‌ک خورده است گفت بیشک این از نیرنگ شما (زنان) است که نیرنگ شما (زنان) بزرگ است
  29. اى یوسف از این (پیشامد) روى بگردان و تو (اى زن) براى گناه خود آمرزش بخواه که تو از خطاکاران بوده‌اى
  30. و (دسته‌اى از) زنان در شهر گفتند زن عزیز از غلام خود کام خواسته و سخت خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشکارى می‌بینیم
  31. پس چون (همسر عزیز) از مکرشان اطلاع یافت نزد آنان (کسى) فرستاد و محفلى برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنان (میوه و) کاردى داد و (به یوسف) گفت بر آنان درآى پس چون (زنان) او را دیدند وى را بس شگرف یافتند و (از شدت هیجان) دستهاى خود را بریدند و گفتند منزه است خدا این بشر نیست این جز فرشته‌اى بزرگوار نیست
  32. (زلیخا) گفت این همان است که در باره او سرزنشم میکردید آرى من از او کام خواستم و(لى) او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور میدهم نکند قطعاً زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گردید
  33. (یوسف) گفت پروردگارا زندان براى من دوست داشتنی‌تر است از آنچه مرا به آن میخوانند و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى به سوى آنان خواهم گرایید و از (جمله) نادانان خواهم شد
  34. پس پروردگارش (دعاى) او را اجابت کرد و نیرنگ آنان را از او بگردانید آرى او شنواى داناست
  35. آنگاه پس از دیدن آن نشانه‌ها به نظرشان آمد که او را تا چندى به زندان افکنند
  36. و دو جوان با او به زندان درآمدند (روزى) یکى از آن دو گفت من خویشتن را (به خواب) دیدم که (انگور براى) شراب میفشارم و دیگرى گفت من خود را (به خواب) دیدم که بر روى سرم نان میبرم و پرندگان از آن میخورند به ما از تعبیرش خبر ده که ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم
  37. گفت من شما را پیش از آنکه طعام آید و تناول کنید به تعبیر خوابتان آگاه می سازم که این از چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است من آیین قومی را که به خدا اعتقاد ندارند و منکر آخرتند رها کرده‌ام
  38. و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى نموده‌ام براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خدا کنیم این از عنایت خدا بر ما و بر مردم است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمی‌کنند
  39. اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر
  40. شما به جاى او جز نامهایى (چند) را نمیپرستید که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‌اید و خدا دلیلى بر (حقانیت) آنها نازل نکرده است فرمان جز براى خدا نیست دستور داده که جز او را نپرستید این است دین درست ولى بیشتر مردم نمی‌دانند
  41. اى دو رفیق زندانیم اما یکى از شما به آقاى خود باده مینوشاند و اما دیگرى به دار آویخته میشود و پرندگان از (مغز) سرش می‌خورند امرى که شما دو تن از من جویا شدید تحقق یافت
  42. و (یوسف) به آن کس از آن دو که گمان میکرد خلاص میشود گفت مرا نزد آقاى خود به یاد آور و(لى) شیطان یادآورى به آقایش را از یاد او برد در نتیجه چند سالى در زندان ماند
  43. و پادشاه (مصر) گفت من (در خواب) دیدم هفت گاو فربه است که هفت (گاو) لاغر آنها را میخورند و هفتخوشه سبز و (هفت خوشه) خشکیده دیگر اى سران قوم اگر خواب تعبیر میکنید در باره خواب من به من نظر دهید
  44. گفتند خوابهایى است پریشان و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم
  45. و آن کس از آن دو (زندانى) که نجات یافته و پس از چندى (یوسف را) به خاطر آورده بود گفت مرا به (زندان) بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم
  46. اى یوسف اى مرد راستگوى در باره (این خواب که) هفت گاو فربه هفت (گاو) لاغر آنها را میخورند و هفتخوشه سبز و (هفت خوشه) خشکیده دیگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شاید آنان (تعبیرش را) بدانند
  47. گفت هفت سال پى در پى میکارید و آنچه را درویدید جز اندکى را که میخورید در خوشه‌اش واگذارید
  48. آنگاه پس از آن هفت سال قحطی می‌آید که آنچه را براى آن (سالها) از پیش نهاده‌اید جز اندکى را که ذخیره میکنید همه را خواهند خورد
  49. آنگاه پس از آن سالى فرا میرسد که به مردم در آن (سال) باران میرسد و در آن آب میوه می‌گیرند
  50. و پادشاه گفت او را نزد من آورید پس هنگامی که آن فرستاده نزد وى آمد (یوسف) گفت نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس که حال آن زنانى که دستهاى خود را بریدند چگونه است زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است
  51. (پادشاه) گفت وقتى از یوسف کام (می)خواستید چه منظور داشتید زنان گفتند منزه است خدا ما گناهى بر او نمیدانیم همسر عزیز گفت اکنون حقیقت آشکار شد من (بودم که) از او کام خواستم و بیشک او از راستگویان است
  52. (یوسف گفت) این (درخواست اعاده حیثیت) براى آن بود که (عزیز) بداند من در نهان به او خیانت نکردم و خدا نیرنگ خائنان را به جایى نمی‌رساند
  53. و من نفس خود را تبرئه نمیکنم چرا که نفس قطعاً به بدى امر میکند مگر کسى را که خدا رحم کند زیرا پروردگار من آمرزنده مهربان است
  54. و پادشاه گفت او را نزد من آورید تا وى را خاص خود کنم پس چون با او سخن راند گفت تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى
  55. (یوسف) گفت مرا بر خزانه‌هاى این سرزمین بگمار که من نگهبانى دانا هستم
  56. و بدین گونه یوسف را در سرزمین (مصر) قدرت دادیم که در آن هر جا که می خواست سکونت میکرد هر که را بخواهیم به رحمت خود میرسانیم و اجر نیکوکاران را تباه نمی‌سازیم
  57. و البته اجر آخرت براى کسانى که ایمان آورده و پرهیزگارى مینمودند بهتر است
  58. و برادران یوسف آمدند و بر او وارد شدند (او) آنان را شناخت ولى آنان او را نشناختند
  59. و چون آنان را به خوار و بارشان مجهز کرد گفت برادر پدرى خود را نزد من آورید مگر نمیبینید که من پیمانه را تمام میدهم و من بهترین میزبانانم
  60. پس اگر او را نزد من نیاوردید براى شما نزد من پیمانه‌اى نیست و به من نزدیک نشوید
  61. گفتند او را با نیرنگ از پدرش خواهیم خواست و محققا این کار را خواهیم کرد
  62. و (یوسف) به غلامان خود گفت سرمایه‌هاى آنان را در بارهایشان بگذارید شاید وقتى به سوى خانواده خود برمیگردند آن را بازیابند امید که آنان بازگردند
  63. پس چون به سوى پدر خود بازگشتند گفتند اى پدر پیمانه از ما منع شد برادرمان را با ما بفرست تا پیمانه بگیریم و ما نگهبان او خواهیم بود
  64. (یعقوب) گفت آیا همان گونه که شما را پیش از این بر برادرش امین گردانیدم بر او امین سازم پس خدا بهترین نگهبان است و اوست مهربانترین مهربانان
  65. و هنگامی که بارهاى خود را گشودند دریافتند که سرمایه‌شان بدانها بازگردانیده شده است گفتند اى پدر (دیگر) چه میخواهیم این سرمایه ماست که به ما بازگردانیده شده است قوت خانواده خود را فراهم و برادرمان را نگهبانى میکنیم و (با بردن او) یک بار شتر میافزاییم و این (پیمانه اضافى نزد عزیز) پیمانه‌اى ناچیز است
  66. گفت هرگز او را با شما نخواهم فرستاد تا با من با نام خدا پیمان استوارى ببندید که حتما او را نزد من باز آورید مگر آنکه گرفتار (حادثه‌اى) شوید پس چون پیمان خود را با او استوار کردند (یعقوب) گفت خدا بر آنچه می‌گوییم وکیل است
  67. و گفت اى پسران من (همه) از یک دروازه (به شهر) در نیایید بلکه از دروازههاى مختلف وارد شوید و من (با این سفارش) چیزى از (قضاى) خدا را از شما دور نمیتوانم داشت فرمان جز براى خدا نیست بر او توکل کردم و توکل کنندگان باید بر او توکل کنند
  68. و چون همان گونه که پدرانشان به آنان فرمان داده بود وارد شدند (این کار) چیزى را در برابر خدا از آنان برطرف نمیکرد جز اینکه یعقوب نیازى را که در دلش بود برآورد و بیگمان او از (برکت) آنچه بدو آموخته بودیم داراى دانشى (فراوان) بود ولى بیشتر مردم نمیدانند
  69. و هنگامی که بر یوسف وارد شدند برادرش (بنیامین) را نزد خود جاى داد (و) گفت من برادر تو هستم بنابراین از آنچه (برادران) میکردند غمگین مباش
  70. پس هنگامی که آنان را به خوار و بارشان مجهز کرد جامی را در بار برادرش نهاد سپس (به دستور او) ندا کننده‌اى بانگ درداد اى کاروانیان قطعاً شما دزد هستید
  71. (برادران) در حالى که به آنان روى کردند گفتند چه گم کرده‌اید
  72. گفتند جام شاه را گم کرده‌ایم و براى هر کس که آن را بیاورد یک بار شتر خواهد بود و (متصدى گفت) من ضامن آنم
  73. گفتند به خدا سوگند شما خوب میدانید که ما نیامده‌ایم در این سرزمین فساد کنیم و ما دزد نبوده‌ایم
  74. گفتند پس اگر دروغ بگویید کیفرش چیست
  75. گفتندکیفرش (همان) کسى است که (جام) در بار او پیدا شود پس کیفرش خود اوست ما ستمکاران را این گونه کیفر می‌دهیم
  76. پس (یوسف) به (بازرسى) بارهاى آنان پیش از بار برادرش پرداخت آنگاه آن را از بار برادرش (بنیامین) در آورد این گونه به یوسف شیوه آموختیم (چرا که) او در آیین پادشاه نمیتوانست برادرش را بازداشت کند مگر اینکه خدا بخواهد (و چنین راهى بدو بنماید) درجات کسانى را که بخواهیم بالا میبریم و فوق هر صاحب دانشى دانشورى است
  77. گفتند اگر او دزدى کرده پیش از این (نیز) برادرش دزدى کرده است یوسف این (سخن) را در دل خود پنهان داشت و آن را برایشان آشکار نکرد (ولى) گفت موقعیت شما بدتر (از او)ست و خدا به آنچه وصف میکنید داناتر است
  78. گفتند اى عزیز او پدرى پیر سالخورده دارد بنابراین یکى از ما را به جاى او بگیر که ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم
  79. گفت پناه به خدا که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته‌ایم بازداشت کنیم زیرا در آن صورت قطعاً ستمکار خواهیم بود
  80. پس چون از او نومید شدند رازگویان کنار کشیدند بزرگشان گفت مگر نمیدانید که پدرتان با نام خدا پیمانى استوار از شما گرفته است و قبلا (هم) در باره یوسف تقصیر کردید هرگز از این سرزمین نمیروم تا پدرم به من اجازه دهد یا خدا در حق من داورى کند و او بهترین داوران است
  81. پیش پدرتان بازگردید و بگویید اى پدر پسرت دزدى کرده و ما جز آنچه میدانیم گواهى نمیدهیم و ما نگهبان غیب نبودیم
  82. و از (مردم) شهرى که در آن بودیم و کاروانى که در میان آن آمدیم جویا شو و ما قطعاً راست می‌گوییم
  83. (یعقوب) گفت (چنین نیست) بلکه نفس شما امرى (نادرست) را براى شما آراسته است پس (صبر من) صبرى نیکوست امید که خدا همه آنان را به سوى من (باز) آورد که او داناى حکیم است
  84. و از آنان روى گردانید و گفت اى دریغ بر یوسف و در حالى که اندوه خود را فرو میخورد چشمانش از اندوه سپید شد
  85. (پسران او) گفتند به خدا سوگند که پیوسته یوسف را یاد میکنى تا بیمار شوى یا هلا‌ک گردى
  86. گفت من شکایت غم و اندوه خود را پیش خدا میبرم و از (عنایت) خدا چیزى میدانم که شما نمی‌دانید
  87. اى پسران من بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا نومید مباشید زیرا جز گروه کافران کسى از رحمت خدا نومید نمی‌شود
  88. پس چون (برادران) بر او وارد شدند گفتند اى عزیز به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایه‌اى ناچیز آورده‌ایم بنابراین پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن که خدا صدقه دهندگان را پاداش میدهد
  89. گفت آیا دانستید وقتى که نادان بودید با یوسف و برادرش چه کردید
  90. گفتند آیا تو خود یوسفى گفت (آرى) من یوسفم و این برادر من است به راستى خدا بر ما منت نهاده است بیگمان هر که تقوا و صبر پیشه کند خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیکند
  91. گفتند به خدا سوگند که واقعا خدا تو را بر ما برترى داده است و ما خطاکار بودیم
  92. (یوسف) گفت امروز بر شما سرزنشى نیست خدا شما را میآمرزد و او مهربانترین مهربانان است
  93. این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید (تا) بینا شود و همه کسان خود را نزد من آورید
  94. و چون کاروان رهسپار شد پدرشان گفت اگر مرا به کمخردى نسبت ندهید بوى یوسف را می‌شنوم
  95. گفتند به خدا سوگند که تو سخت در گمراهى دیرین خود هستى
  96. پس چون مژده رسان آمد آن (پیراهن) را بر چهره او انداخت پس بینا گردید گفت آیا به شما نگفتم که بی‌شک من از (عنایت) خدا چیزهایى میدانم که شما نمی‌دانید
  97. گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه که ما خطاکار بودیم
  98. گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش میخواهم که او همانا آمرزنده مهربان است
  99. پس چون بر یوسف وارد شدند پدر و مادر خود را در کنار خویش گرفت و گفت انشاء الله با (امن و) امان داخل مصر شوید
  100. و پدر و مادرش را به تخت برنشانید و (همه آنان) پیش او به سجده درافتادند و (یوسف) گفت اى پدر این است تعبیر خواب پیشین من به یقین پروردگارم آن را راست گردانید و به من احسان کرد آنگاه که مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بیابان (کنعان به مصر) باز آورد پس از آنکه شیطان میان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زیرا که او داناى حکیم است
  101. پروردگارا تو به من دولت دادى و از تعبیر خوابها به من آموختى اى پدیدآورنده آسمانها و زمین تنها تو در دنیا و آخرت مولاى منى مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما
  102. این (ماجرا) از خبرهاى غیب است که به تو وحى میکنیم و تو هنگامی که آنان همداستان شدند و نیرنگ میکردند نزدشان نبودى
  103. و بیشتر مردم هر چند آرزومند باشى ایمان‌آورنده نیستند
  104. و تو بر این (کار) پاداشى از آنان نمیخواهى آن (قرآن) جز پندى براى جهانیان نیست
  105. و چه بسیار نشانه‌ها در آسمانها و زمین است که بر آنها میگذرند در حالى که از آنها روى برمی‌گردانند
  106. و بیشترشان به خدا ایمان نمیآورند جز اینکه (با او چیزى را) شریک می‌گیرند
  107. آیا ایمنند از اینکه عذاب فراگیر خدا به آنان دررسد یا قیامت در حالى که بیخبرند بناگاه آنان را فرا رسد
  108. بگو این است راه من که من و هر کس پیروی‌ام کرد با بینایى به سوى خدا دعوت می‌کنیم و منزه است خدا و من از مشرکان نیستم
  109. ما هیچ کس را پیش از تو به رسالت نفرستادیم جز آنکه رسولان همه مانند تو مردانی بودند از اهل شهرهایی که به وحی ما موید شدند. آیا در روی زمین سیر نکرده اند تا عاقبت حال پیشینیانشان را بنگرند و قطعاً سراى آخرت براى کسانى که پرهیزگارى کرده‌اند بهتر است آیا نمی‌اندیشید
  110. تا هنگامی که فرستادگان (ما) نومید شدند و (مردم) پنداشتند که به آنان واقعا دروغ گفته شده یارى ما به آنان رسید پس کسانى را که می‌خواستیم نجات یافتند و(لى) عذاب ما از گروه مجرمان برگشت ندارد
  111. به راستى در سرگذشت آنان براى خردمندان عبرتى است سخنى نیست که به دروغ ساخته شده باشد بلکه تصدیق آنچه (از کتابهایى) است که پیش از آن بوده و روشنگر هر چیز است و براى مردمی که ایمان میآورند رهنمود و رحمتى است

فصل ١٣.  رعد

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم راء این است آیات کتاب و آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است ولى بیشتر مردم نمی‌گروند
  2. خدا (همان) کسى است که آسمانها را بدون ستونهایى که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید هر کدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه می‌دهند (خداوند) در کار (آفرینش) تدبیر میکند و آیات (خود) را به روشنى بیان می‌نماید امید که شما به لقاى پروردگارتان یقین حاصل کنید
  3. و اوست کسى که زمین را گسترانید و در آن کوهها و رودها نهاد و از هر گونه میوهاى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب می‌پوشاند قطعاً در این (امور) براى مردمی که تفکر می‌کنند نشانه‌هایى وجود دارد
  4. و در زمین قطعاتى است کنار هم و باغ‌هایى از انگور و کشتزارها و درختان خرما چه از یک ریشه و چه از غیر یک ریشه که با یک آب سیراب میگردند و (با این همه) برخى از آنها را در میوه (از حیث مزه و نوع و کیفیت) بر برخى دیگر برترى می‌دهیم بى گمان در این (امر نیز) براى مردمی که تعقل می‌کنند دلایل (روشنى) است
  5. و اگر عجب دارى عجب از سخن آنان (=کافران) است که آیا وقتى خا‌ک شدیم به راستى در آفرینش جدیدى خواهیم بود اینان همان کسانند که به پروردگارشان کفر ورزیده‌اند و در گردنهایشان زنجیرهاست و آنان همدم آتشند و در آن ماندگار خواهند بود
  6. و پیش از رحمت شتابزده از تو عذاب می‌طلبند و حال آنکه پیش از آنان (بر کافران) عقوبت‌ها رفته است و به راستى پروردگار تو نسبت به مردم با وجود ستمشان بخشایشگر است و به یقین پروردگار تو سخت‌کیفر است
  7. و آنان که کافر شده‌اند میگویند چرا نشانه‌اى آشکار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است (اى پیامبر) تو فقط هشداردهندهاى و براى هر قومی رهبرى است
  8. خدا میداند آنچه را که هر مادهاى (در رحم) بار می‌گیرد و (نیز) آنچه را که رحمها می‌کاهند و آنچه را می‌افزایند و هر چیزى نزد او اندازهاى دارد
  9. داناى نهان و آشکار (و) بزرگ بلند مرتبه است
  10. (براى او) یکسان است کسى از شما سخن (خود) را نهان کند و کسى که آن را فاش گرداند و کسى که خویشتن را به شب پنهان دارد و در روز آشکارا حرکت کند
  11. براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سرش پاسدارى میکنند در حقیقت خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند و چون خدا براى قومی آسیبى بخواهد هیچ برگشتى براى آن نیست و غیر از او حمایتگرى براى آنان نخواهد بود
  12. اوست کسى که برق را براى بیم و امید به شما می‌نمایاند و ابرهاى گرانبار را پدیدار میکند
  13. رعد به حمد او و فرشتگان (جملگى) از بیمش تسبیح میگویند و صاعقه‌ها را فرو می‌فرستند و با آنها هر که را بخواهد مورد اصابت قرار میدهد در حالى که آنان در باره خدا مجادله می‌کنند و او سخت‌کیفر است
  14. دعوت حق براى اوست و کسانى که (مشرکان) جز او میخوانند هیچ جوابى به آنان نمی‌دهند مگر مانند کسى که دو دستش را به سوى آب بگشاید تا (آب) به دهانش برسد در حالى که (آب) به (دهان) او نخواهد رسید و دعاى کافران جز بر هدر نباشد
  15. و هر که در آسمانها و زمین است خواه و ناخواه با سایه‌هایشان بامدادان و شامگاهان براى خدا سجده میکنند
  16. بگو پروردگار آسمانها و زمین کیست بگو خدا بگو پس آیا جز او سرپرستانى گرفته‌اید که اختیار سود و زیان خود را ندارند بگو آیا نابینا و بینا یکسانند یا تاریکیها و روشنایى برابرند یا براى خدا شریکانى پنداشته‌اند که مانند آفرینش او آفریده‌اند و در نتیجه (این دو) آفرینش بر آنان مشتبه شده است بگو خدا آفریننده هر چیزى است و اوست یگانه قهار
  17. (همو که) از آسمان آبى فرو فرستاد پس رودخانه‌هایى به اندازه گنجایش خودشان روان شدند و سیل کفى بلند روى خود برداشت و از آنچه براى به دست آوردن زینتى یا کالایى در آتش می‌گدازند هم نظیر آن کفى برمی‌آید خداوند حق و باطل را چنین مثل میزند اما کف بیرون افتاده از میان می‌رود ولى آنچه به مردم سود میرساند در زمین (باقى) می‌ماند خداوند مثل‌ها را چنین می­‌زند
  18. براى کسانى که پروردگارشان را اجابت کرده‌اند پاداش بس نیکوست و کسانى که وى را اجابت نکرده‌اند اگر سراسر آنچه در زمین است و مانند آن را با آن داشته باشند قطعاً آن را براى بازخرید خود خواهند داد آنان به سختى بازخواست می‌شوند و جایشان در دوزخ است و چه بد جایگاهى است
  19. پس آیا کسى که میداند آنچه از جانب پروردگارت به تو نازل شده حقیقت دارد مانند کسى است که کوردل است تنها خردمندانند که عبرت میگیرند
  20. همانان که به پیمان خدا وفادارند و عهد (او) را نمی‌شکنند
  21. و آنان که آنچه را خدا به پیوستنش فرمان داده می‌پیوندند و از پروردگارشان میترسند و از سختى حساب بیم دارند
  22. و کسانى که براى طلب خشنودى پروردگارشان شکیبایى کردند و نماز برپا داشتند و از آنچه روزیشان دادیم نهان و آشکارا انفاق کردند و بدى را با نیکى می‌زدایند ایشان راست فرجام خوش سراى باقى
  23. (همان) بهشت‌هاى عدن که آنان با پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان که درستکارند در آن داخل می‌شوند و فرشتگان از هر درى بر آنان درمی‌آیند
  24. (و به آنان میگویند) درود بر شما به (پاداش) آنچه صبر کردید راستى چه نیکوست فرجام آن سراى
  25. و کسانى که پیمان خدا را پس از بستن آن می‌شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده می‌گسلند و در زمین فساد می‌کنند بر ایشان لعنت است و بد فرجامی آن سراى ایشان راست
  26. خدا روزى را براى هر که بخواهد گشاده یا تنگ می‌گرداند و(لى آنان) به زندگى دنیا شاد شده‌اند و زندگى دنیا در (برابر) آخرت جز بهره‌اى (ناچیز) نیست
  27. و کسانى که کافر شده‌اند میگویند چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى بر او نازل نشده است بگو در حقیقت خداست که هر کس را بخواهد بیراه می‌گذارد و هر کس را که (به سوى او) بازگردد به سوى خود راه می‌نماید
  28. همان کسانى که ایمان آورده‌اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می‌گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می‌یابد
  29. کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند خوشا به حالشان و خوش سرانجامی دارند
  30. بدین گونه تو را در میان امتى که پیش از آن امتهایى روزگار به سر بردند فرستادیم تا آنچه را به تو وحى کردیم بر آنان بخوانى در حالى که آنان به (خداى) رحمان کفر میورزند بگو اوست پروردگار من معبودى بجز او نیست بر او توکل کرده‌ام و بازگشت من به سوى اوست
  31. و اگر قرآنى بود که کوهها بدان روان میشد یا زمین بدان قطعه قطعه می‌گردید یا مردگان بدان به سخن درمی‌آمدند (باز هم در آنان اثر نمیکرد) نه چنین است بلکه همه امور بستگى به خدا دارد آیا کسانى که ایمان آورده‌اند ندانسته‌اند که اگر خدا میخواست قطعاً تمام مردم را به راه می‌آورد و کسانى که کافر شده‌اند پیوسته به (سزاى) آنچه کرده‌اند مصیبت کوبندهاى به آنان می‌رسد یا نزدیک خانه‌هایشان فرود می‌آید تا وعده خدا فرا رسد آرى خدا وعده (خود را) خلاف نمی‌کند
  32. و بی‌گمان فرستادگان پیش از تو (نیز) مسخره شدند پس به کسانى که کافر شده بودند مهلت دادم آنگاه آنان را (به کیفر) گرفتم پس چگونه بود کیفر من
  33. آیا کسى که بر هر شخصى بدانچه کرده است مراقب است (مانند کسى است که از همه جا بیخبر است) و براى خدا شریکانى قرار دادند بگو نامشان را ببرید آیا او را به آنچه در زمین است و او نمیداند خبر می‌دهید یا سخنى سطحى (و میان‌تهى) میگویید (چنین نیست) بلکه براى کسانى که کافر شده‌اند نیرنگشان آراسته شده و از راه (حق) بازداشته شده‌اند و هر که را خدا بیراه گذارد رهبرى نخواهد داشت
  34. براى آنان در زندگى دنیا عذابى است و قطعاً عذاب آخرت دشوارتر است و براى ایشان در برابر خدا هیچ نگهدارنده‌اى نیست
  35. وصف بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده (این است که) از زیر (درختان ) آن نهرها روان است میوه و سایه‌اش پایدار است این است فرجام کسانى که پرهیزگارى کرده‌اند و فرجام کافران آتش (دوزخ) است
  36. و کسانى که به آنان کتاب (آسمانى) داده‌ایم از آنچه به سوى تو نازل شده شاد می‌شوند و برخى از دسته‌ها کسانى هستند که بخشى از آن را انکار میکنند بگو جز این نیست که من مامورم خدا را بپرستم و به او شر‌ک نورزم به سوى او می‌خوانم و بازگشتم به سوى اوست
  37. و بدین سان آن (قرآن) را فرمانى روشن نازل کردیم و اگر پس از دانشى که به تو رسیده (باز) از هوسهاى آنان پیروى کنى در برابر خدا هیچ دوست و حمایتگرى نخواهى داشت
  38. و قطعاً پیش از تو (نیز) رسولانى فرستادیم و براى آنان زنان و فرزندانى قرار دادیم و هیچ پیامبرى را نرسد که جز به اذن خدا معجزه‌اى بیاورد براى هر زمانى کتابى است
  39. خدا آنچه را بخواهد محو یا اثبات میکند و اصل کتاب نزد اوست
  40. و اگر پاره‌اى از آنچه را که به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم یا تو را بمیرانیم جز این نیست که بر تو رساندن (پیام) است و بر ما حساب (آنان)
  41. آیا ندیده‌اند که ما (همواره) می‌آییم و از اطراف این زمین می‌کاهیم و خداست که حکم میکند براى حکم او باز دارنده‌اى نیست و او به سرعت حسابرسى می‌کند
  42. و به یقین کسانى که پیش از آنان بودند نیرنگ کردند ولى همه تدبیرها نزد خداست آنچه را که هر کسى به دست می‌آورد می‌داند و به زودى کافران بدانند که فرجام آن سراى از کیست
  43. و کسانى که کافر شدند می‌گویند تو فرستاده نیستى بگو کافى است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است میان من و شما گواه باشد

فصل ١٤.  ابراهیم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام راء کتابى است که آن را به سوى تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکی‌ها به سوى روشنایى بیرون آورى به سوى راه آن شکست ناپذیر ستوده
  2. خدایى که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و واى بر کافران از عذابى سخت
  3. همانان که زندگى دنیا را بر آخرت ترجیح می‌دهند و مانع راه خدا میشوند و آن را کج می‌شمارند آنانند که در گمراهى دور و درازى هستند
  4. و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (حقایق را) براى آنان بیان کند پس خدا هر که را بخواهد بیراه میگذارد و هر که را بخواهد هدایت می‌کند و اوست ارجمند حکیم
  5. و در حقیقت موسى را با آیات خود فرستادیم (و به او فرمودیم) که قوم خود را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آور و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن که قطعاً در این (یادآورى) براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرت‌هاست
  6. و (به خاطر بیاور) هنگامی را که موسى به قوم خود گفت نعمت خدا را بر خود به یاد آورید آنگاه که شما را از فرعونیان رهانید (همانان) که بر شما عذاب سخت روا می‌داشتند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده می‌گذاشتند و در این (امر) براى شما از جانب پروردگارتان آزمایشى بزرگ بود
  7. و آنگاه که پروردگارتان اعلام کرد که اگر واقعا سپاسگزارى کنید (نعمت) شما را افزون خواهم کرد و اگر ناسپاسى نمایید قطعاً عذاب من سخت خواهد بود
  8. و موسى گفت اگر شما و هر که در روى زمین است همگى کافر شوید بی‌گمان خدا بی‌نیاز ستوده(صفات) است
  9. آیا خبر کسانى که پیش از شما بودند قوم نوح و عاد و ثمود و آنانکه بعد از ایشان بودند (و) کسى جز خدا از آنان آگاهى ندارد به شما نرسیده است فرستادگانشان دلایل آشکار برایشان آوردند ولى آنان دستهایشان را (به نشانه اعتراض) بر دهان‌هایشان نهادند و گفتند ما به آنچه شما بدان ماموریت دارید کافریم و از آنچه ما را بدان می‌خوانید سخت در شکیم
  10. پیامبرانشان گفتند مگر در باره خدا پدید آورنده آسمانها و زمین تردیدى هست او شما را دعوت میکند تا پاره‌اى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و تا زمان معینى شما را مهلت دهد گفتند شما جز بشرى مانند ما نیستید می‌خواهید ما را از آنچه پدرانمان میپرستیدند باز دارید پس براى ما حجتى آشکار بیاورید
  11. پیامبرانشان به آنان گفتند ما جز بشرى مثل شما نیستیم ولى خدا بر هر یک از بندگانش که بخواهد منت مینهد و ما را نرسد که جز به اذن خدا براى شما حجتى بیاوریم و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند
  12. و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آنکه ما را به راه‌هایمان رهبرى کرده است و البته ما بر آزارى که به ما رساندید شکیبایى خواهیم کرد و توکل کنندگان باید تنها بر خدا توکل کنند
  13. و کسانى که کافر شدند به پیامبرانشان گفتند شما را از سرزمین خودمان بیرون خواهیم کرد مگر اینکه به کیش ما بازگردید پس پروردگارشان به آنان وحى کرد که حتما ستمگران را هلا‌ک خواهیم کرد
  14. و قطعاً شما را پس از ایشان در آن سرزمین سکونت خواهیم داد این براى کسى است که از ایستادن (در محشر به هنگام حساب) در پیشگاه من بترسد و از تهدیدم بیم داشته باشد
  15. و (پیامبران از خدا) گشایش خواستند و (سرانجام) هر زورگوى لجوجى نومید شد
  16. (آن کس که) دوزخ پیش روى اوست و به او آبى چرکین نوشانده می‌شود
  17. آن را جرعه جرعه مینوشد و نمیتواند آن را فرو برد و مر‌گ از هر جانبى به سویش می‌آید ولى نمی‌میرد و عذابى سنگین به دنبال دارد
  18. مثل کسانى که به پروردگار خود کافر شدند کردارهایشان به خاکسترى می‌ماند که بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد از آنچه به دست آورده‌اند هیچ (بهره‌اى) نمیتوانند برد این است همان گمراهى دور و دراز
  19. آیا در نیافته‌اى که خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده اگر بخواهد شما را می‌برد و خلق تازه‌اى می‌آورد
  20. و این (کار) بر خدا دشوار نیست
  21. و همگى در برابر خدا ظاهر می‌شوند پس ناتوانان به گردنکشان میگویند ما پیروان شما بودیم آیا چیزى از عذاب خدا را از ما دور می‌کنید میگویند اگر خدا ما را هدایت کرده بود قطعاً شما را هدایت میکردیم چه بی‌تابى کنیم چه صبر نماییم براى ما یکسان است ما را راه گریزى نیست
  22. و چون کار از کار گذشت (و داورى صورت گرفت) شیطان میگوید در حقیقت خدا به شما وعده داد وعده راست و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید من به آنچه پیش از این مرا (در کار خدا) شریک می‌دانستید کافرم آرى ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت
  23. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به بهشتهایى درآورده میشوند که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است که به اذن پروردگارشان در آنجا جاودانه به سر می‌برند و درودشان در آنجا سلام است
  24. آیا ندیدى خدا چگونه مثل زده سخنى پا‌ک که مانند درختى پا‌ک است که ریشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است
  25. میوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش می‌دهد و خدا مثلها را براى مردم میزند شاید که آنان پند گیرند
  26. و مثل سخنى ناپا‌ک چون درختى ناپا‌ک است که از روى زمین کنده شده و قرارى ندارد
  27. خدا کسانى را که ایمان آورده‌اند در زندگى دنیا و در آخرت با سخن استوار ثابت می‌گرداند و ستمگران را بیراه می‌گذارد و خدا هر چه بخواهد انجام می‌دهد
  28. آیا به کسانى که (شکر) نعمت خدا را به کفر تبدیل کردند و قوم خود را به سراى هلاکت درآوردند ننگریستى
  29. (در آن سراى هلاکت که) جهنم است (و) در آن وارد میشوند و چه بد قرارگاهى است
  30. و براى خدا مانندهایى قرار دادند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند بگو برخوردار شوید که قطعاً بازگشت شما به سوى آتش است
  31. به آن بندگانم که ایمان آورده‌اند بگو نماز را بر پا دارند و از آنچه به ایشان روزى داده‌ایم پنهان و آشکارا انفاق کنند پیش از آنکه روزى فرا رسد که در آن نه داد و ستدى باشد و نه دوستی‌ای
  32. خداست که آسمانها و زمین را آفرید و از آسمان آبى فرستاد و به وسیله آن از میوه‌ها براى شما روزى بیرون آورد و کشتى را براى شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود و رودها را براى شما مسخر کرد
  33. و خورشید و ماه را که پیوسته روانند براى شما رام گردانید و شب و روز را (نیز) مسخر شما ساخت
  34. و از هر چه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت خدا را شماره کنید نمی‌توانید آن را به شمار درآورید قطعاً انسان ستم‌پیشه ناسپاس است
  35. و (یاد کن) هنگامی را که ابراهیم گفت پروردگارا این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار
  36. پروردگارا آنها بسیارى از مردم را گمراه کردند پس هر که از من پیروى کند بى گمان او از من است و هر که مرا نافرمانى کند به یقین تو آمرزنده و مهربانى
  37. پروردگارا من (یکى از) فرزندانم را در دره‌اى بی‌کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده و آنان را از محصولات (مورد نیازشان) روزى ده باشد که سپاسگزارى کنند
  38. پروردگارا بیگمان تو آنچه را که پنهان می‌داریم و آنچه را که آشکار می‌سازیم می‌دانى و چیزى در زمین و در آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند
  39. سپاس خداى را که با وجود سالخوردگى اسماعیل و اسحاق را به من بخشید به راستى پروردگار من شنونده دعاست
  40. پروردگارا مرا برپادارنده نماز قرار ده و از فرزندان من نیز پروردگارا و دعاى مرا بپذیر
  41. پروردگارا روزى که حساب برپا میشود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى
  42. و خدا را از آنچه ستمکاران میکنند غافل مپندار جز این نیست که (کیفر) آنان را براى روزى به تاخیر می‌اندازد که چشم‌ها در آن خیره می‌شود
  43. شتابان سر برداشته و چشم بر هم نمی‌زنند و (از وحشت) دلهایشان تهى است
  44. و مردم را از روزى که عذاب بر آنان می‌آید بترسان پس آنان که ستم کرده‌اند میگویند پروردگارا ما را تا چندى مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوییم و از فرستادگان (تو) پیروى کنیم (به آنان گفته می‌شود) مگر شما پیش از این سوگند نمی‌خوردید که شما را فنایى نیست
  45. و در سراهاى کسانى که بر خود ستم روا داشتند سکونت گزیدید و براى شما آشکار گردید که با آنان چگونه معامله کردیم و مثلها براى شما زدیم
  46. و به یقین آنان نیرنگ خود را به کار بردند و (جزاى) مکرشان با خداست هر چند از مکرشان کوهها از جاى کنده می‌شد
  47. پس مپندار که خدا وعده خود را به پیامبرانش خلاف می‌کند که خدا شکست‌ناپذیر انتقام‌گیرنده است
  48. روزى که زمین به غیر این زمین و آسمان‌ها (به غیر این آسمان‌ها) مبدل گردد و (مردم) در برابر خداى یگانه قهار ظاهر شوند
  49. و گناهکاران را در آن روز می‌بینى که با هم در زنجیرها بسته شده‌اند
  50. تنپوش‌هایشان از قطران است و چهره‌هایشان را آتش می‌پوشاند
  51. تا خدا به هر کس هر چه به دست آورده است جزا دهد که خدا زودشمار است
  52. این (قرآن) ابلاغى براى مردم است (تا به وسیله آن هدایت شوند) و بدان بیم یابند و بدانند که او معبودى یگانه است و تا صاحبان خرد پند گیرند

فصل ١٥.  حجر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام راء این است آیات کتاب (آسمانى) و قرآن روشنگر
  2. چه بسا کسانى که کافر شدند آرزو کنند که کاش مسلمان بودند
  3. بگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو(ها) سرگرمشان کند پس به زودى خواهند دانست
  4. و هیچ شهرى را هلا‌ک نکردیم مگر اینکه براى آن اجلى معین بود
  5. هیچ امتى از اجل خویش نه پیش می‌افتد و نه پس می‌ماند
  6. و گفتند اى کسى که قرآن بر او نازل شده است به یقین تو دیوانه‌اى
  7. اگر راست می‌گویى چرا فرشته‌ها را پیش ما نمی‌آورى
  8. فرشتگان را جز به حق فرو نمی‌فرستیم و در آن هنگام دیگر مهلت نیابند
  9. بى‌تردید ما این قرآن را به تدریج نازل کرده‌ایم و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود
  10. و به یقین پیش از تو (نیز) در گروه‌هاى پیشینیان (پیامبرانى) فرستادیم
  11. و هیچ پیامبرى برایشان نیامد جز آنکه او را به مسخره می‌گرفتند
  12. بدین گونه آن (استهزا) را در دل بزهکاران راه می‌دهیم
  13. (که) به او ایمان نمی‌آورند و راه (و رسم) پیشینیان پیوسته چنین بوده است
  14. و اگر درى از آسمان بر آنان می‌گشودیم که همواره از آن بالا می‌رفتند
  15. قطعاً می‌گفتند در حقیقت ما چشم‌بندى شده‌ایم بلکه ما مردمی هستیم که افسون شده‌ایم
  16. و به یقین ما در آسمان برج‌هایى قرار دادیم و آن را براى تماشاگران آراستیم
  17. و آن را از هر شیطان رانده‌شده‌اى حفظ کردیم
  18. مگر آن کس که دزدیده گوش فرا دهد که شهابى روشن او را دنبال می‌کند
  19. و زمین را گسترانیدیم و در آن کوههاى استوار افکندیم و از هر چیز سنجیده‌اى در آن رویانیدیم
  20. و براى شما و هر کس که شما روزى‌دهنده او نیستید در آن وسایل زندگى قرار دادیم
  21. و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه‌هاى آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‌اى معین فرو نمی‌فرستیم
  22. و بادها را باردارکننده فرستادیم و از آسمان آبى نازل کردیم پس شما را بدان سیراب نمودیم و شما خزانه‌دار آن نیستید
  23. و بى‌تردید این ماییم که زنده می‌کنیم و می‌میرانیم و ما وارث (همه) هستیم
  24. و به یقین پیشینیان شما را شناخته‌ایم و آیندگان (شما را نیز) شناخته‌ایم
  25. و مسلماً پروردگار توست که آنان را محشور خواهد کرد چرا که او حکیم داناست
  26. و در حقیقت انسان را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو آفریدیم
  27. و پیش از آن جن را از آتشى سوزان و بى‌دود خلق کردیم
  28. و (یاد کن) هنگامی را که پروردگار تو به فرشتگان گفت من بشرى را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو خواهم آفرید
  29. پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده درافتید
  30. پس فرشتگان همگى یکسره سجده کردند
  31. جز ابلیس که خوددارى کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد
  32. فرمود اى ابلیس تو را چه شده است که با سجده‌کنندگان نیستى
  33. گفت من آن نیستم که براى بشرى که او را از گلى خشک از گلى سیاه و بدبو آفریده‌اى سجده کنم
  34. فرمود از این (مقام) بیرون شو که تو رانده‌ شده‌اى
  35. و تا روز جزا بر تو لعنت باشد
  36. گفت پروردگارا پس مرا تا روزى که برانگیخته خواهند شد مهلت ده
  37. فرمود تو از مهلت‌ یافتگانى
  38. تا روز (و) وقت معلوم
  39. گفت پروردگارا به سبب آنکه مرا گمراه ساختى من (هم گناهانشان را) در زمین برایشان می‌آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت
  40. مگر بندگان خالص تو از میان آنان را
  41. فرمود این راهى است راست (که) به سوى من (منتهى می‌شود)
  42. در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند
  43. و قطعاً وعده‌گاه همه آنان دوزخ است
  44. (دوزخى) که براى آن هفت در است و از هر درى بخشى معین از آنان (وارد می‌شوند)
  45. بى‌گمان پرهیزگاران در باغها و چشمه‌سارانند
  46. (به آنان گویند) با سلامت و ایمنى در آنجا داخل شوید
  47. و آنچه کینه (و شائبه‌هاى نفسانى) در سینه‌هاى آنان است برکنیم برادرانه بر تختهایى روبروى یکدیگر نشسته‌اند
  48. نه رنجى در آنجا به آنان می‌رسد و نه از آنجا بیرون رانده می‌شوند
  49. به بندگان من خبر ده که منم آمرزنده مهربان
  50. و اینکه عذاب من عذابى است دردنا‌ک
  51. و از مهمانان ابراهیم به آنان خبر ده
  52. هنگامی که بر او وارد شدند و سلام گفتند (ابراهیم) گفت ما از شما بیمناکیم
  53. گفتند مترس که ما تو را به پسرى دانا مژده می‌دهیم
  54. گفت آیا با اینکه مرا پیرى فرا رسیده است بشارتم می‌دهید به چه بشارت می‌دهید
  55. گفتند ما تو را به حق بشارت دادیم پس از نومیدان مباش
  56. گفت چه کسى جز گمراهان از رحمت پروردگارش نومید می‌شود
  57. (سپس) گفت اى فرشتگان (دیگر) کارتان چیست
  58. گفتند ما به سوى گروه مجرمان فرستاده شده‌ایم
  59. مگر خانواده لوط که ما قطعاً همه آنان را نجات می‌دهیم
  60. جز آتش را که مقدر کردیم او از بازماندگان (در عذاب) باشد
  61. پس چون فرشتگان نزد خاندان لوط آمدند
  62. (لوط) گفت ‌شما مردمی ناشناس هستید
  63. گفتند (نه) بلکه براى تو چیزى آورده‌ایم که در آن تردید می‌کردند
  64. و حق را براى تو آورده‌ایم و قطعاً ما راستگویانیم
  65. پس پاسى از شب (گذشته) خانواده‌ات را حرکت ده و (خودت) به دنبال آنان برو و هیچ یک از شما نباید به عقب بنگرد و هر جا به شما دستور داده می‌شود بروید
  66. و او را از این امر آگاه کردیم که ریشه آن گروه صبح‌گاهان بریده خواهد شد
  67. و مردم شهر شادى‌کنان روى آوردند
  68. (لوط) گفت اینان مهمانان منند مرا رسوا مکنید
  69. و از خدا پروا کنید و مرا خوار نسازید
  70. گفتند آیا تو را (از مهمان کردن) مردم بیگانه منع نکردیم
  71. گفت اگر می‌خواهید (کارى مشروع) انجام دهید اینان دختران منند (با آنان ازدواج کنید)
  72. به جان تو سوگند که آنان در مستى خود سرگردان بودند
  73. پس به هنگام طلوع آفتاب فریاد (مر‌گبار) آنان را فرو گرفت
  74. و آن (شهر) را زیر و زبر کردیم و بر آنان سنگهایى از سنگ گل باراندیم
  75. به یقین در این (کیفر) براى هوشیاران عبرتهاست
  76. و (آثار) آن (شهر هنوز) بر سر راهى (دایر) برجاست
  77. بى‌گمان در این براى مؤمنان عبرتى است
  78. و راستى اهل ایکه ستمگر بودند
  79. پس از آنان انتقام گرفتیم و آن دو (شهر اکنون) بر سر راهى آشکاراست
  80. و اهل حجر (نیز) پیامبران (ما) را تکذیب کردند
  81. و آیات خود را به آنان دادیم و(لى) از آنها اعراض کردند
  82. و (براى خود) از کوه‌ها خانه‌هایى می‌تراشیدند که در امان بمانند
  83. پس صبحدم فریاد (مر‌گبار) آنان را فرو گرفت
  84. و آنچه به دست می‌آوردند به کارشان نخورد
  85. و ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق نیافریده‌ایم و یقینا قیامت فرا خواهد رسید پس به خوبى صرف نظر کن
  86. زیرا پروردگار تو همان آفریننده داناست
  87. و به راستى به تو سبع المثانى (=سوره فاتحه) و قرآن بزرگ را عطا کردیم
  88. و به آنچه ما دسته‌هایى از آنان (=کافران) را بدان برخوردار ساخته‌ایم چشم مدوز و بر ایشان اندوه مخور و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر
  89. و بگو من همان هشداردهنده آشکارم
  90. همان گونه که (عذاب را) بر تقسیم‌کنندگان نازل کردیم
  91. همانان که قرآن را جزء جزء کردند (به برخى از آن عمل کردند و بعضى را رها نمودند)
  92. پس سوگند به پروردگارت که از همه آنان خواهیم پرسید
  93. از آنچه انجام می‌دادند
  94. پس آنچه را بدان مامورى آشکار کن و از مشرکان روى برتاب
  95. که ما (شر) ریشخندگران را از تو برطرف خواهیم کرد
  96. همانان که با خدا معبودى دیگر قرار می‌دهند پس به زودى (حقیقت را) خواهند دانست
  97. و قطعاً می‌دانیم که سینه تو از آنچه می‌گویند تنگ می‌شود
  98. پس با ستایش پروردگارت تسبیح گوى و از سجده‌کنندگان باش
  99. و پروردگارت را پرستش کن تا اینکه مر‌گ تو فرا رسد

فصل ١٦.  نحل

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. (هان) امر خدا دررسید پس در آن شتاب مکنید او منزه و فراتر است از آنچه (با وى) شریک می‌سازند
  2. فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل میکند که بیم دهید که معبودى جز من نیست پس از من پروا کنید
  3. آسمانها و زمین را به حق آفریده است او فراتر است از آنچه (با وى) شریک میگردانند
  4. انسان را از نطفه‌اى آفریده است آنگاه ستیزه جویى آشکار است
  5. و چارپایان را براى شما آفرید در آنها براى شما (وسیله) گرمی و سودهایى است و از آنها می‌خورید
  6. و در آنها براى شما زیبایى است آنگاه که (آنها را) از چراگاه برمی‌گردانید و هنگامی که (آنها را) به چراگاه می‌برید
  7. و بارهاى شما را به شهرى می‌برند که جز با مشقت بدن‌ها بدان نمی‌توانستید برسید قطعاً پروردگار شما رئوف و مهربان است
  8. و اسبان و استران و خران را (آفرید) تا بر آنها سوار شوید و (براى شما) تجملى (باشد) و آنچه را نمی‌دانید می‌آفریند
  9. و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن (راه‌ها) کژ است و اگر (خدا) می‌خواست مسلماً همه شما را هدایت می‌کرد
  10. اوست کسى که از آسمان آبى فرود آورد که (آب) آشامیدنى شما از آن است و روییدنى(هایى) که (رمه‌هاى خود را) در آن می‌چرانید (نیز) از آن است
  11. به وسیله آن کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات (دیگر) براى شما می‌رویاند قطعاً در اینها براى مردمی که اندیشه می‌کنند نشانه‌اى است
  12. و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید و ستارگان به فرمان او مسخر شده‌اند مسلماً در این (امور) براى مردمی که تعقل می‌کنند نشانه‌هاست
  13. و (همچنین) آنچه را در زمین به رنگهاى گوناگون براى شما پدید آورد (مسخر شما ساخت) بی‌تردید در این (امور) براى مردمی که پند می‌گیرند نشانه‌اى است
  14. و اوست کسى که دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید و پیرایهاى که آن را میپوشید از آن بیرون آورید و کشتیها را در آن شکافنده (آب) میبینى و تا از فضل او بجویید و باشد که شما شکر گزارید
  15. و در زمین کوههایى استوار افکند تا شما را نجنباند و رودها و راه‌ها (قرار داد) تا شما راه خود را پیدا کنید
  16. و نشانه‌هایى (دیگر نیز قرار داد) و آنان به وسیله ستاره (قطبى) راهیابى میکنند
  17. پس آیا کسى که می‌آفریند چون کسى است که نمی‌آفریند آیا پند نمی‌گیرید
  18. و اگر نعمت(هاى) خدا را شماره کنید آن را نمی‌توانید بشمارید قطعاً خدا آمرزنده مهربان است
  19. و خدا آنچه را که پنهان می‌دارید و آنچه را که آشکار می‌سازید می‌داند
  20. و کسانى را که جز خدا می‌خوانند چیزى نمی‌آفرینند در حالى که خود آفریده می‌شوند
  21. مردگانند نه زندگان و نمی‌دانند کى برانگیخته خواهند شد
  22. معبود شما معبودى است یگانه پس کسانى که به آخرت ایمان ندارند دلهایشان انکارکننده (حق) است و خودشان متکبرند
  23. شک نیست که خداوند آنچه را پنهان می‌دارند و آنچه را آشکار می‌سازند میداند و او گردنکشان را دوست نمیدارد
  24. و چون به آنان گفته شود پروردگارتان چه چیز نازل کرده است میگ‌ویند افسانه‌هاى پیشینیان است
  25. تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و (نیز) بخشى از بار گناهان کسانى را که ندانسته آنان را گمراه می‌کنند آگاه باشید چه بد بارى را می‌کشند
  26. پیش از آنان کسانى بودند که مکر کردند و(لى) خدا از پایه بر بنیانشان زد درنتیجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ریخت و از آنجا که حدس نمی‌زدند عذاب به سراغشان آمد
  27. سپس روز قیامت آنان را رسوا میکند و می‌گوید کجایند آن شریکان من که در باره آنها (با پیامبران) مخالفت می‌کردید کسانى که به آنان علم داده شده است می‌گویند در حقیقت امروز رسوایى و خوارى بر کافران است
  28. همانان که فرشتگان جانشان را می‌گیرند در حالى که بر خود ستمکار بوده‌اند پس از در تسلیم درمی‌آیند (و می‌گویند) ما هیچ کار بدى نمی‌کردیم آرى خدا به آنچه می‌کردید داناست
  29. پس از درهاى دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید و حقا که چه بد است جایگاه متکبران
  30. و به کسانى که تقوا پیشه کردند گفته شود پروردگارتان چه نازل کرد می گویند خوبى براى کسانى که در این دنیا نیکى کردند (پاداش) نیکویى است و قطعاً سراى آخرت بهتر است و چه نیکوست سراى پرهیزگاران
  31. بهشت‌هاى عدن که در آن داخل می‌شوند رودها از زیر (درختان) آنها روان است در آنجا هر چه بخواهند براى آنان (فراهم) است. خدا این گونه پرهیزگاران را پاداش می‌دهد
  32. همان کسانى که فرشتگان جانشان را در حالى که پاکند می‌ستانند (و به آنان) می‌گویند درود بر شما باد به (پاداش) آنچه انجام می‌دادید به بهشت درآیید
  33. آیا (کافران) جز این که فرشتگان (جانستان) به سویشان آیند یا فرمان پروردگارت (دایر بر عذابشان) دررسد انتظارى می‌برند کسانى که پیش از آنان بودند (نیز) این گونه رفتار کردند و خدا به ایشان ستم نکرد بلکه آنان به خود ستم میکردند
  34. پس (کیفر) بدی‌هایى که کردند به آنان رسید و آنچه مسخره‌اش می‌کردند آنان را فرا گرفت
  35. و کسانى که شر‌ک ورزیدند گفتند اگر خدا میخواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزى را غیر از او نمیپرستیدیم و بدون (حکم) او چیزى را حرام نمیشمردیم پیش از آنان (نیز) چنین رفتار کردند و(لى) آیا جز ابلاغ آشکار بر پیامبران (وظیفهاى) است
  36. و در حقیقت در میان هر امتى فرستادهاى برانگیختیم (تا بگوید) خدا را بپرستید و از طاغوت (=فریبگر) بپرهیزید پس از ایشان کسى است که خدا (او را) هدایت کرده و از ایشان کسى است که گمراهى بر او سزاوار است بنابراین در زمین بگردید و ببینید فرجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است
  37. اگر (چه) بر هدایت آنان حرص ورزى ولى خدا کسى را که فرو گذاشته است هدایت نمی‌کند و براى ایشان یاری‌کنندگانى نیست
  38. و با سخت ترین سوگندهایشان بخدا سوگند یاد کردند که خدا کسى را که می‌میرد بر نخواهد انگیخت آرى (انجام) این وعده بر او حق است لیکن بیشتر مردم نمی‌دانند
  39. تا (خدا) آنچه را در (مورد) آن اختلاف دارند براى آنان توضیح دهد و تا کسانى که کافر شدهاند بدانند که آنها خود دروغ می‌گفته‌اند
  40. ما وقتى چیزى را اراده کنیم همین قدر به آن می‌گوییم باش بی‌درنگ موجود می‌شود
  41. و کسانى که پس از ستمدیدگى در راه خدا هجرت کرده‌اند در این دنیا جاى نیکویى به آنان می‌دهیم و اگر بدانند قطعاً پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود
  42. همانان که صبر نمودند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند
  43. و پیش از تو (هم) جز مردانى که بدیشان وحى میکردیم گسیل نداشتیم پس اگر نمی‌دانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى جویا شوید
  44. (زیرا آنان را) با دلایل آشکار و نوشته‌ها (فرستادیم) و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند
  45. آیا کسانى که تدبیرهاى بد می‌اندیشند ایمن شدند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو ببرد یا از جایى که حدس نمیزنند عذاب برایشان بیاید
  46. یا در حال رفت و آمدشان (گریبان) آنان را بگیرد و کارى از دستشان برنیاید
  47. یا آنان را در حالى که وحشت زده‌اند فرو گیرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است
  48. آیا به چیزهایى که خدا آفریده است ننگریسته‌اند که (چگونه) سایه‌هایشان از راست و (از جوانب) چپ میگردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خا‌ک می‌سایند
  49. و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده می‌کنند و تکبر نمی‌ورزند
  50. از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست می‌ترسند و آنچه را مامورند انجام می‌دهند
  51. و خدا فرمود دو معبود براى خود مگیرید جز این نیست که او خدایى یگانه است پس تنها از من بترسید
  52. و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و آیین پایدار (نیز) از آن اوست پس آیا از غیر خدا پروا دارید
  53. و هر نعمتى که دارید از خداست سپس چون آسیبى به شما رسد به سوى او روى می‌آورید (و می‌نالید)
  54. و چون آن آسیب را از شما برطرف کرد آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شر‌ک می‌ورزند
  55. (بگذار) تا آنچه را به ایشان عطا کردهایم ناسپاسى کنند اکنون برخوردار شوید و(لى) زودا که بدانید
  56. و از آنچه به ایشان روزى دادیم نصیبى براى آن (خدایانى) که نمیدانند (چیست) می‌نهند به خدا سوگند که از آنچه به دروغ برمی‌بافتید حتما سؤال خواهید شد
  57. و براى خدا دخترانى می‌پندارند منزه است او و براى خودشان آنچه را میل دارند (قرار می‌دهند)
  58. و هر گاه یکى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‌اش سیاه میگردد در حالى که خشم (و اندوه) خود را فرو می‌خورد
  59. از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبیله (خود) روى می‌پوشاند آیا او را با خوارى نگاه دارد یا در خا‌ک پنهانش کند وه چه بد داورى می‌کنند
  60. وصف زشت براى کسانى است که به آخرت ایمان ندارند و بهترین وصف از آن خداست و اوست ارجمند حکیم
  61. و اگر خداوند مردم را به (سزاى) ستمشان مؤاخذه میکرد جنبنده‌اى بر روى زمین باقى نمی‌گذاشت لیکن (کیفر) آنان را تا وقتى معین بازپس می‌اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمیتوانند افکنند
  62. و چیزى را که خوش نمیدارند براى خدا قرار میدهند و زبانشان دروغ‌پردازى میکند که (سرانجام) نیکو از آن ایشان استحقا که آتش براى آنان است و به سوى آن پیش فرستاده خواهند شد
  63. سوگند به خدا که به سوى امتهاى پیش از تو (رسولانى) فرستادیم (اما) شیطان اعمالشان را برایشان آراست و امروز (هم) سرپرستشان هموست و برایشان عذابى دردنا‌ک است
  64. و ما (این) کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‌اند براى آنان توضیح دهى و (آن) براى مردمی که ایمان می‌آورند رهنمود و رحمتى است
  65. و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمین را پس از پژمردنش زنده گردانید قطعاً در این (امر) براى مردمی که شنوایى دارند نشانه‌اى است
  66. و در دام‌ها قطعاً براى شما عبرتى است از آنچه در (لابلاى) شکم آنهاست از میان سرگین و خون شیرى ناب به شما مینوشانیم که براى نوشندگان گواراست
  67. و از میوه درختان خرما و انگور باده مستی‌بخش و خوراکى نیکو براى خود می‌گیرید قطعاً در این(ها) براى مردمی که تعقل می‌کنند نشانه‌اى است
  68. و پروردگار تو به زنبور عسل وحى (=الهام غریزى) کرد که از پاره‌اى کوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست (و چفت سازى) می‌کنند خانه‌هایى براى خود درست کن
  69. سپس از همه میوه‌ها بخور و راه‌هاى پروردگارت را فرمان‌بردارانه بپوى (آنگاه) از درون (شکم) آن شهدى که به رنگهاى گوناگون است بیرون می‌آید در آن براى مردم درمانى است راستى در این (زندگى زنبوران) براى مردمی که تفکر می‌کنند نشانه (قدرت الهى) است
  70. و خدا شما را آفرید سپس (جان) شما را می‌گیرد و بعضى از شما تا خوارترین (دوره) سالهاى زندگى (فرتوتى) بازگردانده می‌شود به طورى که بعد از (آن همه) دانستن (دیگر) چیزى نمی‌دانند قطعاً خدا داناى تواناست
  71. و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى دیگر برترى داده است و(لى) کسانى که فزونى یافته‌اند روزى خود را به بندگان خود نمی‌دهند تا در آن با هم مساوى باشند آیا باز نعمت خدا را انکار می‌کنند
  72. و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى بخشید آیا (باز هم) به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خدا کفر می‌ورزند
  73. و به جاى خدا چیزهایى را می‌پرستند که در آسمانها و زمین به هیچ وجه اختیار روزى آنان را ندارند و (به کارى) توانایى ندارند
  74. پس براى خدا مثل نزنید که خدا می‌داند و شما نمی‌دانید
  75. خدا مثلى میزند بنده‌اى است زرخرید که هیچ کارى از او برنمی‌آید آیا (او) با کسى که به وى از جانب خود روزى نیکو داده‌ایم و او از آن در نهان و آشکار انفاق میکند یکسان است سپاس خداى راست (نه) بلکه بیشترشان نمی‌دانند
  76. و خدا مثلى (دیگر) می‌زند دو مردند که یکى از آنها لال است و هیچ کارى از او برنمی‌آید و او سربار خداوندگارش می‌باشد هر جا که او را می‌فرستد خیرى به همراه نمی‌آورد آیا او با کسى که به عدالت فرمان میدهد و خود بر راه راست است یکسان است
  77. و نهان آسمانها و زمین از آن خداست و کار قیامت جز مانند یک چشم بر هم زدن یا نزدیکتر (از آن) نیست زیرا خدا بر هر چیزى تواناست
  78. و خدا شما را از شکم مادرانتان در حالى که چیزى نمی‌دانستید بیرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد که سپاسگزارى کنید
  79. آیا به سوى پرندگانى که در فضاى آسمان رام شده‌اند ننگریسته‌اند جز خدا کسى آنها را نگاه نمیدارد راستى در این (قدرتنمایى) براى مردمی که ایمان می‌آورند نشانه‌هایى است
  80. و خدا براى شما خانه‌هایتان را مایه آرامش قرار داد و از پوست دامها براى شما خانه‌هایى نهاد که آن(ها) را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبک می‌یابید و از پشم‌ها و کرکها و موهاى آنها وسایل زندگى که تا چندى مورد استفاده است (قرار داد)
  81. و خدا از آنچه آفریده به سود شما سایههایى فراهم آورده و از کوه‌ها براى شما پناهگاه‌هایى قرار داده و براى شما تن‌پوشهایى مقرر کرده که شما را از گرما (و سرما) حفظ می‌کند و تن‌پوشها (=زرهها)یى که شما را در جنگتان حمایت می‌نماید این گونه وى نعمتش را بر شما تمام می‌گرداند امید که شما (به فرمانش) گردن نهید
  82. پس اگر رویگردان شوند بر تو فقط ابلاغ آشکار است
  83. نعمت خدا را می‌شناسند اما باز هم منکر آن میشوند و بیشترشان کافرند
  84. و (یاد کن) روزى را که از هر امتى گواهى برمی‌انگیزیم سپس به کسانى که کافر شده‌اند رخصت داده نمی‌شود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت
  85. و چون کسانى که ستم کرده‌اند عذاب را ببینند (شکنجه) آنان کاسته نمی‌گردد و مهلت نمی‌یابند
  86. و چون کسانى که شر‌ک ورزیدند شریکان خود را ببینند میگویند پروردگارا اینها بودند آن شریکانى که ما به جاى تو می‌خواندیم و(لى شریکان) قول آنان را رد میکنند که شما جدا دروغگویانید
  87. و آن روز در برابر خدا از در تسلیم درآیند و آنچه را که برمیبافتند بر باد می‌رود
  88. کسانى که کفر ورزیدند و از راه خدا باز داشتند به (سزاى) آنکه فساد می‌کردند عذابى بر عذابشان می‌افزاییم
  89. و (به یاد آور) روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم و تو را (هم) بر این (امت) گواه آوریم و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل کردیم
  90. در حقیقت خدا به دادگرى و نیکوکارى و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز میدارد به شما اندرز می‌دهد باشد که پند گیرید
  91. و چون با خدا پیمان بستید به پیمان خود وفا کنید و سوگندهاى (خود را) پس از استوار کردن آنها مشکنید با اینکه خدا را بر خود ضامن (و گواه) قرار دادهاید زیرا خدا آنچه را انجام می‌دهید می‌داند
  92. و مانند آن (زنى) که رشته خود را پس از محکم بافتن (یکى یکى) از هم می‌گسست مباشید که سوگندهاى خود را میان خویش وسیله (فریب و) تقلب سازید (به خیال این) که گروهى از گروه دیگر (در داشتن امکانات) افزونترند جز این نیست که خدا شما را بدین وسیله می‌آزماید و روز قیامت در آنچه اختلاف می‌کردید قطعاً براى شما توضیح خواهد داد
  93. و اگر خدا می‌خواست قطعاً شما را امتى واحد قرار میداد ولى هر که را بخواهد بیراه و هر که را بخواهد هدایت می‌کند و از آنچه انجام می‌دادید حتما سؤال خواهید شد
  94. و زنهار سوگندهاى خود را دستاویز تقلب میان خود قرار مدهید تا گامی بعد از استواریش بلغزد و شما به (سزاى) آنکه (مردم را) از راه خدا باز داشته‌اید دچار شکنجه شوید و براى شما عذابى بزرگ باشد
  95. و پیمان خدا را به بهاى ناچیزى مفروشید زیرا آنچه نزد خداست اگر بدانید همان براى شما بهتر است
  96. آنچه پیش شماست تمام میشود و آنچه پیش خداست پایدار است و قطعاً کسانى را که شکیبایى کردند به بهتر از آنچه عمل میکردند پاداش خواهیم داد
  97. هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد قطعاً او را با زندگى پاکیزه‌اى حیات (حقیقى) بخشیم و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد
  98. پس چون قرآن میخوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر
  99. چرا که او را بر کسانى که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل میکنند تسلطى نیست
  100. تسلط او فقط بر کسانى است که وى را به سرپرستى برمی‌گیرند و بر کسانى که آنها به او (=خدا) شر‌ک می‌ورزند
  101. و چون حکمی را به جاى حکم دیگر بیاوریم و خدا به آنچه به تدریج نازل می‌کند داناتر است می‌گویند جز این نیست که تو دروغ‌بافى (نه) بلکه بیشتر آنان نمی‌دانند
  102. بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا کسانى را که ایمان آورده‌اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدایت و بشارتى است
  103. و نیک میدانیم که آنان میگویند جز این نیست که بشرى به او می‌آموزد (نه چنین نیست زیرا) زبان کسى که (این) نسبت را به او می‌دهند غیر عربى است و این (قرآن) به زبان عربى روشن است
  104. در حقیقت کسانى که به آیات خدا ایمان ندارند خدا آنان را هدایت نمی‌کند و برایشان عذابى دردنا‌ک است
  105. تنها کسانى دروغ‌پردازى میکنند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنان خود دروغ‌گویانند
  106. هر کس پس از ایمان آوردن خود به خدا کفر ورزد (عذابى سخت خواهد داشت) مگر آن کس که مجبور شده و(لى) قلبش به ایمان اطمینان دارد لیکن هر که سینه‌اش به کفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برایشان عذابى بزرگ خواهد بود
  107. زیرا آنان زندگى دنیا را بر آخرت برترى دادند و (هم) اینکه خدا گروه کافران را هدایت نمی‌کند
  108. آنان کسانی‌اند که خدا بر دلها و گوش و دیدگانشان مهر نهاده و آنان خود غافلانند
  109. شک نیست که آنها در آخرت همان زیانکارانند
  110. با این حال پروردگار تو نسبت به کسانى که پس از (آن همه) زجر کشیدن هجرت کرده و سپس جهاد نمودند و صبر پیشه ساختند پروردگارت (نسبت به آنان) بعد از آن (همه مصایب) قطعاً آمرزنده و مهربان است
  111. (یاد کن) روزى را که هر کس می‌آید (و) از خود دفاع میکند و هر کس به آنچه کرده بى کم و کاست پاداش مییابد و بر آنان ستم نمی‌رود
  112. و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود (و) روزیش از هر سو فراوان میرسید پس (ساکنانش) نعمت‌هاى خدا را ناسپاسى کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام می‌دادند طعم گرسنگى و هراس را به (مردم) آن چشانید
  113. و به یقین فرستاده‌اى از خودشان برایشان آمد اما او را تکذیب کردند پس در حالى که ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت
  114. پس از آنچه خدا شما را روزى کرده استحلال (و) پاکیزه بخورید و نعمت خدا را اگر تنها او را می‌پرستید شکر گزارید
  115. جز این نیست که (خدا) مردار و خون و گوشت خو‌ک و آنچه را که نام غیر خدا بر آن برده شده حرام گردانیده است (با این همه) هر کس که (به خوردن آنها) ناگزیر شود و سرکش و زیاده‌خواه نباشد قطعاً خدا آمرزنده مهربان است
  116. و براى آنچه زبان شما به دروغ می‌پردازد مگویید این حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بندید زیرا کسانى که بر خدا دروغ می‌بندند رستگار نمی‌شوند
  117. (ایشان راست) اند‌ک بهره‌اى و(لى) عذابشان پر درد است
  118. و بر کسانى که یهودى شدند آنچه را قبلا بر تو حکایت کردیم حرام گردانیدیم و ما بر آنان ستم نکردیم بلکه آنها به خود ستم میکردند
  119. (با این همه) پروردگار تو نسبت به کسانى که به نادانى مرتکب گناه شده سپس توبه کرده و به صلاح آمده‌اند البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است
  120. به راستى ابراهیم پیشوایى مطیع خدا (و) حقگراى بود و از مشرکان نبود
  121. (و) نعمتهاى او را شکرگزار بود (خدا) او را برگزید و به راهى راست هدایتش کرد
  122. و در دنیا به او نیکویى و (نعمت) دادیم و در آخرت (نیز) از شایستگان خواهد بود
  123. سپس به تو وحى کردیم که از آیین ابراهیم حق‌گراى پیروى کن (چرا که) او از مشرکان نبود
  124. (بزرگداشت) شنبه بر کسانى که در باره آن اختلاف کردند مقرر گردید و قطعاً پروردگارت روز رستاخیز میان آنها در باره چیزى که در مورد آن اختلاف می‌کردند داورى خواهد کرد
  125. با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به (شیوه‌اى) که نیکوتر است مجادله نماى در حقیقت پروردگار تو به (حال) کسى که از راه او منحرف شده داناتر و او به (حال) راه‌یافتگان (نیز) داناتر است
  126. و اگر عقوبت کردید همان گونه که مورد عقوبت قرار گرفته‌اید (متجاوز را) به عقوبت رسانید و اگر صبر کنید البته آن براى شکیبایان بهتر است
  127. و صبر کن و صبر تو جز به (توفیق) خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ می‌کنند دل تنگ مدار
  128. در حقیقت خدا با کسانى است که پروا داشته‌اند و (با) کسانى (است) که آنها نیکوکارند

فصل ١٧.  اسراء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. منزه است آن (خدایى) که بنده‌اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى که پیرامون آن را برکت داده‌ایم سیر داد تا از نشانه‌هاى خود به او بنمایانیم که او همان شنواى بیناست
  2. و کتاب آسمانى را به موسى دادیم و آن را براى فرزندان اسرائیل رهنمودى گردانیدیم که زنهار غیر از من کارسازى مگیرید
  3. (اى) فرزندان کسانى که (آنان را در کشتى) با نوح برداشتیم راستى که او بنده‌اى سپاسگزار بود
  4. و در کتاب آسمانى(شان) به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سرکشى بسیار بزرگى برخواهید خاست
  5. پس آنگاه که وعده (تحقق) نخستین آن دو فرا رسد بندگانى از خود را که سخت نیرومندند بر شما می‌گماریم تا میان خانه‌ها(یتان براى قتل و غارت شما) به جستجو درآیند و این تهدید تحقق‌یافتنى است
  6. پس (از چندى) دوباره شما را بر آنان چیره می‌کنیم و شما را با اموال و پسران یارى می‌دهیم و (تعداد) نفرات شما را بیشتر می‌گردانیم
  7. اگر نیکى کنید به خود نیکى کرده‌اید و اگر بدى کنید به خود (بد نموده‌اید) و چون تهدید آخر فرا رسد (بیایند) تا شما را اندوهگین کنند و در معبد(تان) چنانکه بار اول داخل شدند (به زور) درآیند و بر هر چه دست‌ یافتند یکسره (آن را) نابود کنند
  8. امید است که پروردگارتان شما را رحمت کند و(لى) اگر (به گناه) بازگردید (ما نیز به کیفر شما) بازمی‌گردیم و دوزخ را براى کافران زندان قرار دادیم
  9. قطعاً این قرآن به (آیینى) که خود پایدارتر است راه می‌نماید و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته می‌کنند مژده می‌دهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود
  10. و اینکه براى کسانى که به آخرت ایمان نمی‌آورند عذابى پر درد آماده کرده‌ایم
  11. و انسان (همان گونه که) خیر را فرا می‌خواند (پیشامد) بد را می‌خواند و انسان همواره شتابزده است
  12. و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم نشانه شب را تیره‌گون و نشانه روز را روشنى‌بخش گردانیدیم تا (در آن) فضلى از پروردگارتان بجویید و تا شماره سال‌ها و حساب (عمرها و رویدادها) را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم
  13. و کارنامه هر انسانى را به گردن او بسته‌ایم و روز قیامت براى او نامه‌اى که آن را گشاده می‌بیند بیرون می‌آوریم
  14. نامه‌ات را بخوان کافى است که امروز خودت حسابرس خود باشى
  15. هر کس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر کس بیراهه رفته تنها به زیان خود بیراهه رفته است و هیچ بردارنده‌اى بار گناه دیگرى را بر نمی‌دارد و ما تا پیامبرى برنینگیزیم به عذاب نمی‌پردازیم
  16. و چون بخواهیم شهرى را هلا‌ک کنیم خوشگذرانانش را وا می‌داریم تا در آن به انحراف (و فساد) بپردازند و در نتیجه عذاب بر آن (شهر) لازم گردد پس آن را (یکسره) زیر و زبر کنیم
  17. و چه بسیار نسل‌ها را که ما پس از نوح به هلاکت رساندیم و پروردگار تو به گناهان بندگانش بس آگاه و بیناست
  18. هر کس خواهان (دنیاى) زودگذر است به زودى هر که را خواهیم (نصیبى) از آن می‌دهیم آنگاه جهنم را که در آن خوار و رانده داخل خواهد شد براى او مقرر می‌داریم
  19. و هر کس خواهان آخرت است و نهایت کوشش را براى آن بکند و مؤمن باشد آنانند که تلاش آنها مورد حق‌شناسى واقع خواهد شد
  20. هر دو (دسته) اینان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد می‌بخشیم و عطاى پروردگارت (از کسى) منع نشده است
  21. ببین چگونه بعضى از آنان را بر بعضى دیگر برترى داده‌ایم و قطعاً درجات آخرت و برترى آن بزرگتر و بیشتر است
  22. معبود دیگرى با خدا قرار مده تا نکوهیده و وامانده بنشینى
  23. و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر (خود) احسان کنید اگر یکى از آن دو یا هر دو در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها (حتى) اوف مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى
  24. و از سر مهربانى بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خردى پروردند
  25. پروردگار شما به آنچه در دلهاى خود دارید آگاه‌تر است اگر شایسته باشید قطعاً او آمرزنده توبه‌کنندگان است
  26. و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه ‌مانده را (دستگیرى کن) و ولخرجى و اسراف مکن
  27. چرا که اسرافکاران برادران شیطان‌هایند و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است
  28. و اگر به امید رحمتى که از پروردگارت جویاى آنى از ایشان روى می‌گردانى پس با آنان سخنى نرم بگوى
  29. و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار (هم) گشاده‌دستى منما تا ملامت‌شده و حسرت‌زده بر جاى مانى
  30. بى‌گمان پروردگار تو براى هر که بخواهد روزى را گشاده یا تنگ می‌گرداند در حقیقت او به (حال) بندگانش آگاه بیناست
  31. و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید ماییم که به آنها و شما روزى می‌بخشیم آرى کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است
  32. و به زنا نزدیک مشوید چرا که آن همواره زشت و بد راهى است
  33. و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وى قدرتى داده‌ایم پس (او) نباید در قتل زیاده‌روى کند زیرا او (از طرف شرع) یارى شده است
  34. و به مال یتیم جز به بهترین وجه نزدیک مشوید تا به رشد برسد و به پیمان (خود) وفا کنید زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد
  35. و چون پیمانه می‌کنید پیمانه را تمام دهید و با ترازوى درست بسنجید که این بهتر و خوش فرجام‌تر است
  36. و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد
  37. و در (روى) زمین به نخوت گام برمدار چرا که هرگز زمین را نمی‌توانى شکافت و در بلندى به کوه‌ها نمی‌توانى رسید
  38. همه این (کارها) بدش نزد پروردگار تو ناپسندیده است
  39. این (سفارشها) از حکمت‌هایى است که پروردگارت به تو وحى کرده است و با خداى یگانه معبودى دیگر قرار مده و گرنه حسرت‌ زده و مطرود در جهنم افکنده خواهى شد
  40. آیا (پنداشتید که) پروردگارتان شما را به (داشتن) پسران اختصاص داده و خود از فرشتگان دخترانى برگرفته است‌ حقا که شما سخنى بس بزرگ می‌گویید
  41. و به راستى ما در این قرآن (حقایق را) گونه‌گون بیان کردیم تا پند گیرند و(لى) آنان را جز نفرت نمی‌افزاید
  42. بگو اگر چنانکه می‌گویند با او خدایانى (دیگر) بود در آن صورت حتما در صدد جستن راهى به سوى (خداوند) صاحب عرش برمی‌آمدند
  43. او (پا‌ک و) منزه است و از آنچه می‌گویند بسى والاتر است
  44. آسمانهاى هفتگانه و زمین و هر کس که در آنهاست او را تسبیح می‌گویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او می‌گوید ولى شما تسبیح آنها را درنمی‌یابید به راستى که او همواره بردبار (و) آمرزنده است
  45. و چون قرآن بخوانى میان تو و کسانى که به آخرت ایمان ندارند پرده‌اى پوشیده قرار می‌دهیم
  46. و بر دلهایشان پوشش‌ها می‌نهیم تا آن را نفهمند و در گوشهایشان سنگینى (قرار می‌دهیم) و چون در قرآن پروردگار خود را به یگانگى یاد کنى با نفرت پشت می‌کنند
  47. هنگامی که به سوى تو گوش فرا می‌دارند ما بهتر می‌دانیم به چه (منظور) گوش می‌دهند و (نیز) آنگاه که به نجوا می‌پردازند وقتى که ستمگران گویند جز مردى افسون‌شده را پیروى نمی‌کنید
  48. ببین چگونه براى تو مثل‌ها زدند و گمراه شدند در نتیجه راه به جایى نمی‌توانند ببرند
  49. و گفتند آیا وقتى استخوان و خا‌ک شدیم (باز) به آفرینشى جدید برانگیخته می‌شویم
  50. بگو سنگ باشید یا آهن
  51. یا آفریده‌اى از آنچه در خاطر شما بزرگ می‌نماید (باز هم برانگیخته خواهید شد) پس خواهند گفت چه کسى ما را بازمی‌گرداند بگو همان کس که نخستین بار شما را پدید آورد (باز) سرهاى خود را به طرف تو تکان می‌دهند و می‌گویندآن کى خواهد بود بگو شاید که نزدیک باشد
  52. روزى که شما را فرا می‌خواند پس در حالى که او را ستایش می‌کنید اجابتش می‌نمایید و می‌پندارید که جز اندکى (در دنیا) نمانده‌اید
  53. و به بندگانم بگو آنچه را که بهتر است بگویند که شیطان میانشان را به هم می‌زند زیرا شیطان همواره براى انسان دشمنى آشکار است
  54. پروردگار شما به (حال) شما داناتر است اگر بخواهد بر شما رحمت می‌آورد یا اگر بخواهد شما را عذاب می‌کند و تو را بر ایشان نگهبان نفرستاده‌ایم
  55. و پروردگار تو به هر که (و هر چه) در آسمانها و زمین است داناتر است و در حقیقت بعضى از انبیا را بر بعضى برترى بخشیدیم و به داوود زبور دادیم
  56. بگو کسانى را که به جاى او (معبود خود) پنداشتید بخوانید (آنها) نه اختیارى دارند که از شما دفع زیان کنند و نه (آنکه بلایى را از شما) بگردانند
  57. آن کسانى را که ایشان می‌خوانند (خود) به سوى پروردگارشان تقرب می‌جویند (تا بدانند) کدام یک از آنها (به او) نزدیکترند و به رحمت وى امیدوارند و از عذابش می‌ترسند چرا که عذاب پروردگارت همواره در خور پرهیز است
  58. و هیچ شهرى نیست مگر اینکه ما آن را (در صورت نافرمانى) پیش از روز رستاخیز به هلاکت می‌رسانیم یا آن را سخت عذاب می‌کنیم این (عقوبت) در کتاب (الهى) به قلم رفته است
  59. و (چیزى) ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اینکه پیشینیان آنها را به دروغ گرفتند و به ثمود ماده ‌شتر دادیم که (پدیده‌اى) روشنگر بود و(لى) به آن ستم کردند و ما معجزه‌ها را جز براى بیم‌دادن (مردم) نمی‌فرستیم
  60. و (یاد کن) هنگامی را که به تو گفتیم به راستى پروردگارت بر مردم احاطه دارد و آن رؤیایى را که به تو نمایاندیم و (نیز) آن درخت لعنت‌شده در قرآن را جز براى آزمایش مردم قرار ندادیم و ما آنان را بیم می‌دهیم ولى جز بر طغیان بیشتر آنها نمی‌افزاید
  61. و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم براى آدم سجده کنید پس (همه) جز ابلیس سجده کردند گفت آیا براى کسى که از گل آفریدى سجده کنم
  62. (سپس) گفت به من بگو این کسى را که بر من برترى دادى (براى چه بود) اگر تا روز قیامت مهلتم دهى قطعاً فرزندانش را جز اندکى (از آنها) ریشه‌کن خواهم کرد
  63. فرمود برو که هر کس از آنان تو را پیروى کند مسلماً جهنم سزایتان خواهد بود که کیفرى تمام است
  64. و از ایشان هر که را توانستى با آواى خود تحریک کن و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شرکت کن و به ایشان وعده بده و شیطان جز فریب به آنها وعده نمی‌دهد
  65. در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطى نیست و حمایتگرى (چون) پروردگارت بس است
  66. پروردگار شما کسى است که کشتى را در دریا براى شما به حرکت در می‌آورد تا از فضل او براى خود بجویید چرا که او همواره به شما مهربان است
  67. و چون در دریا به شما صدمه‌اى برسد هر که را جز او می‌خوانید ناپدید (و فراموش) می‌گردد و چون (خدا) شما را به سوى خشکى رهانید رویگردان می‌شوید و انسان همواره ناسپاس است
  68. مگر ایمن شدید از اینکه شما را در کنار خشکى در زمین فرو برد یا بر شما طوفانى از سنگریزه‌ها بفرستد سپس براى خود نگاهبانى نیابید
  69. یا (مگر) ایمن شدید از اینکه بار دیگر شما را در آن (دریا) باز گرداند و تندبادى شکننده بر شما بفرستد و به سزاى آنکه کفر ورزیدید غرقتان کند آنگاه براى خود در برابر ما کسى را نیابید که آن را دنبال کند
  70. و به راستى ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکى و دریا (بر مرکبها) برنشاندیم و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم و آنها را بر بسیارى از آفریده‌هاى خود برترى آشکار دادیم
  71. (یاد کن) روزى را که هر گروهى را با پیشوایشان فرا می‌خوانیم پس هر کس کارنامه‌اش را به دست راستش دهند آنان کارنامه خود را می‌خوانند و به قدر نخک هسته خرمایى به آنها ستم نمی‌شود
  72. و هر که در این (دنیا) کور(دل) باشد در آخرت (هم) کور(دل) و گمراه‌تر خواهد بود
  73. و چیزى نمانده بود که تو را از آنچه به سوى تو وحى کرده‌ایم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندى و در آن صورت تو را به دوستى خود بگیرند
  74. و اگر تو را استوار نمی‌داشتیم قطعاً نزدیک بود کمی به سوى آنان متمایل شوى
  75. در آن صورت حتما تو را دو برابر (در) زندگى و دو برابر (پس از) مر‌گ (عذاب) می‌چشانیدیم آنگاه در برابر ما براى خود یاورى نمی‌یافتى
  76. و چیزى نمانده بود که تو را از این سرزمین برکنند تا تو را از آنجا بیرون سازند و در آن صورت آنان (هم) پس از تو جز (زمان) اندکى نمی‌ماندند
  77. سنتى که همواره در میان (امتهاى) فرستادگانى که پیش از تو گسیل داشته‌ایم (جارى) بوده است و براى سنت (و قانون) ما تغییرى نخواهى یافت
  78. نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکى شب برپادار و (نیز) نماز صبح را زیرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است
  79. و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو (به منزله) نافله‌اى باشد امید که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند
  80. و بگو پروردگارا مرا (در هر کارى) به طرز درست داخل کن و به طرز درست‌خارج ساز و از جانب خود براى من تسلطى یارى‌بخش قرار ده
  81. و بگو حق آمد و باطل نابود شد آرى باطل همواره نابودشدنى است
  82. و ما آنچه را براى مؤمنان مایه درمان و رحمت است از قرآن نازل می‌کنیم و(لى) ستمگران را جز زیان نمی‌افزاید
  83. و چون به انسان نعمت ارزانى داریم روى می‌گرداند و پهلو تهى می‌کند و چون آسیبى به وى رسد نومید می‌گردد
  84. بگو هر کس بر حسب ساختار (روانى و بدنى) خود عمل می‌کند و پروردگار شما به هر که راه‌یافته‌تر باشد داناتر است
  85. و در باره روح از تو می‌پرسند بگو روح از (سنخ) فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکى داده نشده است
  86. و اگر بخواهیم قطعاً آنچه را به تو وحى کرده‌ایم می‌بریم آنگاه براى (حفظ) آن در برابر ما براى خود مدافعى نمی‌یابى
  87. مگر رحمتى از جانب پروردگارت (به تو برسد) زیرا فضل او بر تو همواره بسیار است
  88. بگو اگر انس و جن گرد آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتیبان برخى (دیگر) باشند
  89. و به راستى در این قرآن از هر گونه مثلى گوناگون آوردیم ولى بیشتر مردم جز سر انکار ندارند
  90. و گفتند تا از زمین چشمه‌اى براى ما نجوشانى هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد
  91. یا (باید) براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشکارا از میان آنها جویبارها روان سازى
  92. یا چنانکه ادعا می‌کنى آسمان را پاره پاره بر (سر) ما فرو اندازى یا خدا و فرشتگان را در برابر (ما حاضر) آورى
  93. یا براى تو خانه‌اى از طلا(کارى) باشد یا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو (هم) اطمینان نخواهیم داشت تا بر ما کتابى نازل کنى که آن را بخوانیم بگو پا‌ک است پروردگار من آیا (من) جز بشرى فرستاده هستم
  94. و (چیزى) مردم را از ایمان آوردن باز نداشت آنگاه که هدایت برایشان آمد جز اینکه گفتند آیا خدا بشرى را به سمت رسول مبعوث کرده است
  95. بگو اگر در روى زمین فرشتگانى بودند که با اطمینان راه می‌رفتند البته بر آنان (نیز) فرشته‌اى را بعنوان پیامبر از آسمان نازل می‌کردیم
  96. بگو میان من و شما گواه بودن خدا کافى است چرا که او همواره به (حال) بندگانش آگاه بینا است
  97. و هر که را خدا هدایت کند او رهیافته است و هر که را گمراه سازد در برابر او براى آنان هرگز دوستانى نیابى و روز قیامت آنها را کور و لال و کر به روى چهره‌شان درافتاده برخواهیم انگیخت جایگاهشان دوزخ است هر بار که آتش آن فرو نشیند شراره‌اى (تازه) برایشان می‌افزاییم
  98. جزاى آنها این است چرا که آیات ما را انکار کردند و گفتند آیا وقتى ما استخوان و خا‌ک شدیم (باز) در آفرینشى جدید برانگیخته خواهیم شد
  99. آیا ندانستند که خدایى که آسمانها و زمین را آفریده تواناست که مانند آنان را بیافریند و (همان خداست که) برایشان زمانى مقرر فرموده که در آن هیچ شکى نیست و(لى) ستمگران جز انکار (چیزى را) نپذیرفتند
  100. بگو اگر شما مالک گنجینه‌هاى رحمت پروردگارم بودید باز هم از بیم خرج کردن قطعاً امسا‌ک می‌ورزیدید و انسان همواره بخیل است
  101. و در حقیقت ما به موسى نه نشانه آشکار دادیم پس از فرزندان اسرائیل بپرس آنگاه که نزد آنان آمد و فرعون به او گفت اى موسى من جدا تو را افسون‌شده می‌پندارم
  102. گفت قطعاً می‌دانى که این (نشانه‌ها) را که باعث بینش‌هاست جز پروردگار آسمانها و زمین نازل نکرده است و راستى اى فرعون تو را تباه شده می‌پندارم
  103. پس (فرعون) تصمیم گرفت که آنان را از سرزمین (مصر) برون کند پس او و هر که را با وى بود همه را غرق کردیم
  104. و پس از او به فرزندان اسرائیل گفتیم در این سرزمین ساکن شوید پس چون وعده آخرت فرا رسد شما را همه با هم محشور می‌کنیم
  105. و آن (قرآن) را به حق فرود آوردیم و به حق فرود آمد و تو را جز بشارت‌دهنده و بیم‌رسان نفرستادیم
  106. و قرآنى (با عظمت را) بخش بخش (بر تو) نازل کردیم تا آن را به آرامی به مردم بخوانى و آن را به تدریج نازل کردیم
  107. بگو (چه) به آن ایمان بیاورید یا نیاورید بى‌گمان کسانى که پیش از (نزول) آن دانش یافته‌اند چون (این کتاب) بر آنان خوانده شود سجده‌کنان به روى درمی‌افتند
  108. و می‌گویند منزه است پروردگار ما که وعده پروردگار ما قطعاً انجام‌شدنى است
  109. و بر روى زمین می‌افتند و می‌گریند و بر فروتنى آنها می‌افزاید
  110. بگو خدا را بخوانید یا رحمان را بخوانید هر کدام را بخوانید براى او نامهاى نیکوتر است و نمازت را به آواز بلند مخوان و بسیار آهسته‌اش مکن و میان این (و آن) راهى (میانه) جوى
  111. و بگو ستایش خدایى را که نه فرزندى گرفته و نه در جهاندارى شریکى دارد و نه خوار بوده که (نیاز به) دوستى داشته باشد و او را بسیار بزرگ شمار

فصل ١٨.  کهف

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ستایش خدایى را که این کتاب (آسمانى) را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه کژى در آن ننهاد
  2. (کتابى) راست و درست تا (گناهکاران را) از جانب خود به عذابى سخت بیم دهد و مؤمنانى را که کارهاى شایسته می‌کنند نوید بخشد که براى آنان پاداشى نیکوست
  3. در حالى که جاودانه در آن (بهشت) ماندگار خواهند بود
  4. و تا کسانى را که گفته‌اند خداوند فرزندى گرفته است هشدار دهد
  5. نه آنان و نه پدرانشان به این (ادعا) دانشى ندارند بزرگ سخنى است که از دهانشان برمی‌آید (آنان) جز دروغ نمی‌گویند
  6. شاید اگر به این سخن ایمان نیاورند تو جان خود را از اندوه در پیگیرى (کار)شان تباه کنى
  7. در حقیقت ما آنچه را که بر زمین است زیورى براى آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند
  8. و ما آنچه را که بر آن است قطعاً بیابانى بى‌گیاه خواهیم کرد
  9. مگر پنداشتى اصحاب کهف و رقیم (=خفتگان غار لوحه‌دار) از آیات ما شگفت بوده است
  10. آنگاه که جوانان به سوى غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما از جانب خود به ما رحمتى بخش و کار ما را براى ما به سامان رسان
  11. پس در آن غار سالیانى چند بر گوشهایشان پرده زدیم
  12. آنگاه آنان را بیدار کردیم تا بدانیم کدام یک از آن دو دسته مدت درنگشان را بهتر حساب کرده‌اند
  13. ما خبرشان را بر تو درست‌حکایت می‌کنیم آنان جوانانى بودند که به پروردگارشان ایمان آورده بودند و بر هدایتشان افزودیم
  14. و دلهایشان را استوار گردانیدیم آنگاه که (به قصد مخالفت با شر‌ک) برخاستند و گفتند پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمین است جز او هرگز معبودى را نخواهیم خواند که در این صورت قطعاً ناصواب گفته‌ایم
  15. این قوم ما جز او معبودانى اختیار کرده‌اند چرا بر (حقانیت) آنها برهانى آشکار نمی‌آورند پس کیست‌ ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد
  16. و چون از آنها و از آنچه که جز خدا می‌پرستند کناره گرفتید پس به غار پناه جویید تا پروردگارتان از رحمت‌خود بر شما بگستراند و براى شما در کارتان گشایشى فراهم سازد
  17. و آفتاب را می‌بینى که چون برمی‌آید از غارشان به سمت راست مایل است و چون فرو می‌شود از سمت چپ دامن برمی‌چیند در حالى که آنان در جایى فراخ از آن (غار قرار گرفته)اند این از نشانه‌هاى (قدرت) خداست‌ خدا هر که را راهنمایى کند او راه‌یافته است و هر که را بى‌راه گذارد هرگز براى او یارى راهبر نخواهى یافت
  18. و می‌پندارى که ایشان بیدارند در حالى که خفته‌اند و آنها را به پهلوى راست و چپ می‌گردانیم و سگشان بر آستانه (غار) دو دست‌ خود را دراز کرده (بود) اگر بر حال آنان اطلاع می‌یافتى گریزان روى از آنها برمی‌تافتى و از (مشاهده) آنها آکنده از بیم می‌شدى
  19. و این چنین بیدارشان کردیم تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند گوینده‌اى از آنان گفت چقدر مانده‌اید گفتند روزى یا پاره‌اى از روز را مانده‌ایم (سرانجام) گفتند پروردگارتان به آنچه مانده‌اید داناتر است اینک یکى از خودتان را با این پول خود به شهر بفرستید تا ببیند کدام یک از غذاهاى آن پاکیزه‌تر است و از آن غذایى برایتان بیاورد و باید زیرکى به خرج دهد و هیچ کس را از (حال) شما آگاه نگرداند
  20. چرا که اگر آنان بر شما دست‌ یابند سنگسارتان می‌کنند یا شما را به کیش خود بازمی‌گردانند و در آن صورت هرگز روى رستگارى نخواهید دید
  21. و بدین گونه (مردم آن دیار را) بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده خدا راست است و (در فرا رسیدن) قیامت هیچ شکى نیست هنگامی که میان خود در کارشان با یکدیگر نزاع می‌کردند پس (عده‌اى) گفتند بر روى آنها ساختمانى بنا کنید پروردگارشان به (حال) آنان داناتر است (سرانجام) کسانى که بر کارشان غلبه یافتند گفتند حتما بر ایشان معبدى بنا خواهیم کرد
  22. به زودى خواهند گفت‌سه تن بودند (و) چهارمین آنها سگشان بود و می‌گویند پنج تن بودند (و) ششمین آنها سگشان بود تیر در تاریکى می‌اندازند و (عده‌اى) می‌گویند هفت تن بودند و هشتمین آنها سگشان بود بگو پروردگارم به شماره آنها آگاه‌تر است جز اندکى (کسى شماره) آنها را نمی‌داند پس در باره ایشان جز به صورت ظاهر جدال مکن و در مورد آنها از هیچ کس جویا مشو
  23. و زنهار در مورد چیزى مگوى که من آن را فردا انجام خواهم داد
  24. مگر آنکه خدا بخواهد و چون فراموش کردى پروردگارت را یاد کن و بگو امید که پروردگارم مرا به راهى که نزدیکتر از این به صواب است هدایت کند
  25. و سیصد سال در غارشان درنگ کردند و نه سال (نیز بر آن) افزودند
  26. بگو خدا به آنچه درنگ کردند داناتر است نهان آسمانها و زمین به او اختصاص دارد وه چه بینا و شنواست براى آنان یاورى جز او نیست و هیچ کس را در فرمانروایى خود شریک نمی‌گیرد
  27. و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است بخوان کلمات او را تغییردهنده‌اى نیست و جز او هرگز پناهى نخواهى یافت
  28. و با کسانى که پروردگارشان را صبح و شام می‌خوانند (و) خشنودى او را می‌خواهند شکیبایى پیشه کن و دو دیده‌ات را از آنان برمگیر که زیور زندگى دنیا را بخواهى و از آن کس که قلبش را از یاد خود غافل ساخته‌ایم و از هوس خود پیروى کرده و (اساس) کارش بر زیاده‌روى است اطاعت مکن
  29. و بگو حق از پروردگارتان (رسیده) است پس هر که بخواهد بگرود و هر که بخواهد انکار کند که ما براى ستمگران آتشى آماده کرده‌ایم که سراپرده‌هایش آنان را در بر می‌گیرد و اگر فریادرسى جویند به آبى چون مس گداخته که چهره‌ها را بریان می‌کند یارى می‌شوند وه چه بد شرابى و چه زشت جایگاهى است
  30. کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند (بدانند که) ما پاداش کسى را که نیکوکارى کرده است تباه نمی‌کنیم
  31. آنانند که بهشت‌هاى عدن به ایشان اختصاص دارد که از زیر (قصرها)شان جویبارها روان است در آنجا با دستبندهایى از طلا آراسته می‌شوند و جامه‌هایى سبز از پرنیان نازک و حریر ستبر می‌پوشند در آنجا بر سریرها تکیه می‌زنند چه خوش پاداش و نیکو تکیه‌گاهى
  32. و براى آنان آن دو مرد را مثل بزن که به یکى از آنها دو باغ انگور دادیم و پیرامون آن دو (باغ) را با درختان خرما پوشاندیم و میان آن دو را کشتزارى قرار دادیم
  33. هر یک از این دو باغ محصول خود را (به موقع) می‌داد و از (صاحبش) چیزى دریغ نمی‌ورزید و میان آن دو (باغ) نهرى روان کرده بودیم
  34. و براى او میوه فراوان بود پس به رفیقش در حالى که با او گفت و گو می‌کرد گفت مال من از تو بیشتر است و از حیث افراد از تو نیرومندترم
  35. و در حالى که او به خویشتن ستمکار بود داخل باغ شد (و) گفت گمان نمی‌کنم این نعمت هرگز زوال پذیرد
  36. و گمان نمی‌کنم که رستاخیز بر پا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم قطعاً بهتر از این را در بازگشت‌ خواهم یافت
  37. رفیقش در حالى که با او گفت و گو می‌کرد به او گفت آیا به آن کسى که تو را از خا‌ک سپس از نطفه آفرید آنگاه تو را (به صورت) مردى درآورد کافر شدى
  38. اما من (می‌گویم) اوست‌ خدا پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی‌سازم
  39. و چون داخل باغت‌شدى چرا نگفتى ماشاء الله نیرویى جز به (قدرت) خدا نیست اگر مرا از حیث مال و فرزند کمتر از خود می‌بینى
  40. امید است که پروردگارم بهتر از باغ تو به من عطا فرماید و بر آن (باغ تو) آفتى از آسمان بفرستد تا به زمینى هموار و لغزنده تبدیل گردد
  41. یا آب آن (در زمین) فروکش کند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى
  42. (تا به او رسید آنچه را باید برسد) و (آفت آسمانى) میوه‌هایش را فرو گرفت پس براى (از کف دادن) آنچه در آن (باغ) هزینه کرده بود دستهایش را بر هم می‌زد در حالى که داربست‌هاى آن فرو ریخته بود و (به حسرت) می‌گفت اى کاش هیچ کس را شریک پروردگارم نمی‌ساختم
  43. و او را در برابر خدا گروهى نبود تا یاریش کنند و توانى نداشت که خود را یارى کند
  44. در آنجا (آشکار شد که) یارى به خداى حق تعلق دارد اوست بهترین پاداش و (اوست) بهترین فرجام
  45. و براى آنان زندگى دنیا را مثل بزن که مانند آبى است که آن را از آسمان فرو فرستادیم سپس گیاه زمین با آن درآمیخت و (چنان) خشک گردید که بادها پراکنده‌اش کردند و خداست که همواره بر هر چیزى تواناست
  46. مال و پسران زیور زندگى دنیایند و نیکی‌هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید (نیز) بهتر است
  47. و (یاد کن) روزى را که کوهها را به حرکت درمی‌آوریم و زمین را آشکار (و صاف) می‌بینى و آنان را گرد می‌آوریم و هیچ یک را فرو گذار نمی‌کنیم
  48. و ایشان به صف بر پروردگارت عرضه می‌شوند (و به آنها می‌فرماید) به راستى همان گونه که نخستین بار شما را آفریدیم (باز) به سوى ما آمدید بلکه پنداشتید هرگز براى شما موعدى مقرر قرار نخواهیم داد
  49. و کارنامه (عمل شما در میان) نهاده می‌شود آنگاه بزهکاران را از آنچه در آن است بیمناک می‌بینى و می‌گویند اى واى بر ما این چه نامه‌اى است که هیچ (کار) کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته جز اینکه همه را به حساب آورده است و آنچه را انجام داده‌اند حاضر یابند و پروردگار تو به هیچ کس ستم روا نمی‌دارد
  50. و (یاد کن) هنگامی را که به فرشتگان گفتیم آدم را سجده کنید پس (همه) جز ابلیس سجده کردند که از (گروه) جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید آیا (با این حال) او و نسلش را به جاى من دوستان خود می‌گیرید و حال آنکه آنها دشمن شمایند و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند
  51. (من) آنان را نه در آفرینش آسمانها و زمین به شهادت طلبیدم و نه در آفرینش خودشان و من آن نیستم که گمراهگران را همکار خود بگیرم
  52. و (یاد کن) روزى را که (خدا) می‌گوید آنهایى را که شریکان من پنداشتید ندا دهید پس آنها را بخوانند و(لى) اجابتشان نکنند و ما میان آنان ورطه‌اى قرار دهیم
  53. و گناهکاران آتش (دوزخ) را می‌بینند و درمی‌یابند که در آن خواهند افتاد و از آن راه گریزى نیابند
  54. و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم و(لى) انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد
  55. و چیزى مانع مردم نشد از اینکه وقتى هدایت به سویشان آمد ایمان بیاورند و از پروردگارشان آمرزش بخواهند جز اینکه (مستحق شوند) تا سنت (خدا در مورد عذاب) پیشینیان در باره آنان (نیز) به کار رود یا عذاب رویارویشان بیاید
  56. و پیامبران (خود) را جز بشارت‌دهنده و بیم‌رسان گسیل نمی‌داریم و کسانى که کافر شده‌اند به باطل مجادله می‌کنند تا به وسیله آن حق را پایمال گردانند و نشانه‌هاى من و آنچه را (بدان) بیم داده شده‌اند به ریشخند گرفتند
  57. و کیست‌ ستمکارتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شده و از آن روى برتافته و دستاورد پیشینه خود را فراموش کرده است ما بر دلهاى آنان پوشش‌هایى قرار دادیم تا آن را درنیابند و در گوشهایشان سنگینى (نهادیم) و اگر آنها را به سوى هدایت فراخوانى باز هرگز به راه نخواهند آمد
  58. و پروردگار تو آمرزنده (و) صاحب رحمت است اگر به (جرم) آنچه مرتکب شده‌اند آنها را مؤاخذه می‌کرد قطعاً در عذاب آنان تعجیل می‌نمود (ولى چنین نمی کند) بلکه براى آنها سر رسیدى است که هرگز از برابر آن راه گریزى نمی‌یابند
  59. و (مردم) آن شهرها چون بیدادگرى کردند هلاکشان کردیم و براى هلاکتشان موعدى مقرر داشتیم
  60. و (یاد کن) هنگامی را که موسى به جوان (همراه) خود گفت دست بردار نیستم تا به محل برخورد دو دریا برسم هر چند سالها(ى سال) سیر کنم
  61. پس چون به محل برخورد دو (دریا) رسیدند ماهى خودشان را فراموش کردند و ماهى در دریا راه خود را در پیش گرفت (و رفت)
  62. و هنگامی که (از آنجا) گذشتند (موسى) به جوان خود گفت غذایمان را بیاور که راستى ما از این سفر رنج بسیار دیدیم
  63. گفت دیدى وقتى به سوى آن صخره پناه جستیم من ماهى را فراموش کردم و جز شیطان (کسى) آن را از یاد من نبرد تا به یادش باشم و به طور عجیبى راه خود را در دریا پیش گرفت
  64. گفت این همان بود که ما می‌جستیم پس جستجوکنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند
  65. تا بنده‌اى از بندگان ما را یافتند که از جانب خود به او رحمتى عطا کرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بودیم
  66. موسى به او گفت آیا تو را به شرط اینکه از بینشى که آموخته شده‌اى به من یاد دهى پیروى کنم
  67. گفت تو هرگز نمی‌توانى همپاى من صبر کنى
  68. و چگونه می‌توانى بر چیزى که به شناخت آن احاطه ندارى صبر کنى
  69. گفت انشاء الله مرا شکیبا خواهى یافت و در هیچ کارى تو را نافرمانى نخواهم کرد
  70. گفت اگر مرا پیروى می‌کنى پس از چیزى سؤال مکن تا (خود) از آن با تو سخن آغاز کنم
  71. پس رهسپار گردیدند تا وقتى که سوار کشتى شدند (وى) آن را سوراخ کرد (موسى) گفت آیا کشتى را سوراخ کردى تا سرنشینانش را غرق کنى واقعا به کار ناروایى مبادرت ورزیدى
  72. گفت آیا نگفتم که تو هرگز نمی‌توانى همپاى من صبر کنى
  73. (موسى) گفت به سبب آنچه فراموش کردم مرا مؤاخذه مکن و در کارم بر من سخت مگیر
  74. پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند (بنده ما) او را کشت (موسى به او ) گفت آیا شخص بى‌گناهى را بدون اینکه کسى را به قتل رسانده باشد کشتى واقعا کار ناپسندى مرتکب شدى
  75. گفت آیا به تو نگفتم که هرگز نمی‌توانى همپاى من صبر کنى
  76. (موسى) گفت اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم دیگر با من همراهى مکن (و) از جانب من قطعاً معذور خواهى بود
  77. پس رفتند تا به اهل قریه‌اى رسیدند از مردم آنجا خوراکى خواستند و(لى آنها) از مهمان نمودن آن دو خوددارى کردند پس در آنجا دیوارى یافتند که می‌خواست فرو ریزد و (بنده ما) آن را استوار کرد (موسى) گفت اگر می‌خواستى (می‌توانستى) براى آن مزدى بگیرى
  78. گفت این (بار دیگر وقت) جدایى میان من و توست به زودى تو را از تاویل آنچه که نتوانستى بر آن صبر کنى آگاه خواهم ساخت
  79. اما کشتى از آن بینوایانى بود که در دریا کار می‌کردند خواستم آن را معیوب کنم (چرا که) پیشاپیش آنان پادشاهى بود که هر کشتى (درستى) را به زور می‌گرفت
  80. و اما نوجوان پدر و مادرش (هر دو) مؤمن بودند پس ترسیدیم (مبادا) آن دو را به طغیان و کفر بکشد
  81. پس خواستیم که پروردگارشان آن دو را به پاکتر و مهربانتر از او عوض دهد
  82. و اما دیوار از آن دو پسر (بچه) یتیم در آن شهر بود و زیر آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان (مردى) نیکوکار بود پس پروردگار تو خواست آن دو (یتیم) به حد رشد برسند و گنجینه خود را که رحمتى از جانب پروردگارت بود بیرون آورند و این (کارها) را من خودسرانه انجام ندادم این بود تاویل آنچه که نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى
  83. و از تو در باره ذوالقرنین می‌پرسند بگو به زودى چیزى از او براى شما خواهم خواند
  84. ما در زمین به او امکاناتى دادیم و از هر چیزى وسیله‌اى بدو بخشیدیم
  85. تا راهى را دنبال کرد
  86. تا آنگاه که به غروبگاه خورشید رسید به نظرش آمد که (خورشید) در چشمه‌اى گل‌آلود و سیاه غروب می‌کند و نزدیک آن طایفه‌اى را یافت فرمودیم اى ذوالقرنین (اختیار با توست) یا عذاب می‌کنى یا در میانشان (روش) نیکویى پیش می‌گیرى
  87. گفت اما هر که ستم ورزد عذابش خواهیم کرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانیده می‌شود آنگاه او را عذابى سخت‌خواهد کرد
  88. و اما هر که ایمان آورد و کار شایسته کند پاداشى (هر چه) نیکوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به کارى آسان واخواهیم داشت
  89. سپس راهى (دیگر) را دنبال کرد
  90. تا آنگاه که به جایگاه برآمدن خورشید رسید (خورشید) را (چنین) یافت که بر قومی طلوع می‌کرد که براى ایشان در برابر آن پوششى قرار نداده بودیم
  91. این چنین (می‌رفت) و قطعاً به خبرى که پیش او بود احاطه داشتیم
  92. باز راهى را دنبال نمود
  93. تا وقتى به میان دو سد رسید در برابر آن دو (سد) طایفه‌اى را یافت که نمی‌توانستند هیچ زبانى را بفهمند
  94. گفتند اى ذوالقرنین یاجوج و ماجوج سخت در زمین فساد می‌کنند آیا (ممکن است) مالى در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدى قرار دهى
  95. گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمکن داده (از کمک مالى شما) بهتر است مرا با نیرویى (انسانى) یارى کنید (تا) میان شما و آنها سدى استوار قرار دهم
  96. براى من قطعات آهن بیاورید تا آنگاه که میان دو کوه برابر شد گفت بدمید تا وقتى که آن (قطعات) را آتش گردانید گفت مس گداخته برایم بیاورید تا روى آن بریزم
  97. (در نتیجه اقوام وحشى) نتوانستند از آن (مانع) بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند
  98. گفت این رحمتى از جانب پروردگار من است و(لى) چون وعده پروردگارم فرا رسد آن (سد) را درهم کوبد و وعده پروردگارم حق است
  99. و در آن روز آنان را رها می‌کنیم تا موج‌آسا بعضى با برخى درآمیزند و (همین که) در صور دمیده شود همه آنها را گرد خواهیم آورد
  100. و آن روز جهنم را آشکارا به کافران بنماییم
  101. (به) همان کسانى که چشمان (بصیرت)شان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن (حق) نداشتند
  102. آیا کسانى که کفر ورزیده‌اند پنداشته‌اند که (می‌توانند) به جاى من بندگانم را سرپرست بگیرند ما جهنم را آماده کرده‌ایم تا جایگاه پذیرایى کافران باشد
  103. بگو آیا شما را از زیانکارترین مردم آگاه گردانم
  104. (آنان) کسانى‌اند که کوشش‌شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود می‌پندارند که کار خوب انجام می‌دهند
  105. (آرى) آنان کسانى‌اند که آیات پروردگارشان و لقاى او را انکار کردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها (قدر و) ارزشى نخواهیم نهاد
  106. این جهنم سزاى آنان است چرا که کافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند
  107. بى‌گمان کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند باغهاى فردوس جایگاه پذیرایى آنان است
  108. جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمی‌کنند
  109. بگو اگر دریا براى کلمات پروردگارم مرکب شود پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعاً دریا پایان می‌یابد هر چند نظیرش را به مدد (آن) بیاوریم
  110. بگو من هم مثل شما بشرى هستم و(لى) به من وحى می‌شود که خداى شما خدایى یگانه است پس هر کس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد

فصل ١٩.  مریم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. کاف ها یا عین صاد
  2. (این) یادى از رحمت پروردگار تو (در باره) بنده اش زکریاست
  3. آنگاه که (زکریا) پروردگارش را آهسته ندا کرد
  4. گفت پروردگارا من استخوانم سست گردیده و (موى) سرم از پیرى سپید گشته و اى پروردگار من هرگز در دعاى تو ناامید نبوده‌ام
  5. و من پس از خویشتن از بستگانم بیمناکم و زنم نازاست پس از جانب خود ولى (و جانشینى) به من ببخش
  6. که از من ارث برد و از خاندان یعقوب (نیز) ارث برد و او را اى پروردگار من پسندیده گردان
  7. اى زکریا ما تو را به پسرى که نامش یحیى است مژده می‌دهیم که قبلا همنامی براى او قرار نداده‌ایم
  8. گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنکه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده‌ام
  9. (فرشته) گفت (فرمان) چنین است پروردگار تو گفته که این (کار) بر من آسان است و تو را در حالى که چیزى نبودى قبلا آفریده‌ام
  10. گفت پروردگارا نشانه‌اى براى من قرار ده فرمود نشانه تو این است که سه شبانه (روز) با اینکه سالمی با مردم سخن نمیگویى
  11. پس از محراب بر قوم خویش درآمد و ایشان را آگاه گردانید که روز و شب به نیایش بپردازید
  12. اى یحیى کتاب (خدا) را به جد و جهد بگیر و از کودکى به او نبوت دادیم
  13. و (نیز) از جانب خود مهربانى و پاکى (به او دادیم) و تقواپیشه بود
  14. و با پدر و مادر خود نیکرفتار بود و زورگویى نافرمان نبود
  15. و درود بر او روزى که زاده شد و روزى که می‌میرد و روزى که زنده برانگیخته می‌شود
  16. و در این کتاب از مریم یاد کن آنگاه که از کسان خود در مکانى شرقى به کنارى شتافت
  17. و در برابر آنان پرده‌اى بر خود گرفت پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به (شکل) بشرى خوش‌اندام بر او نمایان شد
  18. (مریم) گفت اگر پرهیزگارى من از تو به خداى رحمان پناه می‌برم
  19. گفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اینکه به تو پسرى پاکیزه ببخشم
  20. گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنکه دست بشرى به من نرسیده و بدکار نبوده‌ام
  21. گفت (فرمان) چنین است پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است و تا او را نشانه‌اى براى مردم و رحمتى از جانب خویش قرار دهیم و (این) دستورى قطعى بود
  22. پس (مریم) به او (=عیسى) آبستن شد و با او به مکان دورافتاده‌اى پناه جست
  23. تا درد زایمان او را به سوى تنه درخت خرمایى کشانید گفت اى کاش پیش از این مرده بودم و یکسر فراموش شده بودم
  24. پس از زیر (پاى) او (فرشته) وى را ندا داد که غم مدار پروردگارت زیر (پاى) تو چشمه آبى پدید آورده است
  25. و تنه درخت خرما را به طرف خود (بگیر و) بتکان بر تو خرماى تازه می‌ریزد
  26. و بخور و بنوش و دیده روشن دار پس اگر کسى از آدمیان را دیدى بگوى من براى (خداى) رحمان روزه نذر کرده‌ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت
  27. پس (مریم) در حالى که او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مریم به راستى کار بسیار ناپسندى مرتکب شده‌اى
  28. اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت (نیز) بدکاره نبود
  29. (مریم) به سوى (عیسى) اشاره کرد گفتند چگونه با کسى که در گهواره (و) کودک است سخن بگوییم
  30. (کودک) گفت منم بنده خدا به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است
  31. و هر جا که باشم مرا با برکت ساخته و تا زنده‌ام به نماز و زکات سفارش کرده است
  32. و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است
  33. و درود بر من روزى که زاده شدم و روزى که می‌میرم و روزى که زنده برانگیخته می‌شوم
  34. این است (ماجراى) عیسى پسر مریم (همان) گفتار درستى که در آن شک میکنند
  35. خدا را نسزد که فرزندى برگیرد منزه است او چون کارى را اراده کند همین قدر به آن میگوید موجود شو پس بی‌درنگ موجود می‌شود
  36. و در حقیقت خداست که پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این است راه راست
  37. اما دسته‌ها(ى گوناگون) از میان آنها به اختلاف پرداختند پس واى بر کسانى که کافر شدند از مشاهده روزى دهشتنا‌ک
  38. چه شنوا و بینایند روزى که به سوى ما می‌آیند ولى ستمگران امروز در گمراهى آشکارند
  39. و آنان را از روز حسرت بیم ده آنگاه که داورى انجام گیرد و حال آنکه آنها (اکنون) در غفلتند و سر ایمان آوردن ندارند
  40. ماییم که زمین را با هر که در آن است به میراث می‌بریم و (همه) به سوى ما بازگردانیده می‌شوند
  41. و در این کتاب به یاد ابراهیم پرداز زیرا او پیامبرى بسیار راستگوى بود
  42. چون به پدرش گفت پدر جان چرا چیزى را که نمی‌شنود و نمی‌بیند و از تو چیزى را دور نمیکند می‌پرستى
  43. اى پدر به راستى مرا از دانش (وحى حقایقى به دست) آمده که تو را نیامده است پس از من پیروى کن تا تو را به راهى راست هدایت نمایم
  44. پدر جان شیطان را مپرست که شیطان (خداى) رحمان را عصیانگر است
  45. پدر جان من میترسم از جانب (خداى) رحمان عذابى به تو رسد و تو یار شیطان باشى
  46. گفت اى ابراهیم آیا تو از خدایان من متنفرى اگر باز نایستى تو را سنگسار خواهم کرد و (برو) براى مدتى طولانى از من دور شو
  47. (ابراهیم) گفت درود بر تو باد به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش می‌خواهم زیرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است
  48. و از شما و (از) آنچه غیر از خدا می‌خوانید کناره می‌گیرم و پروردگارم را می‌خوانم امیدوارم که در خواندن پروردگارم نا امید نباشم
  49. و چون از آنها و (از) آنچه به جاى خدا می‌پرستیدند کناره گرفت اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و همه را پیامبر گردانیدیم
  50. و از رحمت خویش به آنان ارزانى داشتیم و ذکر خیر بلندى برایشان قرار دادیم
  51. و در این کتاب از موسى یاد کن زیرا که او پاکدل و فرستاده‌اى پیامبر بود
  52. و از جانب راست طور او را ندا دادیم و در حالى که با وى راز گفتیم او را به خود نزدیک ساختیم
  53. و به رحمت خویش برادرش هارون پیامبر را به او بخشیدیم
  54. و در این کتاب از اسماعیل یاد کن زیرا که او درست وعده و فرستاده‌اى پیامبر بود
  55. و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان میداد و همواره نزد پروردگارش پسندیده(رفتار) بود
  56. و در این کتاب از ادریس یاد کن که او راستگویى پیامبر بود
  57. و (ما) او را به مقامی بلند ارتقا دادیم
  58. آنان کسانى از پیامبران بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانى داشت از فرزندان آدم بودند و از کسانى که همراه نوح (بر کشتى) سوار کردیم و از فرزندان ابراهیم و اسرائیل و از کسانى که (آنان را) هدایت نمودیم و برگزیدیم (و) هر گاه آیات (خداى) رحمان بر ایشان خوانده میشد سجده‌کنان و گریان به خا‌ک می‌افتادند
  59. آنگاه پس از آنان جانشینانى به جاى ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوس‌ها پیروى کردند و به زودى (سزاى) گمراهى (خود) را خواهند دید
  60. مگر آنان که توبه کرده و ایمان آورده و کار شایسته انجام دادند که آنان به بهشت درمی‌آیند و ستمی بر ایشان نخواهد رفت
  61. باغ‌هاى جاودانى که (خداى) رحمان به بندگانش در جهان ناپیدا وعده داده است در حقیقت وعده او انجام‌شدنى است
  62. در آنجا سخن بیهوده‌اى نمی‌شنوند جز درود و روزی شان صبح و شام در آنجا (آماده) است
  63. این همان بهشتى است که به هر یک از بندگان ما که پرهیزگار باشند به میراث می‌دهیم
  64. و (ما فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت نازل نمی‌شویم آنچه پیش روى ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو است (همه) به او اختصاص دارد و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است
  65. پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است پس او را بپرست و در پرستش او شکیبا باش آیا براى او همنامی می‌شناسى
  66. و انسان میگوید آیا وقتى بمیرم راستى زنده (از قبر) بیرون آورده میشوم
  67. آیا انسان به یاد نمی‌آورد که ما او را قبلا آفریده‌ایم و حال آنکه چیزى نبوده است
  68. پس به پروردگارت سوگند که آنها را با شیاطین محشور خواهیم ساخت سپس در حالى که به زانو درآمده‌اند آنان را گرداگرد دوزخ حاضر خواهیم کرد
  69. آنگاه از هر دستهاى کسانى از آنان را که بر (خداى) رحمان سرکشتر بوده‌اند بیرون خواهیم کشید
  70. پس از آن به کسانى که براى درآمدن به (جهنم) سزاوارترند خود داناتریم
  71. و هیچ کس از شما نیست مگر (اینکه) در آن وارد می‌گردد این (امر) همواره بر پروردگارت حکمی قطعى است
  72. آنگاه کسانى را که پرهیزگار بوده‌اند می‌رهانیم و ستمگران را به زانو درافتاده در (دوزخ) رها میکنیم
  73. و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود کسانى که کفر ورزیده‌اند به آنان که ایمان آورده‌اند میگویند کدام یک از (ما) دو گروه جایگاهش بهتر و محفلش آراسته‌تر است
  74. و چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که اثاثى بهتر و ظاهرى فریباتر داشتند
  75. بگو هر که در گمراهى است (خداى) رحمان به او تا زمانى مهلت میدهد تا وقتى آنچه به آنان وعده داده میشود یا عذاب یا روز رستاخیز را ببینند پس به زودى خواهند دانست جایگاه چه کسى بدتر و سپاهش ناتوانتر است
  76. و خداوند کسانى را که هدایت یافته‌اند بر هدایتشان می‌افزاید و نیکی‌هاى ماندگار نزد پروردگارت از حیث پاداش بهتر و خوش فرجام‌تر است
  77. آیا دیدى آن کسى را که به آیات ما کفر ورزید و گفت قطعاً به من مال و فرزند (بسیار) داده خواهد شد
  78. آیا بر غیب آگاه شده یا از (خداى) رحمان عهدى گرفته است
  79. نه چنین است به زودى آنچه را میگوید می‌نویسیم و عذاب را براى او خواهیم افزود
  80. و آنچه را می‌گوید از او به ارث می‌بریم و تنها به سوى ما خواهد آمد
  81. و به جاى خدا معبودانى اختیار کردند تا براى آنان (مایه) عزت باشد
  82. نه چنین است به زودى (آن معبودان) عبادت ایشان را انکار میکنند و دشمن آنان میگردند
  83. آیا ندانستى که ما شیطان‌ها را بر کافران گماشتهایم تا آنان را (به گناهان) تحریک کنند
  84. پس بر ضد آنان شتاب مکن که ما (روزها) را براى آنها شماره می‌کنیم
  85. (یاد کن) روزى را که پرهیزگاران را به سوى (خداى) رحمان گروه گروه محشور می‌کنیم
  86. و مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ می‌رانیم
  87. (آنان) اختیار شفاعت را ندارند جز آن کس که از جانب (خداى) رحمان پیمانى گرفته است
  88. و گفتند (خداى) رحمان فرزندى اختیار کرده است
  89. واقعا چیز زشتى را (بر زبان) آوردید
  90. چیزى نمانده است که آسمان‌ها از این (سخن) بشکافند و زمین چا‌ک خورد و کوه‌ها به شدت فرو ریزند
  91. از اینکه براى (خداى) رحمان فرزندى قایل شدند
  92. (خداى) رحمان را نسزد که فرزندى اختیار کند
  93. هر که در آسمانها و زمین است جز بنده‌وار به سوى (خداى) رحمان نمیآید
  94. و یقینا آنها را به حساب آورده و به دقت شماره کرده است
  95. و روز قیامت همه آنها تنها به سوى او خواهند آمد
  96. کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به زودى (خداى) رحمان براى آنان محبتى (در دلها) قرار می‌دهد
  97. در حقیقت ما این (قرآن) را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید و مردم ستیزه‌جو را بدان بیم دهى
  98. و چه بسیار نسل‌ها که پیش از آنان هلا‌ک کردیم آیا کسى از آنان را می‌یابى یا صدایى از ایشان می‌شنو‌ی

فصل ٢٠.  طه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. طه
  2. قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتى
  3. جز اینکه براى هر که مى‌ترسد پندى باشد
  4. (کتابى است) نازل شده از جانب کسى که زمین و آسمانهاى بلند را آفریده است
  5. خداى رحمان که بر عرش استیلا یافته است
  6. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خا‌ک است از آن اوست
  7. و اگر سخن به آواز گویى او نهان و نهان‌تر را مى‌داند
  8. خدایى که جز او معبودى نیست (و) نامهاى نیکو به او اختصاص دارد
  9. و آیا خبر موسى به تو رسید
  10. هنگامى که آتشى دید پس به خانواده خود گفت درنگ کنید زیرا من آتشى دیدم امید که پاره‌اى از آن براى شما بیاورم یا در پرتو آتش راه (خود را باز) یابم
  11. پس چون بدان رسید ندا داده شد که اى موسى
  12. این منم پروردگار تو پاى‌پوش خویش بیرون آور که تو در وادى مقدس طوى هستى
  13. و من تو را برگزیده‌ام پس بدانچه وحى مى‌شود گوش فرا ده
  14. منم من خدایى که جز من خدایى نیست پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز برپا دار
  15. در حقیقت قیامت فرارسنده است مى‌خواهم آن را پوشیده دارم تا هر کسى به (موجب) آنچه مى‌کوشد جزا یابد
  16. پس هرگز نباید کسى که به آن ایمان ندارد و از هوس خویش پیروى کرده است تو را از (ایمان به) آن باز دارد که هلا‌ک خواهى شد
  17. و اى موسى در دست راست تو چیست
  18. گفت این عصاى من است بر آن تکیه مى‌دهم و با آن براى گوسفندانم بر‌گ مى تکانم و کارهاى دیگرى هم براى من از آن برمى‌آید
  19. فرمود اى موسى آن را بینداز
  20. پس آن را انداخت و ناگاه مارى شد که به سرعت مى‌خزید
  21. فرمود آن را بگیر و مترس به زودى آن را به حال نخستینش بازخواهیم گردانید
  22. و دست‌ خود را به پهلویت ببر سپید بى‌گزند برمى‌آید (این) معجزه‌اى دیگر است
  23. تا به تو معجزات بزرگ خود را بنمایانیم
  24. به سوى فرعون برو که او به سرکشى برخاسته است
  25. گفت پروردگارا سینه‌ام را گشاده گردان
  26. و کارم را براى من آسان ساز
  27. و از زبانم گره بگشاى
  28. (تا) سخنم را بفهمند
  29. و براى من دستیارى از کسانم قرار ده
  30. هارون برادرم را
  31. پشتم را به او استوار کن
  32. و او را شریک کارم گردان
  33. تا تو را فراوان تسبیح گوییم
  34. و بسیار به یاد تو باشیم
  35. زیرا تو همواره به (حال) ما بینایى
  36. فرمود اى موسى خواسته‌ات به تو داده شد
  37. و به راستى بار دیگر (هم) بر تو منت نهادیم
  38. هنگامى که به مادرت آنچه را که (باید) وحى مى‌شد وحى کردیم
  39. که او را در صندوقچه‌اى بگذار سپس در دریایش افکن تا دریا (=رود نیل) او را به کرانه اندازد (و) دشمن من و دشمن وى او را برگیرد و مهرى از خودم بر تو افکندم تا زیر نظر من پرورش یابى
  40. آنگاه که خواهر تو مى‌رفت و مى‌گفت آیا شما را بر کسى که عهده‌دار او گردد دلالت کنم پس تو را به سوى مادرت بازگردانیدیم تا دیده‌اش روشن شود و غم نخورد و (سپس) شخصى را کشتى و (ما) تو را از اندوه رهانیدیم و تو را بارها آزمودیم و سالى چند در میان اهل مدین ماندى سپس اى موسى در زمان مقدر (و مقتضى) آمدى
  41. و تو را براى خود پروردم
  42. تو و برادرت معجزه‌هاى مرا (براى مردم) ببرید و در یادکردن من سستى مکنید
  43. به سوى فرعون بروید که او به سرکشى برخاسته
  44. و با او سخنى نرم گویید شاید که پند پذیرد یا بترسد
  45. آن دو گفتند پروردگارا ما مى‌ترسیم که (او) آسیبى به ما برساند یا آنکه سرکشى کند
  46. فرمود مترسید من همراه شمایم مى‌شنوم و مى‌بینم
  47. پس به سوى او بروید و بگویید ما دو فرستاده پروردگار توایم پس فرزندان اسرائیل را با ما بفرست و عذابشان مکن به راستى ما براى تو از جانب پروردگارت معجزه‌اى آورده‌ایم و بر هر کس که از هدایت پیروى کند درود باد
  48. در حقیقت به سوى ما وحى آمده که عذاب بر کسى است که تکذیب کند و روى گرداند
  49. (فرعون) گفت اى موسى پروردگار شما دو تن کیست
  50. گفت پروردگار ما کسى است که هر چیزى را خلقتى که درخور اوست داده سپس آن را هدایت فرموده است
  51. گفت‌ حال نسلهاى گذشته چون است
  52. گفت علم آن در کتابى نزد پروردگار من است پروردگارم نه خطا مى‌کند و نه فراموش مى‌نماید
  53. همان کسى که زمین را برایتان گهواره‌اى ساخت و براى شما در آن راه‌ها ترسیم کرد و از آسمان آبى فرود آورد پس به وسیله آن رستنی‌هاى گوناگون جفت جفت بیرون آوردیم
  54. بخورید و دامهایتان را بچرانید که قطعاً در اینها براى خردمندان نشانه‌هایى است
  55. از این (زمین) شما را آفریده‌ایم در آن شما را بازمى‌گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‌آوریم
  56. در حقیقت (ما) همه آیات خود را به (فرعون) نشان دادیم ولى (او آنها را) دروغ پنداشت و نپذیرفت
  57. گفت اى موسى آمده‌اى تا با سحر خود ما را از سرزمینمان بیرون کنى
  58. ما (هم) قطعاً براى تو سحرى مثل آن خواهیم آورد پس میان ما و خودت موعدى بگذار که نه ما آن را خلاف کنیم و نه تو (آن هم) در جایى هموار
  59. (موسى) گفت موعد شما روز جشن باشد که مردم پیش از ظهر گرد مى‌آیند
  60. پس فرعون رفت و (همه) نیرنگ خود را گرد آورد و بازآمد
  61. موسى به (ساحران) گفت واى بر شما به خدا دروغ مبندید که شما را به عذابى (سخت) هلا‌ک مى‌کند و هر که دروغ بندد نومید مى‌گردد
  62. (ساحران) میان خود در باره کارشان به نزاع برخاستند و به نجوا پرداختند
  63. (فرعونیان) گفتند قطعاً این دو تن ساحرند (و) مى‌خواهند شما را با سحر خود از سرزمینتان بیرون کنند و آیین والاى شما را براندازند
  64. پس نیرنگ خود را گرد آورید و به صف پیش آیید در حقیقت امروز هر که فایق آید خوشبخت مى‌شود
  65. (ساحران) گفتند اى موسى یا تو مى‌افکنى یا (ما) نخستین کس باشیم که مى اندازیم
  66. گفت (نه) بلکه شما بیندازید پس ناگهان ریسمان‌ها و چوبدستى‌هایشان بر اثر سحرشان در خیال او (چنین) مى‌نمود که آنها به شتاب مى‌خزند
  67. و موسى در خود بیمى احساس کرد
  68. گفتیم مترس که تو خود برترى
  69. و آنچه در دست راست دارى بینداز تا هر چه را ساخته‌اند ببلعد در حقیقت آنچه سرهم‌بندى کرده‌اند افسون افسونگر است و افسونگر هر جا برود رستگار نمى شود
  70. پس ساحران به سجده درافتادند گفتند به پروردگار موسى و هارون ایمان آوردیم
  71. (فرعون) گفت آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعاً او بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است پس بى‌شک دستهاى شما و پاهایتان را یکى از راست و یکى از چپ قطع مى‌کنم و شما را بر تنه‌هاى درخت‌خرما به دار مى‌آویزم تا خوب بدانید عذاب کدام یک از ما سخت‌تر و پایدارتر است
  72. گفتند ما هرگز تو را بر معجزاتى که به سوى ما آمده و (بر) آن کس که ما را پدید آورده است ترجیح نخواهیم داد پس هر حکمى مى‌خواهى بکن که تنها در این زندگى دنیاست که (تو) حکم مى‌رانى
  73. ما به پروردگارمان ایمان آوردیم تا گناهان ما و آن سحرى که ما را بدان واداشتى بر ما ببخشاید و خدا بهتر و پایدارتر است
  74. در حقیقت هر که به نزد پروردگارش گنهکار رود جهنم براى اوست در آن نه مى‌میرد و نه زندگى مى‌یابد
  75. و هر که مؤمن به نزد او رود در حالى که کارهاى شایسته انجام داده باشد براى آنان درجات والا خواهد بود
  76. بهشتهاى عدن که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است جاودانه در آن مى‌مانند و این است پاداش کسى که به پاکى گراید
  77. و در حقیقت به موسى وحى کردیم که بندگانم را شبانه ببر و راهى خشک در دریا براى آنان باز کن که نه از فرارسیدن (دشمن) بترسى و نه (از غرق‌شدن) بیمنا‌ک باشى
  78. پس فرعون با لشکریانش آنها را دنبال کرد و(لى) از دریا آنچه آنان را فرو پوشانید فرو پوشانید
  79. و فرعون قوم خود را گمراه کرد و هدایت ننمود
  80. اى فرزندان اسرائیل در حقیقت (ما) شما را از (دست) دشمنتان رهانیدیم و در جانب راست طور با شما وعده نهادیم و بر شما ترنجبین و بلدرچین فرو فرستادیم
  81. از خوراکیهاى پاکیزه‌اى که روزى شما کردیم بخورید و(لى) در آن زیاده‌روى مکنید که خشم من بر شما فرود آید و هر کس خشم من بر او فرود آید قطعاً در (ورطه) هلاکت افتاده است
  82. و به یقین من آمرزنده کسى هستم که توبه کند و ایمان بیاورد و کار شایسته نماید و به راه راست راهسپار شود
  83. و اى موسى چه چیز تو را (دور) از قوم خودت به شتاب واداشته است
  84. گفت اینان در پى منند و من اى پروردگارم به سویت‌ شتافتم تا خشنود شوى
  85. فرمود در حقیقت ما قوم تو را پس از (عزیمت) تو آزمودیم و سامرى آنها را گمراه ساخت
  86. پس موسى خشمگین و اندوهنا‌ک به سوى قوم خود برگشت (و) گفت اى قوم من آیا پروردگارتان به شما وعده نیکو نداد آیا این مدت بر شما طولانى مى‌نمود یا خواستید خشمى از پروردگارتان بر شما فرود آید که با وعده من مخالفت کردید
  87. گفتند ما به اختیار خود با تو خلاف وعده نکردیم ولى از زینت‌ آلات قوم بارهایى سنگین بر دوش داشتیم و آنها را افکندیم و (خود) سامرى (هم زینت‌آلاتش را) همین گونه بینداخت
  88. پس براى آنان پیکر گوساله‌اى که صدایى داشت بیرون آورد و (او و پیروانش) گفتند این خداى شما و خداى موسى است و (پیمان خدا را) فراموش کرد
  89. مگر نمى‌بینند که (گوساله) پاسخ سخن آنان را نمى‌دهد و به حالشان سود و زیانى ندارد
  90. و در حقیقت هارون قبلا به آنان گفته بود اى قوم من شما به وسیله این (گوساله) مورد آزمایش قرار گرفته‌اید و پروردگار شما (خداى) رحمان است پس مرا پیروى کنید و فرمان مرا پذیرا باشید
  91. گفتند ما هرگز از پرستش آن دست بر نخواهیم داشت تا موسى به سوى ما بازگردد
  92. (موسى) گفت اى هارون وقتى دیدى آنها گمراه شدند چه چیز مانع تو شد
  93. که از من پیروى کنى آیا از فرمانم سر باز زدى
  94. گفت اى پسر مادرم نه ریش مرا بگیر و نه (موى) سرم را من ترسیدم بگویى میان بنى‌اسرائیل تفرقه انداختى و سخنم را مراعات نکردى
  95. (موسى) گفت اى سامرى منظور تو چه بود
  96. گفت به چیزى که (دیگران) به آن پى نبردند پى بردم و به قدر مشتى از رد پاى فرستاده (خدا جبرئیل) برداشتم و آن را در پیکر (گوساله) انداختم و نفس من برایم چنین فریبکارى کرد
  97. گفت پس برو که بهره تو در زندگى این باشد که (به هر که نزدیک تو آمد) بگویى (به من) دست مزنید و تو را موعدى خواهد بود که هرگز از آن تخلف نخواهى کرد و (اینک) به آن خدایى که پیوسته ملازمش بودى بنگر آن را قطعاً مى‌سوزانیم و خاکسترش مى‌کنیم (و) در دریا فرو مى‌پاشیم
  98. معبود شما تنها آن خدایى است که جز او معبودى نیست و دانش او همه چیز را در بر گرفته است
  99. این گونه از اخبار پیشین بر تو حکایت مى‌رانیم و مسلماً به تو از جانب خود قرآنى داده‌ایم
  100. هر کس از (پیروى) آن روى برتابد روز قیامت بار گناهى بر دوش مى‌گیرد
  101. پیوسته در آن (حال) مى‌ماند و چه بد بارى روز قیامت‌ خواهند داشت
  102. (همان) روزى که در صور دمیده مى‌شود و در آن روز مجرمان را کبودچشم برمى‌انگیزیم
  103. میان خود به طور پنهانى با یکدیگر مى‌گویند شما (در دنیا) جز ده (روز بیش) نمانده‌اید
  104. ما داناتریم به آنچه مى‌گویند آنگاه که نیک‌آیین‌ترین آنان مى‌گوید جز یک روز بیش نمانده‌اید
  105. و از تو در باره کوهها مى‌پرسند بگو پروردگارم آنها را (در قیامت) ریز ریز خواهد ساخت
  106. پس آنها را پهن و هموار خواهد کرد
  107. نه در آن کژى مى‌بینى و نه ناهموارى
  108. در آن روز (همه مردم) داعى (حق) را که هیچ انحرافى در او نیست پیروى مى‌کنند و صداها در مقابل (خداى) رحمان خاشع مى‌گردد و جز صدایى آهسته نمى‌شنوى
  109. در آن روز شفاعت (به کسى) سود نبخشد مگر کسى را که (خداى) رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید
  110. آنچه را که آنان در پیش دارند و آنچه را که پشت‌ سر گذاشته‌اند مى‌داند و حال آنکه ایشان بدان دانشى ندارند
  111. و چهره‌ها براى آن (خداى) زنده پاینده خضوع مى‌کنند و آن کس که ظلمى بر دوش دارد نومید مى‌ماند
  112. و هر کس کارهاى شایسته کند در حالى که مؤمن باشد نه از ستمى مى‌هراسد و نه از کاسته شدن (حقش)
  113. و این گونه آن را (به صورت) قرآنى عربى نازل کردیم و در آن از انواع هشدارها سخن آوردیم شاید آنان راه تقوا در پیش گیرند یا (این کتاب) پندى تازه براى آنان بیاورد
  114. پس بلندمرتبه است‌ خدا فرمانرواى بر حق و در (خواندن) قرآن پیش از آنکه وحى آن بر تو پایان یابد شتاب مکن و بگو پروردگارا بر دانشم بیافزاى
  115. و به یقین پیش از این با آدم پیمان بستیم و(لى آن را) فراموش کرد و براى او عزمى (استوار) نیافتیم
  116. و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم براى آدم سجده کنید پس جز ابلیس که سر باز زد (همه) سجده کردند
  117. پس گفتیم اى آدم در حقیقت این (ابلیس) براى تو و همسرت دشمنى (خطرنا‌ک) است زنهار تا شما را از بهشت به در نکند تا تیره‌بخت گردى
  118. در حقیقت براى تو در آنجا این (امتیاز) است که نه گرسنه مى‌شوى و نه برهنه مى‌مانى
  119. و (هم) اینکه در آنجا نه تشنه مى‌گردى و نه آفتاب‌زده
  120. پس شیطان او را وسوسه کرد گفت اى آدم آیا تو را به درخت جاودانگى و ملکى که زایل نمى‌شود راه نمایم
  121. آنگاه از آن (درخت ممنوع) خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود و (این گونه) آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت
  122. سپس پروردگارش او را برگزید و بر او ببخشود و (وى را) هدایت کرد
  123. فرمود همگى از آن (مقام) فرود آیید در حالى که بعضى از شما دشمن بعضى دیگر است پس اگر براى شما از جانب من رهنمودى رسد هر کس از هدایتم پیروى کند نه گمراه مى‌شود و نه تیره‌بخت
  124. و هر کس از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگى تنگ (و سختى) خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى‌کنیم
  125. مى‌گوید پروردگارا چرا مرا نابینا محشور کردى با آنکه بینا بودم
  126. مى‌فرماید همان طور که نشانه‌هاى ما بر تو آمد و آن را به فراموشى سپردى امروز همان گونه فراموش مى‌شوى
  127. و این گونه هر که را به افراط گراییده و به نشانه‌هاى پروردگارش نگرویده است‌ سزا مى‌دهیم و قطعاً شکنجه آخرت سخت‌تر و پایدارتر است
  128. آیا براى هدایتشان کافى نبود که (ببینند) چه نسلها را پیش از آنان نابود کردیم که (اینک آنها) در سراهاى ایشان راه مى‌روند به راستى براى خردمندان در این (امر) نشانه‌هایى (عبرت‌انگیز) است
  129. و اگر سخنى از پروردگارت پیشى نگرفته و موعدى معین مقرر نشده بود قطعاً (عذاب آنها) لازم مى‌آمد
  130. پس بر آنچه مى‌گویند شکیبا باش و پیش از بر آمدن آفتاب و قبل از فرو شدن آن با ستایش پروردگارت (او را) تسبیح گوى و برخى از ساعات شب و حوالى روز را به نیایش پرداز باشد که خشنود گردى
  131. و زنهار به سوى آنچه اصنافى از ایشان را از آن برخوردار کردیم (و فقط) زیور زندگى دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم دیدگان خود مدوز و (بدان که) روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است
  132. و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش ما از تو جویاى روزى نیستیم ما به تو روزى مى‌دهیم و فرجام (نیک) براى پرهیزگارى است
  133. و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه‌اى براى ما نمى‌آورد آیا دلیل روشن آنچه در صحیفه‌هاى پیشین است براى آنان نیامده است
  134. و اگر ما آنان را قبل از (آمدن قرآن) به عذابى هلا‌ک مى‌کردیم قطعاً مى‌گفتند پروردگارا چرا پیامبرى به سوى ما نفرستادى تا پیش از آنکه خوار و رسوا شویم از آیات تو پیروى کنیم
  135. بگو همه در انتظارند پس در انتظار باشید زودا که بدانید یاران راه راست کیانند و چه کسى راه‌یافته است

فصل ٢١.  انبیاء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. براى مردم (وقت) حسابشان نزدیک شده است و آنان در بى‌خبرى رویگردانند
  2. هیچ پند تازه‌اى از پروردگارشان نیامد مگر اینکه بازى‌کنان آن را شنیدند
  3. در حالى که دلهایشان مشغول است و آنانکه ستم کردند پنهانى به نجوا برخاستند که آیا این (مرد) جز بشرى مانند شماست آیا دیده و دانسته به سوى سحر مى‌روید
  4. (پیامبر) گفت پروردگارم (هر) گفتار(ى) را در آسمان و زمین مى‌داند و اوست‌شنواى دانا
  5. بلکه گفتند خوابهاى شوریده است (نه) بلکه آن را بربافته بلکه او شاعرى است پس همان گونه که براى پیشینیان هم عرضه شد باید براى ما نشانه‌اى بیاورد
  6. قبل از آنان (نیز مردم) هیچ شهرى که آن را نابود کردیم (به آیات ما) ایمان نیاوردند پس آیا اینان (به معجزه) ایمان مى‌آورند
  7. و پیش از تو (نیز) جز مردانى را که به آنان وحى مى‌کردیم گسیل نداشتیم اگر نمى‌دانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى بپرسید
  8. و ایشان را جسدى که غذا نخورند قرار ندادیم و جاویدان (هم) نبودند
  9. سپس وعده (خود) به آنان را راست گردانیدیم و آنها و هر که را خواستیم نجات دادیم و افراطکاران را به هلاکت رسانیدیم
  10. در حقیقت ما کتابى به سوى شما نازل کردیم که یاد شما در آن است آیا نمى‌اندیشید
  11. و چه بسیار شهرها را که (مردمش) ستمکار بودند در هم شکستیم و پس از آنها قومى دیگر پدید آوردیم
  12. پس چون عذاب ما را احساس کردند بناگاه از آن مى‌گریختند
  13. (هان) مگریزید و به سوى آنچه در آن متنعم بودید و (به سوى) سراهایتان بازگردید باشد که شما مورد پرسش قرار گیرید
  14. گفتند اى واى بر ما که ما واقعا ستمگر بودیم
  15. سخنشان پیوسته همین بود تا آنان را دروشده بى‌جان گردانیدیم
  16. و آسمان و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازیچه نیافریدیم
  17. اگر مى‌خواستیم بازیچه‌اى بگیریم قطعاً آن را از پیش خود اختیار مى‌کردیم
  18. بلکه حق را بر باطل فرو مى‌افکنیم پس آن را در هم مى‌شکند و بناگاه آن نابود مى‌گردد واى بر شما از آنچه وصف مى‌کنید
  19. و هر که در آسمانها و زمین است براى اوست و کسانى که نزد اویند از پرستش وى تکبر نمى‌ورزند و درمانده نمى‌شوند
  20. شبانه روز بى‌آنکه سستى ورزند نیایش مى‌کنند
  21. آیا براى خود خدایانى از زمین اختیار کرده‌اند که آنها (مردگان را) زنده مى‌کنند
  22. اگر در آنها (=زمین و آسمان) جز خدا خدایانى (دیگر) وجود داشت قطعاً (زمین و آسمان) تباه مى‌شد پس منزه است‌ خدا پروردگار عرش از آنچه وصف مى‌کنند
  23. در آنچه (خدا) انجام مى‌دهد چون و چرا راه ندارد و(لى) آنان (=انسانها) سؤال خواهند شد
  24. آیا به جاى او خدایانى براى خود گرفته‌اند بگو برهانتان را بیاورید این است‌ یادنامه هر که با من است و یادنامه هر که پیش از من بوده (نه) بلکه بیشترشان حق را نمى‌شناسند و در نتیجه از آن روی‌گردانند
  25. و پیش از تو هیچ پیامبرى نفرستادیم مگر اینکه به او وحى کردیم که خدایى جز من نیست پس مرا بپرستید
  26. و گفتند (خداى) رحمان فرزندى اختیار کرده منزه است او بلکه (فرشتگان) بندگانى ارجمندند
  27. که در سخن بر او پیشى نمى‌گیرند و خود به دستور او کار مى‌کنند
  28. آنچه فراروى آنان و آنچه پشت‌ سرشان است مى‌داند و جز براى کسى که (خدا) رضایت دهد شفاعت نمى‌کنند و خود از بیم او هراسانند
  29. و هر کس از آنان بگوید من (نیز) جز او خدایى هستم او را به دوزخ کیفر مى‌دهیم (آرى) سزاى ستمکاران را این گونه مى‌دهیم
  30. آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‌اى را از آب پدید آوردیم آیا (باز هم) ایمان نمى‌آورند
  31. و در زمین کوههایى استوار نهادیم تا مبادا (زمین) آنان (=مردم) را بجنباند و در آن راههایى فراخ پدید آوردیم باشد که راه یابند
  32. و آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم و(لى) آنان از (مطالعه در) نشانه‌هاى آن اعراض مى‌کنند
  33. و اوست آن کسى که شب و روز و خورشید و ماه را پدید آورده است هر کدام از این دو در مدارى (معین) شناورند
  34. و پیش از تو براى هیچ بشرى جاودانگى (در دنیا) قرار ندادیم آیا اگر تو از دنیا بروى آنان جاویدانند
  35. هر نفسى چشنده مر‌گ است و شما را از راه آزمایش به بد و نیک خواهیم آزمود و به سوى ما بازگردانیده مى‌شوید
  36. و کسانى که کافر شدند چون تو را ببینند فقط به مسخره‌ات مى‌گیرند (و مى‌گویند) آیا این همان کس است که خدایانتان را (به بدى) یاد مى‌کند در حالى که آنان خود یاد (خداى) رحمان را منکرند
  37. انسان از شتاب آفریده شده است به زودى آیاتم را به شما نشان مى‌دهم پس (عذاب را) به شتاب از من مخواهید
  38. و مى‌گویند اگر راست مى‌گویید این وعده (قیامت) کى خواهد بود
  39. کاش آنان که کافر شده‌اند مى‌دانستند آنگاه که آتش را نه از چهره‌هاى خود و نه از پشتشان بازنمى‌توانند داشت و خود مورد حمایت قرار نمى‌گیرند (چه حالى خواهند داشت)
  40. بلکه (آتش) به طور ناگهانى به آنان مى‌رسد و ایشان را بهت‌ زده مى‌کند (به گونه‌اى) که نه مى‌توانند آن را برگردانند و نه به آنان مهلت داده مى‌شود
  41. و مسلماً پیامبران پیش از تو (نیز) مورد ریشخند قرار گرفتند پس کسانى که آنان را مسخره مى‌کردند (سزاى) آنچه که آن را به ریشخند مى‌گرفتند گریبانگیرشان شد
  42. بگو چه کسى شما را شب و روز از (عذاب) رحمان حفظ مى‌کند (نه) بلکه آنان از یاد پروردگارشان رویگردانند
  43. آیا براى آنان خدایانى غیر از ماست که از ایشان حمایت کنند (آن خدایان) نه مى‌توانند خود را یارى کنند و نه از جانب ما یارى شوند
  44. (نه) بلکه اینها و پدرانشان را برخوردار کردیم تا عمرشان به درازا کشید آیا نمى‌بینند که ما مى‌آییم و زمین را از جوانب آن فرو مى‌کاهیم آیا باز هم آنان پیروزند
  45. بگو من شما را فقط به وسیله وحى هشدار مى‌دهم و(لى) چون کران بیم داده شوند دعوت را نمى‌شنوند
  46. و اگر شمه‌اى از عذاب پروردگارت به آنان برسد خواهند گفت اى واى بر ما که ستمکار بودیم
  47. و ترازوهاى داد را در روز رستاخیز مى‌نهیم پس هیچ کس (در) چیزى ستم نمى‌بیند و اگر (عمل) هموزن دانه خردلى باشد آن را مى‌آوریم و کافى است که ما حسابرس باشیم
  48. و در حقیقت به موسى و هارون فرقان دادیم و (کتابشان) براى پرهیزگاران روشنایى و اندرزى است
  49. (همان) کسانى که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و از قیامت هراسناکند
  50. و این (کتاب) که آن را نازل کرده‌ایم پندى خجسته است آیا باز هم آن را انکار مى‌کنید
  51. و در حقیقت پیش از آن به ابراهیم رشد (فکرى)اش را دادیم و ما به (شایستگى) او دانا بودیم
  52. آنگاه که به پدر خود و قومش گفت این مجسمه‌هایى که شما ملازم آنها شده‌اید چیستند
  53. گفتند پدران خود را پرستندگان آنها یافتیم
  54. گفت قطعاً شما و پدرانتان در گمراهى آشکارى بودید
  55. گفتند آیا حق را براى ما آورده‌اى یا تو از شوخى‌کنندگانى
  56. گفت (نه) بلکه پروردگارتان پروردگار آسمانها و زمین است همان کسى که آنها را پدید آورده است و من بر این (واقعیت) از گواهانم
  57. و سوگند به خدا که پس از آنکه پشت کردید و رفتید قطعاً در کار بتانتان تدبیرى خواهم کرد
  58. پس آنها را جز بزرگترشان را ریز ریز کرد باشد که ایشان به سراغ آن بروند
  59. گفتند چه کسى با خدایان ما چنین (معامله‌اى) کرده که او واقعا از ستمکاران است
  60. گفتند شنیدیم جوانى از آنها (به بدى) یاد مى‌کرد که به او ابراهیم گفته مى‌شود
  61. گفتند پس او را در برابر دیدگان مردم بیاورید باشد که آنان شهادت دهند
  62. گفتند اى ابراهیم آیا تو با خدایان ما چنین کردى
  63. گفت (نه) بلکه آن را این بزرگترشان کرده است اگر سخن مى‌گویند از آنها بپرسید
  64. پس به خود آمده و (به یکدیگر) گفتند در حقیقت‌ شما ستمکارید
  65. سپس سرافکنده شدند (و گفتند) قطعاً دانسته‌اى که اینها سخن نمى‌گویند
  66. گفت آیا جز خدا چیزى را مى‌پرستید که هیچ سود و زیانى به شما نمى‌رساند
  67. اف بر شما و بر آنچه غیر از خدا مى‌پرستید مگر نمى‌اندیشید
  68. گفتند اگر کارى مى‌کنید او را بسوزانید و خدایانتان را یارى دهید
  69. گفتیم اى آتش براى ابراهیم سرد و بى‌آسیب باش
  70. و خواستند به او نیرنگى بزنند و(لى) آنان را زیانکارترین (مردم) قرار دادیم
  71. و او و لوط را (براى رفتن) به سوى آن سرزمینى که براى جهانیان در آن برکت نهاده بودیم رهانیدیم
  72. و اسحاق و یعقوب را (به عنوان نعمتى) افزون به او بخشودیم و همه را از شایستگان قرار دادیم
  73. و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‌کردند و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند
  74. و به لوط حکمت و دانش عطا کردیم و او را از آن شهرى که (مردمش) کارهاى پلید (جنسى) مى‌کردند نجات دادیم به راستى آنها گروه بد و منحرفى بودند
  75. و او را در رحمت‌خویش داخل کردیم زیرا او از شایستگان بود
  76. و نوح را (یاد کن) آنگاه که پیش از (سایر پیامبران) ندا کرد پس ما او را اجابت کردیم و وى را با خانواده‌اش از بلاى بزرگ رهانیدیم
  77. و او را در برابر مردمى که نشانه‌هاى ما را به دروغ گرفته بودند پیروزى بخشیدیم چرا که آنان مردم بدى بودند پس همه ایشان را غرق کردیم
  78. و داوود و سلیمان را (یاد کن) هنگامى که در باره آن کشتزار که گوسفندان مردم شب‌ هنگام در آن چریده بودند داورى مى‌کردند و (ما) شاهد داورى آنان بودیم
  79. پس آن (داورى) را به سلیمان فهماندیم و به هر یک (از آن دو) حکمت و دانش عطا کردیم و کوهها را با داوود و پرندگان به نیایش واداشتیم و ما کننده (این کار) بودیم
  80. و به (داوود) فن زره (سازى) آموختیم تا شما را از (خطرات) جنگتان حفظ کند پس آیا شما سپاسگزارید
  81. و براى سلیمان تندباد را (رام کردیم) که به فرمان او به سوى سرزمینى که در آن برکت نهاده بودیم جریان مى‌یافت و ما به هر چیزى دانا بودیم
  82. و برخى از شیاطین بودند که براى او غواصى و کارهایى غیر از آن مى‌کردند و ما مراقب (حال) آنها بودیم
  83. و ایوب را (یاد کن) هنگامى که پروردگارش را ندا داد که به من آسیب رسیده است و تویى مهربانترین مهربانان
  84. پس (دعاى) او را اجابت نمودیم و آسیب وارده بر او را برطرف کردیم و کسان او و نظیرشان را همراه با آنان (مجددا) به وى عطا کردیم (تا) رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‌کنندگان (باشد)
  85. و اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را (یاد کن) که همه از شکیبایان بودند
  86. و آنان را در رحمت‌خود داخل نمودیم چرا که ایشان از شایستگان بودند
  87. و ذوالنون را (یاد کن) آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما هرگز بر او قدرتى نداریم تا در (دل) تاریکیها ندا درداد که معبودى جز تو نیست منزهى تو راستى که من از ستمکاران بودم
  88. پس (دعاى) او را برآورده کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و مؤمنان را (نیز) چنین نجات مى‌دهیم
  89. و زکریا را (یاد کن) هنگامى که پروردگار خود را خواند پروردگارا مرا تنها مگذار و تو بهترین ارث برندگانى
  90. پس (دعاى) او را اجابت نمودیم و یحیى را بدو بخشیدیم و همسرش را براى او شایسته (و آماده حمل) کردیم زیرا آنان در کارهاى نیک شتاب مى‌نمودند و ما را از روى رغبت و بیم مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند
  91. و آن (زن را یاد کن) که خود را پاکدامن نگاه داشت و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را براى جهانیان آیتى قرار دادیم
  92. این است امت‌ شما که امتى یگانه است و منم پروردگار شما پس مرا بپرستید
  93. و(لى) دینشان را میان خود پاره پاره کردند همه به سوى ما بازمى‌گردند
  94. پس هر که کارهاى شایسته انجام دهد و مؤمن (هم) باشد براى تلاش او ناسپاسى نخواهد بود و ماییم که به سود او ثبت مى‌کنیم
  95. و بر (مردم) شهرى که آن را هلا‌ک کرده‌ایم بازگشتشان (به دنیا) حرام است
  96. تا وقتى که یاجوج و ماجوج (راهشان) گشوده شود و آنها از هر پشته‌اى بتازند
  97. و وعده حق نزدیک گردد ناگهان دیدگان کسانى که کفر ورزیده‌اند خیره مى‌شود (و مى‌گویند) اى واى بر ما که از این (روز) در غفلت بودیم بلکه ما ستمگر بودیم
  98. در حقیقت‌ شما و آنچه غیر از خدا مى‌پرستید هیزم دوزخید شما در آن وارد خواهید شد
  99. اگر اینها خدایانى (واقعى) بودند در آن وارد نمى‌شدند و حال آنکه جملگى در آن ماندگارند
  100. براى آنها در آنجا ناله‌اى زار است و در آنجا (چیزى) نمى‌شنوند
  101. بى‌گمان کسانى که قبلا از جانب ما به آنان وعده نیکو داده شده است از آن (آتش) دور داشته خواهند شد
  102. صداى آن را نمى‌شنوند و آنان در میان آنچه دلهایشان بخواهد جاودانند
  103. دلهره بزرگ آنان را غمگین نمى‌کند و فرشتگان از آنها استقبال مى‌کنند (و به آنان مى‌گویند) این همان روزى است که به شما وعده مى‌دادند
  104. روزى که آسمان را همچون در پیچیدن صفحه نامه‌ها در مى‌پیچیم همان گونه که بار نخست آفرینش را آغاز کردیم دوباره آن را بازمى‌گردانیم وعده‌اى است بر عهده ما که ما انجام‌دهنده آنیم
  105. و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد
  106. به راستى در این (امور) براى مردم عبادت‌ پیشه ابلاغى (حقیقى) است
  107. و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم
  108. بگو جز این نیست که به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است پس آیا مسلمان مى‌شوید
  109. پس اگر روى برتافتند بگو به (همه) شما به طور یکسان اعلام کردم و نمى‌دانم آنچه وعده داده شده‌اید آیا نزدیک است‌یا دور
  110. (آرى) او سخن آشکار را مى‌داند و آنچه را پوشیده مى‌دارید مى‌داند
  111. و نمى‌دانم شاید آن براى شما آزمایشى و تا چند گاهى (وسیله) برخوردارى باشد
  112. گفت پروردگارا (خودت) به حق داورى کن و به رغم آنچه وصف مى‌کنید پروردگار ما همان بخشایشگر دستگیر است

فصل ٢٢.  حج

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى مردم از پروردگار خود پروا کنید چرا که زلزله رستاخیز امرى هولنا‌ک است
  2. روزى که آن را ببینید هر شیردهنده‌اى آن را که شیر می‌دهد (از ترس) فرو مى‌گذارد و هر آبستنى بار خود را فرو می‌نهد و مردم را مست می‌بینى و حال آنکه مست نیستند ولى عذاب خدا شدید است
  3. و برخى از مردم در باره خدا بدون هیچ علمى مجادله مى‌کنند و از هر شیطان سرکشى پیروى مى‌نمایند
  4. بر (شیطان) مقرر شده است که هر کس او را به دوستى گیرد قطعاً او وى را گمراه مى‌سازد و به عذاب آتشش مى‌کشاند
  5. اى مردم اگر در باره برانگیخته شدن در شکید پس (بدانید) که ما شما را از خا‌ک آفریده‌ایم سپس از نطفه سپس از علقه آنگاه از مضغه داراى خلقت کامل و (احیانا) خلقت ناقص تا (قدرت خود را) بر شما روشن گردانیم و آنچه را اراده مى‌کنیم تا مدتى معین در رحم‌ها قرار مى‌دهیم آنگاه شما را (به صورت) کودک برون مى‌آوریم سپس (حیات شما را ادامه مى‌دهیم) تا به حد رشدتان برسید و برخى از شما (زودرس) مى‌میرد و برخى از شما به غایت پیرى مى‌رسد به گونه‌اى که پس از دانستن (بسى چیزها) چیزى نمى‌داند و زمین را خشکیده مى‌بینى و(لى) چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش درمى‌آید و نمو مى‌کند و از هر نوع (رستنیهاى) نیکو مى‌رویاند
  6. این (قدرت نمایی‌ها) بدان سبب است که خدا خود حق است و اوست که مردگان را زنده می‌کند و (هم) اوست که بر هر چیزى تواناست
  7. و (هم) آنکه رستاخیز آمدنى است (و) شکى در آن نیست و در حقیقت خداست که کسانى را که در گورهایند برمى‌انگیزد
  8. و از (میان) مردم کسى است که در باره خدا بدون هیچ دانش و بى‌هیچ رهنمود و کتاب روشنى به مجادله می‌پردازد
  9. (آن هم) از سر نخوت تا (مردم را) از راه خدا گمراه کند در این دنیا براى او رسوایى است و در روز رستاخیز او را عذاب آتش سوزان مى‌چشانیم
  10. این (کیفر) به سزاى چیزهایى است که دستهاى تو پیش فرستاده است و (گرنه) خدا به بندگان خود بیدادگر نیست
  11. و از میان مردم کسى است که خدا را فقط بر یک حال (و بدون عمل) مى‌پرستد پس اگر خیرى به او برسد بدان اطمینان یابد و چون بلایى بدو رسد روى برتابد در دنیا و آخرت زیان دیده است این است همان زیان آشکار
  12. به جاى خدا چیزى را مى‌خواند که نه زیانى به او مى‌رساند و نه سودش مى‌دهد این است همان گمراهى دور و دراز
  13. کسى را مى‌خواند که زیانش از سودش نزدیکتر است وه چه بد مولایى و چه بد دمسازى
  14. بى‌گمان خدا کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند به باغهایى درمى‌آورد که از زیر (درختان) آن رودبارها روان است خدا هر چه بخواهد انجام مى‌دهد
  15. هر که مى‌پندارد که خدا (پیامبرش) را در دنیا و آخرت هرگز یارى نخواهد کرد (بگو) تا طنابى به سوى سقف کشد (و خود را حلق‌آویز کند) سپس (آن را) ببرد آنگاه بنگرد که آیا نیرنگش چیزى را که مایه خشم او شده از میان خواهد برد
  16. و بدین گونه (قرآن) را (به صورت) آیاتى روشنگر نازل کردیم و خداست که هر که را بخواهد راه مى‌نماید
  17. کسانى که ایمان آوردند و کسانى که یهودى شدند و صابئى‌ها و مسیحیان و زرتشتیان و کسانى که شر‌ک ورزیدند البته خدا روز قیامت میانشان داورى خواهد کرد زیرا خدا بر هر چیزى گواه است
  18. آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و (تمام) ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى‌کنند و بسیارى‌اند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که را خدا خوار کند او را گرامى‌دارنده‌اى نیست چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى‌دهد
  19. این دو (گروه) دشمنان یکدیگرند که در باره پروردگارشان با هم ستیزه مى‌کنند و کسانى که کفر ورزیدند جامه‌هایى از آتش برایشان بریده شده است (و) از بالاى سرشان آب جوشان ریخته می‌شود
  20. آنچه در شکم آنهاست با پوست (بدن)شان بدان گداخته می‌گردد
  21. و براى (وارد کردن ضربت بر سر) آنان گرزهایى آهنین است
  22. هر بار بخواهند از (شدت) غم از آن بیرون روند در آن باز گردانیده مى‌شوند (که هان) بچشید عذاب آتش سوزان را
  23. خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهایى که از زیر (درختان) آن نهرها روان است درمى‌آورد در آنجا با دستبندهایى از طلا و مروارید آراسته می‌شوند و لباسشان در آنجا از پرنیان است
  24. و به گفتار پا‌ک هدایت مى‌شوند و به سوى راه (خداى) ستوده هدایت می‌گردند
  25. بى‌گمان کسانى که کافر شدند و از راه خدا و مسجدالحرام که آن را براى مردم اعم از مقیم در آنجا و بادیه نشین یکسان قرار دادهایم جلو گیرى مى‌کنند و (نیز) هر که بخواهد در آنجا به ستم (از حق) منحرف شود او را از عذابى دردنا‌ک مىچشانیم
  26. و چون براى ابراهیم جاى خانه را معین کردیم (بدو گفتیم) چیزى را با من شریک مگردان و خانه‌ام را براى طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌کنندگان (و) سجده‌کنندگان پاکیزه دار
  27. و در میان مردم براى (اداى) حج بانگ برآور تا (زایران) پیاده و (سوار) بر هر شتر لاغرى که از هر راه دورى مى‌آیند به سوى تو روى آورند
  28. تا شاهد منافع خویش باشند و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان بستهاى که روزى آنان کرده است ببرند پس از آنها بخورید و به درمانده مستمند بخورانید
  29. سپس باید آلودگى خود را بزدایند و به نذرهاى خود وفا کنند و بر گرد آن خانه کهن (=کعبه) طواف به جاى آورند
  30. این است (آنچه مقرر شده) و هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد آن براى او نزد پروردگارش بهتر است و براى شما دامها حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده مى‌شود پس از پلیدى بتها دورى کنید و از گفتار باطل اجتناب ورزید
  31. در حالى که گروندگان خالص به خدا باشید نه شریک گیرندگان (براى) او و هر کس به خدا شر‌ک ورزد چنان است که گویى از آسمان فرو افتاده و مرغان (شکارى) او را ربوده‌اند یا باد او را به جایى دور افکنده است
  32. این است (فرایض خدا) و هر کس شعایر خدا را بزرگ دارد در حقیقت آن (حاکى) از پاکى دلهاست
  33. براى شما در آن (دامها) تا مدتى معین سودهایى است سپس جایگاه (قربانى‌کردن آنها و سایر فرایض) در خانه کهن (=کعبه) است
  34. و براى هر امتى مناسکى قرار دادیم تا نام خدا را بر دامهاى زبان بسته‌اى که روزى آنها گردانیده یاد کنند پس (بدانید که) خداى شما خدایى یگانه است پس به (فرمان) او گردن نهید و فروتنان را بشارت ده
  35. همانان که چون (نام) خدا یاد شود دلهایشان خشیت یابد و (آنان که) بر هر چه برسرشان آید صبر پیشهگانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق می‌کنند
  36. و شتران فربه را براى شما از (جمله) شعایر خدا قرار دادیم در آنها براى شما خیر است پس نام خدا را بر آنها در حالى که برپاى ایستاده‌اند ببرید و چون به پهلو درغلتیدند از آنها بخورید و به تنگدست (سائل) و به بینوا(ى غیر سائل) بخورانید این گونه آنها را براى شما رام کردیم امید که شکرگزار باشید
  37. هرگز (نه) گوشتهاى آنها و نه خون‌هایشان به خدا نخواهد رسید ولى (این) تقواى شماست که به او مى‌رسد این گونه (خداوند) آنها را براى شما رام کرد تا خدا را به پاس آنکه شما را هدایت نموده به بزرگى یاد کنید و نیکوکاران را مژده ده
  38. قطعاً خداوند از کسانى که ایمان آورده‌اند دفاع مى‌کند زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسى را دوست ندارد
  39. به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده رخصت (جهاد) داده شده است چرا که مورد ظلم قرار گرفته‌اند و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست
  40. همان کسانى که بناحق از خانه‌هایشان بیرون رانده شدند (آنها گناهى نداشتند) جز اینکه مى‌گفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‌کرد صومعه‌ها و کلیساها و کنیسه‌ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى‌شود سخت ویران مى‌شد و قطعاً خدا به کسى که (دین) او را یارى مى‌کند یارى می‌دهد چرا که خدا سخت نیرومند شکرگزارت ناپذیر است
  41. همان کسانى که چون در زمین به آنان توانایى دهیم نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و به کارهاى پسندیده وامیدارند و از کارهاى ناپسند باز مى‌دارند و فرجام همه کارها از آن خداست
  42. و اگر تو را تکذیب کنند قطعاً پیش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود (نیز) به تکذیب پرداختند
  43. و (نیز) قوم ابراهیم و قوم لوط
  44. و (همچنین) اهل مدین و موسى تکذیب شد پس کافران را مهلت دادم سپس (گریبان) آنها را گرفتم بنگر عذاب من چگونه بود
  45. و چه بسیار شهرها را که ستمکار بودند هلاکشان کردیم و (اینک) آن (شهرها) سقفهایش فرو ریخته است و (چه بسیار) چاه‌هاى متروک و کوشکهاى افراشته را
  46. آیا در زمین گردش نکرده‌اند تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند یا گوشهایى که با آن بشنوند در حقیقت چشم‌ها کور نیست لیکن دلهایى که در سینه‌هاست کور است
  47. و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‌کنند با آنکه هرگز خدا وعده‌اش را خلاف نمى‌کند و در حقیقت یک روز (از قیامت) نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‌شمرید
  48. و چه بسا شهرى که مهلتش دادم در حالى که ستمکار بود سپس (گریبان) آن را گرفتم و فرجام به سوى من است
  49. بگو اى مردم من براى شما فقط هشداردهنده‌اى آشکارم
  50. پس آنان که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند آمرزش و روزى نیکو براى ایشان خواهد بود
  51. و کسانى که در (تخطئه) آیات ما مى‌کوشند (و به خیال خود) عاجزکنندگان ما هستند آنان اهل دوزخند
  52. و پیش از تو (نیز) هیچ رسول و پیامبرى را نفرستادیم جز اینکه هر گاه چیزى تلاوت مى‌نمود شیطان در تلاوتش القاى (شبهه) مى‌کرد پس خدا آنچه را شیطان القا مى‌کرد محو مى‌گردانید سپس خدا آیات خود را استوار مى‌ساخت و خدا داناى حکیم است
  53. تا آنچه را که شیطان القا می‌کند براى کسانى که در دل‌هایشان بیمارى است و (نیز) براى سنگدلان آزمایشى گرداند و ستمگران در ستیزه‌اى بس دور و درازند
  54. و تا آنان که دانش یافته‌اند بدانند که این (قرآن) حق است (و) از جانب پروردگار توست و بدان ایمان آورند و دلهایشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند کسانى را که ایمان آوردهاند به سوى راهى راست راهبر است
  55. و(لى) کسانى که کفر ورزیده‌اند همواره از آن در تردیدند تا بناگاه قیامت براى آنان فرا رسد یا عذاب روزى بدفرجام به سراغشان بیاید
  56. در آن روز پادشاهى از آن خداست میان آنان داورى مى‌کند و (در نتیجه) کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهاى پرناز و نعمت خواهند بود
  57. و کسانى که کفر ورزیده و نشانه‌هاى ما را دروغ پنداشته‌اند براى آنان عذابى خفت آور خواهد بود
  58. و آنان که در راه خدا مهاجرت کرده‌اند و آنگاه کشته شده یا مرده‌اند قطعاً خداوند به آنان رزقى نیکو مى‌بخشد و راستى این خداست که بهترین روزی دهندگان است
  59. آنان را به جایگاهى که آن را مى‌پسندند درخواهد آورد و شک نیست که خداوند دانایى بردبار است
  60. آرى چنین است و هر کس نظیر آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت زند سپس مورد ستم قرار گیرد قطعاً خدا او را یارى خواهد کرد چرا که خدا بخشایشگر و آمرزنده است
  61. این بدان سبب است که خدا شب را در روز درمى‌آورد و روز را (نیز) در شب درمى‌آورد و خداست که شنواى بیناست
  62. (آرى) این بدان سبب است که خدا خود حق است و آنچه به جاى او مى‌خوانند آن باطل است و این خداست که والا و بزرگ است
  63. آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان آبى فرو فرستاد و زمین سرسبز گردید آرى خداست که دقیق و آگاه است
  64. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در حقیقت این خداست که خود بى‌نیاز ستوده(صفات) است
  65. آیا ندیده‌اى که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید و کشتیها در دریا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه مى‌دارد تا (مبادا) بر زمین فرو افتد مگر به اذن خودش (باشد) در حقیقت خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است
  66. و اوست که شما را زندگى بخشید سپس شما را مى‌میراند و باز زندگى (نو) مى‌دهد حقا که انسان سخت ناسپاس است
  67. براى هر امتى مناسکى قرار دادیم که آنها بدان عمل مى‌کنند پس نباید در این امر با تو به ستیزه برخیزند به راه پروردگارت دعوت کن زیرا تو بر راهى راست قرار دارى
  68. و اگر با تو مجادله کردند بگو خدا به آنچه مى‌کنید داناتر است
  69. خدا روز قیامت در مورد آنچه با یکدیگر در آن اختلاف مى‌کردید داورى خواهد کرد
  70. آیا ندانسته‌اى که خداوند آنچه را در آسمان و زمین است مى‌داند اینها (همه) در کتابى (مندرج) است قطعاً این بر خدا آسان است
  71. و به جاى خدا چیزى را مى‌پرستند که بر (تایید) آن حجتى نازل نکرده و بدان دانشى ندارند و براى ستمکاران یاورى نخواهد بود
  72. و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده می‌شود در چهره کسانى که کفر ورزیده‌اند (اثر) انکار را تشخیص مى‌دهى چیزى نمانده که بر کسانى که آیات ما را برایشان تلاوت می‌کنند حمله ور شوند بگو آیا شما را به بدتر از این خبر دهم (همان) آتش است که خدا آن را به کسانى که کفر ورزیده‌اند وعده داده و چه بد سرانجامى است
  73. اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهید کسانى را که جز خدا مى‌خوانید هرگز (حتى) مگسى نمى‌آفرینند هر چند براى (آفریدن) آن اجتماع کنند و اگر آن مگس چیزى از آنان برباید نمى‌توانند آن را بازپس گیرند طالب و مطلوب هر دو ناتوانند
  74. قدر خدا را چنانکه در خور اوست نشناختند در حقیقت خداست که نیرومند شکست ناپذیر است
  75. خدا از میان فرشتگان رسولانى برمى‌گزیند و نیز از میان مردم بى‌گمان خدا شنواى بیناست
  76. آنچه در دسترس آنان و آنچه پشت سرشان است مى‌داند و (همه) کارها به خدا بازگردانیده مى‌شود
  77. اى کسانى که ایمان آورده‌اید رکوع و سجود کنید و پروردگارتان را بپرستید و کار خوب انجام دهید باشد که رستگار شوید
  78. و در راه خدا چنانکه حق جهاد (در راه) اوست جهاد کنید اوست که شما را (براى خود) برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم (نیز چنین بوده است) او بود که قبلا شما را مسلمان نامید و در این (قرآن نیز همین مطلب آمده است) تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى

فصل ٢٣.  مؤمنون

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. به راستى که مؤمنان رستگار شدند
  2. همانان که در نمازشان فروتنند
  3. و آنان که از بیهوده رویگردانند
  4. و آنان که زکات مى‌پردازند
  5. و کسانى که پاکدامنند
  6. مگر در مورد همسرانشان یا کنیزانى که به دست آورده‌اند که در این صورت بر آنان نکوهشى نیست
  7. پس هر که فراتر از این جوید آنان از حد درگذرندگانند
  8. و آنان که امانت‌ها و پیمان خود را رعایت مى‌کنند
  9. و آنان که بر نمازهایشان مواظبت مى‌نمایند
  10. آنانند که خود وارثانند
  11. همانان که بهشت را به ارث مى‌برند و در آنجا جاودان مى‌مانند
  12. و به یقین انسان را از عصاره‌اى از گل آفریدیم
  13. سپس او را (به صورت) نطفه‌اى در جایگاهى استوار قرار دادیم
  14. آنگاه نطفه را به صورت علقه درآوردیم پس آن علقه را (به صورت) مضغه گردانیدیم و آنگاه مضغه را استخوانهایى ساختیم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانیدیم آنگاه (جنین را در) آفرینشى دیگر پدید آوردیم آفرین باد بر خدا که بهترین آفرینندگان است
  15. بعد از این (مراحل) قطعاً خواهید مرد
  16. آنگاه شما در روز رستاخیز برانگیخته خواهید شد
  17. و به راستى (ما) بالاى سر شما هفت راه (آسمانى) آفریدیم و از (کار) آفرینش غافل نبوده‌ایم
  18. و از آسمان آبى به اندازه (معین) فرود آوردیم و آن را در زمین جاى دادیم و ما براى از بین بردن آن مسلماً تواناییم
  19. پس براى شما به وسیله آن باغهایى از درختان خرما و انگور پدیدار کردیم که در آنها براى شما میوه‌هاى فراوان است و از آنها مى‌خورید
  20. و از طور سینا درختى برمى‌آید که روغن و نان خورشى براى خورندگان است
  21. و البته براى شما در دامها(ى گله درس) عبرتى است از (شیرى) که در شکم آنهاست به شما مى‌نوشانیم و براى شما در آنها سودهاى فراوان است و از آنها مى‌خورید
  22. و بر آنها و بر کشتی‌ها سوار مى‌شوید
  23. و به یقین نوح را به سوى قومش فرستادیم پس (به آنان) گفت اى قوم من خدا را بپرستید شما را جز او خدایى نیست مگر پروا ندارید
  24. و اشراف قومش که کافر بودند گفتند این (مرد) جز بشرى چون شما نیست مى‌خواهد بر شما برترى جوید و اگر خدا مى‌خواست قطعاً فرشتگانى مى‌فرستاد (ما)در میان پدران نخستین خود چنین (چیزى) نشنیده‌ایم
  25. او نیست جز مردى که در وى (حال) جنون است پس تا چندى در باره‌اش دست نگاه دارید
  26. (نوح) گفت پروردگارا از آن روى که دروغ‌زنم خواندند مرا یارى کن
  27. پس به او وحى کردیم که زیر نظر ما و (به) وحى ما کشتى را بساز و چون فرمان ما دررسید و تنور به فوران آمد پس در آن از هر نوع (حیوانى) دو تا (یکى نر و دیگرى ماده) با خانواده‌ات بجز کسى از آنان که حکم (عذاب ) بر او پیشى گرفته است وارد کن در باره کسانى که ظلم کرده‌اند با من سخن مگوى زیرا آنها غرق خواهند شد
  28. و چون تو با آنان که همراه تواند بر کشتى نشستى بگو ستایش خدایى را که ما را از (چنگ) گروه ظالمان رهانید
  29. و بگو پروردگارا مرا در جایى پربرکت فرود آور (که) تو نیکترین مهمان‌نوازانى
  30. در حقیقت در این (ماجرا) عبرتهایى است و قطعاً ما آزمایش‌کننده بودیم
  31. سپس بعد از آنان نسل(هایى) دیگر پدید آوردیم
  32. و در میانشان پیامبرى از خودشان روانه کردیم که خدا را بپرستید جز او براى شما معبودى نیست آیا سر پرهیزگارى ندارید
  33. و اشراف قومش که کافر شده و دیدار آخرت را دروغ پنداشته بودند و در زندگى دنیا آنان را مرفه ساخته بودیم گفتند این (مرد) جز بشرى چون شما نیست از آنچه مى‌خورید مى‌خورد و از آنچه مى‌نوشید مى‌نوشد
  34. و اگر بشرى مثل خودتان را اطاعت کنید در آن صورت قطعاً زیانکار خواهید بود
  35. آیا به شما وعده مى‌دهد که وقتى مردید و خا‌ک و استخوان شدید (باز) شما (از گور زنده) بیرون آورده مى‌شوید
  36. وه چه دور است آنچه که وعده داده مى‌شوید
  37. جز این زندگانى دنیاى ما چیزى نیست مى‌میریم و زندگى مى‌کنیم و دیگر برانگیخته نخواهیم شد
  38. او جز مردى که بر خدا دروغ مى‌بندد نیست و ما به او اعتقاد نداریم
  39. گفت پروردگارا از آن روى که مرا دروغ‌زن خواندند یاریم کن
  40. فرمود به زودى سخت پشیمان خواهند شد
  41. پس فریاد (مر‌گبار) آنان را به حق فرو گرفت و آنها را (چون) خاشاکى که بر آب افتد گردانیدیم دور باد (از رحمت‌خدا) گروه ستمکاران
  42. آنگاه پس از آنان نسلهاى دیگرى پدید آوردیم
  43. هیچ امتى نه از اجل خود پیشى مى‌گیرد و نه باز پس مى‌ماند
  44. باز فرستادگان خود را پیاپى روانه کردیم هر بار براى (هدایت) امتى پیامبرش آمد او را تکذیب کردند پس (ما امت‌هاى سرکش را) یکى پس از دیگرى آوردیم و آنها را مایه عبرت (و زبانزد مردم) گردانیدیم دور باد (از رحمت‌خدا) مردمى که ایمان نمى‌آورند
  45. سپس موسى و برادرش هارون را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم
  46. به سوى فرعون و سران (قوم) او ولى تکبر نمودند و مردمى گردنکش بودند
  47. پس گفتند آیا به دو بشر که مثل خود ما هستند و طایفه آنها بندگان ما مى‌باشند ایمان بیاوریم
  48. در نتیجه آن دو را دروغزن خواندند پس از زمره هلا‌ک‌شدگان گشتند
  49. و به یقین ما به موسى کتاب (آسمانى) دادیم باشد که آنان به راه راست روند
  50. و پسر مریم و مادرش را نشانه‌اى گردانیدیم و آن دو را در سرزمین بلندى که جاى زیست و (داراى) آب زلال بود جاى دادیم
  51. اى پیامبران از چیزهاى پاکیزه بخورید و کار شایسته کنید که من به آنچه انجام مى‌دهید دانایم
  52. و در حقیقت این امت‌شماست که امتى یگانه است و من پروردگار شمایم پس‌از من پروا دارید
  53. تا کار (دین)شان را میان خود قطعه قطعه کردند (و) دسته دسته شدند هر دسته‌اى به آنچه نزدشان بود دل خوش کردند
  54. پس آنها را در ورطه گمراهى‌شان تا چندى واگذار
  55. آیا مى‌پندارند که آنچه از مال و پسران که بدیشان مدد مى‌دهیم
  56. (از آن روى است که) مى‌خواهیم به سودشان در خیرات شتاب ورزیم (نه) بلکه نمى‌فهمند
  57. در حقیقت کسانى که از بیم پروردگارشان هراسانند
  58. و کسانى که به نشانه‌هاى پروردگارشان ایمان مى‌آورند
  59. و آنان که به پروردگارشان شر‌ک نمى‌آورند
  60. و کسانى که آنچه را دادند (در راه خدا) مى‌دهند در حالى که دل‌هایشان ترسان است (و مى‌دانند) که به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت
  61. آنانند که در کارهاى نیک شتاب مى‌ورزند و آنانند که در انجام آنها سبقت مى‌جویند
  62. و هیچ کس را جز به قدر توانش تکلیف نمى‌کنیم و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى‌گوید و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت
  63. (نه) بلکه دلهاى آنان از این (حقیقت) در غفلت است و آنان غیر از این (گناهان) کردارهایى (دیگر) دارند که به انجام آن مبادرت مى‌ورزند
  64. تا وقتى خوشگذرانان آنها را به عذاب گرفتار ساختیم بناگاه به زارى درمى‌آیند
  65. امروز زارى مکنید که قطعاً شما از جانب ما یارى نخواهید شد
  66. در حقیقت آیات من بر شما خوانده مى‌شد و شما بودید که همواره به قهقرا مى‌رفتید
  67. در حالى که از (پذیرفتن) آن تکبر مى‌ورزیدید و شب هنگام (در محافل خود) بدگویى مى‌کردید
  68. آیا در (عظمت) این سخن نیندیشیده‌اند یا چیزى براى آنان آمده که براى پدران پیشین آنها نیامده است
  69. یا پیامبر خود را (درست) نشناخته و (لذا) به انکار او پرداخته‌اند
  70. یا مى‌گویند او جنونى دارد (نه) بلکه (او) حق را براى ایشان آورده و(لى) بیشترشان حقیقت را خوش ندارند
  71. و اگر حق از هوسهاى آنها پیروى مى‌کرد قطعاً آسمانها و زمین و هر که در آنهاست تباه مى‌شد (نه) بلکه یادنامه‌شان را به آنان داده‌ایم ولى آنها از (پیروى) یادنامه خود رویگردانند
  72. یا از ایشان مزدى مطالبه مى‌کنى و مزد پروردگارت بهتر است و اوست که بهترین روزى‌دهندگان است
  73. و در حقیقت این تویى که جدا آنها را به راه راست مى‌خوانى
  74. و به راستى کسانى که به آخرت ایمان ندارند از راه (درست) سخت منحرفند
  75. و اگر ایشان را ببخشاییم و آنچه از صدمه بر آنان (وارد آمده) است برطرف کنیم در طغیان خود کوردلانه اصرار مى‌ورزند
  76. و به راستى ایشان را به عذاب گرفتار کردیم و(لى) نسبت به پروردگارشان فروتنى نکردند و به زارى درنیامدند
  77. تا وقتى که درى از عذاب دردنا‌ک بر آنان گشودیم بناگاه ایشان در آن (حال) نومید شدند
  78. و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد چه اند‌ک سپاسگزارید
  79. و اوست آن کس که شما را در زمین پدید آورد و به سوى اوست که گرد آورده خواهید شد
  80. و اوست آن کس که زنده مى‌کند و مى‌میراند و اختلاف شب و روز از اوست مگر نمى‌اندیشید
  81. (نه) بلکه آنان (نیز) مثل آنچه پیشینیان گفته بودند گفتند
  82. گفتند آیا چون بمیریم و خا‌ک و استخوان شویم آیا واقعا باز ما زنده خواهیم شد
  83. درست همین را قبلا به ما و پدرانمان وعده دادند این جز افسانه‌هاى پیشینیان (چیزى) نیست
  84. بگو اگر مى‌دانید (بگویید) زمین و هر که در آن است به چه کسى تعلق دارد
  85. خواهند گفت به خدا بگو آیا عبرت نمى‌گیرید
  86. بگو پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ کیست
  87. خواهند گفت‌خدا بگو آیا پرهیزگارى نمى‌کنید
  88. بگو فرمانروایى هر چیزى به دست کیست و اگر مى‌دانید (کیست آنکه) او پناه مى‌دهد و در پناه کسى نمى‌رود
  89. خواهند گفت‌خدا بگو پس چگونه دستخوش افسون شده‌اید
  90. (نه) بلکه حقیقت را بر ایشان آوردیم و قطعاً آنان دروغگویند
  91. خدا فرزندى اختیار نکرده و با او معبودى (دیگر) نیست و اگر جز این بودقطعاً هر خدایى آنچه را آفریده (بود) باخود مى‌برد و حتما بعضى از آنان بر بعضى دیگر تفوق مى‌جستند منزه است‌خدا از آنچه وصف مى‌کنند
  92. داناى نهان و آشکار و برتر است از آنچه (با او) شریک مى‌گردانند
  93. بگو پروردگارا اگر آنچه را که (از عذاب) به آنان وعده داده شده است به من نشان دهى
  94. پروردگارا پس مرا در میان قوم ستمکار قرار مده
  95. و به راستى که ما تواناییم که آنچه را به آنان وعده داده‌ایم بر تو بنمایانیم
  96. بدى را به شیوه‌اى نیکو دفع کن ما به آنچه وصف مى‌کنند داناتریم
  97. و بگو پروردگارا از وسوسه‌هاى شیطانها به تو پناه مى‌برم
  98. و پروردگارا از اینکه (آنها) به پیش من حاضر شوند به تو پناه مى‌برم
  99. تا آنگاه که مر‌گ یکى از ایشان فرا رسد مى‌گوید پروردگارا مرا بازگردانید
  100. شاید من در آنچه وانهاده‌ام کار نیکى انجام دهم نه چنین است این سخنى است که او گوینده آن است و پشاپیش آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته خواهند شد
  101. پس آنگاه که در صور دمیده شود (دیگر) میانشان نسبت‌خویشاوندى وجود ندارد و از (حال) یکدیگر نمى‌پرسند
  102. پس کسانى که کفه میزان (اعمال) آنان سنگین باشد ایشان رستگارانند
  103. و کسانى که کفه میزان (اعمال)شان سبک باشد آنان به خویشتن زیان زده (و) همیشه در جهنم مى‌مانند
  104. آتش چهره آنها را مى‌سوزاند و آنان در آنجا ترش‌رویند
  105. آیا آیات من بر شما خوانده نمى‌شد و (همواره) آن را مورد تکذیب قرار نمى‌دادید
  106. مى‌گویند پروردگارا شقاوت ما بر ما چیره شد و ما مردمى گمراه بودیم
  107. پروردگارا ما را از اینجا بیرون بر پس اگر باز هم (به بدى) برگشتیم در آن صورت ستمگر خواهیم بود
  108. مى‌فرماید (بروید) در آن گم شوید و با من سخن مگویید
  109. در حقیقت دسته‌اى از بندگان من بودند که مى‌گفتند پروردگارا ایمان آوردیم بر ما ببخشاى و به ما رحم کن (که) تو بهترین مهربانى
  110. و شما آنان (=مؤمنان) را به ریشخند گرفتید تا (با این کار) یاد مرا از خاطرتان بردند و شما بر آنان مى‌خندیدید
  111. من (هم) امروز به (پاس) آنکه صبر کردند بدانان پاداش دادم آرى ایشانند که رستگارانند
  112. مى‌فرماید چه مدت به عدد سالها در زمین ماندید
  113. مى‌گویند یک روز یا پاره‌اى از یک روز ماندیم از شما گران (خود) بپرس
  114. مى‌فرماید جز اندکى درنگ نکردید کاش شما مى‌دانستید
  115. آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و اینکه شما به سوى ما بازگردانیده نمى‌شوید
  116. پس والاست‌خدا فرمانرواى برحق خدایى جز او نیست (اوست) پروردگار عرش گرانمایه
  117. و هر کس با خدا معبود دیگرى بخواند براى آن برهانى نخواهد داشت و حسابش فقط با پروردگارش مى‌باشد در حقیقت کافران رستگار نمى‌شوند
  118. و بگو پروردگارا ببخشاى و رحمت کن (که) تو بهترین بخشایندگانى

فصل ٢٤.  نور

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. (این) سوره‌اى است که آن را نازل و آن را فرض گردانیدیم و در آن آیاتى روشن فرو فرستادیم باشد که شما پند پذیرید
  2. به هر زن زناکار و مرد زناکارى صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید در (کار) دین خدا نسبت به آن دو دلسوزى نکنید و باید گروهى از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند
  3. مرد زناکار جز زن زناکار یا مشر‌ک را به همسرى نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشر‌ک را به زنى نگیرد و بر مؤمنان این (امر) حرام گردیده است
  4. و کسانى که نسبت زنا به زنان شوهردار مى‌دهند سپس چهار گواه نمى‌آورند هشتاد تازیانه به آنان بزنید و هیچگاه شهادتى از آنها نپذیرید و اینانند که خود فاسقند
  5. مگر کسانى که بعد از آن (بهتان) توبه کرده و به صلاح آمده باشند که خدا البته آمرزنده مهربان است
  6. و کسانى که به همسران خود نسبت زنا مى‌دهند و جز خودشان گواهانى (دیگر) ندارند هر یک از آنان (باید) چهار بار به خدا سوگند یاد کند که او قطعاً از راستگویان است
  7. و (گواهى در دفعه) پنجم این است که (شوهر بگوید) لعنت‌ خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد
  8. و از (زن) کیفر ساقط مى‌شود در صورتى که چهار بار به خدا سوگند یاد کند که (شوهر) او جدا از دروغگویان است
  9. و (گواهى) پنجم آنکه خشم خدا بر او باد اگر (شوهرش) از راستگویان باشد
  10. و اگر فضل و رحمت‌ خدا بر شما نبود و اینکه خدا توبه‌پذیر سنجیده‌کار است (رسوا مى‌شدید)
  11. در حقیقت کسانى که آن بهتان (داستان افک) را (در میان) آوردند دسته‌اى از شما بودند آن (تهمت) را شرى براى خود تصور مکنید بلکه براى شما در آن مصلحتى (بوده) است براى هر مردى از آنان (که در این کار دست داشته) همان گناهى است که مرتکب شده است و آن کس از ایشان که قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‌ خواهد داشت
  12. چرا هنگامى که آن (بهتان) را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیک به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشکار است
  13. چرا چهار گواه بر (صحت) آن (بهتان) نیاوردند پس چون گواهان (لازم) را نیاورده‌اند اینانند که نزد خدا دروغ‌گویانند
  14. و اگر فضل خدا و رحمتش در دنیا و آخرت بر شما نبود قطعاً به (سزاى) آنچه در آن به دخالت پرداختید به شما عذابى بزرگ مى‌رسید
  15. آنگاه که آن (بهتان) را از زبان یکدیگر مى‌گرفتید و با زبانهاى خود چیزى را که بدان علم نداشتید مى‌گفتید و مى‌پنداشتید که کارى سهل و ساده است با اینکه آن (امر) نزد خدا بس بزرگ بود
  16. و (گر نه) چرا وقتى آن را شنیدید نگفتید براى ما سزاوار نیست که در این (موضوع) سخن گوییم (خداوندا) تو منزهى این بهتانى بزرگ است
  17. خدا اندرزتان مى‌دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را اگر مؤمنید تکرار نکنید
  18. و خدا براى شما آیات (خود) را بیان مى‌کند و خدا داناى سنجیده‌کار است
  19. کسانى که دوست دارند که زشتکارى در میان آنان که ایمان آورده‌اند شیوع پیدا کند براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا(ست که) مى‌داند و شما نمى‌دانید
  20. و اگر فضل و رحمت‌خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است (مجازات سختى در انتظارتان بود)
  21. اى کسانى که ایمان آورده‌اید پاى از پى گام‌هاى شیطان منهید و هر کس پاى بر جاى گامهاى شیطان نهد (بداند که) او به زشتکارى و ناپسند وامى‌دارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هیچ کس از شما پا‌ک نمى‌شد ولى (این) خداست که هر کس را بخواهد پا‌ک مى‌گرداند و خدا(ست که) شنواى داناست
  22. و سرمایه‌داران و فراخ‌دولتان شما نباید از دادن (مال) به خویشاوندان و تهیدستان و مهاجران راه خدا دریغ ورزند و باید عفو کنند و گذشت نمایند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است
  23. بى‌گمان کسانى که به زنان پاکدامن بى‌خبر (از همه جا) و با ایمان نسبت زنا مى‌دهند در دنیا و آخرت لعنت‌ شده‌اند و براى آنها عذابى سخت‌ خواهد بود
  24. در روزى که زبان و دستها و پاهایشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مى‌دادند شهادت مى‌دهند
  25. آن روز خدا جزاى شایسته آنان را به طور کامل مى‌دهد و خواهند دانست که خدا همان حقیقت آشکار است
  26. زنان پلید براى مردان پلیدند و مردان پلید براى زنان پلید و زنان پا‌ک براى مردان پاکند و مردان پا‌ک براى زنان پا‌ک اینان از آنچه در باره ایشان مى‌گویند بر کنارند براى آنان آمرزش و روزى نیکو خواهد بود
  27. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به خانه‌هایى که خانه‌هاى شما نیست داخل مشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن سلام گویید این براى شما بهتر است باشد که پند گیرید
  28. و اگر کسى را در آن نیافتید پس داخل آن مشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگردید برگردید که آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مى‌دهید داناست
  29. بر شما گناهى نیست که به خانه‌هاى غیرمسکونى که در آنها براى شما استفاده‌اى است داخل شوید و خدا آنچه را آشکار و آنچه را پنهان مى‌دارید مى‌داند
  30. به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاکدامنى ورزند که این براى آنان پاکیزه‌تر است زیرا خدا به آنچه مى‌کنند آگاه است
  31. و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را (از هر نامحرمى) فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا از آن پیداست و باید روسرى خود را بر گردن خویش (فرو) اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (همکیش) خود یا کنیزانشان یا خدمتکاران مرد که (از زن) بى‌نیازند یا کودکانى که بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نکرده‌اند آشکار نکنند و پاهاى خود را (به گونه‌اى به زمین) نکوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‌دارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى (از مرد و زن) به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید
  32. بى‌همسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگ دستند خداوند آنان را از فضل خویش بى‌نیاز خواهد کرد و خدا گشایشگر داناست
  33. و کسانى که (وسیله) زناشویى نمى‌یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بى‌نیاز گرداند و از میان غلامانتان کسانى که در صددند با قرارداد کتبى خود را آزاد کنند اگر در آنان خیرى (و توانایى پرداخت مال) مى‌یابید قرار بازخرید آنها را بنویسید و از آن مالى که خدا به شما داده است به ایشان بدهید (تا تدریجا خود را آزاد کنند) و کنیزان خود را در صورتى که تمایل به پاکدامنى دارند براى اینکه متاع زندگى دنیا را بجویید به زنا وادار مکنید و هر کس آنان را به زور وادار کند در حقیقت‌ خدا پس از اجبار نمودن ایشان (نسبت به آنها) آمرزنده مهربان است
  34. و قطعاً به سوى شما آیاتى روشنگر و خبرى از کسانى که پیش از شما روزگار به سر برده‌اند و موعظه‌اى براى اهل تقوا فرود آورده‌ایم
  35. خدا نور آسمانها و زمین است مثل نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى و آن چراغ در شیشه‌اى است آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت‌ خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى افروخته مى‌شود نزدیک است که روغنش هر چند بدان آتشى نرسیده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است‌ خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى‌کند و این مثلها را خدا براى مردم مى‌زند و خدا به هر چیزى داناست
  36. در خانه‌هایى که خدا رخصت داده که (قدر و منزلت) آنها رفعت‌ یابد و نامش در آنها یاد شود در آن (خانه)ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى‌کنند
  37. مردانى که نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات به خود مشغول نمى‌دارد و از روزى که دلها و دیده‌ها در آن زیرورو مى‌شود مى‌هراسند
  38. تا خدا بهتر از آنچه انجام مى‌دادند به ایشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بیفزاید و خدا(ست که) هر که را بخواهد بى‌حساب روزى مى‌دهد
  39. و کسانى که کفر ورزیدند کارهایشان چون سرابى در زمینى هموار است که تشنه آن را آبى مى‌پندارد تا چون بدان رسد آن را چیزى نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است
  40. یا (کارهایشان) مانند تاریکیهایى است که در دریایى ژرف است که موجى آن را مى‌پوشاند (و) روى آن موجى (دیگر) است (و) بالاى آن ابرى است تاریکی‌هایى است که بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه (غرقه) دستش را بیرون آورد به زحمت آن را مى‌بیند و خدا به هر کس نورى نداده باشد او را هیچ نورى نخواهد بود
  41. آیا ندانسته‌اى که هر که (و هر چه) در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‌گویند و پرندگان (نیز) در حالى که در آسمان پر گشوده‌اند (تسبیح او مى‌گویند) همه ستایش و نیایش خود را مى‌دانند و خدا به آنچه مى‌کنند داناست
  42. و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و بازگشت (همه) به سوى خداست
  43. آیا ندانسته‌اى که خدا(ست که) ابر را به آرامى مى‌راند سپس میان (اجزاء) آن پیوند مى‌دهد آنگاه آن را متراکم مى‌سازد پس دانه‌هاى باران را مى‌بینى که از خلال آن بیرون مى‌آید و (خداست که) از آسمان از کوه‌هایى (از ابر یخ‌زده) که در آنجاست تگرگى فرو مى‌ریزد و هر که را بخواهد بدان گزند مى‌رساند و آن را از هر که بخواهد باز مى‌دارد نزدیک است روشنى برقش چشم‌ها را ببرد
  44. خداست که شب و روز را با هم جابجا مى‌کند قطعاً در این (تبدیل) براى دیده‌وران (درس) عبرتى است
  45. و خداست که هر جنبنده‌اى را (ابتدا) از آبى آفرید پس پاره‌اى از آنها بر روى شکم راه مى‌روند و پاره‌اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار (پا) راه مى‌روند خدا هر چه بخواهد مى‌آفریند در حقیقت‌ خدا بر هر چیزى تواناست
  46. قطعاً آیاتى روشنگر فرود آورده‌ایم و خدا هر که را بخواهد به راه راست هدایت مى‌کند
  47. و مى‌گویند به خدا و پیامبر (او) گرویدیم و اطاعت کردیم آنگاه دسته‌اى از ایشان پس از این (اقرار) روى برمى‌گردانند و آنان مؤمن نیستند
  48. و چون به سوى خدا و پیامبر او خوانده شوند تا میان آنان داورى کند بناگاه دسته‌اى از آنها روى برمى‌تابند
  49. و اگر حق به جانب ایشان باشد به حال اطاعت به سوى او مى‌آیند
  50. آیا در دلهایشان بیمارى است‌ یا شک دارند یا از آن مى‌ترسند که خدا و فرستاده‌اش بر آنان ستم ورزند (نه) بلکه خودشان ستمکارند
  51. گفتار مؤمنان وقتى به سوى خدا و پیامبرش خوانده شوند تا میانشان داورى کند تنها این است که مى‌گویند شنیدیم و اطاعت کردیم اینانند که رستگارند
  52. و کسى که خدا و فرستاده او را فرمان برد و از خدا بترسد و از او پروا کند آنانند که خود کامیابند
  53. و با سوگندهاى سخت‌ خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر به آنان فرمان دهى بى شک (براى جهاد) بیرون خواهند آمد بگو سوگند مخورید اطاعتى پسندیده (بهتر است) که خدا به آنچه مى‌کنید داناست
  54. بگو خدا و پیامبر را اطاعت کنید پس اگر پشت نمودید (بدانید که) بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت و بر فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار (ماموریتى) نیست
  55. خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند وعده داده است که حتما آنان را در این سرزمین جانشین (خود) قرار دهد همان گونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین (خود) قرار داد و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند (تا) مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند و هر کس پس از آن به کفر گراید آنانند که نافرمانند
  56. و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر (خدا) را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید
  57. و مپندار کسانى که کفر ورزیدند (ما را) در زمین درمانده مى‌کنند جایگاهشان در آتش است و چه بد بازگشت‌گاهى است
  58. اى کسانى که ایمان آورده‌اید قطعاً باید غلام و کنیزهاى شما و کسانى از شما که به (سن) بلوغ نرسیده‌اند سه بار در شبانه روز از شما کسب اجازه کنند پیش از نماز بامداد و نیمروز که جامه‌هاى خود را بیرون مى‌آورید و پس از نماز شامگاهان (این) سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نیست که غیر از این (سه هنگام) گرد یکدیگر بچرخید (و با هم معاشرت نمایید) خداوند آیات (خود) را این گونه براى شما بیان مى‌کند و خدا داناى سنجیده‌کار است
  59. و چون کودکان شما به (سن) بلوغ رسیدند باید از شما کسب اجازه کنند همان گونه که آنان که پیش از ایشان بودند کسب اجازه کردند خدا آیات خود را این گونه براى شما بیان مى‌دارد و خدا داناى سنجیده‌کار است
  60. و بر زنان از کار افتاده‌اى که (دیگر) امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند (به شرطى که) زینتى را آشکار نکنند و عفت ورزیدن براى آنها بهتر است و خدا شنواى داناست
  61. بر نابینا و لنگ و بیمار و بر شما ایرادى نیست که از خانه‌هاى خودتان بخورید یا از خانه‌هاى پدرانتان یا خانه‌هاى مادرانتان یا خانه‌هاى برادرانتان یا خانه‌هاى خواهرانتان یا خانه‌هاى عموهایتان یا خانه‌هاى عمه‌هایتان یا خانه‌هاى دایی‌هایتان یا خانه‌هاى خاله‌هایتان یا آن (خانه‌هایى) که کلیدهایش را در اختیار دارید یا (خانه) دوستتان (هم چنین) بر شما باکى نیست که با هم بخورید یا پراکنده پس چون به خانه‌هایى (که گفته شد) درآمدید به یکدیگر سلام کنید درودى که نزد خدا مبارک و خوش است‌ خداوند آیات (خود) را این گونه براى شما بیان مى‌کند امید که بیندیشید
  62. جز این نیست که مؤمنان کسانى‌اند که به خدا و پیامبرش گرویده‌اند و هنگامى که با او بر سر کارى اجتماع کردند تا از وى کسب اجازه نکنند نمى‌روند در حقیقت کسانى که از تو کسب اجازه مى‌کنند آنانند که به خدا و پیامبرش ایمان دارند پس چون براى برخى از کارهایشان از تو اجازه خواستند به هر کس از آنان که خواستى اجازه ده و برایشان آمرزش بخواه که خدا آمرزنده مهربان است
  63. خطاب کردن پیامبر را در میان خود مانند خطاب کردن بعضى از خودتان به بعضى (دیگر) قرار مدهید خدا مى‌داند (چه) کسانى از شما دزدانه (از نزد او) مى‌گریزند پس کسانى که از فرمان او تمرد مى‌کنند بترسند که مبادا بلایى بدیشان رسد یا به عذابى دردنا‌ک گرفتار شوند
  64. هشدار که آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست به یقین آنچه را که بر آنید مى‌داند و روزى که به سوى او بازگردانیده مى‌شوند آنان را (از حقیقت) آنچه انجام داده‌اند خبر مى‌دهد و خدا به هر چیزى داناست

فصل ٢٥.  فرقان

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بزرگ (و خجسته) است کسى که بر بنده خود فرقان (=کتاب جداسازنده حق از باطل) را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهنده‌اى باشد
  2. همان کس که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و فرزندى اختیار نکرده و براى او شریکى در فرمانروایى نبوده است و هر چیزى را آفریده و بدان گونه که درخور آن بوده اندازه‌گیرى کرده است
  3. و به جاى او خدایانى براى خود گرفته‌اند که چیزى را خلق نمى‌کنند و خود خلق شده‌اند و براى خود نه زیانى را در اختیار دارند و نه سودى را و نه مر‌گى را در اختیار دارند و نه حیاتى و نه رستاخیزى را
  4. و کسانى که کفر ورزیدند گفتند این (کتاب) جز دروغى که آن را بربافته (چیزى) نیست و گروهى دیگر او را بر آن یارى کرده‌اند و قطعاً (با چنین نسبتى) ظلم و بهتانى به پیش آوردند
  5. و گفتند افسانه‌هاى پیشینیان است که آنها را براى خود نوشته و صبح و شام بر او املا مى‌شود
  6. بگو آن را کسى نازل ساخته است که راز نهانها را در آسمانها و زمین مى‌داند و هموست که همواره آمرزنده مهربان است
  7. و گفتند این چه پیامبرى است که غذا مى‌خورد و در بازارها راه مى‌رود چرا فرشته‌اى به سوى او نازل نشده تا همراه وى هشداردهنده باشد
  8. یا گنجى به طرف او افکنده نشده یا باغى ندارد که از (بار و بر) آن بخورد و ستمکاران گفتند جز مردى افسون‌شده را دنبال نمى‌کنید
  9. بنگر چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند در نتیجه نمى‌توانند راهى بیابند
  10. بزرگ (و خجسته) است کسى که اگر بخواهد بهتر از این را براى تو قرار مى‌دهد باغهایى که جویبارها از زیر (درختان) آن روان خواهد بود و براى تو کاخها پدید مى‌آورد
  11. (نه) بلکه (آنها) رستاخیز را دروغ خواندند و براى هر کس که رستاخیز را دروغ خواند آتش سوزان آماده کرده‌ایم
  12. چون (دوزخ) از فاصله‌اى دور آنان را ببیند خشم و خروشى از آن مى‌شنوند
  13. و چون آنان را در تنگنایى از آن به زنجیر کشیده بیندازند آنجاست که مر‌گ (خود) را مى‌خواهند
  14. امروز یک بار هلا‌ک (خود) را مخواهید و بسیار هلا‌ک (خود) را بخواهید
  15. بگو آیا این (عقوبت) بهتر است‌یا بهشت جاویدان که به پرهیزگاران وعده داده شده است که پاداش و سرانجام آنان است
  16. جاودانه هر چه بخواهند در آنجا دارند پروردگار تو مسؤول (تحقق) این وعده است
  17. و روزى که آنان را با آنچه به جاى خدا مى‌پرستند محشور مى‌کند پس مى‌فرماید آیا شما این بندگان مرا به بیراهه کشاندید یا خود گمراه شدند
  18. مى‌گویند منزهى تو ما را نسزد که جز تو دوستى براى خود بگیریم ولى تو آنان و پدرانشان را برخوردار کردى تا (آنجا که) یاد (تو) را فراموش کردند و گروهى هلا‌ک‌شده بودند
  19. قطعاً (خدایانتان) در آنچه مى‌گفتید شما را تکذیب کردند در نتیجه نه مى‌توانید (عذاب را از خود) دفع کنید و نه (خود را) یارى نمایید و هر کس از شما شر‌ک ورزد عذابى سهمگین به او مى‌چشانیم
  20. و پیش از تو پیامبران (خود) را نفرستادیم جز اینکه آنان (نیز) غذا مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند و برخى از شما را براى برخى دیگر (وسیله) آزمایش قرار دادیم آیا شکیبایى مى‌کنید و پروردگار تو همواره بیناست
  21. و کسانى که به لقاى ما امید ندارند گفتند چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند یا پروردگارمان را نمى‌بینیم قطعاً در مورد خود تکبر ورزیدند و سخت‌ سرکشى کردند
  22. روزى که فرشتگان را ببینند آن روز براى گناهکاران بشارتى نیست و مى‌گویند دور و ممنوع (آید از رحمت‌خدا)
  23. و به هر گونه کارى که کرده‌اند مى‌پردازیم و آن را (چون) گردى پراکنده مى‌سازیم
  24. آن روز جایگاه اهل بهشت بهتر و استراحت گاهشان نیکوتر است
  25. و روزى که آسمان با ابرى سپید از هم مى‌شکافد و فرشتگان نزول یابند
  26. آن روز فرمانروایى بحق از آن (خداى) رحمان است و روزى است که بر کافران بسى دشوار است
  27. و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى‌گزد (و) مى‌گوید اى کاش با پیامبر راهى برمى‌گرفتم
  28. اى واى کاش فلانى را دوست (خود) نگرفته بودم
  29. او (بود که) مرا به گمراهى کشانید پس از آنکه قرآن به من رسیده بود و شیطان همواره فروگذارنده انسان است
  30. و پیامبر (خدا) گفت پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند
  31. و این گونه براى هر پیامبرى دشمنى از گناهکاران قرار دادیم و همین بس که پروردگارت راهبر و یاور توست
  32. و کسانى که کافر شدند گفتند چرا قرآن یکجا بر او نازل نشده است این گونه (ما آن را به تدریج نازل کردیم) تا قلبت را به وسیله آن استوار گردانیم و آن را به آرامى (بر تو) خواندیم
  33. و براى تو مثلى نیاوردند مگر آنکه (ما) حق را با نیکوترین بیان براى تو آوردیم
  34. کسانى که به رو درافتاده به سوى جهنم رانده مى‌شوند آنان بدترین جاى و گم‌ترین راه را دارند
  35. و به یقین (ما) به موسى کتاب (آسمانى) عطا کردیم و برادرش هارون را همراه او دستیار(ش) گردانیدیم
  36. پس گفتیم هر دو به سوى قومى که نشانه‌هاى ما را به دروغ گرفتند بروید پس (ما) آنان را به سختى هلا‌ک نمودیم
  37. و قوم نوح را آنگاه که پیامبران (خدا) را تکذیب کردند غرقشان ساختیم و آنان را براى (همه) مردم عبرتى گردانیدیم و براى ستمکاران عذابى پر درد آماده کرده‌ایم
  38. و (نیز) عادیان و ثمودیان و اصحاب رس و نسلهاى بسیارى میان این (جماعتها) را (هلا‌ک کردیم)
  39. و براى همه آنان مثل‌ها زدیم و همه را زیر و زبر کردیم
  40. و قطعاً بر شهرى که باران بلا بر آن بارانده شد گذشته‌اند مگر آن را ندیده‌اند (چرا) ولى امید به زنده‌شدن ندارند
  41. و چون تو را ببینند جز به ریشخندت نگیرند (که) آیا این همان کسى است که خدا او را به رسالت فرستاده است
  42. چیزى نمانده بود که ما را از خدایانمان اگر بر آن ایستادگى نمى‌کردیم منحرف کند و هنگامى که عذاب را مى‌بینند به زودى خواهند دانست چه کسى گمراه‌تر است
  43. آیا آن کس که هواى (نفس) خود را معبود خویش گرفته است دیدى آیا (مى‌توانى) ضامن او باشى
  44. یا گمان دارى که بیشترشان مى‌شنوند یا مى‌اندیشند آنان جز مانند ستوران نیستند بلکه گمراه‌ترند
  45. آیا ندیده‌اى که پروردگارت چگونه سایه را گسترده است و اگر مى‌خواست آن را ساکن قرار مى‌داد آنگاه خورشید را بر آن دلیل گردانیدیم
  46. سپس آن (سایه) را اند‌ک اند‌ک به سوى خود بازمى‌گیریم
  47. و اوست کسى که شب را براى شما پوششى قرار داد و خواب را (مایه) آرامشى و روز را زمان برخاستن (شما) گردانید
  48. و اوست آن کس که بادها را نویدى پیشاپیش رحمت‌ خویش (=باران) فرستاد و از آسمان آبى پا‌ک فرود آوردیم
  49. تا به وسیله آن سرزمینى پژمرده را زنده گردانیم و آن را به آنچه خلق کرده‌ایم از دامها و انسانهاى بسیار بنوشانیم
  50. و قطعاً آن (پند) را میان آنان گوناگون ساختیم تا توجه پیدا کنند و(لى ) بیشتر مردم جز ناسپاسى نخواستند
  51. و اگر مى‌خواستیم قطعاً در هر شهرى هشداردهنده‌اى برمى‌انگیختیم
  52. پس از کافران اطاعت مکن و با (الهام گرفتن از) قرآن با آنان به جهادى بزرگ بپرداز
  53. و اوست کسى که دو دریا را موج‌زنان به سوى هم روان کرد این یکى شیرین (و) گوارا و آن یکى شور (و) تلخ است و میان آن دو مانع و حریمى استوار قرار داد
  54. و اوست کسى که از آب بشرى آفرید و او را (داراى خویشاوندى) نسبى و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست
  55. و غیر از خدا چیزى را مى‌پرستند که نه سودشان مى‌دهد و نه زیانشان مى‌رساند و کافر همواره در برابر پروردگار خود همپشت (شیطان) است
  56. و تو را جز بشارتگر و بیم‌دهنده نفرستادیم
  57. بگو بر این (رسالت) اجرى از شما طلب نمى‌کنم جز اینکه هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش (در پیش) گیرد
  58. و بر آن زنده که نمى‌میرد توکل کن و به ستایش او تسبیح گوى و همین بس که او به گناهان بندگانش آگاه است
  59. همان کسى که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش روز آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت رحمتگر عام (اوست) در باره وى از خبره‌اى بپرس (که مى‌داند)
  60. و چون به آنان گفته شود (خداى) رحمان را سجده کنید مى‌گویند رحمان چیست آیا براى چیزى که ما را (بدان) فرمان مى‌دهى سجده کنیم و بر رمیدنشان مى‌افزاید
  61. (فرخنده و) بزرگوار است آن کسى که در آسمان برج‌هایى نهاد و در آن چراغ و ماهى نوربخش قرار داد
  62. و اوست کسى که براى هر کس که بخواهد عبرت گیرد یا بخواهد سپاسگزارى نماید شب و روز را جانشین یکدیگر گردانید
  63. و بندگان خداى رحمان کسانى‌اند که روى زمین به نرمى گام برمى‌دارند و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‌دهند
  64. و آنانند که در حال سجده یا ایستاده شب را به روز مى‌آورند
  65. و کسانى‌اند که مى‌گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان که عذابش سخت و دایمى است
  66. و در حقیقت آن بد قرارگاه و جایگاهى است
  67. و کسانى‌اند که چون انفاق کنند نه ولخرجى مى‌کنند و نه تنگ مى‌گیرند و میان این دو (روش) حد وسط را برمى‌گزینند
  68. و کسانى‌اند که با خدا معبودى دیگر نمى‌خوانند و کسى را که خدا (خونش را) حرام کرده است جز به حق نمى‌کشند و زنا نمى‌کنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد
  69. براى او در روز قیامت عذاب دو چندان مى‌شود و پیوسته در آن خوار مى‌ماند
  70. مگر کسى که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند پس خداوند بدیهایشان را به نیکی‌ها تبدیل مى‌کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است
  71. و هر کس توبه کند و کار شایسته انجام دهد در حقیقت به سوى خدا بازمى‌گردد
  72. و کسانى‌اند که گواهى دروغ نمى‌دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‌گذرند
  73. و کسانى‌اند که چون به آیات پروردگارشان تذکر داده شوند کر و کور روى آن نمى‌افتند
  74. و کسانى‌اند که مى‌گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان (ما) باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان
  75. اینانند که به پاس آنکه صبر کردند غرفه(هاى بهشت را) پاداش خواهند یافت و در آنجا با سلام و درود مواجه خواهند شد
  76. در آنجا جاودانه خواهند ماند چه خوش قرارگاه و مقامى
  77. بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‌کند در حقیقت‌ شما به تکذیب پرداخته‌اید و به زودى (عذاب بر شما) لازم خواهد شد

فصل ٢٦.  شعراء

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. طا سین میم
  2. این است آیه‌هاى کتاب روشنگر
  3. شاید تو از اینکه (مشرکان) ایمان نمى‌آورند جان خود را تباه سازى
  4. اگر بخواهیم معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود مى‌آوریم تا در برابر آن گردن‌هایشان خاضع گردد
  5. و هیچ تذکر جدیدى از سوى (خداى) رحمان برایشان نیامد جز اینکه همواره از آن روى برمى‌تافتند
  6. (آنان) در حقیقت به تکذیب پرداختند و به زودى خبر آنچه که بدان ریشخند مى کردند بدیشان خواهد رسید
  7. مگر در زمین ننگریسته‌اند که چه قدر در آن از هر گونه جفت‌هاى زیبا رویانیده‌ایم
  8. قطعاً در این (هنرنمایى) عبرتى است و(لى) بیشترشان ایمان‌آورنده نیستند
  9. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  10. و (یاد کن) هنگامى را که پروردگارت موسى را ندا درداد که به سوى قوم ستمکار برو
  11. قوم فرعون آیا پروا ندارند
  12. گفت پروردگارا مى‌ترسم مرا تکذیب کنند
  13. و سینه‌ام تنگ مى‌گردد و زبانم باز نمى‌شود پس به سوى هارون بفرست
  14. و (از طرفى) آنان بر (گردن) من خونى دارند و مى‌ترسم مرا بکشند
  15. فرمود نه چنین نیست نشانه‌هاى ما را (براى آنان) ببرید که ما با شما شنونده‌ایم
  16. پس به سوى فرعون بروید و بگویید ما پیامبر پروردگار جهانیانیم
  17. فرزندان اسرائیل را با ما بفرست
  18. (فرعون) گفت آیا تو را از کودکى در میان خود نپروردیم و سالیانى چند از عمرت را پیش ما نماندى
  19. و (سرانجام) کار خود را کردى و تو از ناسپاسانى
  20. گفت آن را هنگامى مرتکب شدم که از گمراهان بودم
  21. و چون از شما ترسیدم از شما گریختم تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد
  22. و (آیا) اینکه فرزندان اسرائیل را بنده (خود) ساخته‌اى نعمتى است که منتش را بر من مى‌نهى
  23. فرعون گفت و پروردگار جهانیان چیست
  24. گفت پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است ‌اگر اهل یقین باشید
  25. (فرعون) به کسانى که پیرامونش بودند گفت آیا نمى‌شنوید
  26. (موسى دوباره) گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شما
  27. (فرعون) گفت واقعا این پیامبرى که به سوى شما فرستاده شده سخت دیوانه است
  28. (موسى) گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه میان آن دو است‌ اگر تعقل کنید
  29. (فرعون) گفت اگر خدایى غیر از من اختیار کنى قطعاً تو را از (جمله) زندانیان خواهم ساخت
  30. گفت گر چه براى تو چیزى آشکار بیاورم
  31. گفت اگر راست مى‌گویى آن را بیاور
  32. پس عصاى خود بیفکند و بناگاه آن اژدرى نمایان شد
  33. و دستش را بیرون کشید و بناگاه آن براى تماشاگران سپید مى‌نمود
  34. (فرعون) به سرانى که پیرامونش بودند گفت واقعا این ساحرى بسیار داناست
  35. مى‌خواهد با سحر خود شما را از سرزمینتان بیرون کند اکنون چه راى مى‌دهید
  36. گفتند او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست
  37. تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بیاورند
  38. پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند
  39. و به توده مردم گفته شد آیا شما هم جمع خواهید شد
  40. بدین امید که اگر ساحران غالب شدند از آنان پیروى کنیم
  41. و چون ساحران پیش فرعون آمدند گفتند آیا اگر ما غالب آییم واقعا براى ما مزدى خواهد بود
  42. گفت آرى و در آن صورت شما حتما از (زمره) مقربان خواهید شد
  43. موسى به آنان گفت آنچه را شما مى‌اندازید بیندازید
  44. پس ریسمانها و چوبدستى‌هایشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون که ما حتما پیروزیم
  45. پس موسى عصایش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعید
  46. در نتیجه ساحران به حالت‌ سجده درافتادند
  47. گفتند به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم
  48. پروردگار موسى و هارون
  49. گفت (آیا) پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید قطعاً او همان بزرگ شماست که به شما سحر آموخته است به زودى خواهید دانست‌ حتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راست‌خواهم برید و همه‌تان را به دار خواهم آویخت
  50. گفتند باکى نیست ما روى به سوى پروردگار خود مى‌آوریم
  51. ما امیدواریم که پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشاید (چرا) که نخستین ایمان‌آورندگان بودیم
  52. و به موسى وحى کردیم که بندگان مرا شبانه حرکت ده زیرا شما مورد تعقیب قرار خواهید گرفت
  53. پس فرعون ماموران جمع‌آورى (خود را) به شهرها فرستاد
  54. (و گفت) اینها عده‌اى ناچیزند
  55. و راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‌اند
  56. و(لى) ما همگى به حال آماده‌باش درآمده‌ایم
  57. سرانجام ما آنان را از باغستان‌ها و چشمه‌سارها
  58. و گنجینه‌ها و جایگاه‌هاى پر ناز و نعمت بیرون کردیم
  59. (اراده ما) چنین بود و آن (نعمتها) را به فرزندان اسرائیل میراث دادیم
  60. پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقیب کردند
  61. چون دو گروه همدیگر را دیدند یاران موسى گفتند ما قطعاً گرفتار خواهیم شد
  62. گفت چنین نیست زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد کرد
  63. پس به موسى وحى کردیم با عصاى خود بر این دریا بزن تا از هم شکافت و هر پاره‌اى همچون کوهى ستر‌گ بود
  64. و دیگران را بدانجا نزدیک گردانیدیم
  65. و موسى و همه کسانى را که همراه او بودند نجات دادیم
  66. آنگاه دیگران را غرق کردیم
  67. مسلماً در این (واقعه) عبرتى بود و(لى) بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند
  68. و قطعاً پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  69. و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان
  70. آنگاه که به پدر خود و قومش گفت چه مى‌پرستید
  71. گفتند بتانى را مى‌پرستیم و همواره ملازم آنهاییم
  72. گفت آیا وقتى دعا مى‌کنید از شما مى‌شنوند
  73. یا به شما سود یا زیان مى‌رسانند
  74. گفتند نه بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مى‌کردند
  75. گفت آیا در آنچه مى‌پرستیده‌اید تامل کرده‌اید
  76. شما و پدران پیشین شما
  77. قطعاً همه آنها جز پروردگار جهانیان دشمن منند
  78. آن کس که مرا آفریده و همو راهنماییم مى‌کند
  79. و آن کس که او به من خوراک مى‌دهد و سیرابم مى‌گرداند
  80. و چون بیمار شوم او مرا درمان مى‌بخشد
  81. و آن کس که مرا مى‌میراند و سپس زنده‌ام مى‌گرداند
  82. و آن کس که امید دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشاید
  83. پروردگارا به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرماى
  84. و براى من در (میان) آیندگان آوازه نیکو گذار
  85. و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان
  86. و بر پدرم ببخشاى که او از گمراهان بود
  87. و روزى که (مردم) برانگیخته مى‌شوند رسوایم مکن
  88. روزى که هیچ مال و فرزندى سود نمى‌دهد
  89. مگر کسى که دلى پا‌ک به سوى خدا بیاورد
  90. و (آن روز) بهشت براى پرهیزگاران نزدیک مى‌گردد
  91. و جهنم براى گمراهان نمودار مى‌شود
  92. و به آنان گفته مى‌شود آنچه جز خدا مى‌پرستیدید کجایند
  93. آیا یاریتان مى‌کنند یا خود را یارى مى‌دهند
  94. پس آنها و همه گمراهان در آن (آتش) افکنده مى‌شوند
  95. و (نیز) همه سپاهیان ابلیس
  96. آنها در آنجا با یکدیگر ستیزه مى‌کنند (و) مى‌گویند
  97. سوگند به خدا که ما در گمراهى آشکارى بودیم
  98. آنگاه که شما را با پروردگار جهانیان برابر مى‌کردیم
  99. و جز تباهکاران ما را گمراه نکردند
  100. در نتیجه شفاعت‌گرانى نداریم
  101. و نه دوستى نزدیک
  102. و اى کاش که بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مى‌شدیم
  103. حقا در این (سرگذشت درس) عبرتى است و(لى) بیشترشان مؤمن نبودند
  104. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  105. قوم نوح پیامبران را تکذیب کردند
  106. چون برادرشان نوح به آنان گفت آیا پروا ندارید
  107. من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم
  108. از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید
  109. و بر این (رسالت) اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست
  110. پس از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید
  111. گفتند آیا به تو ایمان بیاوریم و حال آنکه فرومایگان از تو پیروى کرده‌اند
  112. (نوح) گفت به (جزئیات) آنچه مى‌کرده‌اند چه آگاهى دارم
  113. حسابشان اگر درمى‌یابید جز با پروردگارم نیست
  114. و من طردکننده مؤمنان نیستم
  115. من جز هشداردهنده‌اى آشکار (بیش) نیستم
  116. گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعاً از (جمله) سنگسارشدگان خواهى بود
  117. گفت پروردگارا قوم من مرا تکذیب کردند
  118. میان من و آنان فیصله ده و من و هر کس از مؤمنان را که با من است نجات بخش
  119. پس او و هر که را در آن کشتى آکنده با او بود رهانیدیم
  120. آنگاه باقى‌ماندگان را غرق کردیم
  121. قطعاً در این (ماجرا درس) عبرتى بود و(لى) بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند
  122. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  123. عادیان پیامبران (خدا) را تکذیب کردند
  124. آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت آیا پروا ندارید
  125. من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم
  126. از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید
  127. و بر این (رسالت) اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست
  128. آیا بر هر تپه‌اى بنایى مى‌سازید که (در آن) دست به بیهوده‌کارى زنید
  129. و کاخهاى استوار مى‌گیرید به امید آنکه جاودانه بمانید
  130. و چون حمله‌ور مى‌شوید (چون) زورگویان حمله‌ور مى‌شوید
  131. پس از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید
  132. و از آن کس که شما را به آنچه مى‌دانید مدد کرد پروا دارید
  133. شما را به (دادن) دامها و پسران مدد کرد
  134. و به (دادن) باغها و چشمه‌ساران
  135. من از عذاب روزى هولنا‌ک بر شما مى‌ترسم
  136. گفتند خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما یکسان است
  137. این جز شیوه پیشینیان نیست
  138. و ما عذاب نخواهیم شد
  139. پس تکذیبش کردند و هلاکشان کردیم قطعاً در این (ماجرا درس) عبرتى بود و(لى) بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند
  140. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  141. ثمودیان پیامبران (خدا) را تکذیب کردند
  142. آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت آیا پروا ندارید
  143. من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم
  144. از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید
  145. و بر این (رسالت) اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست
  146. آیا شما را در آنچه اینجا دارید آسوده رها مى‌کنند
  147. در باغها و در کنار چشمه‌ساران
  148. و کشتزارها و خرمابنانى که شکوفه‌هایشان لطیف است
  149. و هنرمندانه براى خود از کوه‌ها خانه‌هایى مى‌تراشید
  150. از خدا پروا کنید و فرمانم ببرید
  151. و فرمان افراطگران را پیروى مکنید
  152. آنان که در زمین فساد مى‌کنند و اصلاح نمى‌کنند
  153. گفتند قطعاً تو از افسون‌شدگانى
  154. تو جز بشرى مانند ما (بیش) نیستى اگر راست مى‌گویى معجزه‌اى بیاور
  155. گفت این ماده‌شترى است که نوبتى از آب او راست و روزى معین نوبت آب شماست
  156. و به آن گزندى مرسانید که عذاب روزى هولنا‌ک شما را فرو مى‌گیرد
  157. پس آن را پى کردند و پشیمان گشتند
  158. آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت قطعاً در این (ماجرا) عبرتى است و(لى) بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند
  159. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  160. قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند
  161. آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت آیا پروا ندارید
  162. من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم
  163. از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید
  164. و بر این (رسالت) اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست
  165. آیا از میان مردم جهان با مردها در مى‌آمیزید
  166. و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفریده وامى‌گذارید (نه) بلکه شما مردمى تجاوزکارید
  167. گفتند اى لوط اگر دست برندارى قطعاً از اخراج‌شدگان خواهى بود
  168. گفت به راستى من دشمن کردار شمایم
  169. پروردگارا مرا و کسان مرا از آنچه انجام مى‌دهند رهایى بخش
  170. پس او و کسانش را همگى رهانیدیم
  171. جز پیرزنى که از باقى‌ماندگان (در خاکستر آتش) بود
  172. سپس دیگران را سخت هلا‌ک کردیم
  173. و بر (سر) آنان بارانى (از آتش گوگرد) فرو ریختیم و چه بد بود باران بیم‌داده‌شدگان
  174. قطعاً در این (عقوبت) عبرتى است و(لى) بیشترشان ایمان‌آورنده نبودند
  175. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  176. اصحاب ایکه فرستادگان را تکذیب کردند
  177. آنگاه که شعیب به آنان گفت آیا پروا ندارید
  178. من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم
  179. از خدا پروا دارید و فرمانم ببرید
  180. و بر این (رسالت) اجرى از شما طلب نمى‌کنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانیان نیست
  181. پیمانه را تمام دهید و از کم‌فروشان مباشید
  182. و با ترازوى درست بسنجید
  183. و از ارزش اموال مردم مکاهید و در زمین سر به فساد بر مدارید
  184. و از آن کس که شما و خلق (انبوه) گذشته را آفریده است پروا کنید
  185. گفتند تو واقعا از افسون‌شدگانى
  186. و تو جز بشرى مانند ما (بیش) نیستى و قطعاً تو را از دروغگویان مى‌دانیم
  187. پس اگر از راستگویانى پاره‌اى از آسمان بر (سر) ما بیفکن
  188. (شعیب) گفت پروردگارم به آنچه مى‌کنید داناتر است
  189. پس او را تکذیب کردند و عذاب روز ابر (آتشبار) آنان را فرو گرفت به راستى آن عذاب روزى هولنا‌ک بود
  190. قطعاً در این (عقوبت درس) عبرتى است و(لى) بیشترشان ایمان آورنده نبودند
  191. و در حقیقت پروردگار تو همان شکست‌ناپذیر مهربان است
  192. و راستى که این (قرآن) وحى پروردگار جهانیان است
  193. روح الامین آن را بر دلت نازل کرد
  194. تا از (جمله) هشداردهندگان باشى
  195. به زبان عربى روشن
  196. و (وصف) آن در کتاب‌هاى پیشینیان آمده است
  197. آیا براى آنان این خود دلیلى روشن نیست که علماى بنى‌اسرائیل از آن اطلاع دارند
  198. و اگر آن را بر برخى از غیر عرب زبانان نازل مى‌کردیم
  199. و پیامبر آن را برایشان مى‌خواند به آن ایمان نمى‌آوردند
  200. این گونه در دل‌هاى گناهکاران (انکار را) راه مى‌دهیم
  201. که به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببینند
  202. که به طور ناگهانى در حالى که بى‌خبرند بدیشان برسد
  203. و بگویند آیا مهلت‌خواهیم یافت
  204. پس آیا عذاب ما را به شتاب مى‌خواهند
  205. مگر نمى‌دانى که اگر سالها آنان را برخوردار کنیم
  206. و آنگاه آنچه که (بدان) بیم داده مى‌شوند بدیشان برسد
  207. آنچه از آن برخوردار مى‌شدند به کارشان نمى‌آید (و عذاب را از آنان دفع نمى‌کند)
  208. و هیچ شهرى را هلا‌ک نکردیم مگر آنکه براى آن هشداردهندگانى بود
  209. (تا آنان را) تذکر (دهند) و ما ستمکار نبوده‌ایم
  210. و شیطان‌ها آن را فرود نیاورده‌اند
  211. و آنان را نسزد و نمى‌توانند (وحى کنند)
  212. در حقیقت آنها از شنیدن معزول (و محروم)اند
  213. پس با خدا خداى دیگر مخوان که از عذاب‌شدگان خواهى شد
  214. و خویشان نزدیکت را هشدار ده
  215. و براى آن مؤمنانى که تو را پیروى کرده‌اند بال خود را فرو گستر
  216. و اگر تو را نافرمانى کردند بگو من از آنچه مى‌کنید بیزارم
  217. و بر (خداى) عزیز مهربان توکل کن
  218. آن کس که چون (به نماز) برمى‌خیزى تو را مى‌بیند
  219. و حرکت تو را در میان سجده‌کنندگان (مى‌نگرد)
  220. او همان شنواى داناست
  221. آیا شما را خبر دهم که شیاطین بر چه کسى فرود مى‌آیند
  222. بر هر دروغزن گناهکارى فرود مى‌آیند
  223. که (دزدانه) گوش فرا مى‌دارند و بیشترشان دروغ گویند
  224. و شاعران را گمراهان پیروى مى‌کنند
  225. آیا ندیده‌اى که آنان در هر وادیى سرگردانند
  226. و آنانند که چیزهایى مى‌گویند که انجام نمى‌دهند
  227. مگر کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده و خدا را بسیار به یاد آورده و پس از آنکه مورد ستم قرار گرفته‌اند یارى خواسته‌اند و کسانى که ستم کرده‌اند به زودى خواهند دانست به کدام بازگشتگاه برخواهند گشت

فصل ٢٧.  نمل

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. طا سین این است آیات قرآن و (آیات) کتابى روشنگر
  2. که (مایه) هدایت و بشارت براى مؤمنان است
  3. همانان که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و خود به آخرت یقین دارند
  4. کسانى که به آخرت ایمان ندارند کردارهایشان را در نظرشان بیاراستیم (تا همچنان) سرگشته بمانند
  5. آنان کسانى‌اند که عذاب سخت براى ایشان خواهد بود و در آخرت خود زیانکارترین (مردم) اند
  6. و حقا تو قرآن را از سوى حکیمى دانا دریافت مى‌دارى
  7. (یادکن) هنگامى را که موسى به خانواده خود گفت من آتشى به نظرم رسید به زودى براى شما خبرى از آن خواهم آورد یا شعله آتشى براى شما مى‌آورم باشد که خود را گرم کنید
  8. چون نزد آن آمد آوا رسید که خجسته (و مبارک گردید) آنکه در کنار این آتش و آنکه پیرامون آن است و منزه است‌ خدا پروردگار جهانیان
  9. اى موسى این منم خداى عزیز حکیم
  10. و عصایت را بیفکن پس چون آن را همچون مارى دید که مى‌جنبد پشت گردانید و به عقب بازنگشت اى موسى مترس که فرستادگان پیش من نمى‌ترسند
  11. لیکن کسى که ستم کرده سپس بعد از بدى نیکى را جایگزین (آن) گردانیده (بداند) که من آمرزنده مهربانم
  12. و دستت را در گریبانت کن تا سپید بى‌عیب بیرون آید (اینها) از (جمله) نشانه‌هاى نه‌گانه‌اى است (که باید) به سوى فرعون و قومش (ببرى) زیرا که آنان مردمى نافرمانند
  13. و هنگامى که آیات روشنگر ما به سویشان آمد گفتند این سحرى آشکار است
  14. و با آنکه دلهایشان بدان یقین داشت از روى ظلم و تکبر آن را انکار کردند پس ببین فرجام فسادگران چگونه بود
  15. و به راستى به داوود و سلیمان دانشى عطا کردیم و آن دو گفتند ستایش خدایى را که ما را بر بسیارى از بندگان باایمانش برترى داده است
  16. و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت اى مردم ما زبان پرندگان را تعلیم یافته‌ایم و از هر چیزى به ما داده شده است راستى که این همان امتیاز آشکار است
  17. و براى سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان جمع‌آورى شدند و (براى رژه) دسته دسته گردیدند
  18. تا آنگاه که به وادى مورچگان رسیدند مورچه‌اى (به زبان خویش) گفت اى مورچگان به خانه‌هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال کنند
  19. (سلیمان) از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت پروردگارا در دلم افکن تا نعمتى را که به من و پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس بگزارم و به کار شایسته‌اى که آن را مى‌پسندى بپردازم و مرا به رحمت‌خویش در میان بندگان شایسته‌ات داخل کن
  20. و جویاى (حال) پرندگان شد و گفت مرا چه شده است که هدهد را نمى‌بینم یا شاید از غایبان است
  21. قطعاً او را به عذابى سخت عذاب مى‌کنم یا سرش را مى‌برم مگر آنکه دلیلى روشن براى من بیاورد
  22. پس دیرى نپایید که (هدهد آمد و) گفت از چیزى آگاهى یافتم که از آن آگاهى نیافته‌اى و براى تو از سبا گزارشى درست آورده‌ام
  23. من (آنجا) زنى را یافتم که بر آنها سلطنت مى‌کرد و از هر چیزى به او داده شده بود و تختى بزرگ داشت
  24. او و قومش را چنین یافتم که به جاى خدا به خورشید سجده مى‌کنند و شیطان اعمالشان را برایشان آراسته و آنان را از راه (راست) باز داشته بود در نتیجه (به حق) راه نیافته بودند
  25. (آرى شیطان چنین کرده بود) تا براى خدایى که نهان را در آسمانها و زمین بیرون مى‌آورد و آنچه را پنهان مى‌دارید و آنچه را آشکار مى‌نمایید مى‌داند سجده نکنند
  26. خداى یکتا که هیچ خدایى جز او نیست پروردگار عرش بزرگ است
  27. گفت‌ خواهیم دید آیا راست گفته‌اى یا از دروغگویان بوده‌اى
  28. این نامه مرا ببر و به سوى آنها بیفکن آنگاه از ایشان روى برتاب پس ببین چه پاسخ مى‌دهند
  29. (ملکه سبا) گفت اى سران (کشور) نامه‌اى ارجمند براى من آمده است
  30. که از طرف سلیمان است و (مضمون آن) این است به نام خداوند رحمتگر مهربان
  31. بر من بزرگى مکنید و مرا از در اطاعت درآیید
  32. گفت اى سران (کشور) در کارم به من نظر دهید که بى‌حضور شما (تا به حال) کارى را فیصله نداده‌ام
  33. گفتند ما سخت نیرومند و دلاوریم و(لى) اختیار کار با توست بنگر چه دستور مى‌دهى
  34. (ملکه) گفت پادشاهان چون به شهرى درآیند آن را تباه و عزیزانش را خوار مى‌گردانند و این گونه مى‌کنند
  35. و (اینک) من ارمغانى به سویشان مى‌فرستم و مى‌نگرم که فرستادگان (من) با چه چیز بازمى‌گردند
  36. و چون (فرستاده) نزد سلیمان آمد (سلیمان) گفت آیا مرا به مالى کمک مى‌دهید آنچه خدا به من عطا کرده بهتر است از آنچه به شما داده‌ است (نه) بلکه شما به ارمغان خود شادمانى مى‌نمایید
  37. به سوى آنان بازگرد که قطعاً سپاهیانى بر (سر) ایشان مى‌آوریم که در برابر آنها تاب ایستادگى نداشته باشند و از آن (دیار) به خوارى و زبونى بیرونشان مى‌کنیم
  38. (سپس) گفت اى سران (کشور) کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه مطیعانه نزد من آیند براى من مى‌آورد
  39. عفریتى از جن گفت من آن را پیش از آنکه از مجلس خود برخیزى براى تو مى‌آورم و بر این (کار) سخت توانا و مورد اعتمادم
  40. کسى که نزد او دانشى از کتاب (الهى) بود گفت من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنى برایت مى‌آورم پس چون (سلیمان) آن (تخت) را نزد خود مستقر دید گفت این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسى مى‌کنم و هر کس سپاس گزارد تنها به سود خویش سپاس مى‌گزارد و هر کس ناسپاسى کند بى‌گمان پروردگارم بى‌نیاز و کریم است
  41. گفت تخت (ملکه) را برایش ناشناس گردانید تا ببینیم آیا پى مى‌برد یا از کسانى است که پى نمى‌برند
  42. پس وقتى (ملکه) آمد (بدو) گفته شد آیا تخت تو همین گونه است گفت گویا این همان است و پیش از این ما آگاه شده و از در اطاعت درآمده بودیم
  43. و (در حقیقت قبلا) آنچه غیر از خدا مى‌پرستید مانع (ایمان) او شده بود و او از جمله گروه کافران بود
  44. به او گفته شد وارد ساحت کاخ (پادشاهى) شو و چون آن را دید برکه‌اى پنداشت و ساق‌هایش را بالا زد (سلیمان) گفت این کاخى مفروش از آبگینه است (ملکه) گفت پروردگارا من به خود ستم کردم و (اینک) با سلیمان در برابر خدا پروردگار جهانیان تسلیم شدم
  45. و به راستى به سوى ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدا را بپرستید پس به ناگاه آنان دو دسته متخاصم شدند
  46. (صالح) گفت اى قوم من چرا پیش از (جستن) نیکى شتابزده خواهان بدى هستید چرا از خدا آمرزش نمى‌خواهید باشد که مورد رحمت قرار گیرید
  47. گفتند ما به تو و به هر کس که همراه توست‌ شگون بد زدیم گفت‌ سرنوشت‌ خوب و بدتان پیش خداست بلکه شما مردمى هستید که مورد آزمایش قرار گرفته‌اید
  48. و در آن شهر نه دسته بودند که در آن سرزمین فساد مى‌کردند و از در اصلاح درنمى‌آمدند
  49. (با هم) گفتند با یکدیگر سوگند بخورید که حتما به (صالح) و کسانش شبیخون مى‌زنیم سپس به ولى او خواهیم گفت ما در محل قتل کسانش حاضر نبودیم و ما قطعاً راست مى‌گوییم
  50. و دست به نیرنگ زدند و (ما نیز) دست به نیرنگ زدیم و خبر نداشتند
  51. پس بنگر که فرجام نیرنگشان چگونه بود ما آنان و قومشان را همگى هلا‌ک کردیم
  52. و این (هم) خانه‌هاى خالى آنهاست به (سزاى) بیدادى که کرده‌اند قطعاً در این (کیفر) براى مردمى که مى‌دانند عبرتى خواهد بود
  53. و کسانى را که ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند رهانیدیم
  54. و (یاد کن) لوط را که چون به قوم خود گفت آیا دیده و دانسته مرتکب عمل ناشایست (لواط) مى‌شوید
  55. آیا شما به جاى زنان از روى شهوت با مردها در مى‌آمیزید (نه) بلکه شما مردمى جهالت‌پیشه‌اید
  56. و(لى) پاسخ قومش غیر از این نبود که گفتند خاندان لوط را از شهرتان بیرون کنید که آنها مردمى هستند که به پاکى تظاهر مى‌نمایند
  57. پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم جز زنش را که مقدر کردیم از باقى‌ماندگان (در خاکستر آتش) باشد
  58. و بارانى (از سجیل) بر ایشان فرو باریدیم و باران هشدارداده‌شدگان چه بد بارانى بود
  59. بگو سپاس براى خداست و درود بر آن بندگانش که (آنان را) برگزیده است آیا خدا بهتر است‌ یا آنچه (با او) شریک مى‌گردانند
  60. (آیا آنچه شریک مى‌پندارند بهتر است) یا آن کس که آسمانها و زمین را خلق کرد و براى شما آبى از آسمان فرود آورد پس به وسیله آن باغهاى بهجت‌انگیز رویانیدیم کار شما نبود که درختانش را برویانید آیا معبودى با خداست (نه) بلکه آنان قومى منحرفند
  61. (آیا شریکانى که مى‌پندارند بهتر است) یا آن کس که زمین را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پدید آورد و براى آن کوه‌ها را (مانند لنگر) قرار داد و میان دو دریا برزخى گذاشت آیا معبودى با خداست (نه) بلکه بیشترشان نمى‌دانند
  62. یا (کیست) آن کس که درمانده را چون وى را بخواند اجابت مى‌کند و گرفتارى را برطرف مى‌گرداند و شما را جانشینان این زمین قرار مى‌دهد آیا معبودى با خداست چه کم پند مى‌پذیرید
  63. یا آن کس که شما را در تاریکیهاى خشکى و دریا راه مى‌نماید و آن کس که بادها(ى باران زا) را پیشاپیش رحمتش بشارتگر مى‌فرستد آیا معبودى با خداست‌خدا برتر (و بزرگتر) است از آنچه (با او) شریک مى‌گردانند
  64. یا آن کس که خلق را آغاز مى‌کند و سپس آن را بازمى‌آورد و آن کس که از آسمان و زمین به شما روزى مى‌دهد آیا معبودى با خداست بگو اگر راست مى‌گویید برهان خویش را بیاورید
  65. بگو هر که در آسمانها و زمین است جز خدا غیب را نمى‌شناسند و نمى‌دانند کى برانگیخته خواهند شد
  66. (نه) بلکه علم آنان در باره آخرت نارساست (نه) بلکه ایشان در باره آن تردید دارند (نه) بلکه آنان در مورد آن کوردلند
  67. و کسانى که کفر ورزیدند گفتند آیا وقتى ما و پدرانمان خا‌ک شدیم آیا حتما (زنده از گور) بیرون آورده مى‌شویم
  68. در حقیقت این را به ما و پدرانمان قبلا وعده داده‌اند این جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست
  69. بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام گنه‌پیشگان چگونه بوده است
  70. و بر آنان غم مخور و از آنچه مکر مى‌کنند تنگدل مباش
  71. و مى‌گویند اگر راست مى‌گویید این وعده کى خواهد بود
  72. بگو شاید برخى از آنچه را به شتاب مى‌خواهید در پى شما باشد
  73. و راستى پروردگارت بر (این) مردم داراى بخشش است ولى بیشترشان سپاس نمى‌دارند
  74. و در حقیقت پروردگار تو آنچه را در سینه‌هایشان نهفته و آنچه را آشکار مى‌دارند نیک مى‌داند
  75. و هیچ پنهانى در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتابى روشن (درج) است
  76. بى‌گمان این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را که آنان درباره‌اش اختلاف دارند حکایت مى‌کند
  77. و به راستى که آن رهنمود و رحمتى براى مؤمنان است
  78. در حقیقت پروردگار تو طبق حکم خود میان آنان داورى مى‌کند و اوست‌ شکست‌ناپذیر دانا
  79. پس بر خدا توکل کن که تو واقعا بر حق آشکارى
  80. البته تو مردگان را شنوا نمى‌گردانى و این ندا را به کران چون پشت بگردانند نمى‌توانى بشنوانى
  81. و راهبر کوران (و بازگرداننده) از گمراهى‌شان نیستى تو جز کسانى را که به نشانه‌هاى ما ایمان آورده‌اند و مسلمانند نمى‌توانى بشنوانى
  82. و چون قول (عذاب) بر ایشان واجب گردد جنبنده‌اى را از زمین براى آنان بیرون مى‌آوریم که با ایشان سخن گوید که مردم (چنانکه باید) به نشانه‌هاى ما یقین نداشتند
  83. و آن روز که از هر امتى گروهى از کسانى را که آیات ما را تکذیب کرده‌اند محشور مى‌گردانیم پس آنان نگاه داشته مى‌شوند تا همه به هم بپیوندند
  84. تا چون (همه کافران) بیایند (خدا) مى‌فرماید آیا نشانه‌هاى مرا به دروغ گرفتید و حال آنکه از نظر علم بدان‌ها احاطه نداشتید آیا (در طول حیات) چه مى‌کردید
  85. و به (کیفر) آنکه ستم کردند حکم (عذاب) بر آنان واجب گردد در نتیجه ایشان دم برنیارند
  86. آیا ندیده‌اند که ما شب را قرار داده‌ایم تا در آن بیاسایند و روز را روشنى‌بخش (گردانیدیم) قطعاً در این (امر) براى مردمى که ایمان مى‌آورند مایه‌هاى عبرت است
  87. و روزى که در صور دمیده شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است به هراس افتد مگر آن کس که خدا بخواهد و جملگى با زبونى رو به سوى او آورند
  88. و کوهها را مى‌بینى (و) مى‌پندارى که آنها بى‌حرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند (این) صنع خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است در حقیقت او به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  89. هر کس نیکى به میان آورد پاداشى بهتر از آن خواهد داشت و آنان از هراس آن روز ایمنند
  90. و هر کس بدى به میان آورد به رو در آتش (دوزخ) سرنگون شوند آیا جز آنچه مى‌کردید سزا داده مى‌شوید
  91. من مامورم که تنها پروردگار این شهر را که آن را مقدس شمرده و هر چیزى از آن اوست پرستش کنم و مامورم که از مسلمانان باشم
  92. و اینکه قرآن را بخوانم پس هر که راه یابد تنها به سود خود راه یافته است و هر که گمراه شود بگو من فقط از هشداردهندگانم
  93. و بگو ستایش از آن خداست به زودى آیاتش را به شما نشان خواهد داد و آن را خواهید شناخت و پروردگار تو از آنچه مى‌کنید غافل نیست

فصل ٢٨.  قصص

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. طا سین میم
  2. این است آیات کتاب روشنگر
  3. (بخشى) از گزارش (حال) موسى و فرعون را براى (آگاهى) مردمى که ایمان مى‌آورند به درستى بر تو مى‌خوانیم
  4. فرعون در سرزمین (مصر) سر برافراشت و مردم آن را طبقه طبقه ساخت طبقه‌اى از آنان را زبون مى‌داشت پسرانشان را سر مى‌برید و زنانشان را (براى بهره‌کشى) زنده بر جاى مى‌گذاشت که وى از فسادکاران بود
  5. و خواستیم بر کسانى که در آن سرزمین فرو دست‌ شده بودند منت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم و ایشان را وارث (زمین) کنیم
  6. و در زمین قدرتشان دهیم و (از طرفى) به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از جانب آنان بیمنا‌ک بودند بنمایانیم
  7. و به مادر موسى وحى کردیم که او را شیر ده و چون بر او بیمنا‌ک شدى او را در نیل بینداز و مترس و اندوه مدار که ما او را به تو بازمى‌گردانیم و از (زمره) پیمبرانش قرار مى‌دهیم
  8. پس خاندان فرعون او را (از آب) برگرفتند تا سرانجام دشمن (جان) آنان و مایه اندوهشان باشد آرى فرعون و هامان و لشکریان آنها خطاکار بودند
  9. و همسر فرعون گفت (این کودک) نور چشم من و تو خواهد بود او را مکشید شاید براى ما سودمند باشد یا او را به فرزندى بگیریم ولى آنها خبر نداشتند
  10. و دل مادر موسى (از هر چیز جز از فکر فرزند) تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بودیم تا از ایمان‌آورندگان باشد چیزى نمانده بود که آن (راز) را افشا کند
  11. و به خواهر (موسى) گفت از پى او برو پس او را از دور دید در حالى که آنان متوجه نبودند
  12. و از پیش شیر دایگان را بر او حرام گردانیده بودیم پس (خواهرش آمد و) گفت آیا شما را بر خانواده‌اى راهنمایى کنم که براى شما از وى سرپرستى کنند و خیرخواه او باشند
  13. پس او را به مادرش بازگردانیدیم تا چشمش (بدو) روشن شود و غم نخورد و بداند که وعده خدا درست است ولى بیشترشان نمى‌دانند
  14. و چون به رشد و کمال خویش رسید به او حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم
  15. و داخل شهر شد بى‌آنکه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد یافت‌ یکى از پیروان او و دیگرى از دشمنانش (بود) آن کس که از پیروانش بود بر ضد کسى که دشمن وى بود از او یارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را کشت گفت این کار شیطان است چرا که او دشمنى گمراه‌کننده (و) آشکار است
  16. گفت پروردگارا من بر خویشتن ستم کردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت که وى آمرزنده مهربان است
  17. (موسى) گفت پروردگارا به پاس نعمتى که بر من ارزانى داشتى هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود
  18. صبحگاهان در شهر بیمنا‌ک و در انتظار (حادثه‌اى) بود ناگاه همان کسى که دیروز از وى یارى خواسته بود (باز) با فریاد از او یارى خواست موسى به او گفت به راستى که تو آشکارا گمراهى
  19. و چون خواست به سوى آنکه دشمن هر دوشان بود حمله آورد گفت اى موسى آیا مى‌خواهى مرا بکشى چنانکه دیروز شخصى را کشتى تو مى‌خواهى در این سرزمین فقط زورگو باشى و نمى‌خواهى از اصلاحگران باشى
  20. و از دورافتاده‌ترین (نقطه) شهر مردى دوان دوان آمد (و) گفت اى موسى سران قوم در باره تو مشورت مى‌کنند تا تو را بکشند پس (از شهر) خارج شو من جدا از خیرخواهان توام
  21. موسى ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت (در حالى که مى)گفت پروردگارا مرا از گروه ستمکاران نجات بخش
  22. و چون به سوى (شهر) مدین رو نهاد (با خود) گفت امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند
  23. و چون به آب مدین رسید گروهى از مردم را بر آن یافت که (دامهاى خود را ) آب مى‌دادند و پشت‌سرشان دو زن را یافت که (گوسفندان خود را) دور مى‌کردند (موسى) گفت منظورتان (از این کار) چیست گفتند (ما به گوسفندان خود) آب نمى‌دهیم تا شبانان (همگى گوسفندانشان را) برگردانند و پدر ما پیرى سالخورده است
  24. پس براى آن دو (گوسفندان را) آب داد آنگاه به سوى سایه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خیرى که سویم بفرستى سخت نیازمندم
  25. پس یکى از آن دو زن در حالى که به آزرم گام بر مى‌داشت نزد وى آمد (و) گفت پدرم تو را مى‌طلبد تا تو را به پاداش آب‌ دادن (گوسفندان) براى ما مزد دهد و چون (موسى) نزد او آمد و سرگذشت (خود) را بر او حکایت کرد (وى) گفت مترس که از گروه ستمگران نجات یافتى
  26. یکى از آن دو (دختر) گفت اى پدر او را استخدام کن چرا که بهترین کسى است که استخدام مى‌کنى هم نیرومند (و هم) در خور اعتماد است
  27. (شعیب) گفت من مى‌خواهم یکى از این دو دختر خود را (که مشاهده مى‌کنى) به نکاح تو در آورم به این (شرط) که هشت‌ سال براى من کار کنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختیار با تو است و نمى‌خواهم بر تو سخت گیرم و مرا انشاء الله از درستکاران خواهى یافت
  28. (موسى) گفت این (قرار داد) میان من و تو باشد که هر یک از دو مدت را به انجام رسانیدم بر من تعدى (روا) نباشد و خدا بر آنچه مى‌گوییم وکیل است
  29. و چون موسى آن مدت را به پایان رسانید و همسرش را (همراه) برد آتشى را از دور در کنار طور مشاهده کرد به خانواده خود گفت (اینجا) بمانید که من آتشى از دور دیدم شاید خبرى از آن یا شعله‌اى آتش برایتان بیاورم باشد که خود را گرم کنید
  30. پس چون به آن (آتش) رسید از جانب راست وادى در آن جایگاه مبارک از آن درخت ندا آمد که اى موسى منم من خداوند پروردگار جهانیان
  31. و (فرمود) عصاى خود را بیفکن پس چون دید آن مثل مارى مى‌جنبد پشت کرد و برنگشت اى موسى پیش آى و مترس که تو در امانى
  32. دست‌خود را به گریبانت ببر تا سپید بى‌گزند بیرون بیاید و (براى رهایى ) از این هراس بازویت را به خویشتن بچسبان این دو (نشانه) دو برهان از جانب پروردگار تو است (که باید) به سوى فرعون و سران (کشور) او (ببرى) زیرا آنان همواره قومى نافرمانند
  33. گفت پروردگارا من کسى از ایشان را کشته‌ام مى‌ترسم مرا بکشند
  34. و برادرم هارون از من زبان‌آورتر است پس او را با من به دستیارى گسیل دار تا مرا تصدیق کند زیرا مى‌ترسم مرا تکذیب کنند
  35. فرمود به زودى بازویت را به (وسیله) برادرت نیرومند خواهیم کرد و براى شما هر دو تسلطى قرار خواهیم داد که با (وجود) آیات ما به شما دست نخواهند یافت ‌شما و هر که شما را پیروى کند چیره خواهید بود
  36. پس چون موسى آیات روشن ما را براى آنان آورد گفتند این جز سحرى ساختگى نیست و از پدران پیشین خود چنین (چیزى) نشنیده‌ایم
  37. و موسى گفت پروردگارم به (حال) کسى که از جانب او رهنمودى آورده و (نیز) کسى که فرجام (نیکوى) آن سرا براى اوست داناتر است در حقیقت ظالمان رستگار نمى‌شوند
  38. و فرعون گفت اى بزرگان قوم من جز خویشتن براى شما خدایى نمى‌شناسم پس اى هامان برایم بر گل آتش بیفروز و برجى (بلند) براى من بساز شاید به (حال) خداى موسى اطلاع یابم و من جدا او را از دروغگویان مى‌پندارم
  39. و او و سپاهیانش در آن سرزمین به ناحق سرکشى کردند و پنداشتند که به سوى ما بازگردانیده نمى‌شوند
  40. تا او و سپاهیانش را فرو گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم بنگر که فرجام کار ستمکاران چگونه بود
  41. و آنان را پیشوایانى که به سوى آتش مى‌خوانند گردانیدیم و روز رستاخیز یارى نخواهند شد
  42. و در این دنیا لعنتى بدرقه (نام) آنان کردیم و روز قیامت (نیز) ایشان از (جمله) زشت‌ رویانند
  43. و به راستى پس از آنکه نسلهاى نخستین را هلا‌ک کردیم به موسى کتاب دادیم که (دربردارنده) روشنگرى‌ها و رهنمود و رحمتى براى مردم بود امید که آنان پند گیرند
  44. و چون امر (پیامبرى) را به موسى واگذاشتیم تو در جانب غربى (طور) نبودى و از گواهان (نیز) نبودى
  45. لیکن ما نسلهایى پدید آوردیم و عمرشان طولانى شد و تو در میان ساکنان (شهر) مدین مقیم نبودى تا آیات ما را بر ایشان بخوانى لیکن ما بودیم که فرستنده (پیامبران) بودیم
  46. و آندم که (موسى را) ندا دردادیم تو در جانب طور نبودى ولى (این اطلاع تو) رحمتى است از پروردگار تو تا قومى را که هیچ هشداردهنده‌اى پیش از تو برایشان نیامده است بیم دهى باشد که آنان پندپذیرند
  47. و اگر نبود که وقتى به (سزاى) پیش‌فرست دستهایشان مصیبتى به ایشان برسد بگویند پروردگارا چرا فرستاده‌اى به سوى ما نفرستادى تا از احکام تو پیروى کنیم و از مؤمنان باشیم (قطعاً در کیفر آنان شتاب مى‌کردیم)
  48. پس چون حق از جانب ما برایشان آمد گفتند چرا نظیر آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آیا به آنچه قبلا به موسى داده شد کفر نورزیدند گفتند دو ساحر با هم ساخته‌اند و گفتند ما همه را منکریم
  49. بگو پس اگر راست مى‌گویید کتابى از جانب خدا بیاورید که از این دو هدایت کننده‌تر باشد تا پیرویش کنم
  50. پس اگر تو را اجابت نکردند بدان که فقط هوسهاى خود را پیروى مى‌کنند و کیست گمراه‌تر از آنکه بى‌راهنمایى خدا از هوسش پیروى کند بى‌تردید خدا مردم ستمگر را راهنمایى نمى‌کند
  51. و به راستى این گفتار را براى آنان پى در پى و به هم پیوسته نازل ساختیم امید که آنان پند پذیرند
  52. کسانى که قبل از آن کتاب (آسمانى) به ایشان داده‌ایم آنان به (قرآن) مى‌گروند
  53. و چون بر ایشان فرو خوانده مى‌شود مى‌گویند بدان ایمان آوردیم که آن درست است (و) از طرف پروردگار ماست ما پیش از آن (هم) از تسلیم‌شوندگان بودیم
  54. آنانند که به (پاس) آنکه صبر کردند و (براى آنکه) بدى را با نیکى دفع مى‌نمایند و از آنچه روزى‌شان داده‌ایم انفاق مى‌کنند دو بار پاداش خواهند یافت
  55. و چون لغوى بشنوند از آن روى برمى‌تابند و مى‌گویند کردارهاى ما از آن ما و کردارهاى شما از آن شماست‌ سلام بر شما جویاى (مصاحبت) نادانان نیستیم
  56. در حقیقت تو هر که را دوست دارى نمى‌توانى راهنمایى کنى لیکن خداست که هر که را بخواهد راهنمایى مى‌کند و او به راه‌یافتگان داناتر است
  57. و گفتند اگر با تو از (نور) هدایت پیروى کنیم از سرزمین خود ربوده خواهیم شد آیا آنان را در حرمى امن جاى ندادیم که محصولات هر چیزى که رزقى از جانب ماست به سوى آن سرازیر مى‌شود ولى بیشترشان نمى‌دانند
  58. و چه بسیار شهرها که هلاکش کردیم (زیرا) زندگى خوش آنها را سرمست کرده بود این است‌ سراهایشان که پس از آنان جز براى عده کمى مورد سکونت قرار نگرفته و ماییم که وارث آنان بودیم
  59. و پروردگار تو (هرگز) ویرانگر شهرها نبوده است تا (پیشتر) در مرکز آنها پیامبرى برانگیزد که آیات ما را بر ایشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ویران‌کننده نبوده‌ایم
  60. و هر آنچه به شما داده شده است کالاى زندگى دنیا و زیور آن است و(لى) آنچه پیش خداست بهتر و پایدارتر است مگر نمى‌اندیشید
  61. آیا کسى که وعده نیکو به او داده‌ایم و او به آن خواهد رسید مانند کسى است که از کالاى زندگى دنیا بهره‌مندش گردانیده‌ایم (ولى) او روز قیامت از (جمله) احضارشدگان (در آتش) است
  62. و (به یاد آور) روزى را که آنان را ندا مى‌دهد و مى‌فرماید آن شریکان من که مى‌پنداشتید کجایند
  63. آنان که حکم (عذاب) بر ایشان واجب آمده مى‌گویند پروردگارا اینانند کسانى که گمراه کردیم گمراهشان کردیم همچنانکه خود گمراه شدیم (از آنان) به سوى تو بیزارى مى‌جوییم ما را نمى‌پرستیدند (بلکه پندار خود را دنبال مى‌کردند)
  64. و (به آنان) گفته مى‌شود شریکان خود را فرا خوانید (پس آنها را مى‌خوانند) ولى پاسخشان نمى‌دهند و عذاب را مى‌بینند (و آرزو مى‌کنند که) اى کاش هدایت‌یافته بودند
  65. و روزى را که (خدا) آنان را ندا درمى‌دهد و مى‌فرماید فرستادگان (ما) را چه پاسخ دادید
  66. پس در آن روز اخبار بر ایشان پوشیده گردد و از یکدیگر نمى‌توانند بپرسند
  67. و اما کسى که توبه کند و ایمان آورد و به کار شایسته پردازد امید که از رستگاران باشد
  68. و پروردگار تو هر چه را بخواهد مى‌آفریند و برمى‌گزیند و آنان اختیارى ندارند منزه است‌خدا و از آنچه (با او) شریک مى‌گردانند برتر است
  69. و آنچه را سینه‌هایشان پوشیده یا آشکار مى‌دارد پروردگارت مى‌داند
  70. و اوست‌خدا(یى که) جز او معبودى نیست در این (سراى) نخستین و در آخرت ستایش از آن اوست و فرمان او راست و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید
  71. بگو هان چه مى‌پندارید اگر خدا تا روز رستاخیز شب را بر شما جاوید بدارد جز خداوند کدامین معبود براى شما روشنى مى‌آورد آیا نمى‌شنوید
  72. بگو هان چه مى‌پندارید اگر خدا تا روز قیامت روز را بر شما جاوید بدارد جز خداوند کدامین معبود براى شما شبى مى‌آورد که در آن آرام گیرید آیا نمى‌بینید
  73. و از رحمتش برایتان شب و روز را قرار داد تا در این (یک) بیارامید و (در آن یک) از فزون‌بخشى او (روزى خود) بجویید باشد که سپاس بدارید
  74. و (یاد کن) روزى را که ندایشان مى‌کند و مى‌فرماید آن شریکان که مى‌پنداشتید کجایند
  75. و از میان هر امتى گواهى بیرون مى‌کشیم و مى‌گوییم برهان خود را بیاورید پس بدانند که حق از آن خداست و آنچه برمى‌بافتند از دستشان مى‌رود
  76. قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم کرد و از گنجینه‌ها آن قدر به او داده بودیم که کلیدهاى آنها بر گروه نیرومندى سنگین مى‌آمد آنگاه که قوم وى بدو گفتند شادى مکن که خدا شادى‌کنندگان را دوست نمى‌دارد
  77. و با آنچه خدایت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و همچنانکه خدا به تو نیکى کرده نیکى کن و در زمین فساد مجوى که خدا فسادگران را دوست نمى‌دارد
  78. (قارون) گفت من اینها را در نتیجه دانش خود یافته‌ام آیا وى ندانست که خدا نسلهایى را پیش از او نابود کرد که از او نیرومندتر و مال‌اندوزتر بودند و(لى این گونه) مجرمان را (نیازى) به پرسیده شدن از گناهانشان نیست
  79. پس (قارون) با کوکبه خود بر قومش نمایان شد کسانى که خواستار زندگى دنیا بودند گفتند اى کاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما (هم) داده مى‌شد واقعا او بهره بزرگى (از ثروت) دارد
  80. و کسانى که دانش (واقعى) یافته بودند گفتند واى بر شما براى کسى که گرویده و کار شایسته کرده پاداش خدا بهتر است و جز شکیبایان آن را نیابند
  81. آنگاه (قارون) را با خانه‌اش در زمین فرو بردیم و گروهى نداشت که در برابر (عذاب) خدا او را یارى کنند و (خود نیز) نتوانست از خود دفاع کند
  82. و همان کسانى که دیروز آرزو داشتند به جاى او باشند صبح مى‌گفتند واى مثل اینکه خدا روزى را براى هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا تنگ مى‌گرداند و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را (هم) به زمین فرو برده بود واى گویى که کافران رستگار نمى‌گردند
  83. آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‌دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند و فرجام (خوش) از آن پرهیزگاران است
  84. هر کس نیکى به میان آورد براى او (پاداشى) بهتر از آن خواهد بود و هر کس بدى به میان آورد کسانى که کارهاى بد کرده‌اند جز سزاى آنچه کرده‌اند نخواهند یافت
  85. در حقیقت همان کسى که این قرآن را بر تو فرض کرد یقینا تو را به سوى وعده‌گاه بازمى‌گرداند بگو پروردگارم بهتر مى‌داند چه کس هدایت آورده و چه کس در گمراهى آشکارى است
  86. و تو امیدوار نبودى که بر تو کتاب القا شود بلکه این رحمتى از پروردگار تو بود پس تو هرگز پشتیبان کافران مباش
  87. و البته نباید تو را از آیات خدا بعد از آنکه بر تو نازل شده است باز دارند و به سوى پروردگارت دعوت کن و زنهار از مشرکان مباش
  88. و با خدا معبودى دیگر مخوان خدایى جز او نیست جز ذات او همه چیز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانیده مى‌شوید

فصل ٢٩.  عنکبوت

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم
  2. آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می‌‏شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند
  3. و به یقین کسانى را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‏‌اند معلوم دارد و دروغگویان را (نیز) معلوم دارد
  4. آیا کسانى که کارهاى بد می‌‏کنند می‌پندارند که بر ما پیشى خواهند جست چه بد داورى می‌‏کنند
  5. کسى که به دیدار خدا امید دارد (بداند که) اجل (او از سوى) خدا آمدنى است و اوست ‏شنواى دانا
  6. و هر که بکوشد تنها براى خود می‌‏کوشد زیرا خدا از جهانیان سخت بی‌نیاز است
  7. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند قطعاً گناهانشان را از آنان مى‌زداییم و بهتر از آنچه می‌‏کردند پاداششان می‌دهیم
  8. و به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکى کند و(لى) اگر آنها با تو درکوشند تا چیزى را که بدان علم ندارى با من شریک گردانى از ایشان اطاعت مکن سرانجامتان به سوى من است و شما را از (حقیقت) آنچه انجام می‌دادید باخبر خواهم کرد
  9. و کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‏‌اند البته آنان را در زمره شایستگان درمی‌‏آوریم
  10. و از میان مردم کسانی‌‏اند که می‌‏گویند به خدا ایمان آورده‌‏ایم و چون در (راه) خدا آزار کشند آزمایش مردم را مانند عذاب خدا قرار می‌دهند و اگر از جانب پروردگارت پیروزى رسد حتما خواهند گفت ما با شما بودیم آیا خدا به آنچه در دلهاى جهانیان است داناتر نیست
  11. و قطعاً خدا کسانى را که ایمان آورده‌‏اند می‌شناسد و یقینا منافقان را (نیز) می‌‏شناسد
  12. و کسانى که کافر شده‌اند به کسانى که ایمان آورده‌‏اند می‌‏‏گویند راه ما را پیروى کنید و گناهانتان به گردن ما و(لى) چیزى از گناهانشان را به گردن نخواهند گرفت قطعاً آنان دروغ‌گویانند
  13. و قطعاً بارهاى گران خودشان و بارهاى گران (دیگر) را با بارهاى گران خود برخواهند گرفت و مسلماً روز قیامت از آنچه به دروغ برمی‌‏‏بستند پرسیده خواهند شد
  14. و به راستى نوح را به سوى قومش فرستادیم پس در میان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ کرد تا طوفان آنها را در حالى که ستمکار بودند فرا گرفت
  15. و او را با کشتی‌‏‏نشینان برهانیدیم و آن (سفینه) را براى جهانیان عبرتى گردانیدیم
  16. و (یاد کن) ابراهیم را چون به قوم خویش گفت‏ خدا را بپرستید و از او پروا بدارید اگر بدانید این (کار) براى شما بهتر است
  17. واقعا آنچه را که شما سواى خدا می‌‏‏پرستید جز بتانى (بیش) نیستند و دروغى برمی‌‏‏سازید در حقیقت کسانى را که جز خدا می‌‏‏پرستید اختیار روزى شما را در دست ندارند پس روزى را پیش خدا بجویید و او را بپرستید و وى را سپاس گویید که به سوى او بازگردانیده می‌‏‏شوید
  18. و اگر تکذیب کنید قطعاً امتهاى پیش از شما (هم) تکذیب کردند و بر پیامبر (خدا) جز ابلاغ آشکار (وظیفه‌‏اى) نیست
  19. آیا ندیده‏‌اند که خدا چگونه آفرینش را آغاز می‌‏‏کند سپس آن را باز می‌‏گرداند در حقیقت این (کار) بر خدا آسان است
  20. بگو در زمین بگردید و بنگرید چگونه آفرینش را آغاز کرده است‏ سپس (باز) خداست که نشئه آخرت را پدید می‌‏‏آورد خداست که بر هر چیزى تواناست
  21. هر که را بخواهد عذاب و هر که را بخواهد رحمت می‌کند و به سوى او بازگردانیده مى شوید
  22. و شما نه در زمین و نه در آسمان درمانده‏ کننده (او) نیستید و جز خدا براى شما یار و یاورى نیست
  23. و کسانى که آیات خدا و لقاى او را منکر شدند آنانند که از رحمت من نومیدند و ایشان را عذابى پر درد خواهد بود
  24. و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند بکشیدش یا بسوزانیدش ولى خدا او را از آتش نجات بخشید آرى در این (نجات بخشى خدا) براى مردمى که ایمان دارند قطعاً دلایلى است
  25. و (ابراهیم) گفت جز خدا فقط بت‌هایى را اختیار کرده‌‏اید که آن هم براى دوستى میان شما در زندگى دنیاست آنگاه روز قیامت بعضى از شما بعضى دیگر را انکار و برخى از شما برخى دیگر را لعنت می‌‏کنند و جایتان در آتش است و براى شما یاورانى نخواهد بود
  26. پس لوط به او ایمان آورد و (ابراهیم) گفت من به سوى پروردگار خود روى مى آورم که اوست ارجمند حکیم
  27. و اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در میان فرزندانش پیامبرى و کتاب قرار دادیم و در دنیا پاداشش را به او بخشیدیم و قطعاً او در آخرت (نیز) از شایستگان خواهد بود
  28. و (یاد کن) لوط را هنگامى که به قوم خود گفت‏ شما به کارى زشت می‌‏پردازید که هیچ یک از مردم زمین در آن (کار) بر شما پیشى نگرفته است
  29. آیا شما با مردها درمی‌‏آمیزید و راه (توالد و تناسل) را قطع می‌‏کنید و در محافل (انس) خود پلیدکارى می‌‏کنید و(لى) پاسخ قومش جز این نبود که گفتند اگر راست مى گویى عذاب خدا را براى ما بیاور
  30. (لوط) گفت پروردگارا مرا بر قوم فسادکار غالب گردان
  31. و چون فرستادگان ما براى ابراهیم مژده آوردند گفتند ما اهل این شهر را هلا‌ک خواهیم کرد زیرا مردمش ستمکار بوده‏‌اند
  32. گفت لوط (نیز) در آنجاست گفتند ما بهتر می‌دانیم چه کسانى در آنجا هستند او و کسانش را جز زنش که از باقى ماندگان (در خاکستر آتش) است‏ حتما نجات خواهیم داد
  33. و هنگامى که فرستادگان ما به سوى لوط آمدند به علت (حضور) ایشان ناراحت‏شد و دستش از (حمایت) آنها کوتاه گردید گفتند مترس و غم مدار که ما تو و خانواده‏ات را جز زنت که از باقی‌‏ماندگان (در خاکستر آتش) است‏ حتما مى رهانیم
  34. ما بر مردم این شهر به (سزاى) فسقى که می‌‏کردند عذابى از آسمان فرو خواهیم فرستاد
  35. و از آن (شهر سوخته) براى مردمى که می‌‏اندیشند نشانه‌‏اى روشن باقى گذاشتیم
  36. و به سوى (مردم) مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم) گفت اى قوم من خدا را بپرستید و به روز بازپسین امید داشته باشید و در زمین سر به فساد برمدارید
  37. پس او را دروغ‌گو خواندند و زلزله آنان را فرو گرفت و بامدادان در خانه‌‏هایشان از پا درآمدند
  38. و عاد و ثمود را (نیز هلا‌ک نمودیم) قطعاً (فرجام آنان) از سراهایشان بر شما آشکار گردیده است و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست و از راه بازشان داشت با آنکه (در کار دنیا) بینا بودند
  39. و قارون و فرعون و هامان را (هم هلا‌ک کردیم) و به راستى موسى براى آنان دلایل آشکار آورد و(لى آنها) در آن سرزمین سرکشى نمودند و (با این همه بر ما) پیشى نجستند
  40. و هر یک (از ایشان) را به گناهش گرفتار (عذاب) کردیم از آنان کسانى بودند که بر (سر) ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم و از آنان کسانى بودند که فریاد (مرگبار) آنها را فرو گرفت و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم و (این) خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم می‌‏کردند
  41. داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده‌‏اند همچون عنکبوت است که (با آب دهان خود) خانه‌‏اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر می‌دانستند سست ‏ترین خانه‌‏ها همان خانه عنکبوت است
  42. خدا می‌‏داند هر آنچه را که جز او می‌‏خوانند و هم اوست‏ شکست‏ ناپذیر سنجیده‌‏کار
  43. و این مثل‌ها را براى مردم می‌‏زنیم و(لى) جز دانشوران آنها را درنیابند
  44. خداوند آسمانها و زمین را به حق آفرید قطعاً در این (آفرینش) براى مؤمنان عبرتى است
  45. آنچه از کتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار که نماز از کار زشت و ناپسند باز می‌‏دارد و قطعاً یاد خدا بالاتر است و خدا می‌‏داند چه می‌‏کنید
  46. و با اهل کتاب جز به (شیوه‌‏اى) که بهتر است مجادله مکنید مگر (با) کسانى از آنان که ستم کرده‌‏اند و بگویید به آنچه به سوى ما نازل شده و (آنچه) به سوى شما نازل گردیده ایمان آوردیم و خداى ما و خداى شما یکى است و ما تسلیم اوییم
  47. و همچنین ما قرآن را بر تو نازل کردیم پس آنان که بدیشان کتاب داده‌‏ایم بدان ایمان می‌‏آورند و از میان اینان کسانی‌‏اند که به آن می‌‏گروند و جز کافران (کسى) آیات ما را انکار نمی‌‏کند
  48. و تو هیچ کتابى را پیش از این نمی‌‏خواندى و با دست (راست) خود (کتابى) نمی‌نوشتى وگرنه باطل‏ اندیشان قطعاً به شک می‌‏افتادند
  49. بلکه (قرآن) آیاتى روشن در سینه‌‏هاى کسانى است که علم (الهى) یافته‏‌اند و جز ستمگران منکر آیات ما نمی‌‏شوند
  50. و گفتند چرا بر او از جانب پروردگارش نشانه‏‌هایى (معجزه‌‏آسا) نازل نشده است بگو آن نشانه‌‏ها پیش خداست و من تنها هشداردهنده‌‏اى آشکارم
  51. آیا براى ایشان بس نیست که این کتاب را که بر آنان خوانده می‌‏شود بر تو فرو فرستادیم در حقیقت در این (کار) براى مردمى که ایمان دارند رحمت و یادآورى است
  52. بگو کافى است‏ خدا میان من و شما شاهد باشد آنچه را که در آسمانها و زمین است می‌‏داند و آنان که به باطل گرویده و خدا را انکار کرده‌‏اند همان زیانکارانند
  53. و از تو به شتاب درخواست عذاب (الهى را) دارند و اگر سرآمدى معین نبود قطعاً عذاب به آنان می‌‏رسید و بی‌‏آنکه خبردار شوند غافلگیرشان می‌‏کرد
  54. و شتابزده از تو عذاب می‌‏خواهند و حال آنکه جهنم قطعاً بر کافران احاطه دارد
  55. آن روز که عذاب از بالاى (سر) آنها و از زیر پاهایشان آنها را فرو گیرد و (خدا) می‌‏فرماید (نتیجه) آنچه را می‌‏کردید بچشید
  56. اى بندگان من که ایمان آورده‌‏اید زمین من فراخ است تنها مرا بپرستید
  57. هر نفسى چشنده مر‌گ است آنگاه به سوى ما بازگردانیده خواهید شد
  58. و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌‏اند قطعاً آنان را در غرفه‌‏هایى از بهشت جاى می‌‏دهیم که از زیر آنها جویها روان است جاودان در آنجا خواهند بود چه نیکوست پاداش عمل‏ کنندگان
  59. همان کسانى که شکیبایى ورزیده و بر پروردگارشان توکل نموده‌‏اند
  60. و چه بسیار جاندارانى که نمی‌‏توانند متحمل روزى خود شوند خداست که آنها و شما را روزى می‌‏دهد و اوست‏ شنواى دانا
  61. و اگر از ایشان بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را (چنین) رام کرده است‏ حتما خواهند گفت الله پس چگونه (از حق) بازگردانیده می‌‏شوند
  62. خدا بر هر کس از بندگانش که بخواهد روزى را گشاده می‌‏گرداند و (یا) بر او تنگ می‌‏سازد زیرا خدا به هر چیزى داناست
  63. و اگر از آنان بپرسى چه کسى از آسمان آبى فرو فرستاده و زمین را پس از مرگش به وسیله آن زنده گردانیده است‏ حتما خواهند گفت الله بگو ستایش از آن خداست با این همه بیشترشان نمی‌‏اندیشند
  64. این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى همانا (در) سراى آخرت است اى کاش می‌‏دانستند
  65. و هنگامى که بر کشتى سوار می‌‏شوند خدا را پاکدلانه می‌‏خوانند و(لى) چون به سوى خشکى رساند و نجاتشان داد بناگاه شر‌ک می‌‏ورزند
  66. بگذار تا به آنچه بدیشان داده‌‏ایم انکار آورند و بگذار تا برخوردار شوند زودا که بدانند
  67. آیا ندیده‌‏اند که ما (براى آنان) حرمى امن قرار دادیم و حال آنکه مردم از حوالى آنان ربوده می‌‏شوند آیا به باطل ایمان می‌‏آورند و به نعمت‏ خدا کفر می‌‏ورزند
  68. و کیست‏ ستمکارتر از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا چون حق به سوى او آید آن را تکذیب کند آیا جاى کافران (در) جهنم نیست
  69. و کسانى که در راه ما کوشیده‌‏اند به یقین راه‌‏هاى خود را بر آنان می‌‏نماییم و در حقیقت‏ خدا با نیکوکاران است

فصل ٣٠.  روم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم
  2. رومیان شکست‌خوردند
  3. در نزدیکترین سرزمین و(لى) بعد از شکستشان در ظرف چند سالى به زودى پیروز خواهند گردید
  4. (فرجام) کار در گذشته و آینده از آن خداست و در آن روز است که مؤمنان از یارى خدا شاد مى‌گردند
  5. هر که را بخواهد یارى مى‌کند و اوست‌ شکست‌ناپذیر مهربان
  6. وعده خداست‌ خدا وعده‌اش را خلاف نمى‌کند ولى بیشتر مردم نمى‌دانند
  7. از زندگى دنیا ظاهرى را مى‌شناسند و حال آنکه از آخرت غافلند
  8. آیا در خودشان به تفکر نپرداخته‌اند خداوند آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق و تا هنگامى معین نیافریده است و (با این همه) بسیارى از مردم لقاى پروردگارشان را سخت منکرند
  9. آیا در زمین نگردیده‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چگونه بوده است آنها بس نیرومندتر از ایشان بودند و زمین را زیر و رو کردند و بیش از آنچه آنها آبادش کردند آن را آباد ساختند و پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند بنابراین خدا بر آن نبود که بر ایشان ستم کند لیکن خودشان بر خود ستم مى‌کردند
  10. آنگاه فرجام کسانى که بدى کردند (بسى) بدتر بود (چرا) که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به ریشخند مى‌گرفتند
  11. خداست که آفرینش را آغاز و سپس آن را تجدید مى‌کند آنگاه به سوى او بازگردانیده مى‌شوید
  12. و روزى که قیامت برپا شود مجرمان نومید مى‌گردند
  13. و براى آنان از شریکان‌شان شفیعانى نیست و خود منکر شریکان خود مى‌شوند
  14. و روزى که رستاخیز برپا گردد آن روز (مردم) پراکنده مى‌شوند
  15. اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در گلستانى شادمان مى‌گردند
  16. و اما کسانى که کافر شده و آیات ما و دیدار آخرت را به دروغ گرفته‌اند پس آنان در عذاب حاضر آیند
  17. پس خدا را تسبیح گویید آنگاه که به عصر درمى‌آیید و آنگاه که به بامداد درمى‌شوید
  18. و ستایش از آن اوست در آسمانها و زمین و شامگاهان و وقتى که به نیمروز مى‌رسید
  19. زنده را از مرده بیرون مى‌آورد و مرده را از زنده بیرون مى‌آورد و زمین را بعد از مر‌گش زنده مى‌سازد و بدین گونه (از گورها) بیرون آورده مى‌شوید
  20. و از نشانه‌هاى او این است که شما را از خا‌ک آفرید پس بناگاه شما (به صورت) بشرى هر سو پراکنده شدید
  21. و از نشانه‌هاى او اینکه از (نوع) خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این (نعمت) براى مردمى که مى‌اندیشند قطعاً نشانه‌هایى است
  22. و از نشانه‌هاى (قدرت) او آفرینش آسمانها و زمین و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست قطعاً در این (امر نیز) براى دانشوران نشانه‌هایى است
  23. و از نشانه‌هاى (حکمت) او خواب شما در شب و (نیم) روز و جستجوى شما (روزى خود را) از فزون‌بخشى اوست در این (معنى نیز) براى مردمى که مى‌شنوند قطعاً نشانه‌هایى است
  24. و از نشانه‌هاى او (اینکه) برق را براى شما بیم‌آور و امیدبخش مى‌نمایاند و از آسمان به تدریج آبى فرو مى‌فرستد که به وسیله آن زمین را پس از مر‌گش زنده مى‌گرداند در این (امر هم) براى مردمى که تعقل مى‌کنند قطعاً نشانه‌هایى است
  25. و از نشانه‌هاى او این است که آسمان و زمین به فرمانش برپایند پس چون شما را با یک بار خواندن فرا خوان به‌ ناگاه (از گورها) خارج مى‌شوید
  26. و هر که در آسمانها و زمین است از آن اوست همه او را گردن نهاده‌اند
  27. و اوست آن کس که آفرینش را آغاز مى‌کند و باز آن را تجدید مى‌نماید و این (کار) بر او آسانتر است و در آسمانها و زمین نمونه والا(ى هر صفت برتر) از آن اوست و اوست‌ شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار
  28. (خداوند) براى شما از خودتان مثلى زده است آیا در آنچه به شما روزى داده‌ایم شریکانى از بردگانتان دارید که در آن (مال با هم) مساوى باشید و همان طور که شما از یکدیگر بیم دارید از آنها بیم داشته باشید این گونه آیات خود را براى مردمى که مى‌اندیشند به تفصیل بیان مى‌کنیم
  29. نه (این چنین نیست) بلکه کسانى که ستم کرده‌اند بدون هیچ گونه دانشى هوسهاى خود را پیروى کرده‌اند پس آن کس را که خدا گمراه کرده چه کسى هدایت مى‌کند و براى آنان یاورانى نخواهد بود
  30. پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداى تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار ولى بیشتر مردم نمى‌دانند
  31. به سویش توبه برید و از او پروا بدارید و نماز را برپا کنید و از مشرکان مباشید
  32. از کسانى که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند هر حزبى بدانچه پیش آنهاست دلخوش شدند
  33. و چون مردم را زیانى رسد پروردگار خود را در حالى که به درگاه او توبه مى‌کنند مى‌خوانند و آنگاه که از جانب خود رحمتى به آنان چشانید بناگاه دسته‌اى از ایشان به پروردگارشان شر‌ک مى‌آورند
  34. بگذار تا به آنچه بدانها عطا کرده‌ایم کفران ورزند (بگو) برخوردار شوید زودا که خواهید دانست
  35. یا (مگر) حجتى بر آنان نازل کرده‌ایم که آن (حجت) در باره آنچه با (خدا) شریک مى‌گردانیده‌اند سخن مى‌گوید
  36. و چون مردم را رحمتى بچشانیم بدان شاد مى‌گردند و چون به (سزاى) آنچه دستاورد گذشته آنان است صدمه‌اى به ایشان برسد بناگاه نومید مى‌شوند
  37. آیا ندانسته‌اند که (این) خداست که روزى را براى هر کس که بخواهد فراخ یا تنگ مى‌گرداند قطعاً در این (امر) براى مردمى که ایمان مى‌آورند عبرتهاست
  38. پس حق خویشاوند و تنگدست و در راه‌مانده را بده این (انفاق) براى کسانى که خواهان خشنودى خدایند بهتر است و اینان همان رستگارانند
  39. و آنچه (به قصد) ربا مى‌دهید تا در اموال مردم سود و افزایش بردارد نزد خدا فزونى نمى‌گیرد و(لى) آنچه را از زکات در حالى که خشنودى خدا را خواستارید دادید پس آنان همان فزونى‌یافتگانند (و مضاعف مى‌شود)
  40. خدا همان کسى است که شما را آفرید سپس به شما روزى بخشید آنگاه شما را مى‌میراند و پس از آن زنده مى‌گرداند آیا در میان شریکان شما کسى هست که کارى از این (قبیل) کند منزه است او و برتر است از آنچه (با وى) شریک مى‌گردانند
  41. به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشکى و دریا نمودار شده است تا (سزاى) بعضى از آنچه را که کرده‌اند به آنان بچشاند باشد که بازگردند
  42. بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام کسانى که پیشتر بوده (و) بیشترشان مشر‌ک بودند چگونه بوده است
  43. پس به سوى این دین پایدار روى بیاور پیش از آنکه روزى از جانب خدا فرا رسد که برگشت‌ناپذیر باشد و در آن روز (مردم) دسته دسته مى‌شوند
  44. هر که کفر ورزد کفرش به زیان اوست و کسانى که کار شایسته کنند (فرجام نیک را) به سود خودشان آماده مى‌کنند
  45. تا (خدا) کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به فضل خویش پاداش دهد که او کافران را دوست نمى‌دارد
  46. و از نشانه‌هاى او این است که بادهاى بشارت‌آور را مى‌فرستد تا بخشى از رحمتش را به شما بچشاند و تا کشتى به فرمانش روان گردد و تا از فضل او (روزى) بجویید و امید که سپاسگزارى کنید
  47. و در حقیقت پیش از تو فرستادگانى به سوى قومشان گسیل داشتیم پس دلایل آشکار برایشان آوردند و از کسانى که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم و یارى‌کردن مؤمنان بر ما فرض است
  48. خدا همان کسى است که بادها را مى‌فرستد و ابرى برمى‌انگیزد و آن را در آسمان هر گونه بخواهد مى‌گستراند و انبوهش مى‌گرداند پس مى‌بینى باران از لابلاى آن بیرون مى‌آید و چون آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد رسانید بناگاه آنان شادمانى مى‌کنند
  49. و قطعاً پیش از آنکه بر ایشان فرو ریزد (آرى) پیش از آن سخت نومید بودند
  50. پس به آثار رحمت‌ خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مر‌گش زنده مى‌گرداند در حقیقت هم اوست که قطعاً زنده‌کننده مردگان است و اوست که بر هر چیزى تواناست
  51. و اگر بادى (آفت‌زا) بفرستیم و (کشت‌خود را) زردشده ببینند قطعاً پس از آن کفران مى‌کنند
  52. و در حقیقت تو مردگان را شنوا نمى‌گردانى و این دعوت را به کران آنگاه که به ادبار پشت مى‌گردانند نمى‌توانى بشنوانى
  53. و تو کوران را از گمراهى‌شان به راه نمى‌آورى تو تنها کسانى را مى‌شنوانى که به آیات ما ایمان مى‌آورند و خود تسلیمند
  54. خداست آن کس که شما را ابتدا ناتوان آفرید آنگاه پس از ناتوانى قوت بخشید سپس بعد از قوت ناتوانى و پیرى داد هر چه بخواهد مى‌آفریند و هموست داناى توانا
  55. و روزى که رستاخیز بر پا شود مجرمان سوگند یاد مى‌کنند که جز ساعتى (بیش) درنگ نکرده‌اند (در دنیا هم) این گونه به دروغ کشانیده مى‌شدند
  56. و(لى) کسانى که دانش و ایمان یافته‌اند مى‌گویند قطعاً شما (به موجب آنچه) در کتاب خدا(ست) تا روز رستاخیز مانده‌اید و این روز رستاخیز است ولى شما خودتان نمى‌دانستید
  57. و در چنین روزى (دیگر) پوزش آنان که ستم کرده‌اند سود نمى‌بخشد و بازگشت به سوى حق از آنان خواسته نمى‌شود
  58. و به راستى در این قرآن براى مردم از هر گونه مثلى آوردیم و چون براى ایشان آیه‌اى بیاورى آنان که کفر ورزیده‌اند حتما خواهند گفت‌ شما جز بر باطل نیستید
  59. این گونه خدا بر دلهاى کسانى که نمى‌دانند مهر مى‌نهد
  60. پس صبر کن که وعده خدا حق است و زنهار تا کسانى که یقین ندارند تو را به سبک‌سرى واندارند

فصل ٣١.  لقمان

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم
  2. این است آیات کتاب حکمت‌آموز
  3. (که) براى نیکوکاران رهنمود و رحمتى است
  4. (همان) کسانى که نماز برپا مى‌دارند و زکات مى‌دهند و (هم) ایشانند که به آخرت یقین دارند
  5. آنانند که از جانب پروردگارشان از هدایت برخوردارند و ایشانند که رستگارانند
  6. و برخى از مردم کسانى‌اند که سخن بیهوده را خریدارند تا (مردم را) بى(هیچ) دانشى از راه خدا گمراه کنند و (راه خدا) را به ریشخند گیرند براى آنان عذابى خوارکننده خواهد بود
  7. و چون آیات ما بر او خوانده شود با نخوت روى برمى‌گرداند چنانکه گویى آن را نشنیده (یا) گویى در گوشهایش سنگینى است پس او را از عذابى پر درد خبر ده
  8. در حقیقت کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند باغهاى پر نعمت‌خواهند داشت
  9. که در آن جاودان مى‌مانند وعده خداست که حق است و هموست‌ شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار
  10. آسمانها را بى‌هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوههاى استوار بیفکند تا (مبادا زمین) شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبنده‌اى پراکنده گردانید و از آسمان آبى فرو فرستادیم و از هر نوع (گیاه) نیکو در آن رویانیدیم
  11. این خلق خداست (اینک) به من نشان دهید کسانى که غیر از اویند چه آفریده‌اند (هیچ) بلکه ستمگران در گمراهى آشکارند
  12. و به راستى لقمان را حکمت دادیم که خدا را سپاس بگزار و هر که سپاس بگزارد تنها براى خود سپاس مى‌گزارد و هر کس کفران کند در حقیقت‌ خدا بى‌نیاز ستوده است
  13. و (یاد کن) هنگامى را که لقمان به پسر خویش در حالى که وى او را اندرز مى‌داد گفت اى پسر‌ک من به خدا شر‌ک میاور که به راستى شر‌ک ستمى بزرگ است
  14. و انسان را در باره پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش به او باردار شد سستى بر روى سستى و از شیر باز گرفتنش در دو سال است (آرى به او سفارش کردیم) که شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت (همه) به سوى من است
  15. و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى که تو را بدان دانشى نیست به من شر‌ک ورزى از آنان فرمان مبر و(لى) در دنیا به خوبى با آنان معاشرت کن و راه کسى را پیروى کن که توبه‌کنان به سوى من بازمى‌گردد و (سرانجام) بازگشت‌ شما به سوى من است و از (حقیقت) آنچه انجام مى‌دادید شما را با خبر خواهم کرد
  16. اى پسر‌ک من اگر (عمل تو) هم‌ وزن دانه خردلى و در تخته‌ سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد خدا آن را مى‌آورد که خدا بس دقیق و آگاه است
  17. اى پسر‌ک من نماز را برپا دار و به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند باز دار و بر آسیبى که بر تو وارد آمده است‌ شکیبا باش این (حاکى) از عزم (و اراده تو در) امور است
  18. و از مردم (به نخوت) رخ برمتاب و در زمین خرامان راه مرو که خدا خودپسند لاف‌زن را دوست نمى‌دارد
  19. و در راه‌رفتن خود میانه‌رو باش و صدایت را آهسته‌ساز که بدترین آوازها بانگ خران است
  20. آیا ندانسته‌اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است و برخى از مردم در باره خدا بى(آنکه) دانش و رهنمود و کتابى روشن (داشته باشند) به مجادله برمى‌خیزند
  21. و چون به آنان گفته شود آنچه را که خدا نازل کرده پیروى کنید مى‌گویند (نه) بلکه آنچه که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم پیروى مى‌کنیم آیا هر چند شیطان آنان را به سوى عذاب سوزان فرا خواند
  22. و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعاً در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست
  23. و هر کس کفر ورزد نباید کفر او تو را غمگین گرداند بازگشتشان به سوى ماست و به (حقیقت) آنچه کرده‌اند آگاهشان خواهیم کرد در حقیقت‌ خدا به راز دلها داناست
  24. (ما) آنان را اندکى برخوردار مى‌سازیم سپس ایشان را در عذابى پر فشار درمانده مى‌کنیم
  25. و اگر از آنها بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده است مسلماً خواهند گفت‌ خدا بگو ستایش از آن خداست ولى بیشترشان نمى‌دانند
  26. آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست در حقیقت‌ خدا همان بى‌نیاز ستوده(صفات) است
  27. و اگر آن چه درخت در زمین است قلم باشد و دریا را هفت دریاى دیگر به یارى آید سخنان خدا پایان نپذیرد قطعاً خداست که شکست‌ناپذیر حکیم است
  28. آفرینش و برانگیختن شما (در نزد ما) جز مانند (آفرینش) یک تن نیست که خدا شنواى بیناست
  29. آیا ندیده‌اى که خدا شب را در روز درمى‌آورد و روز را (نیز) در شب درمى‌آورد و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است (که) هر یک تا وقت معلومى روانند و (نیز) خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  30. این(ها همه) دلیل آن است که خدا خود حق است و غیر از او هر چه را که مى‌خوانند باطل است و خدا همان بلندمرتبه بزرگ است
  31. آیا ندیده‌اى که کشتیها به نعمت‌ خدا در دریا روان مى‌گردند تا برخى از نشانه‌هاى (قدرت) خود را به شما بنمایاند قطعاً در این (قدرت نمایى) براى هر شکیباى سپاسگزارى نشانه‌هاست
  32. و چون موجى کوه‌آسا آنان را فرا گیرد خدا را بخوانند و اعتقاد (خود) را براى او خالص گردانند و(لى) چون نجاتشان داد و به خشکى رساند برخى از آنان میانه‌رو هستند و نشانه‌هاى ما را جز هر خائن ناسپاسگزارى انکار نمى‌کند
  33. اى مردم از پروردگارتان پروا بدارید و بترسید از روزى که هیچ پدرى به کار فرزندش نمى‌آید و هیچ فرزندى (نیز) به کار پدرش نخواهد آمد آرى وعده خدا حق است زنهار تا این زندگى دنیا شما را نفریبد و زنهار تا شیطان شما را مغرور نسازد
  34. در حقیقت‌ خداست که علم (به) قیامت نزد اوست و باران را فرو مى‌فرستد و آنچه را که در رحم‌هاست مى‌داند و کسى نمى‌داند فردا چه به دست مى‌آورد و کسى نمى‌داند در کدامین سرزمین مى‌میرد در حقیقت‌ خداست (که) داناى آگاه است

فصل ٣٢.  سجده

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. الف لام میم
  2. نازل شدن این کتاب که هیچ (جاى) شک در آن نیست از طرف پروردگار جهانهاست
  3. آیا مى‌گویند آن را بربافته است (نه چنین است) بلکه آن حق و از جانب پروردگار توست تا مردمى را که پیش از تو بیم‌دهنده‌اى براى آنان نیامده است هشدار دهى امید که راه یابند
  4. خدا کسى است که آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش (قدرت) استیلا یافت براى شما غیر از او سرپرست و شفاعتگرى نیست آیا باز هم پند نمى‌گیرید
  5. کار (جهان) را از آسمان (گرفته) تا زمین اداره مى‌کند آنگاه (نتیجه و گزارش آن) در روزى که مقدارش آن چنان که شما (آدمیان) برمى‌شمارید هزار سال است به سوى او بالا مى‌رود
  6. اوست داناى نهان و آشکار که شکوهمند مهربان است
  7. همان کسى که هر چیزى را که آفریده است نیکو آفریده و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد
  8. سپس (تداوم) نسل او را از چکیده آبى پست مقرر فرمود
  9. آنگاه او را درست‌اندام کرد و از روح خویش در او دمید و براى شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اند‌ک سپاس مى‌گزارید
  10. و گفتند آیا وقتى در (دل) زمین گم شدیم آیا (باز) ما در خلقت جدیدى خواهیم بود (نه) بلکه آنها به لقاى پروردگارشان (و حضور او) کافرند
  11. بگو فرشته مر‌گى که بر شما گمارده شده جانتان را مى‌ستاند آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانیده مى‌شوید
  12. و کاش هنگامى را که مجرمان پیش پروردگارشان سرهاشان را به زیر افکنده‌اند مى‌دیدى (که مى‌گویند) پروردگارا دیدیم و شنیدیم ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم چرا که ما یقین داریم
  13. و اگر مى‌خواستیم حتما به هر کسى (از روى جبر) هدایتش را مى‌دادیم لیکن سخن من محقق گردیده که هر آینه جهنم را از همه جنیان و آدمیان خواهم آکند
  14. پس به (سزاى) آنکه دیدار این روزتان را از یاد بردید (عذاب را) بچشید ما (نیز) فراموشتان کردیم و به (سزاى) آنچه انجام مى‌دادید عذاب جاودان را بچشید
  15. تنها کسانى به آیات ما مى‌گروند که چون آن (آیات) را به ایشان یادآورى کنند سجده‌کنان به روى درمى‌افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و آنان بزرگى نمى‌فروشند
  16. پهلوهایشان از خوابگاه‌ها جدا مى‌گردد (و) پروردگارشان را از روى بیم و طمع مى‌خوانند و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند
  17. هیچ کس نمى‌داند چه چیز از آنچه روشنى‌بخش دیدگان است به (پاداش) آنچه انجام مى‌دادند براى آنان پنهان کرده‌ام
  18. آیا کسى که مؤمن است چون کسى است که نافرمان است‌ یکسان نیستند
  19. اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به (پاداش) آنچه انجام مى‌دادند در باغهایى که در آن جایگزین مى‌شوند پذیرایى مى‌گردند
  20. و اما کسانى که نافرمانى کرده‌اند پس جایگاهشان آتش است هر بار که بخواهند از آن بیرون بیایند در آن بازگردانیده مى‌شوند و به آنان گفته مى‌شود عذاب آن آتشى را که دروغش مى‌پنداشتید بچشید
  21. و قطعاً غیر از آن عذاب بزرگتر از عذاب این دنیا (نیز) به آنان مى‌چشانیم امید که آنها (به خدا) بازگردند
  22. و کیست بیدادگرتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شود (و) آنگاه از آن روى بگرداند قطعاً ما از مجرمان انتقام‌کشنده‌ایم
  23. و به راستى (ما) به موسى کتاب دادیم پس در لقاى او (با خدا)تردید مکن و آن (کتاب) را براى فرزندان اسرائیل (مایه) هدایت قرار دادیم
  24. و چون شکیبایى کردند و به آیات ما یقین داشتند برخى از آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما (مردم را) هدایت مى‌کردند
  25. در حقیقت پروردگار تو خود روز قیامت در آنچه با یکدیگر در باره آن اختلاف مى‌کردند میانشان داورى خواهد کرد
  26. آیا براى آنان روشن نگردیده که چه بسیار نسلها را پیش از آنها نابود گردانیدیم (که اینان) در سراهایشان راه مى‌روند قطعاً در این (امر) عبرت‌هاست مگر نمى‌شنوند
  27. آیا ننگریسته‌اند که ما باران را به سوى زمین بایر مى‌رانیم و به وسیله آن کشته‌اى را برمى‌آوریم که دامهایشان و خودشان از آن مى‌خورند مگر نمى‌بینند
  28. و مى‌پرسند اگر راست مى‌گویید این پیروزى (شما) چه وقت است
  29. بگو روز پیروزى ایمان کسانى که کافر شده‌اند سود نمى‌بخشد و آنان مهلت نمى‌یابند
  30. پس از ایشان روى برتاب و منتظر باش که آنها نیز در انتظارند

فصل ٣٣.  احزاب

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى پیامبر از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مبر که خدا همواره داناى حکیم است
  2. و آنچه را که از جانب پروردگارت به سوى تو وحى مى‌شود پیروى کن که خدا همواره به آنچه مى‌کنید آگاه است
  3. و بر خدا اعتماد کن همین بس که خدا نگهبان (تو)ست
  4. خداوند براى هیچ مردى در درونش دو دل ننهاده است و آن همسرانتان را که مورد ظهار قرار مى‌دهید مادران شما نگردانیده و پسرخواندگانتان را پسران (واقعى) شما قرار نداده است این گفتار شما به زبان شماست و(لى) خدا حقیقت را مى‌گوید و او(ست که) به راه راست هدایت مى‌کند
  5. آنان را به (نام) پدرانشان بخوانید که این نزد خدا عادلانه‌تر است و اگر پدرانشان را نمى‌شناسید پس برادران دینى و موالى شمایند و در آنچه اشتباها مرتکب آن شده‌اید بر شما گناهى نیست ولى در آنچه دلهایتان عمد داشته است (مسؤولید) و خداست که همواره آمرزنده مهربان است
  6. پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر (و نزدیکتر) است و همسرانش مادران ایشانند و خویشاوندان (طبق) کتاب خدا بعضى (نسبت) به بعضى اولویت دارند (و) بر مؤمنان و مهاجران (مقدمند) مگر آنکه بخواهید به دوستان (مؤمن) خود (وصیت‌یا) احسانى کنید و این در کتاب (خدا) نگاشته شده است
  7. و (یاد کن) هنگامى را که از پیامبران پیمان گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسى و عیسى پسر مریم و از (همه) آنان پیمانى استوار گرفتیم
  8. تا راستان را از صدقشان باز پرسد و براى کافران عذابى دردنا‌ک آماده کرده است
  9. اى کسانى که ایمان آورده‌اید نعمت‌ خدا را بر خود به یاد آرید آنگاه که لشکرهایى به سوى شما (در)آمدند پس بر سر آنان تندبادى و لشکرهایى که آنها را نمى‌دیدید فرستادیم و خدا به آنچه مى‌کنید همواره بیناست
  10. هنگامى که از بالاى (سر) شما و از زیر (پاى) شما آمدند و آنگاه که چشمها خیره شد و جانها به گلوگاهها رسید و به خدا گمانهایى (نابجا) مى‌بردید
  11. آنجا (بود که) مؤمنان در آزمایش قرار گرفتند و سخت تکان خوردند
  12. و هنگامى که منافقان و کسانى که در دلهایشان بیمارى است مى‌گفتند خدا و فرستاده‌اش جز فریب به ما وعده‌اى ندادند
  13. و چون گروهى از آنان گفتند اى مردم مدینه دیگر شما را جاى درنگ نیست برگردید و گروهى از آنان از پیامبر اجازه مى‌خواستند و مى‌گفتند خانه‌هاى ما بى‌حفاظ است و(لى خانه‌هایشان) بى‌حفاظ نبود (آنان) جز گریز (از جهاد) چیزى نمى‌خواستند
  14. و اگر از اطراف (مدینه) مورد هجوم واقع مى‌شدند و آنگاه آنان را به ارتداد مى‌خواندند قطعاً آن را مى‌پذیرفتند و جز اندکى در این (کار) درنگ نمى‌کردند
  15. با آنکه قبلا با خدا سخت پیمان بسته بودند که پشت (به دشمن) نکنند و پیمان خدا همواره بازخواست دارد
  16. بگو اگر از مر‌گ یا کشته شدن بگریزید هرگز این گریز براى شما سود نمى‌بخشد و در آن صورت جز اندکى برخوردار نخواهید شد
  17. بگو چه کسى مى‌تواند در برابر خدا از شما حمایت کند اگر او بخواهد براى شما بد بیاورد یا بخواهد شما را رحمت کند و غیر از خدا براى خود یار و یاورى نخواهند یافت
  18. خداوند کارشکنان (و مانع‌شوندگان) شما و آن کسانى را که به برادرانشان مى گفتند نزد ما بیایید و جز اندکى روى به جنگ نمى‌آورند (خوب) مى‌شناسد
  19. بر شما بخیلانند و چون خطر فرا رسد آنان را مى‌بینى که مانند کسى که مر‌گ او را فرو گرفته چشمانشان در حدقه مى‌چرخد (و) به سوى تو مى‌نگرند و چون ترس برطرف شود شما را با زبانهایى تند نیش مى‌زنند بر مال حریصند آنان ایمان نیاورده‌اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این (کار) همواره بر خدا آسان است
  20. اینان (چنین) مى‌پندارند که دسته‌هاى دشمن نرفته‌اند و اگر دسته‌هاى دشمن بازآیند آرزو مى‌کنند کاش میان اعراب بادیه‌نشین بودند و از اخبار (مربوط به) شما جویا مى‌شدند و اگر در میان شما بودند جز اندکى جنگ نمى‌کردند
  21. قطعاً براى شما در (اقتدا به) رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‌کند
  22. و چون مؤمنان دسته‌هاى دشمن را دیدند گفتند این همان است که خدا و فرستاده‌اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده‌اش راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبردارى آنان نیفزود
  23. از میان مؤمنان مردانى‌اند که به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا کردند برخى از آنان به شهادت رسیدند و برخى از آنها در (همین) انتظارند و (هرگز عقیده خود را) تبدیل نکردند
  24. تا خدا راستگویان را به (پاداش) راستى‌شان پاداش دهد و منافقان را اگر بخواهد عذاب کند یا بر ایشان ببخشاید که خدا همواره آمرزنده مهربان است
  25. و خداوند آنان را که کفر ورزیده‌اند بى‌آنکه به مالى رسیده باشند به غیظ (و حسرت) برگرداند و خدا (زحمت) جنگ را از مؤمنان برداشت و خدا همواره نیرومند شکست‌ناپذیر است
  26. و کسانى از اهل کتاب را که با (مشرکان) همپشتى کرده بودند از دژهایشان به زیر آورد و در دلهایشان هراس افکند گروهى را مى‌کشتید و گروهى را اسیر مى‌کردید
  27. و زمینشان و خانه‌ها و اموالشان و سرزمینى را که در آن پا ننهاده بودید به شما میراث داد و خدا بر هر چیزى تواناست
  28. اى پیامبر به همسرانت بگو اگر خواهان زندگى دنیا و زینت آنید بیایید تا مهرتان را بدهم و (خوش و) خرم شما را رها کنم
  29. و اگر خواستار خدا و فرستاده وى و سراى آخرتید پس به راستى خدا براى نیکوکاران شما پاداش بزرگى آماده گردانیده است
  30. اى همسران پیامبر هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکارى کند عذابش دو چندان خواهد بود و این بر خدا همواره آسان است
  31. و هر کس از شما خدا و فرستاده‌اش را فرمان برد و کار شایسته کند پاداشش را دو چندان مى‌دهیم و برایش روزى نیکو فراهم خواهیم ساخت
  32. اى همسران پیامبر شما مانند هیچ یک از زنان (دیگر) نیستید اگر سر پروا دارید پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیمارى است طمع ورزد و گفتارى شایسته گویید
  33. و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‌اش را فرمان برید خدا فقط مى‌خواهد آلودگى را از شما خاندان (پیامبر) بزداید و شما را پا‌ک و پاکیزه گرداند
  34. و آنچه را که از آیات خدا و (سخنان) حکمت(آمیز) در خانه‌هاى شما خوانده مى‌شود یاد کنید در حقیقت‌ خدا همواره دقیق و آگاه است
  35. مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت‌ پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه‌دهنده و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مى‌کنند خدا براى (همه) آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است
  36. و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‌اش به کارى فرمان دهند براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستاده‌اش را نافرمانى کند قطعاً دچار گمراهى آشکارى گردیده است
  37. و آنگاه که به کسى که خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو (نیز) به او نعمت داده بودى مى‌گفتى همسرت را پیش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را که خدا آشکارکننده آن بود در دل خود نهان مى‌کردى و از مردم مى‌ترسیدى با آنکه خدا سزاوارتر بود که از او بترسى پس چون زید از آن (زن) کام برگرفت (و او را تر‌ک گفت) وى را به نکاح تو درآوردیم تا (در آینده) در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان خدا صورت اجرا پذیرد
  38. بر پیامبر در آنچه خدا براى او فرض گردانیده گناهى نیست (این) سنت‌ خداست که از دیرباز در میان گذشتگان (معمول) بوده و فرمان خدا همواره به اندازه مقرر (و متناسب با توانایى) است
  39. همان کسانى که پیامهاى خدا را ابلاغ مى‌کنند و از او مى‌ترسند و از هیچ کس جز خدا بیم ندارند و خدا براى حسابرسى کفایت مى‌کند
  40. محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزى داناست
  41. اى کسانى که ایمان آورده‌اید خدا را یاد کنید یادى بسیار
  42. و صبح و شام او را به پاکى بستایید
  43. اوست کسى که با فرشتگان خود بر شما درود مى‌فرستد تا شما را از تاریکیها به سوى روشنایى برآورد و به مؤمنان همواره مهربان است
  44. درودشان روزى که دیدارش کنند سلام خواهد بود و براى آنان پاداشى نیکو آماده کرده است
  45. اى پیامبر ما تو را (به سمت) گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستادیم
  46. و دعوت‌کننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابنا‌ک
  47. و مؤمنان را مژده ده که براى آنان از جانب خدا بخشایشى فراوان خواهد بود
  48. و کافران و منافقان را فرمان مبر و از آزارشان بگذر و بر خدا اعتماد کن و کارسازى (چون) خدا کفایت مى‌کند
  49. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر زنان مؤمن را به نکاح خود درآوردید آنگاه پیش از آنکه با آنان همخوابگى کنید طلاقشان دادید دیگر بر عهده آنها عده‌اى که آن را بشمارید نیست پس مهرشان را بدهید و خوش و خرم آنها را رها کنید
  50. اى پیامبر ما براى تو آن همسرانى را که مهرشان را داده‌اى حلال کردیم و (کنیزانى) را که خدا از غنیمت جنگى در اختیار تو قرار داده و دختران عمویت و دختران عمه‌هایت و دختران دایى تو و دختران خاله‌هایت که با تو مهاجرت کرده‌اند و زن مؤمنى که خود را (داوطلبانه) به پیامبر ببخشد در صورتى که پیامبر بخواهد او را به زنى گیرد (این ازدواج از روى بخشش) ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما نیک مى‌دانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرر کرده‌ایم تا براى تو مشکلى پیش نیاید و خدا همواره آمرزنده مهربان است
  51. نوبت هر کدام از آن زنها را که مى‌خواهى به تاخیر انداز و هر کدام را که مى‌خواهى پیش خود جاى ده و بر تو باکى نیست که هر کدام را که تر‌ک کرده‌اى (دوباره) طلب کنى این نزدیکتر است براى اینکه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگى‌شان به آنچه به آنان داده‌اى خشنود گردند و آنچه در دلهاى شماست‌ خدا مى‌داند و خدا همواره داناى بردبار است
  52. از این پس دیگر (گرفتن) زنان و نیز اینکه به جاى آنان زنان دیگرى بر تو حلال نیست هر چند زیبایى آنها براى تو مورد پسند افتد به استثناى کنیزان و خدا همواره بر هر چیزى مراقب است
  53. اى کسانى که ایمان آورده‌اید داخل اتاق‌هاى پیامبر مشوید مگر آنکه براى (خوردن) طعامى به شما اجازه داده شود (آن هم) بى‌آنکه در انتظار پخته‌شدن آن باشید ولى هنگامى که دعوت شدید داخل گردید و وقتى غذا خوردید پراکنده شوید بى‌آنکه سرگرم سخنى گردید این (رفتار) شما پیامبر را مى‌رنجاند و(لى) از شما شرم مى‌دارد و حال آنکه خدا از حق(گویى) شرم نمى‌کند و چون از زنان (پیامبر) چیزى خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید این براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاکیزه‌تر است و شما حق ندارید رسول خدا را برنجانید و مطلقا (نباید) زنانش را پس از (مر‌گ) او به نکاح خود درآورید چرا که این (کار) نزد خدا همواره (گناهى) بزرگ است
  54. اگر چیزى را فاش کنید یا آن را پنهان دارید قطعاً خدا به هر چیزى داناست
  55. بر زنان در مورد پدران و پسران و برادران و پسران برادران و پسران خواهران و زنان (همکیش) و بردگانشان گناهى نیست (که دیده شوند) و باید از خدا پروا بدارید که خدا همواره بر هر چیزى گواه است
  56. خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‌فرستند اى کسانى که ایمان آورده‌اید بر او درود فرستید و به فرمانش بخوبى گردن نهید
  57. بى‌گمان کسانى که خدا و پیامبر او را آزار مى‌رسانند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابى خفت‌آور آماده ساخته است
  58. و کسانى که مردان و زنان مؤمن را بى‌آنکه مرتکب (عمل زشتى) شده باشند آزار مى‌رسانند قطعاً تهمت و گناهى آشکار به گردن گرفته‌اند
  59. اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است
  60. اگر منافقان و کسانى که در دلهایشان مرضى هست و شایعه‌افکنان در مدینه (از کارشان) باز نایستند تو را سخت بر آنان مسلط مى‌کنیم تا جز (مدتى) اند‌ک در همسایگى تو نپایند
  61. از رحمت‌ خدا دور گردیده و هر کجا یافته شوند گرفته و سخت کشته خواهند شد
  62. در باره کسانى که پیشتر بوده‌اند (همین) سنت‌ خدا (جارى بوده) است و در سنت‌خدا هرگز تغییرى نخواهى یافت
  63. مردم از تو درباره رستاخیز مى‌پرسند بگو علم آن فقط نزد خداست و چه مى دانى شاید رستاخیز نزدیک باشد
  64. خدا کافران را لعنت کرده و براى آنها آتش فروزانى آماده کرده است
  65. جاودانه در آن مى‌مانند نه یارى مى‌یابند و نه یاورى
  66. روزى که چهره‌هایشان را در آتش زیرورو مى‌کنند مى‌گویند اى کاش ما خدا را فرمان مى‌بردیم و پیامبر را اطاعت مى‌کردیم
  67. و مى‌گویند پروردگارا ما رؤسا و بزرگتران خویش را اطاعت کردیم و ما را از راه به در کردند
  68. پروردگارا آنان را دو چندان عذاب ده و لعنتشان کن لعنتى بزرگ
  69. اى کسانى که ایمان آورده‌اید مانند کسانى مباشید که موسى را (با اتهام خود) آزار دادند و خدا او را از آنچه گفتند مبرا ساخت و نزد خدا آبرومند بود
  70. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از خدا پروا دارید و سخنى استوار گویید
  71. تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان برد قطعاً به رستگارى بزرگى نایل آمده است
  72. ما امانت (الهى و بار تکلیف) را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم پس از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسنا‌ک شدند و(لى) انسان آن را برداشت راستى او ستمگرى نادان بود
  73. (آرى چنین است) تا خدا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشر‌ک را عذاب کند و توبه مردان و زنان با ایمان را بپذیرد و خدا همواره آمرزنده مهربان است

فصل ٣٤.  سبأ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت (نیز) سپاس از آن اوست و هم اوست‌ سنجیده‌کار آگاه
  2. آنچه در زمین فرو مى‌رود و آنچه از آن بر مى‌آید و آنچه از آسمان فرو مى‌شود و آنچه در آن بالا مى‌رود (همه را) مى‌داند و اوست مهربان آمرزنده
  3. و کسانى که کافر شدند گفتند رستاخیز براى ما نخواهد آمد بگو چرا سوگند به پروردگارم که حتما براى شما خواهد آمد (همان) داناى نهان(ها) که هموزن ذره‌اى نه در آسمانها و نه در زمین از وى پوشیده نیست و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر از آن است مگر اینکه در کتابى روشن (درج شده) است
  4. تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند به پاداش رساند آنانند که آمرزش و روزى خوش برایشان خواهد بود
  5. و کسانى که در (ابطال) آیات ما کوشش مى‌ورزند که ما را درمانده کنند برایشان عذابى از بلایى دردنا‌ک باشد
  6. و کسانى که از دانش بهره یافته‌اند مى‌دانند که آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده حق است و به راه آن عزیز ستوده(صفات) راهبرى مى‌کند
  7. و کسانى که کفر ورزیدند گفتند آیا مردى را به شما نشان دهیم که شما را خبر مى‌دهد که چون کاملا متلاشى شدید (باز) قطعاً در آفرینشى جدید خواهید بود
  8. آیا (این مرد) بر خدا دروغى بسته یا جنونى در اوست (نه) بلکه آنان که به آخرت ایمان ندارند در عذاب و گمراهى دور و درازند
  9. آیا به آنچه از آسمان و زمین در دسترسشان و پشت‌سرشان است ننگریسته‌اند اگر بخواهیم آنان را در زمین فرو مى‌بریم یا پاره‌سنگهایى از آسمان بر سرشان مى‌افکنیم قطعاً در این (تهدید) براى هر بنده توبه‌کارى عبرت است
  10. و به راستى داوود را از جانب خویش مزیتى عطا کردیم (و گفتیم) اى کوهها با او (در تسبیح خدا) همصدا شوید و اى پرندگان (هماهنگى کنید) و آهن را براى او نرم گردانیدیم
  11. (که) زره‌هاى فراخ بساز و حلقه‌ها را درست اندازه‌گیرى کن و کار شایسته کنید زیرا من به آنچه انجام مى‌دهید بینایم
  12. و باد را براى سلیمان (رام کردیم) که رفتن آن بامداد یک ماه و آمدنش شبانگاه یک ماه (راه) بود و معدن مس را براى او ذوب (و روان) گردانیدیم و برخى از جن به فرمان پروردگارشان پیش او کار مى‌کردند و هر کس از آنها از دستور ما سر برمى‌تافت از عذاب سوزان به او مى‌چشانیدیم
  13. (آن متخصصان) براى او هر چه مى‌خواست از نمازخانه‌ها و مجسمه‌ها و ظروف بزرگ مانند حوضچه‌ها و دیگهاى چسبیده به زمین مى‌ساختند اى خاندان داوود شکرگزار باشید و از بندگان من اندکى سپاسگزارند
  14. پس چون مر‌گ را بر او مقرر داشتیم جز جنبنده‌اى خاکى (=موریانه) که عصاى او را (به تدریج) مى‌خورد (آدمیان را) از مر‌گ او آگاه نگردانید پس چون (سلیمان) فرو افتاد براى جنیان روشن گردید که اگر غیب مى‌دانستند در آن عذاب خفت‌آور (باقى) نمى‌ماندند
  15. قطعاً براى (مردم) سبا در محل سکونتشان نشانه (رحمتى) بود دو باغستان از راست و چپ (به آنان گفتیم) از روزى پروردگارتان بخورید و او را شکر کنید شهرى است‌خوش و خدایى آمرزنده
  16. پس روى گردانیدند و بر آن سیل (سد) عرم را روانه کردیم و دو باغستان آنها را به دو باغ که میوه‌هاى تلخ و شوره‌گز و نوعى از کنار تنک داشت تبدیل کردیم
  17. این (عقوبت) را به (سزاى) آنکه کفران کردند به آنان جزا دادیم و آیا جز ناسپاس را به مجازات مى‌رسانیم
  18. و میان آنان و میان آبادانیهایى که در آنها برکت نهاده بودیم شهرهاى متصل به هم قرار داده بودیم و در میان آنها مسافت را به اندازه مقرر داشته بودیم در این (راه)ها شبان و روزان آسوده‌خاطر بگردید
  19. تا گفتند پروردگارا میان (منزلهاى) سفرهایمان فاصله انداز و بر خویشتن ستم کردند پس آنها را (براى آیندگان موضوع) حکایتها گردانیدیم و سخت تارومارشان کردیم قطعاً در این (ماجرا) براى هر شکیباى سپاسگزارى عبرتهاست
  20. و قطعاً شیطان گمان خود را در مورد آنها راست‌یافت و جز گروهى از مؤمنان (بقیه) از او پیروى کردند
  21. و (شیطان) را بر آنان تسلطى نبود جز آنکه کسى را که به آخرت ایمان دارد از کسى که درباره آن در تردید است باز شناسیم و پروردگار تو بر هر چیزى نگاهبان است
  22. بگو کسانى را که جز خدا (معبود خود) پنداشته‌اید بخوانید هموزن ذره‌اى نه در آسمانها و نه در زمین مالک نیستند و در آن دو شرکتى ندارند و براى وى از میان آنان هیچ پشتیبانى نیست
  23. و شفاعتگرى در پیشگاه او سود نمى‌بخشد مگر براى آن کس که به وى اجازه دهد تا چون هراس از دلهایشان برطرف شود مى‌گویند پروردگارتان چه فرمود مى گویند حقیقت و هموست بلندمرتبه و بزرگ
  24. بگو کیست که شما را از آسمانها و زمین روزى مى‌دهد بگو خدا و در حقیقت‌ یا ما یا شما بر هدایت‌ یا گمراهى آشکاریم
  25. بگو (شما) از آنچه ما مرتکب شده‌ایم بازخواست نخواهید شد و (ما نیز) از آنچه شما انجام مى‌دهید بازخواست نخواهیم شد
  26. بگو پروردگارمان ما و شما را جمع خواهد کرد سپس میان ما به حق داورى مى کند و اوست داور دانا
  27. بگو کسانى را که (به عنوان) شریک به او ملحق گردانیده‌اید به من نشان دهید چنین نیست بلکه اوست‌ خداى عزیز حکیم
  28. و ما تو را جز (به سمت) بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم نفرستادیم لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند
  29. و مى‌گویند اگر راست مى‌گویید این وعده چه وقت است
  30. بگو میعاد شما روزى است که نه ساعتى از آن پس توانید رفت و نه پیشى توانید جست
  31. و کسانى که کافر شدند گفتند نه به این قرآن و نه به آن (توراتى) که پیش از آن است هرگز ایمان نخواهیم آورد و اى کاش بیدادگران را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان بازداشت‌ شده‌اند مى‌دیدى (که چگونه) برخى از آنان با برخى (دیگر جدل و) گفتگو مى‌کنند کسانى که زیردست بودند به کسانى که (ریاست و) برترى داشتند مى‌گویند اگر شما نبودید قطعاً ما مؤمن بودیم
  32. کسانى که (ریاست و) برترى داشتند به کسانى که زیردست بودند مى‌گویند مگر ما بودیم که شما را از هدایت پس از آنکه به سوى شما آمد بازداشتیم (نه) بلکه خودتان گناهکار بودید
  33. و کسانى که زیردست بودند به کسانى که (ریاست و) برترى داشتند مى‌گویند (نه) بلکه نیرنگ شب و روز (شما بود) آنگاه که ما را وادار مى‌کردید که به خدا کافر شویم و براى او همتایانى قرار دهیم و هنگامى که عذاب را ببینند پشیمانى خود را آشکار کنند و در گردنهاى کسانى که کافر شده‌اند غلها مى‌نهیم آیا جز به سزاى آنچه انجام مى‌دادند مى‌رسند
  34. و (ما) در هیچ شهرى هشداردهنده‌اى نفرستادیم جز آنکه خوشگذرانان آنها گفتند ما به آنچه شما بدان فرستاده شده‌اید کافریم
  35. و گفتند ما دارایى و فرزندانمان از همه بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد
  36. بگو پروردگار من است که روزى را براى هر کس که بخواهد گشاده یا تنگ مى گرداند لیکن بیشتر مردم نمى‌دانند
  37. و اموال و فرزندانتان چیزى نیست که شما را به پیشگاه ما نزدیک گرداند مگر کسانى که ایمان آورده و کار شایسته کرده باشند پس براى آنان دو برابر آنچه انجام داده‌اند پاداش است و آنها در غرفه‌ها(ى بهشتى) آسوده خاطر خواهند بود
  38. و کسانى که در (ابطال) آیات ما مى‌کوشند که (ما را به خیال خود) درمانده کنند آنانند که در عذاب احضار مى‌شوند
  39. بگو در حقیقت پروردگار من است که روزى را براى هر کس از بندگانش که بخواهد گشاده یا براى او تنگ مى‌گرداند و هر چه را انفاق کردید عوضش را او مى‌دهد و او بهترین روزى دهندگان است
  40. و (یاد کن) روزى را که همه آنان را محشور مى‌کند آنگاه به فرشتگان مى‌فرماید آیا اینها بودند که شما را مى‌پرستیدند
  41. مى‌گویند منزهى تو سرپرست ما تویى نه آنها بلکه جنیان را مى‌پرستیدند بیشترشان به آنها اعتقاد داشتند
  42. اکنون براى یکدیگر سود و زیانى ندارید و به کسانى که ستم کرده‌اند مى‌گوییم بچشید عذاب آتشى را که آن را دروغ مى‌شمردید
  43. و چون آیات تابنا‌ک ما بر آنان خوانده مى‌شود مى‌گویند این جز مردى نیست که مى‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان مى‌پرستیدند باز دارد و (نیز) مى‌گویند این جز دروغى بربافته نیست و کسانى که به حق چون به سویشان آمد کافر شدند مى‌گویند این جز افسونى آشکار نیست
  44. و ما کتابهایى به آنان نداده بودیم که آن را بخوانند و پیش از تو هشداردهنده‌اى به سویشان نفرستاده بودیم
  45. و کسانى که پیش از اینان بودند (نیز) تکذیب کردند در حالى که اینان به یک دهم آنچه بدیشان داده بودیم نرسیده‌اند (آرى) فرستادگان مرا دروغ شمردند پس چگونه بود کیفر من
  46. بگو من فقط به شما یک اندرز مى‌دهم که دو دو و به تنهایى براى خدا به پا خیزید سپس بیندیشید که رفیق شما هیچ گونه دیوانگى ندارد او شما را از عذاب سختى که در پیش است جز هشداردهنده‌اى (بیش) نیست
  47. بگو هر مزدى که از شما خواستم آن از خودتان مزد من جز بر خدا نیست و او بر هر چیزى گواه است
  48. بگو بى‌گمان پروردگارم حقیقت را القا مى‌کند (اوست) داناى نهان‌ها
  49. بگو حق آمد و (دیگر) باطل از سر نمى‌گیرد و برنمى‌گردد
  50. بگو اگر گمراه شوم فقط به زیان خود گمراه شده‌ام و اگر هدایت‌یابم (این از برکت) چیزى است که پروردگارم به سویم وحى مى‌کند که اوست‌ شنواى نزدیک
  51. و اى کاش مى‌دیدى هنگامى را که (کافران) وحشت‌ زده‌اند (آنجا که راه) گریزى نمانده است و از جایى نزدیک گرفتار آمده‌اند
  52. و مى‌گویند به او ایمان آوردیم و چگونه از جایى (چنین) دور دست‌یافتن (به ایمان) براى آنان میسر است
  53. و حال آنکه پیش از این منکر او شدند و از جایى دور به نادیده (تیر تهمت) مى‌افکندند
  54. و میان آنان و میان آنچه (به آرزو) مى‌خواستند حایلى قرار مى‌گیرد همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنین رفت زیرا آنها (نیز) در دودلى سختى بودند

فصل ٣٥.  فاطر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سپاس خداى را که پدیدآورنده آسمان و زمین است (و) فرشتگان را که داراى بالهاى دوگانه و سه‌گانه و چهارگانه‌اند پیام‌آورنده قرار داده است در آفرینش هر چه بخواهد مى‌افزاید زیرا خدا بر هر چیزى تواناست
  2. هر رحمتى را که خدا براى مردم گشاید بازدارنده‌اى براى آن نیست و آنچه را که باز دارد پس از (باز گرفتن) گشاینده‌اى ندارد و اوست همان شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار
  3. اى مردم نعمت‌خدا را بر خود یاد کنید آیا غیر از خدا آفریدگارى است که شما را از آسمان و زمین روزى دهد خدایى جز او نیست پس چگونه (از حق) انحراف مى‌یابید
  4. و اگر تو را تکذیب کنند قطعاً پیش از تو (هم) فرستادگانى تکذیب شدند و (همه) کارها به سوى خدا بازگردانیده مى‌شود
  5. اى مردم همانا وعده خدا حق است زنهار تا این زندگى دنیا شما را فریب ندهد و زنهار تا (شیطان) فریبنده شما را در باره خدا نفریبد
  6. در حقیقت‌ شیطان دشمن شماست‌ شما (نیز) او را دشمن گیرید (او) فقط دار و دسته خود را مى‌خواند تا آنها از یاران آتش باشند
  7. کسانى که کفر ورزیده‌اند عذابى سخت‌ خواهند داشت و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ است
  8. آیا آن کس که زشتى کردارش براى او آراسته شده و آن را زیبا مى‌بیند (مانند مؤمن نیکوکار است) خداست که هر که را بخواهد بى‌راه مى‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‌کند پس مبادا به سبب حسرتها(ى گوناگون) بر آنان جانت (از کف) برود قطعاً خدا به آنچه مى‌کنند داناست
  9. و خدا همان کسى است که بادها را روانه مى‌کند پس (بادها) ابرى را برمى‌انگیزند و (ما) آن را به سوى سرزمینى مرده راندیم و آن زمین را بدان (وسیله) پس از مر‌گش زندگى بخشیدیم رستاخیز (نیز) چنین است
  10. هر کس سربلندى مى‌خواهد سربلندى یکسره از آن خداست‌سخنان پاکیزه به سوى او بالا مى‌رود و کار شایسته به آن رفعت مى‌بخشد و کسانى که با حیله و مکر کارهاى بد مى‌کنند عذابى سخت‌ خواهند داشت و نیرنگشان خود تباه مى‌گردد
  11. و خدا(ست که) شما را از خاکى آفرید سپس از نطفه‌اى آنگاه شما را جفت جفت گردانید و هیچ مادینه‌اى بار نمى‌گیرد و بار نمى‌نهد مگر به علم او و هیچ سالخورده‌اى عمر دراز نمى‌یابد و از عمرش کاسته نمى‌شود مگر آنکه در کتابى (مندرج) است در حقیقت این (کار) بر خدا آسان است
  12. و دو دریا یکسان نیستند این یک شیرین تشنگى‌زدا (و) نوشیدنش گواراست و آن یک شور تلخ‌مزه است و از هر یک گوشتى تازه مى‌خورید و زیورى که آن را بر خود مى‌پوشید بیرون مى‌آورید و کشتى را در آن موج‌شکاف مى‌بینى تا از فضل او (روزى خود را) جستجو کنید و امید که سپاس بگزارید
  13. شب را به روز درمى‌آورد و روز را به شب درمى‌آورد و آفتاب و ماه را تسخیر کرده است (که) هر یک تا هنگامى معین روانند این است‌ خدا پروردگار شما فرمانروایى از آن اوست و کسانى را که بجز او مى‌خوانید مالک پوست هسته خرمایى (هم) نیستند
  14. اگر آنها را بخوانید دعاى شما را نمى‌شنوند و اگر (فرضا) بشنوند اجابتتان نمى‌کنند و روز قیامت‌ شر‌ک شما را انکار مى‌کنند و (هیچ کس) چون (خداى) آگاه تو را خبردار نمى‌کند
  15. اى مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بى‌نیاز ستوده است
  16. و اگر بخواهد شما را مى‌برد و خلقى نو (بر سر کار) مى‌آورد
  17. و این (امر) براى خدا دشوار نیست
  18. و هیچ باربردارنده‌اى بار (گناه) دیگرى را برنمى‌دارد و اگر گرانبارى (دیگرى را به یارى) به سوى بارش فرا خواند چیزى از آن برداشته نمى‌شود هر چند خویشاوند باشد (تو) تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند هشدار مى‌دهى و هر کس پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مى‌جوید و فرجام (کارها) به سوى خداست
  19. و نابینا و بینا یکسان نیستند
  20. و نه تیرگیها و روشنایى
  21. و نه سایه و گرماى آفتاب
  22. و زندگان و مردگان یکسان نیستند خداست که هر که را بخواهد شنوا مى‌گرداند و تو کسانى را که در گورهایند نمى‌توانى شنوا سازى
  23. تو جز هشداردهنده‌اى (بیش) نیستى
  24. ما تو را بحق (به سمت) بشارتگر و هشداردهنده گسیل داشتیم و هیچ امتى نبوده مگر اینکه در آن هشداردهنده‌اى گذشته است
  25. و اگر تو را تکذیب کنند قطعاً کسانى که پیش از آنها بودند (نیز) به تکذیب پرداختند پیامبرانشان دلایل آشکار و نوشته‌ها و کتاب روشن براى آنان آوردند
  26. آنگاه کسانى را که کافر شده بودند فرو گرفتم پس چگونه بود کیفر من
  27. آیا ندیده‌اى که خدا از آسمان آبى فرود آورد و به (وسیله) آن میوه‌هایى که رنگهاى آنها گوناگون است بیرون آوردیم و از برخى کوهها راهها (و رگه‌ها)ى سپید و گلگون به رنگهاى مختلف و سیاه پر رنگ (آفریدیم)
  28. و از مردمان و جانوران و دامها که رنگهایشان همان گونه مختلف است (پدید آوردیم) از بندگان خدا تنها دانایانند که از او مى‌ترسند آرى خدا ارجمند آمرزنده است
  29. در حقیقت کسانى که کتاب خدا را مى‌خوانند و نماز برپا مى‌دارند و از آنچه بدیشان روزى داده‌ایم نهان و آشکارا انفاق مى‌کنند امید به تجارتى بسته‌اند که هرگز زوال نمى‌پذیرد
  30. تا پاداششان را تمام بدیشان عطا کند و از فزون‌بخشى خود در حق آنان بیفزاید که او آمرزنده حق‌شناس است
  31. و آنچه از کتاب به سوى تو وحى کرده‌ایم خود حق (و) تصدیق‌کننده (کتابهاى) پیش از آن است قطعاً خدا نسبت به بندگانش آگاه بیناست
  32. سپس این کتاب را به آن بندگان خود که (آنان را) برگزیده بودیم به میراث دادیم پس برخى از آنان بر خود ستمکارند و برخى از ایشان میانه‌رو و برخى از آنان در کارهاى نیک به فرمان خدا پیشگامند و این خود توفیق بزرگ است
  33. (در) بهشتهاى همیشگى (که) به آنها درخواهندآمد در آنجا با دستبندهایى از زر و مروارید زیور یابند و در آنجا جامه‌شان پرنیان خواهد بود
  34. و مى‌گویند سپاس خدایى را که اندوه را از ما بزدود به راستى پروردگار ما آمرزنده (و) حق‌شناس است
  35. همان (خدایى) که ما را به فضل خویش در سراى ابدى جاى داد در اینجا رنجى به ما نمى‌رسد و در اینجا درماندگى به ما دست نمى‌دهد
  36. و(لى) کسانى که کافر شده‌اند آتش جهنم براى آنان خواهد بود حکم به مر‌گ بر ایشان (جارى) نمى‌شود تا بمیرند و نه عذاب آن از ایشان کاسته شود (آرى) هر ناسپاسى را چنین کیفر مى‌دهیم
  37. و آنان در آنجا فریاد برمى‌آورند پروردگارا ما را بیرون بیاور تا غیر از آنچه مى‌کردیم کار شایسته کنیم مگر شما را (آن قدر) عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد عبرت مى‌گرفت و (آیا) براى شما هشداردهنده نیامد پس بچشید که براى ستمگران یاورى نیست
  38. خدا(ست که) داناى نهان آسمانها و زمین است و اوست که به راز دلها داناست
  39. اوست آن کس که شما را در این سرزمین جانشین گردانید پس هر کس کفر ورزد کفرش به زیان اوست و کافران را کفرشان جز دشمنى نزد پروردگارشان نمى‌افزاید و کافران را کفرشان غیر از زیان نمى‌افزاید
  40. بگو به من خبر دهید از شریکان خودتان که به جاى خدا مى‌خوانید به من نشان دهید که چه چیزى از زمین را آفریده‌اند یا آنان در (کار) آسمانها همکارى داشته‌اند یا به ایشان کتابى داده‌ایم که دلیلى بر (حقانیت) خود از آن دارند (نه) بلکه ستمکاران جز فریب به یکدیگر وعده نمى‌دهند
  41. همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه مى‌دارد تا نیفتند و اگر بیفتند بعد از او هیچ کس آنها را نگاه نمى‌دارد اوست بردبار آمرزنده
  42. و با سوگندهاى سخت‌خود به خدا سوگند یاد کردند که اگر هرآینه هشداردهنده‌اى براى آنان بیاید قطعاً از هر یک از امتها(ى دیگر) راه‌یافته‌تر شوند و(لى) چون هشداردهنده‌اى براى ایشان آمد جز بر نفرتشان نیفزود
  43. (انگیزه) این کارشان فقط گردنکشى در (روى) زمین و نیرنگ زشت بود و نیرنگ زشت جز (دامن) صاحبش را نگیرد پس آیا جز سنت (و سرنوشت‌شوم) پیشینیان را انتظار مى‌برند و هرگز براى سنت‌ خدا دگرگونى نخواهى یافت
  44. آیا در زمین نگردیده‌اند تا فرجام (کار) کسانى را که پیش از ایشان (زیسته) و نیرومندتر از ایشان بودند بنگرند و هیچ چیز نه در آسمانها و نه در زمین خدا را درمانده نکرده است چرا که او همواره داناى تواناست
  45. و اگر خدا مردم را به (سزاى) آنچه انجام داده‌اند مؤاخذه مى‌کرد هیچ جنبنده‌اى را بر پشت زمین باقى نمى‌گذاشت ولى تا مدتى معین مهلتشان مى‌دهد و چون اجلشان فرا رسد خدا به (کار) بندگانش بیناست

فصل ٣٦.  یس

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. یس (یاسین)
  2. سوگند به قرآن حکمت‌آموز
  3. که قطعاً تو از (جمله) پیامبرانى
  4. بر راهى راست
  5. (و کتابت) از جانب آن عزیز مهربان نازل شده است
  6. تا قومى را که پدرانشان بیم‌داده نشدند و در غفلت ماندند بیم دهى
  7. آرى گفته (خدا) در باره بیشترشان محقق گردیده است در نتیجه آنها نخواهند گروید
  8. ما در گردنهاى آنان تا چانه‌هایشان غلهایى نهاده‌ایم به طورى که سرهایشان را بالا نگاه داشته و دیده فرو هشته‌اند
  9. و (ما) فراروى آنها سدى و پشت‌سرشان سدى نهاده و پرده‌اى بر (چشمان) آنان فرو گسترده‌ایم در نتیجه نمى‌توانند ببینند
  10. و آنان را چه بیم دهى (و) چه بیم ندهى به حالشان تفاوت نمى‌کند نخواهند گروید
  11. بیم دادن تو تنها کسى را (سودمند) است که کتاب حق را پیروى کند و از (خداى) رحمان در نهان بترسد (چنین کسى را) به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده
  12. آرى ماییم که مردگان را زنده مى‌سازیم و آنچه را از پیش فرستاده‌اند با آثار (و اعمال)شان درج مى‌کنیم و هر چیزى را در کارنامه‌اى روشن برشمرده‌ایم
  13. (داستان) مردم آن شهرى را که رسولان بدانجا آمدند براى آنان مثل زن
  14. آنگاه که دو تن سوى آنان فرستادیم و(لى) آن دو را دروغزن پنداشتند تا با (فرستاده) سومین (آنان را) تایید کردیم پس (رسولان) گفتند ما به سوى شما به پیامبرى فرستاده شده‌ایم
  15. (ناباوران آن دیار) گفتند شما جز بشرى مانند ما نیستید و (خداى) رحمان چیزى نفرستاده و شما جز دروغ نمى‌پردازید
  16. گفتند پروردگار ما مى‌داند که ما واقعا به سوى شما به پیامبرى فرستاده شده‌ایم
  17. و بر ما (وظیفه‌اى) جز رسانیدن آشکار (پیام) نیست
  18. پاسخ دادند ما (حضور) شما را به شگون بد گرفته‌ایم اگر دست برندارید سنگسارتان مى‌کنیم و قطعاً عذاب دردناکى از ما به شما خواهد رسید
  19. (رسولان) گفتند شومى شما با خود شماست آیا اگر شما را پند دهند (باز کفر مى‌ورزید) نه بلکه شما قومى اسراف کارید
  20. و (در این میان) مردى از دورترین جاى شهر دوان دوان آمد (و) گفت اى مردم از این فرستادگان پیروى کنید
  21. از کسانى که پاداشى از شما نمى‌خواهند و خود (نیز) بر راه راست قرار دارند پیروى کنید
  22. آخر چرا کسى را نپرستم که مرا آفریده است و (همه) شما به سوى او بازگشت مى‌یابید
  23. آیا به جاى او خدایانى را بپرستم که اگر (خداى) رحمان بخواهد به من گزندى برساند نه شفاعتشان به حالم سود مى‌دهد و نه مى‌توانند مرا برهانند
  24. در آن صورت من قطعاً در گمراهى آشکارى خواهم بود
  25. من به پروردگارتان ایمان آوردم (اقرار) مرا بشنوید
  26. (سرانجام به جرم ایمان کشته شد و بدو) گفته شد به بهشت درآى گفت اى کاش قوم من مى‌دانستند
  27. که پروردگارم چگونه مرا آمرزید و در زمره عزیزانم قرار داد
  28. پس از (شهادت) وى هیچ سپاهى از آسمان بر قومش فرود نیاوردیم و (پیش از این هم) فروفرستنده نبودیم
  29. تنها یک فریاد بود و بس و بناگاه (همه) آنها سرد بر جاى فسردند
  30. دریغا بر این بندگان هیچ فرستاده‌اى بر آنان نیامد مگر آنکه او را ریشخند مى‌کردند
  31. مگر ندیده‌اند که چه بسیار نسلها را پیش از آنان هلا‌ک گردانیدیم که دیگر آنها به سویشان باز نمى‌گردند
  32. و قطعاً همه آنان در پیشگاه ما احضار خواهند شد
  33. و زمین مرده برهانى است براى ایشان که آن را زنده گردانیدیم و دانه از آن برآوردیم که از آن مى‌خورند
  34. و در آن (زمین) باغهایى از درختان خرما و تا‌ک قرار دادیم و چشمه‌ها در آن روان کردیم
  35. تا از میوه آن و (از) کارکرد دستهاى خودشان بخورند آیا باز (هم) سپاس نمى‌گزارند
  36. پا‌ک (خدایى) که از آنچه زمین مى‌رویاند و (نیز) از خودشان و از آنچه نمى‌دانند همه را نر و ماده گردانیده است
  37. و نشانه‌اى (دیگر) براى آنها شب است که روز را (مانند پوست) از آن برمى‌کنیم و بناگاه آنان در تاریکى فرو مى‌روند
  38. و خورشید به (سوى) قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است
  39. و براى ماه منزلهایى معین کرده‌ایم تا چون شاخک خشک خوشه خرما برگردد
  40. نه خورشید را سزد که به ماه رسد و نه شب بر روز پیشى جوید و هر کدام در سپهرى شناورند
  41. و نشانه‌اى (دیگر) براى آنان اینکه ما نیاکانشان را در کشتى انباشته سوار کردیم
  42. و مانند آن براى ایشان مرکوبها(ى دیگرى) خلق کردیم
  43. و اگر بخواهیم غرقشان مى‌کنیم و هیچ فریادرسى نمى‌یابند و روى نجات نمى‌بینند
  44. مگر رحمتى از جانب ما (شامل آنها گردد) و تا چندى (آنها را) برخوردار سازیم
  45. و چون به ایشان گفته شود از آنچه در پیش رو و پشت‌سر دارید بترسید امید که مورد رحمت قرار گیرید (نمى‌شنوند)
  46. و هیچ نشانه‌اى از نشانه‌هاى پروردگارشان بر آنان نیامد جز اینکه از آن رویگردان شدند
  47. و چون به آنان گفته شود از آنچه خدا به شما روزى داده انفاق کنید کسانى که کافر شده‌اند به آنان که ایمان آورده‌اند مى‌گویند آیا کسى را بخورانیم که اگر خدا مى‌خواست (خودش) وى را مى‌خورانید شما جز در گمراهى آشکارى (بیش) نیستید
  48. و مى‌گویند اگر راست مى‌گویید پس این وعده (عذاب) کى خواهد بود
  49. جز یک فریاد (مر‌گبار) را انتظار نخواهند کشید که هنگامى که سرگرم جدالند غافلگیرشان کند
  50. آنگاه نه توانایى وصیتى دارند و نه مى‌توانند به سوى کسان خود برگردند
  51. و در صور دمیده خواهد شد پس بناگاه از گورهاى خود شتابان به سوى پروردگار خویش مى‌آیند
  52. مى‌گویند اى واى بر ما چه کسى ما را از آرامگاهمان برانگیخت این است همان وعده خداى رحمان و پیامبران راست مى‌گفتند
  53. (باز هم) یک فریاد است و بس و بناگاه همه در پیشگاه ما حاضر آیند
  54. امروز بر کسى هیچ ستم نمى‌رود جز در برابر آنچه کرده‌اید پاداشى نخواهید یافت
  55. در این روز اهل بهشت کار و بارى خوش در پیش دارند
  56. آنها با همسرانشان در زیر سایه‌ها بر تختها تکیه مى‌زنند
  57. در آنجا براى آنها (هر گونه) میوه است و هر چه دلشان بخواهد
  58. از جانب پروردگار(ى) مهربان (به آنان) سلام گفته مى‌شود
  59. و اى گناهکاران امروز (از بى‌گناهان) جدا شوید
  60. اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را مپرستید زیرا وى دشمن آشکار شماست
  61. و اینکه مرا بپرستید این است راه راست
  62. و (او) گروهى انبوه از میان شما را سخت گمراه کرد آیا تعقل نمى‌کردید
  63. این است جهنمى که به شما وعده داده مى‌شد
  64. به (جرم) آنکه کفر مى‌ورزیدید اکنون در آن درآیید
  65. امروز بر دهانهاى آنان مهر مى‌نهیم و دستهایشان با ما سخن مى‌گویند و پاهایشان بدانچه فراهم مى‌ساختند گواهى مى‌دهند
  66. و اگر بخواهیم هر آینه فروغ از دیدگانشان مى‌گیریم تا در راه (کج) بر هم پیشى جویند ولى (راه راست را) از کجا مى‌توانند ببینند
  67. و اگر بخواهیم هرآینه ایشان را در جاى خود مسخ مى‌کنیم (به گونه‌اى) که نه بتوانند بروند و نه برگردند
  68. و هر که را عمر دراز دهیم او را (از نظر) خلقت فروکاسته (و شکسته) گردانیم آیا نمى‌اندیشند
  69. و (ما) به او شعر نیاموختیم و در خور وى نیست این (سخن) جز اندرز و قرآنى روشن نیست
  70. تا هر که را (دلى) زنده است بیم دهد و گفتار (خدا) در باره کافران محقق گردد
  71. آیا ندیده‌اند که ما به قدرت خویش براى ایشان چهارپایانى آفریده‌ایم تا آنان مالک آنها باشند
  72. و آنها را براى ایشان رام گردانیدیم از برخى‌شان سوارى مى‌گیرند و از بعضى مى‌خورند
  73. و از آنها سودها و نوشیدنی‌ها دارند پس چرا شکرگزار نیستید
  74. و غیر از خدا(ى یگانه) خدایانى به پرستش گرفتند تا مگر یارى شوند
  75. (ولى بتان) نمى‌توانند آنان را یارى کنند و آنانند که براى (بتان) چون سپاهى احضار شده‌اند
  76. پس گفتار آنان تو را غمگین نگرداند که ما آنچه را پنهان و آنچه را آشکار مى‌کنند مى‌دانیم
  77. مگر آدمى ندانسته است که ما او را از نطفه‌اى آفریده‌ایم پس بناگاه وى ستیزه‌جویى آشکار شده است
  78. و براى ما مثلى آورد و آفرینش خود را فراموش کرد گفت چه کسى این استخوان‌ها را که چنین پوسیده است زندگى مى‌بخشد
  79. بگو همان کسى که نخستین‌بار آن را پدید آورد و اوست که به هر (گونه) آفرینشى داناست
  80. همو که برایتان در درخت‌سبزفام اخگر نهاد که از آن (چون نیازتان افتد) آتش مى‌افروزید
  81. آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده توانا نیست که (باز) مانند آنها را بیافریند آرى اوست آفریننده دانا
  82. چون به چیزى اراده فرماید کارش این بس که مى‌گوید باش پس (بى‌درنگ) موجود مى‌شود
  83. پس (شکوهمند و) پا‌ک است آن کسى که ملکوت هر چیزى در دست اوست و به سوى اوست که بازگردانیده مى‌شوید

فصل ٣٧.  صافات

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به صف بستگان که صفى (با شکوه) بسته‌اند
  2. و به زجرکنندگان که به سختى زجر مى‌کنند
  3. و به تلاوت‌کنندگان (آیات الهى)
  4. که قطعاً معبود شما یگانه است
  5. پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است و پروردگار خاورها
  6. ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم
  7. و (آن را) از هر شیطان سرکشى نگاه داشتیم
  8. (به طورى که) نمى‌توانند به انبوه (فرشتگان) عالم بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مى‌شوند
  9. با شدت به دور رانده مى‌شوند و برایشان عذابى دایم است
  10. مگر کسى که (از سخن بالاییان) یکباره استراق سمع کند که شهابى شکافنده از پى او مى‌تازد
  11. پس (از کافران) بپرس آیا ایشان (از نظر) آفرینش سخت‌ترند یا کسانى که (در آسمانها) خلق کردیم ما آنان را از گلى چسبنده پدید آوردیم
  12. بلکه عجب مى‌دارى و (آنها) ریشخند مى‌کنند
  13. و چون پند داده شوند عبرت نمى‌گیرند
  14. و چون آیتى ببینند به ریشخند مى‌پردازند
  15. و مى‌گویند این جز سحرى آشکار نیست
  16. آیا چون مردیم و خا‌ک و استخوانهاى (خرد) گردیدیم آیا راستى برانگیخته مى‌شویم
  17. و همین طور پدران اولیه ما
  18. بگو آرى در حالى که شما خوارید
  19. و آن تنها یک فریاد است و بس و بناگاه آنان به تماشا خیزند
  20. و مى‌گویند اى واى بر ما این است روز جزا
  21. این است همان روز داورى که آن را تکذیب مى‌کردید
  22. کسانى را که ستم کرده‌اند با هم‌ردیفانشان و آنچه غیر از خدا مى‌پرستیده‌اند
  23. گرد آورید و به سوى راه جهنم رهبرى‌شان کنید
  24. و بازداشتشان نمایید که آنها مسؤولند
  25. شما را چه شده است که همدیگر را یارى نمى‌کنید
  26. (نه) بلکه امروز آنان از در تسلیم درآمدگانند
  27. و بعضى روى به بعضى دیگر مى‌آورند (و) از یکدیگر مى‌پرسند
  28. (و) مى‌گویند شما (ظاهرا) از در راستى با ما درمى‌آمدید (و خود را حق به جانب مى‌نمودید)
  29. (متهمان) مى‌گویند (نه) بلکه با ایمان نبودید
  30. و ما را بر شما هیچ تسلطى نبود بلکه خودتان سرکش بودید
  31. پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد ما واقعا باید (عذاب را) بچشیم
  32. و شما را گمراه کردیم زیرا خودمان گمراه بودیم
  33. پس در حقیقت آنان در آن روز در عذاب شریک یکدیگرند
  34. (آرى) ما با مجرمان چنین رفتار مى‌کنیم
  35. چرا که آنان بودند که وقتى به ایشان گفته مى‌شد خدایى جز خداى یگانه نیست تکبر مى‌ورزیدند
  36. و مى‌گفتند آیا ما براى شاعرى دیوانه دست از خدایانمان برداریم
  37. ولى نه (او) حقیقت را آورده و فرستادگان را تصدیق کرده است
  38. در واقع شما عذاب پر درد را خواهید چشید
  39. و جز آنچه مى‌کردید جزا نمى‌یابید
  40. مگر بندگان پاکدل خدا
  41. آنان روزى معین خواهند داشت
  42. (انواع) میوه‌ها و آنان مورد احترام خواهند بود
  43. در باغهاى پر نعمت
  44. بر سریرها در برابر همدیگر (مى‌نشینند)
  45. با جامى از باده ناب پیرامونشان به گردش درمى‌آیند
  46. (باده‌اى) سخت‌سپید که نوشندگان را لذتى (خاص) مى‌دهد
  47. نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستى (و فرسودگى) مى‌افتند
  48. و نزدشان (دلبرانى) فروهشته‌ نگاه و فراخ‌دیده باشند
  49. (از شدت سپیدى) گویى تخم شتر مرغ (زیر پر)اند
  50. پس برخى‌شان به برخى روى نموده و از همدیگر پرس‌وجو مى‌کنند
  51. گوینده‌اى از آنان مى‌گوید راستى من (در دنیا) همنشینى داشتم
  52. (که به من) مى‌گفت آیا واقعا تو از باوردارندگانى
  53. آیا وقتى مردیم و خا‌ک و (مشتى) استخوان شدیم آیا واقعا جزا مى‌یابیم
  54. (مؤمن) مى‌پرسد آیا شما اطلاع دارید (کجاست)
  55. پس اطلاع حاصل مى‌کند و او را در میان آتش مى‌بیند
  56. (و) مى‌گوید به خدا سوگند چیزى نمانده بود که تو مرا به هلاکت اندازى
  57. و اگر رحمت پروردگارم نبود هرآینه من (نیز) از احضارشدگان بودم
  58. (و از روى شوق مى‌گوید) آیا دیگر روى مر‌گ نمى‌بینیم
  59. جز همان مر‌گ نخستین خود و ما هرگز عذاب نخواهیم شد
  60. راستى که این همان کامیابى بزرگ است
  61. براى چنین (پاداشى) باید کوشندگان بکوشند
  62. آیا از نظر پذیرایى این بهتر است‌ یا درخت زقوم
  63. در حقیقت ما آن را براى ستمگران (مایه آزمایش و) عذابى گردانیدیم
  64. آن درختى است که از قعر آتش سوزان مى‌روید
  65. میوه‌اش گویى چون کله‌هاى شیاطین است
  66. پس (دوزخیان) حتما از آن مى‌خورند و شکم‌ها را از آن پر مى‌کنند
  67. سپس ایشان را بر سر آن آمیغى از آب جوشان است
  68. آنگاه بازگشتشان بى‌گمان به سوى دوزخ است
  69. آنها پدران خود را گمراه یافتند
  70. پس ایشان به دنبال آنها مى‌شتابند
  71. و قطعاً پیش از آنها بیشتر پیشینیان به گمراهى افتادند
  72. و حال آنکه مسلماً در میانشان هشدار دهندگانى فرستادیم
  73. پس ببین فرجام هشدارداده‌شدگان چگونه بود
  74. به استثناى بندگان پاکدل خدا
  75. و نوح ما را ندا داد و چه نیک اجابت‌کننده بودیم
  76. و او و کسانش را از اندوه بزرگ رهانیدیم
  77. و (تنها) نسل او را باقى گذاشتیم
  78. و در میان آیندگان (آوازه نیک) او را بر جاى گذاشتیم
  79. درود بر نوح در میان جهانیان
  80. ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‌دهیم
  81. به راستى او از بندگان مؤمن ما بود
  82. سپس دیگران را غرق کردیم
  83. و بى‌گمان ابراهیم از پیروان اوست
  84. آنگاه که با دلى پا‌ک به (پیشگاه) پروردگارش آمد
  85. چون به پدر(خوانده) و قوم خود گفت چه مى‌پرستید
  86. آیا غیر از آنها به دروغ خدایانى (دیگر) مى‌خواهید
  87. پس گمانتان به پروردگار جهانها چیست
  88. پس نظرى به ستارگان افکند
  89. و گفت من کسالت دارم
  90. پس پشت‌کنان از او روى برتافتند
  91. تا نهانى به سوى خدایانشان رفت و (به ریشخند) گفت آیا غذا نمى‌خورید
  92. شما را چه شده که سخن نمى‌گویید
  93. پس با دست راست بر سر آنها زدن گرفت
  94. تا دوان دوان سوى او روى‌آور شدند
  95. (ابراهیم) گفت آیا آنچه را مى‌تراشید مى‌پرستید
  96. با اینکه خدا شما و آنچه را که برمى‌سازید آفریده است
  97. گفتند برایش (کوره)خانه‌اى بسازید و در آتشش بیندازید
  98. پس خواستند به از نیرنگى زنند و(لى) ما آنان را پست گردانیدیم
  99. و (ابراهیم) گفت من به سوى پروردگارم رهسپارم زودا که مرا راه نماید
  100. اى پروردگار من مرا (فرزندى) از شایستگان بخش
  101. پس او را به پسرى بردبار مژده دادیم
  102. و وقتى با او به جایگاه سعى رسید گفت اى پسر‌ک من من در خواب (چنین) مى‌بینم که تو را سر مى‌برم پس ببین چه به نظرت مى‌آید گفت اى پدر من آنچه را مامورى بکن انشاء الله مرا از شکیبایان خواهى یافت
  103. پس وقتى هر دو تن دردادند (و همدیگر را بدرود گفتند) و (پسر) را به پیشانى بر خا‌ک افکند
  104. او را ندا دادیم که اى ابراهیم
  105. رؤیا(ى خود) را حقیقت بخشیدى ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم
  106. راستى که این همان آزمایش آشکار بود
  107. و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانیدیم
  108. و در (میان) آیندگان براى او (آوازه نیک) به جاى گذاشتیم
  109. درود بر ابراهیم
  110. نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم
  111. در حقیقت او از بندگان با ایمان ما بود
  112. و او را به اسحاق که پیامبرى از (جمله) شایستگان است مژده دادیم
  113. و به او و به اسحاق برکت دادیم و از نسل آن دو برخى نیکوکار و (برخى) آشکارا به خود ستمکار بودند
  114. و در حقیقت بر موسى و هارون منت نهادیم
  115. و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانیدیم
  116. و آنان را یارى دادیم تا ایشان غالب آمدند
  117. و آن دو را کتاب روشن دادیم
  118. و هر دو را به راه راست هدایت کردیم
  119. و براى آن دو در (میان) آیندگان (نام نیک) به جاى گذاشتیم
  120. درود بر موسى و هارون
  121. ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم
  122. زیرا آن دو از بندگان با ایمان ما بودند
  123. و به راستى الیاس از فرستادگان (ما) بود
  124. چون به قوم خود گفت آیا پروا نمى‌دارید
  125. آیا بعل را مى‌پرستید و بهترین آفرینندگان را وامى‌گذارید
  126. (یعنى) خدا را که پروردگار شما و پروردگار پدران پیشین شماست
  127. پس او را دروغگو شمردند و قطعاً آنها (در آتش) احضار خواهند شد
  128. مگر بندگان پاکدین خدا
  129. و براى او در (میان) آیندگان (آوازه نیک) به جاى گذاشتیم
  130. درود بر پیروان الیاس
  131. ما نیکوکاران را این گونه پاداش مى‌دهیم
  132. زیرا او از بندگان با ایمان ما بود
  133. و در حقیقت لوط از زمره فرستادگان بود
  134. آنگاه که او و همه کسانش را رهانیدیم
  135. جز پیرزنى که در میان باقى‌ماندگان (و خاکسترشدگان) بود
  136. سپس دیگران را هلا‌ک کردیم
  137. و در حقیقت‌شما بر آنان صبحگاهان
  138. و شامگاهان مى‌گذرید آیا به فکر فرو نمى‌روید
  139. و در حقیقت‌ یونس از زمره فرستادگان بود
  140. آنگاه که به سوى کشتى پر بگریخت
  141. پس (سرنشینان) با هم قرعه انداختند و (یونس) از باختگان شد
  142. (او را به دریا افکندند) و عنبرماهى او را بلعید در حالى که او نکوهشگر خویش بود
  143. و اگر او از زمره تسبیح‌کنندگان نبود
  144. قطعاً تا روزى که برانگیخته مى‌شوند در شکم آن (ماهى) مى‌ماند
  145. پس او را در حالى که ناخوش بود به زمین خشکى افکندیم
  146. و بر بالاى (سر) او درختى از (نوع) کدوبن رویانیدیم
  147. و او را به سوى یکصدهزار (نفر از ساکنان نینوا) یا بیشتر روانه کردیم
  148. پس ایمان آوردند و تا چندى برخوردارشان کردیم
  149. پس از مشرکان جویا شو آیا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است
  150. یا فرشتگان را مادینه آفریدیم و آنان شاهد بودند
  151. هشدار که اینان از دروغ پردازى خود قطعاً خواهند گفت
  152. خدا فرزند آورده در حالى که آنها قطعاً دروغگویانند
  153. آیا (خدا) دختران را بر پسران برگزیده است
  154. شما را چه شده چگونه داورى مى‌کنید
  155. آیا سر پند گرفتن ندارید
  156. یا دلیلى آشکار (در دست) دارید
  157. پس اگر راست مى‌گویید کتابتان را بیاورید
  158. و میان خدا و جن‌ها پیوندى انگاشتند و حال آنکه جنیان نیک دانسته‌اند که (براى حساب پس‌دادن) خودشان احضار خواهند شد
  159. خدا منزه است از آنچه در وصف مى‌آورند
  160. به استثناى بندگان پاکدل خدا
  161. در حقیقت‌شما و آنچه (که شما آن را) مى‌پرستید
  162. بر ضد او گمراه‌گر نیستید
  163. مگر کسى را که به دوزخ رفتنى است
  164. و هیچ یک از ما (فرشتگان) نیست مگر (اینکه) براى او (مقام و) مرتبه‌اى معین است
  165. و در حقیقت ماییم که (براى انجام فرمان خدا) صف بسته‌ایم
  166. و ماییم که خود تسبیح‌گویانیم
  167. و (مشرکان) به تاکید مى‌گفتند
  168. اگر پند (نامه‌ا)ى از پیشینیان نزد ما بود
  169. قطعاً از بندگان خالص خدا مى‌شدیم
  170. ولى (وقتى قرآن آمد) به آن کافر شدند و زودا که بدانند
  171. و قطعاً فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پیش (چنین) رفته است
  172. که آنان (بر دشمنان خودشان) حتما پیروز خواهند شد
  173. و سپاه ما هرآینه غالب‌ آیندگانند
  174. پس تا مدتى (معین) از آنان روى برتاب
  175. و آنان را بنگر که خواهند دید
  176. آیا عذاب ما را شتابزده خواستارند
  177. (پس هشدارداده‌شدگان را) آنگاه که عذاب به خانه آنان فرود آید چه بد صبحگاهى است
  178. و از ایشان تا مدتى (معین) روى برتاب
  179. و بنگر که خواهند دید
  180. منزه است پروردگار تو پروردگار شکوهمند از آنچه وصف مى‌کنند
  181. و درود بر فرستادگان
  182. و ستایش ویژه خدا پروردگار جهان‌ هاست

فصل ٣٨.  ص

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. صاد سوگند به قرآن پراندرز
  2. آرى آنان که کفر ورزیدند در سرکشى و ستیزه‌اند
  3. چه بسیار نسلها که پیش از ایشان هلا‌ک کردیم که (ما را) به فریاد خواندند و(لى) دیگر مجال گریز نبود
  4. و از اینکه هشداردهنده‌اى از خودشان برایشان آمده درشگفتند و کافران مى گویند این ساحرى شیاد است
  5. آیا خدایان (متعدد) را خداى واحدى قرار داده این واقعا چیز عجیبى است
  6. و بزرگانشان روان شدند (و گفتند) بروید و بر خدایان خود ایستادگى نمایید که این امر قطعاً هدف (ما)ست
  7. (از طرفى) این (مطلب) را در آیین اخیر (عیسوى هم) نشنیده‌ایم این (ادعا) جز دروغ‌بافى نیست
  8. آیا از میان ما قرآن بر او نازل شده است (نه) بلکه آنان در باره قرآن من دودل‌اند (نه) بلکه هنوز عذاب (مرا) نچشیده‌اند
  9. آیا گنجینه‌هاى رحمت پروردگار ارجمند بسیار بخشنده تو نزد ایشان است
  10. آیا فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن ایشان است (اگر چنین است) پس (با چنگ زدن) در آن اسباب به بالا روند
  11. این سپاهک دسته‌هاى دشمن در آنجا (=بدر) در هم شکستنى‌اند
  12. پیش از ایشان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب (عمارت و) خرگاهها تکذیب کردند
  13. و ثمود و قوم لوط و اصحاب ایکه (نیز به تکذیب پرداختند) آنها دسته‌هاى مخالف بودند
  14. هیچ کدام نبودند که پیامبران (ما) را تکذیب نکنند پس عقوبت (من بر آنان) سزاوار آمد
  15. و اینان جز یک فریاد را انتظار نمى‌برند که هیچ (مجال) سر خاراندنى در آن نیست
  16. و گفتند پروردگارا پیش از (رسیدن) روز حساب بهره ما را (از عذاب) به شتاب به ما بده
  17. بر آنچه مى‌گویند صبر کن و داوود بنده ما را که داراى امکانات (متعدد) بود به یاد آور آرى او بسیار بازگشت‌کننده (به سوى خدا) بود
  18. ما کوه‌ها را با او مسخر ساختیم (که) شامگاهان و بامدادان خداوند را نیایش مى‌کردند
  19. و پرندگان را از هر سو (بر او) گرد (آوردیم) همگى (به نواى دلنوازش) به سوى او بازگشت‌کننده (و خدا را ستایشگر) بودند
  20. و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و کلام فیصله‌دهنده عطا کردیم
  21. و آیا خبر دادخواهان چون از نمازخانه (او) بالا رفتند به تو رسید
  22. وقتى (به طور ناگهانى) بر داوود درآمدند و او از آنان به هراس افتاد گفتند مترس (ما) دو مدعى (هستیم) که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده پس میان ما به حق داورى کن و از حق دور مشو و ما را به راه راست راهبر باش
  23. این (شخص) برادر من است او را نود و نه میش و مرا یک میش است و مى‌گوید آن را به من بسپار و در سخنورى بر من غالب آمده است
  24. (داوود) گفت قطعاً او در مطالبه میش تو (اضافه) بر میش‌هاى خودش بر تو ستم کرده و در حقیقت بسیارى از شریکان به همدیگر ستم روا مى‌دارند به استثناى کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند و اینها بس اند‌ک‌اند و داوود دانست که ما او را آزمایش کرده‌ایم پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رو درافتاد و توبه کرد
  25. و بر او این (ماجرا) را بخشودیم و در حقیقت براى او پیش ما تقرب و فرجامى خوش خواهد بود
  26. اى داوود ما تو را در زمین خلیفه (و جانشین) گردانیدیم پس میان مردم به حق داورى کن و زنهار از هوس پیروى مکن که تو را از راه خدا به در کند در حقیقت کسانى که از راه خدا به در مى‌روند به (سزاى) آنکه روز حساب را فراموش کرده‌اند عذابى سخت‌خواهند داشت
  27. و آسمان و زمین و آنچه را که میان این دو است به باطل نیافریدیم این گمان کسانى است که کافر شده (و حق‌پوشى کرده)اند پس واى از آتش بر کسانى که کافر شده‌اند
  28. یا (مگر) کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند چون مفسدان در زمین مى‌گردانیم یا پرهیزگاران را چون پلیدکاران قرار مى‌دهیم
  29. (این) کتابى مبارک است که آن را به سوى تو نازل کرده‌ایم تا در (باره) آیات آن بیندیشند و خردمندان پند گیرند
  30. و سلیمان را به داوود بخشیدیم چه نیکو بنده‌اى به راستى او توبه‌کار (و ستایشگر) بود
  31. هنگامى که (طرف) غروب اسبهاى اصیل را بر او عرضه کردند
  32. (سلیمان) گفت واقعا من دوستى اسبان را بر یاد پروردگارم ترجیح دادم تا (هنگام نماز گذشت و خورشید) در پس حجاب ظلمت‌ شد
  33. (گفت اسبها) را نزد من باز آورید پس شروع کرد به دست کشیدن بر ساق‌ها و گردن آنها (و سرانجام وقف کردن آنها در راه خدا)
  34. و قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدى بیفکندیم پس به توبه باز آمد
  35. گفت پروردگارا مرا ببخش و ملکى به من ارزانى دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت تویى که خود بسیار بخشنده‌اى
  36. پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم مى‌گرفت به فرمان او نرم روان مى‌شد
  37. و شیطانها را (از) بنا و غواص
  38. تا (وحشیان) دیگر را که جفت جفت با زنجیرها به هم بسته بودند (تحت فرمانش درآوردیم)
  39. (گفتیم) این بخشش ماست (آن را) بى‌شمار ببخش یا نگاه دار
  40. و قطعاً براى او در پیشگاه ما تقرب و فرجام نیکوست
  41. و بنده ما ایوب را به یاد آور آنگاه که پروردگارش را ندا داد که شیطان مرا به رنج و عذاب مبتلا کرد
  42. (به او گفتیم) با پاى خود (به زمین) بکوب اینک این چشمه‌سارى است‌ سرد و آشامیدنى
  43. و (مجددا) کسانش را و نظایر آنها را همراه آنها به او بخشیدیم تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد
  44. (و به او گفتیم) یک بسته ترکه به دستت برگیر و (همسرت را) با آن بزن و سوگند مشکن ما او را شکیبا یافتیم چه نیکوبنده‌اى به راستى او توبه‌کار بود
  45. و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و دیده‌ور بودند به یادآور
  46. ما آنان را با موهبت ویژه‌اى که یادآورى آن سراى بود خالص گردانیدیم
  47. و آنان در پیشگاه ما جدا از برگزیدگان نیکانند
  48. و اسماعیل و یسع و ذوالکفل را به یاد آور (که) همه از نیکانند
  49. این یادکردى است و قطعاً براى پرهیزگاران فرجامى نیک است
  50. باغهاى همیشگى در حالى که درهاى (آنها) برایشان گشوده‌است
  51. در آنجا تکیه مى‌زنند (و) میوه‌هاى فراوان و نوشیدنى در آنجا طلب مى‌کنند
  52. و نزدشان (دلبران) فروهشته‌نگاه همسال است
  53. این است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شد
  54. (مى‌گویند) در حقیقت این روزى ماست و آن را پایانى نیست
  55. این است (حال بهشتیان) و (اما) براى طغیانگران واقعا بد فرجامى است
  56. به جهنم درمى‌آیند و چه بد آرامگاهى است
  57. این جوشاب و چرکاب است باید آن را بچشند
  58. و از همین گونه انواع دیگر (عذابها)
  59. اینها گروهى‌اند که با شما به اجبار (در آتش) درمى‌آیند بدا به حال آنها زیرا آنان داخل آتش مى‌شوند
  60. (به رؤساى خود) مى‌گویند بلکه بر خود شما خوش مباد این (عذاب) را شما خود براى ما از پیش فراهم آوردید و چه بد قرارگاهى است
  61. مى‌گویند پروردگارا هر کس این (عذاب) را از پیش براى ما فراهم آورده عذاب او را در آتش دو چندان کن
  62. و مى‌گویند ما را چه شده است که مردانى را که ما آنان را از (زمره) اشرار مى‌شمردیم نمى‌بینیم
  63. آیا آنان را (در دنیا) به ریشخند مى‌گرفتیم یا چشمها(ى ما) بر آنها نمى‌افتد
  64. این مجادله اهل آتش قطعاً راست است
  65. بگو من فقط هشداردهنده‌اى هستم و جز خداى یگانه قهار معبودى دیگر نیست
  66. پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است همان شکست‌ناپذیر آمرزنده
  67. بگو این خبرى بزرگ است
  68. (که) شما از آن روى برمى‌تابید
  69. مرا در باره ملاء اعلى هیچ دانشى نبود آنگاه که مجادله مى‌کردند
  70. به من هیچ (چیز) وحى نمى‌شود جز اینکه من هشداردهنده‌اى آشکارم
  71. آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت من بشرى را از گل خواهم آفرید
  72. پس چون او را (کاملا) درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم سجده‌کنان براى او (به خا‌ک) بیفتید
  73. پس همه فرشتگان یکسره سجده کردند
  74. مگر ابلیس (که) تکبر نمود و از کافران شد
  75. فرمود اى ابلیس چه چیز تو را مانع شد که براى چیزى که به دستان قدرت خویش خلق کردم سجده آورى آیا تکبر نمودى یا از (جمله) برترى‌جویانى
  76. گفت من از او بهترم مرا از آتش آفریده‌اى و او را از گل آفریده‌اى
  77. فرمود پس از آن (مقام) بیرون شو که تو رانده‌اى
  78. و تا روز جزا لعنت من بر تو باد
  79. گفت پروردگارا پس مرا تا روزى که برانگیخته مى‌شوند مهلت ده
  80. فرمود در حقیقت تو از مهلت‌یافتگانى
  81. تا روز معین معلوم
  82. (شیطان) گفت پس به عزت تو سوگند که همگى را جدا از راه به در مى‌برم
  83. مگر آن بندگان پاکدل تو را
  84. فرمود حق (از من) است و حق را مى‌گویم
  85. هرآینه جهنم را از تو و از هر کس از آنان که تو را پیروى کند از همگى‌شان خواهم انباشت
  86. بگو مزدى بر این (رسالت) از شما طلب نمى‌کنم و من از کسانى نیستم که چیزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم
  87. این (قرآن) جز پندى براى جهانیان نیست
  88. و قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهید دانست

فصل ٣٩.  زمر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. نازل شدن (این کتاب) از جانب خداى شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار است
  2. ما (این) کتاب را به حق به سوى تو فرود آوردیم پس خدا را در حالى که اعتقاد (خود) را براى او خالص‌کننده‌اى عبادت کن
  3. آگاه باشید آیین پا‌ک از آن خداست و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند (به این بهانه که) ما آنها را جز براى اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمى‌پرستیم البته خدا میان آنان در باره آنچه که بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد کرد در قیقت‌خدا آن کسى را که دروغ‌پرداز ناسپاس است هدایت نمى‌کند
  4. اگر خدا مى‌خواست براى خود فرزندى بگیرد قطعاً از (میان) آنچه خلق مى‌کند آنچه را مى‌خواست برمى‌گزید منزه است او اوست‌ خداى یگانه قهار
  5. آسمانها و زمین را به حق آفرید شب را به روز درمى‌پیچد و روز را به شب درمى‌پیچد و آفتاب و ماه را تسخیر کرد هر کدام تا مدتى معین روانند آگاه باش که او همان شکست‌ ناپذیر آمرزنده است
  6. شما را از نفسى واحد آفرید سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دام‌ها هشت قسم پدید آورد شما را در شکمهاى مادرانتان آفرینشى پس از آفرینشى (دیگر) در تاریکی‌هاى سه گانه (مشیمه و رحم و شکم) خلق کرد این است‌خدا پروردگار شما فرمانروایى (و حکومت مطلق) از آن اوست‌خدایى جز او نیست پس چگونه (و کجا از حق) برگردانیده مى‌شوید
  7. اگر کفر ورزید خدا از شما سخت بى‌نیاز است و براى بندگانش کفران را خوش نمى‌دارد و اگر سپاس دارید آن را براى شما مى‌پسندد و هیچ بردارنده‌اى بار (گناه) دیگرى را برنمى‌دارد آنگاه بازگشت‌ شما به سوى پروردگارتان است و شما را به آنچه مى‌کردید خبر خواهد داد که او به راز دلها داناست
  8. و چون به انسان آسیبى رسد پروردگارش را در حالى که به سوى او بازگشت‌ کننده است مى‌خواند سپس چون او را از جانب خود نعمتى عطا کند آن (مصیبتى) را که در رفع آن پیشتر به درگاه او دعا مى‌کرد فراموش مى‌نماید و براى خدا همتایانى قرار مى‌دهد تا (خود و دیگران را) از راه او گمراه گرداند بگو به کفرت اندکى برخوردار شو که تو از اهل آتشى
  9. (آیا چنین کسى بهتر است) یا آن کسى که او در طول شب در سجده و قیام اطاعت (خدا) مى‌کند (و) از آخرت مى‌ترسد و رحمت پروردگارش را امید دارد بگو آیا کسانى که مى‌دانند و کسانى که نمى‌دانند یکسانند تنها خردمندانند که پند پذیرند
  10. بگو اى بندگان من که ایمان آورده‌اید از پروردگارتان پروا بدارید براى کسانى که در این دنیا خوبى کرده‌اند نیکى خواهد بود و زمین خدا فراخ است بى‌تردید شکیبایان پاداش خود را بى‌حساب (و) به تمام خواهند یافت. بگو من مامورم که خدا را در حالى که آیینم را براى او خالص گردانیده‌ام بپرستم
  11. و مامورم که نخستین مسلمانان باشم
  12. بگو من اگر به پروردگارم عصیان ورزم از عذاب روزى هولنا‌ک مى‌ترسم
  13. بگو خدا را مى‌پرستم در حالى که دینم را براى او بى‌آلایش مى‌گردانم
  14. پس هر چه را غیر از او مى‌خواهید بپرستید (ولى به آنان) بگو زیانکاران در حقیقت کسانى‌اند که به خود و کسانشان در روز قیامت زیان رسانده‌اند آرى این همان خسران آشکار است
  15. آنها از بالاى سرشان چترهایى از آتش خواهند داشت و از زیر پایشان (نیز) طبق‌هایى (آتشین است) این (کیفرى) است که خدا بندگانش را به آن بیم مى‌دهد اى بندگان من از من بترسید
  16. و(لى) آنان که خود را از طاغوت به دور مى‌دارند تا مبادا او را بپرستند و به سوى خدا بازگشته‌اند آنان را مژده باد پس بشارت ده به آن بندگان من که
  17. به سخن گوش فرامى‌دهند و بهترین آن را پیروى مى‌کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان
  18. پس آیا کسى که فرمان عذاب بر او واجب آمده (کجا روى رهایى دارد) آیا تو کسى را که در آتش است مى‌رهانى
  19. لیکن کسانى که از پروردگارشان پروا داشتند براى ایشان غرفه‌هایى است که بالاى آنها غرفه‌هایى (دیگر) بنا شده است نهرها از زیر آن روان است وعده خداست‌ خدا خلاف وعده نمى‌کند
  20. مگر ندیده‌اى که خدا از آسمان آبى فرود آورد پس آن را به چشمه‌هایى که در (طبقات زیرین) زمین است راه داد آنگاه به وسیله آن کشتزارى را که رنگهاى آن گوناگون است بیرون مى‌آورد سپس خشک مى‌گردد آنگاه آن را زرد مى‌بینى سپس خاشاکش مى‌گرداند قطعاً در این (دگرگونیها) براى صاحبان خرد عبرتى است
  21. پس آیا کسى که خدا سینه‌اش را براى (پذیرش) اسلام گشاده و (در نتیجه) برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‌باشد (همانند فرد تاریکدل است) پس واى بر آنان که از سخت‌ دلى یاد خدا نمى‌کنند اینانند که در گمراهى آشکارند
  22. خدا زیباترین سخن را (به صورت) کتابى متشابه متضمن وعد و وعید نازل کرده است آنان که از پروردگارشان مى‌هراسند پوست بدنشان از آن به لرزه مى‌افتد سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم مى‌گردد این است هدایت‌ خدا هر که را بخواهد به آن راه نماید و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست
  23. پس آیا آن کس که (به جاى دستها) با چهره خود گزند عذاب را روز قیامت دفع مى‌کند (مانند کسى است که از عذاب ایمن است) و به ستمگران گفته مى‌شود آنچه را که دستاوردتان بوده است بچشید
  24. کسانى (هم) که پیش از آنان بودند به تکذیب پرداختند و از آنجا که حدس نمى‌زدند عذاب برایشان آمد
  25. پس خدا در زندگى دنیا رسوایى را به آنان چشانید و اگر مى‌دانستند قطعاً عذاب آخرت بزرگتر است
  26. و در این قرآن از هر گونه مثلى براى مردم آوردیم باشد که آنان پندگیرند
  27. قرآنى عربى بى‌هیچ کژى باشد که آنان راه تقوا پویند
  28. خدا مثلى زده است مردى است که چند خواجه ناسازگار در (مالکیت) او شرکت دارند (و هر یک او را به کارى مى‌گمارند) و مردى است که تنها فرمانبر یک مرد است آیا این دو در مثل یکسانند سپاس خداى را (نه) بلکه بیشترشان نمى‌دانند
  29. قطعاً تو خواهى مرد و آنان (نیز) خواهند مرد
  30. سپس شما روز قیامت پیش پروردگارتان مجادله خواهید کرد
  31. پس کیست‌ ستمگرتر از آن کس که بر خدا دروغ بست و (سخن) راست را چون به سوى او آمد دروغ پنداشت آیا جاى کافران در جهنم نیست
  32. و آن کس که راستى آورد و آن را باور نمود آنانند که خود پرهیزگارانند
  33. براى آنان هر چه بخواهند پیش پروردگارشان خواهد بود این است پاداش نیکوکاران
  34. تا خدا بدترین عملى را که کرده‌اند از ایشان بزداید و آنان را به بهترین کارى که مى‌کرده‌اند پاداش دهد
  35. آیا خدا کفایت‌ کننده بنده‌اش نیست و (کافران) تو را از آنها که غیر اویند مى‌ترسانند و هر که را خدا گمراه گرداند برایش راهبرى نیست
  36. و هر که را خدا هدایت کند گمراه‌کننده‌اى ندارد مگر خدا نیست که نیرومند کیفرخواه است
  37. و اگر از آنها بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را خلق کرده قطعاً خواهند گفت‌خدا بگو (هان) چه تصور مى‌کنید اگر خدا بخواهد صدمه‌اى به من برساند آیا آنچه را به جاى خدا مى‌خوانید مى‌توانند صدمه او را برطرف کنند یا اگر او رحمتى براى من اراده کند آیا آنها مى‌توانند رحمتش را بازدارند بگو خدا مرا بس است اهل توکل تنها بر او توکل مى‌کنند
  38. بگو اى قوم من شما بر حسب امکانات خود عمل کنید من (نیز) عمل مى‌کنم‌پس به زودى خواهید دانست
  39. (که) چه کس را عذابى که رسوایش کند خواهد آمد و عذابى پایدار بر او نازل مى‌شود
  40. ما این کتاب را براى (رهبرى) مردم به حق بر تو فروفرستادیم پس هر کس هدایت‌ شود به سود خود اوست و هر کس بیراهه رود تنها به زیان خودش گمراه مى‌شود و تو بر آنها وکیل نیستى
  41. خدا روح مردم را هنگام مر‌گشان به تمامى باز مى‌ستاند و (نیز) روحى را که در (موقع) خوابش نمرده است (قبض مى‌کند) پس آن (نفسى) را که مر‌گ را بر او واجب کرده نگاه مى‌دارد و آن دیگر (نفسها) را تا هنگامى معین (به سوى زندگى دنیا) بازپس مى‌فرستد قطعاً در این (امر) براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى (از قدرت خدا)ست
  42. آیا غیر از خدا شفاعتگرانى براى خود گرفته‌اند بگو آیا هر چند اختیار چیزى را نداشته باشند و نیندیشند
  43. بگو شفاعت‌ یکسره از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین خاص اوست‌ سپس به سوى او باز گردانیده مى‌شوید
  44. و چون خدا به تنهایى یاد شود دلهاى کسانى که به آخرت ایمان ندارند منزجر مى‌گردد و چون کسانى غیر از او یاد شوند بناگاه آنان شادمانى مى‌کنند
  45. بگو بار الها اى پدیدآورنده آسمانها و زمین (اى) داناى نهان و آشکار تو خود در میان بندگانت بر سر آنچه اختلاف مى‌کردند داورى مى‌کنى
  46. و اگر آنچه در زمین است‌ یکسره براى کسانى که ظلم کرده‌اند باشد و نظیرش (نیز) با آن باشد قطعاً (همه) آن را براى رهایى خودشان از سختى عذاب روز قیامت‌ خواهند داد و آنچه تصور(ش را) نمى‌کردند از جانب خدا بر ایشان آشکار مى‌گردد
  47. و (نتیجه) گناهانى که مرتکب شده‌اند برایشان ظاهر مى‌شود و آنچه را که بدان ریشخند مى‌کردند آنها را فرا مى‌گیرد
  48. و چون انسان را آسیبى رسد ما را فرا مى‌خواند سپس چون نعمتى از جانب خود به او عطا کنیم مى‌گوید تنها آن را به دانش خود یافته‌ام نه چنان است‌ بلکه آن آزمایشى است ولى بیشترشان نمى‌دانند
  49. قطعاً کسانى که پیش از آنان بودند (نیز) این (سخن) را گفتند و آنچه به دست آورده بودند کارى برایشان نکرد
  50. تا (آنکه) کیفر آنچه مرتکب شده بودند بدیشان رسید و کسانى از این (گروه) که ستم کرده‌اند به زودى نتایج‌ سوء آنچه مرتکب شده‌اند بدیشان خواهد رسید و آنان درمانده‌کننده (ما) نیستند
  51. آیا ندانسته‌اند که خداست که روزى را براى هر کس که بخواهد گشاده یا تنگ مى‌گرداند قطعاً در این (اندازه‌گیرى) براى مردمى که ایمان دارند نشانه‌هایى (از حکمت) است
  52. بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روى روا داشته‌اید از رحمت‌ خدا نومید مشوید در حقیقت‌ خدا همه گناهان را مى‌آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است
  53. و پیش از آنکه شما را عذاب در رسد و دیگر یارى نشوید به سوى پروردگارتان بازگردید و تسلیم او شوید
  54. و پیش از آنکه به طور ناگهانى و در حالى که حدس نمى‌زنید شما را عذاب دررسد نیکوترین چیزى را که از جانب پروردگارتان به سوى شما نازل آمده است پیروى کنید
  55. تا آنکه (مبادا) کسى بگوید دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم بى‌تردید من از ریشخندکنندگان بودم
  56. یا بگوید اگر خدایم هدایت مى‌کرد مسلماً از پرهیزگاران بودم
  57. یا چون عذاب را ببیند بگوید کاش مرا برگشتى بود تا از نیکوکاران مى‌شدم
  58. (به او گویند) آرى نشانه‌هاى من بر تو آمد و آنها را تکذیب کردى و تکبر ورزیدى و از (جمله) کافران شدى
  59. و روز قیامت کسانى را که بر خدا دروغ بسته‌اند رو سیاه مى‌بینى آیا جاى سرکشان در جهنم نیست
  60. و خدا کسانى را که تقوا پیشه کرده‌اند به (پاس) کارهایى که مایه رستگارى‌شان بوده نجات مى‌دهد عذاب به آنان نمى‌رسد و غمگین نخواهند گردید
  61. خدا آفریدگار هر چیزى است و اوست که بر هر چیز نگهبان است
  62. کلیدهاى آسمان و زمین از آن اوست و کسانى که نشانه‌هاى خدا را انکار کردند آنانند که زیانکارانند
  63. بگو اى نادانان آیا مرا وادار مى‌کنید که جز خدا را بپرستم
  64. و قطعاً به تو و به کسانى که پیش از تو بودند وحى شده است اگر شر‌ک ورزى حتما کردارت تباه و مسلماً از زیانکاران خواهى شد
  65. بلکه خدا را بپرست و از سپاسگزاران باش
  66. و خدا را آنچنان که باید به بزرگى نشناخته‌اند و حال آنکه روز قیامت زمین یکسره در قبضه (قدرت) اوست و آسمانها در پیچیده به دست اوست او منزه است و برتر است از آنچه (با وى) شریک مى‌گردانند
  67. و در صور دمیده مى‌شود پس هر که در آسمانها و هر که در زمین است بیهوش درمى‌افتد مگر کسى که خدا بخواهد سپس بار دیگر در آن دمیده مى‌شود و بناگاه آنان بر پاى ایستاده مى‌نگرند
  68. و زمین به نور پروردگارش روشن گردد و کارنامه (اعمال در میان) نهاده شود و پیامبران و شاهدان را بیاورند و میانشان به حق داورى گردد و مورد ستم قرار نگیرند
  69. و هر کسى (نتیجه) آنچه انجام داده است به تمام بیابد و او به آنچه مى‌کنند داناتر است
  70. و کسانى که کافر شده‌اند گروه گروه به سوى جهنم رانده شوند تا چون بدان رسند درهاى آن (به رویشان) گشوده گردد و نگهبانانش به آنان گویند مگر فرستادگانى از خودتان بر شما نیامدند که آیات پروردگارتان را بر شما بخوانند و به دیدار چنین روزى شما را هشدار دهند گویند چرا ولى فرمان عذاب بر کافران واجب آمد
  71. و گفته شود از درهاى دوزخ درآیید جاودانه در آن بمانید وه چه بد (جایى) است جاى سرکشان
  72. و کسانى که از پروردگارشان پروا داشته‌اند گروه گروه به سوى بهشت‌ سوق داده شوند تا چون بدان رسند و درهاى آن (به رویشان) گشوده گردد و نگهبانان آن به ایشان گویند سلام بر شما خوش آمدید در آن درآیید (و) جاودانه (بمانید)
  73. و گویند سپاس خدایى را که وعده‌اش را بر ما راست گردانید و سرزمین (بهشت) را به ما میراث داد از هر جاى آن باغ (پهناور) که بخواهیم جاى مى‌گزینیم چه نیک است پاداش عمل‌کنندگان
  74. و فرشتگان را مى‌بینى که پیرامون عرش به ستایش پروردگار خود تسبیح مى‌گویند و میانشان به حق داورى مى‌گردد و گفته مى‌شود سپاس ویژه پروردگار جهانیان است

فصل ٤٠.  غافر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. فرو فرستادن این کتاب از جانب خداى ارجمند داناست
  3. (که) گناه‌ بخش و توبه‌پذیر (و) سخت‌ کیفر (و) فراخ‌ نعمت است‌‪.‬ خدایى جز او نیست بازگشت به سوى اوست
  4. جز آنهایى که کفر ورزیدند (کسى) در آیات خدا ستیزه نمى‌کند پس رفت و آمدشان در شهرها تو را دستخوش فریب نگرداند
  5. پیش از اینان قوم نوح و بعد از آنان دسته‌هاى مخالف (دیگر) به تکذیب پرداختند و هر امتى آهنگ فرستاده خود را کردند تا او را بگیرند و به (وسیله) باطل جدال نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند پس آنان را فرو گرفتم آیا چگونه بود کیفر من
  6. و بدین سان فرمان پروردگارت در باره کسانى که کفر ورزیده بودند به حقیقت پیوست که ایشان همدمان آتش خواهند بود
  7. کسانى که عرش (خدا) را حمل مى‌کنند و آنها که پیرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و به او ایمان دارند و براى کسانى که گرویده‌اند طلب آمرزش مى‌کنند پروردگارا رحمت و دانش (تو بر) هر چیز احاطه دارد کسانى را که توبه کرده و راه تو را دنبال کرده‌اند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار
  8. پروردگارا آنان را در باغ‌هاى جاوید که وعده‌شان داده‌اى با هر که از پدران و همسران و فرزندانشان که به صلاح آمده‌اند داخل کن زیرا تو خود ارجمند و حکیمى
  9. و آنان را از بدیها نگاه دار و هر که را در آن روز از بدیها حفظ کنى البته رحمتش کرده‌اى و این همان کامیابى بزرگ است
  10. کسانى که کافر بوده‌اند مورد ندا قرار مى‌گیرند که قطعاً دشمنى خدا از دشمنى شما نسبت به همدیگر سخت‌تر است آنگاه که به سوى ایمان فرا خوانده مى‌شدید و انکار مى‌ورزیدید
  11. مى‌گویند پروردگارا دو بار ما را به مر‌گ رسانیدى و دو بار ما را زنده گردانیدى به گناهانمان اعتراف کردیم پس آیا راه بیرون‌شدنى (از آتش) هست
  12. این (کیفر) از آن روى براى شماست که چون خدا به تنهایى خوانده مى‌شد کفر مى‌ورزیدید و چون به او شر‌ک آورده مى‌شد آن را باور مى‌کردید پس (امروز) فرمان از آن خداى والاى بزرگ است
  13. اوست آن کس که نشانه‌هاى خود را به شما مى‌نمایاند و براى شما از آسمان روزى مى‌فرستد و جز آن کس که توبه‌کار است (کسى) پند نمى‌گیرد
  14. پس خدا را پاکدلانه فرا خوانید هر چند ناباوران را ناخوش افتد
  15. بالابرنده درجات خداوند عرش به هر کس از بندگانش که خواهد آن روح (=فرشته) را به فرمان خویش مى‌فرستد تا (مردم را) از روز ملاقات (با خدا) بترساند
  16. آن روز که آنان ظاهر گردند چیزى از آنها بر خدا پوشیده نمى‌ماند امروز فرمانروایى از آن کیست از آن خداوند یکتاى قهار است
  17. امروز هر کسى به (موجب) آنچه انجام داده است کیفر مى‌یابد امروز ستمى نیست آرى خدا زودشمار است
  18. و آنها را از آن روز قریب(الوقوع) بترسان آنگاه که جانها به گلوگاه مى‌رسد در حالى که اندوه خود را فرو مى‌خورند براى ستمگران نه یارى است و نه شفاعتگرى که مورد اطاعت باشد
  19. (خدا) نگاههاى دزدانه و آنچه را که دلها نهان مى‌دارند مى‌داند
  20. و خداست که به حق داورى مى‌کند و کسانى را که در برابر او مى‌خوانند (عاجزند و) به چیزى داورى نمى‌کنند در حقیقت‌خداست که خود شنواى بیناست
  21. آیا در زمین نگردیده‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنها (زیسته)اند چگونه بوده است آنها از ایشان نیرومندتر (بوده) و آثار (پایدارترى) در روى زمین (از خود باقى گذاشتند) با این همه خدا آنان را به کیفر گناهانشان گرفتار کرد و در برابر خدا حمایتگرى نداشتند
  22. این (کیفر) از آن روى بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان مى‌آوردند ولى (آنها) انکار مى‌کردند پس خدا (گریبان) آنها را گرفت زیرا او نیرومند سخت‌کیفر است
  23. و به یقین موسى را با آیات خود و حجتى آشکار فرستادیم
  24. به سوى فرعون و هامان و قارون (اما آنان) گفتند افسونگرى شیاد است
  25. پس وقتى حقیقت را از جانب ما براى آنان آورد گفتند پسران کسانى را که با او ایمان آورده‌اند بکشید و زنانشان را زنده بگذارید و(لى) نیرنگ کافران جز در گمراهى نیست
  26. و فرعون گفت مرا بگذارید موسى را بکشم تا پروردگارش را بخواند من مى‌ترسم آیین شما را تغییر دهد یا در این سرزمین فساد کند
  27. و موسى گفت من از هر متکبرى که به روز حساب عقیده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‌ام
  28. و مردى مؤمن از خاندان فرعون که ایمان خود را نهان مى‌داشت گفت آیا مردى را مى‌کشید که مى‌گوید پروردگار من خداست و مسلماً براى شما از جانب پروردگارتان دلایل آشکارى آورده و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان اوست و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مى‌دهد به شما خواهد رسید چرا که خدا کسى را که افراطکار دروغزن باشد هدایت نمى‌کند
  29. اى قوم من امروز فرمانروایى از آن شماست (و) در این سرزمین مسلطید و(لى) چه کسى ما را از بلاى خدا اگر به ما برسد حمایت‌ خواهد کرد فرعون گفت‌ جز آنچه مى‌بینم به شما نمى‌نمایم و شما را جز به راه راست راهبر نیستم
  30. و کسى که ایمان آورده بود گفت اى قوم من من از (روزى) مثل روز دسته‌ها(ى مخالف خدا) بر شما مى‌ترسم
  31. (از سرنوشتى) نظیر سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و کسانى که پس از آنها (آمدند) و (گرنه) خدا بر بندگان (خود) ستم نمى‌خواهد
  32. و اى قوم من من بر شما از روزى که مردم یکدیگر را (به یارى هم) ندا درمى‌دهند بیم دارم
  33. روزى که پشت‌کنان (به عنف) بازمى‌گردید براى شما در برابر خدا هیچ حمایتگرى نیست و هر که را خدا گمراه کند او را راهبرى نیست
  34. و به یقین یوسف پیش از این دلایل آشکار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در تردید بودید تا وقتى که از دنیا رفت گفتید خدا بعد از او هرگز فرستاده‌اى را برنخواهد انگیخت این گونه خدا هر که را افراطگر شکا‌ک است بى راه مى‌گذارد
  35. کسانى که در باره آیات خدا بدون حجتى که براى آنان آمده باشد مجادله مى‌کنند (این ستیزه) در نزد خدا و نزد کسانى که ایمان آورده‌اند (مایه) عداوت بزرگى است این گونه خدا بر دل هر متکبر و زورگویى مهر مى‌نهد
  36. و فرعون گفت اى هامان براى من کوشکى بلند بساز شاید من به آن راهها برسم
  37. راههاى (دستیابى به) آسمانها تا از خداى موسى اطلاع حاصل کنم و من او را سخت دروغ‌پرداز مى‌پندارم و این گونه براى فرعون زشتى کارش آراسته شد و از راه (راست) بازماند و نیرنگ فرعون جز به تباهى نینجامید
  38. و آن کس که ایمان آورده بود گفت اى قوم من مرا پیروى کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم
  39. اى قوم من این زندگى دنیا تنها کالایى (ناچیز) است و در حقیقت آن آخرت است که سراى پایدار است
  40. هر که بدى کند جز به مانند آن کیفر نمى‌یابد و هر که کار شایسته کند چه مرد باشد یا زن در حالى که ایمان داشته باشد در نتیجه آنان داخل بهشت مى‌شوند و در آنجا بى‌حساب روزى مى‌یابند
  41. و اى قوم من چه شده است که من شما را به نجات فرا مى‌خوانم و (شما) مرا به آتش فرا مى‌خوانید
  42. مرا فرا مى‌خوانید تا به خدا کافر شوم و چیزى را که بدان علمى ندارم با او شریک گردانم و من شما را به سوى آن ارجمند آمرزنده دعوت مى‌کنم
  43. آنچه مرا به سوى آن دعوت مى‌کنید به ناچار نه در دنیا و نه در آخرت (درخور) خواندن نیست و در حقیقت برگشت ما به سوى خداست و افراطگران همدمان آتشند
  44. پس به زودى آنچه را به شما مى‌گویم به یاد خواهید آورد و کارم را به خدا مى‌سپارم خداست که به (حال) بندگان (خود) بیناست
  45. پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نیرنگ مى‌کردند حمایت فرمود و فرعونیان را عذاب سخت فرو گرفت
  46. (اینک هر) صبح و شام بر آتش عرضه مى‌شوند و روزى که رستاخیز بر پا شود (فریاد مى‌رسد که) فرعونیان را در سخت‌ترین (انواع) عذاب درآورید
  47. و آنگاه که در آتش شروع به آوردن حجت مى‌کنند زیردستان به کسانى که گردنکش بودند مى‌گویند ما پیرو شما بودیم پس آیا مى‌توانید پاره‌اى از این آتش را از ما دفع کنید
  48. کسانى که گردنکشى مى‌کردند مى‌گویند (اکنون) همه ما در آن هستیم خداست که میان بندگان (خود) داورى کرده است
  49. و کسانى که در آتشند به نگهبانان جهنم مى‌گویند پروردگارتان را بخوانید تا یک روز از این عذاب را به ما تخفیف دهد
  50. مى‌گویند مگر پیامبرانتان دلایل روشن به سوى شما نیاوردند مى‌گویند چرا مى‌گویند پس بخوانید و(لى) دعاى کافران جز در بیراهه نیست
  51. در حقیقت ما فرستادگان خود و کسانى را که گرویده‌اند در زندگى دنیا و روزى که گواهان برپاى مى‌ایستند قطعاً یارى مى‌کنیم
  52. (همان) روزى که ستمگران را پوزش‌طلبى‌شان سود نمى‌دهد و براى آنان لعنت است و برایشان بدفرجامى آن سراى است
  53. و قطعاً موسى را هدایت دادیم و به فرزندان اسرائیل تورات را به میراث نهادیم
  54. (که) رهنمود و یادکردى براى خردمندان است
  55. پس صبر کن که وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستایشگر باش
  56. در حقیقت آنان که در باره نشانه‌هاى خدا بى‌آنکه حجتى برایشان آمده باشد به مجادله برمى‌خیزند در دلهایشان جز بزرگنمایى نیست (و) آنان به آن (بزرگى که آرزویش را دارند) نخواهند رسید پس به خدا پناه جوى زیرا او خود شنواى بیناست
  57. قطعاً آفرینش آسمانها و زمین بزرگتر (و شکوهمندتر) از آفرینش مردم است ولى بیشتر مردم نمى‌دانند
  58. و نابینا و بینا یکسان نیستند و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند (نیز) با (مردم) بدکار (یکسان) نیستند چه اند‌ک پند مى‌پذیرید
  59. در حقیقت رستاخیز قطعاً آمدنى است در آن تردیدى نیست ولى بیشتر مردم ایمان نمى‌آورند
  60. و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم در حقیقت کسانى که از پرستش من کبر مى‌ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‌آیند
  61. خدا (همان) کسى است که شب را براى شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید و روز را روشنى‌بخش (قرار داد) آرى خدا بر مردم بسیار صاحب‌ تفضل است ولى بیشتر مردم سپاس نمى‌دارند
  62. این است‌خدا پروردگار شما (که) آفریننده هر چیزى است‌ خدایى جز او نیست پس چگونه (از او) بازگردانیده مى‌شوید
  63. کسانى که نشانه‌هاى خدا را انکار مى‌کردند این گونه (از خدا) رویگردان مى‌شوند
  64. خدا (همان) کسى است که زمین را براى شما قرارگاه ساخت و آسمان را بنایى (گردانید) و شما را صورتگرى کرد و صورتهاى شما را نیکو نمود و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى داد این است‌خدا پروردگار شما بلندمرتبه و بزرگ است‌ خدا پروردگار جهانیان
  65. اوست (همان) زنده‌اى که خدایى جز او نیست پس او را در حالى که دین (خود) را براى وى بى‌آلایش گردانیده‌اید بخوانید سپاس(ها همه) ویژه خدا پروردگار جهانیان است
  66. بگو من نهى شده‌ام از اینکه جز خدا کسانى را که (شما) مى‌خوانید پرستش کنم (آن هم) هنگامى که از جانب پروردگارم مرا دلایل روشن رسیده باشد و مامورم که فرمانبر پروردگار جهانیان باشم
  67. او همان کسى است که شما را از خاکى آفرید سپس از نطفه‌اى آنگاه از علقه‌اى و بعد شما را (به صورت) کودکى برمى‌آورد تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید و از میان شما کسى است که مر‌گ پیش‌رس مى‌یابد و تا (بالاخره) به مدتى که مقرر است برسید و امید که در اندیشه فرو روید
  68. او همان کسى است که زنده مى‌کند و مى‌میراند و چون به کارى حکم کند همین قدر به آن مى‌گوید باش بى‌درنگ موجود مى‌شود
  69. آیا کسانى را که در (ابطال) آیات خدا مجادله مى‌کنند ندیده‌اى (که) تا کجا (از حقیقت) انحراف حاصل کرده‌اند
  70. کسانى که کتاب (خدا) و آنچه را که فرستادگان خود را بدان گسیل داشته‌ایم تکذیب کرده‌اند به زودى خواهند دانست
  71. هنگامى که غلها در گردنهایشان (افتاده) و (با) زنجیرها کشانیده مى‌شوند
  72. در میان جوشاب (و) آنگاه در آتش برافروخته مى‌شوند
  73. آنگاه به آنان گفته مى‌شود آنچه را در برابر خدا (با او) شریک مى‌ساختید کجایند
  74. مى‌گویند گمشان کردیم بلکه پیشتر (هم) ما چیزى را نمى‌خواندیم این گونه خدا کافران را بى‌راه مى‌گذارد
  75. این (عقوبت) به سبب آن است که در زمین به ناروا شادى و سرمستى مى‌کردید و بدان سبب است که (سخت به خود) مى‌نازیدید
  76. از درهاى دوزخ درآیید در آن جاودان (بمانید) چه بد است جاى سرکشان
  77. پس صبر کن که وعده خدا راست است پس چه پاره‌اى از آنچه را که به آنان وعده داده‌ایم به تو بنمایانیم چه تو را از دنیا ببریم (در هر صورت آنان) به سوى ما بازگردانیده مى‌شوند
  78. و مسلماً پیش از تو فرستادگانى را روانه کردیم برخى از آنان را (ماجرایشان را) بر تو حکایت کرده‌ایم و برخى از ایشان را بر تو حکایت نکرده‌ایم و هیچ فرستاده‌اى را نرسد که بى‌اجازه خدا نشانه‌اى بیاورد پس چون فرمان خدا برسد به حق داورى مى‌شود و آنجاست که باطل‌کاران زیان مى‌کنند
  79. خدا (همان) کسى است که چهارپایان را براى شما پدید آورد تا از برخى از آنها سوارى گیرید و از برخى از آنها بخورید
  80. و در آنها براى شما سودهاست تا با (سوار شدن بر) آنها به مقصودى که در دلهایتان است برسید و بر آنها و بر کشتى حمل مى‌شوید
  81. و نشانه‌هاى (قدرت) خویش را به شما مى‌نمایاند پس کدام یک از آیات خدا را انکار مى‌کنید
  82. آیا در زمین نگشته‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنان بودند چگونه بوده است (آنها به مراتب از حیث تعداد) بیشتر از آنان و (از حیث) نیرو و آثار در روى زمین استوارتر بودند و(لى) آنچه به دست مى‌آوردند به حالشان سودى نبخشید
  83. و چون پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان آوردند به آن چیز (مختصرى) از دانش که نزدشان بود خرسند شدند و (سرانجام) آنچه به ریشخند مى‌گرفتند آنان را فروگرفت
  84. پس چون سختى (عذاب) ما را دیدند گفتند فقط به خدا ایمان آوردیم و بدانچه با او شریک مى‌گردانیدیم کافریم
  85. و(لى) هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند دیگر ایمانشان براى آنها سودى نداد نت‌خداست که از (دیرباز) در باره بندگانش چنین جارى شده و آنجاست که ناباوران زیان کرده‌اند

فصل ٤١.  فصلت

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. وحى (نامه)اى است از جانب (خداى) رحمتگر مهربان
  3. کتابى است که آیات آن به روشنى بیان شده قرآنى است به زبان عربى براى مردمى که مى‌دانند
  4. بشارتگر و هشداردهنده است و(لى) بیشتر آنان رویگردان شدند در نتیجه (چیزى را) نمى‌شنوند
  5. و گفتند دلهاى ما از آنچه ما را به سوى آن مى‌خوانى سخت محجوب و مهجور است و در گوشهاى ما سنگینى و میان ما و تو پرده‌اى است پس تو کار خود را بکن ما (هم) کار خود را مى‌کنیم
  6. بگو من بشرى چون شمایم جز اینکه به من وحى مى‌شود که خداى شما خدایى یگانه است پس مستقیما به سوى او بشتابید و از او آمرزش بخواهید و واى بر مشرکان
  7. همان کسانى که زکات نمى‌دهند و آنان که به آخرت ناباورند
  8. کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند آنان را پاداشى بى‌پایان است
  9. بگو آیا این شمایید که واقعا به آن کسى که زمین را در دو هنگام آفرید کفر مى‌ورزید و براى او همتایانى قرار مى‌دهید این است پروردگار جهانیان
  10. و در (زمین) از فراز آن (لنگرآسا) کوهها نهاد و در آن خیر فراوان پدید آورد و مواد خوراکى آن را در چهار روز اندازه‌گیرى کرد (که) براى خواهندگان‌ درست (و متناسب با نیازهایشان) است
  11. سپس آهنگ (آفرینش) آسمان کرد و آن بخارى بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو گفتند فرمان‌پذیر آمدیم
  12. پس آنها را (به صورت) هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى کار (مربوط به) آن را وحى فرمود و آسمان (این) دنیا را به چراغها آذین کردیم و (آن را نیک) نگاه داشتیم این است اندازه‌گیرى آن نیرومند دانا
  13. پس اگر روى برتافتند بگو شما را از آذرخشى چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم
  14. چون فرستادگان (ما) از پیش رو و از پشت‌ سرشان بر آنان آمدند (و گفتند) زنهار جز خدا را مپرستید گفتند اگر پروردگار ما مى‌خواست قطعاً فرشتگانى فرو مى‌فرستاد پس ما به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم
  15. و اما عادیان به ناحق در زمین سر برافراشتند و گفتند از ما نیرومندتر کیست آیا ندانسته‌اند که آن خدایى که خلقشان کرده خود از ایشان نیرومندتر است و در نتیجه آیات ما را انکار مى‌کردند
  16. پس بر آنان تندبادى توفنده در روزهایى شوم فرستادیم تا در زندگى دنیا عذاب رسوایى را بدانان بچشانیم و قطعاً عذاب آخرت رسوا کننده‌تر است و آنان یارى نخواهند شد
  17. و اما ثمودیان پس آنان را راهبرى کردیم و(لى) کوردلى را بر هدایت ترجیح دادند پس به (کیفر) آنچه مرتکب مى‌شدند صاعقه عذاب خفت‌آور آنان را فروگرفت
  18. و کسانى را که ایمان آورده بودند و پروا مى‌داشتند رهانیدیم
  19. و (یاد کن) روزى را که دشمنان خدا به سوى آتش گردآورده و بازداشت (و دسته دسته تقسیم) مى‌شوند
  20. تا چون بدان رسند گوششان و دیدگانشان و پوستشان به آنچه مى‌کرده‌اند بر ضدشان گواهى دهند
  21. و به پوست (بدن) خود مى‌گویند چرا بر ضد ما شهادت دادید مى‌گویند همان خدایى که هر چیزى را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است و او نخستین بار شما را آفرید و به سوى او برگردانیده مى‌شوید
  22. و (شما) از اینکه مبادا گوش و دیدگان و پوستتان بر ضد شما گواهى دهند (گناهانتان را) پوشیده نمى‌داشتید لیکن گمان داشتید که خدا بسیارى از آنچه را که مى‌کنید نمى‌داند
  23. و همین بود گمانتان که در باره پروردگارتان بردید شما را هلا‌ک کرد و از زیانکاران شدید
  24. پس اگر شکیبایى نمایند جایشان در آتش است و اگر از در پوزش درآیند مورد اجابت قرار نمى‌گیرند
  25. و براى آنان دمسازانى گذاشتیم و آنچه در دسترس ایشان و آنچه در پى آنان بود در نظرشان زیبا جلوه دادند و فرمان (عذاب) در میان امت‌هایى از جن و انس که پیش از آنان روزگار به سر برده بودند بر ایشان واجب آمد چرا که آنها زیانکاران بودند
  26. و کسانى که کافر شدند گفتند به این قرآن گوش مدهید و سخن لغو در آن اندازید شاید شما پیروز شوید
  27. و قطعاً کسانى را که کافر شده‌اند عذابى سخت مى‌چشانیم و حتما آنها را به بدتر از آنچه مى‌کرده‌اند جزا مى‌دهیم
  28. آرى سزاى دشمنان خدا همان آتش است که در آن منزل همیشگى دارند (این) جزا به کیفر آن است که نشانه‌هاى ما را انکار مى‌کردند
  29. و کسانى که کفر ورزیدند گفتند پروردگارا آن دو (گمراه‌گرى) از جن و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا آنها را زیر قدم‌هایمان بگذاریم تا زبون شوند
  30. در حقیقت کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‌ سپس ایستادگى کردند فرشتگان بر آنان فرود مى‌آیند (و مى‌گویند) هان بیم مدارید و غمین مباشید و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید
  31. در زندگى دنیا و در آخرت دوستانتان ماییم و هر چه دل‌هایتان بخواهد در (بهشت) براى شماست و هر چه خواستار باشید در آنجا خواهید داشت
  32. روزى آماده‌اى از سوى آمرزنده مهربان است
  33. و کیست‌خوشگفتارتر از آن کس که به سوى خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید من (در برابر خدا) از تسلیم‌شدگانم
  34. و نیکى با بدى یکسان نیست (بدى را) آنچه خود بهتر است دفع کن آنگاه کسى که میان تو و میان او دشمنى است گویى دوستى یکدل مى‌گردد
  35. و این (خصلت) را جز کسانى که شکیبا بوده‌اند نمى‌یابند و آن را جز صاحب بهره‌اى بزرگ نخواهد یافت
  36. و اگر دمدمه‌اى از شیطان تو را از جاى درآورد پس به خدا پناه ببر که او خود شنواى داناست
  37. و از نشانه‌هاى (حضور) او شب و روز و خورشید و ماه است نه براى خورشید سجده کنید و نه براى ماه و اگر تنها او را مى‌پرستید آن خدایى را سجده کنید که آنها را خلق کرده است
  38. پس اگر کبر ورزیدند کسانى که در پیشگاه پروردگار تواند شبانه‌روز او را نیایش مى‌کنند و خسته نمى‌شوند
  39. و از (دیگر) نشانه‌هاى او این است که تو زمین را فسرده مى‌بینى و چون باران بر آن فروریزیم به جنبش درآید و بردمد آرى همان کسى که آن را زندگى بخشید قطعاً زنده‌کننده مردگان است در حقیقت او بر هر چیزى تواناست
  40. کسانى که در (فهم و ارائه) آیات ما کژ مى‌روند بر ما پوشیده نیستند آیا کسى که در آتش افکنده مى‌شود بهتر است‌ یا کسى که روز قیامت آسوده‌ خاطر مى‌آید هر چه مى‌خواهید بکنید که او به آنچه انجام مى‌دهید بیناست
  41. کسانى که به این قرآن چون بدیشان رسید کفر ورزیدند (به کیفر خود مى‌رسند) و به راستى که آن کتابى ارجمند است
  42. از پیش روى آن و از پشت‌سرش باطل به سویش نمى‌آید وحى (نامه)اى است از حکیمى ستوده (صفات)
  43. به تو جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است گفته نمى‌شود به راستى که پروردگار تو داراى آمرزش و دارنده کیفرى پر درد است
  44. و اگر (این کتاب را) قرآنى غیر عربى گردانیده بودیم قطعاً مى‌گفتند چرا آیه‌هاى آن روشن بیان نشده کتابى غیر عربى و (مخاطب آن) عرب زبان بگو این (کتاب) براى کسانى که ایمان آورده‌اند رهنمود و درمانى است و کسانى که ایمان نمى‌آورند در گوشهایشان سنگینى است و قرآن برایشان نامفهوم است و (گویى) آنان را از جایى دور ندا مى‌دهند
  45. و به راستى موسى را کتاب (تورات) دادیم پس در آن اختلاف واقع شد و اگر از جانب پروردگارت فرمان (مهلت) سبقت نگرفته بود قطعاً میانشان داورى شده بود و در حقیقت آنان در باره آن به شکى سخت دچارند
  46. هر که کار شایسته کند به سود خود اوست و هر که بدى کند به زیان خود اوست و پروردگار تو به بندگان (خود) ستمکار نیست
  47. دانستن هنگام رستاخیز فقط منحصر به اوست و میوه‌ها از غلافهایشان بیرون نمى‌آیند و هیچ مادینه‌اى بار نمى‌گیرد و بار نمى‌گذارد مگر آنکه او به آن علم دارد و روزى که (خدا) آنان را ندا مى‌دهد شریکان من کجایند مى‌گویند با بانگ رسا به تو مى‌گوییم که هیچ گواهى از میان ما نیست
  48. و آنچه از پیش مى‌خواندند از (نظر) آنان ناپدید مى‌شود و مى‌دانند که آنان را روى گریز نیست
  49. انسان از دعاى خیر خسته نمى‌شود و چون آسیبى به او رسد مایوس (و) نومید مى‌گردد
  50. و اگر از جانب خود رحمتى پس از زیانى که به او رسیده است بچشانیم قطعاً خواهد گفت من سزاوار آنم و گمان ندارم که رستاخیز برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانیده شوم قطعاً نزد او برایم خوبى خواهد بود پس بدون شک کسانى را که کفران کرده‌اند به آنچه انجام داده‌اند آگاه خواهیم کرد و مسلماً از عذابى سخت به آنان خواهیم چشانید
  51. و چون انسان را نعمت بخشیم روى برتابد و خود را کنار کشد و چون آسیبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد
  52. بگو به من خبر دهید اگر (قرآن) از نزد خدا (آمده) باشد و آن را انکار کرده باشید چه کسى گمراه‌تر از آن کس خواهد بود که به مخالفتى دور و دراز (دچار) آمده باشد
  53. به زودى نشانه‌هاى خود را در افقها(ى گوناگون) و در دل‌هایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است
  54. آرى آنان در لقاى پروردگارشان تردید دارند آگاه باش که مسلماً او به هر چیزى احاطه دارد

فصل ٤٢.  شورا

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. عین سین قاف
  3. این گونه خداى نیرومند حکیم به سوى تو و به سوى کسانى که پیش از تو بودند وحى مى‌کند
  4. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و او بلند مرتبه بزرگ است
  5. چیزى نمانده که آسمان‌ها از فرازشان بشکافند و (حال آنکه) فرشتگان به سپاس پروردگارشان تسبیح مى‌گویند و براى کسانى که در زمین هستند آمرزش مى‌طلبند آگاه باش در قیقت‌ خداست که آمرزنده مهربان است
  6. و کسانى که به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند خدا بر ایشان نگهبان است و تو بر آنان گمارده نیستى
  7. و بدین گونه قرآن عربى به سوى تو وحى کردیم تا (مردم) مکه و کسانى را که پیرامون آنند هشدار دهى و از روز گردآمدن (خلق) که تردیدى در آن نیست بیم دهى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش
  8. و اگر خدا مى‌خواست قطعاً آنان را امتى یگانه مى‌گردانید لیکن هر که را بخواهد به رحمت‌خویش درمى‌آورد و ستمگران نه یارى دارند و نه یاورى
  9. آیا به جاى او دوستانى براى خود گرفته‌اند خداست که دوست راستین است و اوست که مردگان را زنده مى‌کند و هموست که بر هر چیزى تواناست
  10. و در باره هر چیزى اختلاف پیدا کردید داوریش به خدا (ارجاع مى‌گردد) چنین خدایى پروردگار من است بر او توکل کردم و به سوى او بازمى‌گردم
  11. پدیدآورنده آسمانها و زمین است از خودتان براى شما جفتهایى قرار داد و از دامها (نیز) نر و ماده (قرار داد) بدین وسیله شما را بسیار مى‌گرداند چیزى مانند او نیست و اوست‌ شنواى بینا
  12. کلیدهاى آسمانها و زمین از آن اوست براى هر کس که بخواهد روزى را گشاده یا تنگ مى‌گرداند اوست که بر هر چیزى داناست
  13. از (احکام) دین آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که در باره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که دین را برپا دارید و در آن تفرقه‌اندازى مکنید بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوى آن فرا مى‌خوانى گران مى‌آید خدا هر که را بخواهد به سوى خود برمى‌گزیند و هر که را که از در توبه درآید به سوى خود راه مى‌نماید
  14. و فقط پس از آنکه علم برایشان آمد راه تفرقه پیمودند (آن هم) به صرف حسد (و برترى جویى) میان همدیگر و اگر سخنى (دایر بر تاخیر عذاب) از جانب پروردگارت تا زمانى معین پیشى نگرفته بود قطعاً میانشان داورى شده بود و کسانى که بعد از آنان کتاب (تورات) را میراث یافتند واقعا در باره او در تردیدى سخت (دچار)اند
  15. بنابراین به دعوت پرداز و همان گونه که مامورى ایستادگى کن و هوسهاى آنان را پیروى مکن و بگو به هر کتابى که خدا نازل کرده است ایمان آوردم و مامور شدم که میان شما عدالت کنم خدا پروردگار ما و پروردگار شماست اعمال ما از آن ما و اعمال شما از آن شماست میان ما و شما خصومتى نیست‌ خدا میان ما را جمع مى‌کند و فرجام به سوى اوست
  16. و کسانى که در باره خدا پس از اجابت (دعوت) او به مجادله مى‌پردازند حجتشان پیش پروردگارشان باطل است و خشمى (از خدا) برایشان است و براى آنان عذابى سخت‌خواهد بود
  17. خدا همان کسى است که کتاب و وسیله سنجش را به حق فرود آورد و تو چه مى‌دانى شاید رستاخیز نزدیک باشد
  18. کسانى که به آن ایمان ندارند شتابزده آن را مى‌خواهند و کسانى که ایمان آورده‌اند از آن هراسناکند و مى‌دانند که آن حق است بدان که آنان که در مورد قیامت تردید مى‌ورزند قطعاً در گمراهى دور و درازى‌اند
  19. خدا نسبت به بندگانش مهربان است هر که را بخواهد روزى مى‌دهد و اوست نیرومند غالب
  20. کسى که کشت آخرت بخواهد براى وى در کشته‌اش مى‌افزاییم و کسى که کشت این دنیا را بخواهد به او از آن مى‌دهیم و(لى) در آخرت او را نصیبى نیست
  21. آیا براى آنان شریکانى است که در آنچه خدا بدان اجازه نداده برایشان بنیاد آیینى نهاده‌اند و اگر فرمان قاطع (در باره تاخیر عذاب در کار) نبود مسلماً میانشان داورى مى‌شد و براى ستمکاران شکنجه‌اى پر درد است
  22. (در قیامت) ستمگران را از آنچه انجام داده‌اند هراسناک مى‌بینى و (جزاى عملشان) به آنان خواهد رسید و کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهاى بهشتند آنچه را بخواهند نزد پروردگارشان خواهند داشت این است همان فضل عظیم
  23. این همان (پاداشى) است که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند (بدان) مژده داده است بگو به ازاى آن (رسالت) پاداشى از شما خواستار نیستم مگر دوستى در باره خویشاوندان و هر کس نیکى به جاى آورد (و طاعتى اندوزد) براى او در ثواب آن خواهیم افزود قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است
  24. آیا مى‌گویند بر خدا دروغى بسته است پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقیقت را با کلمات خویش پا برجا مى‌کند اوست که به راز دلها داناست
  25. و اوست کسى که توبه را از بندگان خود مى‌پذیرد و از گناهان درمى‌گذرد و آنچه مى‌کنید مى‌داند
  26. و (درخواست) کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده‌اند اجابت مى‌کند و از فضل خویش به آنان زیاده مى‌دهد و(لى) براى کافران عذاب سختى خواهد بود
  27. و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند مسلماً در زمین سر به عصیان برمى‌دارند لیکن آنچه را بخواهد به اندازه‌اى (که مصلحت است) فرو مى‌فرستد به راستى که او به (حال) بندگانش آگاه بیناست
  28. و اوست کسى که باران را پس از آنکه (مردم) نومید شدند فرود مى‌آورد و رحمت‌ خویش را مى‌گسترد و هموست‌ سرپرست‌ ستوده
  29. و از نشانه‌هاى (قدرت) اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از (انواع) جنبنده در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست
  30. و هر (گونه) مصیبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و (خدا) از بسیارى درمى‌گذرد
  31. و شما در زمین درمانده کننده (خدا) نیستید و جز خدا شما را سرپرست و یاورى نیست
  32. و از نشانه‌هاى او سفینه‌هاى کوه‌آسا در دریاست
  33. اگر بخواهد باد را ساکن مى‌گرداند و (سفینه‌ها) بر پشت (آب) متوقف مى‌مانند قطعاً در این (امر) براى هر شکیباى شکرگزارى نشانه‌هاست
  34. یا به (سزاى) آنچه (کشتى‌نشینان) مرتکب شده‌اند هلاکشان کند و(لى) از بسیارى درمى‌گذرد
  35. و (تا) آنان که در آیات ما مجادله مى‌کنند بدانند که ایشان را (روى) گریزى نیست
  36. و آنچه به شما داده شده برخوردارى (و کالاى) زندگى دنیاست و آنچه پیش خداست براى کسانى که گرویده‌اند و به پروردگارشان اعتماد دارند بهتر و پایدارتر است
  37. و کسانى که از گناهان بزرگ و زشتکاری‌ها خود را به دور مى‌دارند و چون به خشم درمى‌آیند درمى‌گذرند
  38. و کسانى که (نداى) پروردگارشان را پاسخ (مثبت) داده و نماز برپا کرده‌اند و کارشان در میانشان مشورت است و از آنچه روزیشان داده‌ایم انفاق مى‌کنند
  39. و کسانى که چون ستم بر ایشان رسد یارى مى‌جویند (و به انتقام بر مى‌خیزند)
  40. و جزاى بدى مانند آن بدى است پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند پاداش او بر (عهده) خداست به راستى او ستمگران را دوست نمى‌دارد
  41. و هر که پس از ستم (دیدن) خود یارى جوید (و انتقام گیرد) راه (نکوهشى) بر ایشان نیست
  42. راه (نکوهش) تنها بر کسانى است که به مردم ستم مى‌کنند و در (روى) زمین به ناحق سر برمى‌دارند آنان عذابى دردنا‌ک (در پیش) خواهند داشت
  43. و هر که صبر کند و درگذرد مسلماً این (خویشتن دارى حاکى) از اراده قوى (در) کارهاست
  44. و هر که را خدا بى‌راه گذارد پس از او یار (و یاور)ى نخواهد داشت و ستمگران را مى‌بینى که چون عذاب را بنگرند مى‌گویند آیا راهى براى برگشتن (به دنیا) هست
  45. آنان را مى‌بینى (که چون) بر (آتش) عرضه مى‌شوند از (شدت) زبونى فروتن شده‌اند زیرچشمى مى‌نگرند و کسانى که گرویده‌اند مى‌گویند در حقیقت زیانکاران کسانى‌اند که روز قیامت‌خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده‌اند آرى ستمکاران در عذابى پایدارند
  46. و جز خدا براى آنان دوستانى (دیگر) نیست که آنها را یارى کنند و هر که را خدا بى‌راه گذارد هیچ راهى براى او نخواهد بود
  47. پیش از آنکه روزى فرا رسد که آن را از جانب خدا برگشتى نباشد پروردگارتان را اجابت کنید آن روز نه براى شما پناهى و نه برایتان (مجال) انکارى هست
  48. پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‌ایم بر عهده تو جز رسانیدن (پیام) نیست و ما چون رحمتى از جانب خود به انسان بچشانیم بدان شاد و سرمست گردد و چون به (سزاى) دستاورد پیشین آنها به آنان بدى رسد انسان ناسپاسى مى‌کند
  49. فرمانروایى (مطلق) آسمانها و زمین از آن خداست هر چه بخواهد مى‌آفریند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‌دهد
  50. یا آنها را پسر(ان) و دختر(انى) توام با یکدیگر مى‌گرداند و هر که را بخواهد عقیم مى‌سازد اوست داناى توانا
  51. و هیچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید جز (از راه) وحى یا از فراسوى حجابى یا فرستاده‌اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نماید آرى اوست بلندمرتبه سنجیده‌کار
  52. وهمین گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى کردیم تو نمى‌دانستى کتاب چیست و نه ایمان (کدام است) ولى آن را نورى گردانیدیم که هر که از بندگان خود را بخواهیم به وسیله آن راه مى‌نماییم و به راستى که تو به خوبى به راه راست هدایت مى‌کنى
  53. راه همان خدایى که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست هش‌دار که (همه) کارها به خدا بازمى‌گردد

فصل ٤٣.  زخرف

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. سوگند به کتاب روشنگر
  3. ما آن را قرآنى عربى قرار دادیم باشد که بیندیشید
  4. و همانا که آن در کتاب اصلى (=لوح محفوظ) به نزد ما سخت والا و پر حکمت است
  5. آیا به (صرف) اینکه شما قومى منحرفید (باید) قرآن را از شما باز داریم
  6. و چه بسا پیامبرانى که در (میان) گذشتگان روانه کردیم
  7. و هیچ پیامبرى به سوى ایشان نیامد مگر اینکه او را به ریشخند مى‌گرفتند
  8. و نیرومندتر از آنان را به هلاکت رسانیدیم و سنت پیشینیان تکرار شد
  9. و اگر از آنان بپرسى آسمانها و زمین را چه کسى آفریده قطعاً خواهند گفت آنها را همان قادر دانا آفریده است
  10. همان کسى که این زمین را براى شما گهواره‌اى گردانید و براى شما در آن راه‌ها نهاد باشد که راه یابید
  11. و آن کس که آبى به اندازه از آسمان فرود آورد پس به وسیله آن سرزمینى مرده را زنده گردانیدیم همین گونه (از گورها) بیرون آورده مى‌شوید
  12. و همان کسى که جفت‌ها را یکسره آفرید و براى شما از کشتی‌ها و دام‌ها (وسیله‌اى که) سوار شوید قرار داد
  13. تا بر پشت آن(ها) قرار گیرید پس چون بر آن(ها) برنشستید نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید پا‌ک است کسى که این را براى ما رام کرد و(گرنه) ما را یاراى (رام‌ساختن) آنها نبود
  14. و به راستى که ما به سوى پروردگارمان بازخواهیم گشت
  15. و براى او بعضى از بندگان (خدا) را جزئى (چون فرزند و شریک) قرار دادند به راستى که انسان بس ناسپاس آشکار است
  16. آیا از آنچه مى‌آفریند خود دخترانى برگرفته و به شما پسران را اختصاص داده است
  17. و چون یکى از آنان را به آنچه به (خداى) رحمان نسبت مى‌دهد خبر دهند چهره او سیاه مى‌گردد در حالى که خشم و تاسف خود را فرو مى‌خورد
  18. آیا کسى (را شریک خدا مى‌کنند) که در زر و زیور پرورش یافته و در (هنگام) مجادله بیانش غیر روشن است
  19. و فرشتگانى را که خود بندگان رحمانند مادینه (و دختران او) پنداشتند آیا در خلقت آنان حضور داشتند گواهى ایشان به زودى نوشته مى‌شود و (از آن) پرسیده خواهند شد
  20. و مى‌گویند اگر (خداى) رحمان مى‌خواست آنها را نمى‌پرستیدیم آنان به این (دعوى) دانشى ندارند (و) جز حدس نمى‌زنند
  21. آیا به آنان پیش از آن (قرآن) کتابى داده‌ایم که بدان تمسک مى‌جویند
  22. (نه) بلکه گفتند ما پدران خود را بر آیینى یافتیم و ما (هم با) پى‌گیرى از آنان راه یافتگانیم
  23. و بدین گونه در هیچ شهرى پیش از تو هشداردهنده‌اى نفرستادیم مگر آنکه خوشگذرانان آن گفتند ما پدران خود را بر آیینى (و راهى) یافته‌ایم و ما از پى ایشان راهسپریم
  24. گفت هر چند هدایت کننده‌تر از آنچه پدران خود را بر آن یافته‌اید براى شما بیاورم گفتند ما (نسبت) به آنچه بدان فرستاده شده‌اید کافریم
  25. پس از آنان انتقام گرفتیم پس بنگر فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است
  26. و چون ابراهیم به (نا)پدرى خود و قومش گفت من واقعا از آنچه مى‌پرستید بیزارم
  27. مگر (از) آن کس که مرا پدید آورد و البته او مرا راهنمایى خواهد کرد
  28. و او آن را در پى خود سخنى جاویدان کرد باشد که آنان (به توحید) بازگردند
  29. بلکه اینان و پدرانشان را برخودارى دادم تا حقیقت و فرستاده‌اى آشکار به سویشان آمد
  30. و چون حقیقت به سویشان آمد گفتند این افسونى است و ما منکر آنیم
  31. و گفتند چرا این قرآن بر مردى بزرگ از (آن) دو شهر فرود نیامده است
  32. آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى‌کنند ما (وسایل) معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‌ایم و برخى از آنان را از (نظر) درجات بالاتر از بعضى (دیگر) قرار داده‌ایم تا بعضى از آنها بعضى (دیگر) را در خدمت گیرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‌اندوزند بهتر است
  33. و اگر نه آن بود که (همه) مردم (در انکار خدا) امتى واحد گردند قطعاً براى خانه‌هاى آنان که به (خداى) رحمان کفر مى‌ورزیدند سقف‌ها و نردبان‌هایى از نقره که بر آنها بالا روند قرار مى‌دادیم
  34. و براى خانه‌هایشان نیز درها و تختهایى که بر آنها تکیه زنند
  35. و زر و زیورهاى (دیگر نیز) و همه اینها جز متاع زندگى دنیا نیست و آخرت پیش پروردگار تو براى پرهیزگاران است
  36. و هر کس از یاد (خداى) رحمان دل بگرداند بر او شیطانى مى‌گماریم تا براى وى دمسازى باشد
  37. و مسلماً آنها ایشان را از راه باز مى‌دارند و (آنها) مى‌پندارند که راه یافتگانند
  38. تا آنگاه که او (با دمسازش) به حضور ما آید (خطاب به شیطان) گوید اى کاش میان من و تو فاصله خاور و باختر بود که چه بد دمسازى هستى
  39. و امروز هرگز (پشیمانى) براى شما سود نمى‌بخشد چون ستم کردید در حقیقت‌شما در عذاب مشترک خواهید بود
  40. پس آیا تو مى‌توانى کران را شنوا کنى یا نابینایان و کسى را که همواره در گمراهى آشکارى است راه نمایى
  41. پس اگر ما تو را (از دنیا) ببریم قطعاً از آنان انتقام مى‌کشیم
  42. یا (اگر) آنچه را به آنان وعده داده‌ایم به تو نشان دهیم حتما ما بر آنان قدرت داریم
  43. پس به آنچه به سوى تو وحى شده است چنگ درزن که تو بر راهى راست قرار دارى
  44. و به راستى که (قرآن) براى تو و براى قوم تو (مایه) تذکرى است و به زودى (در مورد آن) پرسیده خواهید شد
  45. و از رسولان ما که پیش از تو گسیل داشتیم جویا شو آیا در برابر (خداى) رحمان خدایانى که مورد پرستش قرار گیرند مقرر داشته‌ایم
  46. و همانا موسى را با نشانه‌هاى خویش به سوى فرعون و سران (قوم) او روانه کردیم پس گفت من فرستاده پروردگار جهانیانم
  47. پس چون آیات ما را براى آنان آورد ناگهان ایشان بر آنها خنده زدند
  48. و (ما) نشانه‌اى به ایشان نمى‌نمودیم مگر اینکه آن از نظیر (و مشابه) آن بزرگتر بود و به عذاب گرفتارشان کردیم تا مگر به راه آیند
  49. و گفتند اى فسونگر پروردگارت را به (پاس) آنچه با تو عهد کرده براى ما بخوان که ما واقعا به راه درست درآمده‌ایم
  50. و چون عذاب را از آنها برداشتیم بناگاه آنان پیمان شکستند
  51. و فرعون در (میان) قوم خود ندا درداد (و) گفت اى مردم (کشور) من آیا پادشاهى مصر و این نهرها که از زیر (کاخهاى) من روان است از آن من نیست پس مگر نمى‌بینید
  52. آیا (نه) من از این کس که خود بى‌مقدار است و نمى‌تواند درست بیان کند بهترم
  53. پس چرا بر او دستبندهایى زرین آویخته نشده یا با او فرشتگانى همراه نیامده‌اند
  54. پس قوم خود را سبک‌مغز یافت (و آنان را فریفت) و اطاعتش کردند چرا که آنها مردمى منحرف بودند
  55. و چون ما را به خشم درآوردند از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق کردیم
  56. و آنان را پیشینه‌اى (بد) و عبرتى براى آیندگان گردانیدیم
  57. و هنگامى که (در مورد) پسر مریم مثالى آورده شد بناگاه قوم تو از آن (سخن) هلهله درانداختند (و اعراض کردند)
  58. و گفتند آیا معبودان ما بهترند یا او آن (مثال) را جز از راه جدل براى تو نزدند بلکه آنان مردمى جدل‌پیشه‌اند
  59. (عیسى) جز بنده‌اى که بر وى منت نهاده و او را براى فرزندان اسرائیل سرمشق (و آیتى) گردانیده‌ایم نیست
  60. و اگر بخواهیم قطعاً به جاى شما فرشتگانى که در (روى) زمین جانشین (شما) گردند قرار دهیم
  61. و همانا آن نشانه‌اى براى (فهم) رستاخیز است پس زنهار در آن تردید مکن و از من پیروى کنید این است راه راست
  62. و مبادا شیطان شما را از راه به در برد زیرا او براى شما دشمنى آشکار است
  63. و چون عیسى دلایل آشکار آورد گفت به راستى براى شما حکمت آوردم و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى‌کردید برایتان توضیح دهم پس از خدا بترسید و فرمانم ببرید
  64. در حقیقت‌خداست که خود پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این است راه راست
  65. تا (آنکه) از میانشان احزاب دست به اختلاف زدند پس واى بر کسانى که ستم کردند از عذاب روزى دردنا‌ک
  66. آیا جز (این) انتظار مى‌برند که رستاخیز در حالى که حدس نمى‌زنند ناگهان بر آنان در رسد
  67. در آن روز یاران جز پرهیزگاران بعضى‌شان دشمن بعضى دیگرند
  68. اى بندگان من امروز بر شما بیمى نیست و غمگین نخواهید شد
  69. همان کسانى که به آیات ما ایمان آورده و تسلیم بودند
  70. شما با همسرانتان شادمانه داخل بهشت‌ شوید
  71. سینیهایى از طلا و جام‌هایى در برابر آنان مى‌گردانند و در آنجا آنچه دلها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید (هست) و شما در آن جاودانید
  72. و این است همان بهشتى که به (پاداش) آنچه مى‌کردید میراث یافتید
  73. در آنجا براى شما میوه‌هایى فراوان خواهد بود که از آنها مى‌خورید
  74. بى‌گمان مجرمان در عذاب جهنم ماندگارند
  75. (عذاب) از آنان تخفیف نمى‌یابد و آنها در آنجا نومیدند
  76. و ما بر ایشان ستم نکردیم بلکه خود ستمکار بودند
  77. و فریاد کشند اى مالک (بگو) پروردگارت جان ما را بستاند پاسخ دهد شما ماندگارید
  78. قطعاً حقیقت را برایتان آوردیم لیکن بیشتر شما حقیقت را خوش نداشتید
  79. یا در کارى ابرام ورزیده‌اند ما (نیز) ابرام مى‌ورزیم
  80. آیا مى‌پندارند که ما راز آنها و نجوایشان را نمى‌شنویم چرا و فرشتگان ما پیش آنان (حاضرند و) ثبت مى‌کنند
  81. بگو اگر براى (خداى) رحمان فرزندى بود خود من نخستین پرستندگان بودم
  82. پروردگار آسمانها و زمین (و) پروردگار عرش از آنچه وصف مى‌کنند منزه است
  83. پس آنان را رها کن تا در یاوه‌گویى خود فرو روند و بازى کنند تا آن روزى را که بدان وعده داده مى‌شوند دیدار کنند
  84. و اوست که در آسمان خداست و در زمین خداست و هموست‌ سنجیده‌کار دانا
  85. و خجسته است کسى که فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن اوست و علم قیامت پیش اوست و به سوى او برگردانیده مى‌شوید
  86. و کسانى که به جاى او مى‌خوانند (و مى‌پرستند) اختیار شفاعت ندارند مگر آن کسانى که آگاهانه به حق گواهى داده باشند
  87. و اگر از آنان بپرسى چه کسى آنان را خلق کرده مسلماً خواهند گفت‌ خدا پس چگونه (از حقیقت) بازگردانیده مى‌شوند
  88. و گوید اى پروردگار من اینها جماعتى‌اند که ایمان نخواهند آورد
  89. (و خدا فرمود) از ایشان روى برتاب و بگو به سلامت پس زودا که بدانند

فصل ٤٤.  دخان

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. سوگند به کتاب روشنگر
  3. (که) ما آن را در شبى فرخنده نازل کردیم (زیرا) که ما هشداردهنده بودیم
  4. در آن (شب) هر (گونه) کارى (به نحوى) استوار فیصله مى‌یابد
  5. (این) کارى است (که) از جانب ما (صورت مى‌گیرد) ما فرستنده (پیامبران) بودیم
  6. (و این) رحمتى از پروردگار توست که او شنواى داناست
  7. پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است اگر یقین دارید
  8. خدایى جز او نیست او زندگى مى‌بخشد و مى‌میراند پروردگار شما و پروردگار پدران شماست
  9. ولى نه آنها به شک و شبهه خویش سرگرمند
  10. پس در انتظار روزى باش که آسمان دودى نمایان برمى‌آورد
  11. که مردم را فرو مى‌گیرد این است عذاب پر درد
  12. (مى‌گویند) پروردگارا این عذاب را از ما دفع کن که ما ایمان داریم
  13. آنان را کجا (جاى) پند(گرفتن) باشد و حال آنکه به یقین براى آنان پیامبرى روشنگر آمده است
  14. پس از او روى برتافتند و گفتند تعلیم‌یافته‌اى دیوانه است
  15. ما این عذاب را اندکى از شما برمى‌داریم (ولى شما) در حقیقت باز از سر مى‌گیرید
  16. روزى که دست به حمله مى‌زنیم همان حمله بزرگ (آنگاه) ما انتقام‌کشنده‌ایم
  17. و به یقین پیش از آنان قوم فرعون را بیازمودیم و پیامبرى بزرگوار برایشان آمد
  18. که (به آنان گفت) بندگان خدا را به من بسپارید زیرا که من شما را فرستاده‌اى امینم
  19. و بر خدا برترى مجویید که من براى شما حجتى آشکار آورده‌ام
  20. و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى‌برم از اینکه مرا سنگباران کنید
  21. و اگر به من ایمان نمى‌آورید پس از من کناره گیرید
  22. پس پروردگار خود را خواند که اینها مردمى گناهکارند
  23. (فرمود) بندگانم را شبانه ببر زیرا شما مورد تعقیب واقع خواهید شد
  24. و دریا را هنگامى که آرام است پشت‌سر بگذار که آنان سپاهى غرق‌شدنى‌اند
  25. (وه) چه باغها و چشمه‌سارانى (که آنها بعد از خود) بر جاى نهادند
  26. و کشتزارها و جایگاه‌هاى نیکو
  27. و نعمتى که از آن برخوردار بودند
  28. (آرى) این چنین (بود) و آنها را به مردمى دیگر میراث دادیم
  29. و آسمان و زمین بر آنان زارى نکردند و مهلت نیافتند
  30. و به راستى فرزندان اسرائیل را از عذاب خفت‌آور رهانیدیم
  31. از (دست) فرعون که متکبرى از افراطکاران بود
  32. و قطعاً آنان را دانسته بر مردم جهان ترجیح دادیم
  33. و از نشانه‌ها (ى الهى) آنچه را که در آن آزمایشى آشکار بود بدیشان دادیم
  34. هر آینه این (کافران) مى‌گویند
  35. جز مر‌گ نخستین دیگر (واقعه‌اى) نیست و ما زنده‌شدنى نیستیم
  36. اگر راست مى‌گویید پس پدران ما را (باز) آورید
  37. آیا ایشان بهترند یا قوم تبع و کسانى که پیش از آنها بودند آنها را هلا‌ک کردیم زیرا که گنهکار بودند
  38. و آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است به بازى نیافریده‌ایم
  39. آنها را جز به حق نیافریده‌ایم لیکن بیشترشان نمى‌دانند
  40. در حقیقت روز جدا سازى موعد همه آنهاست
  41. همان روزى که هیچ دوستى از هیچ دوستى نمى‌تواند حمایتى کند و آنان یارى نمى‌شوند
  42. مگر کسى را که خدا رحمت کرده است زیرا که اوست همان ارجمند مهربان
  43. آرى درخت زقوم
  44. خوراک گناه پیشه است
  45. چون مس گداخته در شکم‌ها مى‌گدازد
  46. همانند جوشش آب جوشان
  47. او را بگیرید و به میان دوزخش بکشانید
  48. آنگاه از عذاب آب جوشان بر سرش فرو ریزید
  49. بچش که تو همان ارجمند بزرگوارى
  50. این است همان چیزى که در باره آن تردید مى‌کردید
  51. به راستى پرهیزگاران در جایگاهى آسوده (اند)
  52. در بوستانها و کنار چشمه‌ سارها
  53. پرنیان نازک و دیباى ستبر مى‌پوشند (و) برابر هم نشسته‌اند
  54. (آرى) چنین (خواهد بود) و آنها را با حوریان درشت‌ چشم همسر مى‌گردانیم
  55. در آنجا هر میوه‌اى را (که بخواهند) آسوده خاطر مى‌طلبند
  56. در آنجا جز مر‌گ نخستین مر‌گ نخواهند چشید و (خدا) آنها را از عذاب دوزخ نگاه مى‌دارد
  57. (این) بخششى است از جانب پروردگار تو این است همان کامیابى بزرگ
  58. در حقیقت (قرآن) را بر زبان تو آسان گردانیدیم امید که پند پذیرند
  59. پس مراقب باش زیرا که آنان هم مراقبند

فصل ٤٥.  جاثیه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. فرو فرستادن این کتاب از جانب خداى ارجمند سنجیده‌کار است
  3. به راستى در آسمانها و زمین براى مؤمنان نشانه‌هایى است
  4. و در آفرینش خودتان و آنچه از (انواع) جنبنده(ها) پراکنده مى‌گرداند براى مردمى که یقین دارند نشانه‌هایى است
  5. و (نیز در) پیاپى آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزى از آسمان فرود آورده و به (وسیله) آن زمین را پس از مر‌گش زنده گردانیده است و (همچنین در) گردش بادها (به هر سو) براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى است
  6. این(ها)ست آیات خدا که به راستى آن را بر تو مى‌خوانیم پس بعد از خدا و نشانه‌هاى او به کدام سخن خواهند گروید
  7. واى بر هر دروغزن گناه‌پیشه
  8. (که) آیات خدا را که بر او خوانده مى‌شود مى‌شنود و باز به حال تکبر چنانکه گویى آن را نشنیده است‌ سماجت مى‌ورزد پس او را از عذابى پردرد خبر ده
  9. و چون از نشانه‌هاى ما چیزى بداند آن را به ریشخند مى‌گیرد آنان عذابى خفت‌آور خواهند داشت
  10. پیشاپیش آنها دوزخ است و نه آنچه را اندوخته و نه آن دوستانى را که غیر از خدا اختیار کرده‌اند به کارشان مى‌آید و عذابى بزرگ خواهند داشت
  11. این رهنمودى است و کسانى که آیات پروردگارشان را انکار کردند بر ایشان عذابى دردنا‌ک از پلیدى است
  12. خدا همان کسى است که دریا را به سود شما رام گردانید تا کشتیها در آن به فرمانش روان شوند و تا از فزون بخشى او (روزى خویش را) طلب نمایید و باشد که سپاس دارید
  13. و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعاً در این (امر) براى مردمى که مى‌اندیشند نشانه‌هایى است
  14. به کسانى که ایمان آورده‌اند بگو تا از کسانى که به روزهاى (پیروزى) خدا امید ندارند درگذرند تا (خدا هر) گروهى را به (سبب) آنچه مرتکب مى‌شده‌اند به مجازات رساند
  15. هر که کارى شایسته کند به سود خود اوست و هر که بدى کند به زیانش باشد سپس به سوى پروردگارتان برگردانیده مى‌شوید
  16. و به یقین فرزندان اسرائیل را کتاب (تورات) و حکم و پیامبرى دادیم و از چیزهاى پاکیزه روزیشان کردیم و آنان را بر مردم روزگار برترى دادیم
  17. و دلایل روشنى در امر (دین) به آنان عطا کردیم و جز بعد از آنکه علم برایشان (حاصل) آمد (آن هم) از روى رشک و رقابت میان خودشان دستخوش اختلاف نشدند قطعاً پروردگارت روز قیامت میانشان در باره آنچه در آن اختلاف مى‌کردند داورى خواهد کرد
  18. سپس تو را در طریقه آیینى (که ناشى) از امر (خداست) نهادیم پس آن را پیروى کن و هوسهاى کسانى را که نمى‌دانند پیروى مکن
  19. آنان هرگز در برابر خدا از تو حمایت نمى‌کنند (و به هیچ وجه به کار تو نمى‌آیند ) و ستمگران بعضى‌شان دوستان بعضى (دیگر)ند و خدا یار پرهیزگاران است
  20. این (کتاب) براى مردم بینش‌بخش و براى قومى که یقین دارند رهنمود و رحمتى است
  21. آیا کسانى که مرتکب کارهاى بد شده‌اند پنداشته‌اند که آنان را مانند کسانى قرار مى‌دهیم که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند (به طورى که) زندگى آنها و مر‌گشان یکسان باشد چه بد داورى مى‌کنند
  22. و خدا آسمانها و زمین را به حق آفریده است و تا هر کسى به (موجب) آنچه به دست آورده پاداش یابد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت
  23. پس آیا دیدى کسى را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانیده و بر گوش او و دلش مهر زده و بر دیده‌اش پرده نهاده است آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت‌ خواهد کرد آیا پند نمى‌گیرید
  24. و گفتند غیر از زندگانى دنیاى ما (چیز دیگرى) نیست مى‌میریم و زنده مى‌شویم و ما را جز طبیعت هلا‌ک نمى‌کند و(لى) به این (مطلب) هیچ دانشى ندارند (و) جز (طریق) گمان نمى‌سپرند
  25. و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود دلیلشان همواره جز این نیست که مى گویند اگر راست مى‌گویید پدران ما را (حاضر) آورید
  26. بگو خدا(ست که) شما را زندگى مى‌بخشد سپس مى‌میراند آنگاه شما را به سوى روز رستاخیز که تردیدى در آن نیست گرد مى‌آورد ولى بیشتر مردم (این را) نمى‌دانند
  27. و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست و روزى که رستاخیز بر پا شود آن روز است که باطل‌اندیشان زیان خواهند دید
  28. و هر امتى را به زانو در آمده مى‌بینى هر امتى به سوى کارنامه خود فراخوانده مى‌شود (و بدیشان مى‌گویند) آنچه را مى‌کردید امروز پاداش مى‌یابید
  29. این است کتاب ما که علیه شما به حق سخن مى‌گوید ما از آنچه مى‌کردید نسخه بر مى‌داشتیم
  30. و اما کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند پس پروردگارشان آنان را در جوار رحمت‌خویش داخل مى‌گرداند این همان کامیابى آشکار است
  31. و اما کسانى که کافر شدند (بدانها مى‌گویند) پس مگر آیات من بر شما خوانده نمى‌شد و(لى) تکبر نمودید و مردمى بدکار بودید
  32. و چون گفته شد وعده خدا راست است و شکى در رستاخیز نیست گفتید ما نمى‌دانیم رستاخیز چیست جز گمان نمى‌ورزیم و ما یقین نداریم
  33. و (حقیقت) بدیهایى که کرده‌اند بر آنان پدیدار مى‌شود و آنچه را که بدان ریشخند مى‌کردند آنان را فرو مى‌گیرد
  34. و گفته شود همان‌گونه که دیدار امروزتان را فراموش کردید امروز شما را فراموش خواهیم کرد و جایگاهتان در آتش است و براى شما یاورانى نخواهد بود
  35. این بدان سبب است که شما آیات خدا را به ریشخند گرفتید و زندگى دنیا فریبتان داد پس امروز نه از این (آتش) بیرون آورده مى‌شوند و نه عذرشان پذیرفته مى‌گردد
  36. پس سپاس از آن خداست پروردگار آسمانها و پروردگار زمین پروردگار جهانیان
  37. و در آسمانها و زمین بزرگى از آن اوست و اوست‌ شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار

فصل ٤٦.  احقاف

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. حاء میم
  2. فرو فرستادن این کتاب از جانب خداى ارجمند حکیم است
  3. (ما) آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است جز به حق و (تا) زمانى معین نیافریدیم و کسانى که کافر شده‌اند از آنچه هشدار داده شده‌اند رویگردانند
  4. بگو به من خبر دهید آنچه را به جاى خدا فرا مى‌خوانید به من نشان دهید که چه چیزى از زمین (را) آفریده یا (مگر) آنان را در (کار) آسمانها مشارکتى است اگر راست مى‌گویید کتابى پیش از این (قرآن) یا بازمانده‌اى از دانش نزد من آورید
  5. و کیست گمراه‌تر از آن کس که به جاى خدا کسى را مى‌خواند که تا روز قیامت او را پاسخ نمى‌دهد و آنها از دعایشان بى‌خبرند
  6. و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انکار ورزند
  7. و چون آیات روشن ما بر ایشان خوانده شود آنان که چون حقیقت به سویشان آمد منکر آن شدند گفتند این سحرى آشکار است
  8. یا مى‌گویند این (کتاب) را بربافته است بگو اگر آن را بربافته باشم در برابر خدا اختیار چیزى براى من ندارید او آگاه‌تر است به آنچه (با طعنه) در آن فرو مى‌روید گواه بودن او میان من و شما بس است و اوست آمرزنده مهربان
  9. بگو من از (میان) پیامبران نودرآمدى نبودم و نمى‌دانم با من و با شما چه معامله‌اى خواهد شد جز آنچه را که به من وحى مى‌شود پیروى نمى‌کنم و من جز هشداردهنده‌اى آشکار (بیش) نیستم
  10. بگو به من خبر دهید اگر این (قرآن) از نزد خدا باشد و شما بدان کافر شده باشید و شاهدى از فرزندان اسرائیل به مشابهت آن (با تورات) گواهى داده و ایمان آورده باشد و شما تکبر نموده باشید (آیا باز هم شما ستمکار نیستید) البته خدا قوم ستمگر را هدایت نمى‌کند
  11. و کسانى که کافر شدند به آنان که گرویده‌اند گفتند اگر (این دین) خوب بود بر ما بدان پیشى نمى‌گرفتند و چون بدان هدایت نیافته‌اند به زودى خواهند گفت این دروغى کهنه است
  12. و (حال آنکه) پیش از آن کتاب موسى راهبر و (مایه) رحمتى بود و این (قرآن) کتابى است به زبان عربى که تصدیق‌کننده (آن) است تا کسانى را که ستم کرده‌اند هشدار دهد و براى نیکوکاران مژده‌اى باشد
  13. محققا کسانى که گفتند پروردگار ما خداست‌ سپس ایستادگى کردند بیمى بر آنان نیست و غمگین نخواهند شد
  14. ایشان اهل بهشتند که به پاداش آنچه انجام مى‌دادند جاودانه در آن مى‌مانند
  15. و انسان را (نسبت) به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج او را به دنیا آورد و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است تا آنگاه که به رشد کامل خود برسد و به چهل سال برسد مى‌گوید پروردگارا بر دلم بیفکن تا نعمتى را که به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى سپاس گویم و کار شایسته‌اى انجام دهم که آن را خوش دارى و فرزندانم را برایم شایسته گردان در حقیقت من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان‌پذیرانم
  16. اینانند کسانى که بهترین آنچه را انجام داده‌اند از ایشان خواهیم پذیرفت و از بدیهایشان درخواهیم گذشت در (زمره) بهشتیانند (همان) وعده راستى که بدانان وعده داده مى‌شده است
  17. و آن کس که به پدر و مادر خود گوید اف بر شما آیا به من وعده مى‌دهید که زنده خواهم شد و حال آنکه پیش از من نسلها سپرى (و نابود) شدند و آن دو به (درگاه) خدا زارى مى‌کنند واى بر تو ایمان بیاور وعده (و تهدید) خدا حق است و(لى پسر) پاسخ مى‌دهد اینها جز افسانه‌هاى گذشتگان نیست
  18. آنان کسانى‌اند که گفتار (خدا) علیه ایشان همراه با امتهایى از جنیان و آدمیان که پیش از آنان روزگار به سر بردند به حقیقت پیوست بى‌گمان آنان زیانکار بودند
  19. و براى هر یک در (نتیجه) آنچه انجام داده‌اند درجاتى است و تا (خدا پاداش) اعمالشان را تمام بدهد و آنان مورد ستم قرار نخواهند گرفت
  20. و آن روز که آنهایى را که کفر ورزیده‌اند بر آتش عرضه مى‌دارند (به آنان مى گویند) نعمتهاى پاکیزه خود را در زندگى دنیایتان (خودخواهانه) صرف کردید و از آنها برخوردار شدید پس امروز به (سزاى) آنکه در زمین بناحق سرکشى مى‌نمودید و به سبب آنکه نافرمانى مى‌کردید به عذاب خفت(آور) کیفر مى‌یابید
  21. و برادر عادیان را به یاد آور آنگاه که قوم خویش را در ریگستان بیم داد در حالى که پیش از او و پس از او (نیز) قطعاً هشداردهندگانى گذشته بودند که جز خدا را مپرستید واقعا من بر شما از عذاب روزى هولنا‌ک مى‌ترسم
  22. گفتند آیا آمده‌اى که ما را از خدایانمان برگردانى پس اگر راست مى‌گویى آنچه به ما وعده مى‌دهى (بر سرمان) بیاور
  23. گفت آگاهى فقط نزد خداست و آنچه را بدان فرستاده شده‌ام به شما مى‌رسانم ولى من شما را گروهى مى‌بینم که در جهل اصرار مى‌ورزید
  24. پس چون آن (عذاب) را (به صورت) ابرى روى‌آورنده به سوى وادیهاى خود دیدند گفتند این ابرى است که بارش‌دهنده ماست (هود گفت نه) بلکه همان چیزى است که به شتاب خواستارش بودید بادى است که در آن عذابى پر درد (نهفته) است
  25. همه چیز را به دستور پروردگارش بنیان‌کن مى‌کند پس چنان شدند که جز سراهایشان دیده نمى‌شد این چنین گروه بدکاران را سزا مى‌دهیم
  26. و به راستى در چیزهایى به آنان امکانات داده بودیم که به شما در آنها (چنان) امکاناتى نداده‌ایم و براى آنان گوش و دیده‌ها و دلهایى (نیرومندتر از شما) قرار داده بودیم و(لى) چون به نشانه‌هاى خدا انکار ورزیدند (نه) گوششان و نه دیدگانشان و نه دلهایشان به هیچ وجه به دردشان نخورد و آنچه ریشخندش مى‌کردند به سرشان آمد
  27. و بى‌گمان همه شهرهاى پیرامون شما را هلا‌ک کرده و آیات خود را گونه‌گون بیان داشته‌ایم امید که آنان بازگردند
  28. پس چرا آن کسانى را که غیر از خدا به منزله معبودانى براى تقرب (به خدا) اختیار کرده بودند آنان را یارى نکردند بلکه از دستشان دادند و این بود دروغ آنان و آنچه برمى‌بافتند
  29. و چون تنى چند از جن را به سوى تو روانه کردیم که قرآن را بشنوند پس چون بر آن حاضر شدند (به یکدیگر) گفتند گوش فرا دهید و چون به انجام رسید هشداردهنده به سوى قوم خود بازگشتند
  30. گفتند اى قوم ما ما کتابى را شنیدیم که بعد از موسى نازل شده (و) تصدیق‌کننده (کتابهاى) پیش از خود است و به سوى حق و به سوى راهى راست راهبرى مى‌کند
  31. اى قوم ما دعوت‌کننده خدا را پاسخ (مثبت) دهید و به او ایمان آورید تا (خدا) برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و از عذابى پر درد پناهتان دهد
  32. و کسى که دعوت‌کننده خدا را اجابت نکند در زمین درمانده‌ کننده (خدا) نیست و در برابر او دوستانى ندارد آنان در گمراهى آشکارى‌اند
  33. مگر ندانسته‌اند که آن خدایى که آسمانها و زمین را آفریده و در آفریدن آنها درمانده نگردید مى‌تواند مردگان را (نیز) زنده کند آرى اوست که بر همه چیز تواناست
  34. و روزى که کافران بر آتش عرضه مى‌شوند (از آنان مى‌پرسند) آیا این راست نیست مى‌گویند سوگند به پروردگارمان که آرى مى‌فرماید پس به (سزاى) آنکه انکار مى‌کردید عذاب را بچشید
  35. پس همان گونه که پیامبران نستوه صبر کردند صبر کن و براى آنان شتابزدگى به خرج مده روزى که آنچه را وعده داده مى‌شوند بنگرند گویى که آنان جز ساعتى از روز را (در دنیا) نمانده‌اند (این) ابلاغى است پس آیا جز مردم نافرمان هلاکت‌خواهند یافت

فصل ٤٧.  محمد

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. کسانى که کفر ورزیدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند (خدا) اعمال آنان را تباه خواهد کرد
  2. و آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند و به آنچه بر محمد (ص) نازل آمده گرویده‌اند (که) آن خود حق (و) از جانب پروردگارشان است (خدا نیز) بدیهایشان را زدود و حال (و روز)شان را بهبود بخشید
  3. این بدان سبب است که آنان که کفر ورزیدند از باطل پیروى کردند و کسانى که ایمان آوردند از همان حق که از جانب پروردگارشان است پیروى کردند این گونه خدا براى (بیدارى) مردم مثالهایشان را مى‌زند
  4. پس چون با کسانى که کفر ورزیده‌اند برخورد کنید گردنها(یشان) را بزنید تا چون آنان را (در کشتار) از پاى درآوردید پس (اسیران را) استوار در بند کشید سپس یا (بر آنان) منت نهید (و آزادشان کنید) و یا فدیه (و عوض از ایشان بگیرید) تا در جنگ اسلحه بر زمین گذاشته شود این است (دستور خدا) و اگر خدا مى‌خواست از ایشان انتقام مى‌کشید ولى (فرمان پیکار داد) تا برخى از شما را به وسیله برخى (دیگر) بیازماید و کسانى که در راه خدا کشته شده‌اند هرگز کارهایشان را ضایع نمى‌کند
  5. به زودى آنان را راه مى‌نماید و حالشان را نیکو مى‌گرداند
  6. و در بهشتى که براى آنان وصف کرده آنان را درمى‌آورد
  7. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر خدا را یارى کنید یاریتان مى‌کند و گامهایتان را استوار مى‌دارد
  8. و کسانى که کفر ورزیدند نگونسارى بر آنان باد و (خدا) اعمالشان را برباد داد
  9. این بدان سبب است که آنان آنچه را خدا نازل کرده است‌ خوش نداشتند و (خدا نیز) کارهایشان را باطل کرد
  10. مگر در زمین نگشته‌اند تا ببینند فرجام کسانى که پیش از آنها بودند به کجا انجامیده است‌ خدا زیر و زبرشان کرد و کافران را نظایر (همین کیفرها در پیش) است
  11. چرا که خدا سرپرست کسانى است که ایمان آورده‌اند ولى کافران را سرپرست (و یارى) نیست
  12. خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند در باغهایى که از زیر (درختان) آنها نهرها روان است درمى‌آورد و (حال آنکه) کسانى که کافر شده‌اند (در ظاهر) بهره مى‌برند و همان گونه که چارپایان مى‌خورند مى‌خورند و(لى) جایگاه آنها آتش است
  13. و بسا شهرها که نیرومندتر از آن شهرى بود که تو را (از خود) بیرون راند که ما هلاکشان کردیم و براى آنها یار (و یاورى) نبود
  14. آیا کسى که بر حجتى از جانب پروردگار خویش است چون کسى است که بدى کردارش براى او زیبا جلوه داده شده و هوسهاى خود را پیروى کرده‌اند
  15. مثل بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده (چون باغى است که) در آن نهرهایى است از آبى که (رنگ و بو و طعمش) برنگشته و جویهایى از شیرى که مزه‌اش دگرگون نشود و رودهایى از باده‌اى که براى نوشندگان لذتى است و جویبارهایى از انگبین ناب و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان (فراهم) است و (از همه بالاتر) آمرزش پروردگار آنهاست (آیا چنین کسى در چنین باغى دل‌انگیز) مانند کسى است که جاودانه در آتش است و آبى جوشان به خوردشان داده مى‌شود (تا) روده‌هایشان را از هم فرو پاشد
  16. و از میان (منافقان) کسانى‌اند که (در ظاهر) به (سخنان) تو گوش مى‌دهند ولى چون از نزد تو بیرون مى‌روند به دانش یافتگان مى‌گویند هم اکنون چه گفت اینان همانانند که خدا بر دلهایشان مهر نهاده است و از هوسهاى خود پیروى کرده‌اند
  17. و(لى) آنان که به هدایت گراییدند (خدا) آنان را هر چه بیشتر هدایت بخشید و (توفیق) پرهیزگارى‌شان داد
  18. آیا (کافران) جز این انتظار مى‌برند که رستاخیز به ناگاه بر آنان فرا رسد و علامات آن اینک پدید آمده است پس اگر (رستاخیز) بر آنان دررسد دیگر کجا جاى اندرزشان است
  19. پس بدان که هیچ معبودى جز خدا نیست و براى گناه خویش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ایمان (طلب مغفرت کن) و خداست که فرجام و مآل (هر یک از) شما را مى‌داند
  20. و کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند چرا سوره‌اى (در باره جهاد) نازل نمى شود اما چون سوره‌اى صریح نازل شد و در آن نام کارزار آمد آنان که در دلهایشان مرضى هست مانند کسى که به حال بیهوشى مر‌گ افتاده به تو مى‌نگرند
  21. (ولى) فرمان‌پذیرى و سخنى شایسته برایشان بهتر است و چون کار به تصمیم کشد قطعاً خیر آنان در این است که با خدا راست(دل) باشند
  22. پس (اى منافقان) آیا امید بستید که چون (از خدا) برگشتید (یا سرپرست مردم شدید) در (روى) زمین فساد کنید و خویشاوندیهاى خود را از هم بگسلید
  23. اینان همان کسانند که خدا آنان را لعنت نموده و (گوش دل) ایشان را ناشنوا و چشمهایشان را نابینا کرده است
  24. آیا به آیات قرآن نمى‌اندیشند یا (مگر) بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است
  25. بى‌گمان کسانى که پس از آنکه (راه) هدایت بر آنان روشن شد (به حقیقت) پشت کردند شیطان آنان را فریفت و به آرزوهاى دور و درازشان انداخت
  26. چرا که آنان به کسانى که آنچه را خدا نازل کرده خوش نمى‌داشتند گفتند ما در کار (مخالفت) تا حدودى از شما اطاعت‌خواهیم کرد و خدا از همداستانى آنان آگاه است
  27. پس چگونه (تاب مى‌آورند) وقتى که فرشتگان (عذاب) جانشان را مى‌ستانند و بر چهره و پشت آنان تازیانه مى‌نوازند
  28. زیرا آنان از آنچه خدا را به خشم آورده پیروى کرده‌اند و خرسندیش را خوش نداشتند پس اعمالشان را باطل گردانید
  29. آیا کسانى که در دلهایشان مرضى هست پنداشتند که خدا هرگز کینه آنان را آشکار نخواهد کرد
  30. و اگر بخواهیم قطعاً آنان را به تو مى‌نمایانیم در نتیجه ایشان را به سیماى (حقیقى)شان مى‌شناسى و از آهنگ سخن به (حال) آنان پى خواهى برد و خداست که کارهاى شما را مى‌داند
  31. و البته شما را مى‌آزماییم تا مجاهدان و شکیبایان شما را باز شناسانیم و گزارشهاى (مربوط به) شما را رسیدگى کنیم
  32. کسانى که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه راه هدایت بر آنان آشکار شد با پیامبر (خدا) در افتادند هرگز به خدا گزندى نمى‌رسانند و به زودى (خدا) کرده‌هایشان را تباه خواهد کرد
  33. اى کسانى که ایمان آورده‌اید خدا را اطاعت کنید و از پیامبر (او نیز) اطاعت نمایید و کرده‌هاى خود را تباه مکنید
  34. آنان که کفر ورزیدند و مانع راه خدا شدند سپس در حال کفر مردند هرگز خدا از آنان درنخواهد گذشت
  35. پس سستى نورزید و (کافران را) به آشتى مخوانید (که) شما برترید و خدا با شماست و از (ارزش) کارهایتان هرگز نخواهد کاست
  36. زندگى این دنیا لهو و لعبى بیش نیست و اگر ایمان بیاورید و پروا بدارید (خدا) پاداش شما را مى‌دهد و اموالتان را (در عوض) نمى‌خواهد
  37. اگر (اموال) شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب کند بخل مى‌ورزید و کینه‌هاى شما را برملا مى‌کند
  38. شما همان (مردمى) هستید که براى انفاق در راه خدا فرا خوانده شده‌اید پس برخى از شما بخل مى‌ورزند و هر کس بخل ورزد تنها به زیان خود بخل ورزیده و (گرنه) خدا بى‌نیاز است و شما نیازمندید و اگر روى برتابید (خدا) جاى شما را به مردمى غیر از شما خواهد داد که مانند شما نخواهند بود

فصل ٤٨.  فتح

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ما تو را پیروزى بخشیدیم (چه) پیروزى درخشانى
  2. تا خداوند از گناه گذشته و آینده تو درگذرد و نعمت‌ خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست هدایت کند
  3. و تو را به نصرتى ارجمند یارى نماید
  4. اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است
  5. تا مردان و زنانى را که ایمان آورده‌اند در باغهایى که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است درآورد و در آن جاویدان بدارد و بدیهایشان را از آنان بزداید و این (فرجام نیک) در پیشگاه خدا کامیابى بزرگى است
  6. و (تا) مردان و زنان نفاق‌پیشه و مردان و زنان مشر‌ک را که به خدا گمان بد برده‌اند عذاب کند بد زمانه بر آنان باد و خدا بر ایشان خشم نموده و لعتشان کرده و جهنم را براى آنان آماده گردانیده و (چه) بد سرانجامى است
  7. و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار است
  8. (اى پیامبر) ما تو را (به سمت) گواه و بشارتگر و هشداردهنده‌اى فرستادیم
  9. تا به خدا و فرستاده‌اش ایمان آورید و او را یارى کنید و ارجش نهید و (خدا) را بامدادان و شامگاهان به پاکى بستایید
  10. در حقیقت کسانى که با تو بیعت مى‌کنند جز این نیست که با خدا بیعت مى‌کنند دست‌ خدا بالاى دستهاى آنان است پس هر که پیمان‌شکنى کند تنها به زیان خود پیمان مى‌شکند و هر که بر آنچه با خدا عهد بسته وفادار بماند به زودى خدا پاداشى بزرگ به او مى‌بخشد
  11. برجاى‌ماندگان بادیه‌نشین به زودى به تو خواهند گفت اموال ما و کسانمان ما را گرفتار کردند براى ما آمرزش بخواه چیزى را که در دلهایشان نیست بر زبان خویش مى‌رانند بگو اگر خدا بخواهد به شما زیانى یا سودى برساند چه کسى در برابر او براى شما اختیار چیزى را دارد بلکه (این) خداست که به آنچه مى‌کنید همواره آگاه است
  12. (نه چنان بود) بلکه پنداشتید که پیامبر و مؤمنان هرگز به خانمان خود بر نخواهند گشت و این (پندار) در دلهایتان نمودى خوش یافت و گمان بد کردید و شما مردمى در خور هلاکت بودید
  13. و هر کس به خدا و پیامبر او ایمان نیاورده است (بداند که) ما براى کافران آتشى سوزان آماده کرده‌ایم
  14. و فرمانروایى آسمانها و زمین از آن خداست هر که را بخواهد مى‌بخشاید و هر که را بخواهد عذاب مى‌کند و خدا همواره آمرزنده مهربان است
  15. چون به (قصد) گرفتن غنایم روانه شدید به زودى برجاى‌ماندگان خواهند گفت بگذارید ما (هم) به دنبال شما بیاییم (این گونه) مى‌خواهند دستور خدا را دگرگون کنند بگو هرگز از پى ما نخواهید آمد آرى خدا از پیش در باره شما چنین فرموده پس به زودى خواهند گفت (نه) بلکه بر ما رشگ مى‌برید (نه چنین است) بلکه جز اندکى درنمى‌یابند
  16. به برجاى‌ماندگان بادیه‌نشین بگو به زودى به سوى قومى سخت زورمند دعوت خواهید شد که با آنان بجنگید یا اسلام آورند پس اگر فرمان برید خدا شما را پاداش نیک مى‌بخشد و اگر همچنان که پیشتر پشت کردید (باز هم) روى بگردانید شما را به عذابى پردرد معذب مى‌دارد
  17. بر نابینا گناهى نیست و بر لنگ گناهى نیست و بر بیمار گناهى نیست (که در جهاد شرکت نکنند) و هر کس خدا و پیامبر او را فرمان برد وى را در باغهایى که از زیر (درختان) آن نهرهایى روان است درمى‌آورد و هر کس روى برتابد به عذابى دردنا‌ک معذبش مى‌دارد
  18. به راستى خدا هنگامى که مؤمنان زیر آن درخت با تو بیعت مى‌کردند از آنان خشنود شد و آنچه در دلهایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزى نزدیکى به آنها پاداش داد
  19. و (نیز) غنیمتهاى فراوانى خواهند گرفت و خدا همواره نیرومند سنجیده‌کار است
  20. و خدا به شما غنیمتهاى فراوان (دیگرى) وعده داده که به زودى آنها را خواهید گرفت و این (پیروزى) را براى شما پیش انداخت و دستهاى مردم را از شما کوتاه ساخت و تا براى مؤمنان نشانه‌اى باشد و شما را به راه راست هدایت کند
  21. و (غنیمتهاى) دیگر(ى نیز هست) که شما بر آنها دست نیافته‌اید (و) خدا بر آنها نیک احاطه دارد و همواره خداوند بر هر چیزى تواناست
  22. و اگر کسانى که کافر شدند به جنگ با شما برخیزند قطعاً پشت‌ خواهند کرد و دیگر یار و یاورى نخواهند یافت
  23. سنت الهى از پیش همین بوده و در سنت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت
  24. و اوست همان کسى که در دل مکه پس از پیروزکردن شما بر آنان دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از ایشان کوتاه گردانید و خدا به آنچه مى‌کنید همواره بیناست
  25. آنها بودند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى (شما) که بازداشته شده بود به محلش برسد و اگر (در مکه) مردان و زنان با ایمانى نبودند که (ممکن بود) بى‌آنکه آنان را بشناسید ندانسته پایمالشان کنید و تاوانشان بر شما بماند (فرمان حمله به مکه مى‌دادیم) تا خدا هر که را بخواهد در جوار رحمت‌خویش درآورد اگر (کافر و مؤمن) از هم متمایز مى‌شدند قطعاً کافران را به عذاب دردناکى معذب مى‌داشتیم
  26. آنگاه که کافران در دلهاى خود تعصب (آن هم) تعصب جاهلیت ورزیدند پس خدا آرامش خود را بر فرستاده خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد و آرمان تقوا را ملازم آنان ساخت و (در واقع) آنان به (رعایت) آن (آرمان) سزاوارتر و شایسته (اتصاف به) آن بودند و خدا همواره بر هر چیزى داناست
  27. حقا خدا رؤیاى پیامبر خود را تحقق بخشید (که دیده بود) شما بدون شک به خواست‌خدا در حالى که سر تراشیده و موى (و ناخن) کوتاه کرده‌اید با خاطرى آسوده در مسجد الحرام درخواهید آمد خدا آنچه را که نمى‌دانستید دانست و غیر از این پیروزى نزدیکى (براى شما) قرار داد
  28. اوست کسى که پیامبر خود را به (قصد) هدایت با آیین درست روانه ساخت تا آن را بر تمام ادیان پیروز گرداند و گواه‌بودن خدا کفایت مى‌کند
  29. محمد (ص) پیامبر خداست و کسانى که با اویند بر کافران سختگیر (و) با همدیگر مهربانند آنان را در رکوع و سجود مى‌بینى فضل و خشنودى خدا را خواستارند علامت (مشخصه) آنان بر اثر سجود در چهره‌هایشان است این صفت ایشان است در تورات و مثل آنها در انجیل چون کشته‌اى است که جوانه خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌هاى خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از (انبوهى) آنان (خدا) کافران را به خشم دراندازد خدا به کسانى از آنان که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند آمرزش و پاداش بزرگى وعده داده‌ است

فصل ٤٩.  حجرات

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى کسانى که ایمان آورده‌اید در برابر خدا و پیامبرش (در هیچ کارى) پیشى مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنواى داناست
  2. اى کسانى که ایمان آورده‌اید صدایتان را بلندتر از صداى پیامبر مکنید و همچنانکه بعضى از شما با بعضى دیگر بلند سخن مى‌گویید با او به صداى بلند سخن مگویید مبادا بى‌آنکه بدانید کرده‌هایتان تباه شود
  3. کسانى که پیش پیامبر خدا صدایشان را فرو مى‌کشند همان کسانند که خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان کرده است آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است
  4. کسانى که تو را از پشت اتاقها(ى مسکونى تو) به فریاد مى‌خوانند بیشترشان نمى‌فهمند
  5. و اگر صبر کنند تا بر آنان درآیى مسلماً برایشان بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است
  6. اى کسانى که ایمان آورده‌اید اگر فاسقى برایتان خبرى آورد نیک وارسى کنید مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و (بعد) از آنچه کرده‌اید پشیمان شوید
  7. و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست اگر در بسیارى از کارها از (راى و میل) شما پیروى کند قطعاً دچار زحمت مى‌شوید لیکن خدا ایمان را براى شما دوست‌داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت آنان (که چنین‌اند) ره‌یافتگانند
  8. (و این) بخششى از خدا و نعمتى (از اوست) و خدا داناى سنجیده‌کار است
  9. و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر (باز) یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن (طایفه‌اى) که تعدى مى‌کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مى‌دارد
  10. در حقیقت مؤمنان با هم برادرند پس میان برادرانتان را سازش دهید و از خدا پروا بدارید امید که مورد رحمت قرار گیرید
  11. اى کسانى که ایمان آورده‌اید نباید قومى قوم دیگر را ریشخند کند شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانى زنان (دیگر) را (ریشخند کنند ) شاید آنها از اینها بهتر باشند و از یکدیگر عیب مگیرید و به همدیگر لقبهاى زشت مدهید چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند
  12. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از بسیارى از گمانها بپرهیزید که پاره‌اى از گمانها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد از آن کراهت دارید (پس) از خدا بترسید که خدا توبه‌پذیر مهربان است
  13. اى مردم ما شما را از مرد و زنى آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست بى‌تردید خداوند داناى آگاه است
  14. (برخى از) بادیه‌نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‌اید لیکن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از (ارزش) کرده‌هایتان چیزى کم نمى‌کند خدا آمرزنده مهربان است
  15. در حقیقت مؤمنان کسانى‌اند که به خدا و پیامبر او گرویده و (دیگر) شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‌اند اینانند که راستکردارند
  16. بگو آیا خدا را از دین(دارى) خود خبر مى‌دهید و حال آنکه خدا آنچه را که در زمین است مى‌داند و خدا به همه چیز داناست
  17. از اینکه اسلام آورده‌اند بر تو منت مى‌نهند بگو بر من از اسلام‌آوردنتان منت مگذارید بلکه (این) خداست که با هدایت‌کردن شما به ایمان بر شما منت مى‌گذارد اگر راستگو باشید
  18. خداست که نهفته آسمانها و زمین را مى‌داند و خدا(ست که) به آنچه مى‌کنید بیناست

فصل ٥٠.  ق

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. قاف سوگند به قرآن باشکوه
  2. (که آنان نگرویدند) بلکه از اینکه هشداردهنده‌اى از خودشان برایشان آمد در شگفت‌ شدند و کافران گفتند این (محمد و حکایت معاد) چیزى عجیب است
  3. آیا چون مردیم و خا‌ک شدیم (زنده مى‌شویم) این بازگشتى بعید است
  4. قطعاً دانسته‌ایم که زمین (چه مقدار) از اجسادشان فرو مى‌کاهد و پیش ما کتاب ضبط کننده‌اى است
  5. (نه) بلکه حقیقت را وقتى برایشان آمد دروغ خواندند و آنها در کارى سردرگم (مانده)اند
  6. مگر به آسمان بالاى سرشان ننگریسته‌اند که چگونه آن را ساخته و زینتش داده‌ایم و براى آن هیچ گونه شکافتگى نیست
  7. و زمین را گستردیم و در آن لنگر(آسا کوه)ها فرو افکندیم و در آن از هر گونه جفت دل‌انگیز رویانیدیم
  8. (تا) براى هر بنده توبه‌کارى بینش‌افزا و پندآموز باشد
  9. و از آسمان آبى پر برکت فرود آوردیم پس بدان (وسیله) باغها و دانه‌هاى دروکردنى رویانیدیم
  10. و درختان تناور خرما که خوشه(هاى) روى هم چیده دارند
  11. (اینها همه) براى روزى بندگان (من) است و با آن (آب) سرزمین مرده‌اى را زنده گردانیدیم رستاخیز (نیز) چنین است
  12. پیش از ایشان قوم نوح و اصحاب رس و ثمود
  13. و عاد و فرعون و برادران لوط
  14. و بیشه‌نشینان و قوم تبع به تکذیب پرداختند همگى فرستادگان (ما) را به دروغ گرفتند و (در نتیجه) تهدید (من) واجب آمد
  15. مگر از آفرینش نخستین (خود) به تنگ آمدیم (نه) بلکه آنها از خلق جدید در شبهه‌اند
  16. و ما انسان را آفریده‌ایم و مى‌دانیم که نفس او چه وسوسه‌اى به او مى‌کند و ما از شاهر‌گ (او) به او نزدیکتریم
  17. آنگاه که دو (فرشته) دریافت‌کننده از راست و از چپ مراقب نشسته‌اند
  18. (آدمى) هیچ سخنى را به لفظ درنمى‌آورد مگر اینکه مراقبى آماده نزد او (آن را ضبط مى‌کند)
  19. و سکرات مر‌گ به راستى در رسید این همان است که از آن مى‌گریختى
  20. و در صور دمیده شود این است روز تهدید (من)
  21. و هر کسى مى‌آید (در حالى که) با او سوق‌دهنده و گواهى‌دهنده‌اى است
  22. (به او مى‌گویند) واقعا که از این (حال) سخت در غفلت بودى و(لى) ما پرده‌ات را (از جلوى چشمانت) برداشتیم و دیده‌ات امروز تیز است
  23. و (فرشته) همنشین او مى‌گوید این است آنچه پیش من آماده است (و ثبت کرده‌ام)
  24. (به آن دو فرشته خطاب مى‌شود) هر کافر سرسختى را در جهنم فروافکنید
  25. (هر) بازدارنده از خیرى (هر) متجاوز شکاکى
  26. که با خداوند خدایى دیگر قرار داد (اى دو فرشته) او را در عذاب شدید فرو افکنید
  27. (شیطان) همدمش مى‌گوید پروردگار ما من او را به عصیان وانداشتم لیکن (خودش) در گمراهى دور و درازى بود
  28. (خدا) مى‌فرماید در پیشگاه من با همدیگر مستیزید (که) از پیش به شما هشدار داده بودم
  29. پیش من حکم دگرگون نمى‌شود و من (نسبت) به بندگانم بیدادگر نیستم
  30. آن روز که (ما) به دوزخ مى‌گوییم آیا پر شدى و مى‌گوید آیا باز هم هست
  31. و بهشت را براى پرهیزگاران نزدیک گردانند بى‌آنکه دور باشد
  32. (و به آنان گویند) این همان است که وعده یافته‌اید (و) براى هر توبه‌کار نگهبان (حدود خدا) خواهد بود
  33. آنکه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه‌کار (باز) آید
  34. به سلامت (و شادکامى) در آن درآیید (که) این روز جاودانگى است
  35. هر چه بخواهند در آنجا دارند و پیش ما فزونتر (هم) هست
  36. و چه بسا نسلها که پیش از ایشان هلا‌ک کردیم که (بس) نیرومندتر از اینان بودند و در شهرها پرسه زده بودند (اما سرانجام) مگر گریزگاهى بود
  37. قطعاً در این (عقوبتها) براى هر صاحبدل و حق جویی که خود به گواهى ایستد عبرتى است
  38. و در حقیقت آسمانها و زمین و آنچه را که میان آن دو است در شش هنگام آفریدیم و احساس ماندگى نکردیم
  39. و بر آنچه مى‌گویند صبر کن و پیش از برآمدن آفتاب و پیش از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوى
  40. و پاره‌اى از شب و به دنبال سجود (به صورت تعقیب و نافله) او را تسبیح گوى
  41. و روزى که منادى از جایى نزدیک ندا درمى‌دهد به گوش باش
  42. روزى که فریاد (رستاخیز) را به حق مى‌شنوند آن (روز) روز بیرون آمدن (از زمین) است
  43. ماییم که خود زندگى مى‌بخشیم و به مر‌گ مى‌رسانیم و برگشت به سوى ماست
  44. روزى که زمین به سرعت از (اجساد) آنان جدا و شکافته مى‌شود این حشرى است که بر ما آسان خواهد بود
  45. ما به آنچه مى‌گویند داناتریم و تو به زور وادارنده آنان نیستى پس به (وسیله) قرآن هر که را از تهدید (من) مى‌ترسد پند ده

فصل ٥١.  ذاریات

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به بادهاى ذره‌افشان
  2. و ابرهاى گرانبار
  3. و سبک سیران
  4. و تقسیم‌کنندگان کار(ها)
  5. که آنچه وعده داده شده‌اید راست است
  6. و (روز) پاداش واقعیت دارد
  7. سوگند به آسمان مشبک
  8. که شما (درباره قرآن) در سخنى گوناگونید
  9. (بگوى) تا هر که از آن برگشته برگشته باشد
  10. مر‌گ بر دروغ پردازان
  11. همانان که در ورطه نادانى بى‌خبرند
  12. پرسند روز پاداش کى است
  13. همان روز که آنان بر آتش عقوبت (و آزموده) شوند
  14. عذاب (موعود) خود را بچشید این است همان (بلایى) که با شتاب خواستار آن بودید
  15. پرهیزگاران در باغها و چشمه سارانند
  16. آنچه را پروردگارشان عطا فرموده مى‌گیرند زیرا که آنها پیش از این نیکوکار بودند
  17. و از شب اندکى را مى‌غنودند
  18. و در سحرگاهان (از خدا) طلب آمرزش مى‌کردند
  19. و در اموالشان براى سائل و محروم حقى (معین) بود
  20. و روى زمین براى اهل یقین نشانه‌هایى (متقاعدکننده) است
  21. و در خود شما پس مگر نمى‌بینید
  22. و روزى شما و آنچه وعده داده شده‌اید در آسمان است
  23. پس سوگند به پروردگار آسمان و زمین که واقعا او حق است همان گونه که خود شما سخن مى‌گویید
  24. آیا خبر مهمانان ارجمند ابراهیم به تو رسید
  25. چون بر او درآمدند پس سلام گفتند گفت‌ سلام مردمى ناشناسید
  26. پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‌اى فربه (و بریان) آورد
  27. آن را به نزدیکشان برد (و) گفت مگر نمى‌خورید
  28. و (در دلش) از آنان احساس ترسى کرد گفتند مترس و او را به پسرى دانا مژده دادند
  29. و زنش با فریادى (از شگفتى) سر رسید و بر چهره خود زد و گفت زنى پیر نازا (چگونه بزاید)
  30. گفتند پروردگارت چنین فرموده است او خود حکیم داناست
  31. (ابراهیم) گفت اى فرستادگان ماموریت‌ شما چیست
  32. گفتند ما به سوى مردمى پلیدکار فرستاده شده‌ایم
  33. تا سنگهایى از گل رس بر (سر) آنان فرو فرستیم
  34. (که) نزد پروردگارت براى مسرفان نشان‌گذارى شده است
  35. پس هر که از مؤمنان در آن (شهرها) بود بیرون بردیم
  36. و(لى) در آنجا جز یک خانه از فرمانبران (خدا بیشتر) نیافتیم
  37. و در آنجا براى آنها که از عذاب پر درد مى‌ترسند عبرتى به جاى گذاشتیم
  38. و (نیز) در (ماجراى) موسى چون او را با حجتى آشکار به سوى فرعون گسیل داشتیم
  39. پس (فرعون) با ارکان (دولت) خود روى برتافت و گفت (این شخص) ساحر یا دیوانه‌اى است
  40. (تا) او و سپاهیانش را گرفتیم و آنان را در دریا افکندیم در حالى که او (در آخرین لحظه) نکوهشگر (خود) بود
  41. و در (ماجراى) عاد (نیز) چون بر (سر) آنها آن باد مهلک را فرستادیم
  42. به هر چه مى‌وزید آن را چون خاکستر استخوان مرده مى‌گردانید
  43. و در (ماجراى) ثمود (نیز عبرتى بود) آنگاه که به ایشان گفته شد تا چندى برخوردار شوید
  44. تا (آنکه) از فرمان پروردگار خود سر برتافتند و در حالى که آنها مى‌نگریستند آذرخش آنان را فرو گرفت
  45. در نتیجه نه توانستند به پاى خیزند و نه طلب یارى کنند
  46. و قوم نوح (نیز) پیش از آن (اقوام نامبرده همین گونه هلا‌ک شدند) زیرا آنها مردمى نافرمان بودند
  47. و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم و بى‌گمان ما (آسمان)گستریم
  48. و زمین را گسترانیده‌ایم و چه نیکو گسترندگانیم
  49. و از هر چیزى دو گونه (یعنى نر و ماده) آفریدیم امید که شما عبرت گیرید
  50. پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‌دهنده‌اى آشکارم
  51. و با خدا معبودى دیگر قرار مدهید که من از جانب او هشداردهنده‌اى آشکارم
  52. بدین سان بر کسانى که پیش از آنها بودند هیچ پیامبرى نیامد جز اینکه گفتند ساحر یا دیوانه‌اى است
  53. آیا همدیگر را به این (سخن) سفارش کرده بودند (نه) بلکه آنان مردمى سرکش بودند
  54. پس از آنان روى بگردان که تو درخور نکوهش نیستى
  55. و پند ده که مؤمنان را پند سود بخشد
  56. و جن و انس را نیافریدم جز براى آنکه مرا بپرستند
  57. از آنان هیچ روزیى نمى‌خواهم و نمى‌خواهم که مرا خوراک دهند
  58. خداست که خود روزى بخش نیرومند استوار است
  59. پس براى کسانى که ستم کردند بهره‌اى است از عذاب همانند بهره عذاب یاران (قبلى)شان پس (بگو) در خواستن عذاب از من شتابزدگى نکنند
  60. پس واى بر کسانى که کافر شده‌اند از آن روزى که وعده یافته‌اند

فصل ٥٢.  طور

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به طور
  2. و کتابى نگاشته شده
  3. در طومارى گسترده
  4. سوگند به آن خانه آباد (خدا)
  5. سوگند به بام بلند (آسمان)
  6. و آن دریاى سرشار (و افروخته)
  7. که عذاب پروردگارت واقع‌شدنى است
  8. آن را هیچ بازدارنده‌اى نیست
  9. روزى که آسمان سخت در تب و تاب افتد
  10. و کوهها (جمله) به حرکت درآیند
  11. پس واى بر تکذیب‌کنندگان در آن روز
  12. آنان که به یاوه سرگرمند
  13. روزى که به سوى آتش جهنم کشیده مى‌شوند (چه) کشیدنى
  14. (و به آنان گویند) این همان آتشى است که دروغش مى‌پنداشتید
  15. آیا این افسون است‌ یا شما (درست) نمى‌بینید
  16. به آن درآیید خواه بشکیبید یا نشکیبید به حال شما یکسان است تنها به آنچه مى‌کردید مجازات مى‌یابید
  17. پرهیزگاران در باغهایى و (در) ناز و نعمتند
  18. به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است
  19. (به آنان گویند) به (پاداش) آنچه به جاى مى‌آوردید بخورید و بنوشید گواراتان باد
  20. بر تختهایى ردیف هم تکیه زده‌اند و حوران درشت‌ چشم را همسر آنان گردانده‌ایم
  21. و کسانى که گرویده و فرزندانشان آنها را در ایمان پیروى کرده‌اند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهیم کرد و چیزى از کار(ها)شان را نمى‌کاهیم هر کسى در گرو دستاورد خویش است
  22. با (هر نوع) میوه و گوشتى که دلخواه آنهاست آنان را مدد (و تقویت) مى‌کنیم
  23. در آنجا جامى از دست هم مى‌ربایند (و بر سرش همچشمى مى‌کنند) که در آن نه یاوه گویى است و نه گناه
  24. و براى (خدمت) آنان پسرانى است که بر گردشان همى‌گردند انگارى آنها مرواریدى‌اند که (در صدف) نهفته است
  25. و برخى‌شان رو به برخى کنند (و) از هم پرسند
  26. گویند ما پیشتر در میان خانواده خود بیمنا‌ک بودیم
  27. پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم (مر‌گبار) حفظ کرد
  28. ما از دیرباز او را مى‌خواندیم که او همان نیکوکار مهربان است
  29. پس اندرز ده که تو به لطف پروردگارت نه کاهنى و نه دیوانه
  30. یا مى‌گویند شاعرى است که انتظار مر‌گش را مى‌بریم (و چشم به راه بد زمانه بر اوییم)
  31. بگو منتظر باشید که من (نیز) با شما از منتظرانم
  32. آیا پندارهایشان آنان را به این (موضعگیرى) وا مى‌دارد یا (نه) آنها مردمى سرکشند
  33. یا مى‌گویند آن را بربافته (نه) بلکه باور ندارند
  34. پس اگر راست مى‌گویند سخنى مثل آن بیاورند
  35. آیا از هیچ خلق شده‌اند یا آنکه خودشان خالق (خود) هستند
  36. آیا آسمانها و زمین را (آنان) خلق کرده‌اند (نه) بلکه یقین ندارند
  37. آیا ذخایر پروردگار تو پیش آنهاست‌یا ایشان تسلط (تام) دارند
  38. آیا نردبانى دارند که بر آن (بر شوند و) بشنوند پس باید شنونده آنان برهانى آشکار بیاورد
  39. آیا خدا را دختران است و شما را پسران
  40. آیا از آنها مزدى مطالبه مى‌کنى و آنان از (تعهد اداى) تاوان گرانبارند
  41. آیا (علم) غیب پیش آنهاست و آنها مى‌نویسند
  42. یا مى‌خواهند نیرنگى بزنند و (لى) آنان که کافر شده‌اند خود دچار نیرنگ شده‌اند
  43. آیا ایشان را جز خدا معبودى است منزه است‌خدا از آنچه (با او) شریک مى‌گردانند
  44. و اگر پاره‌سنگى را در حال سقوط از آسمان ببینند مى‌گویند ابرى متراکم است
  45. پس بگذارشان تا به آن روزى که در آن بیهوش مى‌افتند برسند
  46. روزى که نیرنگشان به هیچ‌وجه به کارشان نیاید و حمایت نیابند
  47. و در حقیقت غیر از این (مجازات) عذابى (دیگر) براى کسانى که ظلم کرده‌اند خواهد بود ولى بیشترشان نمى‌دانند (که آن عذاب چیست)
  48. و در برابر دستور پروردگارت شکیبایى پیشه کن که تو خود در حمایت مایى و هنگامى که (از خواب) بر مى‌خیزى به نیایش پروردگارت تسبیح گوى
  49. و (نیز) پاره‌اى از شب و در فروشدن ستارگان تسبیح‌گوى او باش

فصل ٥٣.  نجم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به اختر (= قرآن) چون فرود مى‌آید
  2. (که) یار شما نه گمراه شده و نه در نادانى مانده
  3. و از سر هوس سخن نمى‌گوید
  4. این سخن بجز وحیى که وحى مى‌شود نیست
  5. آن را (فرشته) شدیدالقوى به او فرا آموخت
  6. (سروش) نیرومندى که (مسلط) درایستاد
  7. در حالى که او در افق اعلى بود
  8. سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد
  9. تا (فاصله‌اش) به قدر (طول) دو (انتهاى) کمان یا نزدیکتر شد
  10. آنگاه به بنده‌اش آنچه را باید وحى کند وحى فرمود
  11. آنچه را دل دید انکار(ش) نکرد
  12. آیا در آنچه دیده است با او جدال مى‌کنید
  13. و قطعاً بار دیگرى هم او را دیده است
  14. نزدیک سدرالمنتهى
  15. در همان جا که جنة‌الماوى است
  16. آنگاه که درخت‌سدر را آنچه پوشیده بود پوشیده بود
  17. دیده (اش) منحرف نگشت و (از حد) در نگذشت
  18. به راستى که (برخى) از آیات بزرگ پروردگار خود را بدید
  19. به من خبر دهید از لات و عزى
  20. و منات آن سومین دیگر
  21. آیا (به خیالتان) براى شما پسر است و براى او دختر
  22. در این صورت این تقسیم نادرستى است
  23. (این بتان) جز نامهایى بیش نیستند که شما و پدرانتان نامگذارى کرده‌اید (و) خدا بر (حقانیت) آنها هیچ دلیلى نفرستاده است (آنان) جز گمان و آنچه را که دلخواهشان است پیروى نمى‌کنند با آنکه قطعاً از جانب پروردگارشان هدایت برایشان آمده است
  24. مگر انسان آنچه را آرزو کند دارد
  25. آن سرا و این سرا از آن خداست
  26. و بسا فرشتگانى که در آسمانهایند (و) شفاعتشان به کارى نیاید مگر پس از آنکه خدا به هر که خواهد و خشنود باشد اذن دهد
  27. در حقیقت کسانى که آخرت را باور ندارند فرشتگان را در نامگذارى به صورت مؤنث نام مى‌نهند
  28. و ایشان را به این (کار) معرفتى نیست جز گمان (خود) را پیروى نمى‌کنند و در واقع گمان در (وصول به) حقیقت هیچ سودى نمى‌رساند
  29. پس از هر کس که از یاد ما روى برتافته و جز زندگى دنیا را خواستار نبوده است روى برتاب
  30. این منتهاى دانش آنان است پروردگار تو خود به (حال) کسى که از راه او منحرف شده داناتر و او به کسى که راه یافته (نیز) آگاه‌تر است
  31. و هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است از آن خداست تا کسانى را که بد کرده‌اند به (سزاى) آنچه انجام داده‌اند کیفر دهد و آنان را که نیکى کرده‌اند به نیکى پاداش دهد
  32. آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاریها جز لغزشهاى کوچک خوددارى مى‌ورزند پروردگارت (نسبت به آنها) فراخ‌آمرزش است وى از آن دم که شما را از زمین پدید آورد و از همان‌گاه که در شکمهاى مادرانتان (در زهدان) نهفته بودید به (حال) شما داناتر است پس خودتان را پا‌ک مشمارید او به (حال) کسى که پرهیزگارى نموده داناتر است
  33. پس آیا آن کسى را که (از جهاد) روى برتافت دیدى
  34. و اندکى بخشید و (از باقى) امتناع ورزید
  35. آیا علم غیب پیش اوست و او مى‌بیند
  36. یا بدانچه در صحیفه‌هاى موسى (آمده) خبر نیافته است
  37. و (نیز در نوشته‌هاى) همان ابراهیمى که وفا کرد
  38. که هیچ بردارنده‌اى بار گناه دیگرى را بر نمى‌دارد
  39. و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست
  40. و (نتیجه) کوشش او به زودى دیده خواهد شد
  41. سپس هر چه تمامتر وى را پاداش دهند
  42. و اینکه پایان (کار) به سوى پروردگار توست
  43. و هم اوست که مى‌خنداند و مى‌گریاند
  44. و هم اوست که مى‌میراند و زنده مى‌گرداند
  45. و هم اوست که دو نوع مى‌آفریند نر و ماده
  46. از نطفه‌اى چون فرو ریخته شود
  47. و هم پدید آوردن (عالم) دیگر بر (عهده) اوست
  48. و هم اوست که (شما را) بى‌نیاز کرد و سرمایه بخشید
  49. و هم اوست پروردگار ستاره شعرى
  50. و هم اوست که عادیان قدیم را هلا‌ک کرد
  51. و ثمود را (نیز هلا‌ک کرد) و (کسى را) باقى نگذاشت
  52. و پیشتر (از همه آنها) قوم نوح را زیرا که آنان ستمگرتر و سرکش‌تر بودند
  53. و شهرها(ی سدوم و عاموره) را فرو افکند
  54. پوشاند بر آن (دو شهر از باران گوگردى) آنچه را پوشاند
  55. پس به کدام یک از نعمتهاى پروردگارت تردید روا مى‌دارى
  56. این (پیامبر نیز) بیم‌دهنده‌اى از (جمله) بیم‌دهندگان نخستین است
  57. (وه چه) نزدیک گشت قیامت
  58. جز خدا کسى آشکارکننده آن نیست
  59. آیا از این سخن عجب دارید
  60. و مى‌خندید و نمى‌گریید
  61. و شما در غفلتید
  62. پس خدا را سجده کنید و بپرستید

فصل ٥٤.  قمر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. نزدیک شد قیامت و از هم شکافت ماه
  2. و هر گاه نشانه‌اى ببینند روى بگردانند و گویند سحرى دایم است
  3. و به تکذیب دست زدند و هوسهاى خویش را دنبال کردند و (لى) هر کارى را (آخر) قرارى است
  4. و قطعاً از اخبار آنچه در آن مایه انزجار (از کفر) است به ایشان رسید
  5. حکمت بالغه (حق این بود) ولى هشدارها سود نکرد
  6. پس از آنان روى برتاب روزى که داعى (حق) به سوى امرى دهشتناک دعوت مى‌کند
  7. در حالى که دیدگان خود را فروهشته‌اند چون ملخهاى پراکنده از گورها(ى خود) برمى‌آیند
  8. به سرعت‌سوى آن دعوتگر مى‌شتابند کافران مى‌گویند امروز (چه) روز دشوارى است
  9. پیش از آنان قوم نوح (نیز) به تکذیب پرداختند و بنده ما را دروغزن خواندند و گفتند دیوانه‌اى است و (بسى) آزار کشید
  10. تا پروردگارش را خواند که من مغلوب شدم به داد من برس
  11. پس درهاى آسمان را به آبى ریزان گشودیم
  12. و از زمین چشمه‌ها جوشانیدیم تا آب (زمین و آسمان) براى امرى که مقدر شده بود به هم پیوستند
  13. و او را بر (کشتى) تخته‌دار و میخ‌آجین سوار کردیم
  14. (کشتى) زیر نظر ما روان بود (این) پاداش کسى بود که مورد انکار واقع شده بود
  15. و به راستى آن (سفینه) را بر جاى نهادیم (تا) عبرتى (باشد) پس آیا پندگیرنده‌اى هست
  16. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها(ى من)
  17. و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‌ایم پس آیا پندگیرنده‌اى هست
  18. عادیان به تکذیب پرداختند پس چگونه بود عذاب من و هشدارها(ى من)
  19. ما بر (سر) آنان در روز شومى به طور مداوم تندبادى توفنده فرستادیم
  20. (که) مردم را از جا مى‌کند گویى تنه‌هاى نخلى بودند که ریشه‌کن شده بودند
  21. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها(ى من)
  22. و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان کرده‌ایم پس آیا پندگیرنده‌اى هست
  23. قوم ثمود هشداردهندگان را تکذیب کردند
  24. و گفتند آیا تنها بشرى از خودمان را پیروى کنیم در این صورت ما واقعا در گمراهى و جنون خواهیم بود
  25. آیا از میان ما (وحى) بر او القا شده است (نه) بلکه او دروغگویى گستاخ است
  26. به زودى فردا بدانند دروغگوى گستاخ کیست
  27. ما براى آزمایش آنان (آن) ماده‌شتر را فرستادیم و (به صالح گفتیم)مراقب آنان باش و شکیبایى کن
  28. و به آنان خبر ده که آب میانشان بخش شده‌است هر کدام را آب به نوبت‌ خواهد بود
  29. پس رفیقشان را صدا کردند و (او) شمشیر کشید و (شتر را) پى کرد
  30. پس چگونه بود عذاب من و هشدارها(ى من)
  31. ما بر (سر)شان یک فریاد (مر‌گبار) فرستادیم و چون گیاه خشکیده (کومه‌ها) ریزریز شدند
  32. و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم پس آیا پندگیرنده‌اى هست
  33. قوم لوط هشداردهندگان را تکذیب کردند
  34. ما بر (سر) آنان سنگبارانى (انفجارى) فروفرستادیم (و) فقط خانواده لوط بودند که سحرگاهشان رهانیدیم
  35. (و این) رحمتى از جانب ما بود هر که سپاس دارد بدین‌سان (او را) پاداش مى‌دهیم
  36. و (لوط) آنها را از عذاب ما سخت بیم داده بود و(لى) در تهدیدها(ى ما) به جدال برخاستند
  37. و از مهمان(هاى) او کام دل خواستند پس فروغ دیدگانشان را ستردیم و (گفتیم) (مزه) عذاب و هشدارهاى مرا بچشید
  38. و به راستى که سپیده‌دم عذابى پیگیر به سر وقت آنان آمد
  39. پس عذاب و هشدارهاى مرا بچشید
  40. و قطعاً قرآن را براى پندآموزى آسان کردیم پس آیا پندگیرنده‌اى هست
  41. و در حقیقت هشداردهندگان به جانب فرعونیان آمدند
  42. (اما آنها) همه معجزات ما را تکذیب کردند تا چون زبردستى زورمند (گریبان) آنان را گرفتیم
  43. آیا کافران شما از اینان (که برشمردیم) برترند یا شما را در نوشته‌ها(ى آسمانى) خط امانى است
  44. یا مى‌گویند ما همگى انتقام‌گیرنده (و یار و یاور همدیگر)یم
  45. زودا که این جمع در هم شکسته شود و پشت کنند
  46. بلکه موعدشان قیامت است و قیامت (بسى) سخت‌تر و تلخ‌تر است
  47. قطعاً بزهکاران در گمراهى و جنونند
  48. روزى که در آتش به رو کشیده مى‌شوند (و به آنان گفته مى‌شود) لهیب آتش را بچشید (و احساس کنید)
  49. ماییم که هر چیزى را به اندازه آفریده‌ایم
  50. و فرمان ما جز یک بار نیست (آن هم) چون چشم به هم زدنى
  51. و هم مسلکان شما را سخت به هلاکت رساندیم پس آیا پندگیرنده‌اى هست
  52. و هر چه کرده‌اند در کتابها(ى اعمالشان درج) است
  53. و هر خرد و بزرگى (در آن) نوشته شده
  54. در حقیقت مردم پرهیزگار در میان باغها و نهرها
  55. در قرارگاه صدق نزد پادشاهى توانایند

فصل ٥٥.  رحمن

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. (خداى) رحمان
  2. قرآن را یاد داد
  3. انسان را آفرید
  4. به او بیان آموخت
  5. خورشید و ماه بر حسابى (روان)اند
  6. و بوته و درخت چهره‌سایانند
  7. و آسمان را برافراشت و ترازو را گذاشت
  8. تا مبادا از اندازه درگذرید
  9. و وزن را به انصاف برپا دارید و در سنجش مکاهید
  10. و زمین را براى مردم نهاد
  11. در آن میوه (ها) و نخلها با خوشه‌هاى غلاف دار
  12. و دانه‌هاى پوست‌دار و گیاهان خوشبوست
  13. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  14. انسان را از گل خشکیده‌اى سفال مانند آفرید
  15. و جن را از تشعشعى از آتش خلق کرد
  16. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  17. پروردگار دو خاور و پروردگار دو باختر
  18. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  19. دو دریا را (به گونه‌اى) روان کرد (که) با هم برخورد کنند
  20. میان آن دو حد فاصلى است که به هم تجاوز نمى‌کنند
  21. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  22. از هر دو (دریا) مروارید و مرجان برآید
  23. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  24. و او راست در دریا سفینه‌هاى بادبان‌دار بلند همچون کوهها
  25. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  26. هر چه بر (زمین) است فانى‌شونده است
  27. و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقى خواهد ماند
  28. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  29. هر که در آسمانها و زمین است از او درخواست مى‌کند هر زمان او در کارى است
  30. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  31. اى جن و انس زودا که به شما بپردازیم
  32. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  33. اى گروه جنیان و انسیان اگر مى‌توانید از کرانه‌هاى آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید پس رخنه کنید (ولى) جز با (به دست آوردن) تسلطى رخنه نمى‌کنید
  34. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  35. بر سر شما شراره‌هایى از (نوع) تفته آهن و مس فرو فرستاده خواهد شد و (از کسى) یارى نتوانید طلبید
  36. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  37. پس آنگاه که آسمان از هم شکافد و چون چرم گلگون گردد
  38. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  39. در آن روز هیچ انس و جنى از گناهش پرسیده نشود
  40. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  41. تبهکاران از سیمایشان شناخته مى‌شوند و از پیشانى و پایشان بگیرند
  42. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  43. این است همان جهنمى که تبهکاران آن را دروغ مى‌خواندند
  44. میان (آتش) و میان آب جوشان سرگردان باشند
  45. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  46. و هر کس را که از مقام پروردگارش بترسد دو باغ است
  47. پس کدامیک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  48. که داراى شاخسارانند
  49. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  50. در آن دو (باغ) دو چشمه روان است
  51. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  52. در آن دو (باغ) از هر میوه‌اى دو گونه است
  53. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  54. بر بسترهایى که آستر آنها از ابریشم درشت‌ بافت است تکیه آنند و چیدن میوه (از) آن دو باغ (به آسانى) در دسترس است
  55. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  56. در آن (باغها دلبرانى) فروهشته‌نگاهند که دست هیچ انس و جنى پیش از ایشان به آنها نرسیده است
  57. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  58. گویى که آنها یاقوت و مرجانند
  59. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  60. مگر پاداش احسان جز احسان است
  61. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  62. و غیر از آن دو (باغ) دو باغ (دیگر نیز) هست
  63. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  64. که از (شدت) سبزى سیه‌گون مى‌نماید
  65. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  66. در آن دو (باغ) دو چشمه همواره جوشان است
  67. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  68. در آن دو میوه و خرما و انار است
  69. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  70. در آنجا (زنانى) نکوخوى و نکورویند
  71. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  72. حورانى پرده‌نشین در (دل) خیمه‌ها
  73. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  74. دست هیچ انس و جنى پیش از ایشان به آنها نرسیده است
  75. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  76. بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‌اند
  77. پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را منکرید
  78. خجسته باد نام پروردگار شکوهمند و بزرگوارت

فصل ٥٦.  واقعه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آن واقعه چون وقوع یابد
  2. (که) در وقوع آن دروغى نیست
  3. پست‌کننده (و) بالابرنده است
  4. چون زمین با تکان (سختى) لرزانده شود
  5. و کوهها (جمله) ریزه ریزه شوند
  6. و غبارى پراکنده گردند
  7. و شما سه دسته شوید
  8. یاران دست راست کدامند یاران دست راست
  9. و یاران چپ کدامند یاران چپ
  10. و سبقت‌ گیرندگان مقدمند
  11. آنانند همان مقربان (خدا)
  12. در باغستانهاى پر نعمت
  13. گروهى از پیشینیان
  14. و اندکى از متاخران
  15. بر تختهایى جواهرنشان
  16. که روبروى هم بر آنها تکیه داده‌اند
  17. بر گردشان پسرانى جاودان (به خدمت) مى‌گردند
  18. با جام‌ها و آبریزها و پیاله(ها)یى از باده ناب روان
  19. (که) نه از آن دردسر گیرند و نه بى‌خرد گردند
  20. و میوه از هر چه اختیار کنند
  21. و از گوشت پرنده هر چه بخواهند
  22. و حوران چشم‌درشت
  23. مثل لؤلؤ نهان میان صدف
  24. (اینها) پاداشى است براى آنچه مى‌کردند
  25. در آنجا نه بیهوده‌اى مى‌شنوند و نه (سخنى) گناه‌آلود
  26. سخنى جز سلام و درود نیست
  27. و یاران راست‌یاران راست کدامند
  28. در (زیر) درختان کنار بى‌خار
  29. و درختهاى موز که میوه‌اش خوشه خوشه روى هم چیده است
  30. و سایه‌اى پایدار
  31. و آبى ریزان
  32. و میوه‌اى فراوان
  33. نه بریده و نه ممنوع
  34. و همخوابگانى بالا بلند
  35. ما آنان را پدید آورده‌ایم پدید آوردنى
  36. و ایشان را دوشیزه گردانیده‌ایم
  37. شوى دوست همسال
  38. براى یاران راست
  39. که گروهى از پیشینیانند
  40. و گروهى از متاخران
  41. و یاران چپ کدامند یاران چپ
  42. در (میان) باد گرم و آب داغ
  43. و سایه‌اى از دود تار
  44. نه خنک و نه خوش
  45. اینان بودند که پیش از این ناز پروردگان بودند
  46. و بر گناه بزرگ پافشارى مى‌کردند
  47. و مى‌گفتند آیا چون مردیم و خا‌ک واستخوان شدیم واقعا (باز) زنده مى‌گردیم
  48. یا پدران گذشته ما (نیز)
  49. بگو در حقیقت اولین و آخرین
  50. قطعاً همه در موعد روزى معلوم گرد آورده شوند
  51. آنگاه شما اى گمراهان دروغپرداز
  52. قطعاً از درختى که از زقوم است‌ خواهید خورد
  53. و از آن شکمهایتان را خواهید آکند
  54. و روى آن از آب جوش مى‌نوشید
  55. (مانند) نوشیدن اشتران تشنه
  56. این است پذیرایى آنان در روز جزا
  57. ماییم که شما را آفریده‌ایم پس چرا تصدیق نمى‌کنید
  58. آیا آنچه را (که به صورت نطفه) فرو مى‌ریزید دیده‌اید
  59. آیا شما آن را خلق مى‌کنید یا ما آفریننده‌ایم
  60. ماییم که میان شما مر‌گ را مقدر کرده‌ایم و بر ما سبقت نتوانید جست
  61. (و مى‌توانیم) امثال شما را به جاى شما قرار دهیم و شما را (به صورت) آنچه نمى‌دانید پدیدار گردانیم
  62. و قطعاً پدیدار شدن نخستین خود را شناختید پس چرا سر عبرت گرفتن ندارید
  63. آیا آنچه را کشت مى‌کنید ملاحظه کرده‌اید
  64. آیا شما آن را (بى‌یارى ما) زراعت مى‌کنید یا ماییم که زراعت مى‌کنیم
  65. اگر بخواهیم قطعاً خاشاکش مى‌گردانیم پس در افسوس (و تعجب) مى‌افتید
  66. (و مى‌گویید) واقعا ما زیان زده‌ایم
  67. بلکه ما محروم شدگانیم
  68. آیا آبى را که مى‌نوشید دیده‌اید
  69. آیا شما آن را از (دل) ابر سپید فرود آورده‌اید یا ما فرودآورنده‌ایم
  70. اگر بخواهیم آن را تلخ مى‌گردانیم پس چرا سپاس نمى‌دارید
  71. آیا آن آتشى را که برمى‌افروزید ملاحظه کرده‌اید
  72. آیا شما (چوب) درخت آن را پدیدار کرده‌اید یا ما پدیدآورنده‌ایم
  73. ما آن را (مایه) عبرت و (وسیله) استفاده براى بیابان‌گردان قرار داده‌ایم
  74. پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى
  75. نه (چنین است که مى‌پندارید) سوگند به جایگاه‌هاى (ویژه و فواصل معین) ستارگان
  76. اگر بدانید آن سوگندى سخت بزرگ است
  77. که این (پیام) قطعاً قرآنى است ارجمند
  78. در کتابى نهفته
  79. که جز پاک‌شدگان بر آن دست ندارند
  80. وحیى است از جانب پروردگار جهانیان
  81. آیا شما این سخن را سبک (و سست) مى‌گیرید
  82. و تنها نصیب خود را در تکذیب (آن) قرار مى‌دهید
  83. پس چرا آنگاه که (جان شما) به گلو مى‌رسد
  84. و در آن هنگام خود نظاره گرید
  85. و ما به آن (محتضر) از شما نزدیکتریم ولى نمى‌بینید
  86. پس چرا اگر شما بى‌جزا مى‌مانید (و حساب و کتابى در کار نیست)
  87. اگر راست مى‌گویید (روح) را برنمى‌گردانید
  88. و اما اگر (او) از مقربان باشد
  89. (در) آسایش و راحت و بهشت پر نعمت (خواهد بود)
  90. و اما اگر از یاران راست باشد
  91. از یاران راست بر تو سلام باد
  92. و اما اگر از دروغزنان گمراه است
  93. پس با آبى جوشان پذیرایى خواهد شد
  94. و (فرجامش) درافتادن به جهنم است
  95. این است همان حقیقت راست (و) یقین
  96. پس به نام پروردگار بزرگ خود تسبیح گوى

فصل ٥٧.  حدید

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنچه در آسمانها و زمین است‌ خدا را به پاکى مى‌ستایند و اوست ارجمند حکیم
  2. فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست زنده مى‌کند و مى‌میراند و او بر هر چیزى تواناست
  3. اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزى داناست
  4. اوست آن کس که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید آنگاه بر عرش استیلا یافت آنچه در زمین درآید و آنچه از آن برآید و آنچه در آن بالارود (همه را) مى‌داند و هر کجا باشید او با شماست و خدا به هر چه مى‌کنید بیناست
  5. فرمانروایى (مطلق) آسمانها و زمین از آن اوست و (جمله) کارها به سوى خدا بازگردانیده مى‌شود
  6. شب را در روز درمى‌آورد و روز را (نیز) در شب درمى‌آورد و او به راز دلها داناست
  7. به خدا و پیامبر او ایمان آورید و از آنچه شما را در (استفاده از) آن جانشین (دیگران) کرده انفاق کنید پس کسانى از شما که ایمان آورده و انفاق کرده باشند پاداش بزرگى خواهند داشت
  8. و شما را چه شده که به خدا ایمان نمى‌آورید و (حال آنکه) پیامبر (خدا) شما را دعوت مى‌کند تا به پروردگارتان ایمان آورید و اگر مؤمن باشید بى‌شک (خدا) از شما پیمان گرفته است
  9. او همان کسى است که بر بنده خود آیات روشنى فرو مى‌فرستد تا شما را از تاریکیها به سوى نور بیرون کشاند و در حقیقت‌خدا (نسبت) به شما سخت رئوف و مهربان است
  10. و شما را چه شده که در راه خدا انفاق نمى‌کنید و (حال آنکه) میراث آسمانها و زمین به خدا تعلق دارد کسانى از شما که پیش از فتح (مکه) انفاق و جهاد کرده‌اند (با دیگران) یکسان نیستند آنان از (حیث) درجه بزرگتر از کسانى‌اند که بعدا به انفاق و جهاد پرداخته‌اند و خداوند به هر کدام وعده نیکو داده است و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  11. کیست آن کس که به خدا وامى نیکو دهد تا (نتیجه‌اش را) براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد
  12. آن روز که مردان و زنان مؤمن را مى‌بینى که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است (به آنان گویند) امروز شما را مژده باد به باغهایى که از زیر (درختان) آن نهرها روان است در آنها جاودانید این است همان کامیابى بزرگ
  13. آن روز مردان و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند ما را مهلت دهید تا از نورتان (اندکى) برگیریم گفته مى‌شود بازپس برگردید و نورى درخواست کنید آنگاه میان آنها دیوارى زده مى‌شود که آن را دروازه‌اى است باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد
  14. (دو رویان) آنان را ندا درمى‌دهند آیا ما با شما نبودیم مى‌گویند چرا ولى شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غره کرد تا فرمان خدا آمد و (شیطان) مغرورکننده شما را درباره خدا بفریفت
  15. پس امروز نه از شما و نه از کسانى که کافر شده‌اند عوضى پذیرفته نمى‌شود جایگاهتان آتش است آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است
  16. آیا براى کسانى که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده نرم (و فروتن) گردد و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و (عمر و) انتظار بر آنان به درازا کشید و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند
  17. بدانید که خدا زمین را پس از مر‌گش زنده مى‌گرداند به راستى آیات (خود) را براى شما روشن گردانیده‌ایم باشد که بیندیشید
  18. در حقیقت مردان و زنان صدقه‌دهنده و (آنان که) به خدا وامى نیکو داده‌اند ایشان را (پاداش) دو چندان گردد و اجرى نیکو خواهند داشت
  19. و کسانى که به خدا و پیامبران وى ایمان آورده‌اند آنان همان راستینانند و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود (و) ایشان راست اجر و نورشان و کسانى که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند آنان همدمان آتشند
  20. بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‌جویى در اموال و فرزندان است (مثل آنها) چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن (باران) به شگفتى اندازد سپس (آن کشت) خشک شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشا‌ک شود و در آخرت (دنیا پرستان را) عذابى سخت است و (مؤمنان را) از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست
  21. (براى رسیدن) به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است (و) براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند بر یکدیگر سبقت جویید این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‌دهد و خداوند را فزون‌بخشى بزرگ است
  22. هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما (= به شما) نرسد مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است این (کار) بر خدا آسان است
  23. تا بر آنچه از دست‌ شما رفته اندوهگین نشوید و به (سبب) آنچه به شما داده است‌ شادمانى نکنید و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد
  24. همانان که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامى‌دارند و هر که روى گرداند قطعاً خدا بى‌نیاز ستوده است
  25. به راستى (ما) پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است پدید آوردیم تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان او و پیامبرانش را یارى مى‌کند آرى خدا نیرومند شکست ناپذیر است
  26. و در حقیقت نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو نبوت و کتاب را قرار دادیم از آنها (برخى) راه‌یاب (شد)ند و(لى) بسیارى از آنان بدکار بودند
  27. آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را پى‌درپى آوردیم و عیسى پسر مریم را در پى (آنان) آوردیم و به او انجیل عطا کردیم و در دلهاى کسانى که از او پیروى کردند رافت و رحمت نهادیم و (اما) تر‌ک دنیایى که از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم مگر براى آنکه کسب خشنودى خدا کنند با این حال آن را چنانکه حق رعایت آن بود منظور نداشتند پس پاداش کسانى از ایشان را که ایمان آورده بودند بدانها دادیم و(لى) بسیارى از آنان دستخوش انحرافند
  28. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت‌خویش شما را دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که به (برکت) آن راه سپرید و بر شما ببخشاید و خدا آمرزنده مهربان است
  29. تا اهل کتاب بدانند که به هیچ وجه فزون‌بخشى خدا در (حیطه) قدرت آنان نیست و فضل (و عنایت تنها) در دست‌خداست به هر کس بخواهد آن را عطا مى‌کند و خدا داراى کرم بسیار است

فصل ٥٨.  مجادله

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. خدا گفتار (زنى) را که در باره شوهرش با تو گفتگو و به خدا شکایت مى‌کرد شنید و خدا گفتگوى شما را مى‌شنود زیرا خدا شنواى بیناست
  2. از میان شما کسانى که زنانشان را ظهار مى‌کنند (و مى‌گویند پشت تو چون پشت مادر من است) آنان مادرانشان نیستند مادران آنها تنها کسانى‌اند که ایشان را زاده‌اند و قطعاً آنها سخنى زشت و باطل مى‌گویند و(لى) خدا مسلماً درگذرنده آمرزنده است
  3. و کسانى که زنانشان را ظهار مى‌کنند سپس از آنچه گفته‌اند پشیمان مى‌شوند بر ایشان (فرض) است که پیش از آنکه با یکدیگر همخوابگى کنند بنده‌اى را آزاد گردانند این (حکمى) است که بدان پند داده مى‌شوید و خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است
  4. و آن کس که (بر آزادکردن بنده) دسترسى ندارد باید پیش از تماس (با زن خود) دو ماه پیاپى روزه بدارد و هر که نتواند باید شصت بینوا را خوراک بدهد این (حکم) براى آن است که به خدا و فرستاده او ایمان بیاورید و این است‌حدود خدا و کافران را عذابى پردرد خواهد بود
  5. بى‌گمان کسانى که با خدا و فرستاده او مخالفت مى‌کنند ذلیل خواهند شد همان‌گونه که آنان که پیش از ایشان بودند ذلیل شدند و به راستى آیات روشن (خود) را فرستاده‌ایم و کافران را عذابى خفت‌آور خواهد بود
  6. روزى که خداوند همه آنان را بر مى‌انگیزد و به آنچه کرده‌اند آگاهشان مى‌گرداند خدا (کارهایشان را) برشمرده است و حال آنکه آنها آن را فراموش کرده‌اند و خدا بر هر چیزى گواه است
  7. آیا ندانسته‌اى که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مى‌داند هیچ گفتگوى محرمانه‌اى میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست و نه کمتر از این (عدد) و نه بیشتر مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده‌اند آگاه خواهد گردانید زیرا خدا به هر چیزى داناست
  8. آیا کسانى را که از نجوا منع شده بودند ندیدى که باز بدانچه از آن منع گردیده‌اند برمى‌گردند و با همدیگر به (منظور) گناه و تعدى و سرپیچى از پیامبر محرمانه گفتگو مى‌کنند و چون به نزد تو آیند تو را بدانچه خدا به آن (شیوه) سلام نگفته سلام مى‌دهند و در دلهاى خود مى‌گویند چرا به آنچه مى‌گوییم خدا ما را عذاب نمى‌کند جهنم براى آنان کافى است در آن درمى‌آیند و چه بد سرانجامى است
  9. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون با یکدیگر محرمانه گفتگو مى‌کنید به (قصد) گناه و تعدى و نافرمانى پیامبر با همدیگر محرمانه گفتگو نکنید و به نیکوکارى و پرهیزگارى نجوا کنید و از خدایى که نزد او محشور خواهید گشت پروا دارید
  10. چنان نجوایى صرفا از (القاآت) شیطان است تا کسانى را که ایمان آورده‌اند دلتنگ گرداند و(لى) جز به فرمان خدا هیچ آسیبى به آنها نمى‌رساند و مؤمنان باید بر خدا اعتماد کنند
  11. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون به شما گفته شود در مجالس جاى باز کنید پس جاى باز کنید تا خدا براى شما گشایش حاصل کند و چون گفته شود برخیزید پس برخیزید خدا (رتبه) کسانى از شما را که گرویده و کسانى را که دانشمندند (بر حسب) درجات بلند گرداند و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  12. اى کسانى که ایمان آورده‌اید هرگاه با پیامبر (خدا) گفتگوى محرمانه مى‌کنید پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌اى تقدیم بدارید این (کار) براى شما بهتر و پاکیزه‌تر است و اگر چیزى نیافتید بدانید که خدا آمرزنده مهربان است
  13. آیا ترسیدید که پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌هایى تقدیم دارید و چون نکردید و خدا (هم) بر شما بخشود پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  14. آیا ندیده‌اى کسانى را که قومى را که مورد خشم خدایند به دوستى گرفته‌اند آنها نه از شمایند و نه از ایشان و به دروغ سوگند یاد مى‌کنند و خودشان (هم) مى‌دانند
  15. خدا براى آنان عذابى سخت آماده کرده است راستى که چه بد مى‌کردند
  16. سوگندهاى خود را (چون) سپرى قرار داده بودند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و (در نتیجه) براى آنان عذابى خفت‌آور است
  17. در برابر خداوند نه از اموالشان و نه از اولادشان هرگز کارى ساخته نیست آنها دوزخى‌اند (و) در آن جاودانه (مى‌مانند)
  18. روزى که خدا همه آنان را برمى‌انگیزد همان‌گونه که براى شما سوگند یاد مى‌کردند براى او (نیز) سوگند یاد مى‌کنند و چنان پندارند که حق به جانب آنهاست آگاه باش که آنان همان دروغگویانند
  19. شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است آنان حزب شیطانند آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند
  20. در حقیقت کسانى که با خدا و پیامبر او به دشمنى برمى‌خیزند آنان در (زمره) زبونان خواهند بود
  21. خدا مقرر کرده است که حتما من و فرستادگانم چیره خواهیم گردید آرى خدا نیرومند شکست‌ناپذیر است
  22. قومى را نیابى که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند (و) کسانى را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست که (خدا) ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تایید کرده است و آنان را به بهشتهایى که از زیر (درختان) آن جویهایى روان است در مى‌آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آرى حزب خداست که رستگارانند

فصل ٥٩.  حشر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنچه در آسمانها و در زمین است تسبیح‌گوى خداى هستند و اوست‌ شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار
  2. اوست کسى که از میان اهل کتاب کسانى را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج (از مدینه) بیرون کرد گمان نمى‌کردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود و(لى) خدا از آنجایى که تصور نمى‌کردند بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند (به طورى که) خود به دست‌ خود و دست مؤمنان خانه‌هاى خود را خراب مى‌کردند پس اى دیده‌وران عبرت گیرید
  3. و اگر خدا این جلاى وطن را بر آنان مقرر نکرده بود قطعاً آنها را در دنیا عذاب مى‌کرد و در آخرت (هم) عذاب آتش داشتند
  4. این (عقوبت) براى آن بود که آنها با خدا و پیامبرش در افتادند و هر کس با خدا درافتد (بداند که) خدا سخت‌کیفر است
  5. آنچه درخت‌ خرما بریدید یا آنها را (دست نخورده) بر ریشه‌هایشان بر جاى نهادید به فرمان خدا بود تا نافرمانان را خوار گرداند
  6. و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید (شما براى تصاحب آن) اسب یا شترى بر آن نتاختید ولى خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره مى‌گرداند و خدا بر هر کارى تواناست
  7. آنچه خدا از (دارایى) ساکنان آن قریه‌ها عاید پیامبرش گردانید از آن خدا و از آن پیامبر (او) و متعلق به خویشاوندان نزدیک (وى) و یتیمان و بینوایان و درراه‌ماندگان است تا میان توانگران شما دست به دست نگردد و آنچه را فرستاده (او) به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‌کیفر است
  8. (این غنایم نخست) اختصاص به بینوایان مهاجرى دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند خواستار فضل خدا و خشنودى (او) مى‌باشند و خدا و پیامبرش را یارى مى‌کنند اینان همان مردم درست کردارند
  9. و (نیز) کسانى که قبل از (مهاجران) در (مدینه) جاى گرفته و ایمان آورده‌اند هر کس را که به سوى آنان کو‌چ کرده دوست دارند و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمى‌یابند و هر چند در خودشان احتیاجى (مبرم) باشد آنها را بر خودشان مقدم مى‌دارند و هر کس از خست نفس خود مصون ماند ایشانند که رستگارانند
  10. و (نیز) کسانى که بعد از آنان (=مهاجران و انصار) آمده‌اند (و) مى‌گویند پروردگارا بر ما و بر آن برادرانمان که در ایمان آوردن بر ما پیشى گرفتند ببخشاى و در دلهایمان نسبت به کسانى که ایمان آورده‌اند (هیچ گونه) کینه‌اى مگذار پروردگارا راستى که تو رئوف و مهربانى
  11. مگر کسانى را که به نفاق برخاستند ندیدى که به برادران اهل کتاب خود که از در کفر درآمده بودند مى‌گفتند اگر اخراج شدید حتما با شما بیرون خواهیم آمد و بر علیه شما هرگز از کسى فرمان نخواهیم برد و اگر با شما جنگیدند حتما شما را یارى خواهیم کرد و خدا گواهى مى‌دهد که قطعاً آنان دروغگویانند
  12. اگر (یهود) اخراج شوند آنها با ایشان بیرون نخواهند رفت و اگر با آنان جنگیده شود (منافقان) آنها را یارى نخواهند کرد و اگر یاریشان کنند حتما (در جنگ) پشت‌خواهند کرد و (دیگر) یارى نیابند
  13. شما قطعاً در دلهاى آنان بیش از خدا مایه هراسید چرا که آنان مردمانى‌اند که نمى‌فهمند
  14. (آنان به صورت) دسته جمعى جز در قریه‌هایى که داراى استحکاماتند یا از پشت دیوارها با شما نخواهند جنگید جنگشان میان خودشان سخت است آنان را متحد مى‌پندارى و(لى) دلهایشان پراکنده است زیرا آنان مردمانى‌اند که نمى‌اندیشند
  15. درست مانند همان کسانى که اخیرا (در واقعه بدر) سزاى کار (بد) خود را چشیدند و آنان را عذاب دردناکى خواهد بود
  16. چون حکایت‌ شیطان که به انسان گفت کافر شو و چون (وى) کافر شد گفت من از تو بیزارم زیرا من از خدا پروردگار جهانیان مى‌ترسم
  17. و فرجام هردوشان آن است که هر دو در آتش جاوید مى‌مانند و سزاى ستمگران این است
  18. اى کسانى که ایمان آورده‌اید از خدا پروا دارید و هر کسى باید بنگرد که براى فردا(ى خود) از پیش چه فرستاده است و (باز) از خدا بترسید در حقیقت‌ خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  19. و چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او (نیز) آنان را دچار خودفراموشى کرد آنان همان نافرمانانند
  20. دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند بهشتیانند که کامیابانند
  21. اگر این قرآن را بر کوهى فرومى‌فرستادیم یقینا آن (کوه) را از بیم خدا فروتن (و) از هم‌پاشیده مى‌دیدى و این مثلها را براى مردم مى‌زنیم باشد که آنان بیندیشند
  22. اوست‌ خدایى که غیر از او معبودى نیست داننده غیب و آشکار است اوست رحمتگر مهربان
  23. اوست‌ خدایى که جز او معبودى نیست همان فرمانرواى پا‌ک سلامت(بخش و) مؤمن (به حقیقت‌ حقه خود که) نگهبان عزیز جبار (و) متکبر (است) پا‌ک است‌ خدا از آنچه (با او) شریک مى‌گردانند
  24. اوست‌خداى خالق نوساز صورتگر (که) بهترین نامها (و صفات) از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است (جمله) تسبیح او مى‌گویند و او عزیز حکیم است

فصل ٦٠.  ممتحنه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى کسانى که ایمان آورده‌اید دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگیرید (به طورى) که با آنها اظهار دوستى کنید و حال آنکه قطعاً به آن حقیقت که براى شما آمده کافرند (و) پیامبر (خدا) و شما را (از مکه) بیرون مى‌کنند که (چرا) به خدا پروردگارتان ایمان آورده‌اید اگر براى جهاد در راه من و طلب خشنودى من بیرون آمده‌اید (شما) پنهانى با آنان رابطه دوستى برقرار مى‌کنید در حالى که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم و هر کس از شما چنین کند قطعاً از راه درست منحرف گردیده است
  2. اگر بر شما دست‌ یابند دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشایند و آرزو دارند که کافر شوید
  3. روز قیامت نه خویشان شما و نه فرزندانتان هرگز به شما سود نمى‌رسانند (خدا) میانتان فیصله مى‌دهد و خدا به آنچه انجام مى‌دهید بیناست
  4. قطعاً براى شما در (پیروى از) ابراهیم و کسانى که با اویند سرمشقى نیکوست آنگاه که به قوم خود گفتند ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‌پرستید بیزاریم به شما کفر مى‌ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده تا وقتى که فقط به خدا ایمان آورید جز (در) سخن ابراهیم (که) به (نا)پدر(ى) خود (گفت) حتما براى تو آمرزش خواهم خواست با آنکه در برابر خدا اختیار چیزى را براى تو ندارم اى پروردگار ما بر تو اعتماد کردیم و به سوى تو بازگشتیم و فرجام به سوى توست
  5. پروردگارا ما را وسیله آزمایش (و آماج آزار) براى کسانى که کفر ورزیده‌اند مگردان و بر ما ببخشاى که تو خود تواناى سنجیده‌کارى
  6. قطعاً براى شما در (پیروى از) آنان سرمشقى نیکوست (یعنى) براى کسى که به خدا و روز بازپسین امید مى‌بندد و هر کس روى برتابد (بداند که) خدا همان بى‌نیاز ستوده(صفات) است
  7. امید است که خدا میان شما و میان کسانى از آنان که (ایشان را) دشمن داشتید دوستى برقرار کند و خدا تواناست و خدا آمرزنده مهربان است
  8. (اما) خدا شما را از کسانى که در (کار) دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکرده‌اند باز نمى‌دارد که با آنان نیکى کنید و با ایشان عدالت ورزید زیرا خدا دادگران را دوست مى‌دارد
  9. فقط خدا شما را از دوستى با کسانى باز مى‌دارد که در (کار) دین با شما جنگ کرده و شما را از خانه‌هایتان بیرون رانده و در بیرون‌راندنتان با یکدیگر همپشتى کرده‌اند و هر کس آنان را به دوستى گیرد آنان همان ستمگرانند
  10. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون زنان با ایمان مهاجر نزد شما آیند آنان را بیازمایید خدا به ایمان آنان داناتر است پس اگر آنان را باایمان تشخیص دادید دیگر ایشان را به سوى کافران بازنگردانید نه آن زنان بر ایشان حلالند و نه آن (مردان) بر این زنان حلال و هر چه خرج (این زنان) کرده‌اند به (شوهران) آنها بدهید و بر شما گناهى نیست که در صورتى که مهرشان را به آنان بدهید با ایشان ازدواج کنید و به پیوندهاى قبلى کافران متمسک نشوید (و پایبند نباشید) و آنچه را شما (براى زنان مرتد و فرارى خود که به کفار پناهنده شده‌اند) خرج کرده‌اید (از کافران) مطالبه کنید و آنها هم باید آنچه را خرج کرده‌اند (از شما) مطالبه کنند این حکم خداست (که) میان شما داورى مى‌کند و خدا داناى حکیم است
  11. و در صورتى که (زنى) از همسران شما به سوى کفار رفت (و کفار مهر مورد مطالبه شما را ندادند) و شما غنیمت‌ یافتید پس به کسانى که همسرانشان رفته‌اند معادل آنچه خرج کرده‌اند بدهید و از آن خدایى که به او ایمان دارید بترسید
  12. اى پیامبر چون زنان باایمان نزد تو آیند که (با این شرط) با تو بیعت کنند که چیزى را با خدا شریک نسازند و دزدى نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و بچه‌هاى حرامزاده پیش دست و پاى خود را با بهتان (و حیله) به شوهر نبندند و در (کار) نیک از تو نافرمانى نکنند با آنان بیعت کن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه زیرا خداوند آمرزنده مهربان است
  13. اى کسانى که ایمان آورده‌اید مردمى را که خدا بر آنان خشم رانده به دوستى مگیرید آنها واقعا از آخرت سلب امید کرده‌اند همان گونه که کافران اهل گور قطع امید نموده‌اند

فصل ٦١.  صف

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است به تسبیح خدا مى‌پردازند و اوست ارجمند حکیم
  2. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چرا چیزى مى‌گویید که انجام نمى‌دهید
  3. نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید
  4. در حقیقت‌ خدا دوست دارد کسانى را که در راه او صف در صف چنانکه گویى بنایى ریخته شده از سرب‌اند جهاد مى‌کنند
  5. و (یاد کن) هنگامى را که موسى به قوم خود گفت اى قوم من چرا آزارم مى‌دهید با اینکه مى‌دانید من فرستاده خدا به سوى شما هستم پس چون (از حق) برگشتند خدا دلهایشان را برگردانید و خدا مردم نافرمان را هدایت نمى‌کند
  6. و هنگامى را که عیسى پسر مریم گفت اى فرزندان اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شما هستم تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى‌کنم و به فرستاده‌اى که پس از من مى‌آید و نام او احمد است بشارتگرم پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد گفتند این سحرى آشکار است
  7. و چه کسى ستمگرتر از آن کس است که با وجود آنکه به سوى اسلام فراخوانده مى شود بر خدا دروغ مى‌بندد و خدا مردم ستمگر را راه نمى‌نماید
  8. مى‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند و حال آنکه خدا گر چه کافران را ناخوش افتد نور خود را کامل خواهد گردانید
  9. اوست کسى که فرستاده خود را با هدایت و آیین درست روانه کرد تا آن را بر هر چه دین است فائق گرداند هر چند مشرکان را ناخوش آید
  10. اى کسانى که ایمان آورده‌اید آیا شما را بر تجارتى راه نمایم که شما را از عذابى دردنا‌ک مى‌رهاند
  11. به خدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد کنید این (گذشت و فداکارى) اگر بدانید براى شما بهتر است
  12. تا گناهانتان را بر شما ببخشاید و شما را در باغهایى که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است و (در) سراهایى خوش در بهشتهاى همیشگى درآورد این (خود) کامیابى بزرگ است
  13. و (رحمتى) دیگر که آن را دوست دارید یارى و پیروزى نزدیکى از جانب خداست و مؤمنان را (بدان) بشارت ده
  14. اى کسانى که ایمان آورده‌اید یاران خدا باشید همان گونه که عیسى‌بن‌مریم به حواریون گفت‌ یاران من در راه خدا چه کسانى‌اند. حواریون گفتند ما یاران خداییم پس طایفه‌اى کفر ورزیدند و کسانى را که گرویده بودند بر دشمنانشان یارى کردیم تا چیره شدند

فصل ٦٢.  جمعه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است‌ خدایى را که پادشاه پا‌ک ارجمند فرزانه است تسبیح مى‌گویند
  2. اوست آن کس که در میان بى‌سوادان فرستاده‌اى از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت بدیشان بیاموزد و (آنان) قطعاً پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند
  3. و (نیز بر جماعتهایى) دیگر از ایشان که هنوز به آنها نپیوسته‌اند و اوست ارجمند سنجیده‌کار
  4. این فضل خداست آن را به هر که بخواهد عطا مى‌کند و خدا داراى فضل بسیار است
  5. مثل کسانى که (عمل به) تورات بر آنان بار شد (و بدان مکلف گردیدند) آنگاه آن را به کار نبستند همچون مثل خرى است که کتابهایى را برپشت مى‌کشد (وه) چه زشت است وصف آن قومى که آیات خدا را به دروغ گرفتند و خدا مردم ستمگر را راه نمى‌نماید
  6. بگو اى کسانى که یهودى شده‌اید اگر پندارید که شما دوستان خدایید نه مردم دیگر پس اگر راست مى‌گویید درخواست مر‌گ کنید
  7. و(لى) هرگز آن را به سبب آنچه از پیش به دست‌خویش کرده‌اند آرزو نخواهند کرد و خدا به (حال) ستمگران داناست
  8. بگو آن مر‌گى که از آن مى‌گریزید قطعاً به سر وقت‌ شما مى‌آید آنگاه به سوى داناى نهان و آشکار بازگردانیده خواهید شد و به آنچه (در روى زمین) مى‌کردید آگاهتان خواهد کرد
  9. اى کسانى که ایمان آورده‌اید چون براى نماز جمعه ندا درداده شد به سوى ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید اگر بدانید این براى شما بهتر است
  10. و چون نماز گزارده شد در (روى) زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید
  11. و چون داد و ستد یا سرگرمیى ببینند به سوى آن روى‌آور مى‌شوند و تو را در حالى که ایستاده‌اى تر‌ک مى‌کنند بگو آنچه نزد خداست از سرگرمى و از داد و ستد بهتر است و خدا بهترین روزى دهندگان است

فصل ٦٣.  منافقون

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. چون منافقان نزد تو آیند گویند گواهى مى‌دهیم که تو واقعا پیامبر خدایى و خدا (هم) مى‌داند که تو واقعا پیامبر او هستى و خدا گواهى مى‌دهد که مردم دوچهره سخت دروغگویند
  2. سوگندهاى خود را (چون) سپرى بر خود گرفته و (مردم را) از راه خدا بازداشته‌اند راستى که آنان چه بد مى‌کنند
  3. این بدان سبب است که آنان ایمان آورده سپس به انکار پرداخته‌اند و در نتیجه بر دلهایشان مهر زده شده و (دیگر) نمى‌فهمند
  4. و چون آنان را ببینى هیکلهایشان تو را به تعجب وا مى‌دارد و چون سخن گویند به گفتارشان گوش فرا مى‌دهى گویى آنان شمعک‌هایى پشت بر دیوارند (که پو‌ک شده و درخور اعتماد نیستند) هر فریادى را به زیان خویش مى‌پندارند خودشان دشمنند از آنان بپرهیز خدا بکشدشان تا کجا (از حقیقت) انحراف یافته‌اند
  5. و چون بدیشان گفته شود بیایید تا پیامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد سرهاى خود را بر مى‌گردانند و آنان را مى‌بینى که تکبرکنان روى برمى‌تابند
  6. براى آنان یکسان است چه برایشان آمرزش بخواهى یا برایشان آمرزش نخواهى خدا هرگز بر ایشان نخواهد بخشود خدا فاسقان را راهنمایى نمى‌کند
  7. آنان کسانى‌اند که مى‌گویند به کسانى که نزد پیامبر خدایند انفاق مکنید تا پراکنده شوند و حال آنکه گنجینه‌هاى آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان درنمى‌یابند
  8. مى‌گویند اگر به مدینه برگردیم قطعاً آنکه عزتمندتر است آن زبون‌تر را از آنجا بیرون خواهد کرد و(لى) عزت از آن خدا و از آن پیامبر او و از آن مؤمنان است لیکن این دورویان نمى‌دانند
  9. اى کسانى که ایمان آورده‌اید (زنهار) اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند و هر کس چنین کند آنان خود زیانکارانند
  10. و از آنچه روزى شما گردانیده‌ایم انفاق کنید پیش از آنکه یکى از شما را مر‌گ فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتى بیشتر (اجل) مرا به تاخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم
  11. و(لى) هر کس اجلش فرا رسد هرگز خدا (آن را) به تاخیر نمى‌افکند و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است

فصل ٦٤.  تغابن

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. هر چه در آسمانها و هر چه در زمین است‌ خدا را تسبیح مى‌گویند اوراست فرمانروایى و اوراست‌ سپاس و او بر هر چیزى تواناست
  2. اوست آن کس که شما را آفرید برخى از شما کافرند و برخى مؤمن و خدا به آنچه مى‌کنید بیناست
  3. آسمانها و زمین را به حق آفرید و شما را صورتگرى کرد و صورتهایتان را نیکو آراست و فرجام به سوى اوست
  4. آنچه را که در آسمانها و زمین است مى‌داند و آنچه را که پنهان مى‌کنید و آنچه را که آشکار مى‌دارید (نیز) مى‌داند و خدا به راز دلها داناست
  5. آیا خبر کسانى که پیش از این کفر ورزیدند و فرجام بد کارشان را چشیدند و عذاب پر دردى خواهند داشت به شما نرسیده است
  6. این (بدفرجامى) از آن روى بود که پیامبرانشان دلایل آشکار برایشان مى‌آوردند و(لى) آنان (مى)گفتند آیا بشرى ما را هدایت مى‌کند پس کافر شدند و روى گردانیدند و خدا بى‌نیازى نمود و خدا بى‌نیاز ستوده‌است
  7. کسانى که کفر ورزیدند پنداشتند که هرگز برانگیخته نخواهند شد بگو آرى سوگند به پروردگارم حتما برانگیخته خواهید شد سپس شما را به (حقیقت) آنچه کرده‌اید قطعاً واقف خواهند ساخت و این بر خدا آسان است
  8. پس به خدا و پیامبر او و آن نورى که ما فرو فرستادیم ایمان آورید و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است
  9. روزى که شما را براى روز گردآورى گرد مى‌آورد آن (روز) روز حسرت (خوردن) است و هر کس به خدا ایمان آورده و کار شایسته‌اى کرده باشد بدیهایش را از او بسترد و او را در بهشتهایى که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است درآورد در آنجا بمانند این است همان کامیابى بزرگ
  10. و کسانى که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند آنان اهل آتشند (و) در آن ماندگار خواهند بود و چه بد سرانجامى است
  11. هیچ مصیبتى جز به اذن خدا نرسد و کسى که به خدا بگرود دلش را به راه آورد و خدا(ست که) به هر چیزى داناست
  12. و خدا را فرمان برید و پیامبر (او) را اطاعت نمایید و اگر روى بگردانید بر پیامبر ما فقط پیام‌رسانى آشکار است
  13. خدا(ست که) جز او معبودى نیست و مؤمنان باید تنها بر خدا اعتماد کنند
  14. اى کسانى که ایمان آورده‌اید در حقیقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمایند از آنان بر حذر باشید و اگر ببخشایید و درگذرید و بیامرزید به راستى خدا آمرزنده مهربان است
  15. اموال شما و فرزندانتان صرفا (وسیله) آزمایشى (براى شما)یند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است
  16. پس تا مى‌توانید از خدا پروا بدارید و بشنوید و فرمان ببرید و مالى براى خودتان (در راه خدا) انفاق کنید و کسانى که از خست نفس خویش مصون مانند آنان رستگارانند
  17. اگر خدا را وامى نیکو دهید آن را براى شما دو چندان مى‌گرداند و بر شما مى‌بخشاید و خدا(ست که) سپاس‌پذیر بردبار است
  18. داناى نهان و آشکار (و) ارجمند سنجیده‌کار است

فصل ٦٥.  طلاق

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى پیامبر چون زنان را طلاق گویید در (زمان‌بندى) عده آنان طلاقشان گویید و حساب آن عده را نگه دارید و از خدا پروردگارتان بترسید آنان را از خانه‌هایشان بیرون مکنید و بیرون نروند مگر آنکه مرتکب کار زشت آشکارى شده باشند این است احکام الهى و هر کس از مقررات خدا (پاى) فراتر نهد قطعاً به خودش ستم کرده است نمى‌دانى شاید خدا پس از این پیشامدى پدید آورد
  2. پس چون عده آنان به سر رسید (یا) به شایستگى نگاهشان دارید یا به شایستگى از آنان جدا شوید و دو تن (مرد) عادل را از میان خود گواه گیرید و گواهى را براى خدا به پا دارید این است اندرزى که به آن کس که به خدا و روز بازپسین ایمان دارد داده مى‌شود و هر کس از خدا پروا کند (خدا) براى او راه بیرون‌شدنى قرار مى‌دهد
  3. و از جایى که حسابش را نمى‌کند به او روزى مى‌رساند و هر کس بر خدا اعتماد کند او براى وى بس است‌ خدا فرمانش را به انجام‌رساننده است به راستى خدا براى هر چیزى اندازه‌اى مقرر کرده است
  4. و آن زنان شما که از خون‌دیدن (ماهانه) نومیدند اگر شک دارید (که خون مى‌بینند یا نه) عده آنان سه ماه است و (دخترانى) که (هنوز) خون ندیده‌اند (نیز عده‌شان سه ماه است) و زنان آبستن مدتشان این است که وضع حمل کنند و هر کس از خدا پروا دارد (خدا) براى او در کارش تسهیلى فراهم سازد
  5. این است فرمان خدا که آن را به سوى شما فرستاده است و هر کس از خدا پروا کند بدیهایش را از او بزداید و پاداشش را بزرگ گرداند
  6. همانجا که (خود) سکونت دارید به قدر استطاعت‌ خویش آنان را جاى دهید و به آنها آسیب (و زیان) مرسانید تا عرصه را بر آنان تنگ کنید و اگر باردارند خرجشان را بدهید تا وضع حمل کنند و اگر براى شما (بچه) شیر مى‌دهند مزدشان را به ایشان بدهید و به شایستگى میان خود به مشورت پردازید و اگر کارتان (در این مورد) با هم به دشوارى کشید (زن) دیگرى (بچه را) شیر دهد
  7. بر توانگر است که از دارایى خود هزینه کند و هر که روزى او تنگ باشد باید از آنچه خدا به او داده خرج کند خدا هیچ کس را جز (به قدر) آنچه به او داده است تکلیف نمى‌کند خدا به زودى پس از دشوارى آسانى فراهم مى‌کند
  8. و چه بسیار شهرها که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سر پیچیدند و از آنها حسابى سخت کشیدیم و آنان را به عذابى (بس) زشت عذاب کردیم
  9. تا کیفر زشت عمل خود را چشیدند و پایان کارشان زیان بود
  10. خدا براى آنان عذابى سخت آماده کرده است پس اى خردمندانى که ایمان آورده‌اید از خدا بترسید راستى که خدا سوى شما ذکر (قرآن) فرو فرستاده است
  11. پیامبرى که آیات روشنگر خدا را بر شما تلاوت مى‌کند تا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند از تاریکی‌ها به سوى روشنایى بیرون برد و هر کس به خدا بگرود و کار شایسته کند او را در باغهایى که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است درمى‌آورد جاودانه در آن مى‌مانند قطعاً خدا روزى را براى او خوش کرده است
  12. خدا همان کسى است که هفت آسمان و همانند آنها هفت زمین آفرید فرمان (خدا) در میان آنها فرود مى‌آید تا بدانید که خدا بر هر چیزى تواناست و به راستى دانش وى هر چیزى را در بر گرفته است

فصل ٦٦.  تحریم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى پیامبر چرا براى خشنودى همسرانت آنچه را خدا براى تو حلال گردانیده حرام مى‌کنى خدا(ست که) آمرزنده مهربان است
  2. قطعاً خدا براى شما (راه) گشودن سوگندهایتان را مقرر داشته است و خدا سرپرست‌ شماست و اوست داناى حکیم
  3. و چون پیامبر با یکى از همسرانش سخنى نهانى گفت و همین که وى آن را (به زن دیگر) گزارش داد و خدا (پیامبر) را بر آن مطلع گردانید (پیامبر) بخشى از آن را اظهار کرد و از بخشى (دیگر) اعراض نمود پس چون (مطلب) را به آن (زن) خبر داد وى گفت چه کسى این را به تو خبر داده گفت مرا آن داناى آگاه خبر داده است
  4. اگر (شما دو زن) به درگاه خدا توبه کنید (بهتر است) واقعا دلهایتان انحراف پیدا کرده است و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید در حقیقت‌خدا خود سرپرست اوست و جبرئیل و صالح مؤمنان (نیز یاور اویند) و گذشته از این فرشتگان (هم) پشتیبان (او) خواهند بود
  5. اگر پیامبر شما را طلاق گوید امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما مسلمان مؤمن فرمانبر توبه کار عابد روزه‌دار بیوه و دوشیزه به او عوض دهد
  6. اى کسانى که ایمان آورده‌اید خودتان و کسانتان را از آتشى که سوخت آن مردم و سنگهاست‌ حفظ کنید بر آن (آتش) فرشتگانى خشن (و) سختگیر (گمارده شده) اند از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچى نمى‌کنند و آنچه را که مامورند انجام مى‌دهند
  7. اى کسانى که کافر شده‌اید امروز عذر نیاورید در واقع به آنچه مى‌کردید کیفر مى‌یابید
  8. اى کسانى که ایمان آورده‌اید به درگاه خدا توبه‌اى راستین کنید امید است که پروردگارتان بدیهایتان را از شما بزداید و شما را به باغهایى که از زیر (درختان) آن جویبارها روان است درآورد در آن روز خدا پیامبر (خود) و کسانى را که با او ایمان آورده بودند خوار نمى‌گرداند نورشان از پیشاپیش آنان و سمت راستشان روان است مى‌گویند پروردگارا نور ما را براى ما کامل گردان و بر ما ببخشاى که تو بر هر چیز توانایى
  9. اى پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت گیر (که) جاى ایشان در جهنم خواهد بود و چه بد سرانجامى است
  10. خدا براى کسانى که کفر ورزیده‌اند آن نوح و آن لوط را مثل آورده (که) هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آنها خیانت کردند و کارى از دست (شوهران) آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید
  11. و براى کسانى که ایمان آورده‌اند خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت‌خانه‌اى برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان
  12. و مریم دخت عمران را همان کسى که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهاى او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود

فصل ٦٧.  ملک

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بزرگوار (و خجسته) است آنکه فرمانروایى به دست اوست و او بر هر چیزى تواناست
  2. همانکه مر‌گ و زندگى را پدید آورد تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و اوست ارجمند آمرزنده
  3. همان که هفت آسمان را طبقه طبقه بیافرید در آفرینش آن (خداى) بخشایشگر هیچ گونه اختلاف (و تفاوتى) نمى‌بینى بازبنگر آیا خلل (و نقصانى) مى‌بینى
  4. باز دوباره بنگر تا نگاهت زبون و درمانده به سویت بازگردد
  5. و در حقیقت آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایه طرد شیاطین (= قواى مزاحم) گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‌ایم
  6. و کسانى که به پروردگارشان انکار آوردند عذاب آتش جهنم خواهند داشت و چه بد سرانجامى است
  7. چون در آنجا افکنده شوند از آن خروشى مى‌شنوند در حالى که مى‌جوشد
  8. نزدیک است که از خشم شکافته شود هر بار که گروهى در آن افکنده شوند نگاهبانان آن از ایشان پرسند مگر شما را هشدار دهنده‌اى نیامد
  9. گویند چرا هشدار دهنده‌اى به سوى ما آمد و(لى) تکذیب کردیم و گفتیم خدا چیزى فرو نفرستاده است‌ شما جز در گمراهى بزرگ نیستید
  10. و گویند اگر شنیده (و پذیرفته) بودیم یا تعقل کرده بودیم در (میان) دوزخیان نبودیم
  11. پس به گناه خود اقرار مى‌کنند و مر‌گ باد بر اهل جهنم
  12. کسانى که در نهان از پروردگارشان مى‌ترسند آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود
  13. و (اگر) سخن خود را پنهان دارید یا آشکارش نمایید در حقیقت وى به راز دلها آگاه است
  14. آیا کسى که آفریده است نمى‌داند با اینکه او خود باریک بین آگاه است
  15. اوست کسى که زمین را براى شما رام گردانید پس در فراخناى آن رهسپار شوید و از روزى (خدا) بخورید و رستاخیز به سوى اوست
  16. آیا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که شما را در زمین فرو برد پس بناگاه (زمین) به تپیدن افتد
  17. یا از آن کس که در آسمان است ایمن شده‌اید که بر (سر) شما تندبادى از سنگریزه فرو فرستد پس به زودى خواهید دانست که بیم دادن من چگونه است
  18. و پیش از آنان (نیز) کسانى به تکذیب پرداختند پس عذاب من چگونه بود
  19. آیا در بالاى سرشان به پرندگان ننگریسته‌اند (که گاه) بال مى‌گسترند و (گاه) بال مى‌زنند جز خداى رحمان (کسى) آنها را نگاه نمى‌دارد او به هر چیزى بیناست
  20. یا آن کسى که خود براى شما (چون) سپاهى است که یاریتان مى‌کند جز خداى رحمان کیست کافران جز گرفتار فریب نیستند
  21. یا کیست آن که به شما روزى دهد اگر (خدا) روزى خود را (از شما) باز دارد (نه) بلکه در سرکشى و نفرت پافشارى کردند
  22. پس آیا آن کس که نگونسار راه مى‌پیماید هدایت‌ یافته‌تر است‌ یا آن کس که ایستاده بر راه راست مى‌رود
  23. بگو اوست آن کس که شما را پدید آورده و براى شما گوش و دیدگان و دلها آفریده است چه کم سپاسگزارید
  24. بگو اوست که شما را در زمین پراکنده کرده و به نزد او (ست که) گرد آورده خواهید شد
  25. و مى‌گویند اگر راست مى‌گویید این وعده کى خواهد بود
  26. بگو علم (آن) فقط پیش خداست و من صرفا هشدار دهنده‌اى آشکارم
  27. و آنگاه که آن (لحظه موعود) را نزدیک ببینند چهره‌هاى کسانى که کافر شده‌اند در هم رود و گفته شود این است همان چیزى که آن را فرا مى‌خواندید
  28. بگو به من خبر دهید اگر خدا مرا و هر که را با من است هلا‌ک کند یا ما را مورد رحمت قرار دهد چه کسى کافران را از عذابى پر درد پناه خواهد داد
  29. بگو اوست‌ خداى بخشایشگر به او ایمان آوردیم و بر او توکل کردیم و به زودى خواهید دانست چه کسى است که خود در گمراهى آشکارى است
  30. بگو به من خبر دهید اگر آب (آشامیدنى) شما (به زمین) فرو رود چه کسى آب روان برایتان خواهد آورد

فصل ٦٨.  قلم

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. نون سوگند به قلم و آنچه مى‌نویسند
  2. (که) تو به لطف پروردگارت دیوانه نیستى
  3. و بى‌گمان تو را پاداشى بى‌منت‌ خواهد بود
  4. و راستى که تو را خویى والاست
  5. به زودى خواهى دید و خواهند دید
  6. (که) کدام یک از شما دستخوش جنونید
  7. پروردگارت خود بهتر مى‌داند چه کسى از راه او منحرف شده و (هم) او به راه یافتگان داناتر است
  8. پس از دروغزنان فرمان مبر
  9. دوست دارند که نرمى کنى تا نرمى نمایند
  10. و از هر قسم خورنده فرو مایه‌اى فرمان مبر
  11. (که) عیبجوست و براى خبرچینى گام برمى‌دارد
  12. مانع خیر متجاوز گناه پیشه
  13. گستاخ (و) گذشته از آن زنازاده است
  14. به صرف اینکه مالدار و پسردار است
  15. چون آیات ما بر او خوانده شود گوید افسانه‌هاى پیشینیان است
  16. زودا که بر بینى‌اش داغ نهیم (و رسوایش کنیم)
  17. ما آنان را همان گونه که باغداران را آزمودیم مورد آزمایش قرار دادیم آنگاه که سوگند خوردند که صبح برخیزند و (میوه) آن (باغ) را حتما بچینند
  18. و(لى) انشاء الله نگفتند
  19. پس در حالى که آنان غنوده بودند بلایى از جانب پروردگارت بر آن (باغ) به گردش در آمد
  20. و (باغ) آفت زده (و زمین بایر) گردید
  21. پس (باغداران) بامدادان یکدیگر را صدا زدند
  22. که اگر میوه مى‌چینید بامدادان به سوى کشت‌خویش روید
  23. پس به راه افتادند و آهسته به هم مى‌گفتند
  24. که امروز نباید در باغ بینوایى بر شما در آید
  25. و صبحگاهان در حالى که خود را بر منع (بینوایان) توانا مى‌دیدند رفتند
  26. و چون (باغ) را دیدند گفتند قطعاً ما راه گم کرده‌ایم
  27. (نه) بلکه ما محرومیم
  28. خردمندترینشان گفت آیا به شما نگفتم چرا خدا را به پاکى نمى‌ستایید
  29. گفتند پروردگارا تو را به پاکى مى‌ستاییم ما واقعا ستمگر بودیم
  30. پس بعضى‌شان رو به بعضى دیگر آوردند و همدیگر را به نکوهش گرفتند
  31. گفتند اى واى بر ما که سرکش بوده‌ایم
  32. امید است که پروردگار ما بهتر از آن را به ما عوض دهد زیرا ما به پروردگارمان مشتاقیم
  33. عذاب (دنیا) چنین است و عذاب آخرت اگر مى‌دانستند قطعاً بزرگتر خواهد بود
  34. براى پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغستان‌هاى پر ناز و نعمت است
  35. پس آیا فرمانبرداران را چون بدکاران قرار خواهیم داد
  36. شما را چه شده چگونه داورى مى‌کنید
  37. یا شما را کتابى هست که در آن فرا مى‌گیرید
  38. که هر چه را برمى‌گزینید براى شما در آن خواهد بود
  39. یا اینکه شما تا روز قیامت (از ما) سوگندهایى رسا گرفته‌اید که هر چه دلتان خواست‌ حکم کنید
  40. از آنان بپرس کدامشان ضامن این (ادعا) یند
  41. یا شریکانى دارند پس اگر راست مى‌گویند شریکانشان را بیاورند
  42. روزى که کار زار (و رهایى دشوار) شود و به سجده فرا خوانده شوند و در خود توانایى نیابند
  43. دیدگانشان به زیر افتاده خوارى آنان را فرو مى‌گیرد در حالى که (پیش از این) به سجده دعوت مى‌شدند و تندرست بودند
  44. پس مرا با کسى که این گفتار را تکذیب مى‌کند واگذار به تدریج آنان را به گونه‌اى که در نیابند (گریبان) خواهیم گرفت
  45. و مهلتشان مى‌دهم زیرا تدبیر من (سخت) استوار است
  46. آیا از آنان مزدى درخواست مى‌کنى و آنان خود را زیر بار تاوان گرانبار مى‌یابند
  47. یا (علم) غیب پیش آنهاست و آنها مى‌نویسند
  48. پس در (امتثال) حکم پروردگارت شکیبایى ورز و مانند همدم ماهى (=یونس) مباش آنگاه که اندوه زده ندا درداد
  49. اگر لطفى از جانب پروردگارش تدارک (حال) او نمى‌کرد قطعاً نکوهش شده بر زمین خشک انداخته مى‌شد
  50. پس پروردگارش وى را برگزید و از شایستگانش گردانید
  51. و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند و مى‌گفتند او واقعا دیوانه‌اى است
  52. و حال آنکه (قرآن) جز تذکارى براى جهانیان نیست

فصل ٦٩.  حاقه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آن رخ دهنده
  2. چیست آن رخ دهنده
  3. و چه دانى که آن رخ دهنده چیست
  4. ثمود و عاد آن حادثه کوبنده را تکذیب کردند
  5. اما ثمود به (سزاى) سرکشى (خود) به هلاکت رسیدند
  6. و اما عاد به (وسیله) تندبادى توفنده سرکش هلا‌ک شدند
  7. (که خدا) آن را هفت‌ شب و هشت روز پیاپى بر آنان بگماشت در آن (مدت) مردم را فرو افتاده مى‌دیدى گویى آنها تنه‌هاى نخلهاى میان تهى‌اند
  8. آیا از آنان کسى را بر جاى مى‌بینى
  9. و فرعون و کسانى که پیش از او بودند و (مردم) شهرهاى سرنگون شده (سدوم و عاموره) مرتکب خطا شدند
  10. و از امر فرستاده پروردگارشان سرپیچى کردند و (خدا هم) آنان را به گرفتنى سخت فرو گرفت
  11. ما چون آب طغیان کرد شما را بر کشتى سوار نمودیم
  12. تا آن را براى شما (مایه) تذکرى گردانیم و گوشهاى شنوا آن را نگاه دارد
  13. پس آنگاه که در صور یک بار دمیده شود
  14. و زمین و کوه‌ها از جاى خود برداشته شوند و هر دوى آنها با یک تکان ریز ریز گردند
  15. پس آن روز است که واقعه (آنچنانى) وقوع یابد
  16. و آسمان از هم بشکافد و در آن روز است که آن از هم گسسته باشد
  17. و فرشتگان در اطراف (آسمان)اند و عرش پروردگارت را آن روز هشت (فرشته) بر سر خود بر مى‌دارند
  18. در آن روز شما (به پیشگاه خدا) عرضه مى‌شوید (و) پوشیده‌اى از شما پوشیده نمى‌ماند
  19. اما کسى که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود گوید بیایید و کتابم را بخوانید
  20. من یقین داشتم که به حساب خود مى‌رسم
  21. پس او در یک زندگى خوش است
  22. در بهشتى برین
  23. (که) میوه هایش در دسترس است
  24. بخورید و بنوشید گواراتان باد به (پاداش) آنچه در روزهاى گذشته انجام دادید
  25. و اما کسى که کارنامه‌اش به دست چپش داده شود گوید اى کاش کتابم را دریافت نکرده بودم
  26. و از حساب خود خبردار نشده بودم
  27. اى کاش آن (مر‌گ) کار را تمام مى‌کرد
  28. مال من مرا سودى نبخشید
  29. قدرت من از (کف) من برفت
  30. (گویند) بگیرید او را و در غل کشید
  31. آنگاه میان آتشش اندازید
  32. پس در زنجیرى که درازى آن هفتاد گز است وى را در بند کشید
  33. چرا که او به خداى بزرگ نمى‌گروید
  34. و به اطعام مسکین تشویق نمى‌کرد
  35. پس امروز او را در اینجا حمایتگرى نیست
  36. و خوراکى جز چرک‌آبه ندارد
  37. که آن را جز خطاکاران نمى‌خورند
  38. پس نه (چنان است که مى‌پندارید) سوگند یاد مى‌کنم به آنچه مى‌بینید
  39. و آنچه نمى‌بینید
  40. که (قرآن) قطعاً گفتار فرستاده‌اى بزرگوار است
  41. و آن گفتار شاعرى نیست (که) کمتر (به آن) ایمان دارید
  42. و نه گفتار کاهنى (که) کمتر (از آن) پند مى‌گیرید
  43. (پیام) فرودآمده‌اى است از جانب پروردگار جهانیان
  44. و اگر (او) پاره‌اى گفته‌ها بر ما بسته بود
  45. دست راستش را سخت مى‌گرفتیم
  46. سپس رگ قلبش را پاره مى‌کردیم
  47. و هیچ یک از شما مانع از (عذاب) او نمى‌شد
  48. و در حقیقت (قرآن) تذکارى براى پرهیزگاران است
  49. و ما به راستى مى‌دانیم که از (میان) شما تکذیب‌کنندگانى هستند
  50. و آن واقعا بر کافران حسرتى است
  51. و این (قرآن) بى‌شبهه حقیقتى یقینى است
  52. پس به (پاس) نام پروردگار بزرگت تسبیح گوى

فصل ٧٠.  معارج

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. پرسنده‌اى از عذاب واقع‌ شونده‌اى پرسید
  2. که اختصاص به کافران دارد (و) آن را بازدارنده‌اى نیست
  3. (و) از جانب خداوند صاحب درجات (و مراتب) است
  4. فرشتگان و روح در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است به سوى او بالا مى‌روند
  5. پس صبر کن صبرى نیکو
  6. زیرا آنان (عذاب) را دور مى‌بینند
  7. و (ما) نزدیکش مى‌بینیم
  8. روزى که آسمانها چون فلز گداخته شود
  9. و کوهها چون پشم زده گردد
  10. و هیچ دوست صمیمى از دوست صمیمى (حال) نپرسد
  11. آنان را به ایشان نشان مى‌دهند گناهکار آرزو مى‌کند که کاش براى رهایى از عذاب آن روز مى توانست پسران خود را عوض دهد
  12. و (نیز) همسرش و برادرش را
  13. و قبیله‌اش را که به او پناه مى‌دهد
  14. و هر که را که در روى زمین است همه را (عوض مى‌داد) و آنگاه خود را رها مى‌کرد
  15. نه چنین است (آتش) زبانه مى‌کشد
  16. پوست‌ سر و اندام را برکننده است
  17. هر که را پشت کرده و روى برتافته
  18. و گرد آورده و انباشته (و حسابش را نگاه داشته) فرا مى‌خواند
  19. به راستى که انسان سخت آزمند (و بى‌تاب) خلق شده است
  20. چون صدمه‌اى به او رسد عجز و لابه کند
  21. و چون خیرى به او رسد بخل ورزد
  22. غیر از نمازگزاران
  23. همان کسانى که بر نمازشان پایدارى مى‌کنند
  24. و همانان که در اموالشان حقى معلوم است
  25. براى سائل و محروم
  26. و کسانى که روز جزا را باور دارند
  27. و آنان که از عذاب پروردگارشان بیمناکند
  28. چرا که از عذاب پروردگارشان ایمن نمى‌توانند بود
  29. و کسانى که دامن خود را حفظ مى‌کنند
  30. مگر بر همسران خود یا کنیزانشان که (در این صورت) مورد نکوهش نیستند
  31. و هر کس پا از این (حد) فراتر نهد آنان همان از حد درگذرندگانند
  32. و کسانى که امانتها و پیمان خود را مراعات مى‌کنند
  33. و آنان که بر شهادتهاى خود ایستاده‌اند
  34. و کسانى که بر نمازشان مداومت مى‌ورزند
  35. آنها هستند که در باغهایى (از بهشت) گرامى خواهند بود
  36. چه شده است که آنان که کفر ورزیده‌اند به سوى تو شتابان
  37. گروه گروه از راست و از چپ (هجوم مى‌آورند)
  38. آیا هر یک از آنان طمع مى‌بندد که در بهشت پر نعمت درآورده شود
  39. نه چنین است ما آنان را از آنچه (خود) مى‌دانند آفریدیم
  40. (هرگز) به پروردگار خاوران و باختران سوگند یاد مى‌کنم که ما تواناییم
  41. که به جاى آنان بهتر از ایشان را بیاوریم و بر ما پیشى نتوانند جست
  42. پس بگذارشان یاوه گویند و بازى کنند تا روزى را که وعده داده شده‌اند ملاقات نمایند
  43. روزى که از گورها(ى خود) شتابان برآیند گویى که آنان به سوى پرچم‌هاى افراشته مى‌دوند
  44. دیدگانشان فرو افتاده (غبار) مذلت آنان را فرو گرفته است این است همان روزى که به ایشان وعده داده مى‌شد

فصل ٧١.  نوح

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ما نوح را به سوى قومش فرستادیم که قومت را پیش از آنکه عذابى دردنا‌ک به آنان رسد هشدار ده
  2. (نوح) گفت اى قوم من من شما را هشدار دهنده‌اى آشکارم
  3. که خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا فرمان برید
  4. (تا) برخى از گناهانتان را بر شما ببخشاید و (اجل) شما را تا وقتى معین به تاخیر اندازد اگر بدانید چون وقت مقرر خدا برسد تاخیر بر نخواهد داشت
  5. (نوح) گفت پروردگارا من قوم خود را شب و روز دعوت کردم
  6. و دعوت من جز بر گریزشان نیفزود
  7. و من هر بار که آنان را دعوت کردم تا ایشان را بیامرزى انگشتانشان را در گوشهایشان کردند و رداى خویشتن بر سر کشیدند و اصرار ورزیدند و هر چه بیشتر بر کبر خود افزودند
  8. سپس من آشکارا آنان را دعوت کردم
  9. باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت (و) پوشیده نیز به ایشان گفتم
  10. و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او همواره آمرزنده است
  11. (تا) بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد
  12. و شما را به اموال و پسران یارى کند و برایتان باغ‌ها قرار دهد و نهرها براى شما پدید آورد
  13. شما را چه شده است که از شکوه خدا بیم ندارید
  14. و حال آنکه شما را مرحله به مرحله خلق کرده است
  15. مگر ملاحظه نکرده‌اید که چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفریده است
  16. و ماه را در میان آنها روشنایى‌ بخش گردانید و خورشید را (چون) چراغى قرار داد
  17. و خدا(ست که) شما را (مانند) گیاهى از زمین رویانید
  18. سپس شما را در آن بازمى‌گرداند و بیرون مى‌آورد بیرون‌آوردنى (عجیب)
  19. و خدا زمین را براى شما فرشى (گسترده) ساخت
  20. تا در راه‌هاى فراخ آن بروید
  21. نوح گفت پروردگارا آنان نافرمانى من کردند و کسى را پیروى نمودند که مال و فرزندش جز بر زیان وى نیفزود
  22. و دست به نیرنگى بس بزرگ زدند
  23. و گفتند زنهار خدایان خود را رها مکنید و نه «ود» را واگذارید و نه «سواع» و نه «یغوث» و نه «یعوق» و نه «نسر» را
  24. و بسیارى را گمراه کرده‌اند (بار خدایا) جز بر گمراهى ستمکاران میفزاى
  25. (تا) به سبب گناهانشان غرقه گشتند و (پس از مر‌گ) در آتشى درآورده شدند و براى خود در برابر خدا یارانى نیافتند
  26. و نوح گفت پروردگارا هیچ کس از کافران را بر روى زمین مگذار
  27. چرا که اگر تو آنان را باقى گذارى بندگانت را گمراه مى‌کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند
  28. پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى که در سرایم درآید و بر مردان و زنان با ایمان ببخشاى و جز بر هلاکت‌ ستمگران میفزاى

فصل ٧٢.  جن

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بگو به من وحى شده است که تنى چند از جنیان گوش فرا داشتند و گفتند راستى ما قرآنى شگفت‌آور شنیدیم
  2. (که) به راه راست هدایت مى‌کند پس به آن ایمان آوردیم و هرگز کسى را شریک پروردگارمان قرار نخواهیم داد
  3. و اینکه او پروردگار والاى ما همسر و فرزندى اختیار نکرده است
  4. و (شگفت) آنکه کم خرد ما درباره خدا سخنانى یاوه مى‌سراید
  5. و ما پنداشته بودیم که انس و جن هرگز به خدا دروغ نمى‌بندند
  6. و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى‌بردند و بر سرکشى آنها مى‌افزودند
  7. و آنها (نیز) آن گونه که (شما) پنداشته‌اید گمان بردند که خدا هرگز کسى را زنده نخواهد گردانید
  8. و ما بر آسمان دست‌ یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم
  9. و در (آسمان) براى شنیدن به کمین مى‌نشستیم (اما) اکنون هر که بخواهد به گوش باشد تیر شهابى در کمین خود مى‌یابد
  10. و ما (درست) نمى‌دانیم که آیا براى کسانى که در زمینند بدى خواسته شده یا پروردگارشان برایشان هدایت‌ خواسته است
  11. و از میان ما برخى درستکارند و برخى غیر آن و ما فرقه‌هایى گوناگونیم
  12. و ما مى‌دانیم که هرگز نمى‌توانیم در زمین خداى را به ستوه آوریم و هرگز او را با گریز (خود) درمانده نتوانیم کرد
  13. و ما چون هدایت را شنیدیم بدان گرویدیم پس کسى که به پروردگار خود ایمان آورد از کمى (پاداش) و سختى بیم ندارد
  14. و از میان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند پس کسانى که به فرمانند آنان در جستجوى راه درستند
  15. ولى منحرفان هیزم جهنم خواهند بود
  16. و اگر (مردم) در راه درست پایدارى ورزند قطعاً آب گوارایى بدیشان نوشانیم
  17. تا در این باره آنان را بیازماییم و هر کس از یاد پروردگار خود دل بگرداند وى را در قید عذابى (روز)افزون درآورد
  18. و مساجد ویژه خداست پس هیچ کس را با خدا مخوانید
  19. و همین که بنده خدا برخاست تا او را بخواند چیزى نمانده بود که بر سر وى فرو افتند
  20. بگو من تنها پروردگار خود را مى‌خوانم و کسى را با او شریک نمى‌گردانم
  21. بگو من براى شما اختیار زیان و هدایتى را ندارم
  22. بگو هرگز کسى مرا در برابر خدا پناه نمى‌دهد و هرگز پناهگاهى غیر از او نمى‌یابم
  23. (وظیفه من) تنها ابلاغى از خدا و (رساندن) پیامهاى اوست و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى کند قطعاً آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند
  24. (باش) تا آنچه را وعده داده مى‌شوند ببینند آنگاه دریابند که یاور چه کسى ضعیف‌تر و کدام یک شماره‌اش کمتر است
  25. بگو نمى‌دانم آنچه را که وعده داده شده‌اید نزدیک است‌ یا پروردگارم براى آن زمانى نهاده است
  26. داناى نهان است و کسى را بر غیب خود آگاه نمى‌کند
  27. جز پیامبرى را که از او خشنود باشد که (در این صورت) براى او از پیش رو و از پشت‌ سرش نگاهبانانى بر خواهد گماشت
  28. تا معلوم بدارد که پیامهاى پروردگار خود را رسانیده‌اند و (خدا) بدانچه نزد ایشان است احاطه دارد و هر چیزى را به عدد شماره کرده است

فصل ٧٣.  مزمل

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. اى جامه به خویشتن فرو پیچیده
  2. به پا خیز شب را مگر اندکى
  3. نیمى از شب یا اندکى از آن را بکاه
  4. یا بر آن (نصف) بیفزاى و قرآن را شمرده شمرده بخوان
  5. در حقیقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مى‌کنیم
  6. قطعاً برخاستن شب رنجش بیشتر و گفتار (در آن هنگام) راستین‌تر است
  7. (و) تو را در روز آمد و شدى دراز است
  8. و نام پروردگار خود را یاد کن و تنها به او بپرداز
  9. (اوست) پروردگار خاور و باختر خدایى جز او نیست پس او را کارساز خویش اختیار کن
  10. و بر آنچه مى‌گویند شکیبا باش و از آنان با دورى گزیدنى خوش فاصله بگیر
  11. و مرا با تکذیب‌کنندگان توانگر واگذار و اندکى مهلتشان ده
  12. در حقیقت پیش ما زنجیرها و دوزخ
  13. و غذایى گلوگیر و عذابى پر درد است
  14. روزى که زمین و کوه‌ها به لرزه درآیند و کوهها به سان ریگ روان گردند
  15. بى‌گمان ما به سوى شما فرستاده‌اى که گواه بر شماست روانه کردیم همان گونه که فرستاده‌اى به سوى فرعون فرستادیم
  16. (ولى) فرعون به آن فرستاده عصیان ورزید پس ما او را به سختى فرو گرفتیم
  17. پس اگر کفر بورزید چگونه از روزى که کودکان را پیر مى‌گرداند پرهیز توانید کرد
  18. آسمان از (بیم) آن (روز) در هم شکافد وعده او انجام یافتنى است
  19. قطعاً این (آیات) اندرزى است تا هر که بخواهد به سوى پروردگار خود راهى در پیش گیرد
  20. در حقیقت پروردگارت مى‌داند که تو و گروهى از کسانى که با تواند نزدیک به دو سوم از شب یا نصف آن یا یک سوم آن را (به نماز) برمى‌خیزید و خداست که شب و روز را اندازه‌گیرى مى‌کند (او) مى‌داند که (شما) هرگز حساب آن را ندارید پس بر شما ببخشود (اینک) هر چه از قرآن میسر مى‌شود بخوانید (خدا) مى‌داند که به زودى در میانتان بیمارانى خواهند بود و (عده‌اى) دیگر در زمین سفر مى‌کنند (و) در پى روزى خدا هستند و (گروهى) دیگر در راه خدا پیکار مى‌نمایند پس هر چه از (قرآن) میسر شد تلاوت کنید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و وام نیکو به خدا دهید و هر کار خوبى براى خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشى بیشتر باز خواهید یافت و از خدا طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده مهربان است

فصل ٧٤.  مدثر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ایی کشیده ردایِ شب بر سر،
  2. برخیز و بترسان
  3. و پروردگار خود را بزرگ دار
  4. و لباس خویشتن را پا‌ک کن
  5. و از پلید‌ی دور شو
  6. و منّت مگذار و فزونی مَطَلب
  7. و برای پروردگارت شکیبایی کن
  8. پس چون در صور دمیده شود
  9. آن روز (چه) روز ناگواری است!
  10. بر کافران آسان نیست
  11. مرا با آن که (او را) تنها آفریدم واگذار
  12. و دارایی بسیار به او بخشیدم،
  13. و پسرانی آماده (به خدمت، دادم)،
  14. و برایش (عیش خوش) آماده کردم
  15. باز( هم) طمع دارد که بیفزایم
  16. ولی نه، زیرا او دشمن آیات ما بود
  17. به زودی او را به بالا رَفتن اَز گردنه(عذاب) وادار میکنم
  18. آری،( آن دشمن حقّ) اندیشید و سنجید
  19. کُشته بادا، چگونه( او) سنجید؟
  20. (آری،) کشته بادا، چگونه(او) سنجید
  21. آنگاه نظر انداخت
  22. سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید
  23. آنگاه پشت گردانید و تکّبر ورزید
  24. و گفت: «این (قرآن) جز سحر‌ی که(به برخی) آموخته‌اند نیست
  25. این غیر از سخن بشر نیست»
  26. زودا که او را به سَقَر درآوردم
  27. و تو چه دانی که آن سَقَر چیست‌؟
  28. نه باقی میگذارد و نه رها میکند
  29. پوست‌ها را سیاه میگرداند
  30. (و) بر آن (دوزخ)، نوزده(نگهبان) است
  31. و ما موکّلان آتش را جز فرشتگان نگردانیدیم، به شماره آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شده‌اند قرار ندادیم، تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند، و ایمان کسانی که ایمان آورده‌اند افزون گردد، و آنان که کتاب به ایشان داده شده و (نیز) مؤمنان به شکّ نیفتند، و تا کسانی که در دلهایشان بیماری است و کافران بگویند: «خدا از این وصف کردن، چه چیز‌ی را اراده کرده است‌؟» این گونه، خدا هر که را بخواهد بیراه می‌گذارد و هر که را بخواهد هدایت می‌کند، و (شماره) سپاهیان پروردگارت را جز او نمی‌داند و این (آیات) جز تذکاری برای بشر نیست
  32. نه چنین است (که میپندارند!) سوگند به ماه،
  33. و سوگند به شامگاه چون پُشت کند
  34. و سوگند به بامداد چون آشکار شود،
  35. که آیات (قرآن) از پدیده‌ها‌ی بزر‌گ است
  36. بشر را هشدار دهنده است
  37. هر که از شما را که بخواهد پیشی جوید یا باز ایستد
  38. هر کسی در گروِ دستاورد خویش است
  39. به جز یاران دست راست
  40. در میان باغ‌ها از یکدیگر می‌پرسند،
  41. دربارة مجرمان:
  42. «چه چیز شما را در آتش (سَقَر) در آورد؟»
  43. گویند: «از نماز گزاران نبودیم،
  44. و بینوایان را غذا نمی‌دادیم،
  45. با هرزه درایان هرزه درایی می‌کردیم،
  46. و روز جزا را دروغ می‌شمردیم،
  47. تا مر‌گ ما در رسید»
  48. و شفاعت شفاعتگران آنها را سود نبخشد!
  49. پس چرا از این تذکار رو گردانند؟
  50. به خرانِ رمنده‌ای مانند:
  51. از پیش شیر‌ی گریزان شده است
  52. بلکه هر مردی از ایشان خواهد که نامه‌هایی سرگشاده دریافت کند
  53. امّا نه چنان است! که از آخرت نمی‌ترسند
  54. نه چنان است! در حقیقت این (سخن) اندزری است،
  55. تا هر که خواهد، از آن پند گیرد
  56. و(لی) تا خدا نخواهد (از آن) پند نگیرند. اوست سزاوار ترس و سزاوار آمرزش

فصل ٧٥.  قیامه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. نه! سوگند به روز رستاخیز،
  2. و (باز) نه! سوگند به وجدان سرزنشگر!
  3. آیا انسان میپندارد که هرگز ریزه استخوان‌هایش را گرد نخواهیم آورد؟!
  4. آری (بلکه) تواناییم که (خطوط) سر انگشتانش را (یکایک) درست (و بازسازی) کنیم
  5. ولی نه، انسان میخواهد که در پیشگاه او فسادکاری کند
  6. میپرسد: «روز رستاخیز چه وقت است‌؟»
  7. پس آنگاه که دیده خیره گردد
  8. و ماه درخسوف افتد
  9. و آفتاب و ماه به هم گرد آیند
  10. آنروز انسان گوید: «(راه) گریز کجاست‌؟»
  11. حاشا! پناهگاهی نیست!
  12. آنروز، قرارگاه (نهایی) به سو‌ی پروردگار توست!
  13. آنروز است که انسان را از آنچه از دیرباز یا پس از آن انجام داده آگاهی دهند
  14. بلکه انسان خود بر نفس خویشتن بیناست
  15. هرچند دست به عذرتراشی زند
  16. زبانت را (در هنگام وحی) زود به حرکت درنیاور تا در خواندن (قرآن) شتابزدگی به خرج دهی
  17. در حقیقت گردآوردن و خواندن آن بر (عهده) ماست
  18. پس چون آن را برخواندیم (همانگونه) خواندن آن را دنبال کن
  19. سپس توضیح آن (نیز) بر عهده ماست
  20. ولی نه (شما دنیا‌ی) زودگذر را دوست دارید
  21. و آخرت را وا می‌گذارید
  22. در آنروز چهره‌هایی شاداباند
  23. به سو‌ی پروردگار خود می‌نگرند
  24. و در آنروز چهره‌هایی دژم باشند
  25. (چرا که) دانند مورد عذابی کمرشکن قرار خواهند گرفت
  26. نه چنین است (که او پندارد، زیرا) آنگاه که جان میان گلوگاهش رسد
  27. و گفته شود: «چاره‌ساز کیست‌؟»
  28. و داند که همان (زمان) فراق است
  29. و (محتضر را) ساق به ساق دیگر پیچد
  30. آن روز است که به سو‌ی پروردگارت سوق دادن باشد
  31. پس (گویند) تصدیق نکرد و نماز برپا نداشت
  32. بلکه تکذیب کرد و روی گردانید
  33. پس خرامان به سو‌ی اهل خویش رفت!
  34. وای بر تو! پس وای (بر تو!)
  35. باز هم وای بر تو! وای بر تو!
  36. آیا انسان پندارد که بیهوده رها می‌شود؟!
  37. مگر او (قبل) نطفه‌ا‌ی نبود که (در رحم) ریخته می‌شود؟!
  38. پس عَلَقه (= آویز‌ک) شد و (خدایش) شکل داد و درست کرد؟!
  39. و از آن دو جنس نر و ماده را قرار داد!
  40. آیا چنین (خدایی) نتواند که مردگان را زنده گرداند؟!

فصل ٧٦.  انسان

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود
  2. ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم و او را مى‌آزماییم بدین جهت او را شنوا و بینا قرار دادیم
  3. ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد و پذیرا گردد یا ناسپاس
  4. ما براى کافران زنجیرها و غلها و شعله‌هاى سوزان آتش آماده کرده‌ایم
  5. به یقین ابرار و نیکان از جامى مى‌نوشند که با عطر خوشى آمیخته است
  6. چشمه‌اى که بندگان خدا از آن مى‌نوشند و (به دلخواه خویش) جاریش مى‌کنند
  7. (همان بندگانى که) به نذر خود وفا مى‌کردند و از روزى که گزند آن فراگیرنده است مى‌ترسیدند
  8. و به (پاس) دوستى (خدا) بینوا و یتیم و اسیر را خوراک مى‌دادند
  9. ما براى خشنودى خداست که به شما مى‌خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‌خواهیم
  10. ما از پروردگارمان از روز عبوسى سخت هراسناکیم
  11. پس خدا (هم) آنان را از آسیب آن روز نگاه داشت و شادابى و شادمانى به آنان ارزانى داشت
  12. و به (پاس) آنکه صبر کردند بهشت و پرنیان پاداششان داد
  13. در آن (بهشت) بر تختها(ى خویش) تکیه زنند در آنجا نه آفتابى بینند و نه سرمایى
  14. و سایه‌ها(ى درختان) به آنان نزدیک است و میوه‌هایش (براى چیدن) رام
  15. و ظروف سیمین و جام‌هاى بلورین پیرامون آنان گردانده مى‌شود
  16. جام‌هایى از سیم که درست به اندازه (و با کمال ظرافت) آنها را از کار در آورده‌اند
  17. و در آنجا از جامى که آمیزه زنجبیل دارد به آنان مى‌نوشانند
  18. از چشمه‌اى در آنجا که سلسبیل نامیده مى‌شود
  19. و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مى‌گردند چون آنها را ببینى گویى که مرواریدهایى پراکنده‌اند
  20. و چون بدانجا نگرى (سرزمینى از) نعمت و کشورى پهناور مى‌بینى
  21. (بهشتیان را) جامه‌هاى ابریشمى سبز و دیباى ستبر در بر است و پیرایه آنان دستبندهاى سیمین است و پروردگارشان باده‌اى پا‌ک به آنان مى‌نوشاند
  22. این (پاداش) براى شماست و کوشش شما مقبول افتاده است
  23. در حقیقت ما قرآن را بر تو به تدریج فرو فرستادیم
  24. پس در برابر فرمان پروردگارت شکیبایى کن و از آنان گناهکار یا ناسپاسگزار را فرمان مبر
  25. و نام پروردگارت را بامدادان و شامگاهان یاد کن
  26. و بخشى از شب را در برابر او سجده کن و شب(هاى) دراز او را به پاکى بستاى
  27. اینان دنیاى زودگذر را دوست دارند و روزى گرانبار را (به غفلت) پشت‌ سر مى‌افکنند
  28. ماییم که آنان را آفریده و پیوند مفاصل آنها را استوار کرده‌ایم و چون بخواهیم (آنان را) به نظایرشان تبدیل مى‌کنیم
  29. این (آیات) پندنامه‌اى است تا هر که خواهد راهى به سوى پروردگار خود پیش گیرد
  30. و تا خدا نخواهد (شما) نخواهید خواست قطعاً خدا داناى حکیم است
  31. هر که را خواهد به رحمت‌ خویش در مى‌آورد و براى ظالمان عذابى پردرد آماده کرده است

فصل ٧٧.  مرسلات

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به فرستادگان پى‌درپى
  2. که سخت توفنده‌اند
  3. و سوگند به افشانندگان افشانگر
  4. که (میان حق و باطل) جداگرند
  5. و القاکننده وحى‌اند
  6. خواه عذرى باشد یا هشدارى
  7. که آنچه وعده یافته‌اید قطعاً رخ خواهد داد
  8. پس وقتى که ستارگان محو شوند
  9. و آنگاه که آسمان بشکافد
  10. و آنگاه که کوه‌ها از جا کنده شوند
  11. و آنگاه که پیامبران به میقات آیند
  12. براى چه روزى تعیین وقت‌ شده است
  13. براى روز داورى
  14. و تو چه دانى که روز داورى چیست
  15. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  16. مگر پیشینیان را هلا‌ک نکردیم
  17. سپس از پى آنان پسینیان را مى‌بریم
  18. با مجرمان چنین مى‌کنیم
  19. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  20. مگر شما را از آبى بى‌مقدار نیافریدیم
  21. پس آن را در جایگاهى استوار نهادیم
  22. تا مدتى معین
  23. و توانا آمدیم و چه نیک تواناییم
  24. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  25. مگر زمین را محل اجتماع نگردانیدیم
  26. چه براى مردگان چه زندگان
  27. و کوه‌هاى بلند در آن نهادیم و به شما آبى گوارا نوشانیدیم
  28. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  29. بروید به سوى همان چیزى که آن را تکذیب مى‌کردید
  30. بروید به سوى (آن) دود سه شاخه
  31. نه سایه‌دار است و نه از شعله (آتش) حفاظت مى‌کند
  32. (دوزخ) چون کاخى (بلند) شراره مى‌افکند
  33. گویى شترانى زرد رنگند
  34. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  35. این روزى است که دم نمى‌زنند
  36. و رخصت نمى‌یابند تا پوزش خواهند
  37. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  38. این (همان) روز داورى است‌شما و (جمله) پیشینیان را گرد مى‌آوریم
  39. پس اگر حیلتى دارید در برابر من بسگالید
  40. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  41. اهل تقوا در زیر سایه‌ها و بر کنار چشمه‌ سارانند
  42. با هر میوه‌اى که خوش داشته باشند
  43. به (پاداش) آنچه مى‌کردید بخورید و بیاشامید گواراتان باد
  44. ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‌دهیم
  45. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  46. (اى کافران) بخورید و اندکى برخوردار شوید که شما گناهکارید
  47. (ولى) آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  48. و چون به آنان گفته شود رکوع کنید به رکوع نمى‌روند
  49. آن روز واى بر تکذیب‌کنندگان
  50. پس به کدامین سخن پس از (قرآن) ایمان مى‌آورند

فصل ٧٨.  نبأ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. درباره چه چیز از یکدیگر مى‌پرسند
  2. از آن خبر بزرگ
  3. که در باره آن با هم اختلاف دارند
  4. نه چنان است به زودى خواهند دانست
  5. باز هم نه چنان است بزودى خواهند دانست
  6. آیا زمین را گهواره‌اى نگردانیدیم
  7. و کوهها را (چون) میخ‌هایى (نگذاشتیم)
  8. و شما را جفت آفریدیم
  9. و خواب شما را (مایه) آسایش گردانیدیم
  10. و شب را (براى شما) پوششى قرار دادیم
  11. و روز را (براى) معاش (شما) نهادیم
  12. و بر فراز شما هفت (آسمان) استوار بنا کردیم
  13. و چراغى فروزان گذاردیم
  14. و از ابرهاى متراکم آبى ریزان فرود آوردیم
  15. تا بدان دانه و گیاه برویانیم
  16. و باغ‌هاى در هم پیچیده و انبوه
  17. قطعاً وعدگاه (ما با شما) روز داورى است
  18. روزى که در صور دمیده شود و گروه گروه بیایید
  19. و آسمان گشوده و درهایى (پدید) شود
  20. و کوه‌ها را روان کنند و (چون) سرابى گردند
  21. (آرى) جهنم (از دیر باز) کمینگاهى بوده
  22. (که) براى سرکشان بازگشتگاهى است
  23. روزگارى دراز در آن درنگ کنند
  24. در آنجا نه خنکى چشند و نه شربتى
  25. جز آب جوشان و چرکابه‌اى
  26. کیفرى مناسب (با جرم آنها)
  27. آنان بودند که به (روز) حساب امید نداشتند
  28. و آیات ما را سخت تکذیب مى‌کردند
  29. و حال آنکه هر چیزى را برشمرده (به صورت) کتابى در آورده‌ایم
  30. پس بچشید که جز عذاب هرگز (چیزى) بر شما نمى‌افزاییم
  31. مسلماً پرهیزگاران را رستگارى است
  32. باغچه‌ها و تاکستان‌ها
  33. و دخترانى همسال با سینه‌هاى برجسته
  34. و پیاله‌هاى لبالب
  35. در آنجا نه بیهوده‌اى شنوند و نه (یکدیگر را) تکذیب (کنند)
  36. (این است) پاداشى از پروردگار تو عطایى از روى حساب
  37. پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است بخشایشگرى که کس را یاراى خطاب با او نیست
  38. روزى که روح و فرشتگان به صف مى‌ایستند و (مردم) سخن نگویند مگر کسى که (خداى) رحمان به او رخصت دهد و سخن راست گوید
  39. آن (روز) روز حق است پس هر که خواهد راه بازگشتى به سوى پروردگار خود بجوید
  40. ما شما را از عذابى نزدیک هشدار دادیم روزى که آدمى آنچه را با دست‌خویش پیش فرستاده است بنگرد و کافر گوید کاش من خا‌ک بودم

فصل ٧٩.  نازعات

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به فرشتگانى که (از کافران) به سختى جان ستانند
  2. و به فرشتگانى که جان (مؤمنان) را به آرامى گیرند
  3. و به فرشتگانى که (در دریاى بى‌مانند) شناکنان شناورند
  4. پس در پیشى گرفتن (در فرمان خدا) سبقت‌گیرنده‌اند
  5. و کار (بندگان) را تدبیر مى‌کنند
  6. آن روز که لرزنده بلرزد
  7. و از پى آن لرزه‌اى (دگر) افتد
  8. در آن روز دلهایى سخت هراسانند
  9. دیدگان آنها فرو افتاده
  10. گویند آیا (باز) ما به (مغا‌ک) زمین برمى‌گردیم
  11. آیا وقتى ما استخوان‌ ریزه‌هاى پوسیده شدیم (زندگى را از سر مى‌گیریم)
  12. (و با خود) گویند در این صورت این برگشتى زیان‌آور است
  13. و(لى) در حقیقت آن (بازگشت بسته به) یک فریاد است (و بس)
  14. و بناگاه آنان در زمین هموار خواهند بود
  15. آیا سرگذشت موسى بر تو آمد
  16. آنگاه که پروردگارش او را در وادى مقدس طوى ندا درداد
  17. به سوى فرعون برو که وى سر برداشته است
  18. و بگو آیا سر آن دارى که به پاکیزگى گرایى
  19. و تو را به سوى پروردگارت راه نمایم تا پروا بدارى
  20. پس معجزه بزرگ (خود) را بدو نمود
  21. و(لى فرعون) تکذیب نمود و عصیان کرد
  22. سپس پشت کرد (و) به کوشش برخاست
  23. و گروهى را فراهم آورد (و) ندا درداد
  24. و گفت پروردگار بزرگتر شما منم
  25. و خدا (هم) او را به کیفر دنیا و آخرت گرفتار کرد
  26. در حقیقت براى هر کس که (از خدا) بترسد در این (ماجرا) عبرتى است
  27. آیا آفرینش شما دشوارتر است‌ یا آسمانى که (او) آن را برپا کرده است
  28. سقفش را برافراشت و آن را (به اندازه معین) درست کرد
  29. و شبش را تیره و روزش را آشکار گردانید
  30. و پس از آن زمین را با غلتانیدن گسترد
  31. آبش و چراگاهش را از آن بیرون آورد
  32. و کوهها را لنگر آن گردانید
  33. (تا وسیله) استفاده براى شما و دامهایتان باشد
  34. پس آنگاه که آن هنگامه بزرگ دررسد
  35. (آن) روز است که انسان آنچه را که در پى آن کوشیده است به یاد آورد
  36. و جهنم براى هر که بیند آشکار گردد
  37. اما هر که طغیان کرد
  38. و زندگى پست دنیا را برگزید
  39. پس جایگاه او همان آتش است
  40. و اما کسى که از ایستادن در برابر پروردگارش هراسید و نفس خود را از هوس باز داشت
  41. پس جایگاه او همان بهشت است
  42. در باره رستاخیز از تو مى‌پرسند که فرارسیدنش چه وقت است
  43. تو را چه به گفتگو در آن
  44. علم آن با پروردگار تو است
  45. تو فقط کسى را که از آن مى‌ترسد هشدار مى‌دهى
  46. روزى که آن را مى‌بینند گویى که آنان جز شبى یا روزى درنگ نکرده‌اند

فصل ٨٠.  عبس

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. چهره در هم کشید و روى گردانید
  2. که آن مرد نابینا پیش او آمد
  3. و تو چه دانى شاید او به پاکى گراید
  4. یا پند پذیرد و اندرز سودش دهد
  5. اما آن کس که خود را بى‌نیاز مى‌پندارد
  6. تو بدو مى‌پردازى
  7. با آنکه اگر پا‌ک نگردد بر تو (مسؤولیتى) نیست
  8. و اما آن کس که شتابان پیش تو آمد
  9. در حالى که (از خدا) مى‌ترسید
  10. تو از او به دیگران مى‌پردازى
  11. زنهار (چنین مکن) این (آیات) پندى است
  12. تا هر که خواهد از آن پند گیرد
  13. در صحیفه‌هایى ارجمند
  14. والا و پا‌ک‌ شده
  15. به دست فرشتگانى
  16. ارجمند و نیکوکار
  17. کشته باد انسان چه ناسپاس است
  18. او را از چه چیز آفریده است
  19. از نطفه‌اى خلقش کرد و اندازه مقررش بخشید
  20. سپس راه را بر او آسان گردانید
  21. آنگاه به مر‌گش رسانید و در قبرش نهاد
  22. سپس چون بخواهد او را برانگیزد
  23. ولى نه هنوز آنچه را به او دستور داده به جاى نیاورده است
  24. پس انسان باید به خوراک خود بنگرد
  25. که ما آب را به صورت بارشى فرو ریختیم
  26. آنگاه زمین را با شکافتنى (لازم) شکافتیم
  27. پس در آن دانه رویانیدیم
  28. و انگور و سبزى
  29. و زیتون و درخت‌ خرما
  30. و باغهاى انبوه
  31. و میوه و چراگاه
  32. (تا وسیله) استفاده شما و دام‌هایتان باشد
  33. پس چون فریاد گوش‌ خراش دررسد
  34. روزى که آدمى از برادرش
  35. و از مادرش و پدرش
  36. و از همسرش و پسرانش مى‌گریزد
  37. در آن روز هر کسى از آنان را کارى است که او را به خود مشغول مى‌دارد
  38. در آن روز چهره‌هایى درخشانند
  39. خندان (و) شادانند
  40. و در آن روز چهره‌هایى است که بر آنها غبار نشسته
  41. (و) آنها را تاریکى پوشانده است
  42. آنان همان کافران بدکارند

فصل ٨١.  تکویر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنگاه که خورشید به هم درپیچد
  2. و آنگه که ستارگان همى‌ تیره شوند
  3. و آنگاه که کوه‌ها به رفتار آیند
  4. وقتى شتران ماده وانهاده شوند
  5. و آنگه که وحوش را همى‌گرد آرند
  6. دریاها آنگه که جوشان گردند
  7. و آنگاه که جان‌ها به هم درپیوندند
  8. پرسند چو زان دختر‌ک زنده به‌گور
  9. به کدامین گناه کشته شده است
  10. و آنگاه که نامه‌ها زهم بگشایند
  11. و آنگاه که آسمان زجا کنده شود
  12. و آنگه که جحیم را برافروزانند
  13. و آنگه که بهشت را فرا پیش آرند
  14. هر نفس بداند چه فراهم دیده
  15. نه نه سوگند به اختران گردان
  16. (کز دیده) نهان شوند و از نو آیند
  17. سوگند به شب چون پشت گرداند
  18. سوگند به صبح چون دمیدن گیرد
  19. که (قرآن) سخن فرشته بزرگوارى است
  20. نیرومند (که) پیش خداوند عرش بلندپایگاه است
  21. در آنجا (هم) مطاع (و هم) امین است
  22. و رفیق شما مجنون نیست
  23. و قطعاً آن (فرشته وحى) را در افق رخشان دیده
  24. و او در امر غیب بخیل نیست
  25. و (قرآن) نیست‌ سخن دیو رجیم
  26. پس به کجا مى‌روید
  27. این (سخن) بجز پندى براى عالمیان نیست
  28. براى هر یک از شما که خواهد به راه راست رود
  29. و تا خدا پروردگار جهان‌ها نخواهد (شما نیز) نخواهید خواست

فصل ٨٢.  انفطار

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنگاه که آسمان زهم بشکافد
  2. و آنگاه که اختران پراکنده شوند
  3. و آنگاه که دریاها از جا برکنده گردند
  4. و آنگاه که گورها زیر و زبر شوند
  5. هر نفسى آنچه را پیش فرستاده و بازپس گذاشته بداند
  6. اى انسان چه چیز تو را در باره پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته
  7. همان کس که تو را آفرید و (اندام) تو را درست کرد و (آنگاه) تو را سامان بخشید
  8. و به هر صورتى که خواست تو را ترکیب کرد
  9. با این همه شما منکر (روز) جزایید
  10. و قطعاً بر شما نگهبانانى (گماشته شده)اند
  11. (فرشتگان) بزرگوارى که نویسندگان (اعمال شما) هستند
  12. آنچه را مى‌کنید مى‌دانند
  13. قطعاً نیکان به بهشت اندرند
  14. و بى‌شک بدکاران در دوزخند
  15. روز جزا در آنجا درآیند
  16. و از آن (عذاب) دور نخواهند بود
  17. و تو چه دانى که چیست روز جزا
  18. باز چه دانى که چیست روز جزا
  19. روزى که کسى براى کسى هیچ اختیارى ندارد و در آن روز فرمان از آن خداست

فصل ٨٣.  مطففین

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. واى بر کم‌فروشان
  2. که چون از مردم پیمانه ستانند تمام ستانند
  3. و چون براى آنان پیمانه یا وزن کنند به ایشان کم دهند
  4. مگر آنان گمان نمى‌دارند که برانگیخته خواهند شد
  5. (در) روزى بزرگ
  6. روزى که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پاى ایستند
  7. نه چنین است (که مى‌پندارند) که کارنامه بدکاران در سجین است
  8. و تو چه دانى که سجین چیست
  9. کتابى است نوشته‌شده
  10. واى بر تکذیب‌کنندگان در آن هنگام
  11. آنان که روز جزا را دروغ مى‌پندارند
  12. و جز هر تجاوزپیشه گناهکارى آن را به دروغ نمى‌گیرد
  13. (همان که) چون آیات ما بر او خوانده شود گوید (اینها) افسانه‌هاى پیشینیان است
  14. نه چنین است بلکه آنچه مرتکب مى‌شدند زنگار بر دل‌هایشان بسته است
  15. زهى پندار که آنان در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند
  16. آنگاه به یقین آنان به جهنم درآیند
  17. سپس (به ایشان) گفته خواهد شد این همان است که آن را به دروغ مى‌گرفتید
  18. نه چنین است در حقیقت کتاب نیکان در علیون است
  19. و تو چه دانى که علیون چیست
  20. کتابى است نوشته‌شده
  21. مقربان آن را مشاهده خواهند کرد
  22. براستى نیکوکاران در نعیم (الهى) خواهند بود
  23. بر تختها (نشسته) مى‌نگرند
  24. از چهره‌هایشان طراوت نعمت (بهشت) را درمى‌یابى
  25. از باده‌اى مهر شده نوشانیده شوند
  26. (باده‌اى که) مهر آن مشک است و در این (نعمت‌ها) مشتاقان باید بر یکدیگر پیشى گیرند
  27. و ترکیبش از (چشمه) تسنیم است
  28. چشمه‌اى که مقربان (خدا) از آن نوشند
  29. (آرى در دنیا) کسانى که گناه مى‌کردند آنان را که ایمان آورده بودند به ریشخند مى‌گرفتند
  30. و چون بر ایشان مى‌گذشتند اشاره چشم و ابرو با هم رد و بدل مى‌کردند
  31. و هنگامى که نزد خانواده(هاى) خود بازمى‌گشتند به شوخ‌طبعى مى‌پرداختند
  32. و چون مؤمنان را مى‌دیدند مى‌گفتند اینها (جماعتى) گمراهند
  33. و حال آنکه آنان براى بازرسى (کار)شان فرستاده نشده بودند
  34. و(لى) امروز مؤمنانند که بر کافران خنده مى‌زنند
  35. بر تختها(ى خود نشسته) نظاره مى‌کنند
  36. (تا ببینند) آیا کافران به پاداش آنچه مى‌کردند رسیده‌اند

فصل ٨٤.  انشقاق

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنگاه که آسمان زهم بشکافد
  2. و پروردگارش را فرمان برد و (چنین) سزد
  3. و آنگاه که زمین کشیده شود
  4. و آنچه را که در آن است بیرون افکند و تهى شود
  5. و پروردگارش را فرمان برد و (چنین) سزد
  6. اى انسان حقا که تو به سوى پروردگار خود بسختى در تلاشى و او را ملاقات خواهى کرد
  7. اما کسى که کارنامه‌اش به دست راستش داده شود
  8. بزودى‌اش حسابى بس آسان کنند
  9. و شادمان به سوى کسانش باز گردد
  10. و اما کسى که کارنامه‌اش از پشت‌ سرش به او داده شود
  11. زودا که هلا‌ک (خویش) خواهد
  12. و در آتش افروخته درآید
  13. او در (میان) خانواده خود شادمان بود
  14. او مى‌پنداشت که هرگز برنخواهد گشت
  15. آرى در حقیقت پروردگارش به او بینا بود
  16. نه نه سوگند به شفق
  17. سوگند به شب و آنچه (شب) فروپوشاند
  18. سوگند به ماه چون (بدر) تمام شود
  19. که قطعاً از حالى به حالى برخواهید نشست
  20. پس چرا آنان باور نمى‌دارند
  21. و چون بر آنان قرآن تلاوت مى‌شود چهره بر خا‌ک نمى‌سایند
  22. (نه) بلکه آنان که کفر ورزیده‌اند تکذیب مى‌کنند
  23. و خدا به آنچه در سینه دارند داناتر است
  24. پس آنان را از عذابى دردنا‌ک خبر ده
  25. مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند که آنان را پاداشى بى‌منت‌ خواهد بود

فصل ٨٥.  بروج

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به آسمان آکنده ز برج
  2. و به روز موعود
  3. و به گواه و مورد گواهى
  4. مر‌گ بر آدم‌سوزان خندق
  5. همان آتش مایه‌دار (و انبوه)
  6. آنگاه که آنان بالاى آن (خندق به تماشا) نشسته بودند
  7. و خود بر آنچه بر (سر) مؤمنان مى‌آوردند گواه بودند
  8. و بر آنان عیبى نگرفته بودند جز اینکه به خداى ارجمند ستوده ایمان آورده بودند
  9. همان (خدایى) که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست و خدا(ست که) بر هر چیزى گواه است
  10. کسانى که مردان و زنان مؤمن را آزار کرده و بعد توبه نکرده‌اند ایشان راست عذاب جهنم و ایشان راست عذاب سوزان
  11. کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند براى آنان باغ‌هایى است که از زیر (درختان) آن جویها روان است این است (همان) رستگارى بزرگ
  12. آرى عقاب پروردگارت سخت‌ سنگین است
  13. هم اوست که (آفرینش را) آغاز مى‌کند و بازمى‌گرداند
  14. و اوست آن آمرزنده دوستدار (مؤمنان)
  15. صاحب ارجمند عرش
  16. هر چه را بخواهد انجام مى‌دهد
  17. آیا حدیث (آن) سپاهیان
  18. فرعون و ثمود بر تو آمد
  19. (نه) بلکه آنان که کافر شده‌اند در تکذیب‌اند
  20. با آنکه خدا از هر سو بر ایشان محیط است
  21. آرى آن قرآنى ارجمند است
  22. که در لوحى محفوظ است

فصل ٨٦.  طارق

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به آسمان و آن اختر شبگرد
  2. و تو چه دانى که اختر شبگرد چیست
  3. آن اختر فروزان
  4. هیچ کس نیست مگر اینکه نگاهبانى بر او (گماشته شده) است
  5. پس انسان باید بنگرد که از چه آفریده شده است
  6. از آب جهنده‌اى خلق شده
  7. (که) از صلب مرد و میان استخوانهاى سینه زن بیرون مى‌آید
  8. در حقیقت او (= خدا) بر بازگردانیدن وى بخوبى تواناست
  9. آن روز که رازها (همه) فاش شود
  10. پس او را نه نیرویى ماند و نه یارى
  11. سوگند به آسمان بارش‌انگیز
  12. سوگند به زمین شکافدار (آماده کشت)
  13. (که) در حقیقت قرآن گفتارى قاطع و روشنگر است
  14. و آن شوخى نیست
  15. آنان دست به نیرنگ مى‌زنند
  16. و (من نیز) دست به نیرنگ مى‌زنم
  17. پس کافران را مهلت ده و کمى آنان را به حال خود واگذار

فصل ٨٧.  اعلی

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. نام پروردگار والاى خود را به پاکى بستاى
  2. همان که آفرید و هماهنگى بخشید
  3. و آنکه اندازه‌گیرى کرد و راه نمود
  4. و آنکه چمنزار را برآورد
  5. و پس (از چندى) آن را خاشاکى تیره‌گون گردانید
  6. ما بزودى (آیات خود را به وسیله سروش غیبى) بر تو خواهیم خواند تا فراموش نکنى
  7. جز آنچه خدا خواهد که او آشکار و آنچه را که نهان است مى‌داند
  8. و براى تو آسانترین (راه) را فراهم مى‌گردانیم
  9. پس پند ده اگر پند سود بخشد
  10. آن کس که ترسد بزودى عبرت گیرد
  11. و نگون‌بخت‌ خود را از آن دور مى‌دارد
  12. همان کس که در آتشى بزرگ در آید
  13. آنگاه نه در آن مى‌میرد و نه زندگانى مى‌یابد
  14. رستگار آن کس که خود را پا‌ک گردانید
  15. و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد
  16. لیکن (شما) زندگى دنیا را بر مى‌گزینید
  17. با آنکه (جهان) آخرت نیکوتر و پایدارتر است
  18. قطعاً در صحیفه‌هاى گذشته این (معنى) هست
  19. صحیفه‌هاى ابراهیم و موسى

فصل ٨٨.  غاشیه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آیا خبر غاشیه به تو رسیده است
  2. در آن روز چهره‌هایى زبونند
  3. که تلاش کرده رنج (بیهوده) برده‌اند
  4. (ناچار) در آتشى سوزان درآیند
  5. از چشمه‌اى داغ نوشانیده شوند
  6. خوراکى جز خار خشک ندارند
  7. (که) نه فربه کند و نه گرسنگى را باز دارد
  8. در آن روز چهره‌هایى شادابند
  9. از کوشش خود خشنودند
  10. در بهشت برین‌اند
  11. سخن بیهوده‌اى در آنجا نشنوند
  12. در آن چشمه‌اى روان باشد
  13. تخت‌هایى بلند در آنجاست
  14. و قدح‌هایى نهاده شده
  15. و بالش‌هایى پهلوى هم (چیده)
  16. و فرش‌هایى (زربفت) گسترده
  17. آیا به شتر نمى‌نگرند که چگونه آفریده شده
  18. و به آسمان که چگونه برافراشته شده
  19. و به کوه‌ها که چگونه برپا داشته شده
  20. و به زمین که چگونه گسترده شده است
  21. پس تذکر ده که تو تنها تذکردهنده‌اى
  22. بر آنان تسلطى ندارى
  23. مگر کسى که روى بگرداند و کفر ورزد
  24. که خدا او را به آن عذاب بزرگتر عذاب کند
  25. در حقیقت بازگشت آنان به سوى ماست
  26. آنگاه حساب (خواستن از) آنان به عهده ماست

فصل ٨٩.  فجر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به سپیده‌ دم
  2. و به شب‌هاى دهگانه
  3. و به جفت و تاق
  4. و به شب وقتى سپرى شود
  5. آیا در این براى خردمند (نیاز به) سوگندى (دیگر) است
  6. مگر ندانسته‌اى که پروردگارت با عاد چه کرد
  7. با عمارات ستون‌دار ارم
  8. که مانندش در شهرها ساخته نشده بود
  9. و با ثمود همانان که در دره تخته‌ سنگ‌ها را مى‌بریدند
  10. و با فرعون صاحب خرگاه‌ها (و بناهاى بلند)
  11. همانان که در شهرها سر به طغیان برداشتند
  12. و در آنها بسیار تبهکارى کردند
  13. (تا آنکه) پروردگارت بر سر آنان تازیانه عذاب را فرونواخت
  14. زیرا پروردگار تو سخت در کمین است
  15. اما انسان هنگامى که پروردگارش وى را مى‌آزماید و عزیزش مى‌دارد و نعمت فراوان به او مى‌دهد مى‌گوید پروردگارم مرا گرامى داشته است
  16. و اما چون وى را مى‌آزماید و روزى‌اش را بر او تنگ مى‌گرداند مى‌گوید پروردگارم مرا خوار کرده است
  17. ولى نه بلکه یتیم را نمى‌نوازید
  18. و بر خوراک(دادن) بینوا همدیگر را بر نمى‌انگیزید
  19. و میراث (ضعیفان) را چپاولگرانه مى‌خورید
  20. و مال را دوست دارید دوست داشتنى بسیار
  21. نه چنان است آنگاه که زمین سخت در هم کوبیده شود
  22. و (فرمان) پروردگارت و فرشته(ها) صف‌درصف آیند
  23. و جهنم را در آن روز (حاضر) آورند آن روز است که انسان پند گیرد و(لى) کجا او را جاى پندگرفتن باشد
  24. گوید کاش براى زندگانى خود (چیزى) پیش فرستاده بودم
  25. پس در آن روز هیچ کس چون عذاب‌کردن او عذاب نکند
  26. و هیچ کس چون دربندکشیدن او دربند نکشد
  27. اى نفس مطمئنه
  28. خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد
  29. و در میان بندگان من درآى
  30. و در بهشت من داخل شو

فصل ٩٠.  بلد

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به این شهر
  2. و حال آنکه تو در این شهر جاى دارى
  3. سوگند به پدرى (چنان) و آن کسى را که به وجود آورد
  4. براستى که انسان را در رنج آفریده‌ایم
  5. آیا پندارد که هیچ کس هرگز بر او دست نتواند یافت
  6. گوید مال فراوانى تباه کردم
  7. آیا پندارد که هیچ کس او را ندیده است
  8. آیا دو چشمش نداده‌ایم
  9. و زبانى و دو لب
  10. و هر دو راه (خیر و شر) را بدو نمودیم
  11. و(لى) نخواست از گردنه (عاقبت‌نگرى) بالا رود
  12. و تو چه دانى که آن گردنه (سخت) چیست
  13. بنده‌اى را آزاد کردن
  14. یا در روز گرسنگى طعام‌ دادن
  15. به یتیمى خویشاوند
  16. یا بینوایى خا‌ک‌نشین
  17. علاوه بر این از زمره کسانى باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایى و مهربانى سفارش کرده‌اند
  18. اینانند خجستگان
  19. و کسانى که به انکار نشانه‌هاى ما پرداخته‌اند آنانند ناخجستگان شوم
  20. بر آنان آتشى سرپوشیده احاطه دارد

فصل ٩١.  شمس

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به خورشید و تابندگى‌اش
  2. سوگند به مه چون پى (خورشید) رود
  3. سوگند به روز چون (زمین را) روشن گرداند
  4. سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد
  5. سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت
  6. سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد
  7. سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد
  8. سپس پلیدکارى و پرهیزگارى‌اش را به آن الهام کرد
  9. که هر کس آن را پا‌ک گردانید قطعاً رستگار شد
  10. و هر که آلوده‌اش ساخت قطعاً درباخت
  11. (قوم) ثمود به سبب طغیان خود به تکذیب پرداختند
  12. آنگاه که شقى‌ترینشان بر(پا) خاست
  13. پس فرستاده خدا به آنان گفت زنهار ماده ‌شتر خدا و (نوبت) آب‌ خوردنش را (حرمت نهید)
  14. و(لى) دروغزنش خواندند و آن (ماده‌شتر) را پى کردند و پروردگارشان به (سزاى) گناهشان بر سرشان عذاب آورد و آنان را با خا‌ک یکسان کرد
  15. و از پیامد کار خویش بیمى به خود راه نداد

فصل ٩٢.  لیل

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به شب چون پرده افکند
  2. سوگند به روز چون جلوه‌گرى آغازد
  3. و (سوگند به) آنکه نر و ماده را آفرید
  4. که همانا تلاش شما پراکنده است
  5. اما آنکه (حق خدا را) داد و پروا داشت
  6. و (پاداش) نیکوتر را تصدیق کرد
  7. بزودى راه آسانى پیش پاى او خواهیم گذاشت
  8. و اما آنکه بخل ورزید و خود را بى‌نیاز دید
  9. و (پاداش) نیکوتر را به دروغ گرفت
  10. بزودى راه دشوارى به او خواهیم نمود
  11. و چون هلا‌ک شد (دیگر) مال او به کارش نمى‌آید
  12. همانا هدایت بر ماست
  13. و در حقیقت دنیا و آخرت از آن ماست
  14. پس شما را به آتشى که زبانه مى‌کشد هشدار دادم
  15. جز نگون‌بخت‌تر(ین مردم) در آن درنیاید
  16. همان که تکذیب کرد و رخ برتافت
  17. و پا‌ک‌رفتارتر(ین مردم) از آن دور داشته خواهد شد
  18. همان که مال خود را مى‌دهد (براى آنکه) پا‌ک شود
  19. و هیچ کس را به قصد پاداش‌یافتن نعمت نمى‌بخشد
  20. جز خواستن رضاى پروردگارش که بسى برتر است (منظورى ندارد)
  21. و قطعاً بزودى خشنود خواهد شد

فصل ٩٣.  ضحی

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به روشنایى روز
  2. سوگند به شب چون آرام گیرد
  3. (که) پروردگارت تو را وانگذاشته و دشمن نداشته است
  4. و قطعاً آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود
  5. و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردى
  6. مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد
  7. و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد
  8. و تو را تنگدست‌ یافت و بى‌نیاز گردانید
  9. و اما (تو نیز به پاس نعمت ما) یتیم را میازار
  10. و گدا را مران
  11. و از نعمت پروردگار خویش (با مردم) سخن گوى

فصل ٩٤.  شرح

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آیا براى تو سینه‌ات را نگشاده‌ایم
  2. و بار گرانت را از (دوش) تو برنداشتیم
  3. (بارى) که (گویى) پشت تو را شکست
  4. و نامت را براى تو بلند گردانیدیم
  5. پس (بدان که) با دشوارى آسانى است
  6. آرى با دشوارى آسانى است
  7. پس چون فراغت‌ یافتى به طاعت درکوش
  8. و با اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور

فصل ٩٥.  تین

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به (کوه) تین و زیتون
  2. و طور سینا
  3. و این شهر امن (و امان)
  4. (که) براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم
  5. سپس او را به پست‌ترین (مراتب) پستى بازگردانیدیم
  6. مگر کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند که پاداشى بى‌منت‌ خواهند داشت
  7. پس چه چیز تو را بعد (از این) به تکذیب جزا وامى‌دارد
  8. آیا خدا نیکوترین داوران نیست

فصل ٩٦.  علق

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بخوان به نام پروردگارت که آفرید
  2. انسان را از علق آفرید
  3. بخوان و پروردگار تو کریم‌ترین (کریمان) است
  4. همان کس که به وسیله قلم آموخت
  5. آنچه را که انسان نمى‌دانست (بتدریج به او) آموخت
  6. حقا که انسان سرکشى مى‌کند
  7. همین که خود را بى‌نیاز پندارد
  8. در حقیقت بازگشت به سوى پروردگار توست
  9. آیا دیدى آن کس را که باز مى‌داشت
  10. بنده‌اى را آنگاه که نماز مى‌گزارد
  11. چه پندارى اگر او بر هدایت باشد
  12. یا به پرهیزگارى وادارد (براى او بهتر نیست)
  13. (و باز) آیا چه پندارى (که) اگر او به تکذیب پردازد و روى برگرداند (چه کیفرى در پیش دارد)
  14. مگر ندانسته که خدا مى‌بیند
  15. زنهار اگر باز نایستد موى پیشانى (او) را سخت بگیریم
  16. (همان) موى پیشانى دروغ‌زن گناه‌پیشه را
  17. (بگو) تا گروه خود را بخواند
  18. بزودى آتشبانان را فرا خوانیم
  19. زنهار فرمانش مبر و سجده کن و خود را (به خدا) نزدیک گردان

فصل ٩٧.  قدر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ما (قرآن را) در شب قدر نازل کردیم
  2. و از شب قدر چه آگاهت کرد
  3. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است
  4. در آن (شب) فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى (که مقرر شده است) فرود آیند
  5. (آن شب) تا دم صبح صلح و سلام است

فصل ٩٨.  بینه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. کافران اهل کتاب و مشرکان دست‌بردار نبودند تا دلیلى آشکار بر ایشان آید
  2. فرستاده‌اى از جانب خدا که (بر آنان) صحیفه‌هایى پا‌ک را تلاوت کند
  3. که در آنها نوشته‌هاى استوار است
  4. و اهل کتاب دستخوش پراکندگى نشدند مگر پس از آنکه برهان آشکار براى آنان آمد
  5. و فرمان نیافته بودند جز اینکه خدا را بپرستند و در حالى که به توحید گراییده‌اند دین (خود) را براى او خالص گردانند و نماز برپا دارند و زکات بدهند و دین (ثابت و) پایدار همین است
  6. کسانى از اهل کتاب که کفر ورزیده‌اند و (نیز) مشرکان در آتش دوزخند (و) در آن همواره مى‌مانند اینانند که بدترین آفریدگانند
  7. در حقیقت کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده‌اند آنانند که بهترین آفریدگانند
  8. پاداش آنان نزد پروردگارشان باغهاى همیشگى است که از زیر (درختان) آن نهرها روان است جاودانه در آن همى مانند خدا از آنان خشنود است و (آنان نیز) از او خشنود این (پاداش) براى کسى است که از پروردگارش بترسد

فصل ٩٩.  زلزله

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آنگاه که زمین به لرزش (شدید) خود لرزانیده شود
  2. و زمین بارهاى سنگین خود را برون افکند
  3. و انسان گوید (زمین) را چه شده است
  4. آن روز است که (زمین) خبرهاى خود را باز گوید
  5. (همان گونه) که پروردگارت بدان وحى کرده است
  6. آن روز مردم (به حال) پراکنده برآیند تا (نتیجه) کارهایشان به آنان نشان داده شود
  7. پس هر که هم‌وزن ذره‌اى نیکى کند (نتیجه) آن را خواهد دید
  8. و هر که هم‌وزن ذره‌اى بدى کند (نتیجه) آن را خواهد دید

فصل ١٠٠.  عادیات

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به مادیانهائى که با همهمه تازانند و با سم(هاى) خود از سنگ آتش مى‌جهانند
  2. و برق (از سنگ) همى جهانند
  3. و صبحگاهان هجوم آرند
  4. و با آن (یورش) گردى برانگیزند
  5. و بدان (هجوم) در دل گروهى درآیند
  6. که انسان نسبت به پروردگارش سخت ناسپاس است
  7. و او خود بر این (امر) نیک گواه است
  8. و راستى او سخت‌ شیفته مال است
  9. مگر نمى‌داند که چون آنچه در گورهاست بیرون ریخته گردد
  10. و آنچه در سینه‌هاست فاش شود
  11. در چنان روزى پروردگارشان به (حال) ایشان نیک آگاه است

فصل ١٠١.  قارعه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. کوبنده
  2. چیست کوبنده
  3. و تو چه دانى که کوبنده چیست
  4. روزى که مردم چون پروانه(هاى) پراکنده گردند
  5. و کوه‌ها مانند پشم زده‌شده رنگین شود
  6. اما هر که سنجیده‌هایش سنگین برآید
  7. پس وى در زندگى خوشى خواهد بود
  8. و اما هر که سنجیده‌هایش سبک بر آید
  9. پس جایش هاویه باشد
  10. و تو چه دانى که آن چیست
  11. آتشى است‌ سوزنده

فصل ١٠٢.  تکاثر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. تفاخر به بیشتر داشتن شما را غافل داشت
  2. تا کارتان (و پایتان) به گورستان رسید
  3. چنین نیست که می‌پندارید، ( آری ) بزودی خواهید دانست!
  4. باز هم نه چنین است زودا که بدانید
  5. هرگز چنین نیست اگر علم‌الیقین داشتید
  6. به یقین دوزخ را مى‌بینید
  7. سپس آن را قطعاً به عین‌الیقین درمى‌یابید
  8. سپس در همان روز است که از نعمت (روى زمین) پرسیده خواهید شد

فصل ١٠٣.  عصر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. سوگند به عصر (غلبه حق بر باطل)
  2. که واقعا انسان دستخوش زیان است
  3. مگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‌اند

فصل ١٠٤.  همزه

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. واى بر هر بدگوى عیب‌جویى
  2. که مالى گرد آورد و برشمردش
  3. پندارد که مالش او را جاوید کرده
  4. ولى نه قطعاً در آتش خردکننده فرو افکنده خواهد شد
  5. و تو چه دانى که آن آتش خردکننده چیست
  6. آتش افروخته خدا(یى) است
  7. (آتشى) که به دل‌ها مى‌رسد
  8. و (آتشى که) در ستون‌هایى دراز آنان را در میان فرا مى‌گیرد
  9. در ستون‌ها‌ی کشیده و طولانی!

فصل ١٠٥.  فیل

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. مگر ندیدى پروردگارت با پیلداران چه کرد
  2. آیا نیرنگشان را بر باد نداد
  3. و بر سر آنها دسته دسته پرندگانى ابابیل فرستاد
  4. (که) بر آنان سنگ‌هایى از گل (سخت) مى‌افکندند
  5. و (سرانجام خدا) آنان را مانند کاه جویده‌ شده گردانید

فصل ١٠٦.  قریش

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. براى الفت‌ دادن قریش
  2. الفتشان هنگام کو‌چ زمستان و تابستان (خدا پیلداران را نابود کرد)
  3. پس باید خداوند این خانه را بپرستند
  4. همان (خدایى) که در گرسنگى غذایشان داد و از بیم (دشمن) آسوده‌ خاطرشان کرد

فصل ١٠٧.  ماعون

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. آیا کسى را که (روز) جزا را دروغ مى‌خواند دیدى
  2. این همان کس است که یتیم را بسختى مى‌راند
  3. و به خوراک‌دادن بینوا ترغیب نمى‌کند
  4. پس واى بر نمازگزارانى
  5. که از نمازشان غافلند
  6. آنان که ریا مى‌کنند
  7. و از (دادن) زکات (و وسایل و مایحتاج خانه) خوددارى مى‌ورزند

فصل ١٠٨.  کوثر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. ما تو را (چشمه) کوثر دادیم
  2. پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى کن
  3. دشمنت‌ خود بى‌تبار خواهد بود

فصل ١٠٩.  کافرون

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بگو اى کافران
  2. آنچه مى‌پرستید نمى‌پرستم
  3. و آنچه مى‌پرستم شما نمى‌پرستید
  4. و نه آنچه پرستیدید من مى‌پرستم
  5. و نه آنچه مى‌پرستم شما مى‌پرستید
  6. دین شما براى خودتان و دین من براى خودم

فصل ١١٠.  نصر

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. چون یارى خدا و پیروزى فرا رسد
  2. و ببینى که مردم دسته‌دسته در دین خدا درآیند
  3. پس به ستایش پروردگارت نیایشگر باش و از او آمرزش خواه که وى همواره توبه‌پذیر است

فصل ١١١.  مسد

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بریده باد دو دست ابولهب و مر‌گ بر او باد
  2. دارایى او و آنچه اندوخت‌ سودش نکرد
  3. بزودى در آتشى پرزبانه درآید
  4. و زنش آن هیمه‌کش (آتش فروز)
  5. بر گردنش طنابى از لیف خرماست

فصل ١١٢.  اخلا‌ص

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بگو اوست‌ خداى یگانه
  2. خداى صمد (ثابت متعالى)
  3. (کسى را) نزاده و زاده نشده است
  4. و هیچ کس او را همتا نیست

فصل ١١٣.  فلق

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بگو پناه مى‌برم به پروردگار سپیده دم
  2. از شر آنچه آفریده
  3. و از شر تاریکى چون فراگیرد
  4. و از شر دمندگان افسون در گره‌ها
  5. و از شر (هر) حسود آنگاه که حسد ورزد

فصل ١١٤.  ناس

به نام خداوند رحمتگر مهربان

  1. بگو پناه مى‌برم به پروردگار مردم
  2. پادشاه مردم
  3. معبود مردم
  4. از شر وسوسه‌گر نهانى
  5. آن کس که در سینه‌هاى مردم وسوسه مى‌کند
  6. چه از جن و (چه از) انس